|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
موزه و موزه دارى
|
|
|
|
|
افزايش سرانه فضاى ورزشى دانشجويى در كشور
|
|
|
اراك- خبرنگار «ايران»: سرانه فضاهاى ورزشى دانشجويى كشور از ۴۵ سانتيمتر مربع در سال ۸۵ به ۶۲ سانتى متر مربع افزايش يافته است. مهدى طالب پور مديركل تربيت بدنى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى گفت: بر اساس قانون برنامه چهارم توسعه بايد اين سرانه به ۷۰ سانتيمتر مربع برسد كه با اين روند فزاينده اميد مى رود تا پايان برنامه به سرانه اى بيش از اين ميزان دست يابيم. وى با اشاره به نگرش استراتژيكى، علمى و جامع وزارت علوم تحقيقات و فناورى به توسعه فضاهاى ورزشى افزود: هر مترمربع فضاى ايجاد شده در دانشگاه ها بايد داراى توجيهات منطقى و كاربردى باشد. رئيس فدراسيون ورزش هاى دانشگاهى ايجاد همدلى، وفاق و عزم ملى در جهت توسعه سلامت، نشاط و شادابى از طريق ورزش و توجه به مبانى اعتقادى دانشجويان را به عنوان اهداف رويكرد توسعه فضاهاى ورزشى در دانشگاه ها نام برد و افزود: در اين راستا ۱۷ تفاهم نامه با دانشگاه هاى كشور مبنى بر ساخت ۱۷ سالن ورزشى باستانى منعقد شده است. وى همچنين از ايجاد بيش از ۳ تا ۴ اتاق تندرستى در ۶۰ دانشگاه كشور خبر داد و اضافه كرد: علاوه براين نسبت به ساخت زمين هاى چمن، ايستگاه هاى تندرستى، ديوارهاى صخره نوردى، تكميل و تجهيز سالن هاى ورزشى، اهداى وسايل و امكانات مختلف ورزشى به برخى از دانشگاه هاى كشور اقدامات صورت گرفته است. طالب پور بيان كرد: ۳ انجمن ورزش هاى باستانى، ورزش هاى بومى و محلى و انجمن بازاريابى ورزشى به انجمن هاى ورزشى دانشجويى اضافه شده است. وى همچنين با اشاره به جهش ده برابرى سرانه اعتبارات ورزشى دانشگاه ها از ۳ هزار تومان در ۸۵ به ۳۰ هزار تومان در ۸۶ توضيح داد: اين ميزان اعتبارات در همه بخش هاى مسابقات، عمرانى و... توزيع مى شوند. عضو هيأت علمى دانشگاه فردوسى مشهد در پايان با اشاره به كسب بالاترين مقام ها در تاريخ ورزش دانشجويى كشور در امسال و در كشور تايلند از ارتقاى مقام ايران از رتبه هفدهم جهانى به سيزدهم جهان خبر داد.
|
|
|
|
|
عشاير، كم تخلف ترين قشر جامعه ايران
|
|
|
كرمان - خبرنگار «ايران»: سران و عشاير كرمان با رئيس كل دادگسترى استان ديدار كردند. دكتر تويسركانى، رئيس كل دادگسترى استان كرمان با اشاره به اصالت فرهنگى عشاير گفت: خوشبختانه در بررسى هاى به عمل آمده و براساس آمار، قشر عشاير كمترين نرخ جرم و تخلفات را داشته و از قشرهاى نادر جامعه هستند كه كمترين بهره از منابع ملى و بيشترين سود را به منافع ملى دارند. وى درباره راه اندازى شوراهاى حل اختلاف عشاير گفت: بحث ايجاد شوراهاى حل اختلاف عشاير از اولويت هاى دستگاه قضايى استان است. وى درباره شوراهاى حفاظت اجتماعى عشاير افزود: ما شوراهاى حفاظت اجتماعى را در قدم اول در شهرستان ها راه اندازى كرده ايم و سعى خواهيم كرد اين نهاد را در مجموعه عشاير استان توسعه دهيم. امير شكارى، مديركل امور عشاير استان نيز با اشاره به نقش عشاير در توليد و اقتصاد جامعه شهرى و روستايى گفت: عشاير از آغاز انقلاب تاكنون پشتيبان نظام و فعال در عرصه هاى اقتصادى و كشاورزى بوده اند. وى افزود: عشاير به دليل توليد محصولات مورد نياز هرگز سربار كسى نبوده و به جامعه نيز خدمات رسانده اند. وى در ادامه گفت: جمعيت عشاير استان ۱۳۰ هزار نفر در قالب ۲۲ هزار خانوار است و ۶ درصد جمعيت استان را هم عشاير تشكيل مى دهند كه بيشترين فرآورده هاى دامى را توليد مى كند و سالانه ۸۹۱ هزار تخته پوست، يك هزار و ۲۰۰ تن كرك، ۱۴ هزار قطعه صنايع دستى و ۱۰۰ هزار تن محصولات زراعى و باغى توليد مى كنند، وى تصريح كرد: در طول تاريخ نخستين شوراى حل اختلاف از سوى عشاير تشكيل شده كه متأسفانه در حال حاضر سلسله مراتبى جايگزين اين مراتب مردمى نشده است و ما در تلاش هستيم اين سلسله را در مديريت عشاير به وجود آوريم.
|
|
|
|
|
دستفروشان ياسوج ساماندهى مى شوند
|
|
|
ياسوج - خبرنگار «ايران»: مدير خدمات شهرى شهردارى ياسوج خواهان تسريع دراجراى طرح ساماندهى دستفروشان اين شهر شد. مهندس حمدالله صفايى افزود: وجود دستفروشان و فروشندگان سيار در سطح شهر ياسوج موجب بروز مشكلاتى از قبيل ايجاد ازدحام، بى نظمى و اختلال در عبور و مرور مردم اين شهر شده است. وى بيان كرد: هم اكنون ۴ مكان براى انتقال و ساماندهى دستفروشان شهر ياسوج درنظرگرفته شده كه شامل خيابان پيروزى واقع در منطقه راهنمايى، ميدان عدل، خيابان مصلا و بلوار شهيد قرنى است. صفايى اظهار داشت: شهر ياسوج متعلق به يك دستگاه خاص مانند شهردارى و يا شوراى شهر نيست و به همين دليل لازم است كه تمام مردم و مسئولان اجرايى براى زيباسازى و بهبود وضع كنونى اين شهر احساس مسئوليت كنند. وى عنوان كرد: براى رفع اين مشكل قراردادهايى ميان شهردارى ياسوج و نيروى انتظامى منعقد شده تا با متخلفان و بويژه رانندگان وسايل نقليه اى كه اقدام به اين كار غيرقانونى مى كنند، برخورد قاطع شود. وى ابراز داشت: روزانه ۲ اكيپ مبارزه با سد معبر شهردارى ياسوج براى برخورد با متخلفان و دستفروشان در اين شهر مشغول به فعاليت هستند. معاون برنامه ريزى استاندارى كهگيلويه و بويراحمد پيشتر اعلام كرد طرح ساماندهى دستفروشان شهر ياسوج با همكارى نيروى انتظامى، شهردارى، بازرگانى و كميته ساماندهى بازارو فرماندارى شهرستان بويراحمد حدود ۲ ماه قبل اجرا شده كه تاكنون موفق بوده است.
|
|
|
|
|
سيماى مهربان يك كوهنورد نيكوكار
|
|
|
سيد صدرالدين محقق ـ وقتى «برندرز» كوهنورد و توريست آلمانى در زمستان سال ۸۵ به ايران آمد، هيچ تصور درستى از ايران نداشت. كل دانش و اطلاعات او از ايران، در اخبار و تصاويرى كه از ديد رسانه هاى غربى ساخته مى شود، خلاصه شده بود؛ يك كشور جهان سومى با مردمانى بدوى و تروريست! اما از لحظه اى كه پا به خاك ايران گذاشت از چيزى كه در واقعيت مى ديد در مقايسه با تصاويرى كه در ذهن داشت، شگفت زده شد. به همين دليل مدت اقامتش در ايران را تمديد كرد و تصميم گرفت به نقاط بيشترى از اين سرزمين سر بزند و به اقتضاى علاقه اش به كوهنوردى، كوه هاى بيشترى از ايران را ببيند. بعد از چند روز اقامتش در ايران و كوهنوردى در رشته كوه البرز به دنبال سوژه اى ديگر مى گشت كه اسم زاگرس به گوشش خورد، چرا كه رشته كوه زاگرس هم مانند البرز به اندازه كافى معروف بود و هم ارتفاعات مناسبى براى كوهنوردى داشت. پس به همراه مترجمش به سمت زاگرس حركت كرد. وقتى كم كم قله هاى سفيدپوش و سلسله وار زاگرس از فاصله اى دور و ميان ابرها خودشان را نشان دادند، به نظر برندرز زيبا و جالب آمد و با خود فكر كرد كه مبارزه نفس گيرى خواهد داشت با اين قله هاى سفيدپوش. براساس نقشه هايى كه داشت مناسب ترين كوهپايه را براى بالا رفتن انتخاب كرد. اين محل در نزديكى روستايى بود به اسم «لما» در شهرستان دناى استان كهگيلويه و بويراحمد. اگرچه تلفظ اسم استان براى برندرز سخت به نظر مى رسيد ولى تلفظ لما برايش بسيار راحت بود. مترجمش را در لما گذاشت و تنها به سمت كوه به راه افتاد. مترجم، داستان آقاى كوهنورد را براى روستانشينان تعريف كرد و به آنها گفت كه برندرز، آلمانى است و معلم مدارس استثنايى. و اين كه يك كوهنورد حرفه اى است كه به بيش از ۸۰ كشور دنيا سفر كرده و از كوه هاى زيادى بالا رفته است. مردم لما منتظر برگشت او از كوه بودند. بعد از ۳ روز خلوت با كوه هاى سفيد پوش دنا به روستا برگشت و با استقبال زياد روستاييان روبه رو شد. هر روز يكى از اهالى او را ميهمان مى كرد. اين حجم از ميهمان نوازى و روى خوش براى اين آلمانى شهرنشين آنقدر عجيب آمد و دلنشين كه رفتنش را چند روز عقب انداخت. برندرز خيلى خوش شانس بود، چون ۸ روزى كه در لما ماند همزمان شد با عروسى يكى از اهالى و در اين عروسى بود كه يكى از زيباترين سنت هاى قوم «لر» را از نزديك مى ديد، سنتى سرشار از رنگ و آواز و زيبايى، اما در اين ميان چيزى بود كه از ابتداى ورودش به روستا او را سخت مى آزرد، چيزى مانند بغض كه شايد ميهمان نوازى و صميميت روستانشينان مانع از تركيدنش مى شد. محروميت مردم لما به چشم برندرز اصلاً زيبا نيامد و آن را در مقابل آن همه مهربانى و خوبى غيرمنصفانه مى ديد. با خود قصد كرد هرچه مى تواند به آنها كمك كند. البته برندرز از اين كه پس انداز زيادى نداشت تا كارى در حد آنچه در ذهنش است، انجام دهد بسيار متأسف بود. اما با اين همه به حساب بانكى ۲۰ هزار يورويى كه از حقوق معلمى پس انداز كرده بود و اين كه اين مقدار به پول ايران چقدر مى شود فكر كرد. به نظر برندرز ساخت يك مدرسه براى مردم روستا بهترين پيشنهاد بود چون از طرفى هم خودش معلم بود و هم مى دانست روستاى لما مدرسه ندارد. نيتش را با ريش سفيدان و شوراى روستا در ميان نهاد آنها هم راهكارى قانونى را برايش توضيح دادند و اين كه سازمانى هست تحت عنوان نوسازى و تجهيز مدارس. اين پيشنهاد با استقبال مسئولان سازمان نوسازى و تجهيز مدارس استان هم رو به رو شد. با پس انداز اين معلم و كوهنورد آلمانى كه به پول ايران ۲۶۰ ميليون ريال مى شد يك مدرسه ۳ كلاسه به نام دخترش «اليزابت» براى مردم لما ساخته شد. برندرز وقتى از ايران مى رفت قول داد سفيرى باشد براى تبليغ زيبايى هاى ايران و ايرانيان و وقتى امسال همراه با ۴ نفر از دانش آموزان سابق خود و در سالگرد نخستين ورودش به ايران دوباره به اين سرزمين آمد، معلوم شد همانگونه كه نشان داد انسان سپاسگزار و بشردوستى است كه بسيار خوش قول هم هست. چرا كه اين مدت در آلمان به تبليغ ايران مشغول بوده طورى كه دانش آموزانش را به آمدن به ايران ترغيب كرده است. برندرز اين روزها در ياسوج است.
|
|
|
|
|
دامنه هاى الوند،جايى براى درك فرهنگ عشيره اى
|
|
|
عشاير ايران كه يكى از قديمى ترين بافت هاى اجتماعى به شمار مى روند در كنار جامعه شهرى و روستايى، جامعه سومى را به وجود آورده اند كه در قرون و اعصار مختلف در اثر عوامل گوناگون و گرايش به سوى زندگى شهرى و صنعتى شدن، جايگاه خود را از دست داده اند. براساس آخرين آمار، بيش از يك ميليون و ۳۰۰ هزار نفر عشاير در كل كشور وجود دارد كه از اين تعداد حدود ۹ تا ۱۴ هزار نفر در قالب ۲ هزار و ۳۵۰ خانوار در استان همدان زندگى مى كنند و به عبارتى ۶ درصد از جمعيت استان همدان را به خود اختصاص داده اند كه ۸۵ درصد اين عشاير كوچ رو و بقيه نيمه كوچ هستند. عشاير استان همدان از ۴ ايل تركاشوند، جمهور، حسن وند وشاهسوند و ۲۴ طايفه تشكيل شده اند كه ييلاقشان در همدان است و در ۷۲ نقطه استان پراكنده مى شوند. آنان فصل قشلاق را در مناطقى چون دهلران در استان ايلام، شمال لرستان، خوزستان و شرق كرمانشاه و استان مركزى مى گذرانند و به زبان كردى، لرى و تركى سخن مى گويند. در اين گزارش كه دكتر زيبا حاج حيدرى تهيه كرده با يكى از اين ايل ها يعنى ايل جمهور كه بيشتر فصل ييلاق خود را در حوالى شهرستان اسدآباد سپرى مى كند، آشنا مى شويم؛ ايل جمهور يكى از ايل هاى عشاير استان كرمانشاه است كه دوره ييلاقى خود را در دامنه كوه هاى الوند شهرستان اسد آباد سپرى مى كند. اين ايل از عشاير برون كوچ بوده به طورى كه محدوده ييلاق و قشلاق آن در ۲ استان قرار گرفته و اين دسته از عشاير بيشتر دوره ييلاق و قشلاق را زير چادر يا سرپناه موقت مى گذرانند. مسير كوچ عشاير از منطقه ييلاقى به قشلاقى و يا بالعكس « ايل راه» ناميده مى شود كه عشاير اين ايل از ايل راه « دربند استخوان» كه يكى از ايل راه هاى معروف استان كرمانشاه است استفاده مى كنند. اين ايل راه مناطق ييلاقى عشاير شهرستان هاى اسدآباد، كرمانشاه و اسلام آباد غرب را به مناطق قشلاقى شهرستان هاى قصرشيرين و گيلانغرب متصل مى كند. * مسير كوچ عشاير ايل جمهور كوه هاى الوند شهرستان اسدآباد، كنگاور، صحنه، بيستون، كرمانشاه، دوراهى اسلام آباد، گوار، قلاجه، ايوان، ايلام، صالح آباد و شهرستان مهران (محسن آباد) و بالعكس مسير كوچ عشاير ايل جمهور را تشكيل مى دهند. در روزهاى پايانى فصل ييلاق عشاير در استان همدان به اتفاق تنى چند از همكاران با هدف ارائه يكسرى خدمات بهداشتى و آموزشى در جمع صميمى و سرشار از مهر و محبت تعدادى از خانواده هاى ايل جمهور كه در مناطق مختلفى از شهرستان اسدآباد دوره ييلاق خود را سپرى مى كنند، حاضر شديم. وارد محدوده ايل كه شديم تك تك افراد به اصرار مرا به چادرهايشان دعوت مى كردند. چيدمان، نظم و ترتيب، نوع وسايل و امكانات زندگى مردم ايل بسيار جالب بود. داخل چادرهايشان را با ساده ترين وسايل اما با نهايت نظم وترتيب تزئين كرده بودند كه چشم هر بيننده اى را به خود جلب و نشاط، شادابى و صميميت را در ميان آنان حكم فرما مى كرد. ابتدا در جمع عشاير منطقه مزرعه بيد، حضور يافتيم و از زبان بزرگ طايفه يعنى «شهره بانو جمهور» كه در حدود ۱۱۰ سال سن داشت مواردى را در ارتباط با شيوه زندگى و كسب وكار ايل جمهور شنيديم. او مى گفت: به طور كلى پرورش دام با زندگى كوچ نشينى عجين شده و عشاير در بهره بردارى هاى دامى، بيشتر دام هاى كوچك (گوسفند و بز) نگهدارى مى كنند و اين به آن علت است كه نگهدارى و جابجايى دام كوچك نسبت به دام بزرگ (گاو و گاوميش) آسان تر و كم هزينه تر است. شهره بانو، درباره توليدات دامى ايل نيز اظهارداشت: توليدات دامى شامل فرآورده هاى لبنى، گوشت و پشم است. فرآورده هاى لبنى از قبيل روغن حيوانى، كشك، ماست، دوغ و پنير و فرآورده هاى پشمى شامل پشم، كرك و مو است. درباره توليدات گوشت نيز معمولاً دام ها را به صورت زنده به فروش مى رسانند. ميزان توليد گوشت دام هاى كوچك عشاير تقريباً برابر ارزش دام هاى حذفى آنهاست. وى افزود: معمولاً فروش دام، موقع برگشت از ييلاق به قشلاق است بدين ترتيب كه در نتيجه برخوردارى ييلاق از مراتع غنى و خوب در مقايسه با قشلاق و منابع آب كافى و شرايط اقليمى و زيستى مناسب كه امكان فربه و چاق شدن دام ها را فراهم مى كند از يك طرف و نبود علوفه و ضرورت صرف هزينه براى تهيه علوفه مورد نياز براى دام ها و لاغر شدن آنها در قشلاق از طرف ديگر، منجر به فروش دام ها بويژه دام هاى نر مى شود. عشاير ايل جمهور همچون سايركوچ نشينان براى استفاده بهتر از نيروى انسانى خود با فروش مواد لبنى به نوعى حركت تعاونى سنتى اقدام مى كنند؛ اين عمل به خانواده عشاير امكان مى دهد كه بتوانند براى مدتى به صورت تعاونى به توليدفرآورده هاى لبنى اقدام كنند و همه فعاليت شير دوشى و تبديل شير به ساير مواد لبنى از سوى زنان عشاير انجام مى شود. هلدرسفلى، منطقه اى در حاشيه شهرستان اسدآباد است. برفراز تپه اى تعدادى چادر عشايرى برپا شده و ده ها نفر از مردمان غيور و بى رياى عشايرى در آن اسكان گزيده اند. در اين جا محيطى آرام و به دور از هرگونه سر و صدا و آلودگى هاى صوتى در ميان دشتى عظيم سكونتگاه عشاير شده است. در جمع صميمانه و بى آلايش زنان اين گروه پاى صحبت ها و درددل هايشان مى نشينم و اينجاست كه به شخصيت بزرگوار و صبورشان پى مى برم. زنانى كه بدون داشتن كمترين چشمداشت و توقعى در زمانى كه هنوز آفتاب بر صفحه زمين گسترده نشده، بيدارند و لحظه به لحظه زندگيشان در طول روز را به انجام كارهاى مختلف از جمله خانه دارى و وظايف مادرى، پخت و پز و دامپرورى و... مشغولند و در زمان فراغت از كارهاى روزمره خود به تهيه صنايع دستى مى پردازند. آهو تنها زن عشاير هلدرسفلى بود كه خود نان مى پخت. او دليل اين كار را چنين مى گويد: اين روزها پخت نان در بين عشاير ما همچون گذشته مرسوم نيست و چون وسايل رفت و آمد وجود دارد همه از شهر نان تهيه مى كنند اما من نان هاى شهر را دوست ندارم و ترجيح مى دهم خودم نان بپزم. به كنار تنورش كه آن را از قبل گرم كرده بود، مى رود و مشغول پخت نان مى شود. از آنجايى كه همدلى و هميارى از خصيصه هاى پسنديده اخلاقى مردمان عشاير است، زنان چادرهاى همجوار او همگى براى كمك به سويش مى آيند تا شايد بارى از خستگى هاى او كم كنند. مينا دختر ۱۸ ساله اى است كه حتى لحظه اى لبخند از چهره اش دور نمى شد از چنان شادابى و طراوتى برخوردار بود كه بى اختيار مرا به سوى خود كشاند تا لحظاتى را به گفت وگو با او سپرى كنم. مينا مى گويد: متأسفانه به دليل وجود برخى مشكلات و نداشتن اسكان ثابت در يك منطقه اكثر دختران اين ايل از نعمت سواد محرومند اما من هنوز هم اميدوارم شرايطى برايم مهيا شود تا بتوانم سواد را بياموزم. از او پرسيدم كه آيا با وجود چنين مشكلات و كمبودهايى كه در زندگى روزمره خود دارند از زندگيش راضى است او نه تنها ناراضى نبود بلكه بسيار شاكر و سپاسگزار خدايش بود و گفت: مگر زندگى من چه كمبودى دارد كه ناراضى باشم ! همين كه از سلامتى و تندرستى برخوردارم و سايه پدر و مادر برسرم است و افتخار كمك و هميارى به آنان را دارم برايم بس است. اگر خواندن و نوشتن را هم بياموزم كه ديگر لطف خدا شامل حالم شده است و هيچ آرزويى ندارم. اين دختر جوان ادامه داد: من از رفاه و امكانات تفريحى و وسايل زندگى مردم شهر خبر دارم؛ اما حاضر نيستم زندگى در ايل را با يك ساعت زندگى در شهر عوض كنم و براى همين است كه هميشه به زندگى اميدوارم و خداوند را هم به پاس نعمت هاى فراوانى كه به من و خانواده و آشنايانم عطا فرموده، شكرگزارم. شايد همين دليل براى شادابيم كافى باشد. پروانه هم كه از زنان باسواد ايل است و سواد را با شركت در كلاس هاى نهضت سوادآموزى فراگرفته ، در ارتباط با صنايع دستى ايل مى گويد: در فصل زمستان كه حجم كارمان كمتر است به تهيه كارها و صنايع دستى مشغوليم. مهم ترين صنايع دستى ما هم عبارتند از: ريسندگى پشم و مو، بافت سياه چادر يا دوار كه از موى بز بافته مى شود، بافت قالى و قاليچه، بافت گليم، پلاس و جاجيم، بافت جوال، خورجين، توبره و طناب . علاوه بر اينها اكثراً لباس هاى زمستانى وگرم خود مانند دستكش، كلاه و جوراب را نيز خودمان تهيه مى كنيم. * نقش زن در جامعه عشايرى زنان در جامعه عشايرى به خصوص در بين طبقات بالا در مسائل سياسى و اجتماعى نقش مهمى دارند. زنان ايل، مادرانى با عاطفه كامل هستند. فداكارى، ايثار و شكيبايى از خصايص بارز آنان به شمار مى آيد. فرهنگ سازى در همه جوامع برعهده خانواده است. پايه فرهنگى كودكان درخانواده ريخته مى شود و سپس در جامعه تكامل مى يابد اما مادران در ساخت ذهنيت فرهنگى كودكان نقش اساسى دارند. تدبير و كاردانى زنان ايل به عنوان مادر در بسيارى از مواقع از نزاع هاى خونين بين ۲ طايفه جلوگيرى كرده است. زن در جامعه عشايرى مربى و معلم فرزندش است زيرا پدر كمتر در خانه است. آغوش مادر و تعليم او مدرسه كودكان است. فرهنگ جنبه هاى گوناگونى از زندگى شامل زبان، دين، تكنولوژى و ابزار، آداب و رسوم غذاخوردن، شركت در مجالس، ازدواج، لباس پوشيدن، سوارى و تيراندازى، شكار، بافندگى، پخت و پز و... را در بر مى گيرد. با اين تعريف در مى يابيم كه خانواده چه وظيفه سنگينى درقبال افراد جامعه دارد زيرا اغلب اجزاى فرهنگ با آموزش هاى والدين بخصوص مادران در ذهن كودك نقش مى بندد. گرچه با گسترش وسايل ارتباط جمعى تأثيرپذيرى افراد خانواده از جوامع ديگر رو به فزونى است ولى در بين جامعه عشايرى بخصوص عشاير همدان هنوز خانواده مهم ترين مركز فراگيرى و انتقال فرهنگ و سنت ها از نسلى به نسل ديگر است. اگر چه امروزه زندگى عشايرى نيز دستخوش تغييرات و دگرگونى هاى خاص شده است و مردان عشاير به دليل محدود شدن كار چوپانى، كارگرى، فعاليت در مديريت طايفه و تيره، كشيك شبانه، شكار و داد و ستد و استفاده از موتو سيكلت و خودرو براى رفت و آمد نسبت به گذشته فعاليت كمترى دارند اما فعاليت زنان براى رفع نيازهاى اقتصادى افزايش يافته است . ايلاتى ها و عشاير ما فرهنگ پذير هستند. شايد اگر به صورت آمارى به افراد تحصيلكرده عشايرى نگاه كنيم، تعداد انسان هاى موفق در ميان آنها بيشتر از شهرهايى باشد كه همه كودكانشان امكانات آموزش داشته اند پس نبايد اين استعدادها ناديده گرفته شوند. با توجه به مطالب مذكور آموزش و ارتقاى آگاهى و دانش عشاير همدان به منظور افزايش سطح توليدات و نيز كيفيت محصولاتشان در استان و سپس در منطقه و كشور ضرورى به نظر مى رسد و برنامه هاى آموزشى و ترويجى در اين زمينه ها به رشد اقتصادى خانوارهاى عشاير كمك شايانى خواهد كرد. از آنجا كه زنان به عنوان سكانداران ايل ها محسوب مى شوند و تأثير بسزايى در تعليم و تربيت فرزندان و سايرفعاليت ها دارند، در سال هاى اخير آموزش زنان عشايرى در همدان تحت يك برنامه خاص و مجزا در رأس فعاليت هاى ترويجى برخى از اداره ها و نهادهاى دولتى همچون سازمان جهادكشاورزى، نهضت سوادآموزى، اداره هاى دامپزشكى و مراكز بهداشت و درمان در استان قرار گرفته است و بودجه خاصى نيز به آن اختصاص داده مى شود. بررسى آمارها حاكى از آن است كه خوشبختانه اين قبيل آموزش ها نقش بسزايى در رونق اقتصاد خانوارهاى عشايرى همدان، كاهش مرگ و مير دام هاى آنها، كاهش ميزان بروز بيمارى هاى دامى و مشترك بين انسان و دام و افزايش سطح سواد و آگاهى آنان در ساير موارد را داشته است. ساعت هايى را كه در كنار عشاير همدان بودم، دوستان بسيارى يافتم. پروانه، مينا، آهو، سيما، زهرا، قمر، شهره بانو، زينت و... در شمار زنان عشايرى هستند كه همگى مى توانند الگوى منحصر به فردى براى كسانى باشند كه به راستى به دنبال فهم درستى از نظام منسجم خانواده و نقش زن در جامعه هستند.
|
|
|
|
|
موزه و موزه دارى
استانداردهايى كه ناديده گرفته مى شود
|
|
|
[سارا طالبى زاده] جهانگردان و افرادى كه از نزديك ايران را ديده اند، بر اين باورند كه ايران خود يك موزه بزرگ است كه مى تواند به روشنى دستاوردهاى تمدن خود را به نمايش بگذارد. مرورى بر نوشته ها و يادبودهايى كه جهانگردان و حتى سياستمداران ويا دانشمندان پس ازديدن ايران از خود به جاى گذاشته اند، مؤيد شهرت جذابيت هاى ايران در جهان است و هيچ كس را ياراى انكار اين زيبايى ها نيست. طبيعى است كه در اين شرايط صحبت از موزه و موزه دارى در چنين كشورى با مختصات خاص گردشگرى كمى قابل تأمل باشد، قابل تأمل از آن رو كه متأسفانه همپا با داشته هاى تمدن و فرهنگ، موزه هايى در حد و اندازه موزه هاى بزرگ جهان در ايران شكل نگرفته است. اگر به اين مشكل، عدم برخوردارى جامعه از فرهنگ موزه پذيرى نيز اضافه شود، در مى يابيم كه در حوزه نظام برنامه ريزى فرهنگى با يك مشكل جدى مواجه شده ايم. * موزه، سوغات فرنگى تاريخ تشكيل نخستين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاى گرانبهايى كه باستان شناسان به دست آورده اند، جست وجو كرد و پس از آن به اين نكته اشاره كرد كه موزه، سوغاتى ديگر از فرنگ بود كه نخستين بار به دستور ناصرالدين شاه قاجار در داخل كاخ سلطنتى گلستان، با اختصاص تالارى به آن در ايران متولد شد كه سپس همين مكان با ملحقاتى غنى تر شده و به نام موزه «همايونى» گشايش يافت. * ايران، سرزمين موزه ها هرچند كه درباره موزه و موزه دارى بسيار شنيده و يا بسيار خوانده ايم، اما واقعيت آن است كه اطلاعات بسيارى از مردم درباره موزه چيزى فراتر از مباحث تئوريك و داده هاى عمومى را در برنمى گيرد. منهاى اين كه به دليل عدم تبيين كاركردهاى عمومى و تخصصى، جامعه كنونى ما هنوز نتوانسته تا از ظرفيت موزه هاى خود براى فرهنگ سازى و توسعه مبانى اقتصاد، استفاده درستى به عمل آورد. شايد نخستين باورناپذيرى به توان فرهنگى موزه ها آن است كه مفهوم موزه و اهميت آن براى بسيارى از ايرانى ها شناخته شده نيست. حال آن كه نقش حياتى موزه ها در جوامع بشرى نقشى بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاى فرهنگى بوده، به طورى كه موزه ها را مى توان مراكز حفظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت گنجينه هنر و تاريخ اين ديار خواند. * موزه، قطب ديگرى در گردشگرى بر اساس اساسنامه شوراى بين المللى موزه ها (ايكوم)، موزه در حكم يك مؤسسه دائمى و غيرانتفاعى است كه بايد در خدمت جامعه و توسعه آن باشد و ورود به آن براى افرادى كه به منظور مطالعه، آموزش و بهره گيرى از شواهد مادى و محيط زيست مردم، محافظت، تحقيق، ارتباط و نمايش به عمل مى آورند، آزاد است. يك تعريف ديگر، موزه را بنيادى دانسته كه ۳ وظيفه اصلى جمع آورى، نگه داشتن و نمايش اشيا را برعهده دارد. اين اشيا ممكن است نمونه هايى از طبيعت و مربوط به زمين شناسى و ستاره شناسى يا زيست شناسى باشد، يا آن كه آفرينش هاى هنرى و علمى انسان را در طول تاريخ به نمايش بگذارد. كارشناسان فرهنگى و موزه دارى، موزه ها را به شكل هاى گوناگون چون موزه هاى تاريخ و باستان شناسى، موزه هاى فضاى باز، موزه هاى مردم شناسى، كاخ موزه ها، موزه هاى علوم و تاريخ طبيعى، موزه هاى منطقه اى، موزه هاى سيار، پارك موزه ها، موزه هاى نظامى و موزه هاى انديشمندان تقسيم بندى كرده اند، اما با ورود مباحث جديد چون غارموزه يا اكوموزه سطوح نوينى از فرهنگ موزه دارى پيش روى ما گشوده شده كه در نظام برنامه ريزى موزه هاى منطقه اى مى توانند قطب هاى جديدى براى توسعه گردشگرى به شمار آيند. از سوى ديگر امروزه با تغيير نگرش به موزه در سطح دنيا، موزه ها اشكال متفاوتى يافته اند و نمى توان آنها را در يك قالب واحد نگريست، چون موزه به يك «پديده مفهومى» تبديل شده كه اين پديده بايد از سوى دستگاه هاى آموزشى و اجرايى مورد بحث، بررسى و در نهايت به يك سمت و سوى خاص جهات فرهنگ سازى، سوق داده شود. * موزه ها را دريابيم عدم برخوردارى از فضاى كافى و در حد اشياى تاريخى كه منطبق با استانداردهاى جهانى باشد، عدم تجهيز موزه ها به سيستم تجهيزات الكترونيكى، كمبود اعتبارات، كمبود نيروى حفاظتى، نبود راهنما و... از مهم ترين مشكلات موزه هاى كشوراست كه نياز به بازنگرى در آن به وضوح نمايان است. كارشناس مسئول موزه هاى استان كردستان در اين باره مى گويد: اگر استانداردسازى در موزه ها را در حد استانداردهاى جهانى ببينيم، موزه هاى ما با اين استانداردها فاصله زيادى دارند. به گفته سيدمحسن علوى، هنوز موزه و موزه دارى در ايران جا نيفتاده است و تا زمانى كه نياز به ايجاد موزه به وجود نيايد، هيچ كار درستى در اين زمينه انجام نمى دهيم. به عقيده او، موزه دارى در غرب براى نياز ايجاد شد، ولى در ايران از سوى ناصرالدين شاه قاجار از روى تقليد به وجود آمد؛ به همين دليل، بايد نخست نياز را در جامعه ايجاد كنيم تا به بالاترين سطح در استانداردهاى موزه دارى برسيم. * موزه هاى كردستان، خارج از فضاى استاندارد سيدمحسن علوى با اشاره به اين نكته كه موزه هاى كردستان در خانه هاى قديمى ايجاد شده اند، اظهار مى كند: اين فضاها استانداردهاى لازم را براى يك موزه نمى توانند فراهم كنند، چون موزه بايد تابع شرايطى خاص باشد. كارشناس مسئول موزه هاى استان كردستان به اهميت بحث ويترين در استانداردسازى فضايى كه براى نمايش يك شىء مورد نياز است، اشاره مى كند و اظهار مى دارد: بايد به نسبت هر شى كه در ويترين قرار دارد، فضايى آزاد در كنار ويترين باشد تا بازديدكننده به راحتى همه ابعاد، شىء را بتواند ببيند، مثلاً براى يك شى ۲ مترى بايد ۶ متر فاصله گذاشت. وى درباره وضع كنونى موزه هاى كردستان، توضيح مى دهد: در كردستان موزه حمام خان كه پار سال گشايش يافت، امسال به دليل بارندگى و نفوذ آب به ديوارهاى ساختمان براى مرمت بسته شده كه به علت نبود اعتبار، هنوز كارى براى آن انجام نشده است. همچنين موزه هاى تيمچه بيجار كه بافته هاى استان را در خود جا مى دهد و موزه حمام حاج صالح سقز كه قرار است، موزه تاريخ شهر سقز شود و موزه باستان شناسى كردستان در شهر سنندج كه اكنون مرحله نخست آن دردست انجام است، ۳ موزه در دست ساخت كردستان هستند كه قرار است بقيه مراحل اجرايى آنها بعد از تأمين اعتبار انجام شود.كارشناس مسئول موزه هاى استان كردستان همچنين ۲ موزه مردم شناسى در عمارت آصف كه به خانه كرد مشهور است و موزه باستان شناسى را كه در بخش بيرونى عمارت ملالطف الله شيخ الاسلام (خانه سالار سعيد) قرار دارد، را از ديگر موزه هاى اين استان معرفى كرد. علوى، مشكل اساسى را در استانداردسازى موزه ها، مشكل اعتبار آنها ارزيابى كرد و افزود: موزه هاى كردستان نسبت به اعتبارى كه در اختيار آنها قرار گرفته است، براى رسيدن به استاندارد تلاش كرده اند، اما در حد معقول در اين زمينه كار نشده است، هرچند كه اكنون يك موزه در كردستان با مشخصات استاندارد در دست مطالعه است.در جمع بندى اين نكات به اختصار بايد گفت: شايد اگر در طول ۲ دهه گذشته كمى براى اقتصاد ميراث فرهنگى و موزه، توجه و برنامه ريزى شده بود، اكنون شاهد گشايش سرفصل هاى جديدى در اين حوزه بوديم.
|
|
|
|