|
مبارزه انتخاباتى آمريكا پديده تعصبات نژادى را زنده مى كند
مشكل اوباما رنگ سياه اوست
|
|
|
] نرگس بنى اسدى/ تايم [
با وجود تمام نكات قابل پيش بينى كه در اظهارات اخير «جو بيدن» ( يكى از نامزدان رياست جمهورى آمريكا ) هتاك نسبت به باراك اوباما طرح شد، باز هم اين گاف او روى يكى از مواردى كه اوباما و طرفدارانش آن را تبليغ مى كنند پرتو افكند. از نخستين بارى كه باراك اوباما در صحنه ملى گردهمايى سال ۲۰۰۴ حزب دموكرات ظاهر شد، خبرگان به طور مدام در بيان اين نكته از هم سبقت مى گيرند تا بر روى تفاوت اوباما و «جو بيدن» متوسط حاشيه نشين جنوبى شيكاگو انگشت بگذارند. اوباما دو رگه است و ارتباط مستقيمى با آفريقا دارد.با اين همه او نسبت به ديگر نامزدان منظم الفكر، جوان و تا حدى توجه برانگيز است.او اين احساس را نياز ندارد كه در هر ميكروفونى «پرداخت تاوان» را فرياد بزند . اما او يك شمشير دو لبه است. به همان اندازه كه هويت دو رگه به اوباما كمك كرده تا در مركز آمريكا حمايت قابل توجهى را كسب كند، به همان اندازه هم يك شكافى را براى ديگران باز كرده تا از ميزان قابل اعتماد بودنش به عنوان يك سياهپوست سئوال كنند.اوباما را «نخستين فرد آمريكايى- آفريقايى اصيل كه داراى نظراتى روشن است» مى نامند و اين همان نكاتى بود كه سفيد پوست ها در سياهپوست ها نمى ديدند- يا حداقل آن را در چهره افرادى كه بالاترين منصب قدرت را در اين سرزمين نشانه رفته نمى ديدند ـ اما «بيدن» با اعلام هويت اوباما همه چيز را روشن كرد. اين همان چيزى است كه براى ديگران نمى توان گفت.استانلى كروچ در يادداشتى كه در « نيويورك ديلى نيوز» تحت عنوان «آنچه كه اوباما نيست: سياه مثل من» به چاپ رساند آورده است : «مادر اوباما سفيد پوست و پدرش سياه اهل كنيا» بوده است. همين طور «دبرا ديكرسون» در تارنماى ليبرال « سالون» نوشته است : «سياه در لغتنامه سياسى- اجتماعى ما، يعنى كسى كه اجدادش از بردگان غرب آفريقا باشد .» نويسندگانى مانند پيتر بينارت كه ستون نويس «تايم» و «نيو رپابليك» است، اوباما را يك « سياه پوست خوب» مى نامند كه در ميان سياهپوستان هواداران كمترى دارند.اين در حالى است كه در توصيف طرفداران آل شارپتو مى توان آشوبگرانى را ديد كه «سياهپوستان بد» اما قابل اعتمادند، بينارت مى گويد، مشكل اوباما اين است كه او بايد صداقت اش را به نحوى اثبات كند و نشان دهد كه جزو «سياهپوستان بد» نيست.اوباما به سهم خودش اين بحث ها را چندى پيش به پايان برده است.او به شارلى رز گفته بود «اگر من در خارج از ساختمان شما به دنبال تاكسى باشم، نمى گويند كه اوه ! اين يك فرد دو رگه است.» اوباما به خوبى مى داند كه تمام سياهپوستان از جمله خود من به خوبى مى دانيم كه تبار خارجى آمادئو ديالو هرگز نمى توانستند در جلوى چشمان پليس مانع قاپيدن كيف پولش شوند. براى سال ها، خبرگان پوست بچه هاى سياهپوستى را كه به بچه هاى همرنگ موفق و باهوش خودشان حمله مى كردند و رنگ سياه شان را زير سؤال مى بردند، مى كندند.اما مى بينيم كه همين امر ناگهان براى كانديداى رياست جمهورى مجاز شمرده مى شود. همان طور كه نيورپابليك اشاره كرده است ، شارپتون در ميان سياهپوستان كمتر از تخمينى كه زده مى شد هوادار داشت.در سال ۲۰۰۴ كه شارپتون براى رياست جمهورى اقدام كرد، كشش او در افراد «ميان پايه» هاى منتسب به او كمتر از حد بود.در كاروليناى جنوبى كه تقريباً نيمى از افراد ثبت نام كرده سياهپوست بودند، هم جان كرى و هم جان ادواردز تعداد آراى دريافتى شان از طرف سياهپوستان دو برابر شارپتون بود.اما اين مانع از آن نشد كه رسانه ها در هر جا حتى در جاهايى كه تعداد سياهپوست ها پائين تر بود به شارپتون تلفن نكنند و اين هم باز مانع از آن نشد كه نويسندگان از نوشتن و انتشار پيش فرض هاى محبوبيت شارپتون در ميان سياهپوست ها ننويسند. به نظر مى آيد كه بحث هاى سياه به سياه با نظر سنجى هاى اخيرى كه نشان مى دهد اوباما به طور چشمگيرى از هيلارى كلينتون در ميان سياهپوست ها جلو افتاده، تقويت شده است.اما نتايج تعداد نظر سنجى ها - كه عمدتاً توسط روزنامه نگاران سفيد پوست صورت گرفت و شوكه هم شدند- نشان داد كه سياهپوستان نسبت به اوباما آن قدر ها هم كر و كور نيستند. آنچه كه آنها از فهم آن قاصر هستند آن است كه آمريكايى ها هميشه با طيفى افراد باهوش و منظم الفكر از تبار آفريقايى- آمريكايى ها روبرو مى شوند.حداقل از سال ۱۹۸۴ به اين طرف يكى از اين جوانك هاى باهوش براى رياست جمهورى پيش افتاده است. ما را ببخشيد از اين كه رأيمان را به طور خودكار به اوباما نمى دهيم و در عوض قضاوت هايمان را بر چيزهاى ديگرى غير از رنگ پوست قرار مى دهيم.جو بيدن ممكن است درست حرف نزده باشد- آن هم در فرآيندى كه شايد تمام اميدهاى پيروزى نامزد را بر باد داده باشد- اما براى اكثريت تبارسفيدش حقيقت را گفته است؛ طرفداران اوباما ريشه در اعتقادى دارند كه «فيفتى سنت» (۵۰cent) را نمايانگر سياهپوست هاى آمريكايى مى دانند نه اوباما را. به دنياى واقعى برگرديم، اوباما با يك زن سياهپوست ازدواج كرده است.او به كليساى سياهپوستان مى رود. او همراه با مردم فقير در حاشيه جنوبى شيكاگو كار مى كند و هنوز هم در آنجا زندگى مى كند.مشكل واقعى باراك اوباما اين نيست كه او زيادى سفيد است- اين است كه او بيش از اندازه سياه است.
|