چهارشنبه ۱۹ دى ۱۳۸۶ - ۲۹ ذيحجه ۱۴۲۸
Wed, Jan 9, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
كودك بادبادك
زنگ اول
ارزيابى ديپلماسى ساركوزى در گفت وگوى
ايران با هشام بن يعيش تحليلگر امور فرانسه
سانسور و سكوت در جنبش اجتماعى فرانسه
] مهدى تقوى]

در شب آغاز سال نو ميلادى، ۳۷۲ خودرو در فرانسه در آتش سوخت و بيش از ۲۵۰ تن از مردم اين كشور - بويژه جوانان - دستگير شدند.
تداوم اين آشوب ها كه جرقه آن در اواخر سال ۲۰۰۵ ميلادى زده شد، دولت «ساركوزى» را با مشكلى بغرنج مواجه كرده است و با وجود دخالت هاى گاه و بى گاه نيروهاى امنيتى فرانسه - به دليل عدم توان پليس در كنترل آشوب ها - هنوز هم اين موضوع و معضل، برطرف نشده است.
اما چرا فرانسه، همچنان دچار اين معضل امنيتى است
گسترش ناآرامى هاى فرانسه - بويژه در پاريس و حومه آن - نشان مى دهد، كه اين خشونت ها ريشه در تضادهاى عميق اجتماعى دارد. در حيطه اجتماعى پديده تبعيض در اين كشور متمدن اروپا ريشه دوانده است و در بعد اقتصادى فقر و بيكارى، زندگى بسيارى از جوانان فرانسه را آزار مى دهد كه اكنون اين معضل به صورت اعتراض، سر باز كرده است.
بر اين دو مشكل ساختارى، تصميم هاى نادرست دولت و عملكرد ناسنجيده محافل مؤثر اين كشور را بيفزاييد. دولت نيكلا ساركوزى كه نشان داده هيچ انديشه و راهكار منطقى براى مواجهه با اين اوضاع ناگوار ندارد. براى مقابله با مردم معترض، از سركوب سازمان يافته استفاده مى كند. بدترين رفتار اركان دولت فرانسه در قبال اين ناآرامى ها اين است كه آشوب هاى سريالى، توسط دولت، دچار سانسور شود. بدون شك جلوگيرى دولت از انتشار جزئيات وقايع يا وارونه ساختن آن باعث عميق تر شدن اين شكاف خواهد شد.
حال مى كوشيم به ۳ مورد كلى از عوامل دخيل در اين حوادث زنجيره اى اشاراتى داشته باشيم.
حيطه اقتصادى، چنان كه اغلب كارشناسان گفته اند، ناآرامى هاى اخير به نارضايتى و نگرانى معيشتى دو طيف از اقشار فرانسه برمى گردد. مهاجران بيكار و كارگران سرخورده. ناآرامى هاى فرانسه نشان مى دهد، در پشت چهره اين جامعه مرفه و ثروتمند غربى پديده نابرابرى و تبعيض، پنهان شده است. اين نابرابرى بيش از همه دامنگير طيف مهاجران اين كشور است. جوانان مهاجر فرانسوى در جريان اين ناآرامى ها، حاكمان فرانسه را وادار به اعتراف كردند كه يك جوان رنگين پوست، به اندازه يك پنجم يك جوان فرانسوى سپيدپوست هم فرصت اشتغال ندارد.
آشوب هاى سريالى فرانسه نشان داد، در جامعه مرفه اين كشور، هنوز چند ميليون نفر زندگى مى كنند كه از امكانات اوليه زندگى بى بهره اند و ميزان نااميدى آنها به اندازه اى است كه برخى از آنان حاضرند در شديدترين تدابير امنيتى پليس فرانسه درشب سال نو ميلادى، به خيابان بريزند و نزديك به ۴۰۰ خودرو را به آتش بكشند.
اين درحالى است كه دولت ساركوزى نه تنها به مطالبات و خواسته صدها هزار نفر كارگر، دانشجو و كارمند معترض پاسخ نداده بلكه هر بار با گسيل پليس به خيابان ها، نوعى مانور قدرت نمايش داده است. ساركوزى ناآرامى سال نو مسيحى را با شدت سركوب كرد و بيش از ۲۵۰ نفر را بازداشت نمود كه اگر چنين امرى از سوى هر يك از كشورهاى غيرغربى صورت گيرد، مردان اليزه و شخص آقاى ساركوزى، آن را «ديكتاتور» خوانده و خواستار مجازات او مى شوند.
دومين عامل مؤثر در اين بحران تبعيض اجتماعى است. آنچه باعث مشاركت اقليت هاى قومى و نژادى در آشوب هاى فرانسه مى شود - به اذعان خود فرانسويان- سركوب سيستماتيك اقليت ها از سوى فرهنگ حاكم و ناديده انگاشتن منزلت اجتماعى آنها بوده است.
جامعه ميليونى مسلمين فرانسه - كه خود ملتى هستند - بيش از همه زهر اين تبعيض را مى چشند تا حدى كه حتى يك شهردار در فرانسه ندارند، چه رسد به نمايندگى پارلمان اين كشور.
عامل تعيين كننده ديگر، تفكر و منش دولت جديد اليزه است. اكنون در رأس دولت فرانسه، فردى قرار دارد كه كارنامه اى روشن در ضديت با مهاجران دارد و هنوز هم ادبيات مهاجر ستيز او ، زمانى كه اعراب حومه نشين پاريس را اوباش ناميد، چاشنى عصيان هاى سياسى است. بنابراين وقوع حوادث و آشوب هاى زنجيره وار فرانسه با اين رويكرد ساركوزى - چه در زمان مسئوليت وزارت كشور و چه در زمان رياست جمهورى - باز هم تداوم خواهد داشت . دراين ميان بايد بپذيريم كه واقعيات صحنه فرانسه آن گونه كه شايسته است، هنوز درك نشده است. بحران هويت چندميليون مهاجر مسلمان اين كشور هنوز در پس پرده سانسور پنهان مانده است . همه مى دانيم اگر يك هزارم آنچه در فرانسه اتفاق افتاد و مى افتد، در كشور اسلامى يا عربى واقع مى شد ، رسانه هاى غرب و فرانسه ، نه تنها اطلاع رسانى بلكه در بزرگنمايى آن از هم سبقت مى گرفتند . همگى خاطرمان هست كه در قضيه كوى دانشگاه ، آتش زدن يك موتوسيكلت يا يك اتوبوس، تا چه اندازه فرانسوى ها پرونده حقوق بشر عليه ايران گشودند اما با وجود آن كه طى ۲ سال اخير در فرانسه بيش از سى هزار خودرو، در آتش خشم جوانان معترض فرانسوى سوخته است ، اما هيچ صدا و نهيبى به اعتراض و انتقاد از هيچ محفل حقوق بشرى برنخاسته است.
ارزيابى ديپلماسى ساركوزى در گفت وگوى
ايران با هشام بن يعيش تحليلگر امور فرانسه
سقوط آزاد از نوع ساركوزى
340341.jpg
] گفت وگو از: حسين قنبرى گرمى‎/ بخش پايانى]

* به نظر مى آيد كه در ميان موضعگيرى هاى متعدد ساركوزى نگاه او به كاخ سفيد مهم ترين اتفاق در ديپلماسى فرانسه است. چه تحليلى از اين موضوع داريد
من فكر مى كنم آمريكا همان بوش نيست و بوش نيز تمامى آمريكا نيست و اين تفاوت بسيار مهم است. در اين راه نبايد تنها تهديدات مطرح شده ازسوى نومحافظه كاران نسبت به جهان را ديد. بلكه بايد به تاريخ روابط پاريس- واشنگتن قبل از دوران بوش نگريست.
از نظر من بوش واقعاً از بدترين انسانهاست. زيرا اعمال وى در عراق و اقدامات وى عليه ايران كه توسط ديك چنى و لابى هاى موجود در آمريكا انجام گرفت با گزارش اخير سازمان هاى اطلاعاتى آمريكا ثابت شد كه چيزى جز تحريفات دولت بوش نبوده است و تمامى اين عقب نشينى ها مى تواند به كاهش تنش ها كمك كند. اما هنوز براى من مشخص نيست كه آيا ساركوزى نيز با همين انديشه در پى تقويت روابط با آمريكا است.
* برخى معتقدند كه ساركوزى تونى بلر دوم اروپا است يا آنكه مى خواهد جاى او را بگيرد. نظر شما چيست
بله شباهت هايى بين اين دو وجود دارد بويژه در شيوه برقرارى ارتباط. شايد با گذشت زمان هم اين شناخت ها بيشتر آشكار خواهدشد.
* پس از روى كار آمدن ساركوزى تضادهايى پنهانى در روابط پاريس و پايتخت هاى اروپايى بروز كرده است تا حدى كه امثال آلمانى ها با نگرانى خط مشى او را دنبال مى كنند، آيا شما هم اين تلقى را داريد
اين حقيقت دارد كه راستگرايان اروپايى ساركوزى را بسيار اغواگر و جالب توجه مى دانند. زيرا حركات و حساسيت دائمى وى ساير رهبران اروپا را به خود جذب كرده است. در برخى موارد آنگلا مركل انتقاداتى به شيوه عملكرد ساركوزى داشته است. اما آنچه مهم است اهميت روابط فرانسه با آلمان است. گاهى اين روابط بين مقامات دو كشور تيره مى شود.
در حال حاضر ساركوزى در پى نوعى سلطه بر ساير رهبران اروپايى است. در آينده نيز احتمالاً بيشتر شاهد اين امر باشيم اما به هر حال بايد روزهاى آينده منتظر ماند.
* درباره نگاه خاورميانه اى او بيشتر توضيح دهيد فكر نمى كنيد ساركوزى رفاقت تاريخى فرانسوى ها با اعراب و ايران را به هم زده است
به هر حال ساركوزى نمى تواند ميراث تاريخى فرانسه يعنى ارتباط با ايران را قطع كند هرچند نوعى تغيير در لحن و گفتار و شيوه عمل به وجود آمده باشد. اتحاد فرانسه با آمريكا نيز در رابطه با افزايش فشارها بر ايران براى جلوگيرى از ـ به ادعاى آنها ـ دستيابى ايران به سلاح اتمى به هر وسيله اى است. در رابطه با روابط دوستانه بين فرانسه و اسرائيل وراى اين دوستى فرانسه خواستار ايجاد دولتى فلسطينى در كنار دولتى اسرائيلى است اما سياست فرانسه در قبال كشورهاى عربى در حال تغيير و تحول است. ساركوزى خواستار برقرارى روابطى دوجانبه بين دولت هاى عربى و فرانسه است.
ژنرال دوگل در سال ۱۹۶۷ پس از جنگ شش روزه سعى كرد فرانسه را به جهان عرب نزديك سازد اما اين اتفاق به صورت يك آرمان باقى ماند زيرا همواره درباره سياست فرانسه نسبت به اعراب نوعى حساسيت خاص وجود دارد.
* نسبت به توانايى تيم جديد ديپلماسى فرانسه چه نظرى داريد آيا دولت ساركوزى ظرفيت اجراى اين همه نقش هاى متنوع را دارد
در حالت كلى مى توان گفت كه ساركوزى داراى يك سلسله توانايى برقرارى ارتباط است و وى از توانايى خود در زمينه بهره بردارى از فرصت ها براى نزديك تر كردن خود به ديگر بازيگران سياسى بويژه آمريكا استفاده مى كند و اين روند هنوز جريان دارد كه شش ماه براى كامل كردن آن كافى نيست. شكى نيست كه ساركوزى همان طور كه مى بينيم كاملاً متفاوت از وعده هايش و آن چيزى كه در مبارزات انتخاباتى مى گفت عمل مى كند. شكى در اين باره وجود ندارد. ساركوزى امروزه در حال حركت به سمت نوعى سياست متحد شدن با آمريكاست از اين نظر مى توان گفت كه وى در حال سقوط آزاد از ارتفاع بسيار زياد است اما بايد فرصت بيشترى به وى داد تا بتوان به درستى قضاوت كرد.
* مخالفان و حريفان او درباره اين سياست ها چگونه مى انديشند
هنوز دشمنان ساركوزى سكوت كرده اند و كسى وجود ندارد كه با وى مخالفت كند به عنوان مثال مخالفان وى كه از سفر معمر قذافى رهبر ليبى به فرانسه در جهت مخالفت با وى استفاده ابزارى كردند، در واقع نوعى سياستمدارى خود را نشان دادند.
در خارج از فرانسه نيز مخالف جدى ديده نمى شود حتى كسانى كه منافعشان در تعارض با سياست هاى ساركوزى قرار دارد سعى مى كنند با ملاحظه شرايط و اوضاع محافظه كارى پيشه كنند اما شايد در آينده مخالفان خود را ظاهر كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |