|
نگاهى آسيب شناسانه به حضور طالبان و القاعده در عرصه رسانه
سهامداران تازه رسانه ها
|
|
|
] س. حيدرپور [
اين اصل كه «هيچ جنگى بدون تبليغات پيش نمى رود» امروز به طور تمام و كمال از سوى گردانندگان جنگ و شورش در افغانستان و پاكستان مورد استفاده قرار مى گيرد. بر اساس گزارش منابع مطلع حركت هاى امروز گروه طالبان و ديگر فرقه هاى افراطى در اين منطقه از بالاترين پشتيبانى تبليغى و رسانه اى برخورداراست. تكنيك ها و تاكتيك هايى كه رهبران اين گروه ها براى به خدمت گرفتن ابزارهاى تبليغى بكار بسته اند به گونه اى است كه به نظر مى آيد بايد محققان حوزه ارتباطات باب بحث تازه اى را در «رابطه رسانه ها و شورش و جنگ» بگشايند. اگر زمانى وظيفه رسانه در عرصه جنگ تقويت روحيه نيروهاى جبهه خودى و سست كردن قواى جبهه رقيب بود امروز ايجاد جنگ روانى و دفاع از مشروعيت نبرد فقط يكى از روش هاى متداول در تريبون هاى طالبان و القاعده است. شبكه تروريسم كه بر مدرن ترين ابزارهاى ارتباطى تجهيز شده است امروز چندين كاركرد تازه براى رسانه هاى خود تعريف كرده است. كافى است به گزارش هاى بازرسان سازمان ملل و ديگر نهادهاى بين المللى كه در باره «نيروهاى پشتيبان عمليات هاى انتحارى» از افغانستان مخابره كرده اند نگاه شود. شايد شگفت ترين مسأله اين باشد كه دو فاكتور مهم جنگ هاى جديد يعنى پول ونيروى انسانى به كمك رسانه ها تأمين شود. حسب گزارش منابع بين المللى، جنگجويان در افغانستان و مرزهاى پاكستان بخش غالبى از نيازهاى خويش در دو حوزه مهم كمك هاى مالى و جذب نيروى انسانى را از طريق اينترنت و مبادله پيام هاى رمزى پيش مى برند. ميزان استفاده اين جريان ها از رسانه در زمينه ايدئولوژيك و سياسى نيز غيرقابل شمار است. تاحدى كه بسيارى از كارشناسان به اين باور رسيده اند كه بواسطه ابزارهاى مدرن ارتباطى بويژه اينترنت بوده كه القاعده و طالبان توانست در سطح يك نيروى جهانى مطرح شود. جهان رسانه به طور ناخواسته به گسترش شعاع نفوذ گروه هاى افراطى يارى رساند. به نحوى كه در بزرگراه ارتباطات، تروريست ها صاحب و سهامدار بزرگ ترين شبكه ارتباطى شدند. با اين حال يك اشتباه در برآورد سهم شبكه القاعده و طالبان از دنياى رسانه اين است كه غالباً همه نگاه ها به سمت گسيل هواداران القاعده به فضاى سايبر و سايت هاى اينترنتى است. اين در حالى است كه در برهه كنونى بهره اى كه آنها از شبكه هاى تلويزيونى و ماهواره اى براى نمايش قدرت مى برند بسى بيشتر و مؤثرتر از اينترنت است. در اين باره لازم است نگاهى به حضور چشمگير سخنگويان القاعده و طالبان در مونيتور شبكه هاى ماهواره اى بيندازيد كه دهها ميليون مخاطب دارند. مصداق اين گفته فقط دو رسانه عربى، الجزيره و العربيه نيستند كه برخى نام ارگان هاى غير رسمى القاعده و طالبان را به آنها داده اند، همه شبكه هاى پرآوازه اروپايى و آمريكايى آنتن خويش براى پخش صدا و تصوير سران القاعده و طالبان را شبانه روز باز گذاشته اند. به اين مجموعه فعاليت بى دريغ رسانه هاى مكتوب و شنيدارى در خاورميانه و جنوب آسيا را اضافه كنيد كه دائما فتاواى مراجع سلفى را در ترويج كشتار و شورش در سرزمين هاى عراق و افغانستان و پاكستان و... نشرمى دهند. بنابراين مناسبات رسانه ها با شبكه هاى دست اندركار شورش و ترور شايسته نقد و تحليل است. تاكنون همه انگشت هاى اتهام در زمينه رشد اپيدمى جريان ترور به سمت سياستمداران نشانه رفته است و همه جا سخن از اين است كه سياست هاى مبهم و اغماض هاى بزرگ برخى بازيگران سياسى، زمينه ساز قدرت يابى القاعده شده است اما واقعيت ناگفته اين است كه جريان هاى ترور در اين مدت فراوان از منبع قدرت لايزال رسانه ها تغذيه كرده اند. عناصر قدرت رسانه ها بويژه تصوير و صدا مكرر به مصرف آنها در آمده است. در گزارش حاضر سعى بر اين است كه ضمن ارائه تصويرى اجمالى از آخرين فعاليت هايى كه دو هسته جريان ترور يعنى طالبان و القاعده در حوزه رسانه هاى سنتى و مدرن دارند، به آسيب شناسى عملكرد رسانه هاى در عصر جنگ ترور پرداخته شود. * طالبان و رسانه ؛ از ابزار شيطان تا صداى شريعت سلفى برخورد طالبان با رسانه دو دوره كاملاً متضاد را پشت سر نهاده است. دوره اى كه اين گروه رسانه را به عنوان ابزار شيطانى نفى و تكفير مى كرد و دورانى كه سران اين گروه رأساً به سرمايه گذارى در ايجاد ايستگاه هاى رسانه اى مبادرت مى كنند. بر اساس مطالعات محققان افغان در دوره حكومت طالبان از سال هاى ۷۴ تا ۸۰ از وقتى كه نام اين كشور به امارات اسلامى طالبان تغيير كرد تلويزيون از زندگى افغان ها حذف شد و مطبوعات خصوصى از اجازه فعاليت محروم شدند. روزنامه شريعت ارگان مطبوعاتى طالبان كه فعاليت هاى خودش را از سال ۷۴ در پيشاور شروع كرده بود پس ازورود طالبان به كابل در سال ۷۵ به ابزارى براى درج اخبار جنگ و مصاحبه هاى مطبوعاتى اعلاميه هاى دولتى به كار گرفته شد. برپايه اين گزارش ها طالبان پس از تحكيم پايه هاى قدرتشان در كابل مجوز انتشار ۱۲ نشريه را صادر كردند. اين نشريات همگى از ارگان هاى درگير جنگ بودند و در خارج از افغانستان منتشر مى شدند. در خبرها از وجود روزنامه اى مستقل به نام صبح اميد دركابل سخن رفته است كه در اكتبر وحشت اعضاى تحريريه اين نشريه تغيير كرد و تيمى از طالبان جاى آنها را گرفتند. به هر حال آنچنان كه بارها اعلام شده افغانستان در زمان حكومت رژيم طالبان به كشور بدون تصوير و موسيقى مشهور شد. كشورى كه در آن نوارهاى صوتى و تصويرى شكسته مى شد و همه شبكه هاى خبررسان يكى پس از ديگر تعطيل شدند. جمع زيادى از خبرنگاران در اين راه جان باختند و بسيارى ديگر جلاى وطن كردند. اما در دوره پس از سقوط و برهه اى كه «بازگشت طالبان» نام گرفته است سران اين گروه با نگاه جديد به سمت بهره گيرى از رسانه گام برمى دارند. به نحوى كه هم اكنون در فضاى پاكستان و افغانستان آنها چند شبكه راديويى و نشريات مخفى و آشكار را به خدمت گرفته اند. راديو شريعت در سه سال اخير كه طالبان در افغانستان عرض اندام كرده است با سرمايه گذارى كلان و تقويت فركانس هاى خود به عنوان ارگان اصلى طالبان فعاليت خويش را از سرگرفته است. اما اتفاق مهم در پيوند جديد طالبان با جهان رسانه بهره گيرى آنها از روش هاى مرسوم القاعده براى گرفتن فضا هاى تازه در شبكه هاى ماهواره اى و اينترنتى است. درحالى كه نسل قبلى سران اين گروه پخش تصوير خويش از آنتن هاى ماهواره اى را حرام كرده بودند تيم جديد سران اين گروه در اتاق هاى خود را به روى همه عكاسان و تصويربرداران عربى و اروپايى بازگذاشته اند. شايد مهم ترين دگرديسى در نگاه طالبان به جهان رسانه را در سايتى كه اين گروه با عنوان «الصمود» ايجاد كرده رديابى كرد. پايگاه خبرى و ايدئولوژيك كه سازمان يافته ترين بخش فعاليت سياسى و روانى شورشيان طالبان را پوشش مى دهد. سايت عربى زبان الصمود كه از طرف تعدادى عرب هاى طرفدار طالبان رسما تأسيس گرديده و ناشر افكار ونظريات طالبان افغانستان بوده كه خود را مجله ماهانه اينترنتى مى نامد. دراين سايت برخلاف ادعاهاى طالبان مبنى بر حرام بودن تصوير و مخالفت با نشر عكس هاى اينترنتى مى توان عكس هايى از فرماندهان برجسته طالبان را مشاهده نمود. با ملاحظه گذرا به اين نتيجه مى رسيد كه عرب هاى متحد طالبان اكنون از سطح ميهمان به سطح ميزبانان و ساكنان اصلى همان مناطق تحت نفوذ طالبان ارتقا يافته اند. مقالات، مصاحبه ها و پيام هاى مبادله شده دراين سايت همگى در خدمت شورش ها و عمليات هاى انتحارى است. اين سايت همان نقش حياتى اينترنت براى شورشيان عراق را ايفا مى كند يعنى پايگاهى براى جذب نيرو و گرد آوردى كمك هاى مالى براى جنگ در افغانستان است. دعوت از افراد وشركت جستن درعمليات هاى ضد دولتى و ضد آمريكايى ركن اصلى مطالب اين سايت را تشكيل مى دهد. در اين سايت آن دسته از قبايل كه با دولت هاى افغانستان و پاكستان برضد طالبان همكارى مى كنند به صورت واضح تهديد مى شوند و با شدت تمام اختلافات قبيله اى و فرقه اى همانند آنچه سلفى ها در عراق پيش مى برند دامن زده مى شوند. سايت صمود در دور جديد فعاليت خويش براى ايجاد تضاد ميان تاجيك ها و پشتون هاى افغان تلاش مى كند. حضور نيروهاى حرفه اى القاعده و طيف موسوم به عرب هاى افغان در جاى جاى فعاليت رسانه اى طالبان هويداست. افزون بر اين كه قاطبه نيروهاى طالبان بى بهره از سواد دنياى مدرن هستند و اغلب از ميان مردم فقير روستاها برخاسته اند ادبيات و برنامه هاى رسانه اى و جنگ روانى طالبان همگى كپى شده از آموزه هاى تبليغى سلفى ها و وهابى ها است بويژه در دور جديد كه فاصله مدارس سلفى پاكستان با طالبان افغان به حداقل رسيده اين گرته بردارى به شكل عميق ترى نمايان شده است. در مقالات و مضامين مطالبى كه نشريات منسوب به طالبان رواج مى دهند از سياق كلام عربى و نثرهاى ادبى آن افغان بودن نويسندگان و توليدكنندگانش مورد ترديد قرار مى گيرد. جالب است كه در عرصه رسانه نيز طالبان فعاليتى نيمه مخفى دارد واز ذكر نام نويسندگان و برنامه سازان خوددارى مى شود. ** ادامه دارد...
|