پنجشنبه ۲۷ دى ۱۳۸۶ - ۸ محرم ۱۴۲۹
Thu, Jan 17, 2008
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
پيروى صرف از دستورات، مسئوليت پذيرى نيست
پيروى صرف از دستورات، مسئوليت پذيرى نيست
مسئوليت پذيرى را بايد از كودكى آموزش داد
342117.jpg
] شهلا شريفيان[

آموزش مسئوليت
آموزش مسئوليت پذيرى، با ارزش ترين هديه اى است كه مى توانيم به فرزندانمان ارزانى داريم. با چنين آموزشى آنها قادرند از خود مراقبت كنند، تجربه كسب كنند و انعطاف پذير شوند. آنان به عزت نفس، خلق و خوى نيكو و مجموعه اى از هدف ها و ارزش ها نياز دارند و براى رسيدن به اين اهداف لازم است كودكان توانايى پذيرش مسئوليت داشته باشند.
حال ببينيم كه مسئوليت چيست و چگونه مى توانيم كودكانمان را مسئول پرورش دهيم. واژه مسئوليت از لحاظ لغوى به معنى توانايى پاسخ دادن و در عرف عام به مفهوم تصميم گيرى هاى مناسب و مؤثر است. پاسخ مناسب و مؤثر، پاسخى است كه كودك را قادر مى سازد تا به هدف هايى كه موجب اعتماد به نفس او مى شوند دست يابد يا به تقويت آنها بپردازد. تصميم گيرى مناسب در چارچوب هنجارهاى اجتماعى و انتظارات خانواده و چه بسا جامعه از اوست، پس اتخاذ تصميم بجا و مناسب موجب ايجاد روابط انسانى مثبت، افزايش ايمنى و موفقيت و آرامش و آسايش وى مى شود.
كودك زمانى فردى مسئول به شمار مى آيد كه با در نظر گرفتن هدف هاى خويش و نيازهاى سايرين مانند افراد خانواده، مدرسه و جامعه عمل كند. والدين بايد كودك را يارى دهند تا او به اين ارزش ها برسد. والدينى كه كودكان خود را با حس مسئوليت پذيرى بزرگ مى كنند، به موفقيت هايى دست خواهند يافت كه آينده كودكشان را تضمين مى كند. كودكى كه با حس غيرمسئولانه و انتقادى بزرگ شود، اعتماد به نفس كمترى خواهد داشت. او به همه چيز با ديد منفى مى نگرد و در واكنش هاى خود و نحوه واكنش ديگران به خود پاسخ هاى غيرمنطقى خواهد داد.
يكى از مشكلاتى كه كودكان در يادگيرى مسئوليت دارند آن است كه برخى اوقات تا زمانى كه به پاداشى كه سايرين قولش را به آنان داده اند نرسند به خشنودى درونى و شخصى دست نمى يابند. پس لازم به تذكر است كه به آنان آموزش داده شود كه همه پاداش ها را بلافاصله نمى توان دريافت كرد. به تدريج آنان پى مى برند كه انجام مسئوليت و احساسات خوش ناشى از آن، به هم وابسته اند. در آن هنگام است كه نياز آنان به پاداش هاى بيرونى (نظير جايزه و تأييد ديگران) كاهش مى يابد.
مسئول بودن، به اين معنى است كه كودك ناگزير خواهد بود تصميماتى بگيرد كه زحمت دارد. بنابراين كودكى كه از وى خواسته مى شود وظايفى را انجام دهد، ممكن است اغلب مجبور شود كه آن كارها را به جاى فعاليت ديگرى كه سرگرم كننده يا خوشايندتر است انجام دهد و اين كار موجب بلاتكليفى يا دلخورى او از پذيرش مسئوليت هاى آتى شود. در اين زمان والدين بايد به كودكان بياموزند كه چگونه دست به انتخاب هايى بزنند كه حتى ممكن است با انگيزه آنى، يا خوشحالى لحظه اى تعارض داشته باشد. بسيارى از كودكان خردسال رفتارهايى را بروز مى دهند كه در پى انگيزه آنى و زودگذر و ناشى از احساس ايمنى و اطمينان است. احساس امنيت، كودك را بر آن مى دارد تا بى آن كه نگران پيامدهاى دردناك باشد احساساتش را ابراز كند.
مسئوليت امرى ارثى نيست بلكه بايد از طريق تجربه آموخته شود و اين حس زمانى در كودك پديد مى آيد كه به او مسئوليت داده شود، اثربخشى و بازخورد پاسخ هاى خويش را دريافت كند و در زمينه راه هاى گوناگون كه در ساير موقعيت ها مناسب هستند اطلاعاتى داشته باشد.
مى توان چيزهاى زيادى از اشتباهات آموخت اما فرد چنانچه از كودكى نتواند ياد بگيرد كه چرا كارش اشتباه بوده، يا به جاى آن چه كارى مى توانست انجام دهد، هرگز نمى تواند پيشرفت كند. پس براى كمك به كودكان در ابراز حس مسئوليت طى دوره كودكى و نوجوانى، والدين بايد همچنان كه درباره انتظارات خويش صراحت و ثبات دارند، بردبار و شكيبا نيز باشند.
رفتار مسئولانه كودكان مى تواند قابليت آنها را براى تصميم گيرى هاى مؤثر از زمانى به زمان ديگر و از كودكى به كودكى ديگر تغيير دهد. براى آموزش اين امر مهم كودكان بايد هرچه زودتر و تا حدامكان هرچه بيشتر فرصت هاى تصميم گيرى داشته باشند. آنان ممكن است به علت بى تجربگى، كمى سن و عدم اعتماد ديگران به آنها، اين مرحله از تكامل را بدون هيچ تجربه اى پشت سر بگذارند.
ترديد شخصى كه در تصميم گيرى و مسئوليت پذيرى در يك امر كوچك قادر به انتخاب نيست، سايرين را ناگزير مى سازد كه مسئوليت انتخاب كردن را به عهده بگيرند. اغلب اوقات، انگيزه والدين اين است كه كودكان قادر نيستند آنچه را كه مى خواهيم به آنان بياموزيم، فراگيرند. كودكان در اين مواقع آنقدر ابراز رنج و ناراحتى شديد مى كنند تا سرانجام خودمان مسئوليت انجام كارشان را برعهده مى گيريم. با اين كار فرصت يادگيرى را از آنان مى گيريم و آنچه را كه موجب تكامل كفايتشان مى شود از دست مى دهند و ديگر مسئوليت انجام وظيفه اى كه از آنان انتظار مى رود را نخواهند داشت. پس والدين بايد تحمل داشته باشند، عملكرد فرزندشان را آن طور كه واقعاً هست ارزيابى كنند و تصميماتى بگيرند كه با نيازهاى كودك سازگار است. والدين الگوى مسئوليت پذيرى به حساب مى آيند؛ والدين غيرمسئول نمى توانند مسئوليت پذيرى را به كودكان خويش بياموزند. والدينى كه سايرين را مسبب مشكلات خويش مى دانند متزلزل اند، فراموش كارند، بازيچه ديگران قرار مى گيرند و از سايرين مى خواهند كه به جاى ايشان تصميم بگيرند. آنان براى كودكان خويش الگوى بى مسئوليتى محسوب مى شوند و نمى توان مسئوليت را به كودكانى كه والدين شان غيرمسئولانه عمل مى كنند، آموخت.
كودكان با مشاهده طرز رفتار پدر و مادر با يكديگر، مسئوليت پذيرى را فرا مى گيرند. چنانچه والدين در قبال هم احساس مسئوليت كنند و روش آزادانه، صادقانه و صريح در خانواده حكمفرما باشد، فرزندان بسيار آسان تر عهده دار مسئوليت مى شوند. كودكانى كه مشاهده مى كنند والدين شان تعارض ها را به شيوه اى مسالمت آميز حل مى كنند، همان رفتار را الگوى خويش قرار مى دهند. اگر انتظارات والدين از كودكان قاطع و صريح باشد پيوسته برحسب نتايج رفتار آنان عكس العمل نشان دهند، رفتار شايسته شان را با پاداشى تقويت كنند و به وعده هاى خويش وفا نمايند، كودكان معتقد خواهند شد كه مسئوليت پذير بودن فضيلتى محسوب مى شود.
چه زمانى مى توان گفت، كودكان مسئول بار آمده اند
اينكه كودكان صرفاً از دستورات خوب پيروى مى كنند، مسئول بودن به شمار نمى آيد. مسئول بودن به اين معنى است كه كودك با توجه به تجربه خويش و آگاهى از انتظارات والدين و مربى موقعيت ها را ارزيابى كند و به طور مستقل تصميم بگيرد تا براساس آن به انتخابى شايسته دست بزند. والدين و معلمانى كه دائم به كودكان دستور مى دهند و از اين كه مى بينند آنان دستوراتشان را اجرا مى كنند، به خود مى بالند، لزوماً نحوه مسئول بودن را به كودكان ياد نمى دهند. كودكى كه مسئوليت پذيرى را آموخته است، ويژگى هايى دارد.
- وظايف تعيين شده خويش را بدون نياز به يادآورى انجام مى دهد.
- براى آنچه انجام مى دهد، علت هاى منطقى دارد.
- از بين راه هاى مختلف، راهى را كه زودتر به جواب و به هدف برسد برمى گزيند.
- آنچه را كه قول انجام دادنش را مى دهد، به پايان مى رساند.
- بدون جر و بحث زياد، به محدوديت هايى كه والدين برايش قائل مى شوند احترام مى گذارد و آنها را رعايت مى كند.
تنبيه نابجا به شخصيت كودك لطمه مى زند
342120.jpg
] محمد ناظمى ندوشن [

تنبيه به معنى هوشيار ساختن و بيدار كردن است. اگر از اوليا و يا معلمين در مدارس سؤال شود تنبيه كودك درست است يا نادرست، اغلب در جواب خواهندگفت نادرست است.
اين موارد ازجمله عواقب و مضرات تنبيه است.
تنبيه اعتماد به نفس و روحيه خلاقيت و نوآورى و ابتكار را در كودك از بين مى برد.
تنبيه كودك را به سمت دروغگويى و پرهيز ازحقيقت مى كشاند. دروغگويى بر خلاف راستگويى چهره جامعه را مخدوش مى كند و به زندگى نيز آسيب جبران ناپذيرى مى رساند.
افراد دروغگو هركارى انجام مى دهند و مسئوليت كار خود را به عهده نمى گيرند.
تنبيه به عزت و احترام و شخصيت كودك لطمه مى زند.
امام صادق (ع) مى فرمايد: اول بايد شخصيت را نابود كرد و بعد گناه كرد. تمام قتل ها، غارت ها، ظلم ها، جنايت ها و درگيرى ها از بى شخصيتى انسان ناشى مى شود.
تنبيه، كودك را پرخاشگر بار مى آورد و نافرمانى، لجبازى، سرپيچى و اضطراب را در كودك افزايش مى دهد.
به جاى تنبيه مى توان:
- خطاى او را غيرمستقيم به او گوشزد كنيم.
- براى مدتى به او بى اعتنايى كنيم و اگر عذر خواست عذر او را بپذيريم.
- او را به طور موقت از آنچه دوست دارد محروم كنيم.
- تا وقتى ناراحت و عصبى است، با او صحبت و مجادله نكنيم.
- تكاليف سنگين به كودك ندهيم.
- به تغذيه او توجه كنيم.
- از درگيرى لفظى با او پرهيز كنيم.
- او را از رفتار ناشايست آگاه كنيم.
- شرايط لازم را براى تخليه انرژى او درنظر بگيريم.
- براى پرورش روح و جسم همت كنيم.
- جذبه و قاطعيت در خانه لازم است، ولى والدين بايد بر خود تسلط داشته باشند و با قاطعيت در مقابل خواسته هاى نامعقول كودك ايستادگى كنند و تسليم نشوند. بالاخره اين كه سرحرف خود بايستيم و بى تابى نشان ندهيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |