يكشنبه ۳۰ دى ۱۳۸۶ - ۱۱ محرم ۱۴۲۹
Sun, Jan 20, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
بازيگران جنگ در ضيافت سازش
342285.jpg
]مهين السادات صمدى]

محققان تاريخ سياست خارجى آمريكا در تمثيلى جالب از سرگذشت زمامداران اين كشور مى گويند: رؤساى جمهور آمريكا با نگاهى بدبينانه به جهان وارد كاخ سفيد مى شوند و با خوشبينى آن را ترك مى كنند. گويى اين تمثيل و كنايه چندان هم از واقعيات دور نيست. لااقل نمودار عملكرد زمامداران بيست، سى سال اخير آمريكا نشان مى دهد كه آنها با طرح جنگ كار خود را شروع كرده و به ظاهر با شعار سازش و ادعاى صلح به پايان برده اند.
برحسب يك عادت و عرف ديرين اغلب دولت ها بويژه درخاورميانه عربى روزهاى پايانى دوران رياست سران كاخ سفيد به انتظار يك تجديد نظر و بازنگرى مى نشينند. اين تغيير و تجديد نظر دركاخ سفيد با يك آهنگ طبيعى پيش مى رود، به اين صورت كه استراتژى هاى اعلام شده در سطح بين المللى و وعده هاى داده شده در داخل به بن بست مى انجامد و براى جناح حاكم بر كاخ سفيد تنها چاره اين مى ماند كه سياستى تازه را كه لعابى از عقلانيت دارد اعلام كند. اين سياست جديد از حيث شكل و محتوا تفاوتى فاحش با استراتژى هاى اعلام شده در هشت سال گذشته دارد.
براى كسانى كه نسخه اين تجديد نظرخواهى را در واپسين روزهاى زمامدارى يك رئيس جمهور مى پيچند مهم اين نيست كه آيا اين سياست ها قابليت اجرايى دارد يا نه يا دولتى كه چند صباح ديگر بر كاخ سفيد تكيه مى كند اين سياست را پى خواهد گرفت يا خير آنها فقط به كاركرد اين سياست ها در تحت تأثير قرار دادن افكار عمومى مى انديشند كه به تعبيرى «پايان خوش» براى كارنامه جناح حاكم به ارمغان آورد و گريبان رئيس جمهور و تيم همراهش را از چنگ بدنامى و بازخواست تاريخ خلاص كند.
اين منحنى «از جنگ به آشتى طلبى» يا «از افراط به ميانه روى» لااقل در دوران نسلى از رئيس جمهوران آمريكا كه اكنون در قيد حيات هستند تكرار شده است. جالب است كه جابجايى جناح ها دركاخ سفيد تأثير چندانى در اين قاعده نگذاشته است يعنى رهبران هر دو جناح دموكرات و جمهورى خواه پيشينه اى ازتحريم و جنگ را دركارنامه خويش به ثبت رسانده اند. در عصر ما جيمى كارتر، ريگان، جورج بوش پدر و بيل كلينتون هر كدام برنامه سياست خارجى خويش را با يك حركت تهاجمى شروع كرده وبا ژستى صلح طلبانه پايان برده اند. در دوره ريگان، آمريكا به گرانادا حمله برد و در دوره كارترعمليات ستيزه جويانه طبس را عليه انقلاب اسلامى تدارك ديد و در نهايت پس از ناكامى اين طرح ها با چند برنامه سازش در خاورميانه و آمريكاى لاتين مانند طرح كمپ ديويد به پايان برد. بوش پدر در هشت سال زمامدارى خويش به خليج فارس لشكركشى كرد ارتش آمريكا را به سومالى گسيل ساخت در همان حال با اجراى نخستين دور گفت وگوهاى سازش اعراب و اسرائيل در مادريد تلاش كرد وجهه جنگ طلبانه خويش را بازسازى كند. بيل كلينتون كه بيش از همه سياستمداران آمريكا سخن از مذاكره و سازش با مخالفان اين كشور از جمله ايران رانده است مهم ترين طرح هاى تحريم ايران را امضا كرد و علاوه برآن ناتو و ارتش آمريكا را به سمت جنگ در بالكان كشاند و در گام سوم دستور مداخله نظامى آمريكا در هائيتى را صادر كرد.
نكته قابل تأمل اين است كه خاورميانه آزمايشگاه اصلى اين دگرديسى در سياست خارجى رهبران آمريكا بوده است. شايد از بداقبالى ساكنان خاورميانه است كه آنها هم تاوان طرح هاى ستيزه جويانه سران كاخ سفيد را پرداخته اند هم عوارض پروژه هاى ناتمامى كه با نام «طرح صلح» ارائه شده را به جان خريده اند.
براين اساس چندان غير منتظره نبود كه تيم سياست خارجى بوش نيز درپايان دو جنگ ويرانگر و آنگاه كه اين پروژه هاى نظامى زمينگير شد به يك تغيير تاكتيك روى آورد. اين حركت تاكتيكى به طور مشخص از اجلاس آناپوليس شروع شد.
زمانى كه رئيس جمهور آمريكا جرج بوش با گرد آوردن نمايندگان بيش از ۵۰ كشور وسازمان بين المللى ادعا كرد تا پايان مهلت رياست جمهورى اش سازش نامه صلح ميان اسرائيل و فلسطين به امضا خواهد رسانيد. «باور دارم كه امضاى قرار داد صلح هنوز پيش از رفتن من از مقام رياست جمهورى ممكن است رخ دهد و نه تنها احتمال رخ دادن آن وجود دارد بلكه اين امر حتمى به نظر مى رسد. من مطمئنم و اين اعتماد را دارم كه بزودى به اين هدف نائل شوم.»
با اين حال حتى فرصت براى اجراى يك مانور سازش براى نومحافظه كاران كاخ سفيد بسيار تنگ بود لذا آنها يك سفر ضرب الاجلى را براى رئيس جمهور آمريكا تدارك ديدند.
فقط ميزبانان عربى بوش نبودند كه از حركت هاى شتابزده كسى كه هفت سال تمام از تز جنگ در خاورميانه سخن رانده است حيرت كردند بلكه بيش از همه خود كارشناسان آمريكا در اين حركت اخير او به ديده ترديد نگريستند. كمتر كسى در محافل سياسى آمريكا بود كه در تأييد برنامه سازش رئيس جمهورى كه فقط چند ماه مهمان كاخ سفيد است سخن برانند . دراين جا آراى برخى ازاين كارشناسان منتقد آمريكايى قابل تأمل است.
«دنيزله پليتكا» معاون رئيس دانشگاهى مسئول تحقيق و بررسى امور خارجى و دفاعى آمريكا در مؤسسه اى واقع در واشنگتن است كه با استناد به مدارك و تحقيقات خود تلاش هاى ناكام كلينتون را در اين راه مثال مى زند و مى گويد : او هم در آخرين ماه هاى رياست جمهورى اش مى خواست اسرائيل و فلسطين تحت رهبرى ياسر عرفات را به امضاى قرار داد صلح وادار كند. به نظر من اين عقيده نه تنها مقدارى بلكه تماماً غير واقعى است. حتى آن نقشه راه كه در زمان كالين پاول براى خاورميانه ارائه شد و سپس افراد تندرويى مانند رامسفلد كنار گذاشتند كمبود زياد دارد. سران امروز آمريكا نه تنها بى موقع و ناپخته اين برنامه هاى سازش را ارائه مى كنند بلكه هيچ كدام از واقعيت ها را نيز لحاظ نمى كنند از جمله اين كه آنها حاضر نيستند بپذيرند كه «حماس» يك مسئله بزرگ است و جريان «فتح» پايگاه و نفوذ اين گروه را ندارد.
علاوه بر خطراتى كه به باور اين كارشناس طرح هاى شتابزده آمريكا در پى دارد او معتقد است كه مأموريت بوش به مسائل مهم ديگر مربوط به صلح فلسطين توجه نكرده است، از جمله به وضع اقتصادى آمريكا كه در پايان هشت سال زمامدارى او ديگر شهروندان آمريكا حاضر به تقبل هزينه هاى اين پروژه هاى ماجراجويانه را ندارند.
اين كارشناس تأكيد مى كند كه وقتى من از وزير خارجه سؤال كردم كه در باره اين همه مسائل چه انديشه اى را در سر دارد، وى نشان داد كه اصلاً در اين باره فكر نمى كند در حالى كه تأسيس دولت فلسطين كه بوش آن را مبناى طرح خود قرار داده است به ظاهر عقيده خوبى است، اما رايس هيچ كدام از مسائل مهمى كه در باره اين طرح وجود دارد را پاسخ نمى دهد از جمله اين كه آمريكا ديگر وجاهت اجراى اين طرح را ندارد يا آنكه مجريان اين پروژه در دوسوى سرزمين هاى اشغالى اعتبار كافى را ندارند.
تحليلگر ديگر آمريكايى «جيمز فليپس» محقق امور خارجه و امنيت ملى در پژوهشگاه سياسى «بنياد ميراث» در اين رابطه مى گويد: از زمان بستن سازشنامه صلح ميان فلسطين و اسرائيل در عهد عرفات چهار سال گذشته است اما نقش «حماس» همانگونه كه بود، باقى مانده است. او اضافه كرده است كه : «وقتى اين پروژه در دوره عرفات به ثمرننشست چگونه در دوره ابومازن مى توان به تحقق آن اميد بست بويژه كه در حال حاضر هم حماس براى آينده سازشنامه صلح برنامه مبارزه گسترده اى دارد. به عقيده وى كارى كه رئيس جمهورى آمريكا مى كند هيچ تناسبى با مسائل امروز فلسطينيان ندارند فلسطينى ها اكنون به شكستن تحريم مى انديشند و احزاب حتى ميانه رو آنها نيز براى سازش آماده نيستند .
اين كارشناس معتقد است كه معضل بزرگ ديگر بوش و رايس در سمت اسرائيل نهفته است به اين صورت كه جناح حاكم و افرادى كه در تل آويو قدرت گرفته اند هيچ تمايلى به نشستن پاى ميز مذاكره را ندارند. كسانى مانند نتانياهو، باراك يا ليبرمن كه امروز مثلث قدرت افراطيون را تشكيل مى دهند اين تيم از چنان موقعيتى برخوردار است كه هر توافق اولمرت با آمريكا يا ابومازن را برهم زنند.
آنچه كارشناسان آمريكايى در نقد برنامه هاى موسوم به سازش در خاورميانه تيم بوش مطرح مى كنند اغلب مشكلات و موانع كاربردى يا مشكلات فنى هستند كه گروه مذاكره كنندگان آمريكايى در دو جبهه عربى و اسرائيلى با آن روبه رو هستند، اين درحالى است كه مانع عميق در مسير كاخ سفيد جنبه ساختارى دارد وهمين موانع ساختارى است كه بوش را در سفر اخيرش ناكام گذاشت. اين موانع ساختارى در واقع همان نگرش و قضاوت ملت هاى خاورميانه در باره تيم بوش نسل امروز زمامداران آمريكا است. قضاوتى كه برپايه آن بوش نماد جنگ و نماينده اول تفكر ميليتاريسم است و بواسطه همين انديشه نظامى گرى هشت سال خاورميانه را در كشمكش هاى خونين قرارداد. اگر خاورميانه امروز روى اقبال از همه طرح هاو پيشنهادهاى بوش برمى گرداند به اين دليل است كه در اين حركت يك تناقض تاريخى را حس مى كند كه تناقضى كه برپايه آن ستيزه جوترين مردان سياست جامه صلح و آشتى به تن مى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |