سه شنبه ۲۵ دى ۱۳۸۶ - ۶ محرم ۱۴۲۹
Tue, Jan 15, 2008
آيينه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ورزش
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
كودك بادبادك
ماه محرم و تكاليف عزاداران حسينى
] حسن خسروى‎/مدرس علوم قرآنى ]

«هركس روز عاشورا، روز مصيبت و اندوه و گريه او باشد، حق تعالى، روز قيامت را روز فرح و سرور و شادى او گرداند و ديده اش در بهشت به ما روشن گردد.»
«امام رضا(ع)»
ماه محرم اولين ماه از سال هجرى قمرى است و در واقع سال نو كشورهايى كه تقويم ساليانه آنها براساس هجرى قمرى تنظيم شده با ماه محرم آغاز مى شود و هرچند كه در اين كشورها در محرم مراسم جشن سال نو برگزار مى شود ولى براى ما شيعيان اهل بيت، ماه محرم، ماه مصيبت و اندوه و عزا دارى حسين است. محرم براى ما آن ماه شريفى است كه با نام حسين(ع) پيوند خورده است. ماهى كه در آن زمين و زمان سوگوار سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين و ۷۲شهيد گلگون كفن واقعه كربلا مى باشند و خانه و كاشانه دلسوختگان حريمش سياهپوش و عزادار است. در محرم راز و رمز خاصى نهفته است و فرصتى است براى راه يافتن به آستان دوست، براى تقرب و سير الى الله و براى عاشورايى شدن و سوختن، براى وصل شدن و حسينى گشتن و خلاصه محرم ماهى است كه لحظه لحظه اش را بايستى غنيمت شمرد و بهره برد.
آزادگى، ايثار، نماز اول وقت، شهادت، ظلم ستيزى، خشنودى خدا، جهاد و مفاهيم عميقى از اين دست، همه و همه نكته هاى ناب و سازنده اى هستند براى ما كه مانده ايم و بايد كارى زينبى كنيم و چه زيبا فرمودند بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى(ره) كه: ما هرچه داريم از محرم است و اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگاه داشته است.
معمولاً هر سال در اواخر ماه شريف ذى الحجه، شيفتگان و عاشقان آستان مقدس اهل بيت ، خود را مهياى عزادارى حضرت سيد الشهداء امام حسين(ع) مى كنند و در يك اقدامى خود جوش، عاشقانه و خداپسندانه پير و جوان و زن و مرد بسيج مى شوند تا با سياهپوش نمودن تكايا و حسينيه ها و خانه ها، مراسم ويژه محرم و صفر را با عشق و ارادت و از اعماق وجود و ارادت قلبى به انجام برسانند و تو گويى كه با اين خلوص و صفا، همگان يكدل و يكصدا شده تا بر مظلوميت خاندان عصمت و طهارت گريسته و از ظلم و ستم ظالمان بيزارى و تنفر خويش را اعلام نمايند.
حال كه توفيق شده تا محرم ديگرى را درك نماييم، لازم است هوشيارى و بيدارى خود را در برابر دشمنان اهل بيت حفظ كرده و در اين ماه ها كارى نكنيم كه خداى ناكرده با ورود كج انديشى ها، خرافه ها، بدعت ها، تفرقه، رياكارى و انحراف، عزادارى ما دچار خدشه و آسيب گردد بلكه كارى كنيم كه مورد نظر اهل بيت(ع) باشد و دشمنان از آن سوء استفاده نكنند. چرا كه غرض ورزان، نااهلان و دشمنان شيعه و اهل بيت عليهم السلام، همواره در صدد هستند تا به طور حساب شده مسائل حساس و اساسى مكتب تشيع نظير عاشورا، انتظار فرج و ... را مورد هجوم تبليغات مسموم و افكار انحرافى خود قرار دهند و پرواضح است كه براى رسيدن به هدف خود از هيچ كوششى دست بر نمى دارند. بنابراين واجب است كه ما در اين گونه مناسبت ها و برنامه ها توجه لازم مبذول داشته و كارى كنيم كه دشمنان همواره شكست خورده و مأيوس باشند. ان شاءالله.
براى آن كه، عزادارى ما در ماه محرم باخلوص و صفاى بيشترى همراه باشد و اتحاد و انسجام پر شور و با معنويتى داشته باشيم لازم است كه برخى نكات بسيارى را عزاداران حسينى در جهت عزت و عظمت هرچه بيشتر شيعه و رهروان راه اباعبدالله الحسين اكيداً رعايت نموده تا شاهد يك عزادارى با معرفت در جاى جاى ميهن اسلامى مان باشيم.
تحول در شيوه عزادارى خيابانى
341514.jpg
] روح الله مهرپارسا ]

مسجد همت تجريش در طول امامت مرحوم آيت الله مصطفى ملكى، با مديريت ايشان همواره به نوگرايى و نوآورى معروف و در زمينه فرهنگ سازى پيشرو بود. يكى از ابتكارات آن مرحوم كه در اواخر دهه ۴۰ و اوايل دهه ۵۰ بسيار بجا و به موقع صورت گرفت تحول در سبك عزادارى خيابانى بود. با توجه به فرارسيدن ماه عزادارى حسينى، مناسب است گزارشى مختصر و مفيد از اين ابتكار سازنده جهت الگوبردارى هيأت هاى عزادار بيان گردد:
در آن ايام، سال ها مى گذشت كه سبك عزادارى در تهران و شميران به همان روش معمول شامل سينه زنى يا زنجيرزنى اداره مى شد. وسايل عزادارى هم به غير از نخل كه در داخل تكيه به حركت درمى آمد بقيه به دنبال دسته به بيرون از تكيه منتقل مى گرديد مثل انواع عَلَم، حجله هاى گرد و مستطيل شكل، حجله قاسم، گهواره على اصغر، انواع بيرق و چلچراغ.
هر كدام از اين وسايل تعدادى خدمه هم داشت كه مى بايست جهت تعويض افراد براى استراحت در دسته كنار آن وسيله حضور داشته باشند. البته اين روش هنوز هم تا حدودى ادامه دارد و در بعضى موارد هيچ گونه تحولى كه حاكى از نوگرايى كيفى در روش ها باشد به چشم نمى خورد و متأسفانه برخى از دسته جات هم به نام عزادارى ناخواسته مرتكب منكرات نيز مى گردند، اگر سفارش شده كه عزادارى ها سنتى باشد يعنى محور عزادارى همچنان كه قيام حسينى نيز با اين روش همراه بود كسب معرفت و شناخت معارف اسلامى به دور از هرگونه تحريف در طريق پياده كردن آموخته هاى مكتب حسينى(ع) باشد.
مرحوم ملكى در نشريه فروردين ۱۳۴۸ (۳۸ سال پيش تر) مسجد همت درباره چگونگى عزادارى ماه محرم نوشت: «بى ترديد از وظايف مهمه متصديان تشكيلات منسوب به مذهب، بخصوص تكايا، مساجد و گردانندگان هيأت هاى عزادارى، بالاخص در هنگامه هاى پرشور محرم و مثل آن، اين است كه با توجه به مسئوليت فردى و اجتماعى در اين مورد و با رجوع به كارشناس دينى و با صرف نظر از سليقه هاى شخصى و تمايلات افراد غيرواقف به مزاياى مربوط به تعظيم شعائر مذهب در تنظيم تمام امور مربوطه مراقبت شود تا نقض غرض و خلاف مطلوب در خدمت به دين و عرض ارادت به پيشوايان مذهب است پيش نيايد.
امروزه، گسترش تبليغات از طرفى و رشد فكرى و نمو نيروى انتقاد بخصوص در طبقه جوان از طرفى ديگر ايجاب مى كند كه برنامه هاى مذهبى به صورت معقول و نتيجه بخش ترى اجرا گردد، والا متروك ماندن آن به مراتب بهتر از دست زدن به آن است و در اينجا فعلاً مجال بحث بيشتر در اين مشكل جانكاه نيست؛ فقط بنا بر اين بود كه از فرصت استفاده كرده و از اداره كنندگان مراكز نامبرده بالا بخواهيم تا آنجا كه ممكن است آن اماكن به صورت خداپسند و آماده براى برپا داشتن شعائر و اقامه مراسم تبليغ صحيح و متناسب با منظور پايه گذارى آن، تأسيس و آراسته شده و به طور جدى از پيرايه هاى هوس انگيز مانند زرق و برق هاى زايد و هوش ربا، اجتماع مختلط زن و مرد و آلايش هاى زيان بخش ديگر مثل مظاهر غيرمعقول و خرافى و اهانت آميز، تبليغات غرض آلود و مطابق خواست اين و آن، شعارها و سرود و نوحه ها و تظاهرات وهن آور و زننده و نظاير اينها دور و پاكيزه نگاهداشته شود تا پايگاهى براى حصول توجهات معنوى و مكتبى براى تربيت و تهذيب اخلاق و كارگاهى براى انسان سازى باشد.
بر اداره كنندگان اين مراكز است كه تمامى امكانات در اختيار خود را در راه ايجاد مقتضيات مفيد براى بهره مندى صحيح مردم، بخصوص نسل جوان از اين مراسم به كار اندازند. همان طور كه هيأت ها و دسته جات عزادارى با تظاهرات معقول و متين و شعار و سروده هاى زنده و جالب مى توانند اثر قابلى در تعظيم شعائر و كمال روحى خود و ديگران داشته باشند، عكس اين اعمال نيز نتيجه معكوس خواهد بخشيد. چنانچه برعهده مردم و شركت كنندگان در اين مراسم بويژه جوانان عزيز است كه از اين مجامع به عنوان يك آموزشگاه عقايد پاك و عمل صحيح و يك مركز الهام گيرى در كار پيشروى حيات و تحصيل پيروزى هاى مختلف در جبهه هاى متفاوت زندگى و براى تقويت ايمان و رشد فكرى استفاده كنند.
غفلت از اين امور و نظاير آن در گذشته، خسارات كمرشكنى را براى اجتماع ما فراهم آورده و بسيارى از شئون مذهبى و ملى ما را دستخوش عواملى دون شأن قرار داده است».
ابتكار مرحوم ملكى در حقيقت هماهنگى فرهنگ ترقى تشيع با روش منطقى تجددخواهى بود كه الحق هم خوب از آب درآمد و تا آن تاريخ اين سبك نه تنها در شميران بلكه تهران و سطح كشور هم بى سابقه بود. اين دسته در حقيقت يك راهپيمايى اعتراض آميز عليه يزيد و يزيديان زمان به حساب مى آمد. بدون شك رژيم هم چندان رضايتى نسبت به اين گونه تحركات نداشت!
حال به شرح سازمان اين دسته ابتكارى مى پردازيم. يك پرچم پهن دو چوبه كه دو نفر آن را حمل مى كرد كه به پرچم هيأتى معروف است جلوى دسته كه نام مسجد و هيأت مربوطه با احاديثى انقلابى با ترجمه به چشم مى خورد. در پشت اين پرچم عزاداران مسجد همت (اكثراً جوانان) در صفوفى منظم با لباس مشكى و حالت عزا قرار داشتند كه با فاصله هايى شعارهاى كوبنده در قالب احاديث بر روى تابلوهايى با خطى زيبا نوشته شده بود كه در فاصله هاى دو يا سه متر در حالى كه پايه هاى چوبى آن در دست افراد بود در بين صف با نظمى چشمگير قرار داشتند. در كنار اين تابلوها هم پرچم هايى به رنگ هاى عموماً سبز و قرمز به نشانه نفرت از ظالم حركت داده مى شد. در انتهاى صف عزاداران آيت الله ملكى به اتفاق معمرين و سالمندان محل قرار داشتند و در پشت آنان با فاصله يك پرچم زنان نمازگزار مسجد با حجاب كامل به چشم مى خورد. در بين صفوف عزاداران قارى خوش الحان مسجد همت مرحوم حاج عباس صالحى (يكى از بهترين قاريان صاحب سبك آن سال ها) به طرزى قرآن مى خواند كه بيننده اين صحنه و شنونده آيات را به ياد شهداى كربلا مى انداخت و بى اختيار اشك با معرفت از چشمان عزاداران جارى مى شد. پس از قرائت چند آيه سخنگوى پرتوان مسجد حاج قاسم البرزى با آن بيان گرم و كوبنده آغاز سخن مى نمود و در ادامه حركت و در جملات كوتاه و مقطع از قيام حسينى، حريت و آزادى و زير بار ظلم نرفتن كه حقيقت برخاسته از حماسه عاشوراست حرف مى زد و شنونده را از حالتى تخديرى به جنب و جوش وامى داشت و حماسه حسينى را به عنوان منطقى ترين رويداد تاريخ اسلام به خوبى ترسيم مى كرد. پس از قطع سخن او مجدداً مرحوم صالحى به قرائت آيات انتخاب شده از قرآن درباره جهاد و شهادت همراه با ترجمه مى پرداخت. اين دسته با وقار و سنگينى خاصى از تكيه پائين تجريش حركت نموده و پس از پيمودن بازار تجريش و عبور از تكيه بزرگ تجريش و صحن امامزاده صالح(ع) به مسجد همت بازمى گشت. در طول پيايش دسته، عاشقان حسينى كه نذر داشتند با افتخار مبادرت به قربانى گوسفند جلوى اين دسته مى كردند. دسته با توجه به اينكه فاقد وسايل مرسوم بود وليكن به گفته اكثر علاقه مندان به ايجاد تحول در سبك عزادارى از بار معنوى والايى برخوردار بود و عزاداران ضمن گوش دادن به آيات قرآن با سخنان و شعارهاى انقلابى در حقيقت از رهاورد معنوى عاشورا اشباع مى شدند و اين اقدام در دوران خفقان آن سال ها تأثير بسيار مثبت در روحيه اهالى گذارده بود. بويژه سروده هايى از آقاشيخ مصطفى ملكى كه به سبك نوحه بى آن كه عزاداران بر سر و سينه بكوبند در فاصله هايى پس از قرائت قرآن محكم و قاطع به صورت همخوانى با آهنگى حماسى خوانده مى شد:
حسين از بهر حق و داد و آزادى زكف جان داد
جوانان عزيزش را براى حفظ قرآن داد
زهستى دست خود شست و نشد تسليم زور و زر
عجب درس فداكارى به ما شاه شهيدان داد
|||
روز اندوه افزاى تاسوعا
آمده تا كه ياران به پا خيزند
در ركاب حسين، صبح عاشورا
خون خود را به راه خدا ريزند
با بررسى روش هاى عزادارى خيابانى به اين نتيجه مى توان دست يافت كه در حال حاضر با توجه به آسيب شناسى مقوله هاى مختلف در روش هاى عزادارى، مداحى، اشعار، سبك ها و نواها، وقت آن رسيده كه ارادتمندان آستان حسينى هوشيار باشند كه مبادا نفوذ دست هاى ناپاك با تحريف پيام عاشورا در حقيقت به جنگ و ستيز با شعارهاى اصيل مكتب حسينى برآيند. دشمن خيلى موذيانه به طور خزنده از طريق مذهب عليه مذهب سعى دارد وارد عمل شود.
لذا در چنين موقعيتى كار بسيار براى دلسوزان مشكل مى شود. در صورتى كه سيدالشهداء به شهادت رسيد كه شناخت و معرفت امت نسبت به حقايق دينى بالا رفته و آگاهى آنان فزونى يابد؛
سزاوار نيست كه مراسم منسوب به حضرتش جولانگاه منكرات بشود. آيا توجه به حاشيه و ظاهر امر بيشتر از متن و اصول، منكر نيست !


|   شناسنامه   |   آرشيو   |