|
تأملى بر كتاب «دين ژاپن؛ يكپارچگى و چندگانگى » اثر بايرون ارهارت
راز سرزمين آفتاب
|
|
|
]كامران فانى]
كشور ژاپن پس از قرن ها انزوا، در نيمه قرن نوزدهم ناگهان سربرآورد و به سرعت صنعتى شد.در جنگ جهانى شركت كرد و در آن شكست خورد، سپس قد راست كرد تا به صورت يك قدرت جهانى درآيد و همگى اين ماجرا در مدت كوتاه يكصد سال صورت پذيرفت.امروزه به ژاپن به صورت «معجزه آسيا» نگريسته مى شود، زيرا تنها ملت غير غربى بود كه براى نخستين بار به صورت كشورى نيرومند و صنعتى و جديد درآمد.نويسندگان بسيارى در پى كشف آن برآمده اند كه چگونه ژاپن معيار جهان سومى را در هم شكسته است در اين ميان كمتر كسى به نقش دين و تأثير آن در اين سير تحول و دگرگونى توجه كرده است.اينك جاى خوشوقتى است كه كتاب «دين ژاپن: يكپارچگى و چندگانگى» نوشته اچ.بايرون ارهارت(۱) با ترجمه مليحه معلم به همت انتشارات سمت انتشاريافته است.خانم معلم كه قبلاً كتاب اديان شرقى در امپراتورى روم، نوشته فرانتس كومون را كه از آثار ارزشمند كلاسيك در حوزه دين پژوهى جهان باستان است به فارسى ترجمه كرده بود، اينك نيز كتاب دين ژاپنى را در نهايت دقت و صحت و با نثرى شيوا و روان به زبان فارسى برگردانده است.مخاطب اين كتاب هم عامه خوانندگان و هم دانشجويان و استادانى هستند كه به ژاپن شناسى يا دين شناسى علاقه مندند.به گفته مؤلف كتاب «ضمن اينكه عامه خوانندگان مى توانند به مثابه نخستين گام در شناخت عميق تر دين ژاپن از آن بهره ببرند، دانشجويان و استادان نيز مى توانند از آن براى تلفيق مطالعات تخصصى خود استفاده كنند». كتاب دين ژاپن پس از مقدمه اى مفصل در باب مضامين پايدار در تاريخ دين ژاپنى، در سه بخش به شكل گيرى دين در ژاپن، تحول و گسترش آن و سرانجام به تحجر و تجديد حيات دين در ژاپن مى پردازد.نخستين امرى كه خواننده را به شگفتى مى اندازد اين است كه هيچ دين نظام مند واحدى كه بتوان آن را «دين ژاپنى» بناميم، حداقل به آن صورتى كه مثلاً به اسلام يا مسيحيت اشاره مى شود، در ژاپن وجود ندارد.در ژاپن سه دين شينتويى، بودايى و كنفوسيوسى وجود دارد و اكثر مردم ژاپن همزمان به همه آنها اعتقاد دارند و آگاهانه و ناآگاهانه در مراسم عبادى آنها شركت مى جويند.هر فرد ژاپنى در لحظات مختلف زندگى خود در تمام اين سه آئين سرنوشت ساز ژاپن شركت مى كند.او اجراى اعمال دينى را منحصر به يكى از اين آئين ها نمى داند، بلكه آن را مربوط به نيروى مقدسى مى داند كه در مجموع آنها نهاده شده است.در واقع تعامل بين آئين هاى ژاپنى شيوه تلفيقى دارد نه جايگزينى.حقيقت مطلب يكسره در يد هيچ كدام از اين آئين ها نيست.طى تاريخ ژاپن اين تنوع و كثرت به جاى آنكه وحدت كلى ملت ژاپن را تهديد و تضعيف كند، آن را قوت بخشيده است.در ميان اين سه آئين، آئين شينتو بومى ژاپن است؛ آئين بودايى اصل هندى دارد و از طريق چين و كره وارد ژاپن شده است و آئين كنفوسيوسى (و در كنار آن آئين تائويى) مستقيماً از چين به ژاپن آمده است، ولى اين دو آئين اخير را نبايد خارجى تلقى كرد.قطعاً هم بودا و هم سنت هاى چينى ماهيتى ژاپنى به خود گرفته اند و چنان عميقاً در زندگى ژاپنى ها ريشه دوانده اند كه هر روستايى معمولى مى پندارد كه تمام جنبه هاى آن خاص روستاى اوست. در دين ژاپن شش مضمون پايدار به چشم مى خورد: ۱) نزديكى انسان، طبيعت و خدايان؛ ۲) نقش حياتى دين در نظام خانواده كه هم شامل اعضاى در قيد حيات و هم اعضاى متوفى مى شود، خانه مركز مهر و ايثار دينى است؛ ۳) اهميت تطهير، تعويذ و مناسك عبادى.تطهير و پاكى، هم جسمى و هم معنوى، در دين ژاپن اهميتى اساسى دارد؛ ۴) جشن هاى محلى آئين هاى خاص.اين جشن هاى دوره اى بيانگر حيات جمعى مردم ژاپن و شيفتگى آنان به امور معنوى است؛ ۵) درآميختگى دين با زندگى روزمره و نقش اساسى آن در فعاليت هاى اقتصادى و اجتماعى؛ ۶) آخرين مضمون مهم پيوند دين با دولت و ملت است.عصر جديد ژاپن با «تجديد حيات مسيحى» در ۱۸۶۸ ميلادى آغاز شد و دين ژاپنى ويژگى ملى گرايى به خود گرفت و با تار و پود حيات جديد مردم ژاپن در هم تنيده شد.در اين دوره بود كه در نظام آموزشى ژاپن، آئين شينتويى كه در واقع كيش ساده پرستش طبيعت بود و از مشتى اسطوره تشكيل يافته بود، تحول يافت و چون ژاپنى خالص بود به عنوان دين رسمى دولتى پذيرفته شد و جزء بنيادين آن ايدئولوژيى شد كه پشتيبان ملى گرايى ژاپن بود.در كنار آن آئين كنفوسيوسى كه در تعيين نقش خانواده به راه و رسم سنتى از اهميتى خاص برخوردار بود، استحاله يافت و از يك نظام اخلاقى دينى مبتنى بر تعليمات حكيمان چينى به يك نظام اخلاقى وطن پرستانه بومى درآمد.تلفيق اين دو آئين به نحوى فزاينده در مبارزه با هجوم انديشه ها و ارزش هاى غربى به كار گرفته شد و زمينه رشد و تحول سريع ژاپن را فراهم آورد. ژاپن از حيات دينى غنى و خاصى برخوردار است.عقايد و اعمال گوناگون در دين ژاپن شبكه اى به هم پيوسته از يك جهان بينى كلى را به وجود آورده است كه با ايجاد ارتباط بين انسان و يك قدرت الهى يا مقدس، زندگى وى را غنى مى سازد.اشكال دينى اى كه واسطه انتقال اين قدرت مقدس اند، هرچند از لحاظ نوع و تغييرات تاريخى تا حدى متفاوت اند، اصول آنها يكى است و اين همه سرنوشت مشترك را براى مردم ژاپن رقم زده است و آن را شالوده وحدت ملى و بستر توسعه و پيشرفت فرهنگى و اجتماعى قرار داده است. ٍٍٍ,Japanese Religion:(۱۹۴۷)۱/Earhart.H.Byron Unity and Diversity, Dickenson Publishing Co, Colifornia .
|