|
|
|
از هيچ همه چيز بسازيد
|
|
|
|
بريكلين؛ كارآفرينى كه مدام شكست خورد
|
|
|
|
|
|
خلاقيت
|
|
|
|
|
كارآفرينى با چه چيزهايى فرق دارد
] دكتر سيد محمدحسين حسينى[
يك كارآفرين از جنبه هاى مختلف باافراد اشتغالزا، سرمايه دار، هنرمند، مخترع و كاسب تفاوت دارد كه اين نوشتار كوتاه به اين تفاوت ها اشاره مى كند. تفاوت كارآفرين با... الف: اشتغالزا:واژه كارآفرينى كه ترجمه كلمه Entrepreneurship است، در جامعه ما كه بيكارى معضل بزرگ اجتماعى محسوب مى شود همه اذهان را متوجه اشتغالزايى مى كند. در حالى كه هر چند اين دو مفهوم هر دو با ارزش و با هم مرتبطند اما لزوماً منطبق بر هم نيستند. (اشتغالزايى مى تواند يكى از نتايج كارآفرينى باشد) پس تفاوت اين دو را مى توان چنين خلاصه كرد ۱) كارآفرين، يك شغل را ايجاد مى كند، در حالى كه اشتغالزا براى شغل ايجاد شده، جذب نيرو و تكميل ظرفيت مى كند.۲) كارآفرينى بيشتر مربوط به بخش خصوصى است، اما اشتغالزايى در بخش دولتى هم مى تواند صورت پذيرد. چرا كه شاخصه اصلى كارآفرين پذيرش ريسك و تأمين سرمايه به اميد منفعت زياد است. در حالى كه در مشاغل دولتى سرمايه گذارى و ريسك مشاغل لزوماً درآمد و منافع سرشارى براى مدير نخواهد داشت. دولت بيشتر مى تواند مشوق و زمينه ساز كارآفرينى باشد.۳) كارآفرينى، عرضه كالا يا خدمتى نوين از لحاظ زمانى و مكانى است. در حالى كه اشتغالزايى لزوماً با نوآورى همراه نيست.۴) كارآفرينى درك و بهره گيرى از فرصتهاى حال يا آينده بازار به نفع خود و جامعه است، در حالى كه منافع اشتغالزايى ممكن است فقط متوجه جامعه باشد.۵) اشتغالزايى به توزيع ثروتهاى موجود كمك مى كند اما كارآفرينى يك منبع ثروت جديد ايجاد(خلق ارزش) مى كند.۶) هنر كارآفرين گردآورى و در كنار هم قرار دادن مجموعه اى از منابع انسانى و فيزيكى است كه ارزش مجموعه جديد نسبت به گذشته افزون شود. در حالى كه اشتغالزايى هميشه با بهره ورى همراه نيست. ب: سرمايه دار: تفاوت كارآفرين با سرمايه دار در اين است كه سرمايه دار لزوماً مؤسس يا گرداننده يك فعاليت اقتصادى نيست. در حالى كه كارآفرين علاوه بر تأمين سرمايه و ديگر منابع لازم و ادغام آنها با يكديگر، عهده دار مديريت آن نيز مى شود. ج: هنرمند و مخترع: كارآفرين لزوماً هنرمند و مخترع به معناى متداول آن نيست، اما بزرگترين هنر وى اختراع يك روش براى ايجاد ارزش اقتصادى جهت توسعه و بهره گيرى از هنر يا ابتكار ديگران است. هـ: كاسب (Small Business Owner) بسيارى از مردم دو عبارت كارآفرين و كاسب را مترادف مى دانند. هر چند اين دو مفهوم نقاط اشتراك زيادى دارند، اما تفاوتهاى معنى دارى نيز در اين دو مفهوم ديده مى شود كه به مواردى از آن اشاره مى شود. ۱) تفاوت ميزان ثروت (ارزش آفرين) كارآفرين با كاسب: كسبه سنتى درآمد معمول و متوسطى دارند، اما درآمد يك كارآفرين موفق بيش از حد انتظار است. ۲) سرعت ثروت آفرينى: ثروت كاسب معمولاً طى مدت زمان طولانى جمع آورى مى شود. اما كارآفرين موفق همين ثروت را طى مدت كوتاه (مثلاً ۳ تا ۵ سال) كسب مى كند. ۳) ريسك: اقدامات كارآفرينان ريسك بالايى دارد. در حالى كه اقدامات كسبه معمولى چنين ريسكى را ندارد. با اين وجود اين افراد به خاطر اطمينان از سود قابل توجه آتى و امكان از دست رفتن فرصتهاى طلايى دست به خطر مى زنند. با اين همه كارآفرين را نمى توان يك مجنون خطرپذير دانست. هنر كارآفرين توأم با تخمين ميزان مخاطره فعاليتها و دست زدن به ريسك هاى ارزشمند، عقلائى و محاسبه شده است. ۴) نوآورى: معمولاً قوه خلاقه يك كارآفرين در نوآورى بسيار فراتر از يك كسبه معمولى است و همين قوه خلاقه است كه قدرت ثروت آفرينى (خلق ارزش) را در وى نسبت به كسبه معمولى فزونى مى دهد. قوه خلاقه كارآفرين مى تواند در توليد كالا، ارائه خدمت و يا فرايندها بروز نمايد.
|
|
|
|
|
از هيچ همه چيز بسازيد
طنز كارآفرينانه
پدر: دوست دارم با دخترى به انتخاب من ازدواج كنى پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب كنم. پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بيل گيتس است. پسر: آهان اگر اينطور است، قبول است. پدر به نزد بيل گيتس مى رود و مى گويد: براى دخترت شوهرى سراغ دارم. بيل گيتس: اما براى دختر من هنوز خيلى زود است كه ازدواج كند. پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانك جهانى است. بيل گيتس: اوه، كه اينطور! در اين صورت قبول است. بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانك جهانى مى رود. پدر: مرد جوانى براى سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم. مديرعامل: اما من به اندازه كافى معاون دارم! پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است! مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد. و معامله به اين ترتيب انجام مى شود. نتيجه: حتى اگر چيزى نداشته باشيد باز هم مى توانيد چيزهايى بدست آوريد.
|
|
|
|
|
با كارآفرينان موفق جهانى
بريكلين؛ كارآفرينى كه مدام شكست خورد
|
|
|
] مرتضى شانى[
مالكوم بريكلين از نوجوانى دلش مى خواست يك كارآفرين موفق باشد.تا به امروز او موفق نبوده است.بعضى ها مى گويند كه او به هر چيزى دست بزند، شكست مى خورد.تلاش او عمدتاً متوجه خودكاركردن صنايع است. هنوز او به تلاش خود ادامه مى دهد ولى على رغم ناكامى در فرايند كار، زندگى راحتى را براى خود فراهم كرده است. در ۲۸ سالگى در سال ۱۹۶۹ «بريكلين» به طور ناموفق تلاش كرد كه ماشين مينى ماينر خود را بفروشد.در سال ۱۹۷۵ در كارخانه «نوا» شروع به ساخت يك ماشين مسابقات كرد و اسم خود را نيز روى آن گذاشت ولى با ناكامى مواجه شد.على رغم ناكامى در تلاشهاى گذشته، او شروع به واردات و فروش ماشين هاى فيات مسابقاتى كرد و با شيطنت، آرم فيات را برداشت و آرم خود را جايگزين آن كرد ولى اين ماشين نيز فروش نرفت. يك دهه بعد او به يك اقدام جاه طلبانه ديگر دست زد.او سه اشتباه سابق خود را كنار گذاشت و پروژه جديدى به نام يوگو (Yugo) را براى ميلياردر شدن خود شروع كرد. توجه به جزئيات ماجراهاى او در اين پروژه خيالى، خالى از لطف نيست. * طرح يوگو به نظر مى رسد بريكلين در جذب سرمايه موفق بود.او با تهيه ۱۰ ميليون دلار، شركتى به نام «يوگو ـ آمريكا» ايجاد كرد تا ماشين سوارى كوچك يوگو مدل ۵۵ را از يوگسلاوى وارد كند و آن را در مناطق شمالى به قيمت ارزان با پايه قيمت ۳۹۹۰ دلار در سال ۱۹۸۵ بفروشد. در آن زمان يك خودرو سوارى روز ۱۱۵۰۰ دلار قيمت داشت و ماشين سوارى يوگو معادل ۱۰۰۰ دلار از ارزان ترين سوارى موجود در بازار، پايين تر بود. بريكلين تشخيص داد كه اگر تبليغات به طور مناسب انجام شود حدود يك ميليون مشترى در بازار ايالات متحده وجود دارد.از طرف ديگر، او مى دانست كه در تبليغات خود اگر به جنبه ارزانى سوارى «يوگو آمريكا» تأكيد كند، مردم جنس ارزان را نخواهند خريد.لذا در بازاريابى مقرر شد كه روى جنبه هاى ديگر تأكيد شود.در سال ۱۹۸۵ به نظر مى رسيد كه تاكتيك مشابهى بايد براى تبليغ «يوگو» به كار برده شود.كشور كمونيستى يوگسلاوى و كيفيت كالاهاى ساخت آن در ذهن مردم چندان جانيفتاده بود.بريكلين تلاش كرد كه سوارى «يوگو» را در جاده و يا خيابان، ماشين مطمئنى معرفى كند زيرا اعتقاد داشت كه سازنده آن در يوگسلاوى به مدت ۵ سال اين سواريها را توليد كرده و در جاده هاى نه چندان مناسب يوگسلاوى امتحان خود را پس داده است. از يك ميليون مشترى پيش بينى شده فقط آنهايى تمايل خود را نشان دادند كه قبلاً اتومبيل دست دوم مى خريدند.زيرا قيمت اين سوارى تازه از قيمت اتومبيل دست دوم نيز ارزان تر بود.ضمناً پيش بينى مى شد كسانى كه قدرت پرداخت ۱۱۵۰۰ دلار براى خريد ماشين سوارى آمريكايى را ندارند براى خريد سوارى تازه جزو مشتريان «يوگو» باشند.با توجه به كل شرايط، ميزان تقاضاى بازار حدود ۱۰ هزار دستگاه در سال برآورد گرديد كه بعد از چند سال بايد به ۲۵۰ هزار دستگاه در سال افزايش مى يافت. * موفقيت اوليه تا نوامبر ۱۹۸۵ تقاضاى گسترده براى دريافت سوارى، بريكلين را مجاب كرد كه طرح ۱۰ ميليون دلارى تبليغ را ابطال كند.نمايندگيها قبلاً بيش از ۸۰۰۰ سفارش دريافت كرده بودند.ارسال محموله از يوگسلاوى به تأخير افتاد و تا ماه اوت تعداد ۱۵۵۸ دستگاه تحويل گرفته شد.با نرخ موجود ميزان سفارشات تا اوت ۱۹۸۶ بالغ بر ۱۰۰ هزار سفارش در مقابل ۴۰ هزار دستگاه برنامه ريزى شده در سال اول گرديد. كمپانى «يوگو- آمريكا» در سال اول ۱۶ ميليون دلار سود كرد و بريكلين به عرضه سهام پرداخت.پيش بينى فروش به ۷۰ هزاردستگاه در سال ۱۹۸۷ و ۲۵۰ هزار دستگاه در سال ۱۹۸۸ منظور گرديد.بريكلين به علت ارزان بودن هزينه هاى دستمزد در يوگسلاوى (معادل يك دلار در هر ساعت)، قيمت سوارى را در سطح ۴۰۰۰ دلار تثبيت كرد. على رغم موفقيت اوليه، بريكلين دريافت كه براى رقابت، انواع سواريها مورد نياز است.لذا براى توسعه خط محصول از ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ براى توليد انواع سوارى منجمله خودروهاى بزرگ برنامه ريزى كرد.او در ژوئن ۱۹۸۶ براى عرضه سواريهاى پيشرفته تر برنامه ريزى كرد.«يوگو» كم كم به فرصت طلايى در بخشى از بازار كه توسط ژاپنى ها خالى شده بود، دست يافت و مجله فورچون نيز در شماره دسامبر خود سواريهاى «يوگو» را در بين اتومبيل هاى ارزان جزو هفت رديف اول رتبه بندى كرد. * ابرهاى توفانى در اوايل ۱۹۸۶ رقابت در عرصه اتومبيل هاى ارزان قيمت شدت گرفت.اين اتومبيل ها عمدتاً به صورت مينى بود و با تجهيزات كامل به قيمت زير ۶۰۰۰ دلار فروخته مى شدند.طبق برآوردهاى انجام شده، تعداد تقاضاى بازار آمريكا براى اتومبيل هاى زير قيمت ۶۵۰۰ دلار ۱۲ درصد حجم كل بازار بود و سه رقيب اصلى در اين عرصه، يعنى شورلت (مدل اسپرينت) به قيمت ۵۳۸۰ الى ۶۰۰۰ دلار، هيونداى ساخت كره جنوبى به قيمت ۴۸۰۰ دلار و «يوگو» به قيمت ۳۹۹۰ دلار بودند، كه با توجه به مزيت قيمت، يوگو در بازار يكه تاز ميدان شد. گزارش رسانه هاى جمعى در فوريه و مارس ۱۹۸۶ لطمه شديدى در افكار عمومى به وجهه «يوگو» وارد كرد و موقعيت آن را در بازار رقابت آمريكا به خطر انداخت.در فوريه ۱۹۸۶ مجله «كانسيومر ريپورت» در گزارش خود به خوانندگان خود ثابت كرد كه خريد اتومبيل به قيمت ۳۹۹۰ دلار غير ممكن است و هرگاه هزينه هاى نمايندگى، تحويل و ساير هزينه ها به آن افزوده شود قيمت واقعى يوگو به ۴۶۵۰ دلار مى رسد و چنين نتيجه گيرى كرد كه اگر قرار باشد ۴۴۰۰ دلار صرف خريد اتومبيل شود، بهتر است به جاى خريد سوارى «يوگو»ى نو، اتومبيل دست دوم بهتر خريدارى شود. هنوز آثار گزارش مجله از بين نرفته بود كه خبر مردود شدن مراتب تست يوگو توسط اداره فدرال در رسانه هاى جمعى پخش شد و اداره ايمنى ترافيك يوگو دو در را فاقد ضوابط و معيارهاى ايمنى در جاده ها اعلام كرد. * نتايج براى يوگو در ژوئن ۱۹۸۶ بريكلين عرضه نخستين سهام خود را به طور نامحدود متوقف كرد.ميزان پيش بينى فروش در سال كه ۴۰ هزار دستگاه تخمين زده شده بود از ۳۵۹۰۰ دستگاه فراتر نرفت.در عوض هيونداى ساخت كره جنوبى موفق شد حدود ۱۷۰ هزار دستگاه مينى در بازار به فروش رساند.اين ميزان فروش ركورد مربوط به نخستين سال فروش مينى هاى كارخانه رنوى فرانسه در سال ۱۹۸۵ به تعداد ۴۸ هزار دستگاه را شكست. شركت، در يك تلاش گسترده براى زدودن ذهنيت كيفيت نازل «يوگو»، طرح يك سال و يا ۱۲ هزار مايل گارانتى را به عنوان استراتژى ۱۹۸۸ اعلام كرد كه اين گارانتى شامل هزينه قطعات معيوب و دستمزد گرديد. متعاقباً طرح ۴ سال و يا ۴۰ هزار مايل گارانتى براى قطعات موتور و يا گيربكس را اعلام كرد، و مدل هاى جديد منجمله مدل اسپورت عرضه گرديد. هزينه هاى آگهى و تبليغ افزايش يافت و به ۴۸ ميليون دلار بالغ گرديد.على رغم تمام تلاشها، سال ۱۹۸۸ استقبال چندانى از اين خودرو نشد.«يوگو ـ آمريكا» همراه شركت خواهر مينى گلوبال موتورز در ۳۰ ژانويه ۱۹۸۱ اعلام ورشكستگى كرد.كل دارايى آن ۳۰/۵ ميليون دلار و بدهى آن ۴۹/۹ ميليون دلار بود. * آخرين حركت كارآفرينى بريكلين در ۵۶ سالگى به ساخت يك خودرو ديگرى همت گماشت و آن را اى- وى- واريور (E.V.Warrior) ناميد. اين خودرو، اتومبيل نيست بلكه دوچرخه باترى دار است كه مى تواند با سرعت ۲۰ مايل در ساعت و بدون نياز به شارژ، به مدت يك ساعت حركت كند.اين دوچرخه داراى سه مدل به قيمت تك فروشى ۹۰۰ الى ۱۶۰۰ دلار است.بريكلين پذيرفت كه جثه دوچرخه درشت و وزن آن يعنى ۸۰ پوند، زياد است.دوچرخه ها در رنگهاى سبز روشن، قرمز، زرد و بنفش عرضه شد و فاقد هرگونه آلودگى بود و به نظر مى رسيد كه مورد استقبال دانشجويان كه علاقه مند به محيط زيست هستند، قرار گيرد. بريكلين مبتكر، ذاتاً آدم خوشبينى است و برنامه ريزى كرد كه اين دوچرخه را به جاى عرضه در فروشگاه هاى دوچرخه از طريق نمايندگيهاى اتومبيل عرضه كند.او در نظر داشت يك شبكه نمايندگى وسيع با ۵۰۰ عامل فروش ايجاد كند.در تابستان ۱۹۹۵ او ۱۵۰ نمايندگى اتومبيل را قانع كرد كه براى سفارش ۸ دستگاه دوچرخه مبلغ ۱۸۵۰۰ دلار به عنوان پيش پرداخت بپردازند.بريكلين در جمع آورى سرمايه، خيلى موفق بود.۲۰ سرمايه گذار را وادار كرد به كارخانه دوچرخه سازى او براى توليد ۱۰۰ هزار دستگاه درماه ۵ ميليون دلار پرداخت كنند.طرح بريكلين براى نيل به چنين حجم فروشى، با تبليغ طنزآلوددر نشريات فكاهى و برنامه هاى تلويزيونى كه در آن قهرمان كارتون، سوار دوچرخه او شد، به شكست انجاميد و ميليونها مشترى بالقوه، از خريد آن منصرف شدند. * خطر پائين ترين قيمت «يوگو» داراى پايين ترين قيمت در بين اتومبيل هاى موجود در ايالات متحده بود.آيا ارزانى قيمت يك مزيت قوى محسوب مى شود متأسفانه اين مزيت رقابتى پايدار نيست زيرا رقبا به سهولت مى توانند با مزيت قيمت پايين، مقابله كنند.تلاش زياد و طولانى براى ارائه خدمات و يا گارانتى توسط نمايندگيهايى كه با دقت زياد گزينش شده اند مى تواند فقط بخشى از ضعف كيفيت محصول را بپوشاند ولى ضعف كيفى آن را جبران نمى سازد. اين آموزه، چيز جديدى نيست.اما شايد تكرار آن لازم باشد زيرا اغلب شركتها به اهميت كيفيت و يا قابل اتكا بودن و حسن شهرت ناشى از آنها توجه دارند.همان طورى كه قبلاً گفته شد، سوء شهرت را نمى توان به سهولت زدود. براى كارآفرين، شكست و يا ناكامى جاودانه نيست.اغلب كارآفرينان در وهله اول موفق نبودندو ممكن است به يك موفقيت بزرگ در گامها و يا حركتهاى بعدى نائل شوند.دليل نائل شدن به موفقيت در گام و يا حركتهاى بعدى به اين علت است كه يك كارآفرين از هر شكست و يا ناكامى درس لازم را مى آموزد.
|
|
|
|
|
۱۲۰ قانون جهانى موفقيت
] ويليام تريسى[
در شماره هفته گذشته «كارآفرينى» كه در روز چهارشنبه ۱۲ دى ماه چاپ شد ۱۶ قانون جهانى موفقيت از ۱۲۰ قانون موفقيت اثر ويليام تريسى چاپ شد. اينك قسمت هاى ديگر اين قانون را مى خوانيد.
۱۷- قانون مسئوليت هر جا كه هستيد و هر چه كه هستيد بخاطر آن است كه خودتان اينطور خواسته ايد. مسئوليت كامل آنچه كه هستيد، آنچه كه بدست آورده ايد و آنچه كه خواهيد داشت بر عهده خود شماست. ۱۸- قانون پاداش عالم در نظم و تعادل كامل به سر مى برد. شما هميشه پاداش كامل اعمالتان را مى گيريد. هميشه از همان دست كه مى دهيد از همان دست مى گيريد. اگر از عالم بيشتر دريافت مى كنيد به اين دليل است كه بيشتر مى بخشيد. ۱۹- قانون خدمت پاداش هايى كه در زندگى مى گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هر چه بيشتر براى بهبود زندگى و سعادت ديگران كار و مطالعه كنيد و توانايى هاى خود را افزايش دهيد، در عرصه هاى مختلف زندگى خود نيز پيشرفت بيشترى به دست مى آوريد. ۲۰- قانون تأثير تلاش همه اميدها، رؤياها، هدف ها و آرمان هاى شما در گرو سختكوشى شماست. هر چه بيشتر تلاش كنيد، بخت و اقبال بهترى پيدا مى كنيد. هيچ راه ميانبرى وجود ندارد. ۲۱- قانون آمادگى شانس در واقع به هم پيوستن موقعيت و آمادگى است. عملكرد خوب نتيجه آمادگى كامل است كه مراحل كسب آن اغلب از هفته ها، ماه ها و سال ها قبل آغاز مى شود. در هر حوزه اى موفق ترين افراد آنهايى هستند كه همواره در مقايسه با افراد نا موفق وقت بيشترى را صرف كسب آمادگى براى انجام كار مى كنند. ۲۲- قانون حد توانايى هيچ وقت براى انجام همه كارها وقت كافى وجود ندارد ولى هميشه براى انجام مهمترين كارها وقت كافى است. هر چه بيشتر كار كنيد كارايى بيشترى پيدا مى كنيد. اما اگر بخواهيد بيش از حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگيريد نتيجه اى جز اين نخواهد داشت كه بفهميد توانايى شما براى انجام كارها حدى دارد. ۲۳- قانون تصميم مصمم بودن از ويژگى هاى اساسى افراد موفق است. در زندگى شما هر جهشى در جهت پيشرفت، هنگامى حاصل مى شود كه در موردى تصميم روشنى گرفته باشيد. ۲۴- قانون خلاقيت ذهن شما مى تواند به هر چيزى كه برايش قابل درك باشد و آن را باور داشته باشد دست يابد. هر نوع پيشرفتى در زندگى تان با يك ايده آغاز مى شود و چون توانايى شما در خلق ايده هاى جديد نامحدود است آينده شما نيز محدوديتى نخواهد داشت. ۲۵- قانون انعطاف پذيرى در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دستيابى به آنها انعطاف پذير باشيد. در عصر تحولات سريع، رقابت شديد و كهنه شدن مدام همه چيز، انعطاف پذيرى و سازگارى از شرايط اساسى موفقيت است. ۲۶- قانون استقامت معيار ايمان به خود، توانايى استقامت در برابر سختى ها، شكست ها و نا اميدى هاست. استقامت ويژگى اساسى موفقيت است. اگر شما به اندازه كافى استقامت كنيد، طبيعتاً سرانجام موفق مى شويد. ۲۷- قانون صداقت خوشبختى و داشتن عملكرد عالى هنگامى به سراغ شما مى آيد كه تصميم بگيريد هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگى كنيد. هميشه با آن بهترين بهترين ها كه در درون شماست صادق باشيد. ۲۸- قانون احساس شما در فكر كردن، درك كردن و تصميم گرفتن صددرصد احساسى عمل مى كنيد. با احساستان تصميم مى گيريد و با عقلتان توجيه مى كنيد. از آنجايى كه كنترل افكارتان در دست خودتان است، خوشبختى شما نيز بستگى به ميزان اراده شما در كنترل افكارتان دارد. ۲۹- قانون خوشبختى كيفيت زندگى تان را احساس شما در هر لحظه تعيين مى كند و احساس شما را تفسير شما از وقايع پيرامونتان تعيين مى كند نه خود وقايع. هرگز براى اينكه تجربه خوشى از دوران كودكى داشته باشيد دير نيست. كافى است گذشته را مرور كنيد و روشى را كه براى تفسير تجربيات خود داشته ايد تغيير دهيد. ۳۰- قانون جايگزينى ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط مى تواند يك فكر را در خود جاى دهد، يا مثبت يا منفى. شما مى توانيد با جايگزين كردن افكار مثبت به جاى افكار منفى به خوشبختى دست پيدا كنيد. ذهن مانند باغى است كه در آن يا گل مى رويد يا علف هرز. ۳۱- قانون اظهار هر گفته اى تأثيرى به جا مى گذارد. وقتى چيزى را با حالتى سرشار از احساس به خودتان مى گوييد، افكار، ايده ها و رفتارهايى هماهنگ با همان كلمات بوجود مى آيد. فقط راجع به چيز هايى فكر كنيد كه طالب آن هستيد و راجع به آنچه كه طالب آن نيستيد فكر نكنيد. ۳۲- قانون عكس العمل افكار و احساسات شما تعيين كننده اعمال شماست و اعمال شما نيز به نوبه خود تعيين كننده افكار و احساسات شماست. اگر برخوردى مثبت، خوشايند و خوشبينانه داشته باشيد، فردى مثبت، خوشايند و خوش بين خواهيد شد. ۳۳- قانون تجسم دنياى پيرامون شما تصويرى از دنياى درون شماست. تصاوير ذهنى كه به آن مشغول هستيد افكار، احساسات و رفتار شما را تحت تأثير قرار مى دهد. هر چيزى كه به روشنى و با تمام وجود تجسم كنيد نهايتاً در زندگى شما به واقعيت مى پيوندد. ۳۴- قانون تمرين هر چيزى را كه مرتباً تمرين كنيد تبديل به يك عادت جديد مى شود. شما مى توانيد رويكرد ها، توانايى ها و كيفيات خوشبختى و موفقيت را در خود بپرورانيد، به اين صورت كه قوانين موفقيت را براى خود آنقدر تكرار كنيد تا جزئى از شخصيت شما شوند. ۳۵- قانون تعهد كيفيت عشق و طول مدت يك دوستى رابطه مستقيم با عمق تعهد هر دو نفرى دارد كه مى خواهند با يكديگر رابطه موفقى داشته باشند. نسبت به كسانى كه برايشان اهميت زيادى قائل هستيد از صميم قلب و بى قيد و شرط متعهد باشيد.
|
|
|
|
|
خلاقيت
افراد خلاق چه ويژگيهايى دارند
|
|
|
آيا افراد خلاق داراى ويژگى هاى خاصى هستند بررسى ها نشان مى دهد كه هر چند افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردار هستند، اما براى اينكه فرد بسيار خلاق باشد ضرورتاً نبايد نابغه باشد. افراد خلاق تازگى و بديع بودن را ترجيح مى دهند، پيچيدگى مسائل توجه آنان را جلب مى كند و به قضاوت هاى مستقل مى پردازند. افراد خلاق در يكى كردن تفكر كلامى با تفكر بصرى و (تفكر منطقى و تخيلى) سرآمدتر از افراد غير خلاق هستند. افراد خلاق بيشتر به وسيله علايق درونى خود نسبت به كارهاى خلاق برانگيخته مى شوند تا عوامل بيرونى نظير شهرت،پول يا تأييد ديگران. در واقع، وقتى دلايل بيرونى باعث انجام كارهايى مى شود كه ذاتاً جزو كارهاى فكرى خلاق به حساب مى آيد، ممكن است شخص انگيزه خود را براى انجام آن از دست بدهد. علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ويژگى هاى ديگرى نيز دارند كه آنها را از ساير افراد متمايز مى كند اين ويژگى ها عبارتند از: * افراد خلاق، بخش عمده اى از وقت خود را صرف توجه دقيق به اطراف خود مى كنند و از اين طريق سوژه هاى جديدى براى فكر كردن پيدا مى كنند. * افراد خلاق بسيار كنجكاو بوده و به طور مستمر در جست وجوى موضوعات پيچيده، جديد و ناشناخته و عجيب هستند. به همين سبب آنها در مقايسه با افرادى كه از توانايى خلاقيت كمترى برخوردار هستند، سؤالات بيشتر و پيچيده ترى را مطرح مى كنند. اين ويژگى را به سادگى در بچه ها مى توان تشخيص داد. * حل مشكلات و مسائل توسط افراد خلاق از اصالت خاصى برخوردار است. * انعطاف پذير هستند و در ارائه راه حل و انديشه بكر و بديع آمادگى بسيار دارند. * به استقلال و ناهمنوايى تمايل دارند و در مواردى كه دستورهايى بر خلاف ميل و يا اعتقادات خود دريافت كنند به سرپيچى از آنها تمايل نشان مى دهند به اين سبب اعمال مديريت در مورد افراد خلاق بسيار دشوار است آنها اگرچه به دستور گرفتن از ديگران اعتقاد ندارند، نياز مبرم به مورد پذيرش واقع شدن دارند، زيرا اين احساس براى آنها آرامش خاطر دلپذيرى را ايجاد مى كند. ضمناَ آگاهى به اين مطلب كه انديشه هايشان مورد قبول واقع شده، اتكا به نفس زايدالوصف در آنان ايجاد مى كند. * مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مى دهند و با علاقه مندى بسيار براى يافتن راه حل مى كوشند. * بر اساس نظريه وايت (۱۹۶۹) افراد خلاق على رغم استنباط ديگران، بسيار فعال نبوده،با مقايسه با ديگران از هوش و ذكاوت خارق العاده نيز برخوردارنيستند.هوش يكى از پيش نياز هاى خلاقيت است و پائين بودن درجه هوشى فرد معمولاً به پائين قرار گرفتن ويژگى خلاقيت منجر مى شود،اما هوش سرشار نيز دلالت بر خلاق بودن شخص نمى كند.كرتاگنبرگ بر اين عقيده است كه افراد داراى هوش پائين عموماً از نظر خلاقيت نيز ناتوانند و خلاقيت در افراد داراى هوش كمى بالاتر از ميانگين بيشتر مشاهده شده است. در اين مورد گرتزل معتقد است كه اشخاص باهوش و ذكاوت خوب در مدارج تحصيلى، بسيار خوب عمل مى كنند ولى شاهد كيفى كه دلالت بر خلاقيت آنها بكند بسيار كم است. * مسائل و وضعيت هايى را مى بيند كه قبلاً مورد توجه قرار نگرفته است و فكرهاى بكرى را ارائه مى دهد.اصولاً يك فرد خلاق بى تفاوت از كنار مسائل نمى گذرد و محيط پيرامون را هميشه با دقت مورد توجه قرار مى دهد. * ايده ها و تجربيات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط مى دهد و آنها را بر مبناى مزيتشان مورد بررسى قرار مى دهد. چراكه ارائه فكر مشكل نيست بلكه ارائه فكر و ايده هاى سودآور، مفيد، باصرفه و... مشكل خواهد بود. * معمولاً چندين شق (بديل) براى هر موضوع معين دارند، به عبارتى سلاست فكر دارند. نسبت به پيش فرض هاى قبلى ترديد مى كنند و محدود به رسم و عادت نمى شوند. از طرف ديگر تداوم حيات سازمان ها به بازسازى آنها بستگى دارد، بازسازى سازمان ها از طريق هماهنگ كردن اهداف با وضعيت روز و اصلاح و بهبود روش هاى حصول اين اهداف انجام مى شود، بدون بازسازى، سازمان نمى تواند دوام زيادى بياورد و بازسازى هم جز از طريق نوآورى كه خود ثمره خلاقيت است، ميسر نيست. بنابراين سازمان ها براى ادامه حيات و بقاى خود به بازسازى از طريق خلاقيت نيازمندند.
|
|
|
|