|
زنان در چشم انداز توسعه ايران
] پويا دبيرى مهر] زمانى موضوع زنان و مشاركت هاى آنان در تصميم سازى و تصميم گيرى، آنچنان كه بايد مورد توجه قرار نمى گرفت، اما اكنون به بركت انقلاب اسلامى نقش و جايگاه زنان در هدايت و جهت دهى به مسير رشد و توسعه كشور به گونه اى ترسيم شده است كه مى توان با قاطعيت به نقش بى بديل و غيرقابل جايگزين زنان در رشد و توسعه كشور اذعان كرد. زنان ايرانى به علت حساسيت هاى قومى و فرهنگى از ديرباز با مشكلات فراوانى همراه بوده اند و تا پيش از انقلاب اسلامى به علت نبود ساختار ارزشى مناسب، همواره در حاشيه هاى هميشگى و معمول خود از قبيل ظرافت هاى ظاهرى به سر مى بردند. امروزه همه صاحبنظران و مسئولان اجرايى به اين نتيجه رسيده اند كه سطح توسعه كشورها رابطه مستقيمى با شاخص هاى كيفيت گروه هاى گوناگون جمعيتى دارد. در اين ميان گروه جمعيتى زنان به علت ويژ گى هاى آنان از نظر توانايى ها، مسئوليت ها و به طور كلى كاركردهايى كه در تسريع فرآيند توسعه كشور مى تواند به عهده داشته باشد، بسيار قابل توجه است. * موقعيت تاريخى جايگاه زنان در ايران مرور سابقه تاريخى، اجتماعى و مسائل فرهنگى، نظير تبيين جايگاه زنان از نظر ارزش ها، اعتقادات و باورهاى جامعه براى درك وضعيت زنان در ايران و نقش كنونى آنها در توسعه كشور امرى ضرورى است. هنگامى كه زنان در يونان قديم حتى به عنوان شهروند، به حساب نمى آمدند، در ايران «پادشاهى هماى» و جنگ هاى «گردآفريد» به عنوان جزئى از تاريخ رقم مى خورد و در دوران بربريت مطلق اروپاى شمالى، زنان مسلمان ايرانى مانند «ريحانه» دختر حسين خوارزمى به تحصيل و تدريس علم نجوم مشغول بودند. به طور كلى مى توان گفت كه موقعيت و مقام زن در هر دوره به شرايط زمانى، محيطى و چگونگى محاسبات اجتماعى بستگى داشته است. به اين معنا كه حقوق و مقام زن در دوره هاى مختلف از جمله پيش از تاريخ «ايران باستان» و پس از اسلام و حتى امروز همواره تابعى از موقعيت دوران او بوده است. با گذر از دوره هاى تاريخى نظير دوران مادها، هخامنشيان و قاجاريه و نهضت مشروطيت كه «بيدارى واقعى زنان» از اين دوران آغاز شد، در دوران پهلوى نيز از زنان بيشتر به عنوان نماد نوگرايى و تجددطلبى استفاده مى شد. در دوران انقلاب اسلامى برخى از محدوديت هاى تحميلى كه حاصل دوره هاى قبل بود از ميان رفت. زنان توانستند در رشته هاى مختلف علمى و دانشگاهى تحصيل كنند و در زمينه آموزش، توانايى هاى خود را به اثبات برسانند. همين امر موجب افزايش آگاهى ها و حضور برجسته تر زنان در عرصه هاى مختلف شد. اگرچه به علت نبود بسترهاى كافى و لازم هنوز برخى از زنان براى فعاليت در جامعه با مشكلات گوناگونى مواجه هستند اما شرايطى براى فعاليت بيشتر زنان بويژه تحصيلكرده در طول اين سال ها تا حد زيادى فراهم شده است. * لزوم توجه به جايگاه زنان توجه به جايگاه زنان در برنامه هاى توسعه همان طور كه در چند سال اخير مورد توجه مسئولان و برنامه ريزان كشور قرار گرفته داراى اهميت ويژه اى است زيرا ميزان مشاركت هاى زنان در فعاليت هاى گوناگون اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى از شاخص هاى مهم توسعه همه جانبه و مورد توجه سازمان ملل براى تعيين درجه توسعه يافتگى كشورهاست. هرچند زنان با تلاش بسيار و مشاركت در سطوح گوناگون آموزشى و كسب مهارت هاى لازم تلاش كرده اند ميزان بهره مندى از حقوق خود را افزايش دهند اما به نظر مى رسد هنوز هم براى استفاده از توانمندى ها و قابليت هاى خود راهى طولانى در پيش دارند. * نتيجه گيرى بديهى است كه ديگر نمى توان از حضور مؤثر زنان در زمينه هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى و سياسى چشم پوشى كرد. زيرا به غير از افزايش نارضايتى ها، تأثير نامطلوبى بر روند توسعه يافتگى جوامع نيز خواهد داشت. از اين رو ضرورت دارد كه مسئولان و تصميم گيران در برنامه ريزى هاى توسعه زمينه رشد و تعالى زنان و در پى آن رشد و توسعه كشور را به عنوان قشرى قابل توجه كه داراى توانايى هاى بسيارى هستند برجسته تر كنند.
|