شنبه ۲۲ دى ۱۳۸۶ - ۳ محرم ۱۴۲۹
Sat, Jan 12, 2008
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
سيرك باز حرفه اى ، طعمه ببر دست آموز
340791.jpg
[هليا خرم]

سيرك باز حرفه اى كه سال هاى متمادى عمر خود را به تعليم و پرورش حيوانات وحشى اختصاص داده بود سرانجام طعمه ببر دست آموز خود شد.
«روى» پس از برگزارى جشن تولد ۵۹ سالگى اش در صحنه نمايش حاضر شد تا مثل هميشه در حال بازى با ببرها و شيرهاى دست آموزش چشم بينندگان خود را خيره كند و آنها را در حيرت فرو ببرد. غافل از آن كه اين آخرين اجرايش است.
روز سوم اكتبر سال ۲۰۰۳ يك روز استثنايى بود. دو شعبده باز حرفه اى كه حركات نمايشى آنها با ببرهاى سفيد و شيرها شهرت جهانى داشت، در يكى از هتل هاى لاس وگاس جشن تولد ۵۹ سالگى «روى» را برگزار كردند. «روى» و «سيج فرايد» ۴۴ سال كنار هم درصحنه هاى سيرك ظاهر شده بودند. آنها دوستان نزديك و صميمى بودند. هميشه در همه مناسبت ها، برنامه ها و جشن ها آنها كنار هم بوده و از هم جدا نمى شدند. «روى هورن» روز تولدش، ۵۰۰نفر از دوستان و طرفدارانش را به مناسبت جشن تولد و همكارى ۴۴ ساله خود با «سيج فرايد» به هتل «ميراج» دعوت كرد. مهمانى باشكوهى بود. همه مهمانان اطراف آنها جمع شده بودند و از شنيدن داستان هاى جالب و لطيفه هاى آنها لذت مى بردند. دوستانشان درباره زمان بازنشستگى دو سيرك باز قديمى هم سؤال كردند. اما «روى» با لهجه آلمانى گفت: من فقط وقتى بازنشسته مى شوم كه ديگر قادر به انجام اين كار نباشم. سپس به بازوها و پاهاى خود اشاره كرد و گفت: تا زمانى كه بتوانم روى طناب راه بروم و ببرها را روى صحنه اداره كنم، ادامه مى دهم. ما بايد هميشه شب هاى مردم را مهيج كنيم. روى و سيج فرايد بيش از ۳۰ هزار نمايش با فيل ها، شيرها، ببرها و يوزپلنگ هاى وحشى اجرا كرده بودند. برنامه آنها سالانه بيش از ۴۰۰ هزار بيننده زنده داشت. نگهدارى و تعليم شيرها و ببرها از وظايف «روى» بود و توانايى او در برقرارى ارتباط با آنها خارق العاده به نظر مى رسيد. «روى» به آموزش تكنيكى و خشن حيوانات عقيده نداشت، بلكه معتقد بود، حيوانات را بايد در شرايط عاطفى قرار داد. بنابراين ببرها را از زمان تولد نزد خود مى آورد، به آنها غذا مى داد و كنارشان مى خوابيد تا وقتى يك ساله شوند. «روى» مى گفت: وقتى حيوانات به شما اعتماد مى كنند، احساس مى كنيد كه بهترين هديه به شما داده شده است. اما شب سوم اكتبر اين اعتماد شكسته شد. ۴۵ دقيقه پس از آغاز برنامه حدود ساعت ۸ شب «روى» ببر سفيد دست آموز خود «مونتيكور» را كه در «مكزيكو» به دنيا آمده بود از قفس بيرون آورد. ببر ۷ ساله با غرشى سهمگين وارد صحنه شد، اما ناگهان به سمت تماشاچيان هجوم برد و درلبه صحنه ايستاد. ۱۵۰۰ تماشاچى نظاره گر حركات او بودند. هيچ حفاظى مقابل تماشاگران نبود. «روى» بلافاصله خود را ميان «مونتيكور» و تماشاچيان قرار داد، اما ببر همچنان به حركات سركش خود ادامه مى داد. «روى» دستور داد دراز بكشد. اما او گوش نكرد و ناگهان به سوى مربى اش حمله ور شد و مچ دست او را با پنجه اش گرفت. همان موقع زنجير دور گردن ببر از دست «روى» در رفت و نتوانست آن را بگيرد. «روى» سعى كرد با دست ديگرش ضرباتى به سر ببر وارد كند. دائماً فرياد مى زد «رهايم كن، ولم كن». ببر تكانى به خودش داد و او را رها كرد. لحظاتى بعد «روى» با شدت روى زمين افتاد. اما ببر همان موقع بالاى سر او آمد و با آرواره ها و دندانهايش گردن سيرك باز قديمى را گرفت. «سيج فرايد» به آنها نزديك شد، فرياد مى زد، «نه نه» اما «مونتيكور» قصد نداشت «روى» را رها كند و حدود يك متر «روى» را روى صحنه كشيد. تماشاگران با وحشت به آنها نگاه مى كردند. برخى از تماشاچيان تصور مى كردند اين هم جزئى از نمايش است. همهمه شديدى در سالن ايجاد شده بود.
«سيج فرايد» هرچه سعى كرد حواس ببر وحشى را به سوى خود جلب كند، نتوانست. انگار «مونتيكور» تصميم گرفته بود مربى اش را بكشد. برخى از شاهدان مى گفتند: «مونتيكور» قصد نداشت «روى» را بكشد، بلكه او از عادات و رفتارهاى خشك موجود خسته شده بود و اين شرايط باعث شد تا مربى خود را كه از ۶ ماهگى دركنارش بود از پا درآورد. اعضاى «سيرك» دو كپسول آتش نشانى آوردند تا با بازكردن آن ببر را فرارى دهند. اما اين راه مؤثر واقع نشد. «سيج فرايد» كپسول را از دست دوستانش گرفت و با آن ضربات سنگينى به سر «مونتيكور» وارد كرد. سرانجام ببر وحشى طعمه اش را رها كرد و به سمت قفس خود رفت. اين درحالى بود كه رگ گلوى «روى» دريده شده بود.
خون زيادى از او رفته بود و خونريزى شديد همچنان ادامه داشت. اما «روى» كه هنوز هوشيار بود به سختى گفت: «به او شليك نكنيد» بلافاصله آمبولانس به محل حادثه رسيد و «روى» را به بيمارستان منتقل كردند. بدين ترتيب پرونده نمايش مهيج و مشهور «روى» و «سيج فرايد» بسته شد. بلافاصله اين خبر همه جا پخش شد، روزنامه ها و رسانه ها همه از حمله وحشتناك «مونتيكور» به مربى اش «روى» حرف مى زدند. «روى» تا آن روز ۶۳ قلاده ببر و ۱۶ قلاده شير را تعليم و آموزش داده بود. او تقريباً هر روز وقت خود را به آموزش يك ببر اختصاص مى داد.
شب حادثه دوست و همكار سيرك باز مجروح به قدرى شوكه شده بود كه قدرت حرف زدن نداشت. او و «روى» بسيار صميمى بودند، آنها به «برادران جدانشدنى» مشهور بودند. پزشكان به دليل خونريزى بيش از حد، سريع «روى» را به اتاق عمل منتقل كرده و چند ساعت بعد «روى» را از اتاق عمل به بخش منتقل كردند.
اما صبح روز بعد او سكته مغزى شديدى كرد و ساعت ۹ صبح دوباره راهى اتاق عمل شد. پزشكان مجبور شدند براى تخليه خون و درمان ورم مغز يك چهارم استخوان جمجمه او را موقتاً بردارند. نيمه چپ بدن «روى» فلج شده بود. لوله ناى او هم آسيب ديده بود، بنابراين قادر به بلع غذا و صحبت نبود. پزشكان مجبور شدند دستگاهى در گلويش براى انجام اين فعاليت ها قرار دهند. چند روز طول كشيد تا او بتواند با حركت سر و دستش جواب «بله» يا «خير» بدهد. ۲۰ روز گذشت و هنوز «روى» قدرت لازم را به دست نياورده بود.
«سيج فرايد» يك لحظه او را تنها نمى گذاشت و در تمامى لحظات كنارش بود.
اواسط ماه نوامبر، دكتر دستگاه را از داخل گلويش خارج كرد. خوشبختانه به مهارت هاى ذهنى او آسيب وارد نشده و كاملاً همه چيز را به خاطر داشت.
پس از اين حادثه گروه ها و احزاب مدافع حقوق حيوانات اعلام كردند كه برنامه هاى نمايش حيوانات بايد خاتمه پيدا كند.
«سيج فرايد» » در مصاحبه با رسانه ها و مطبوعات اعلام كرد كه ديگر نمى توانند قول دهند كه دوباره برنامه هاى زنده اجرا كنند. زيرا «روى» هنوز در خانه بسترى و تحت درمان است. او چندى بعد نيز به دليل عفونت شديد، دوباره در بيمارستان بسترى شد. حال آن كه احتمالاً اين دفعه آخرش نخواهدبود. او به دليل كاهش خون و اكسيژن دچار آسيب ديدگى شديد مغزى شده و بدنش هم فلج است. پزشكان مى گويند: ممكن است هميشه حتى براى انجام ابتدايى ترين نيازهاى خود به يك نفر احتياج داشته باشد. پزشكان معتقدند، بيمارانى با شرايط «روى هورن» در اثر آسيب مغز، با مشكلاتى نظير مشكلات مربوط به حافظه (از دست دادن حافظه)، عدم تعادل روحى، فراموشى و مشكلات گفتارى نيز مواجه مى شوند.
در اواخر ژانويه، لوله اى كه براى كمك به فعاليت ناى او در گلويش قرار داده شده بود برداشته شد و او اين امكان را به دست آورد كه كمى حرف بزند و غذاهاى موردعلاقه اش را بخواهد، حركات فيزيكى او نيز تا حدود زيادى پيشرفت كرد. او ديگر با كمك دوستش «سيج فرايد» مى توانست بايستد و حتى چند قدم راه برود. اما اين علائم بدين معنا نبود كه او مى تواند دوباره به كارش بازگردد. به قول خودش شايد زمان بازنشستگى اش فرا رسيده بود و او نمى خواست اين را قبول كند.
چند ماه بعد تهيه كننده برنامه هاى آنها تصميم گرفت براى برگزارى مجدد اين برنامه زنده دوسيرك باز ديگر استخدام كند.
اما «سيج فرايد» در مصاحبه هاى گوناگون اعلام كرد: هرگز شريك و يار ديگرى براى خود انتخاب نخواهدكرد.
او گفت: اميدوارم يك روزى «روى» دوباره سلامت كامل خود را به دست بياورد و با هم بتوانند دوباره روى صحنه برنامه زنده اجرا كنند. چرا كه ما معتقديم زندگى پر از معجزه است، و «روى» حتى قوى تر از خود زندگى است. بنابراين ممكن است معجزه اى رخ دهد و او دوباره سلامت كامل خود را به دست آورد.
عجايب دنيا
آكاردئون ۲۰۰ كيلويى
340725.jpg
بزرگترين آكاردئون قابل استفاده در دنيا دو متر و ۵۳ سانتيمتر عرض، ۸۵ سانتيمتر پهنا و ۲۰۰كيلوگرم وزن دارد. «جانكارلو فرانچنلا» سازنده اين آكاردئون ساخت آن را از سال ۲۰۰۰ ميلادى آغاز كرد و سرانجام پس از هزار ساعت كار ساخت آن را در سال ۲۰۰۱ ميلادى تمام كرد. اين آكاردئون ۴۵ كليد سوپرانو پيانو، ۱۲۰ دكمه باس و ۲۴۰ زبانه دارد. در ساخت اين ساز كه پنج برابر اندازه اصلى يك آكاردئون معمولى است از چوب صنوبر، سرو، ماهون، گردو و فلز آلومينيوم و فولاد، مقوا، پارچه و روغن جلاى مخصوصى استفاده شده است.

گران ترين خرس عروسكى دنيا
340740.jpg
«تدى گرل» به عنوان گران ترين خرس عروسكى دنيا ۱۷۱ هزار و ۶۰۰ دلار فروخته شد. اين خرس ۱۸ برابر قيمت تخمين زده شده و دو برابر آخرين ركورد جهانى به فروش رسيد. اين معامله در پنجم دسامبر ۱۹۹۴ در حراجى كريستى لندن صورت گرفت. خريدار آن يك تاجر ژاپنى به نام «يوشى هيدو سيكيگوچى» است.

شاتل هاى فضايى ۳۷ مترى
340722.jpg
بزرگترين اجسامى كه با هواپيما جابه جا مى شوند «شاتل»هاى فضايى ناسا با ۳۷‎/۲۳ متر طول هستند كه روى هواپيماهاى جت بوئينگ ۷۴۷ نصب شده و از پايگاه فضايى «كيپ كاناورال» در ايالت فلوريداى آمريكا حمل مى شود. هر يك از شاتل هاى «ديسكاورى»، «آتلانتيس» و «ايندور» به هنگام حمل ۱۰۰ تن وزن دارند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |