سه شنبه ۲۵ دى ۱۳۸۶ - ۶ محرم ۱۴۲۹
Tue, Jan 15, 2008
ورزشى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ورزش
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
كودك بادبادك
باتشكيل انجمن بازى ها
درباره «شونسوكه ناكامورا»، ديويد بكام فوتبال آسيا
نگاه
يك ستاره جوان و جديد براى ۲۰۰۸
باتشكيل انجمن بازى ها
ورزش كودكان همگانى مى شود
341526.jpg
[سوسن صادقى]

فدراسيون ورزش هاى همگانى با تحت پوشش گرفتن انجمن بازى ها و ورزش كودكان در نظر دارد ورزش كودكان را به درون خانواده ها ببرد. كار اين انجمن از سال ۸۷ در قالب برگزارى جشنواره سراسرى همزمان با روز جهانى كودك آغاز خواهد شد.
اهميت تحرك و بازى و ورزش به قدرى مهم است كه روانشناسان معتقدند اگر كودكى تحرك نداشت و بازى نكرد در سلامت او شك كنيد و به دنبال علت باشيد.
تحرك نداشتن در زندگى ماشينى و آپارتمان نشينى امروزى، چاقى را به ارمغان آورده است كه در كودكان به دليل تماشاى زياد تلويزيون و فيلم هاى كارتونى بسيار شايع است چرا كه اين عوامل مانع از تحرك و بازى بدنى كودك مى شود.
فعاليت جسمانى نه تنها مانع چاقى در كودكان مى شود، بلكه از دوران طفوليت يك نياز اساسى است كه نبايد ناديده گرفته شود. هرچه جنب و جوش اصولى كودكان زودتر فراهم شود، ميزان سلامتى و تندرستى آنان نيز در سنين بالاتر افزايش مى يابد.
انجام فعاليت هاى بدنى، فعاليت هاى مغزى و ماهيچه اى را در دوران كودكى افزايش مى دهد و موجب مى شود، فعاليت هاى بدنى در آينده براى كودك آسانتر و دلچسب تر شود.
دوران كودكى نقطه شروع كودكان در دنياى ورزش است و مسأله ورزش كردن و تربيت بدنى بايد در سنين ۲ تا ۷ سالگى نهادينه شود.
بازى و ورزش يا ورزش در قالب بازى هاى كودكان علاوه بر تضمين سلامت كودك، نه تنها او را با كار گروهى آشنا مى كند، بلكه موجب مى شود، انرژى كودك تخليه شود و به صورت عملى تفكر را ياد بگيرد و استعدادش شكوفا شود.
اگر به تاريخ ايران باستان نظرى بيفكنيم با اين موضوع روبه رو مى شويم كه ايران تنها كشورى بوده است كه در نظام تعليم و تربيتش به ورزش و تربيت بدنى از دوران كودكى اهميت ويژه مى داده است.
ايرانيان به كودكان در نهرها و رودخانه ها شنا مى آموختند، تمرينات دويدن را به آنها آموزش مى دادند. سواركارى و تيراندازى جزو برنامه هايى بوده است كه كودكان بعد از ۷سالگى آنها را ياد مى گرفتند.
و هرچه سن آنها بيشتر مى شده است ، تمرينات بايد مانند پياده روى و شنا را بيشتر و بيشتر انجام مى دادند، پياده روى هاى طولانى، سواركارى ، بازى چوگان و تيراندازى را به صورت حرفه اى در دوران جوانى انجام مى دادند.
ايران باچنين تمدنى ، تا به امروز قشر بزرگ خود يعنى كودكان ۲ تا ۷ ساله را فراموش كرده است. قشرى كه بايد سالم باشد تا جامعه آينده سالم بماند و قهرمانان آينده در تمام رشته هاى ورزشى تأمين شود.
كودكى كه در دوران ۲ تا ۷ سالگى تحرك و بازى هاى هدفدار در قالب ورزش را بياموزد، ورزش كردن بعد از ۷سالگى براى او ملكه و عادت مى شود، عادتى چون خوردن، خوابيدن و ...
*طرحى كه عقيم نماند
براى ايجاد تحرك دركودكان و فراهم كردن نياز رشته ژيمناستيك و پرورش استعدادهاى شناسايى شده طرحى پيش از اين در فدراسيون ژيمناستيك مطرح شد كه نام آن انجام «بازى هاى هدفدار براى توسعه حركت هاى پايه» بود كه اين طرح با تمام مشكلاتى كه سر راهش بود، آهسته طى مى شد به طورى كه با تربيت مربيان در اين فدراسيون، اين طرح با همكارى سازمان بهزيستى در تعداد محدودى از مهدهاى كودك عملى شد و دراين مهدها كودكان در قالب بازى ها انجام دوها، بازى با حلقه ها، حركت هاى عمومى ژيمناستيك و... را ياد مى گرفتند تا تحرك، بازى و ورزش در بين كودكان گسترش يابد. اما اين طرح در اين فدراسيون نتوانست به صورت گسترده در تمام كشورتوسعه يابد و تقريباً عقيم ماند ، اما با رفتن اين طرح در قالب انجمنى جديد از عقيم ماندن آن جلوگيرى شد.
*تولد انجمن بازى ها و ورزش هاى كودكان
اين طرح براى اجراى بهتر در قالب بازى ها و ورزش هاى كودكان در ۱۶ مهرماه ۸۶ مصادف با روز جهانى كودك متولد شد و زيرمجموعه فدراسيون ورزش هاى همگانى شد و به صورت انجمن شكل گرفت تا با كمك اين فدراسيون ، ورزش را با كمك خانواده ها به كودكان منتقل كند تا بتواند در برنامه هاى كوتاه مدت و بلندمدت ورزش را با كودك و خانواده آشتى بدهد.
انجمن بازى ها و ورزش هاى كودكان در نظر دارد با بازى و انجام ورزش هاى پايه ورزش را به عادت كودكان تبديل كند. ورزش هاى مادر مانند شنا، ژيمناستيك عمومى ، دوهاى كوتاه و سه چرخه و دوچرخه ، بازى هاى متحرك مانند طناب كشى ، بازى با حلقه ها ، توپ ها ، بازى هاى گروهى و انفرادى از جمله برنامه هاى اصلى اين انجمن خواهد بود. انجام ورزش هاى پايه يا مادر، بهترين ورزش براى بدن محسوب مى شود چرا كه موفقيت كودك را نيز در پرداختن به رشته هاى ورزشى به صورت حرفه اى به دنبال دارد. اگر اكنون از هر ورزشكار حرفه اى بپرسيد كه از ابتدا دوست داشتى به چه ورزشى مى پرداختى، به طور قطع خواهد گفت يكى از ورزش هاى مادر (شنا، دو و ژيمناستيك) چون اگر يكى از اين سه را مى آموختم، در رقابت هاى قهرمانى حرفه اى در سطح جهانى موفق تر بودم.
مهدى آذربرزين، كسى است كه موضوع طرح بازى هاى هدفدار براى توسعه حركت هاى پايه را در فدراسيون ژيمناستيك پيگيرى كرده و براى اين كه اين طرح عقيم نماند آن را در طرحى به زيرمجموعه فدراسيون ورزش هاى همگانى برده و با تلاش فراوان خواهان تشكيل انجمن شده است. او اين دغدغه را دارد كه بايد ورزش از كودكى نهادينه شود تا انجام آن به صورت عادت روزانه درآيد.
وى در اين باره مى گويد: يكى از اقشار جامعه ما كودكانى هستند كه ۸ تا ۹ ميليون نفر از جمعيت ايران را تشكيل مى دهند ولى آنها در برنامه ريزى هاى كلان ورزشى ديده نمى شوند در صورتى كه پيشرفت اصلى در بعد همگانى و قهرمانى همين كودكان هستند. به كودكان بايد در سنين ۲ تا ۷ سالگى در قالب بازى ها و ورزش هاى پايه ورزش كردن را آموخت تا بتوانند هم در اين سنين خوب رشد كند و هم در آينده با انجام ورزش از سلامت روحى - روانى و جسمى برخوردار شوند. ما مى خواهيم در قالب اين انجمن و در فدراسيون ورزش هاى همگانى كه در تمام استان ها هيأت دارد، كار را به صورت كشورى آهسته ، آهسته انجام دهيم و ورزش هاى پايه و بازى هاى هدفدار را پيگيرى كنيم ورزش را به داخل خانه ها و مهدها ببريم.
*استعداديابى در قالب جشنواره
با راه اندازى اين انجمن و بحث ورزش، آنچه به ذهن خطور مى كند، موضوع مسابقه و رقابت است. اين كه آيا كوچولو هاى ۲ تا ۷ ساله با هم رقابتى خواهند داشت آيا برد و باختى مطرح خواهد بود يا نه موضوع رقابت و برد و باخت با روحيه كودكانى كه مى خواهند با بازى و تفريح به ورزش و تحرك عادت كنند، معقول خواهد بود
آذر برزين، مسئول اين انجمن نوپا كه كارش را به طور رسمى از سال ۸۷ آغاز خواهد كرد، مى گويد: هدف ما برگزارى هيچ مسابقه اى نيست، برد و باختى مطرح نخواهد بود. بلكه فقط تشويق و ترغيب كودكان به ورزش است و براى نشان دادن فعاليت هاى گسترده اين انجمن، در آينده در استان ها جشنوار هاى ورزشى كودكان برگزار مى شود و يك جشنواره سالانه سراسرى كه مصادف با روز جهانى كودك خواهد بود، تعريف شده است. در اين جشنواره همه با هم بازى و ورزش خواهند كرد و همه برنده خواهند بود و جوايزى دريافت خواهند كرد. نبايد با موضوع برد و باخت روحيه حساس كودكان را خدشه دار نماييم و آنها را از محيط ورزشى دور كنيم. برترين ها به صورت نامحسوس شناسايى مى شوند كه مى توان براى رشته هاى پايه آنها را جذب فدراسيون هاى دو، شنا، ژيمناستيك كرد و فدراسيون هاى دو، شنا و ژيمناستيك را تغذيه كرد.
*كار بزرگ و نياز به هميارى همه
همگانى كردن ورزش كودكان، كار ساده اى نيست. مأموريتى بس بزرگ ورزشى و اجتماعى است و براى انجام اين كار بزرگ به طور قطع «يك دست صدا ندارد.» و نيازمند هميارى خانواده ها، نهادهاى در ارتباط با خانواده ها وكودكان، نهادها و سازمان هاى ورزش، شهردارى ها و به خصوص فدراسيون هاى ورزشى است.
آذر برزين معتقد است اين انجمن پويا، كار بزرگ و سختى پيش رو دارد و به همين خاطر نمى تواند به تنهايى كارى از پيش ببرد. هيأت هاى فدراسيون ورزش هاى همگانى در استان ها بايد توسط مسئولان يارى شوند تا اين انجمن بتواند ورزش را براى كودك در آينده عادت روزانه كند و خانواده ها بدانند كه بازى و ورزش نياز ضرورى كودكان است و نبايد ناديده انگاشته شود.
وى مى گويد: تربيت مربى، فراهم كردن سى دى هاى آموزشى براى خانواده ها، مهدها و نهادهاى مرتبط با كودك، تشويق و ترغيب خانواده ها، راه اندازى كلاس هاى ورزشى و بازى ها در مجتمع هاى بزرگ، چاپ بروشور، برگزارى هم انديشى، همايش، پيش بينى شاخه تربيت بدنى كودك در دانشگاه هاى تربيت بدنى، توجه به ورزش كودكان معلول و ... از جمله كارهايى است كه بايد با كمك نهادهاى مختلف انجام شود تا بتوانيم اين كار بزرگ را عملى كنيم، فدراسيون هاى ورزشى مى توانند بزرگ ترين كمك ما باشند، چرا كه استعدادهاى شناسايى شده را مى توانند جذب كنند و آينده قهرمانى تيم هاى خود را تضمين كنند.
همه مى دانيم كه جامعه سالم در پى داشتن افراد سالم است. كودكان ما آينده و جامعه و كشور ما را مى سازند. بهتر است براى داشتن جامعه اى سالم، همه با هم اين انجمن را يارى دهيم تا كودكان ما را با ورزش آشتى دهند و آينده قهرمانى ايران را در رشته هاى مختلف و در ميادين مختلف تضمين كنند.
درباره «شونسوكه ناكامورا»، ديويد بكام فوتبال آسيا
پاى چپ من!
341505.jpg
[وصال روحانى]

استيو پريمن مدافع و كمك مربى اسبق تيم فوتبال تاتنهام انگليس روزى گفته بود پاى چپ شونسوكه ناكامورا چنان دقيق و كارساز است كه مى تواند با آن يك كنسرو كوچك لوبيا را باز كند و بهتر بگوييم با شوت مافوق دقيقش، توپ را وارد كنسرو كند!!
حتى اگر اين را اغراق بدانيم، اين هافبك چپ پا و خوش استيل ژاپنى طى دو فصل اخير در بازى هاى سلتيك به قدرى خوب كار كرده است كه به باور نمى آيد. او نه تنها با ضربات آزاد دقيق و فنى اش گل هاى متعددى زده و صحت گفتار پريمن را به گونه اى به اثبات رسانده و لقب «ديويد بكام آسيا» را صاحب شده است، بلكه فصل گذشته عنوان بازيكن برتر ليگ فوتبال اسكاتلند را نيز مال خود كرد كه براى يك آسيايى دستاوردى بس مهم است.
*اشتباه نبود
اما وقتى گوردون استراكان دو سال و هفت ماه پيش و بهتر بگوييم در ابتداى تابستان ۲۰۰۵ ناكامورا را در ازاى ۴ ميليون پوند از تيم هميشه متوسط رجيناى ايتاليا براى تيم خودش (سلتيك) خريدارى كرد، خيلى ها به سياست او خرده گرفتند و آن را اشتباه خواندند. با اين حال در نوامبر ۲۰۰۶ كه سلتيك با منچستريونايتد در جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا بازى داشت، ناكامورا با يك ضربه آزاد ديگر پاى چپ خود در دقايق آخر مسابقه به اوج شهرت و محبوبيت رسيد زيرا ضربه او با عبور از سد ادوين فان درسار دروازه بان معروف و هلندى شياطين سرخ بر تور دروازه منچستر بوسه زد و تيم گلاسكويى با برد ۰-۱ براى نخستين بار به مرحله حذفى اين جام صعود كرد و براى هواداران سلتيك اين واقعه اى بس شيرين بود. ضربه آزاد شونسوكه در لحظه مذكور از فاصله اى حدود ۲۸ متر وارد دروازه يونايتد شد و فن و ظرافت زيادى چاشنى آن شده بود، اما اگر پاى صحبت خود ناكامورا بنشينيد، متوجه مى شويد كه او اولويت و ارزش فنى خاصى بر اين گل قائل نيست.
وى مى گويد: «من آن ضربه را همان جور زدم كه ساير ضربات آزاد خود را مى نوازم. اصولاً الگو و مدل من در اين ارتباط هميشه يكسان است و روشى در كارم دارم كه آن را دائماً تكرار مى كنم. ابتدا توپ را نگاه مى كنم. سپس به دروازه بان و محل استقرار او درون دروازه مى نگرم و بررسى مى كنم با قد و وزنى كه او دارد، ارتفاع دادن به ضربه آزادم ارجح است و يا برعكس زدن آن با ارتفاعى كمتر. هر وقت هم كه پشت ضربه آزاد مى ايستم، به خودم اطمينان دارم و كارم را با تصور و باور گلزنى انجام مى دهم. اين جور موارد اگر نتيجه بدهد و تيم تان با گل شما برنده شود، بديهى است كه به محبوبيتى فراوان دست يابيد.»
*تك سلاحى
ناكامورا حتى در ديدار رفت با منچستريونايتد در همان فصل نيز براى تيم استراكان گلزنى كرده و باز هم با يك ضربه آزاد آن كار را صورت داده بود. آيا اين بدان معنا است كه او را بايد بازيكنى تك سلاحى دانست ناكامورا در پاسخ به اين سؤال مى گويد: «اين طور نيست. روشى كه من بازى مى كنم، به واقع برخاسته از شرايط فيزيكى ام است. يعنى من فقط مى توانم طورى كار كنم كه بدنم اجازه مى دهد و قادر نيستم چيزهايى را انجام بدهم كه در توان فيزيكى و فرم و شكل بدنى من نيست.»
به واقع شونسوكه از همان كودكى در شهر زادگاهش (يوكوهاماى ژاپن) دريافت كه اگر قرار و بنا بر برخوردهاى فيزيكى در يك ميدان فوتبال باشد، كارى از دست او ساخته نيست و به نفع وى است كه به جاى درگير شدن با زورمندان فوتبال، پاى چپ هنرمندش را به كار گيرد و با انجام ظريف ترين كارهاى فنى با آن، بازيگران قوى تر و بلندقدتر از خود را تسليم كند و اين روش و سياست جواب داد. او در زمستان سرد ۲۰۰۸ مى گويد: «هميشه كوتاه قد و كوچك اندام بوده ام. در نتيجه از كودكى سعى كردم حفظ توپ را بياموزم و تكنيك خود را بالاتر ببرم. همين حالا نيز به حد كفايت سريع و يا قوى نيستم و در نتيجه بايد با ضربه زدن درست و فنى به توپ، ارسال هاى صحيح و دقيق و دادن پاس هاى مؤثر و مستمر به يارانم جبران مافات كنم و وقتى در شرايط شوت زدن به سمت دروازه رقبا قرار مى گيرم، نهايت دقت را چاشنى ضربات خود كنم. به واقع وقتى توپ زيرپايم است، بايد بيشترين بهره را از آن بگيرم و آن چه مرا موفق ساخته، همين مسأله است. به واقع پاى چپ فوق العاده من، قسمت اعظم مشكلاتم را حل كرده است.»
*نقش مهم زيكو
ناكامورا ۱۵ سال بيشتر نداشت كه ليگ حرفه اى فوتبال ژاپن به راه افتاد و امثال پريمن انگليسى و زيكوى برزيلى به عنوان پيشاهنگان اين ماجرا و راهنمايان بين المللى وارد فوتبال اين كشور شدند.
تا پيش از آن مشاركت ناكامورا در فوتبال درجه اول به تماشاى مسابقات مهم از تلويزيون خلاصه و منحصر مى شد. سالها بعد وقتى فيليپ تروسيه مربى فرانسوى تيم ملى ژاپن ناكامورا را براى جام جهانى ۲۰۰۲ انتخاب نكرد، به اين هافبك خلاق و فنى لطمه روحى وارد شد، اما زيكو كه بعداً به جانشينى تروسيه اداره تيم ملى ژاپن را در دست گرفت، با فراخوانى مجدد ناكامورا به اردوى ملى نقش مهمى در احياى وى داشت. با اين حال هر موقعى پاى صحبت ناكامورا بنشينيد، متوجه مى شويد بازيكن محبوب او در منطقه آمريكاى جنوبى نه زيكو بلكه ديه گو مارادوناى آرژانتينى است.
خودش مى گويد: «به زيكو نگوييد، چون خوشش نمى آيد، اما من همواره بازى مارادونا را دوست داشته ام. البته به فوتبال برزيل هم علاقه مند بوده و نفراتى چون فالكائو را تحسين كرده ام، اما مارادونا يك چيز ديگر بود. گلهايى كه او به انگليس و بلژيك در جام جهانى ۱۹۸۶ زد و پايه گذار قهرمانى آرژانتين شد، فوق العاده بودند و براى من انگيزه اى قوى جهت بدل شدن به يك فوتباليست حرفه اى و فنى ايجاد كردند.
البته معترفم كه زيكو در ساماندهى فوتبال حرفه اى در ژاپن و ايجاد تفكر فوتبال صحيح و منطقى در اين كشور سهم مهمى داشته و به همين خاطر در ژاپن بسيار محبوب است.»
*مشكلاتى متعدد
با اين حال انتقال از يك ليگ شرق آسيايى به ليگ هاى حرفه اى اروپا هيچگاه كار آسانى نبوده است و اين براى ناكامورا نيز كه چند سال پيش سر از ايتاليا درآورد، صدق كرده است. خود او مى گويد: «براى يك بازيكن ژاپنى آمدن به اروپا بسيار سخت است و مشكلات متعددى مثل تفاوت هاى سبك بازى و فرهنگ ها وجود دارد. مسأله تلخ تبعيض نژادى و دشنام به رنگين پوستان برروى سكوها نيز هست كه هرچند در اسكاتلند رواج زيادى ندارد، اما در ايتاليا متأسفانه بسيار مرسوم است. همين مسأله نشان مى دهد چرا تعداد ژاپنى هاى موفق در ليگ هاى اروپايى هيچگاه زياد نبوده است.»
ناكامورا بارها راجع به تمايلش براى انتقال به ليگ اسپانيا و حتى بازى در برزيل ياد كرده است و دوست دارد در يكى دو سال آخر فوتبال حرفه اى خود باز پيراهن يك تيم ژاپنى را به تن كند. اما او فعلاً در اجراى اين اهداف تأخير انداخته و با اين كه در آخرين فصل قراردادش با سلتيك به سر مى برد، شايد آن را تمديد كند. او اينك مى گويد: «من راجع به بازى در ليگ اسپانيا به طور جدى فكر كرده ام، اما شرايط دشوار نشان مى دهد. اگر جوانتر بودم، اين كار راحت تر انجام مى شد، اما انتقالى از اين دست در سن من (۳۰ سال) سختى هاى مخصوص خود را دارد.
بنابراين تمايل من براى رفتن به لاليگا، اينك يك رويكرد قوى و عاجل نيست.»
*راه درست
جا افتادن خانواده ناكامورا در اسكاتلند عامل ديگرى است كه كمك مى كند وى نيز در اين كشور بماند. در اوايل آمدن ناكامورا به اروپا و موقعى كه وى در ايتاليا توپ مى زد، اين وضع داير نبود و همسر و فرزند نوزاد او در ژاپن مانده بودند. امروز پسر ۳ساله ناكامورا در اسكاتلند كنار خود او و در ساعاتى از روز در يك مهدكودك درگلاسكو قرار دارد و او به شوخى مى گويد كه «انگليسى حرف زدن» پسرش از خود او بهتر است(!) تا از اين طريق از ميزان جا افتادن خانواده اش در بريتانيا بگويد. اشراف كامل بر زبان انگليسى هدف و دلمشغولى نخست ناكامورا نيست. زيرا دوست و مترجم او ماكوتو كانه كو هنوز با وى همراه و در اكثر دقايق كنار اوست.
هافبك چپ پا و خلاق سلتيك مى گويد: «درست نيست كه شغل كانه كو را از او بگيرم! شايد راه درست و مؤثر براى برقرارى ارتباط بهتر و سريعتر با ساير بازيگران تيم، صحبت كردن به زبان خودشان باشد و اين وضعيت در ايتاليا هم داير بود، اما در اسكاتلند رستوران هاى مخصوص ژاپنى ها و جوامع خاص آنان وجود دارد و بنابراين زندگى در اينجا آسان تر است. مهمتر از هر مسأله اى، ارتباط برقرار كردن با ياران خودى در زمين فوتبال است و اين به زبان خاص خودش كه همان زبان بين المللى فوتبال است، نياز دارد و اين زبان را فوتباليست هاى تمامى دنيا بلد هستند و نياز به آموختن هم ندارد. كافى است از توپ به خوبى استفاده كنيد و قواعد اين بازى را بشناسيد.»
و البته پاى چپ ناكامورا را داشته باشيد!
منبع: Observer
نگاه
يك ستاره جوان و جديد براى ۲۰۰۸
«دريك رز»؛ بسكتباليستى مقتدر و خوش آتيه
341466.jpg
[منبع: Memphis Times ]

اگر بخواهيم از يكى از ورزشكارانى نام ببريم كه مى تواند در سال ۲۰۰۸ بيش از پيش شكوفا شود، يكى هم «دريك رز» بسكتباليست جوان آمريكايى است و از حالا مشخص است كه اگر بخواهد در پايان فصل جارى ليگ حرفه اى اين كشور (A.B.N) به اين ليگ و يكى از تيم هاى آن بپيوندد، بر سر تصاحب او رقابت حادى بين متقاضيان به راه خواهد افتاد، ولى بايد ديد «رز» ترجيح مى دهد به A.B.N ملحق شود يا فعلاً به روند كسب تجربه در مسابقات كالج ها و دانشگاه هاى آمريكا (NCAA) و با لباس تيم بسكتبال دانشگاه ممفيس ادامه بدهد.
با اين حال و با احتساب هر سليقه و گزينشى كه «رز» در اين راه از خود بروز و صورت دهد، او از همان ابتداى پائيز سال ۲۰۰۷ كه وارد اين دانشگاه شد، تمام مقدمات و نشانه هاى يك ستاره آيندهA.B.N را از خود بروز داد و طى اين مدت خود را در اين اندازه ها جلوه داده است و اين چنين چيزى به آسانى و به وضوح در بازى او قابل رؤيت است . اكثر خصوصيات و امتيازات يك بسكتباليست زبده در «رز» يافت مى شود، از سرعت و انفجار در حركات گرفته، تا مهارت در حفظ و محل توپ و پرتاب آن به سمت سبد و به همين خاطر او امسال بهترين بازيكن «سال اول» در صحنه بسكتبال دانشگاه هاى آمريكا شناخته شده و اين خصلت ها با صيقل خوردن در جريان مسابقات «A.B.N» او را به درجات بالاترى خواهد رساند.
*توانايى هاى خاص
«رز» كه بازيكن پست گارد رأس است و ۱‎/۹۶ متر قد و ۱۱۰ كيلو وزن دارد، در فصل جارى پيكارهاى بسكتبال دانشگاه هاى آمريكا نيز توانايى هاى خاص خود را به نمايش نهاده و كسب پيروزى در هر ۱۰ ديدار نخست نشانه و محصول همين نكته بوده است. كار رز و يارانش در تيم ممفيس زمانى كامل شد كه توانستند جورج تاون را نيز كه هميشه يكى از بهترين هاى بسكتبال دانشگاه هاى آمريكا بوده است ، مغلوب نمايند. از همه جالب تر، توانايى ويژه «دريك رز» در «دانك» كردن (كوبيدن توپ به داخل سبد) است و او اين حركت را آن قدر خوب انجام مى دهد كه در تيزرها و فيلم هاى كوتاه تبليغاتى A.B.N با اين كه «رز» هنوز به عضويت هيچ يك از تيم هاى اين ليگ در نيامده، حركات دانك وى نيز پخش مى شود و نما و نمادى از آن نيز در تيزر فوق وجود دارد.
به علاوه از «رز» به خاطر مشاركت كامل اش در بازى هاى تيمى و بازى خوانى عالى و قوه فهم و كامل سازى حركات گروهى تيمش نيز تعريف زيادى شده و از آنجا كه براى هر بازيكن پست گارد اين موارد الزامى است ، «رز» به واقع در مسيرى درست حركت كرده است.
*بيش از پيش
«راد استريك لند» بازيكن پيشين ليگ بسكتبال حرفه اى آمريكا كه سابقه ۱۷ سال بازى در اين ليگ را دارد و اينك مدير بخش شناسايى و پرورش بازيكنان در تيم بسكتبال دانشگاه ممفيس است، مى گويد: «اين روزها تعداد بازيگران پست گارد رأس كه تخصص در گلزنى هم دارند ، بيش از پيش شده است و از اين نسل و رده، زياد مى بينيد ، حال آن كه در دوره جان استاكتون و مارك جكسون اين ويژگى رايج نبود و ابتدا از گاردها فن اداره مسابقه را مى خواستند. رز به نسل جديد تعلق دارد كه هم بازيساز هستند و هم هجومى و گلزن.»
همان طور كه قبلاً گفتيم، فقط در موارد زمان الحاق «رز» به «A.B.N» ترديد وجود دارد وگرنه در اين كه او بازيكن اين ليگ و در اين عرصه كاملاً موفق خواهد شد، شكى به چشم نمى خورد، استريك لند از آنها است كه در اين مورد كاملاً مطمئن است و به اين خاطر مى گويد :« دريك رز تركيب و نوع خاصى از يك بازيكن پست گارد رأس و كسى است كه مى تواند در ميدان بسكتبال به هر كار غيرممكنى دست بزند. او درعين اين كه در كارش مدبر و مدير است گرايش محسوسى به گلزنى هم دارد و هر موقع كه به سمت سبد برود اتفاق بدى در انتظار رقيب است.بارها گفته شده كه شرط لازم براى بازيكنان پست گارد، داشتن خصلت هاى كلاسيك و سنتى اين رشته است ولى رز به رغم داشتن اين نياز از خصوصيات مدرن هم بى بهره نيست، يقين دارم او يكى از بهترين هاى « A.B.N» خواهد شد.
*غيرقابل پيش بينى
با اين حال ، از هم اكنون نمى توان پيش بينى كرد كه «رز» از كدام تيم اين ليگ سر در خواهد آورد. شايد ممفيس گريزليز انتخاب مناسبى براى او باشد، زيرا از همان شهرى مى آيد كه رز اينك در آن مستقر است ، اما «Draft» (يارگيرى هاى پيش از آغاز فصل) در اين ليگ قواعد ويژه خود را دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |