] اميد بى نياز]
|
|
|
آئين هاى عاشورايى ريشه در اعتقادات مردم كشورمان دارند. اين آئين ها آنقدر گسترده هستند كه پژوهشى نه در حد مقاله و كتاب بلكه مجموعه كتاب هايى چند جلدى را مى طلبند. اغلب جهانيان سوگوارى و آئين هاى عاشورايى را با تعزيه مى شناسند. با اين حال آئين هايى همچون مقتل خوانى، مناقب خوانى، مناجات خوانى، چاووش خوانى، علم گردانى و ... از واقعه عاشورا تأثير گرفته اند و در طى اعصار و قرون توسط مردم برپا شده اند. محتوا و ساختار بسيارى از اين آئين ها به همديگر شبيه است. اما در مواردى نيز به تناسب شرايط اقليمى و جغرافيايى با همديگر تفاوت هايى دارند. با اين حال آنچه از مؤلفه هاى همه اين آئين ها پيداست، روايت تاريخى، مذهبى، معنوى و معرفت شناختى است. حس و شور و تكرار حماسه در درونمايه بسيارى از اين آئين ها به شيوه اى زيبايى شناختى به تفسير درمى آيد و متضمن بزرگ ترين آموزه هاى دينى و اخلاقى است. برپايى آئين باعث مى شود كه انسان با دلش به تفسير عشق بپردازد و ايثار، جوانمردى، ايمان، دادخواهى و ظلم ستيزى را با روح و ضمير تأويل كند. از سوى ديگر با نگاهى به آئين هاى عاشورايى به تعامل تاريخ با واقعه جانسوز كربلا پى مى بريم. به دغدغه شاعران برجسته پارسى و بيان اين واقعه با زبان شعر، به مورخان عاشقى كه دور از چشم حكام به ثبت اين واقعه مى پرداختند و مردم كه به عنوان روح شفاهى تاريخ در طول اعصار و قرون آمدند، رفتند و با گريه هاى خود، دل هايشان رابه محكم ترين تكيه گاه هستى و توسل به خاندان آل محمد(ص) سپردند.
* مناقب خوانى
مناقب خوانى گونه اى از ستايشگرى مذهبى و روايات حماسى، آئينى مذهبى و هنرى است كه به شكل تلويحى و ضمنى انجام شده است. منقبت خوان به لحاظ واژه شناسى تاريخى به مداح شيعه گفته مى شود. مناقب خوانان در مجالسى كه در مساجد يا تكايا برپا مى شد به منقبت خوانى مى پرداختند. براساس تاريخ منقبت خوانان مبلغان دينى و مذهبى بوده اند كه به نقل و صوت و مدح و بيت، ارادات خود را به امام حسين(ع) و خاندان عصمت و طهارت ابراز مى كردند.
منقبت خوانى با آغاز شعر پارسى شكوفاشد و به اين ترتيب بسيارى از آثار آوايى و شفاهى منقبت خوانى از كلام بافر و باشكوه شاعران برجسته ادب پارسى كه دلباخته خاندان عصمت و طهارت بودند، تأثير گرفت و در ميان مردم زمزمه شد. مدح رشادت هاى شهداى كربلا، جوانمردى هاى حضرت عباس(ع) و شخصيت الوهى و متعالى حضرت امام حسين(ع) در صدا و آواى منقبت خوانان به گوش مردم مى رسيد و دل هاى آنان را به سرچشمه معرفت گره مى زد.
پس از اين ايام مناقب خوانى جزو آئين هاى عاشورايى و نيايشى مردم شد و همواره با صوت و لحن زيبايى هاى معنوى و لفظى كلام نسل به نسل و سينه به سينه انتقال يافت. اشعار مدح و منقبت امام حسين(ع) و خاندان آل محمد(ص) از همان دوران سامانيان در كلام دلباختگان معصومين ظهور پيدا كرد و در زمان غزنويان و سلاجقه فراگير شد. با اين حال اين حكام بويژه غزنويان با اين آثار آئينى مخالفت مى كردند و اين اشعار در زمان آل بويه به اوج و شكوفايى رسيد و در زمان صفويه به شيوه اى منظم و پويا در ميان مردم رواج يافت. با اين حال در ادبيات عرب نيز شاعران مشهورى از جمله كميت ابن زيد اسدى، دعبل خزاعى و سيد حميرى، مدح و منقبت را رواج دادند و به اين ترتيب تاريخچه آئين مناقب خوانى با ادبيات عاشورايى و سابقه اى ديرين گره مى خورد.
هوشنگ جاويد نويسنده كتاب «مناقب خوانى» در بخشى از اين كتاب چنين مى نويسد: «گذشتگان ما فضيلت شنيدن و فضيلت ديدن را خوب مى دانستند، وقتى كه نگاه مى كنيم به گستره هاى نغمات آوايى در كشور خودمان، به يك اقيانوس بر مى خوريم، اقيانوسى كه از خليج فارس شروع مى شود و تا درياى خزر ادامه پيدا مى كند. منقبت نخل قد كشيده على(ع) است بر آسمان ايمان در طول تاريخ، گام هاى مرد عدالت، رادى وجوانمردى است در عصر پر از بيگانگى. منقبت صدايى است كه زنجير هاى ستم را از هم مى درد. منقبت، حكايت مردى را آواز مى دهد كه رنج، صيقلش مى داد، و در هر گام پر غرور و شكوهمندش چهره پر نيرنگ ستمگران را مى نماياند... و منقبت هرچند خيال، حقيقت است. شعر ترين شعر ايمان و ايقان است.
* مناجات خوانى
ذكر، ادعيه، ثنا و دعا و اشعار و آواهاى مذهبى كه در زمان برپايى مراسم عزادارى برپا مى شود، اشكال آوايى و نوعى نيايش عبادى و آئينى به خود گرفته است كه از ديرباز تاكنون توسط ذاكرين و ادعيه خوانان در مراسم مذهبى و آئينى خوانده مى شود و دل ها را متوجه توسل به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله و معصومين عليه السلام مى نمايد. مناجات خوانى به عنوان يك آئين در روحيه جوانمردى و پهلوانى، قهرمانان ايرانى تبلور يافته و در بسيارى از مراحل و مقاطع وسيله اى براى توسل به خاندان عصمت و طهارت است. عشق و ارادات به امام حسين (ع) و شهيدان كربلا همواره دل هاى مناجات خوانان را متوجه سرچشمه معرفت، پاكى، ايثار، از خودگذشتگى و جوانمردى مى كند.
آئين مناجات خوانى مثل تمام مراسم مذهبى و آئينى متأثر از واقعه عاشورا و شخصيت ملكوتى حضرت امام حسين (ع) است. آنچنان كه از دل تاريخ برمى آيد، قلب مبارك آن حضرت همواره با خداوند متعال بود و لحظه اى هم حجم سنگين زمان را به دل مبارك خويش راه نمى داد.
سالار شهيدان همواره در حال دعا و مناجات با خداوند بودند و دعا و توسل به ذات باريتعالى را به عنوان اصلى يگانه قرار داده بودند. يكى از معروف ترين دعاهاى آن حضرت، دعايى بود كه در ظهر عرفه در حالت خضوع و خشوع و به آرامى در حالى كه اهل بيت و فرزندانشان همراهشان بود، سمت چپ كوه صحراى عرفات اين دعا را خواندند. اين دعاى بزرگ كه به اعتقاد بعضى از مناجات خوانان، فى البداهه توسط آن حضرت خوانده شد، از زيباترين لحظه هاى راز و نياز معصومين با ذات احديت است.
مناجات خوانان با ذكر و دعا و ثناى سالار شهيدان دل ها را با ناب ترين و پاك ترين حالات معنوى مردم پيوند مى دهند و به اين شيوه توسل به مطمئن ترين منبع هستى را به مردم مى آموزند. آئين مناجات خوانى در كنار بسيارى از مراسم سوگوارى برپا مى شود. اين آئين باعث مى شود كه دل ها و ضمير مردم روشنى يابد و گريه هاى آنان در شب هاى دعا و نياز، روحشان را صيقل دهد و ايمانشان را به خاندان آل محمد (ص) مستحكم تر كند.
* نخل گردانى
نخل گردانى از جمله آئين هاى ويژه ايام عاشوراست كه در بسيارى از نقاط كشور برپا مى شود و در بعضى نقاط هم تفاوت هايى ميان شيوه برگزارى اين آئين با نقاط ديگر وجود دارد.
نخل گردانى و مشعل گردانى از آئين هاى سنتى خاص منطقه خراسان است كه به شكل مخصوصى اجرا مى شود. «نخل» در اصطلاح حجله مانندى است كه از چوب ساخته مى شود و با انواع پارچه هاى قيمتى، آينه و چراغ و گل و سبزه آراسته مى شود. نخل را در روز عاشورا به محلى كه مراسم روضه خوانى و تعزيه برپاست؛ مى برند.
همچنين يكى از آئين ها و مراسم ويژه ماه محرم كه در تمام نقاط يزد برگزار مى شود، آئين نخل بندى و نخل گردانى است. نخل از جنس چوب است و آن را به شكل برگ درخت و يا سرو مى سازند. معمولاً وزن نخل زياد است و جابه جا كردن آن نياز به كمك ده ها نفر دارد. نخل را به عنوان نمادى از تابوت شهداى كربلا مى شناسند و ريشه سنتى كهن دارد. مردم يزد در گويش محاوره اى به آن «نقل» مى گويند و معتقدند كه «نخل» يا «نقل» نشانى از قامت برافراشته شهداست.
دكتر «اسلامى ندوشن» مى گويد: با آن كه نخل هيچ شباهتى به درخت خرما ندارد، آن را با نام اين درخت مى نامند. شايد به علت آن كه اصلش از جنوب غربى و بين النهرين است. نخل شباهت بسيارى به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه يعنى جاودانگى و رشادت و زندگى اخروى و آزادگى كه يادآور روحيات و خصايل امام حسين (ع) است. همچنين اين مراسم بازتابى است از «نقل» حكايت كربلا.
مراسم نخل بندى و نخل گردانى در يزد بدين صورت است كه چند روز پيش از شروع ماه محرم، «باباها»ى (خادمان) ميدان شروع به تزيين و آذين بستن نخل مى كنند. آذين بندى نخل حداقل يك هفته طول مى كشد. در طول اين مدت، باباهاى ميدان، زيورآلات و وسايل مربوط به تزيين نخل را -كه قدمت آنها به دوره صفويه مى رسد- از انبار بيرون آورده و تمام روز را با پاهاى برهنه به اين امر مى پردازند. بستن نخل نياز به مهارت و سليقه خاص دارد و خادمان ميدان، شيوه هاى آن را از پدر و اجداد خود آموخته اند. آنها ابتدا بدنه نخل را با پارچه سياه مى پوشانند، آن گاه روى پارچه سياه را شمشيربندان مى كنند. براى اين كار، صدها شمشير و خنجر برهنه - بعضى از آنها جنس بسيار عالى دارد و نام سازنده آنها بر روى آنها نقر شده- را در دو رديف بر دو بدنه نخل مى بندند. به طورى كه هر دو طرف نخل، شمشيربندان مى شود و هيچ جاى خالى در آن باقى نمى ماند. سپس تزئينات ديگرى از قبيل آئينه هاى بزرگ قاب دار، منگله ها و دستمال هاى ابريشمى رنگى و زرى را در دو سوى نخل مى بندند و بر تارك آن جقه هاى فلزى از جنس فولاد و برنج و همرنگ آنها پرهاى طاووس يا ميوه انار مى گذارند و نخل را مكانى زيبا و خوشبو مى كنند. در داخل آن نيز زنگ هاى بزرگى را با طناب مى آويزند و بچه ها هنگام حركت، آنها را به صدا درمى آورند.
در روز بلند كردن نخل، ده ها تن از مردان محله، زير پايه هاى نخل رفته، آن را با عظمت تمام به حركت درمى آورند و چون جنازه اى باشكوه، آن را از ميان موج جمعيت عبور مى دهند. نخل گردانان نخل را تا مسيرى مى برند و يا آن را چند بار دور حسينيه محل مى چرخانند.
در اطراف يزد رسم بر اين است كه درختان را وقف مى كنند تا پس از كهنسال شدن، ساقه هاى آن را ببرند و نخل را مرمت كنند. نخل سازى صنعت ظريفى است كه همگان از عهده آن برنمى آيند. استادان اين رشته شيوه هاى ساخت آن را به ديگران مى آموزند. به دليل اهميت نخل و نخل گردانى در يزد، هم اكنون خانواده هايى در اين منطقه وجود دارند كه شهرت آنها «نخل بند» و «نخل ساز» است.
* چاووش خوانى
چاووش خوانى آئينى براى زيارت مرقد مطهر امام حسين (ع) و سفر عاشقان و دلباختگان آن حضرت به كربلاست. چاووش خوانان به همراه علامت و بيرق خود پيشاهنگان و راهيان سفر كربلاى معلى بوده اند و با آواها و نواهاى خود در كوى و برزن شوق زيارت مرقد امام حسين (ع) را در دل ها برمى انگيزند و در طول سفر زائران را همراهى مى كنند و در واقع همبستگان اين سفر زيارتى هستند. چاووش خوانان در مناسبت هاى ديگر همچون روز عاشورا نيز به چاووش خوانى مى پردازند و در سوگ امام حسين (ع) و ائمه معصوم (ع) اشعارى را مى خوانند.
چاووش خوانى در تمام نقاط ايران وجود دارد و هنگام سفر به هركدام از عتبات عاليات اين آئين اجرا مى شود. از مهمترين نمادهاى آئين چاووش خوانى بيرق سفر است.
زائران كربلا همواره بيرق سبز و سرخ برمى افرازند. هنگامى كه به كنار رود فرات مى روند، بيرق آبى را با دستان خود هدايت مى كنند. زائران هنگام سفر به مشهد مقدس و زيارت بارگاه حضرت امام رضا (ع) نيز بيرق آبى دارند. آئين چاووش خوانى از سويى بعد مذهبى و از سوى ديگر وجهه اى آئينى دارد. يكى از وجوه مشترك آئين چاووش خوانى ، مشترك بودن اشعار چاووش خوانان در مناطق ايران است. چاووش خوان همواره مانند يك خبردهنده است كه مردم را در حال و هواى اعتقادى و مقدسات قرار مى دهد. صداى چاووش خوانان زائران مشهد همواره پيش درآمد بانگ عاشقان غريب خراسان است و خاطره ايوان پرصفاى حرم، بوى عطر رواق ها، مسجد گوهرشاد و ... در يادها تداعى مى كند.
چاووش خوانان خود نيز در مقابل زائران وظايفى را تعريف كرده اند. اين وظايف مواردى از جمله يافتن منزل مناسب براى زائران، راهنمايى آنها و معرفى مكان هاى خريد و تهيه خوراك و ... را دربرمى گيرد. چاووش خوانان همچنين قبل از سفر در محلات حركت مى كردند تا به مردم نويد آماده شدن كاروان زيارتى را بدهند. آنان با اين كار همواره به مردم مى گفتند كه هركس قصد سفر دارد، آمادگى خود را براى ثبت نام اعلام كند. چاووش خوانان همواره مى كوشند كه اشعارى متناسب با حال و هواى زيارت كنندگان را بخوانند. اين اشعار گاهى از سروده هاى بزرگان ادب پارسى است، اما گاهى هم در ميان اشعار سروده هايى با لحن محاوره وجود دارد. با اين حال مضمون اشعار درباره حال و هواى زيارت كنندگان و اشتياق زيارت و همچنين توصيف حرم مطهر امام حسين (ع) و ائمه معصوم (ع) است.
آئين چك چكو
آئين چك چكو ويژه استهبان فارس و بعضى ديگر از شهرهاى اين استان تاريخى و كهن كشور است.
در اين آئين دسته عزاداران با لباس هاى سياه و شال هاى سبز در يك دايره دور حوض حلقه مى زنند و در فاصله يك قدم مى گردند، در ميان دست هايشان چوب هاى كوچكى وجوددارد. در ميانه مرثيه خوان ايستاده و مى خواند:
اين دل تنگم عقده ها دارد
گوييا ميل كربلا دارد
مردان سياهپوش چوب ها را به بالاى سر مى برند و بر هم مى سايند و با آهنگ مرثيه خوان تكرار مى كنند كز لبش جارى صوت قرآن است.
صداى چك چك چوب ها با صداى مرثيه خوان در هم مى پيچد.
آئين نمايشى چك چكو هر ساله در استهبان فارس در ظهر عاشورا برپا مى شود.
اين آئين شكلى سمبليك از اتفاقاتى است كه پس از شهادت سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) برپا مى شود. مردم اين شهر همسايه زاگرس معتقدند براساس روايت مورخين پس از شهادت امام حسين (ع) لشكريان يزيد به دستور شمر لعين با اسب هايشان بر جنازه شهداى كربلا مى تازند و آئين چك چكو، واكنش به سم كوبى اسبان اشقيا بر بدن هاى مطهر اوليا است.
آئين نمايشى چك چكو ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال پيش در شهر استهبان برگزار مى شده است. بيشتر اشعارش ثابت است و اشعارى كه انتخاب شده سنتى است و دهان به دهان نقل شده است.
گويندگان اين اشعار شاعران استهبان هستند كه در طى سال ها اين اشعار را سروده اند. چك چكو نوعى تعزيه و نمايش سنگ پرانى است. عزاداران دو چوب تراشيده كه از نوعى صندل تراشيده شده است را در مشت مى گيرند و براساس آهنگ شعر مرثيه خوان دست ها را بر بالاى سر مى برند و آنها را به هم مى كوبند و سپس خم مى شوند و سنگ ها را در ميان پاها بارديگر بر هم مى زنند و يك قدم به جلو مى روند. در اصل اين مراسم با برهم زدن سنگ برگزار مى شد ولى به دليل خورد شدن سنگ، چوب جايگزين شد.
اين مراسم نوعى آئين نمايش حالت نمادين دارد. اين آئين كه خاص روز عاشورا است، با حضور حداقل ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر اجرا مى شود.
* مقتل خوانى
واقعه جانسوز عاشورا و روايت آن در اشعار، سروده ها و آواهاى معنوى ومذهبى باعث شد تا آئين مقتل خوانى به وجود آيد. مقتل خوانى در بسيارى از نقاط ايران وجود دارد. اهالى خوزستان همراه با آئين مقتل خوانى به نواختن سازهاى بومى و مذهبى منطقه مى پردازند و در رثاى خونين شهداى كربلا به خلق نواهاى آئينى و سوگواره اى مى پردازند. در بعضى نقاط ايران هم مقتل خوانى معادل مجالس تعزيه است. كلمه مقتل در زبان عربى به معنى زمينى است كه كسى در آنجا كشته شده باشد. آئين مقتل خوانى آنقدر وسيع و گسترده است كه نوعى سبك تاريخ نويسى نيز به شمار مى رود. در واقع در دوره اى از تاريخ هر كتابى كه درباره واقعه كربلا نوشته مى شد، عنوان مقتل خوانى به خود مى گرفت.
گزارشگران حادثه كربلا و در مرحله نخست اهل بيت مظلوم و اسير و شهيدان آن حادثه عظيم، اولين مقتل خوانان تاريخ شيعه بوده اند و كسانى كه توانسته اند ديده ها و شنيده هاى خود را در مورد آن حادثه بر چهره كاغذ بنگارند اولين مقتل نويسان به شمار مى آيند.
حكومتگران ستمگر اموى پس از آن جنايت هولناك، تمام توان خود را براى زدودن آثار آن به كار گرفتند و گزارشگران حوادث را جهت دادند تا جز ثناى ستم پيشگان سخنى نگويند و جز تأييد حكومت ظالمانه آنان گزارشى ننويسند و از نوشتن ضعف ها و خيانت ها و جنايت ها بر حذر باشند تا بدين وسيله جلو شورش هاى بعدى را بگيرند و راه مبارزه با طغيان و سبكسرى اموى به فراموشى سپرده شود و اين، شيوه هميشگى ستمگران تاريخ است.
اما اين شيوه ستمگران پايدار نماند و مقتل خوانى به عنوان آئينى در دو روايت شفاهى و مكتوب به صورت اصلى لاينفك از اعتقاد مردم درآمد از سوى ديگر مقتل نويسى معادل با تاريخ نويسى شيعه همواره به عنوان آثارى گرانبها و اسنادى مذهبى و تاريخى مورد استفاده مردم قرار گرفت.
مرحوم حاج آقا بزرگ در ذيل عنوان مقتل، شش مورد با نام مقتل و ۵۹ مورد با نام مقتل اباعبدالله الحسين عليه السلام و سه مورد با نام مقتل الحسين(ع) آورده، همچنان كه ۱۴ مورد با نام مقتل اميرالمؤمنين عليه السلام و نيز مقتل الحسن ابن على عليه السلام و مقتل على ابن الحسين عليه السلام و مقتل عباس ابن اميرالمؤمنين و مقتل زيدالشهيد و مقتل اولاد مسلم و مقتل حجر ابن عدى و... برشمرده است.
در اين ميان اولين مقتل حضرت امام حسين(ع) را اصبغ بن نباته مجاشعى، يكى از خواص اصحاب حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و فرمانده شرطه الخميس در جنگ صفين نوشته كه بنا به قول صاحب ذريعه پس از صدم هجرى و بنا به نظر صاحبان برخى منابع در سال ۶۴ وفات يافته است. پس از او جابربن جعفى متوفاى سال ۱۲۸ از اصحاب امام باقر(ع) و ابومخنف لوط بن يحيى متوفاى ،۱۷۰ نويسنده مقتل الحسن و مقتل الحسين و مقتل اميرالمؤمنين عليه السلام و ديگر، نصربن مزاحم منقرى متوفاى ،۲۱۲ نويسنده كتاب واقعه صفين و ابن واضح يعقوبى صاحب تاريخ يعقوبى متوفاى ۲۹۴ و شيخ صدوق، محمدبن على ابن الحسين قمى متوفاى ۳۸۱ و شيخ طوسى متوفاى ۴۶۰ قلم بررسى گرفته و مقتل نوشته اند.