] حسن خسروى/ مدرس علوم قرآنى ]
براى آن كه عزادارى ما در ماه محرم با خلوص و صفاى بيشترى همراه باشد و اتحاد و انسجام پرشور و بامعنويتى داشته باشيم لازم است به عنوان عزاداران راستين حسينى برخى نكات را در جهت عزت و عظمت هرچه بيشتر شيعه و راهروان راه ابا عبدالله الحسين(ع) رعايت كنيم. در سرمقاله زير سعى شده است تحليلى بر مبناى مشاهدات شيوه عزادارى به دست داده و در جهت تصحيح و تلطيف اين شيوه ها تلاش شود.
|
|
|
با عنايت به لزوم اتحاد و انسجام و همدلى ميان آحاد مردم، لازم است افرادى كه علاقه مند به برپايى تكيه و چادر عزادارى هستند، ترتيبى اتخاذ نمايند كه چادر و تكيه آنان اول از همه موجب سد معبر و راه بندان نشده و حتى الامكان هيأت خود را با هيأت هاى مجاور ادغام نمايند تا از پراكندگى بيش از حد تكيه ها و دسته هاى عزادارى و مجالس سوگوارى پرهيز شود. متأسفانه بعضاً مشاهده مى شود كه از روى رقابت، چشم و هم چشمى و يا احساسات مقطعى عده اى اقدام به تشكيل هيأت و برپايى تكيه مى كنند در حالى كه افراد شركت كننده در آنها هم زياد نيستند كه اين امر زيبنده مجالس اهل بيت نيست. مثلاً در يك كوچه مشاهده مى شود كه سه يا چهار هيأت برقرار است در حالى كه در هر كدام از آنها تنها ۱۰ يا ۲۰ نفر بيشتر حاضر نيستند كه اين امر مطلوب نمى باشد و بهتر است همه دست در دست هم بيشتر در فكر اتحاد و معنويت باشيم تا تكروى و پراكندگى. چرا كه دست خدا با جماعت است. در حقيقت مشكل ما اين نيست كه چرا دسته و تكيه و هيأت زياد نداريم بلكه مشكل در اين است كه ما نياز به معرفت و معنويت داريم كه بايد برويم به آن برسيم. در برپايى تكيه و چادر و هيأت عزادارى بايستى تمام جوانب مادى و معنوى و محيطى كار را در نظر گرفت چرا كه هر كدام از اينها در جاى خود مهم و تأثيرگذار هستند. آسايش مردم، جمعيت، رفت وآمد خودروها، دسترسى افراد و... از جمله مواردى است كه در برپايى هيأت و تكيه مى بايست بدانها توجه خاص شود.
لازم است تكيه ها، حسينيه ها و چادرهاى عزادارى با پارچه ها، نوشته ها و مضامين آموزنده و منطبق با واقعيات ماجراى كربلا تزئين شوند و از نصب هرگونه عكس تحت عنوان تمثال حضرت عباس(ع)، چهره امام حسين(ع) و... جداً خوددارى شود.
متأسفانه ديده شده در سال هاى اخير، برخى افراد ساده لوح و بعضاً سودجو از اعتقادات مردم سوء استفاده كرده و اقدام به كشيدن تصوير حضرت ابوالفضل العباس(ع) در حالت هاى مختلف مى كنند كه هيچ كدام از اينها درست نيست و لازم است نيروى انتظامى، شهردارى و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى با اين قبيل مؤسسات و مراكز فرصت طلب برخورد قاطع نموده و از تحريف واقعيات و بى احترامى ها به ساحت مقدس اهل بيت و جريحه دار كردن احساسات و عواطف و ارادت مردم جلوگيرى نمايند. به طور نمونه آقايى را ديدم كه عكس ها و پوسترهاى امام حسين(ع) را در كنار خيابان و در پياده رو مى فروخت. خوب كه دقت كردم ديدم جالب است، عكس هاى امام حسين(ع) همه با هم فرق مى كنند، در حالى كه اگر از كسى عكسى وجود داشته باشد بايد با بقيه عكس ها و نسخه هاى آن هم يكى باشد، پس چرا در اين تصاوير، چشم ها، ابروها، حالت پيشانى و... با هم تفاوت دارند آيا اين بى احترامى نيست آيا اين سودجويى نيست آيا اين خدشه دار كردن حرمت ائمه معصومين(ع) نيست برخى مردم عوام هم اين عكس ها و پوسترها را مى خرند روى اعتقادات و علاقه، در اتاق و جاهاى مختلف نصب مى كنند كه خود حكايتى ديگر دارد.
يك چيز ديگرى كه در ساليان اخير باب شده، نصب داربست بر سردر كوچه ها و ابتداى خيابان هاى فرعى است كه هيأت ها در آن قرار دارند و متأسفانه روى اين داربست ها به ابعاد بزرگ، پارچه هاى نقاشى شده از تصاوير امام حسين(ع) و حضرت عباس(ع) و... كار شده است. ديدم فردى به اتفاق خانواده اش با ظاهرى نامناسب كنار داربست مثلاً نزد عكس حضرت عباس(ع)، ايستاده اند و دارند عكس يادگارى مى اندازند. آخر اين چه عزادارى است اين ديگر چه نوع ابراز علاقه است
انگار كه هركسى داربست و پارچه هايش بزرگتر باشد بهتر است مسلم است كه اينها ملاك قبولى عمل نيست. بايد درون هيأت ها از هرگونه زرق و برق و اسراف كارى خالى باشد. داخل تكيه ها بايستى ساده و بى آلايش باشد. تزئينات به گونه اى باشد كه شور و حال حسينى و عزادارى به انسان دست بدهد، حال خوش كربلايى شدن را به آدمى القا نمايد، نه اينكه وقتى وارد هيأت مى شويم، انواع لامپ هاى چشمك زن و پارچه هاى شلوغ و رنگارنگ و عكس هاى متنوع ما را از فضاى اصلى كار دور كند.
در تكيه ها مى بايست موضوعاتى از قبيل: نور، آب خورى، دستشويى، صدا، تهويه، سرمايش، گرمايش، نكات ايمنى (كپسول آتش نشانى، درب خروج اضطرارى) و... به دقت مورد عنايت قرار گرفته و به آسايش و آرامش خانواده ها و بچه ها توجه ويژه شود.
بهتر است براى تزئين ديوارها، قطعاتى از زيارت عاشورا همراه با معنى نصب شود. زندگينامه امام حسين(ع)، رويدادهاى ماجراى كربلا، نكات اخلاقى آموزنده و... در جاهاى مختلف به صورت قابل فهم، ساده و زيبا و خلاصه درج شود.
نظم و انضباط
لازم است مسئولين دسته ها و هيأت هاى عزادارى از ايجاد مزاحمت براى مردم جداً پرهيز كنند. هيأت را رأس ساعت مقرر مثلاً ۸ يا ۹ شب شروع نمايند و حداكثر تا ساعت ۱۱ يا ۱۲ شب پايان دهند مگر شب هاى تاسوعا و عاشورا و شب يازدهم كه مى بايست بيشتر به عزادارى و كسب معرفت بپردازيم. رعايت حال مردم، سالخوردگان، كودكان، افراد مريض و... كه در اطراف ما هستند بسيار مهم است. نكند كارى كنيم كه مورد لعن و نفرين ديگران واقع شويم.
آنچه مسلم است نشانه ارادت هر هيأت و دسته عزادارى به امام حسين (ع) تعداد باندهاى اكو و تعداد نفرات و تعداد زنجيرها و يا پرچم هاى آن نيست، بلكه ارادت و خلوص دل و صفاى باطن و نيت پاك و دل بى كينه است كه خريدار دارد. وگرنه براى امام حسين (ع) واقعاً چه فرقى است بين هيأتى كه اكو، موتور برق و وسايل و لوازم زياد دارد با هيأتى كه هيچ ابزارى ندارند و فقط سينه مى زنند و با حال خود عزادارى مى نمايند. امام حسين دنبال دلسوخته مى گردد. او به دنبال حال خوش است نه زرق و برق ظاهرى.
بهتر آن است دو يا سه ساعت زمان برگزارى هيأت، اين گونه صرف شود: يك ربع تلاوت قرآن، يك ربع بيان احكام و مسائل دينى و شرعى، يك ربع زيارت عاشورا، نيم ساعت سخنرانى و ۴۰ دقيقه هم عزادارى و ذكر مصيبت و سينه زنى و نيم ساعت هم صرف غذا و اختتاميه.
تكليف زنان و دختران
حضرت زينب (س) و مادر بزرگوارشان حضرت فاطمه (س) الگوهاى راستين و حقيقى براى زنان جامعه بشرى به شمار مى روند. پس چه بهتر زنان و دختران ما بويژه در ايام محرم كارى كنند زهرايى و زينب وار و به گونه اى در عزادارى ها شركت نمايند كه حضرتشان راضى باشد. نكته مهم و اساسى حفظ حجاب است و اين كه خانم ها در معرض گناه و نگاه هاى آلوده قرار نگيرند.
هرچه قدر دختران و خانم ها به اين نكته حساس تر باشند، قطعاً فضاى معنوى بيشتر بر عزادارى ها حاكم خواهدشد.
ديده شده است كه متأسفانه برخى خانم ها و دختران ساعت ها قبل از آن كه دسته هاى عزادارى به كوچه و خيابان ها بيايند، اين ها زودتر در پياده رو و كنار معابر اطراق مى كنند و شروع مى نمايند به صحبت كردن. وقتى خانم ها در كوچه و خيابان دور هم اينگونه جمع مى شوند، حضور شيطان هم پررنگ تر مى شود و شيطان وارد معركه گشته و توصيه مى كند كه كمى هم در مورد فلانى، يا فلان همسايه و فلان موضوع صحبت كنيم. از خواستگارى و طلاق افراد گرفته تا خريد اجناس و پوشش فلان كس و... و خلاصه سخن گل مى اندازد و بحث ها داغ مى شود و بعضاً آن چيزهايى كه نبايد گفته شود در چنين ايامى گفته مى شود و درواقع آمديم صواب كنيم با غيبت و تهمت و ناحق گويى و... كباب مى شويم. چرا چون شيطان همنشين ما شده است. پس مى بينيم كه نكته خيلى حساس است و بايد مراقبت كرد.
نكته ديگر در اين باب، راه افتادن دختران و خانم ها به دنبال دسته ها و حركت در طول مسير و داخل پياده روها مى باشد كه صورت خوبى ندارد. چرا كه ما اساساً چيزى به نام تماشاى دسته نداريم. تماشاى دسته شده دستاويز يك عده كه از خانه بيرون زده و هوايى بخورند و آخر الامر هم معلوم نمى شود كه اين هواخورى عواقب يا محاسنى براى محرم دارد! !
غيرت و حساسيت به نواميس بايستى سبب شود كه زنان و دختران ما به واسطه تماشاى دسته و مطالبى از اين قبيل در معرض انواع خطرات و تيرهاى شيطان قرار نگيرند. بنابراين بهتر است كه خانم هاى بزرگوار و دختران عزيز، در مكان هايى امن مانند مساجد حاضر شده و با صفاى دل و جان و بدون مزاحمت نامحرمان به عزادارى بپردازند. برخى از بانوان محترم هم با وضعيت ظاهرى نامناسبى در كوچه و خيابان ظاهر مى شوند كه در شأن يك شيعه اهل بيت و يك عزادار حسينى نيست.
طبيعى است كه آرايش زنان و پوشيدن لباس هاى نامناسب آن هم در ايام محرم، دل هر مؤمن آزاده اى را به درد مى آورد. برخى افراد نادان و غافل ماشين هاى خود را به شكل و شمايل مثلاً عزادار درمى آورند و شيشه ها را گلى مى نمايند و يا جملاتى روى آنها مى نويسند كه كار شايسته اى نيست.
تكليف مردان و پسران
مردان و پسران جامعه ما، حالتى سنگين تر از زنان در ايام ماه محرم و صفر دارند. لازم است آنان اهل و عيال و بانوان را بيش از پيش با مفاهيم سازنده مكتب عاشورا آشنا كرده و اجازه ندهند كه حريم خانوادگى شان دچار آسيب و زيان گردد. لازم است مردان و پسران در اين ماه پرعظمت، مراقب نگاه ها، زبان، فكر و اعمال خود باشند تا خداى نكرده وسوسه هاى شيطان آنان را به انحراف نكشاند. انجام اعمالى از قبيل جمع شدن سر كوچه ها و خيابان ها، حركت گروهى در مسير عزاداران به صورت تفريحى، مانوردادن با انواع موتوسيكلت در مقابل ديدگان زنان و دختران، تفريح دسته جمعى با خودرو و مانوردادن دركوچه ها و خيابان ها آن هم با صداى بلند ضبط، ايجاد سدمعبر، به كار بردن كلمات ناشايست، آرايش نامناسب ظاهرى، اتلاف وقت و... همگى مواردى خطرناك هستند كه به هيچ وجه شايسته يك جوان و مرد مسلمان و دوستدار اهل بيت نيست و مى بايست جداً از آنها پرهيز كرد.
مداحان و سخنرانان
لازم است مداحان گرامى و ذاكران اهل بيت (ع) از خسته كردن افراد بپرهيزند و حال و موقعيت مجلس را درك نمايند. برخى در مجالس مذهبى آنقدر مى خوانند و آنقدر سينه مى زنند كه آخرالامر همه خسته و كوفته شده و ديگر ناى صحبت و حركت ندارند.
مداحان بايستى از خوار و ذليل جلوه دادن خاندان عصمت و طهارت (ع) شديداً پرهيز نمايند. فرق زيادى است بين مظلوميت و خوار و ضعيف بودن. ما بايد با اشعار و مطالب خود، ابعاد مظلوميت و حقانيت اهل بيت را پررنگ كنيم و ظلم و بى عدالتى دشمنان رامتذكر و يادآور شويم. نه اين كه بعضاً با اشعار و روضه هاى بى محتوا، بدون سند و بعضاً ساختگى ، اهل بيت را ناتوان و ذليل جلوه دهيم كه اين موجب بى احترامى به ساحت مقدس و ملكوتى آنان مى شود.
محبوبيت يك مداح در اين نيست كه جمع زيادى را به هر قيمتى به گريه بيندازد. هم چنان كه برخى مداحان جوان و ناشى و كم سواد خود را به در و ديوار مى زنند تا قطرات اشكى از حاضران بگيرند، بلكه هنر يك مداح آن است كه شعرش و روضه اش آگاهى دهنده و بيداركننده و از اعماق وجودو خلوص نيت باشد. روضه بايد ابتدا و انتها داشته باشد، مقدمه و مؤخره داشته باشد ، روضه و مرثيه بايد هشداردهنده و آموزنده باشد، روضه بايد به دور از اغراض و اميال شخصى باشد، با آگاهى و مطالعه و فهم و مطابق تاريخ و اسناد محكم باشد. در يك مجلس عزادارى، شاهد بودم كه مداح محترم مى گفت در هنگامه شهادت امام على (ع)، امام حسن و امام حسين(ع) آمدند كنار پيكر پدر نشستند و حضرت زينب هم آمد، بچه ها دعا مى كردند، گريه مى كردند، حضرت زينب (س) دستان كوچك خود را به سوى آسمان بلند كرده بود و براى حال پدر دعا مى كرد و ...
مجلس كه تمام شد گفتم آقاى مداح عزيز! آيا هيچ مى دانى كه حضرت زينب در زمان شهادت حضرت زهرا(س) چند ساله بوده اند گفت نه. گفتم در آن هنگام حضرت زينب در سال ۱۱هجرى قمرى حدوداً ۶ ساله بودند و در سال چهلم (۴۰) هجرى قمرى كه امام على(ع) به شهادت رسيدند، ايشان حدود ۳۵ سال سن داشتند. حال چطور مى شود كه يك زن ۳۵ ساله دستان كوچولو داشته باشد كه شما در روضه تان ذكر كرديد !
پس پيداست كه موضوع توسط مداح محترم به خوبى درك نشده است. خلاصه ايشان كلى عذرخواهى كرد و از ما تشكر نمود كه اين نكته ظريف را برايش روشن ساختيم. ديگر آنكه مداح نگاه مادى به قضيه نداشته باشد و براى خودش به قول معروف كلاس نگذارد و دفتر و دستك و نوچه راه نيندازد و از خط و مدار خدمت خالصانه به اهل بيت خارج نشود و خود را فانى در راه آنها ببيند.
متأسفانه ديده شده برخى مداحان ، اشعارى با سبك آهنگ هاى نامناسب مى خوانند و نام اين كار نادرست خودرا جوان گرايى و جوان پسندى مى گذارند و در مقابل آنها، سينه زنان هم به طرز عجيبى سينه مى زنند و بالا و پائين مى پرند و حركاتى از اين قبيل كه با روح يك عزادارى با خلوص نيت و بى آلايش اصلاً سازگار نيست و با تأسف بسيار اين قبيل سبك ها به سرعت رشد و گسترش مى يابد و بعد مى بينيم كه جلسات عزادارى آن روح معنوى و صفا و تقوا را ندارد. عده اى هم دور و بر برخى مداحان بازارگرمى مى كنند و خلاصه فضاهاى عجيبى به تصوير كشيده مى شود. آنچه كه مسلم است از يك مداح نبايد بت ساخت كه همه در خدمت او باشند و هرچه مى خواهند انجام دهند. همه اينها بايد در خط اهل بيت باشد. قربت الى الله باشد، براى رضاى خدا باشد و كار مداحى آلوده به نفسانيات و شهرت طلبى و دنيوى نباشد وگرنه جز آزردگى دل اهل بيت چه دستاوردى خواهيم داشت !
نبايد فراموش كرد كه مكتب عاشورا و حماسه حسينى درميان تمام درس هاى بزرگ و انسان ساز خود ۴ پيام مهم را در بر دارد كه مداحان بايستى آنان را به خوبى تبيين نمايند.
۱-آزادگى ۲- امر به معروف و نهى از منكر ۳- نماز اول وقت ۴- رضاى الهى و ايثار. برخى مداحان آنقدر شيفته كار خود شده اند كه مثلاً بليت هواپيما حتماً بايد درب منزل آنها تحويل شود، پول (حق الزحمه) آنها قبلاً به حساب بانكى پرداخته شده باشد، راننده و آژانس سر ساعت به دنبال شان بيايد و هتل و پذيرايى كامل باشد و... واقعاً اهل بيت چنين مداح بى اخلاصى را مى خواهند چه كنند كه غرق در ظواهر و زرق و برق ها و كاسبى ها شده است. نگاه پولكى به مداحى و نگاه مادى به آن كارى بس خطرناك است و نبايد اين فرصت براى عده اى ميدان تاخت و تاز مادى محسوب گردد. مداح بايد همواره خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خود ببيند و از اين وادى كلاهى مادى براى خود نبافد.
از سوى ديگر، سخنرانان محترم نيز وظيفه اى بس حساس و خطير دارند. سخنرانان بايستى وظيفه شناس، وقت شناس و آگاه به موضوع باشند. حوصله مردم را سر نبرند. كم بگويند و گزيده. از دل بگويند تا سخنانشان بر دل حاضران بنشيند.
سخنرانان در گفتار خود ملاحظه نوجوانان و جوانان را بنمايند. دقت كنند در مجلس وعظ و خطابه آنان چه كسانى نشسته اند، متناسب با سن و سال، فرهنگ ، دانش و سطح آگاهى افراد صحبت كنند. خودشان مطالعه لازم و كافى داشته باشند. مطالب را با زبانى ساده و بى پيرايه، شيرين و جذاب ، كاربردى ، با محتوا و عميق، معرفتى و آموزنده، با ذكر مثال ، داستان و لطايف ادبى ذكر نمايند.
سخنرانان به خاطر مسائل مادى از كيفيت جلسات خود نكاهند. ديده شده برخى سخنرانان براى آن كه در يك شب به چند مجلس برسند كار خود را بدون كيفيت اجرا مى نمايند و با عجله مجلس را ترك مى نمايند. كار و كيفيت سخنران نبايد با مبلغ يا پاكت پولى كه به او مى دهند ارتباطى داشته باشد. آنها بايستى تلاش نمايند مطالب مفيد و سازنده و آموزنده اى را به عموم مردم منتقل نمايند. سخنران لازم است مقتضيات زمان و مكان را درك كرده با مردم ملموس و بى پيرايه سخن گويد. آنان بايد كارى كنند كه مردم جذب مجلس عزادارى اهل بيت شوند. با مردم خوش رفتار و مهربان باشند، صبور و خوش كلام باشند. سخنرانان بايد به سؤالات نوجوانان و جوانان با دقت پاسخ دهند و دين و اهل بيت و جايگاه آنها را در چنين ايامى بهتر و با معرفت تر از گذشته و با زبانى خاص و هنرمندانه و پرجاذبه براى مردم بشناسانند.
سخنران نبايد دور از اجتماع مردم باشد و يا خود را خيلى برتر و عالم تر بداند. ميز سخنرانى، منبر وفضاى محل استقرار كلاً بايد به گونه اى تزئين شده باشد كه شنونده را جذب نمايد. استفاده از رنگ هاى مناسب، گل هاى مناسب و كلاً دكوراسيون مطلوب و حساب شده مى تواند بر اثر بخشى سخنرانى بيفزايد. سخنران مى بايست آموزش ارتباطات انسانى و فن سخنورى علاوه بر داشتن تخصص نسبت به موضوع مورد بحث را فراگرفته باشد. سخنران نبايد با كلمات مشابه، تكرارى و داراى معنى نزديك به هم ذهن مردم را خسته كند. سخنران مى بايست داراى آراستگى ظاهرى، متانت و وقار و عطوفت و چهره اى پرجاذبه باشد.
نذرى و خرج دادن
نذرى دادن، پخش و توزيع غذا و شربت و ... امر نيكو و پسنديده اى است كه مخصوصاً در دهه اول محرم رواج فراوانى دارد و طبيعى است كه معمولاً هركس با نيت خاصى اين امور را انجام مى دهد. بنابراين چه بهتر كه نذرى ما طورى تهيه و توزيع گردد كه اولاً حتى الامكان به دست محرومان و مستمندان جامعه برسد و ثانياً موجب اسراف كارى و هرج ومرج و به هم ريختگى مراسم و برنامه ها نگردد. هم چنين لازم است كه براى برآورده شدن حاجت و رفع گرفتارى هايمان طورى به درگاه الهى نذر و نياز كنيم كه اولاً توان انجام آن را داشته باشيم و ثانياً مدت آن را به گونه اى ذكر كنيم كه واقعاً مشكلات و سختى هاى ديگر را برايمان به دنبال نداشته باشد.
ثالثاً، نوع جنس نذرى طورى باشد كه با توجه به گردش ماه محرم در سال هاى شمسى، آن نذرى و غذا واقعاً براى همه قابل استفاده مطلوب باشد. مثلاً يك كسى نذر كرده بود كه ظهر عاشورا هر سال به فلان هيأت حليم بدهد.
خوب شما ملاحظه كنيد كه واقعاً خوردن حليم به عنوان ناهار آن هم مواقعى كه ماه محرم در تابستان گرم و آفتاب سوزان آن واقع مى شود در ظهر عاشورا چگونه است و چه حالتى دارد بنابراين بهتر است فرد نذركننده از ابتدا فكر همه جا را بكند و مراقبت نمايد كه همه چيز هماهنگ خوب و متناسب باشد.
عده اى هم متأسفانه آنقدر از اين طرف و آن طرف نذرى جمع مى كنند كه كارى پسنديده نيست چرا كه بايد اجازه دهيم اين نذرى ها اول از هر كسى به دست نيازمندان برسد. ديگر آن كه به كرات ديده شده افراد درون دسته هاى عزادارى با ديدن سينى هاى شربت نذرى و ميزهاى توزيع نذرى، از دسته عزادارى جدا شده و به طرز ناخوشايندى اقدام به نوشيدن و خوردن نذرى ها مى نمايند كه علاوه بر اختلال در نظم و انضباط دسته عزادارى، اسراف و پرخورى را در بردارد كه كار صحيحى نيست. بعضى اسم اين پرخورى خود را تبرك مى گذارند.
جالب است كه روز عاشورا، روز العطش كودكان اباعبدالله و خاندان و اصحاب ايشان مى باشد و عده زيادى در مقابل متأسفانه اين همه مى خورند و مى نوشند و آذوقه و نذرى جمع مى كنند. در صورتى كه در مفاتيح الجنان داريم كه بهتر است مؤمنين در اين روز (عاشورا) از براى خانه چيزى ذخيره نكنند و در خوردن امساك نمايند. پس چرا ما اين همه ظرف و قابلمه نذرى با توجيه تبرك جمع مى كنيم ! بياييد طور ديگرى اصيل و با معرفت عزادارى كنيم به گونه اى كه موجب توهين به عاشورا نشود.
شايسته است كه براى خودسازى، براى كسب معرفت، براى درك حال خاندان اباعبدالله (ع) در اين روزها (تاسوعا و عاشورا) كمتر بخوريم و كمتر بياشاميم و تصور كنيم كه اصحاب حضرت در آن روزها چه مصائب و مشكلاتى داشته اند و خود را در سختى و مصيبت آنان شريك بدانيم و شيعه خوبى برايشان باشيم.
چه خوب است براى هر بخش از عزادارى و كردار خود، قدرى با عقل و وجدان خويش خلوت كرده و ببينيم كه آيا فلان عمل و رفتار ما موجب خشنودى امام حسين(ع) مى شود يا ناراحتى حضرت بعد متوجه مى شويم كه چقدر از حركات و اعمال و كارهاى ما در ماه محرم مورد رضايت حضرت سيدالشهدا نيست.
شايسته است كه دقت نماييم بر اثر نذرى دادن و نذرى خوردن و عزادارى ما، شهرمان كثيف و آلوده و پر از ليوان و ظروف شكسته يك بار مصرف و آشغال نشود كه اين امر با روح عزادارى خالصانه در تعارض است. مراقب باشيم براى راحتى خورد و خوراك ما ديگران به زحمت و ناراحتى نيفتند.
ساير نكات
- درون دسته هاى عزادارى، افراد از كشيدن سيگار جداً پرهيز كنند و مراقب باشيم كه به اموال عمومى و شهرى آسيبى نرسد و همچنين حركت و مسير دسته هاى عزادارى طورى باشد كه كمترين مزاحمت را براى عبور و مرور مردم داشته باشد. از كارهاى نادرستى نظير علامت كشى و حمل علامت شديداً پرهيز شود چرا كه هيچ خيرى واقعاً در آن نيست و هيچ كجا توصيه به انجام اين كار نشده است. اين قصه و داستان علامت كشى هم خيلى جالب است چرا كه عده اى زير علامت را مراقبت مى نمايند تا نيفتد، عده اى هم در صف نوبت حمل علامت هستند و عده اى هم چپ و راست را مراقب هستند و خلاصه معلوم نيست چه كسى داخل دسته عزادارى مى كند. عده اى هم در اين آشفته بازار علامت كشى، زور بازو و اندام پرورشى خود را به رخ ديگران مى كشند و معلوم نيست اين وسط چه چيزى عايد امام حسين(ع) مى شود !
- از فيلمبردارى كردن دسته ها پرهيز شود تا حواس افراد پرت نگردد و بهتر است بگذاريم درگاه الهى خودش اين مراسم را فيلمبردارى كند. اين از همه چيز ماندگارتر است.
- از به كارگيرى آلات و ابزارهاى موسيقى نظير ارگ و... جداً پرهيز شود. امام حسين(ع) ارگ مى خواهد چه كند. كربلا خودش موسيقى عشق و ايثار است فلذا ديگر به موسيقى ما احتياجى نيست. موسيقى هم از آن مواردى است كه حواس افراد را پرت كرده و عده اى را مشغول خود مى كند كه خيرى در آن نيست.
- رقابت بر سر خريد انواع طبل هاى بزرگ و وسايلى از اين قبيل براى نشان دادن قدرت و عظمت يك دسته عزادارى، كارى اشتباه و دنيوى است كه بايد كنار گذاشته شود.
- در ظهر عاشورا خصوصاً مى بايست همه كارها را كنار گذاشت و نماز جماعت اول وقت را به جاى آوريم كه بسيار ضرورى و سازنده است.
- شايسته است در پايان هر مجلس عزادارى، به دعا و راز و نياز به شكلى خالصانه اهتمام ورزيم تا نتيجه مطلوبى از عزادارى خود بگيريم.
- متأسفانه مشاهده مى شود كه بعدازظهر عاشورا، همه خسته و كوفته به خانه هايشان مى روند و به استراحت مى پردازند و شهر و ديار سوت و كور مى شود و فكر مى كنيم كه همه چيز تمام شد و رفت. در صورتى كه تازه اول ماجراست و اصل عزادارى بايد بعد از عاشورا باشد.
مگر خاندان اباعبدالله بعدازظهر عاشورا خواب و استراحت داشتند كه ما مى رويم مى خوابيم. واقعاً اين چه طرز عزادارى است ! بياييد يك بار براى هميشه تصميم بگيريم كه كاستى هايمان در مورد محرم و صفر را برطرف كرده و يك عزادار راستين، با معرفت و خالص براى حضرت شان باشيم. آن وقت همه چيز رنگ و بوى الهى و حسينى به خود مى گيرد كه عجب طعم خوشى دارد. گواراى وجودتان. التماس دعا. خدايا شفاعت امام حسين(ع) را در روز قيامت نصيب مان بگردان. آمين.