دوشنبه ۱۷ دى ۱۳۸۶ - ۲۷ ذيحجه ۱۴۲۸
Mon, Jan 7, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
بانو
گفت وگوى «ايران» با هشام بن يعيش تحليلگر امور ژئوپليتيك فرانسه
راديكاليسم در جامعه پير اروپا
339816.jpg
] گفت وگو از: حسين قنبرى گرمى]
ناآرامى و اغتشاش هنوز گريبان فرانسه را رها نكرده است، جامعه كهنسال اروپا كه پيش از اين كشورى پير و خسته شده بود مدتى است شاهد جوشش حوادثى توفنده و راديكال است، اين حوادث كه به اراده جوانان حومه نشين پايتخت خلق مى شود، در آغاز سال جديد ميلادى، چهره فرانسه را دگرگون كرد و آئين هاى جشن و شادمانى اين ناحيه اروپا را به خشونت آميخت. ردپاى اين حوادث خشونت بار هر چند در سال هاى گذشته نيز نمايان شده بود اما در دوران ساركوزى اين خشونت ها به صورت موجى ممتد و پردامنه آشكار شده. به اين ترتيب است كه جامعه فرانسه امروز به پاره اى ملتهب در ميان جوامع اروپايى تبديل شده است. يك جرقه يا بهانه مثل قتل دو نوجوان در تصادف پليس يا آئين جشن هاى سال نو كافى است تا هزاران جوان خشمگين از حومه پاريس و شهرهاى بزرگ براى تسخير خيابان ها حركت كنند.
هم اكنون پرخاش و خشونت ابزار اصلى جوانان مهاجر فرانسوى در اعتراض به وضع موجود و سياست هاى حاكم است و عجيب تر اين كه طرح هاى دولت ساركوزى نيز همچون انبار باروتى آتش اين خشونت را شعله ورتر ساخته است. فرصتى فراهم شد تا با هشام بن يعيش كارشناس مقيم فرانسه اتفاقات اين كشور را به بحث بگذاريم. وى كه تحليلگر برجسته امور ژئوپلتيك است سرمقاله بسيارى از نشريات معتبر را نيز تأليف مى كند.

* آقاى يعيش پس از چند رشته درگيرى خيابانى جوانان فرانسوى با پليس اكنون مى توانيم از پديده اى به نام نارضايتى اجتماعى در اين كشور سخن بگويم. فرانسه سال جديد را نيز با يك موج اغتشاش و ناآرامى داخلى شروع كرد، شما ريشه و منشأ اصلى اين پديده را چه مى دانيد
درواقع اين مشكل ريشه اى قديمى دارد. جوانان ساكن مناطق اطراف پاريس در اين ناآرامى ها نقش اصلى را دارند و به نوعى مقوله حاشيه عليه متن در اين وقايع دلالت دارد. اغلب اين معترضين حومه نشين با معضل اشتغال دست به گريبان هستند. البته بحث هويت نيز به نحوى در بحران هاى اخير فرانسه مطرح است. اين جوانان موقعيت اجتماعى و اقتصادى خود را از دست رفته مى بينند آنها در حاشيه قرار گرفته اند و اين دليل كافى است كه آنها در نهايت دست به آشوب و ناآرامى بزنند حاشيه نشينان شهرهاى ديگر نيز با الهام گيرى از اين جوانان براى ابراز خواسته هاى خود و اظهار هويت شان به رفتارهاى خشونت آميز روى آورده اند!
* تلقى و تصور اين جوانان معترض درباره دولت حاكم چه ميزان در بروز اين رفتارهاى پرخاشگرانه مؤثر است
شايد از يك نظر، ارتباط مستقيم ميان عملكرد ۷ ماهه دولت ساركوزى و تصميمات وى با شروع اين حوادث ديده نشود اما تصويرى از ساركوزى از زمان مسئوليتش در وزارت كشور همچنان در اذهان فرانسوى ها باقى مانده است بويژه سخنان وى درباره جوانان معترض و به كاربردن واژه «اوباش» براى آنان كاملاً مسأله ساز شد. ساركوزى در يكى از ديدارهايش از مناطق حاشيه پاريس اظهار داشته بود كه اين مجرمان بايد جمع آورى شوند و مى توان گفت كه چهره ناخوشايند ساركوزى باعث سخت تر شدن اوضاع شده است. اما ناآرامى هاى امروز معضل ريشه دار نظام فرانسه است نارضايتى چندين ساله اى كه به علت سهل انگارى در اعمال سياستى در قبال جامعه مهاجران به وجود آمده امروزه به حد انفجار رسيده است كه اكنون شما شاهد بروز آن هستيد.
* برخى ديگر از تحليلگران معتقدند كه فرانسه به عنوان جامعه كهنسال اروپا در شرايط كنونى با شكاف ها و تضادهايى روبه رو است كه تجليات اين تضادها، شورش هاى اخير است.
سال ۱۹۹۵ زمانى كه ژاك شيراك به رياست جمهورى انتخاب شد بحث شكاف هاى اجتماعى را مطرح كرد از آن زمان اين واقعيت يعنى شكاف هاى اجتماعى تغييرى نيافته است و دو دوره زمامدارى شيراك طى ۱۲ سال نتوانست اين تعارض و تضاد را اصلاح كند و در واقع اين تضاد در فضاى جامعه براى ساركوزى هم به ارث مانده است. اما مشكل اساسى ديگر اين است كه نخبگان جامعه فرانسه برداشتى واقعى از حقايق كشور ندارند ، اساساً آنها در نگاه خود مقوله اى به نام انسجام و اتحاد اجتماعى را به فراموشى سپرده اند. از غفلت نخبگان كه بگذريم مشكل امروز اين است كه در حال حاضر فقر و بيكارى باعث مشكلات عمده اى براى طبقات متوسط به پائين شده است و من فكر مى كنم كه در حال حاضر فرانسه در فضايى فوق العاده حساس قرار گرفته است در حالى كه كشور ابزارهاى قابل توجهى براى حل اين بحران ها دارد اما سياست هاى اشتباه مى تواند باعث گسترده تر شدن اين اعتراضات شود.
* پس از بروز حوادث خشونت بار آخر سال ميلادى ، اين سؤال به طور جدى مطرح شد كه چه دلايلى موجب كشيده شدن اعتراض هاى عمومى به سمت خشونت مى شود.
قشر جوانان در حال حاضر تحت فشار است و خشونت تنها راهى است كه جوانان مى توانند با آن صداى خود را به گوش مقامات فرانسوى برسانند. استفاده از عنصر خشونت ، امروزه راهى براى رسانه اى كردن حوادث و تأسف بار نشان دادن اوضاع است و اين امر مى تواند خطرناك باشد زيرا اگر نتوان بر اين خشونت هاى راه چاره اى يافت آن موقع پاى بحران هاى عميق ترى به ميان مى آيد.
پس با اين شرايط مى توان گفت فرانسه امروزه در وضعيت حادى قرار گرفته است. متأسفانه پديده خشونت در فرانسه فراگير شده و رسانه هاى جهان در هرجا و همه روزه اين خشونت ها را به نمايش مى گذارند. اگر به منحنى تحولات اجتماعى فرانسه نگاه كنيد طى ده سال گذشته دامنه خشونت ها شديدتر شده است در اصل كسانى كه هيچ گونه مدافعى براى احقاق حقوق خود چه درحال حاضر و چه در آينده نمى بينند تنها سلاح خود را استفاده از خشونت مى دانند. مى توان گفت اين راه كسانى است كه هيچ اميدى نسبت به آينده خود ندارند.
* يعنى شما در حال حاضر نيز هيچ اميدى به مهار اين نارضايتى ها توسط دولت نداريد
نه. زيرا براى حل اين بحران نوعى سياست گفت وگو و تعليم و تربيت اجتماعى لازم است و كنترل مقطعى آن مفيد نخواهد بود، بلكه سياستى نياز است كه در جهت شكوفايى اين بخش از قشر محروم فرانسه كه از چرخه رونق و رشد خارج شده اند پيش رود و آنان را دوباره وارد جامعه فرانسه كند. اين حوادث خشونت بار بايد به چشم يك آسيب اجتماعى نگريسته شود كه متأسفانه اين نگرش چندان جدى گرفته نمى شود لذا من اكنون اميد چندانى به حل اين بحران ندارم زيرا برخى افراد هستندكه هرگز خسارت هاى وارده به آنان جبران نخواهد شد علت آن هم اين است كه آنان در چنان وضعيتى ازنااميدى قرار گرفته اند كه خروج از اين شرايط، بسيار مشكل است. در حالت كلى امروزه اعمال سياست اقتصادى و رشد اجتماعى است كه به جوانان پاريس امكان ورود و ادغام شدن در جامعه را خواهد داد و بايد سياستى مخصوص اين قشر براى ايجاد اشتغال براى آنان اتخاذ كرد.
* خود دولت فرانسه هيچ طرح و انديشه مشخصى براى عبور از اين مشكلات ندارد.
بايد گفت كه به غير از دولت فرانسه اين اكثريت خود مردم فرانسه مى باشند كه بايد براى آن چاره جويى كنند زيرا همه اقشار جامعه با خشونت ها درگير هستند. البته در خبرها آمده بود كه براى ۲۳ ژانويه آينده طرحى براى ريشه كنى اصل اين حوادث در حومه شهرها در نظر گرفته شده است. در اين طرح برخى از وزارتخانه ها شركت دارند تا براى مقابله با اين حوادث بسيج شوند زيرا اين همكارى ها امروزه بسيار ضرورى است.
* اگر موافق باشيد در ادامه به تحولات ديگرى كه پس از روى كار آمدن ساركوزى در سياست فرانسه رخ داد بپردازيم، چه تحليلى ازتغييرات سياسى فرانسه در اين دوره داريد
سياست خارجى فرانسه با آمدن ساركوزى تغيير يافته است. هنوز براى ارائه قضاوتى قطعى بسيار زود است زيرا اكنون دوران آماده سازى اين سياست خارجى جديد است. با اين حال برخى مفاد اين سياست جديد آشكار شده است. به طور مثال تلاش براى عادى سازى و نزديكى روابط با آمريكا يكى از اصول اساسى سياست خارجى فرانسه در عصر ساركوزى است. اكنون سؤالاتى درباره سياست فرانسه در قبال اعراب و يا سياستى كه وى در برابر خاورميانه در پيش گرفته وجود دارد. در حالت كلى مى توان گفت ساركوزى خواستار نزديكى به اسرائيل است كه نشانه هاى آن را در كنفرانس اخير پاريس مى بينيم. ساركوزى با اين اقدامات سوداى ايجاد تعادل در روابط با اسرائيل و عادى سازى روابط با اين رژيم را در سر دارد و در حال حاضر در حال نزديك شدن به اسرائيل محور رفتار خاورميانه اى او است. از سوى ديگر ساركوزى به دنبال نزديكى با برخى كشورهاى عربى نيز هست كه نقش ليدر را در ميان ساير اعراب ايفا مى كنند. از جمله مصر يا برخى كشورهاى حوزه خليج فارس كه اكنون داراى روابط بسيار نزديكى با فرانسه هستند به طورى كه امير قطر براى مراسم روز جشن ملى فرانسه نيز دعوت شده است. با اين حال مى توان گفت هنوز چشم انداز جامعى اكنون درباره سياست عربى فرانسه وجود ندارد و هنوز زود است نسبت به آينده آن اظهار نظر كرد.
* در قياس با دوره ديپلماسى فرانسه در عصر شيراك چه تفاوت هايى را در رفتار اليزه مى بينيد
سياست هاى دوران ساركوزى هيچ ارتباطى با سياست هاى دوران شيراك ندارد. ساركوزى سياست هاى متفاوتى را در پيش گرفته است كه تاكنون پاريس از آنها پرهيز كرده است از جمله تشديد لحن در قبال ايران يا هماهنگى كامل با آمريكا در قبال فعاليت هسته اى ايران. اين در حالى است كه فرانسه همواره شيوه خاص خود را در سياست خارجى داشت اما ساركوزى خود را كاملاً متحد با آمريكا نشان داده است.
* انگيزه و اهداف ساركوزى از اين همه تغيير را در چه مى بينيد
انگيزه و اهداف ساركوزى شايد به اين زودى ها شناخته نشود و بايد مدتها بعد و با مشاهده نتايج آنها به مقاصد ساركوزى پى برد.
به نظر من بايد منتظر ماند تا بتوان ارزيابى دقيق و جامعى از اهداف ديپلماسى ساركوزى ارائه كرد. به طور مثال طى شش ماه گذشته ساركوزى سه سفر مهم به آمريكا، روسيه و چين داشته است. اهداف وى از اين سفرها در درجه اول نزديكى هرچه بيشتر به كاخ سفيد بويژه دولت بوش، گفت و گو درباره تنظيم سياست مشترك غرب در چين و همچنين روسيه بوده است. واقعيت اين است كه اكنون در روابط پاريس با اين قدرت ها نيز سوءتفاهم هاى جدى بروز كرده است. اين موارد عمده ترين موارد اختلافى هستند كه قبل از ساركوزى وجود نداشته اند و باز بايد حداقل تا تابستان ۲۰۰۸ منتظر ماند تا ارزيابى دقيقى از سياست هاى دو ساله ساركوزى ارائه نمود.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |