يكشنبه ۱۶ دى ۱۳۸۶ - ۲۶ ذيحجه ۱۴۲۸
Sun, Jan 6, 2008
نماز
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
نماز
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
آثار و پيامدهاى ارزشمند نماز درخانواده
صميميت اعضاى خانواده با نماز
339534.jpg
] دكتر محسن ايمانى]

فريضه اى كه به آن توجهى وافر شده، نماز است و با آن كه جزو فروع دين محسوب مى شود ولى استمرار و برپاداشتن آن، موجب حفظ باور فردنسبت به اصول دين مى شود.خداوند فرمود: نماز را براى ذكر من برپا دار. اما فوايد نماز به نمازگزار مى رسد، اوست كه با ياد خدا، دلش آرامش مى يابد و قرآن مى فرمايد: «فقط با ياد خداست كه دل ها آرامش مى گيرد.» و «چون از ذكر و ياد خدا بهره گيرند مورد لطف و عنايت خدا قرار مى گيرند.» زيرا خداى تعالى فرمود: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم.» منظور از آيه شريفه نزول الطاف و رحمت خداوندى است وگرنه ما هرگز لحظه اى از ياد خدا نمى رويم. چراكه به قول فارابى خداى تعالى هم به عالم ما فوق قمر عنايت دارد و هم به عالم مادون قمر. ولى چون آدمى نماز را برپا مى دارد، از فحشا و منكرات به دور مى ماند و طريق صلاح و سلامت مى پويد و قرآن مى فرمايد: چون ترك نماز گويد، دچار سختى و تنگى در معيشت مى گردد. خداى تعالى مى فرمايد: هر كسى كه از ذكر من اعراض كند به درستى كه براى او معيشتى سخت و تنگ خواهد بود و آن كس كه نمازش را از روى عمد ترك كند، كفر ورزيده است. پس اگر به پيام قرآن دقيقاً توجه كنيم، دوزخيان را اهل نماز معرفى نمى كند. و باز خداوند مى فرمايد: «از آنها مى پرسند كه چرا در دوزخ قرار گرفته ايد جواب مى دهند: ما از نمازگزاران نبوديم.» پس سرانجام كسانى كه نماز را ترك مى گويند، دست نيافتن به سعادت و رفتن به دوزخ خواهد بود و حال آن كه فارابى كه مؤسس فلسفه اسلامى است، هدف از ديانت و تحقق مدينه فاضله را دست يافتن به سعادت مى داند.
حال اگر در درون خانواده اى يكايك اعضا به سعادت برسند، خانواده اى سعادتمند را تشكيل مى دهند كه در پرتو عبادت و نماز از آرامش برخوردارند و در پرتو عنايات و الطاف الهى به سر مى برند و از فحشا و منكرات به دورند و چون از نماز فارغ مى شوند، دوباره به ذكر خدا مى پردازند و به تعبير قرآن «پس وقتى از نماز فراغت يافتيد باز در همه احوال، ايستاده و نشسته و بر پهلو و درهر حال كه مى توانيد خدا را ياد كنيد.»


* نماز در خانواده
يكى از ويژگى هاى بارز انسان مسلمان انجام عبادت و برگزارى فريضه است. پدر را وظيفه آن است كه همسر و فرزندان خود را امر به نماز كند و قرآن مى فرمايد: «اهل خود را به برگزارى نماز امر كن.» لقمان حكيم نيز فرزند خويش را به نماز امر كرده و مى فرمايد: فرزندم نماز را بپادار. پس پدر كه متولى دعوت اعضاى خانواده به ديانت در معناى وسيع است، بايد وظيفه امر به معروف را عهده دار شود و نماز يكى از مصاديق بارز امر نيك و معروف است. پس پدر بايد احساس وظيفه كرده و نسبت به وظيفه خطير خويش واقف باشد تا ديگران را نسبت به ايفاى آن وظيفه تذكر دهد و در بيان نيز لحنى صميمانه داشته باشد، چنان كه اين صميميت در لحن لقمان هويدا است. على (ع) نيز در نامه ۳۱ نهج البلاغه، فرزند خويش امام حسن (ع) را به همين نحو و با همين لحن مورد خطاب قرار داده و مى فرمايد: «يا بنى». پس هنگام دعوت فرزندان خويش نيز پدران از همين لحن صميمانه استفاده كرده و بگويند: «پسرم نماز را به پادار» و اين لحن گرم و صميمى است كه آنان را به عبادت تشويق و ترغيب مى كند. پس دعوت با لحن نيك و صميمى تأثير مضاعف دارد و آنجا كه امر و دعوت با لحنى صميمانه نباشد، قطعاً گرايش به انجام فريضه و استمرار آن نيز چندان قابل توجه نخواهد بود.
* آثار و پيامدهاى نماز در خانواده
خواندن نماز در خانواده آثار و پيامدهاى فراوانى در بردارد كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم.
* ايجاد انسجام و همدلى
از جمله عواملى كه خانواده را پايدار ساخته و حيات آن را استمرار مى بخشد، وجود انسجام در آن است، پس هر اندازه همسويى در آن بيشتر باشد و همدلى در آن قوت گيرد، خانواده منسجم تر خواهد بود. براى تحقق انسجام، خوب است نماز به جماعت برگزار شود. نماز جماعت فاصله ها را در خانواده از بين مى برد و همه را در كنار يكديگر قرار مى دهد. پدر، مادر و فرزندان همه با هم رو به سوى قبله مى نشينند كه اولين خانه اى است كه خداوند آن را براى مردم قرار داد. زمانى كه صداى مؤذن بلند مى شود و چون به نام رسول خدا(ص) مى رسد، همه برايشان و خانواده شريف وى درود مى فرستند و چون به پايان مى رسد، همه با هم قيام مى كنند و يك صدا تكبير مى گويند و به امام جماعت اقتدا مى كنند و در اين قامت و ركوع و سجده، هماهنگ و همدل و همسو عمل مى كنند زيرا خداوند فرمود: «نماز را برپاى داريد.» «و با ركوع كنندگان ركوع كنيد و از سجده گزاران باشيد.»
بدين ترتيب با رعايت اركان نماز و توجه به موالات آن و با بيان اذكار و اوراد آن، نماز را به پايان مى رسانند و چون به راست و چپ مى نگرند، جمال يكديگر را هم در پى اين عمل مستحبى مى بينند و چون با يكديگر مصافحه مى كنند گرماى دستان صميمى يكديگر را لمس كرده و مى گويند «فتقبل الله»، همه براى قبولى نماز يكديگر، دعا مى كنند و سپس به ذكر الهى پرداخته و تسبيح منسوب به حضرت زهرا(س) را كه حاوى اذكار ارزشمند است، بيان مى دارند و سپس براى شكرانه خداى سر بر سوى تربت حسين(ع) برده و پيشانى خود را بر آن قرار داده و آن را بوسه مى زنند و نماز از اين دست به آستانه قبولى مى رسد و بالا مى رود. نمازى كه به جماعت خوانده شده و مهر آن خاك كربلاى سرور آزادگان بوده و همه براى قبولى نماز ديگرى به دعا برخاسته اند. اينك سؤال اين است كه آيا اين همه اذكار الهى و افعال معنوى همسو و منسجم موجب انسجام خانواده نمى شود قطعاً پاسخ مثبت است، چراكه آنها دست خدا را به همراه خود خواهند داشت و اجتماع آنها نيز حول محور حق است و نه تفرق در مسير حق كه على(ع) آنان را مورد خطاب قرار داده و فرموده است: به خدا قسم كه دل را مى ميراند و غم و اندوه را برمى انگيزد، اجتماع اين قوم (سپاهيان معاويه) بر باطلشان و تفرقه شما در حقتان. پس اجتماع حول محور حق كه با نماز جماعت در خانواده متجلى مى شود، نشاط برانگيز است و رضايت خالق را نيز به همراه دارد.
نتيجه آن كه همه با هم به سوى يك قبله، با اذكارى واحد و با افعالى مشابه، حول محور حق و با همدلى و همراهى با يكديگر به عبادت خالقى يگانه مى پردازند. اين امر موجب انسجام معنوى خانواده مى شود و انسجام معنوى خانواده، دوام و بقاى آن را ضمانت مى كند. زوجين طلاق را مبغوض ترين حلال ها دانسته و براى اندك اختلافى رو به جدايى نمى آورند.
پس لازمه برگزارى نماز جماعت همكارى است و در تعريف همكارى گفته اند: وقتى مجموعه اى از افراد به صورتى هماهنگ براى دست يافتن به هدفى واحد تلاش مى كنند، به آن همكارى مى گويند. همكارى نيز عامل ايجاد انسجام و پايدارى خانواده است.
* تأمين بهداشت روانى خانواده
از ديگر امورى كه نماز در خانواده به تحقق آن كمك مى كند، بهداشت جسمانى و روانى است. اينك سؤال اين است كه نماز چه نقشى در تأمين بهداشت جسمانى و روانى دارد و چگونه بعد جسمانى و روانى آدمى را سامان مى بخشد در پاسخ بايد گفت كه تقرب به خداوند موجب امنيت خاطر آدمى است و نماز عامل نزديكى و تقرب به پروردگار عالميان است. در روايتى از حضرت امام صادق(ع) از برترين چيزى كه بندگان به واسطه آن به خدا تقرب مى جويند، سؤال مى كنند، حضرت مى فرمايد: «پس از شناسايى خداوند، از اين نماز مسأله برترى سراغ ندارم. آيا نمى بينى كه بنده نيكوكار، عيسى بن مريم (ع) گفت كه خداوند به من سفارش نماز را فرمود.»
على (ع) هم در دعاى كميل بن زياد نخعى مى فرمايد: «نام و ياد خدا دوا و شفاست و براى هر دو بعد جسمانى و روانى نيز صادق است.»
پس سلامت روانى بر جسم آدمى تأثيرگذار است و سلامت جسمانى زمينه ساز سلامت روانى است و وقتى اعضاى خانواده اى در هر دو بعد جسم و روان از سلامت برخوردار باشند، فضاى خانواده نيز از سلامت برخوردار خواهد بود، چرا كه نيازهاى اساسى روانى همچون نياز به امنيت و محبت و نياز به تعلق به جمع و عزت نفس و خودشكوفايى تأمين مى شود و در پرتو آنها، فضاى خانواده از سلامت و امنيت عاطفى برخوردار مى شود. اين امر خود جسم انسان ها را به سلامت نگاه مى دارد و نماز و عبادات به نحو مطلوب منشأ تأمين اين ها خواهد بود.
* دست يافتن به تعالى و سعادت
زمانى كه انسان به فضيلت عبادت خدا دست مى يابد و به شهوات خويش غلبه مى كند، سير تعالى را طى كرده است و مهم تر از آن، اين است كه او در مقام سخن گفتن با ذاتى بى همتا قرار گرفته و خالق عالم به آدمى چنين اذن و اجازه اى داده است و عطاى چنين اذنى به انسان موجب اعتلاى اوست. پس آن كه بيشتر با خدا سخن گفته است و بخش بيشترى از عمر خود را با خداى تعالى سپر كرده و به ذكر او مشغول بوده است، از تعالى بيشترى برخوردار شده و به امكان بهترى براى دست يافتن به سعادت دسترسى پيدا كرده است. پس اگر اعضاى خانواده اى به چنين امكانى دست يافته باشند، مى توان گفت آن خانواده اعتلا يافته است.
* توسعه و بسط فرهنگ دينى در خانواده
نماز و برپا داشتن آن در فضاى خانه، خانواده را در بسط و توسعه فرهنگ دينى كمك مى كند، زيرا نماز احكام خاص خود را دارد و نمازگزار بايد بر مقدمات، مقارنات، موالات، اركان، اوقاف و مستحبات نماز واقف شود، تا بتواند اين فريضه را به نحو احسن برگزار كند. پس براى افزايش اطلاعات درباره نماز، سؤالاتى توسط فرزندان از والدين پرسيده مى شود. از سويى والدين نيز بر رفتار عبادى فرزندان خويش نظارت مى كنند تا آنان را براى برگزارى بهتر نماز يارى رسانند. لذا ضمن تشويق فرزندان، گاه خطاهاى آنان را نيز تذكر مى دهند و فرزند را براى كسب شناخت بيشتر نسبت به كيفيت نماز و مطلوب برگزار شدن آن مدد مى رسانند و بدين ترتيب فضاى بحث و گفت و گو درباره نماز و نيز مسائل ديگر دينى آغاز مى شود. بچه ها سؤالاتى درباره فلسفه نماز و ضرورت اقامه آن مطرح مى كنند و اگر والدين پاسخ هاى غنى و مناسبى بدهند، فرهنگ نماز و نماز خواندن را بسط و گسترش داده اند. به طور مثال ممكن است كه فرزند از والدين درباره اهميت و جايگاه سجده در نماز سؤال كند، آنها مى توانند به احاديثى در اين باره اشاره كنند.
* الگوپذيرى فرزندان از والدين
آنچه بايد به آن عنايتى ويژه داشت، اين است كه والدين در خانواده در انجام عبادت نقشى الگويى دارند. اگر پدر و مادرى در طريق حق گام بردارند و به عبادت خدا بپردازند، فرزندان نيز از والدين خويش الهام گرفته و آنان نيز معمولاً در همان طريق گام مى نهند. پس بدين ترتيب مشى و روش انجام عبادت از سوى والدين در معرض ديد فرزندان قرار مى گيرد و يافته ها حكايت از آن دارد كه در خانواده هايى كه والدين نمازگزارند، فرزندان آنها بيشتر به عبادت و نماز روى مى آورند و اگر نماز نخوانند و در انجام عبادت كاهل باشند، فرزندان خويش را به كاهل بودن در نماز سوق مى دهند. آنان بايد از اسوه حسنه، يعنى پيامبر (ص) الهام بگيرند كه به نماز مى ايستاد. در مسجد، هم اهل بيت به ايشان اقتدا مى كردند و هم ديگران. در آنجا كه مسجد نيست، برپا داشتن نماز جماعت در خانواده توصيه شده است. بايد دانست كه عبادت هاى كودكان نيز از مشروعيت برخوردار است. خداوند درباره كودكان هم تكاليف را به نحو الزام (واجب يا حرام) نخواسته است، پس براى آنان واجبات چون مستحبات نخواهد بود و محرمات چون مكروهات. مى توان گفت كه احكام الهى تكليفى درباره كودكان سه قسمت است: مستحبات (شامل واجبات و مستحبات)، مكروهات (شامل محرمات و مكروهات) و مباحات. پس اگر پدر و مادر الگويى از عبادت باشند و فرزندان به آنها تأسى كنند، مى توانند از كودكى اندوخته اى از مستحبات و معنويات را فراهم آورند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |