دوشنبه ۱۷ دى ۱۳۸۶ - ۲۷ ذيحجه ۱۴۲۸
Mon, Jan 7, 2008
بانو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
بانو
ايستگاه خبر
زنان محجبه كمتر به بيمارى هاى پوستى دچار مى شوند


انجمن سلامت شمال آمريكا در تحقيقات اخير خود به طور علمى و با آمار ثابت كرد كه زنان محجبه كمتر به بيمارى هاى پوستى دچار مى شوند . در اين تحقيقات كه دو گروه از زنان محجبه و غيرمحجبه در آن شركت داشتند در مرحله اول افرادى با شرايط جسمانى، سنى و مشاغل يكسان انتخاب شدند و به مدت سه ماه در روزهاى مشخص، مورد آزمايش هاى ويژه قرار گرفتند.
بعد از گذشت سه ماه محققان به اين نتيجه رسيدند كه افراد محجبه از پوست لطيف ترى برخوردارند و علايم هيچ بيمارى پوستى در آنها ديده نمى شود در حالى كه زنان غيرمحجبه با استفاده از كرم هاى ضدآفتاب سعى در حفظ سلامتى پوست خود داشتند اما اين اقدام در طولانى مدت موجب از بين رفتن پوست آنها شده بود . بنا به گزارش اسلام آنلاين، هنگامى كه پوست زنان غيرمحجبه به طور كامل از اثر اين كرم ها پاك مى شد، چين و چروك ها و لك هاى فراوانى در پوست آنها به چشم مى خورد .
محققان اعلام كردند: از آنجا كه پوست زنان مسلمان كمتر در معرض پرتوهاى فرابنفش خورشيد قرار دارد از سلامت بيشترى برخوردار است.

خستگى مزمن در زنان بيشتر از مردان است

تحقيقات نشان مى دهد، خستگى مزمن به دنبال عوامل گوناگون عصبى و ايمنى در افراد ايجاد مى شود و در زنان بيشتر از مردان بروز مى كند.
براساس بررسى هاى انجام شده وقتى علائم خستگى بدنى و ذهنى و گاه سردرد در افراد بروز كرده و بيش از يك ماه و نيم طول بكشد، نشان آن است كه فرد دچار خستگى مزمن شده است. خستگى مزمن، بيش از هر سن ديگرى در نوجوانان و جوانان ديده مى شود و بيش از ۷۰ درصد از مبتلايان زنان هستند.
بررسى ها نشان داده است كه اختلالات سيستم عصبى افراد بيشترين عامل بروز خستگى مزمن مى باشد و در مواردى هم غدد درون ريز و سيستم ايمنى در اين بيمارى درگير هستند. البته زنان به علت شرايط گوناگون تغييرات هورمونى و باردارى و زايمان به طور معمول بيشتر درمعرض اين بيمارى قرار مى گيرند.
اين حالت لزوماً طولانى مدت نيست و دربسيارى موارد پس از گذشت چند ماه كاهش علائم بيمارى عصبى و يا ايمنى و غددى برطرف مى شود و متخصصان هشدار مى دهند كه افراد ممكن است در شرايطى از قبيل عفونت ها، بيمارى هاى عصبى، عضلانى، بيمارى هاى هورمونى و اعتياد دچار آن شوند. در مواردى نيز عوارض استفاده از برخى داروها خستگى و ضعف است.

زنان ايرانى بيش از مردان
به زندگى اميدوارند

افزايش سن اميد به زندگى نشان مى دهد به طور معمول زنان دو سال بيش از مردان عمر مى كنند. براساس شاخص هاى بهداشت و درمان، شناخت داروى درمانى و پيشگيرى از بسيارى از بيمارى هايى كه در يك مقطع زمانى موجب مرگ و مير مى شد، موجب افزايش زمان بقا يا عمر در كشور شده است.
بررسى ها نشان مى دهد سن اميد به زندگى در زنان ۷۳ سال و در مردان به ۷۱ سال رسيده است و بر اين اساس زنان معمولاً دو سال بيشتر از مردان عمر مى كنند به طورى كه تعداد زنان بيوه بيش از مردان همسر از دست داده است.
برهمين اساس تا چند سال آينده يكى از مشكلات كشور ما افزايش جمعيت سالمندان خواهد بود و پيش بينى مى شود تا ۱۵ سال آينده درصد جمعيت اين افراد كه هم اكنون ۶ درصد است، دو رقمى و به بيش از ۱۰ درصد برسد.
سياه فقط براى محرم
340041.jpg
] تهمينه مهربانى]
چنان مچ دستم را گرفت و كشيد كه تا گردنم تير كشيد. سابقه نداشت مادر چنين كارى بكند. چادر كوچكم را پشت سرم كشيدم و دم پايى ام توى تكيه جا ماند. مادر مهربان بود... خيلى خيلى مهربان بود... هيچ وقت عصبانى نمى شد. هيچ وقت اخم نمى كرد، ولى آن روز ديدم كه عصبانى است. دندان هايش را روى هم فشار داد و گفت: «دروغه... زينب اين جورى دروغه...»
در تمام طول راه تا خانه، فقط پاهاى مادر را مى ديدم كه با عجله پيش مى رفت و پاهاى مردمى را كه از كنار من عبور مى كردند. قدم به زور تا كمرشان مى رسيد و فقط مواظب بودم چادرم را كه همان شب پيش، مادر برايم دوخته بود، جا نگذارم.
|||
رسيديم به خانه. مادر رفت سر حوض و دو مشت آب برداشت و زد به سر و صورتش. ماهى هاى قرمز كوچولو فرار كردند و توى نور خورشيد كه مى ريخت روى آب و كاشى هاى آبى حوض، تند تند وول خوردند. آنها هم باورشان نمى شد كه مادر عصبانى شود. نور آفتاب توى صورتم افتاده بود و مادر را درست نمى ديدم. هيچ وقت از او نترسيدم... هيچ وقت، اما غصه مى خوردم. وقتى گريه مى كرد... وقتى مريض مى شد... و از همه بدتر، وقتى كه حس مى كردم دلش از من گرفته است، اما آن روز نمى فهميدم چرا گريه مى كند. من كه كارى نكرده بودم. درد عجيبى، دل كودكانه ام را در پنجه هايش گرفته بود و مى فشرد.
|||
مادر با صداى گريه من سرش را بلند كرد. صورتش و موهايش خيس آب بودند. خنديد... مثل ياس توى گلدان!
«واسه چى گريه مى كنى وروجك »
دويدم به طرفش و صورتم را توى چين هاى خيس دامن چيت اش قايم كردم و زار زدم:
«شما واسه چى گريه مى كنين »
مادر بغلم كرد و دستى به موهايم كشيد وگفت:
«مادرجان، يه وقت باور نكنى كه حضرت زينب(س) از خدا گلايه كرده باشه كه چرا اين بلا رو سرم آوردى »
نگاهش كردم. معنى تك تك كلماتش را نمى فهميدم، ولى مى دانستم كه بايد يادم بماند... مى دانستم كه بايد يادم بماند... در همان حال و هوا و عالم كودكانه ام گفتم «چشم!»
|||
تاسوعا كه مى شد، مادر تند و تند كارهاى خانه را مى كرد... كارهايى كه كم هم نبودند... شش تا بچه، يكى از يكى شلخته تر... همه فرارى از كار، تحت پوشش «درس داريم. وقت نداريم!» همه مى دانستيم كه روز عاشورا، ابداً نبايد به مادر كار داشته باشيم. از صبح مى رفت مى نشست توى حياط يا اگر كسى او را نمى ديد، روى پشت بام و زيارت عاشورا مى خواند و نمى دانم با خدا چه مى گفت كه لپ هاى چروكيده اش پوست مى انداخت و چشم هايش مى شدند دو تا كاسه خون. يواشكى از پله ها مى رفتيم بالاو به زيارت عاشورا خواندنش گوش مى دادم. هيچ كس زيارت عاشورا را مثل مادر نمى خواند. يك جورى مى خواند كه حتى من هم مى فهميدم و نمى دانم چرا از همان بچگى ، ثارالله و ابن ثاره، دلم را زير و رو مى كرد.
|||
محرم داشت نزديك مى شد. بازداشتم با مادر كل كل الكى مى كردم. «واسه چى بايد سياه پوشيد »
مادر مشغول كار بود، كارهاى تمام نشدنى. گفت:
«اولاً من نگفتم بايد... من فقط گفتم بپوشى، واسه عقلت خوبه.»
با غرور نوجوانى، بادى به غبغب انداختم و گفتم:
«د همين ديگه... منطقى نيست... شما هميشه توصيه مى كنين كه رنگ هاى آبى و سبز و زرد و روشن بپوشيم، چطور ماه محرم كه مى شه سياه مى پوشين »
مادر صبورانه لبخندى زد و گفت:
«آى كه بگردم قربون اين منطق چلاق تو... همين مونده كه من پشت سر منطق لنگ تو راه بيفتم و تا سر كوچه هم نرسم!»
سپس دستى به موهايم كشيد و پرسيد:
«توى چهارچوب منطقى تو، بالاخره يزيد خوبه يا بده »
سؤال مادر چنان صريح و سريع بود كه يخ زدم و بى اختيار گفتم:
«خب معلومه! بده!»
خنديد و گفت:
«خب! جاى شكرش باقيه... فكر كردم با اين كتاب هايى كه تو تند و تند مى بلعى، جاى يزيد و امام حسين(ع) عوض شده باشه!»
و سكوت! هميشه خدا كارش همين بود. با مهربانى، سؤالى را پرت مى كرد به طرفت و حالا يا جوابش را نده. با صدايى كه از ته چاه درمى آمد، پرسيدم:
«اشكالى داره خوندن كتاب بيگانه »
لبخند زد و گفت:
«من سوادم به بيشتر از حافظ قد نمى ده!»
|||
خواب ديدم انگار جايى است مثل ملكوت. ملائكه دور تا دور ايستاده بودند با لباس هاى سراپا سياه. مادر انگار كه مرده، با چادر سياه خيلى قشنگ. مؤدب و موقر، كنار فاطمه زهرا(س). ملائكه يكى يك شمع توى دست هايشان. فضا سنگين است، يك جورى كه قفسه سينه من كه دارم از بالا نگاهشان مى كنم، درد گرفته. من متحير كه چرا ملائكه كه هميشه با سفيدى و نور توى ذهن آدم مى آيند، سياهپوش هستند و چرا مادر كه هميشه صورتش پر از لبخند است و فاطمه زهرا(س) كه صورتش مثل خورشيد مى درخشد، اين طورى زانوى غم به بغل گرفته اند
|||
گفتم:
«مادر! اون لباس مشكى بزرگه كو »
نگاهم كرد... حرفى نزد... بعد لبخند زد و گفت:
«توى چمدون. بايد اتوش كنى!»
موقعى كه داشتم به سراغ چمدان مادر مى رفتم، پشت سرم داد زد:
«دختر جان! يادت باشه حتى توى ختم من هم سياه نپوشى. سياه فقط واسه دهه محرم!»
و نپوشيدم... روزى كه رفت، سياه نپوشيدم... سياه فقط براى دهه محرم!
زنان در چشم انداز توسعه ايران
] پويا دبيرى مهر]
زمانى موضوع زنان و مشاركت هاى آنان در تصميم سازى و تصميم گيرى، آنچنان كه بايد مورد توجه قرار نمى گرفت، اما اكنون به بركت انقلاب اسلامى نقش و جايگاه زنان در هدايت و جهت دهى به مسير رشد و توسعه كشور به گونه اى ترسيم شده است كه مى توان با قاطعيت به نقش بى بديل و غيرقابل جايگزين زنان در رشد و توسعه كشور اذعان كرد.
زنان ايرانى به علت حساسيت هاى قومى و فرهنگى از ديرباز با مشكلات فراوانى همراه بوده اند و تا پيش از انقلاب اسلامى به علت نبود ساختار ارزشى مناسب، همواره در حاشيه هاى هميشگى و معمول خود از قبيل ظرافت هاى ظاهرى به سر مى بردند. امروزه همه صاحبنظران و مسئولان اجرايى به اين نتيجه رسيده اند كه سطح توسعه كشورها رابطه مستقيمى با شاخص هاى كيفيت گروه هاى گوناگون جمعيتى دارد. در اين ميان گروه جمعيتى زنان به علت ويژ گى هاى آنان از نظر توانايى ها، مسئوليت ها و به طور كلى كاركردهايى كه در تسريع فرآيند توسعه كشور مى تواند به عهده داشته باشد، بسيار قابل توجه است.
* موقعيت تاريخى جايگاه زنان در ايران
مرور سابقه تاريخى، اجتماعى و مسائل فرهنگى، نظير تبيين جايگاه زنان از نظر ارزش ها، اعتقادات و باورهاى جامعه براى درك وضعيت زنان در ايران و نقش كنونى آنها در توسعه كشور امرى ضرورى است.
هنگامى كه زنان در يونان قديم حتى به عنوان شهروند، به حساب نمى آمدند، در ايران «پادشاهى هماى» و جنگ هاى «گردآفريد» به عنوان جزئى از تاريخ رقم مى خورد و در دوران بربريت مطلق اروپاى شمالى، زنان مسلمان ايرانى مانند «ريحانه» دختر حسين خوارزمى به تحصيل و تدريس علم نجوم مشغول بودند. به طور كلى مى توان گفت كه موقعيت و مقام زن در هر دوره به شرايط زمانى، محيطى و چگونگى محاسبات اجتماعى بستگى داشته است. به اين معنا كه حقوق و مقام زن در دوره هاى مختلف از جمله پيش از تاريخ «ايران باستان» و پس از اسلام و حتى امروز همواره تابعى از موقعيت دوران او بوده است.
با گذر از دوره هاى تاريخى نظير دوران مادها، هخامنشيان و قاجاريه و نهضت مشروطيت كه «بيدارى واقعى زنان» از اين دوران آغاز شد، در دوران پهلوى نيز از زنان بيشتر به عنوان نماد نوگرايى و تجددطلبى استفاده مى شد.
در دوران انقلاب اسلامى برخى از محدوديت هاى تحميلى كه حاصل دوره هاى قبل بود از ميان رفت. زنان توانستند در رشته هاى مختلف علمى و دانشگاهى تحصيل كنند و در زمينه آموزش، توانايى هاى خود را به اثبات برسانند.
همين امر موجب افزايش آگاهى ها و حضور برجسته تر زنان در عرصه هاى مختلف شد. اگرچه به علت نبود بسترهاى كافى و لازم هنوز برخى از زنان براى فعاليت در جامعه با مشكلات گوناگونى مواجه هستند اما شرايطى براى فعاليت بيشتر زنان بويژه تحصيلكرده در طول اين سال ها تا حد زيادى فراهم شده است.
* لزوم توجه به جايگاه زنان
توجه به جايگاه زنان در برنامه هاى توسعه همان طور كه در چند سال اخير مورد توجه مسئولان و برنامه ريزان كشور قرار گرفته داراى اهميت ويژه اى است زيرا ميزان مشاركت هاى زنان در فعاليت هاى گوناگون اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى از شاخص هاى مهم توسعه همه جانبه و مورد توجه سازمان ملل براى تعيين درجه توسعه يافتگى كشورهاست. هرچند زنان با تلاش بسيار و مشاركت در سطوح گوناگون آموزشى و كسب مهارت هاى لازم تلاش كرده اند ميزان بهره مندى از حقوق خود را افزايش دهند اما به نظر مى رسد هنوز هم براى استفاده از توانمندى ها و قابليت هاى خود راهى طولانى در پيش دارند.
* نتيجه گيرى
بديهى است كه ديگر نمى توان از حضور مؤثر زنان در زمينه هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى و سياسى چشم پوشى كرد. زيرا به غير از افزايش نارضايتى ها، تأثير نامطلوبى بر روند توسعه يافتگى جوامع نيز خواهد داشت. از اين رو ضرورت دارد كه مسئولان و تصميم گيران در برنامه ريزى هاى توسعه زمينه رشد و تعالى زنان و در پى آن رشد و توسعه كشور را به عنوان قشرى قابل توجه كه داراى توانايى هاى بسيارى هستند برجسته تر كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |