چهارشنبه ۱۹ دى ۱۳۸۶ - ۲۹ ذيحجه ۱۴۲۸
Wed, Jan 9, 2008
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
كودك بادبادك
زنگ اول
گفت وگوى «ايران» با ميشل ورنوشه متخصص روابط بين الملل
كانون هاى نزاع سال ۲۰۰۸
340398.jpg
] گفت وگو از: حسين آذرى]

جهان در سالى كه چند روزى از تولد آن مى گذرد به كدام سمت خواهد رفت اين پرسش مشترك نخبگان و توده مردم در اقصى نقاط جهان است كه زيستگاه بشرى را در محاصره انواع بحران ها غوطه ور مى بينند.
دو حادثه بزرگ فروپاشى شوروى و ۱۱ سپتامبر، يكى در خاتمه قرن بيستم و ديگرى در طليعه قرن جديد، سيلى از مناقشات و كشمكش ها را براى نسل امروز به ارمغان آورد. نسلى كه به اين گمان بود كه عصر ارتباطات و فتح قله هاى فناورى و آگاهى او را به سرمنزل صلح نائل خواهد كرد.
حوادث خونين پس از ۱۱ سپتامبر و روزهاى آغازين قرنى كه به اشتباه نام قرن صلح و همزيستى بر آن اطلاق شده بود، اين واقعيت ناگوار را اثبات كرد كه منطق حاكم بر سياست بين الملل، هنوز منطق قدرت و منفعت و نه عدالت و صلح است.
با چنين ترتيباتى، دور از انتظار نبود كه هر كدام از بحران ها و مناقشات منطقه اى از عراق تا فلسطين و از كوزوو تا دارفور به ميدان برخورد منافع بازيگران جهانى تبديل شود و اميدها و تلاش ها براى يافتن گمشده صلح بى فروغ بماند.
از اين روست كه جهان در فضايى از اضطراب و تشويش به استقبال سال نو رفته است. وقايع خونين سال ۲۰۰۷كه اكنون به بايگانى تاريخ سپرده شده، هيچ افقى از اميد را به روى ملت ها نگشوده است. در اين ميان، ملت هاى خاورميانه بالاترين سهم از بحران و تشويش را به ارث برده اند.
روزنامه ايران در سلسله مباحث خود پيرامون چشم اندازهاى سياسى سال پيش رو با ژان ميشل ورنوشه متخصص روابط بين الملل پرسش هاى مهم مربوط به آينده نظام جهانى را به بحث گذاشته است.
او بيش از سى سال است كه در زمينه تحولات جهان شرق تحقيق و مطالعه مى كند و اكنون از تحليلگران اصلى روزنامه فيگارو است.
* اگر موافق باشيد اين گفت و گو را با جمعبندى كه شما از سير تحولات جهان در ۲۰۰۷ داريد شروع كنيم
اگر به منحنى تحولات جهانى در سال ۲۰۰۷ نگاه افكنيم فضاى سياست بين المللى ويژگى مثبت و اميدبخش خود را از دست داده است، عناصر همگرايى، تفاهم و آرامش كه پايه هاى رشد جامعه جهانى است بشدت آسيب ديده اند. از هر نظر در ۲۰۰۷ شاهد تنزل در روابط بين الملل بوديم. در اين فهرست حوادث منفى مى توان به وقايع پاكستان، تنزل مداوم و منظم در روابط آمريكا و انگليس با ايران يا تغييرات سياسى در فرانسه پرداخت كه در آن رياست جمهورى جديد جهت دهى جديدى در زمينه سياست بين المللى به نمايش گذاشت به طورى كه فرانسه اى كه همواره به طور نسبى بر حقوق عادلانه بين المللى تأكيد داشت اكنون در موضع مشترك با آمريكا قرار گرفته است.
در جمعبندى حوادث سال گذشته آنچه مهم به نظر مى رسد شكل گيرى جبهه اى بسيار بزرگ از مخالفان و معترضان به برخى سياست هاى موجود است كه در يك سمت آن روسيه و پوتين و آژانس بين المللى انرژى اتمى و امثال محمد البرادعى و بليكس (مديركل سابق آژانس اتمى) قرار دارند در سمت ديگر اين جبهه نيز كه طيفى از سياستمداران و نخبگان آمريكايى معترض به خط مشى بوش صف بسته اند. در اين گروه دوم غير از رهبران دموكرات مانند خانم نانسى پلوسى مى توان از افراد ديگرى چون كالين پاول نام برد كه هر چند فردى محتاط و ميانه رو است اما مخالف جدى سياست هاى بوش است. در سازمان هاى بين المللى، نگاه جديد البرادعى به ايران قابل تأمل است يا تحليل هاى جديد بليكس كه پس از انتشار گزارش سرويس هاى اطلاعاتى آمريكا كه فعاليت هاى هسته اى ايران را صلح آميز خواند، انتقادهاى جدى بر سياست هاى واشنگتن وارد كرد.
بنابراين يك روند جديد كه در روزهاى پايانى ۲۰۰۷ نمايان شد، اين است كه سياست مداخله جويانه واشنگتن تا حد زيادى رنگ باخته است.
* از منظر مديريت بحران به سير امروز حوادث بين المللى نگاه افكنيم كانون تحولات سياسى جهان، همانا بحران هايى است كه اغلب در ناحيه خاورميانه جريان دارند، ارزيابى شما از عملكرد قدرت هاى بزرگ بويژه آمريكا در اداره بحران هاى بين المللى در سال ۲۰۰۷ چيست
البته بايد گفت كه قدرت هاى بزرگى همچون چين و روسيه و قدرت متوسطى همچون فرانسه گام هايى براى حل و فصل بحران ها برداشته اند.
به طور مشخص فرانسه در پايان سال ۲۰۰۷ سعى كرد تا نقشى در مديريت بحران هاى خاورميانه داشته باشد كه از جمله اين موارد مى توان از بحران لبنان نام برد طرح فرانسه براى حل و فصل اين بحران با شكست مواجه شد در رابطه با بحران دارفور نيز سازمان ملل متحد قطعنامه اى را براى استقرار نيروهاى بين المللى در منطقه صادر كرد اما باز مى توان گفت نه آمريكا و نه اروپا شاهد موفقيت چندانى در ديپلماسى مديريت بحران نبوده اند. در رابطه با لبنان نيز فرانسه درخواست هايى از آمريكا داشت اما در نهايت نتوانست اجماع كلى درباره يكى از نامزدهاى رياست جمهورى لبنان ايجاد كند.
علاوه بر لبنان، فلسطين نيز هم اكنون در كانون يك مناقشه بين المللى قرار دارد تلاش هاى متعدد در اين بحران نيز قرين توفيق نبوده است. در رابطه با حل و فصل بحران عراق نيز ما شاهد بوديم كه انگليس نيروهاى خود را از بصره در جنوب عراق خارج كرد و كنترل اين شهر را به نظاميان خود عراق سپرد. اكنون نوبت آمريكا است كه در بحران عراق به خواسته جهانى براى برقرارى صلح پاسخ گويد. آمريكا در اداره اوضاع ناآرام عراق نيازمند مشاركت دولت هايى مثل ايران است. اكنون آمريكا در وضعيتى است كه كاملاً از نظر سياسى در انزوا قرار گرفته است به طورى كه گزارش بيكر نيز گفت وگو با ايران و سوريه را به سردمداران كاخ سفيد توصيه كرده است در اين راستا مشاهده كرديم كه سوريه به كنفرانس آناپوليس در آمريكا دعوت شد كه حاكى از روندى معنادار بود. از سوى ديگر از سفر اخير هيأت هاى آمريكايى به دمشق نيز مى توان برداشت كرد كه به هرحال آمريكا براى رهاشدن از گرداب عراق به اين كشورها نياز دارد.
حالا اگر بخواهيم به بحران هاى بلندمدت تر بپردازيم به بحران افغانستان مى رسيم كه وضعيت اين كشور هر روز در حال وخيم تر شدن است و تنها راه حل ارائه شده براى اين بحران، تمركز بيشتر نيروهاى نظامى موجود در اين كشور بر روى مناطق جنوبى اين كشور است.
در صحنه پاكستان نيز آمريكا سعى كرد مداخلاتى را براى كنترل اوضاع انجام دهد اما در حال حاضر پاكستان تبديل به انبار باروتى شده است كه هر آن انتظار انفجار آن مى رود كه اوج آن ترور خانم بى نظير بوتو نخست وزير اسبق و رهبر حزب مردم اين كشور بود اما آنچه از حاصل تفكر مديريت بحران قدرت هاى خارجى در پاكستان مى بينيم اين است كه اوضاع پاكستان اكنون بسيار متشنج شده است و مناطق قبيله نشين آن بسيار بى ثبات است و هر لحظه مى توان در انتظار حادثه اى ناگوار بود.
با اين اوصاف كارنامه كلى سال ۲۰۰۷ كارنامه اى اميدواركننده نبود و بحران هاى حساس آن به سال ۲۰۰۸ نيز كشيده خواهد شد.
* از نگاه شما استراتژى ها و تاكتيك هاى اشتباه در مواجهه با اين بحران ها بويژه در حوزه خاورميانه چه بوده است
همان طور كه قبلاً اشاره كردم فرانسه قبل از روى كار آمدن نيكولا ساركوزى منطق برابرى بين المللى را توصيه مى كرد . اين انديشه در مقابل منطق يكجانبه گرايى آمريكا قرار مى گرفت. امروزه بايد جهان از يكجانبه گرايى آمريكايى خارج شود.
از ديگر اشتباهات صورت گرفته در سال گذشته حركت اسرائيل و اقدامات نادرست اين رژيم براى تحميل خواسته هاى خود به مردم فلسطين بود.
براين اساس معتقدم اشتباهات بزرگ صورت گرفته در سال ۲۰۰۷ بيشتر ناشى از عدم احترام به برابرى هاى بين المللى و عدم اجراى قطعنامه هاى سازمان ملل بود زيرا برخى كشورها هستند كه هيچ اعتنايى به اين قطعنامه ها و موازين حقوق بين الملل نمى كنند به نظر من اگر براى همزيستى جهانى مجموعه اى از هنجارها و قوانين بين المللى وجود دارد اين قوانين براى همه است و كشورهاى قدرتمند بويژه آمريكا نبايد از خطوط قرمز برابرى بين المللى عبور كنند و در صورتى كه دولتى مرزهاى قوانين بين المللى را نقض كند بايد با آن دولت مخل قوانين برخورد كرد.
* فكر مى كنيد اگر قرار باشد يك بازنگرى و اصلاح در سياست بازيگران بين المللى در بحران هاى خاورميانه صورت گيرد اين بازنگرى ها بايد از كجا شروع شود و شامل چه مواردى باشد
به نظر من بايد تمامى اين بازيگران بين المللى اصلاحاتى را در مواضع خود صورت دهند و همه اين طرف ها بايد به نوعى حسن نيت خود را نشان دهند البته اين ديدگاه من حداقل براى ميان مدت ديدگاهى كاملاً خوشبينانه است اما مشكل بسيار مهم در رابطه با مديريت تحولات جهانى، تصورات غلط برخى بازيگران است كه اين تصورات در عمل به رفتارهاى افراطى منجر مى شود از طرف ديگر، چون در فضاى سيال و آشفته جهانى هرگونه رفتار ماجراجويانه سياسى و نظامى، امكان بروز دارند بايد مراقب آن بود و در اين راه بازگشت سردمداران آمريكا به روش هاى عاقلانه و منطقى بسيار تعيين كننده خواهد بود.
* از زاويه صلح و امنيت در سال ،۲۰۰۸ شما مهم ترين چالش ها را چه مى بينيد فكر مى كنيد مهم ترين تهديدها و خطرات براى امنيت بين المللى در سال جديد در چه مناطق و به دست چه نيروهايى بروز خواهدكرد
مهم ترين چالش سال ۲۰۰۸ تلاش آمريكا براى برون رفت از باتلاق عراق خواهد بود از سوى ديگر بازگرداندن ثبات به پاكستان، زيرا اين كشور در حال حاضر با بحران گسترده اى روبه رو است كه بايد به نوعى توسط جامعه بين المللى حل و فصل شود. سرنوشت سياسى پاكستان بشدت با اوضاع كشور همسايه اش ، افغانستان گره خورده است. بنابراين مهم ترين پروژه صلح جهانى بايد با ثبات سازى وضع افغانستان باشد زيرا بحران موجود در افغانستان بحران هايى را در سطح منطقه اى و حتى در سطح ساير قاره ها پديد مى آورد.
از ديگر چالش هاى سال ۲۰۰۸ سر و سامان دادن به اوضاع فلسطين است كه سازمان ملل قطعنامه هايى صادر كرده كه هيچ كدام جامه عمل نپوشيده است.
بحران دارفور نيز همچنان از بحران هاى مهم سال ۲۰۰۸ خواهد بود كه صحنه رويارويى غيرمستقيم قدرت هاى آسيايى مثل چين و آمريكاست و علت اصلى اين قضيه اختلافات بين دو كشور بر سر ثروت هاى معدنى، بويژه هيدروكربن ها، انرژى فسيلى و اورانيوم موجود در دارفور و اطراف آن است.
در حال حاضر آفريقاى شرقى صحنه تقابل استراتژيك قدرت هاى بزرگ و جهانى است.
البته دراين ميان نبايد سرنوشت كشورهاى مغرب عربى را فراموش كرد كه شاهد بروز ترورها و درگيرى هاى خونينى بوده اند. شكاف هاى اجتماعى و قومى كه در اين كشورها بروز كرده بسيار خطرناكند. در كل جهان عرب شكاف سياسى فعالى را هم اكنون به علت جدايى موجود ميان رهبران دنياى عرب و مردم اين كشورها و در اصل طرفدارى بى چون و چراى اين رهبران از غرب شاهد هستيم. مسأله ديگرى كه در اين فهرست مى توان به عنوان چالشى براى امنيت جهانى از آن ياد كرد، اختلافات موجود ميان روسيه و آمريكا است كه در رابطه با استقرار سپر موشكى در اروپا و نيز تهديدات آمريكاعليه ايران بروز كرده است، در صورتى كه راه حل منطقى براى آن يافت نشود مى تواند از تهديدات سال ۲۰۰۸ به شمار رود.
آخرين روزهاى سال ۲۰۰۷ زمزمه يك بحران نوظهور در بالكان نيز به گوش رسيد. تهديدى كه اروپا در سال ۲۰۰۸ احتمالاً شاهد آن خواهد بود. بحران كوزوو و اعلام استقلال يكجانبه از سوى اين منطقه مى تواند بى ثباتى بسيار بزرگى را در اروپا بويژه اروپاى شرقى باعث شود.
تنش ها و درگيرى دوباره در حوزه بالكان و يوگسلاوى قادر است بسيارى از معادلات گروه غرب را به هم زند منطقه اى كه بارها بدون مجوز سازمان ملل مورد مداخله ناتو و قدرت هاى اروپايى قرار گرفته است.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |