سه شنبه ۲۵ دى ۱۳۸۶ - ۶ محرم ۱۴۲۹
Tue, Jan 15, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ورزش
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
كودك بادبادك
پدر، قربانى اختلاف هاى پسرشد
مرگ يك برف روب و احضار خانم دكتر به دادسرا
گروه حوادث ـ پزشك زن به خاطر مرگ يك برف روب به دادسرا احضار شد.
به گزارش خبرنگار ما، مأموران پليس ساعت ۱۰ صبح يكشنبه ۲۳ دى در جريان سقوط مرگبار مرد جوانى از پشت بامى در محمدشهر كرج قرار گرفتند.گروهى از مأموران در بررسى هاى خود متوجه شدند، ساعتى قبل يك پزشك زن، مرد جوان را براى پارو كردن برف به پشت بام مطب فرستاده بود. اما او هنگام كار از پشت بام سقوط كرد و جان سپرد.محسن على اشرف سرپرست دادسراى جنايى كرج پس از بررسى هاى مقدماتى زن پزشك را براى تحقيقات به دادسرا احضار كرد.
مرد معتاد به اتهام قتل همسرش اعدام مى شود
341604.jpg
گروه حوادث ـ حكم قصاص مرد معتاد كه در پى اختلا ف هاى خانوادگى همسرش را به قتل رسانده بود از سوى قضات ديوان عالى كشور تأييد شد.
به گزارش خبرنگار ما، ۲۹ بهمن ۸۳ پزشكان بخش اورژانس بيمارستانى در شهريار با پيكر بى جان زن جوانى به نام «حاجيه» مواجه شدند كه آثار خفگى و كبودى روى گردن و مچ دست هايش ديده مى شد. مأموران پليس در جريان تحقيقات مقدماتى شوهر اين زن را بازداشت كرده و در تحقيقات مشخص شد شوهر مقتول معتاد است و همواره نيز به خاطر اين موضوع با همسرش اختلاف داشته است. سرانجام متهم لب به اعتراف گشود و گفت: همسرم حاضر به طلاق نبود، روز حادثه با او درگير شدم و از شدت ناراحتى و عصبانيت با روسرى خفه اش كردم. بدين ترتيب پس از صدور كيفرخواست، متهم براى آخرين بار در برابر پنج قاضى شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت و به قصاص نفس -اعدام- محكوم شد.پرونده براى تأييد حكم در اختيار قضات ديوان عالى كشور قرار گرفت كه سرانجام با تأييد حكم، مرد همسركش در آستانه اعدام قرار گرفت.
خواهران دوقلو براى ازدواج به دادگاه رفتند
گروه حوادث ـ خواهران دوقلو براى دريافت اجازه ازدواج با دو پسرخاله به دادگاه خانواده رفتند.
به گزارش خبرنگار ما، دو دختر جوان كه همراه نامزدهاى خود به شعبه ۲۶۲ دادگاه خانواده تهران مراجعه كرده بودند، اظهار داشتند: پدرشان از چند سال قبل ناپديد شده و اطلاعى از سرنوشت او ندارند بنابراين طى دادخواستى خواستار صدور مجوز ازدواج شدند. سيما يكى از دختران به قاضى دادگاه گفت: من و خواهرم حدود ۲۶ سال پيش به فاصله چند دقيقه به دنيا آمديم. پدرمان با دستفروشى و دوره گردى هزينه هاى زندگى را به سختى تأمين مى كرد. من وخواهرم كلاس دوم دبيرستان بوديم كه يك روز صبح پدرم پس از خداحافظى ما را در آغوش كشيد و بوسيد. در آن لحظه حس عجيبى داشتم. پدر آن روز رفت اما هرگز بازنگشت. به اتفاق مادرم ماه ها و سال ها دنبالش گشتيم اما اثرى از او نيافتيم.
سيما در ادامه گفت: با رفتن پدرم، فاميل و آشنايان نيز ما را تنها گذاشتند. به همين خاطر مادرم مجبور شد براى پرداخت اجاره خانه و تأمين هزينه هاى زندگى در خانه مردم كار كند. پس از مدتى خياطى را نزد يكى از همسايه ها ياد گرفت و با علاقه اى كه در اين زمينه داشت، رفته رفته يك خياط ماهر شد. من و خواهرم نيز موفق شديم دوره دبيرستان را با موفقيت پشت سر بگذاريم و مدرك تحصيلى خودمان را بگيريم. بعد هم در يك باشگاه ورزشى ثبت نام كرديم.
پس از سه سال من و خواهرم سپيده به عنوان مربى بدنسازى در آنجا مشغول كار شديم. در همين ايام مسئولان باشگاه كه دو پسرخاله به نام هاى محمود و هوشنگ بودند به ما پيشنهاد ازدواج دادند. اما به خاطر اين كه وضع مالى و زندگى مان خوب و مناسب نبود، هر بار به بهانه هاى واهى به آنان جواب رد مى داديم. هوشنگ به خواهرم سپيده و محمود نيز به من پيشنهاد ازدواج داده بود. در اين مدت نيز اتفاق هاى بسيار جالبى براى ما رخ داد. به عنوان نمونه يك روز هوشنگ هدايايى كه براى خواهرم خريده بود را به من داد. يك بار هم سپيده را به جاى من گرفته بود. او با اشاره دست سپيده را به مادرم نشان داد و گفت: قول مى دهم كه سيما را خوشبخت كنم. در حالى كه نمى دانست سپيده در مقابلش نشسته بود. تا اين كه من وارد اتاق شدم و محمود با ديدنم متحير ومات شد كه بالاخره سيما كدام يك از ما دو نفر است.
سيما در ادامه گفت: آقاى قاضى، دو پسرخاله -دامادها- شرايط ما را پذيرفته اند ما هم قصد داريم با آنها ازدواج كنيم مادرمان هم با اين ازدواج موافق است. به همين خاطر رضايت محضرى اش را اعلام كرده است، اما به دليل نبود پدرمان اكنون براى گرفتن اجازه ازدواج به دادگاه آمده ايم. قاضى دادگاه پس از بررسى درخواست خواهران دوقلو، به استناد دلايل و مستندات پرونده و گزارش كلانترى و دادسراى عمومى مبنى بر ناپديد بودن پدر خانواده مجوز ازدواج دو دختر جوان را صادر كرد.
پدر، قربانى اختلاف هاى پسرشد
شليك كور براى انتقام
341613.jpg
گروه حوادث ـ مرد جوان كه در اقدامى انتقامجويانه يك تراشكار را هدف گلوله قرار داده بود، در عمليات كارآگاهان جنايى پليس كرج دستگير شد.متهم در بازجويى ها مدعى شد: پسر مرد تراشكار پس از فريب همسرش با او ارتباط پنهانى برقرار كرده به همين خاطر او به فكر انتقام افتاده است. به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۴۵:۷ دقيقه يازدهم دى ، مأموران پليس درجريان ماجراى تيراندازى در كارگاه تراشكارى در كمال شهر قرار گرفتند.گروهى از مأموران پس از حضور در محل حادثه با پيكر خونين مرد تراشكار كه گلوله اى به صورتش اصابت كرده بود روبه رو شدند. پس از انتقال وى به بيمارستان تحقيقات كارآگاهان اداره مبارزه با جرايم جنايى پليس آگاهى كرج براى شناسايى ضارب فرارى آغاز شد.كارآگاهان در تحقيقات محلى پى بردند مرد مسلح پس از شليك گلوله با يك خودروى سوارى خاكسترى گريخته است. شاهدان حادثه هم چهار شماره پلاك خودروى وى را يادداشت كرده بودند. با به دست آمدن اين سرنخ بررسى ها براى شناسايى مالك خودرو آغاز شد.
هشت روز بعد، مأموران صاحب خودرو را شناسايى و او را به اداره آگاهى احضار كردند. وى در بازجويى ها با ابراز بى اطلاعى از ماجرا اظهار داشت: زمان حادثه خودرو در اختيار پسرم بود. او چندى قبل به خاطر اختلاف هاى خانوادگى از همسرش جدا شد پس از آن نيز آپارتمانى در محمود آباد كرج اجاره كرد.
سرانجام عصر چهارشنبه منوچهر دستگير و در بازرسى خانه اش نيز يك كلت كشف شد.متهم كه صبح ديروز براى تحقيقات قضايى به شعبه ششم بازپرسى دادسراى جنايى كرج منتقل شده بود گفت: پسر ۲۲ ساله مرد مجروح هشت ماه قبل پس از فريب همسرم با او رابطه برقرار كرد.دو ماه قبل كه به اين موضوع پى بردم تصميم به انتقام گرفتم به همين خاطر اسلحه اى به قيمت ۸۰ هزار تومان خريده و در پاتوق هاى پسر جوان به كمين نشستم اما او را پيدا نكردم. روز حادثه به محل كار پدرش رفتم اما او هم از محل مخفى شدن پسرش اظهار بى اطلاعى كرد. من هم عصبانى شده و با اسلحه به سوى او شليك كردم.بازپرس محمد يارى پس از بازجويى از متهم او را با قرار قانونى بازداشت كرد. سپس دستور احضار پسر جوان به دادسرا را نيز صادر كرد.
داماد براى قتل عروس سناريو نوشت
گروه حوادث ـ رد چرخ خودرو به شناسايى و دستگيرى تازه داماد خشمگين انجاميد كه همسرش را با شليك گلوله از پاى در آورده بود.به گزارش خبرنگار ما، رسيدگى به اين پرونده پيچيده از شامگاه اول آذر ۸۶ با پيدا شدن جنازه يك زن ناشناس در بيابان هاى «جاهد شهر» خراسان رضوى در دستور كار پليس جنايى و بازپرس جنايى دادسراى مشهد قرار گرفت.بررسى هاى مقدماتى نشان داد زن جوان با شليك گلوله به سرش كشته شده است.سپس كارآگاهان با بررسى پرونده زنان گم شده، خانواده قربانى سارا ـ ۲۵ ساله ـ را شناسايى كردند.خانواده قربانى جنايت به پليس گفتند: دختر و دامادشان با هم اختلاف هاى شديدى داشتند.اما تازه داماد كه خود را غمگين نشان مى داد، مدعى بود «سارا» را عاشقانه دوست داشته و زندگى بدون او ديگر معنى ندارد اما كشف يك پوكه درخانه«مهدى»مسير تجسسها را به مرحله كليدى كشيد.همچنين شناسايى رد لاستيك به جا مانده شوهر مقتول در محل كشف جسد، نيز راه فرارى براى تازه داماد ۳۰ساله باقى نگذاشت.سرانجام مرد هفت تيركش اعتراف كرد: پس از مشاجره لفظى در خودرو همسرش را به قتل رسانده و جسدش را نيز با بيان هاى جاهد شهر برد و همان جا رها كرد.
مرد قاچاقچى خودش را لو داد
گروه حوادث ـ پرونده مرد زندانى كه به هنگام انتقال ۳۴۵ گرم ماده مخدر «كراك» به داخل زندان دستگير شده بود با صدور كيفرخواست به دادگاه انقلاب كرج فرستاده شد.
به گزارش خبرنگار ما، يازدهم مرداد مأموران پليس مبارزه با موادمخدر استان تهران از طريق تماس تلفنى مرد ناشناسى در جريان اقدام هاى تبهكارانه يك توزيع كننده مواد مخدر قرار گرفتند.بدين ترتيب گروهى از مأموران با انجام تحقيقات لازم فردين مرد قاچاقچى را با مقدارى ترياك و «كراك» شناسايى و دستگير كردند. پس از نخستين تحقيقات، متهم روانه زندان قزل حصار شد. از سوى ديگر مأموران حفاظت زندان كه به رفتارهاى متهم مشكوك شده بودند او را به دقت تحت نظر گرفتند تا اين كه پى بردند مرد زندانى از طريق بلع، مقدارى موادمخدر به داخل زندان منتقل كرده است به همين خاطر او را در بيمارستان بسترى كردند.
پزشكان نيز طى چهار مرحله، ۱۱۵ بسته «كراك» به وزن ۳۴۵ گرم از داخل معده اش خارج كردند.متهم پس از بهبودى در بازجويى ها گفت: مواد مخدر را از دو نفر در حوالى ميدان ونك تحويل گرفته و قرار بود محموله را به يك زندانى به نام مسعود تحويل دهم. براى انجام اين كار هم ۶۰۰ هزار تومان دستمزد گرفته بودم. او همچنين اعتراف كرد: ۵۰ روز قبل نيز به همين شيوه حدود ۵۰۰ گرم كراك به زندان منتقل كرده بود.با اعتراف هاى مرد قاچاقچى، مسعود هم از سوى بازپرس شعبه ۲۱ دادسراى جنايى كرج به دادسرا احضار شد. اما او منكر ادعاهاى فردين شد.در ادامه تحقيقات سرانجام فردين لب به اعتراف گشود و گفت: براى به دست آوردن پول مناسب تصميم به اين كار گرفتم بنابراين پس از بلعيدن موادمخدر با مأموران تماس گرفته و خودم را لو دادم.بازپرس رضايى پس از بازجويى از متهم، پرونده او را با صدور كيفرخواست به دادگاه فرستاد.
۱۹۴ كشته بر اثر گازگرفتگى و
حوادث جاده اى روزهاى برفى
گروه حوادث ـ نشت گاز و حوادث رانندگى روزهاى برفى كشور تاكنون ۱۹۴ قربانى گرفته است. به گزارش خبرنگار ما، دكتر محمدحسن عابدى، سرپرست سازمان پزشكى قانونى كشور با اشاره به تلفات تصادف ها و مسموميت با گاز منوكسيد كربن در روزهاى ۱۶ تا ۲۱ دى گفت: براساس آمار در اين مدت ۶۸ تن از هموطنان بر اثر مسموميت با گاز منوكسيدكربن جان باختند. كه ۴۳ تن از فوت شدگان مرد و ۲۵ تن نيز زن بودند. سرپرست سازمان پزشكى قانونى با اشاره به اين كه تهران بيشترين تعداد قربانيان گازگرفتگى را به خود اختصاص داده، يادآور شد ۲۱ تن از قربانيان ساكن استان تهران بودند.دكتر عابدى درباره آمار مرگ و ميرهاى ناشى از تصادف هاى رانندگى در اين مدت نيز اظهار داشت براساس آمارهاى موجود در اين مدت ۱۲۶ تن نيز بر اثر تصادف هاى درون و برون شهرى جان سپرده اند. وى تصريح كرد: استان اصفهان با ۱۷ مورد مرگ بر اثر بروز تصادف هاى رانندگى بالاترين آمار را دارد.
* قاتل نامرئى ديروز هم پنج قربانى گرفت
نشت گاز و بى احتياطى در نصب و استفاده از وسايل گرمازا ديروز هم پنج قربانى گرفت.به گزارش خبرنگار ما، مسافر ۲۴ ساله يكى از ميهمانپذيرهاى مشهد و يك مرد ۴۰ ساله كه نگهبان ساختمانى بود، نخستين قربانيان گازگرفتگى در دومين روز هفته بودند.در قوچان نيز يك مرد ۳۰ ساله در مغازه صافكارى اش گرفتار گازگرفتگى شد و جان سپرد.دو تن از اعضاى يك خانواده در اصفهان نيز به دليل انتشار گاز منوكسيد كربن در خانه ،جان سپردند.استفاده از اجاق گاز به جاى بخارى علت وقوع اين حادثه بود.
دختر۱۷ساله شاهد قتل مادربزرگ بود
گروه حوادث ـ دختر نوجوان كه شاهد درگيرى خانوادگى بود راز قتل مادربزرگ ۶۵ ساله اش را فاش كرد.اين در حالى است كه عامل قتل سعى داشت موضوع مرگ همسرش را يك حادثه ساده و طبيعى نشان دهد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، عصر يكشنبه مأموران كلانترى ۱۹۰ مجيديه در جريان درگيرى خانوادگى در يكى از محله هاى شرق تهران قرار گرفتند. آنها هنگامى كه به محل حادثه رسيدند با پيكر بى جان زن ۶۵ ساله اى روبه رو شدند. شوهر ۷۵ ساله اين زن به مأموران گفت: من و دخترم دقايقى قبل به خاطر مسائل خانوادگى با هم جر و بحث مى كرديم. اما ناگهان همسرش دستش را روى قلبش گذاشت و نقش زمين شد. بلافاصله از اورژانس كمك خواستيم. اما امدادگران پس از معاينه همسرم اعلام كردند او فوت كرده است. در حالى كه صبح ديروز اين مرد همراه دختر و نوه ۱۷ ساله اش در شعبه هفتم بازپرسى دادسراى جنايى تهران حاضر شده بودند، پيرمرد بار ديگر موضوع درگيرى با دخترش و فوت ناگهانى همسرش را براى بازپرس شهريارى تشريح كرد. اما با توجه به اين كه در گزارش پزشكى قانونى اعلام شده بود آثار شكستگى دنده و كبودى قفسه سينه روى بدن زن مشاهده شده است احتمال وقوع قتل قوت گرفت، بنابراين تحقيقات پليسى، قضايى از پدربزرگ، دختر و نوه مقتول ادامه يافت. در حالى كه پيرمرد همچنان منكر قتل همسرش بود ناگهان نوه ۱۷ ساله اش لب به سخن گشود و گفت: آقاى بازپرس من ديدم كه پدربزرگم چگونه مادربزرگم را به قتل رساند. وى سپس با شرح درگيرى شديد، پدربزرگش را عامل قتل معرفى كرد. بازپرس شهريارى هم در اين باره گفت: در حال حاضر تحقيق در اين باره ادامه دارد و منتظر اعلام نظر قطعى پزشكى قانونى درباره علت اصلى مرگ هستيم. اما آنچه تاكنون روشن شده اين است كه زوج سالخورده داراى اختلاف شديد خانوادگى از سال ها قبل بوده اند. هم اكنون نيز پيرمرد با قرار قانونى بازداشت است.
مردى زن و دخترش را كشت
گروه حوادث ـ مردى پس از قتل هولناك همسر و دخترش به كلانترى رفت و خود را تسليم كرد.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه جمعه، مردى با مراجعه به كلانترى ۲ اروميه به مأموران گفت: دقايقى قبل همسر و دخترش را به قتل رسانده است. بلافاصله گروهى از مأموران همراه وى خود را به محل حادثه رسانده و با جسد زن ۴۵ ساله و دختر ۱۷ ساله اش روبه رو شدند. متهم به قتل در بازجويى ها اظهار داشت: از مدتى قبل به رفتار و حركت هاى همسر و دخترم شك كردم. اما نمى دانستم چگونه اين شك را از ميان ببرم تا اين كه ساعتى قبل بر اثر فشارهاى روحى، روانى در يك لحظه بدون توجه به عاقبت كار، با كارد قصابى به سراغ همسر و دخترم رفته و هر دو را كشتم. بعد هم به خاطر عذاب وجدان به كلانترى آمدم. بازپرس جنايى اروميه پس از بازجويى از متهم او را براى تحقيقات بيشتر روانه اداره آگاهى كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |