يكشنبه ۳۰ دى ۱۳۸۶ - ۱۱ محرم ۱۴۲۹
Sun, Jan 20, 2008
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رئيس جمهور آينده آمريكا با تجارت چه خواهد كرد
سال صعود نفت
]مترجم: اسد شكورپور]

به رغم همكارى ميان كشورهاى توليدكننده و مصرف كننده نفت، آژانس بين المللى انرژى اتمى و اوپك هر كدام توقعات و انتظارات خاص خود را درباره نفت دنبال مى كنند. افزايش تقاضاى جهانى نفت و كاهش توليد كشورهاى خارج از اوپك به نفع آژانس بين المللى انرژى است در حالى كه دقيقاً عكس اين امر جزو خواسته هاى اوپك است، يعنى كاهش تقاضاى جهانى و افزايش توليد كشورهاى خارج از اوپك. منافع و انتظارات سازمان هاى فوق تأثيرات زيادى بر آينده قيمت نفت چه در كوتاه مدت و چه در بلندمدت دارد. همچنين نقش مؤثرى در متزلزل كردن بازارهاى جهانى نفت ايفا مى كند. ارائه اطلاعات دقيق و داشتن انتظارات درست مى تواند نقش عمده اى در استقرار بازار نفت داشته باشد كه اين مسأله در پايان هم به نفع توليدكننده و هم به نفع مصرف كننده خواهد بود. اما اختلافات زياد در سال ۲۰۰۸ نيز باعث خواهد شد تا سالى سرشار از غافلگيرى درخصوص قيمت نفت را شاهد باشيم. نوسانات زياد در سال گذشته باعث شد تا رئيس اقتصاددانان آژانس انرژى، بازارهاى نفت در سال ۲۰۰۷ را به رقص بر روى يخ تشبيه نمايد. على رغم رسيدن قيمت نفت در سال ۲۰۰۷ به حدود ۱۰۰ دلار در بشكه ميانگين رشد قيمت نفت، نسبت به سال ۲۰۰۶ حدود ۱۰ درصد بود به طورى كه ميانگين قيمت نفت برنت و غرب تگزاس از حدود ۶۵ دلار در بشكه طى سال ۲۰۰۶ به ۷۲ دلار در بشكه در سال ۲۰۰۷ رسيد. تقريباً ارزش سبد نفتى اوپك نيز همان اندازه رشد داشت و ميانگين قيمت نفت آن به ۶۷‎/۸۰ دلار در بشكه طى سال ۲۰۰۷ رسيد. در حالى كه قيمت نفت در سال ۲۰۰۶ ، ۲۰ درصد و در سال ۲۰۰۵ ، ۴۰ درصد افزايش يافته بود. آنچه در خصوص قيمت نفت در سال ۲۰۰۷ قابل توجه بود فاصله زياد ميان بالاترين سطح قيمت و پائين ترين آن بود. دولت ها و شركت هاى مرتبط با نفت طى سال ۲۰۰۷ بيشتر به جاى توجه به قيمت هاى روزانه و تغييرات كوتاه مدت ميانگين رشد سالانه قيمت نفت را مورد توجه قرار دادند. وجود نوسان در بازار نفت از جمله مواردى بود كه باعث شد على رغم رسيدن قيمت نفت به ۱۰۰ دلار اقتصاد كشورهاى مصرف كننده به طور واضح تحت تأثير قرار نگيرند.
عوامل زيادى در افزايش قيمت نفت در سال ۲۰۰۷ تأثيرگذار بودند كه عواملى همچون عوامل سياسى، اقتصادى، طبيعى و فنى قابل ذكرند. از جمله عوامل سياسى مى توان به پرونده هسته اى ايران، متشنج شدن اوضاع امنيتى در نيجريه، خارج شدن شركت هاى بزرگ نفت جهان از ونزوئلا، بحران در روابط آمريكا و ميانمار و تهديدات تركيه مبنى بر حمله به شمال عراق اشاره كرد. از جمله مهم ترين عوامل اقتصادى تأثيرگذار بر قيمت نفت طى سال ۲۰۰۷ به عواملى همچون كاهش توليد اوپك در آغاز سال آن هم زمانى كه تقاضاى جهانى نفت در حال افزايش بود، كاهش توليد كشورهاى خارج از اوپك، استمرار كاهش ارزش دلار در مقابل ساير ارزهاى ديگر، كاهش صادرات برخى از كشورهاى حوزه خليج فارس طى چند ماه از تابستان به علت افزايش تقاضا براى برق قابل اشاره اند كه مورد آخر منجر به دو مسأله مى شد: اول، افزايش مصرف داخلى نفت و دوم، انتقال مقادير زيادى گاز به ايستگاه هاى توليد برق كه باعث كاهش فشار در برخى از چاه ها و كاهش توليدات شد. يكى ديگر از عوامل اقتصادى تأثيرگذار بر قيمت نفت طى سال ۲۰۰۷ بحران املاك در آمريكا بود. بانك مركزى آمريكا نيز درصد سود را كاهش داد، اين امر باعث شد تا از يك سو اقتصاد فعال تر شود و از سوى ديگر تجار به بازارهاى نفت و مواد خام هجوم برند كه اين مسأله نيز يكى از عوامل افزايش قيمت نفت بود.
براى چهارمين سال پياپى عوامل طبيعى تأثيرگذار بر بازارهاى نفت جهان استمرار داشتند. وقوع توفان هايى در خليج مكزيك باعث كاهش توليد آمريكا و مكزيك شد همچنين وقوع توفان ها باعث شد تا مراكز توليد و استخراج نفت در درياى شمال تعطيل شوند. وزش توفان هاى سرد در پايان سال ۲۰۰۷ نيز از عوامل طبيعى تأثيرگذار بر قيمت نفت بود و باعث شد تا تقاضا براى نفت افزايش و ميزان ذخاير نفتى آمريكا كاهش يابد و در نتيجه هر بشكه نفت خام چهار دلار افزايش قيمت پيدا كرد. تعطيل شدن برخى از پالايشگاه ها در اثر عوامل فنى نيز در كاهش توليد نفت سهم داشتند كه از جمله مواردى در آلاسكا، درياى شمال و برخى از كشورهاى حوزه خليج فارس قابل ذكرند.
براساس برخى از سناريوهاى پيش بينى شده قيمت نفت طى تابستان آينده بالاتر از ۱۰۰ دلار خواهد بود كه علت آن به دلايلى همچون وقوع تندبادهاى ويرانگر در خليج مكزيك و كاهش توليد در مكزيك و آمريكا و آغاز موج گرما در كشورهاى حوزه خليج فارس و ناتوان شدن منابع برقى بازمى گردد و برخى از اين كشورها مجبور مى شوند صادراتشان را كاهش دهند. عوامل سياسى احتمالى در سال ۲۰۰۸ نيز مى توانند باعث افزايش قيمت نفت شوند كه از جمله وقوع برخى از جنگ ها و احتمال اجراى حملات تروريستى عليه تأسيسات نفتى در كشورهاى توليدكننده از اين جمله اند. اما برخى ديگر از تحليلگران اقتصادى پيش بينى كرده اند كه قيمت نفت طى سال ۲۰۰۸ از ميزان فعلى پائين تر خواهد بود اما با اين وجود ميانگين قيمت نفت از سال ۲۰۰۷ كمتر نخواهد شد و براساس اعتقاد اكثر تحليلگران فوق قيمت نفت در سال ۲۰۰۸ حدود ۷۰ الى ۸۰ دلار خواهد بود. تحليلگران اقتصادى عربستان نيز پيش بينى كرده اند ميانگين قيمت نفت در بازارهاى آمريكا طى سال ۲۰۰۸ حدود ۷۵ دلار خواهد بود.
اما برخى از تحليلگران بخش مالى معتقدند قيمت نفت در سال ۲۰۰۸ از سال ۲۰۰۷ بالاتر خواهد بود. كارشناسان شركت سيمان بردز انتظار دارند كه ميانگين قيمت نفت در سال ۲۰۰۸ نسبت به سال ۲۰۰۷ ، ۱۰ دلار بيشتر خواهد شد. شايان ذكر است اداره اطلاعات انرژى در وزارت انرژى آمريكا درباره قيمت نفت با نظريه فوق موافق است. اما كارشناسان گلدمن ساكس انتظار دارند قيمت نفت مدتى در سال ۲۰۰۸ ، ۸۵ دلار خواهد بود اما بعداً به ۹۵ دلار افزايش خواهد يافت. البته آنچه كه عنوان شد، ميانگين قيمت طى يك سال است و براساس پيش بينى در سال ۲۰۰۸ احتمال دارد هرچند براى مدت كوتاه قيمت نفت از ۱۰۰ دلار تجاوز كند. برخى از تحليلگران نيز از كاهش قيمت نفت به ۴۰ دلار و يا افزايش آن به ۲۰۰ دلار خبر داده اند اما در حال حاضر ادله كافى براى تأييد اين نظرات وجود ندارد.
رئيس جمهور آينده آمريكا با تجارت چه خواهد كرد
اقتصاد آمريكا زير تيغ سياست
342381.jpg
]محسن خزائى]

شاهدان سياست تجارى آمريكا كه نگران سرانجام اقتصاد آمريكا تحت حكومت رئيس جمهورى دموكرات هستند، قبل از جست وجو در ميان سخنرانى هاى نامزدهاى دموكرات انتخابات رياست جمهورى اين كشور براى يافتن اشاره هايى ضمنى به سياست تجارى اين نامزدها از اين امر تعجب زده خواهند شد كه مسائل شكل دهنده سياست تجارى آمريكا ارتباط مستقيم كمى با خود تجارت دارد و بيشتر تحت تأثير امورى چون مراقبت بهداشتى و مزاياى كارگران و اتوماسيون رو به رشد صنعت آمريكا است.
اولين سرنخ مربوط به سياست تجارى دموكرات ها را مى توان در ميان افرادى از اين حزب كه هم اكنون كنگره آمريكا را تحت كنترل خود دارند به دست آورد. نماينده هاى دموكرات درگير با مسائل تجارى در ابتداى راه پيدا كردن به كنگره اعلام كردند اميدوارند موجب پويايى سياست تجارى آمريكا شوند. آنها يك سال بعد اين كار را با حمايت رهبران دموكرات كنگره يعنى نانسى پلوسى و دنيس هوير انجام دادند. اقداماتى كه آنها انجام دادند شامل چند گام مى شود كه عبارتند از تصويب برنامه هاى بلند پروازانه تر، كمك به كارگران اخراج شده به خاطر واردات بى رويه كالاهاى خارجى ، انتقال صنايع آمريكا به آن سوى درياها و تصويب توافقنامه تجارى بايرود . تحقق اهداف حزب دموكرات در مورد استانداردهاى اساسى كار و سياست هاى زيست محيطى اين اقدامات موجب پايان يافتن اختلاف ۴۰ ساله دموكرات ها بر سر سياست تجارى آمريكا شده است. اعضاى اين حزب از زمان طرح مذاكرات تجارى توسط ليندون جانسون رئيس جمهورى وقت آمريكا در دهه ۱۹۶۰ و مخالفت اتحاديه هاى كارگرى با آن بر سر سياست تجارى آمريكا و مذاكرات تجارى با ديگر كشورها بحث كرده اند. موافقت مدير و نيز به همين منوال از موافقت اكثريت مجلس نمايندگان آمريكا برخوردار نشد و با مخالفت هايى مواجه گرديد. ولى با اين حال در مقايسه با ديگر توافقات تجارى ۲ دهه گذشته آمريكا از بيشترين آراى دموكرات ها برخوردار شد. تصويب اين موافقتنامه نشانگر پابرجا بودن تمايل دموكرات ها به همكارى بين المللى در عرصه تجارى است و مشكلات اصلى بيشتر بر سر شكل و سرعت سياست تجارى آمريكا است تا جهت گيرى آن.
دومين سرنخ سياست تجارى رئيس جمهور آينده آمريكا مربوط به موضع جهان نسبت به تجارت آمريكا است. بايد دانست افزايش سريع صادرات آمريكا در شرايط مه آلود آينده اقتصادى آمريكا امرى استثنايى است. صادرات آمريكا در سال ۲۰۰۶ ، ۱۶۰ ميليارددلار افزايش داشته است و در سال ۲۰۰۷ نيز به رشد خود ادامه داده است. صادرات كالاهاى توليدى از آمريكا در مقاسيه با سال ۲۰۰۴ تقريباً ۲ برابر شده است. صدور خدمات نيز تا پايان سال ۲۰۰۷ از مرز ۵۰۰ ميليارد دلار عبور كرده و صدور كالاهاى كشاورزى به ۱۰۰ميليارددلار رسيده است، با اين اوصاف عدم موازنه تجارى آمريكا كم كم كاهش مى يابد. در شرايط وجود مشكلات مالى در بخش مسكن و ساخت و ساز و كاهش خريد مصرف كنندگان آمريكايى، افزايش صادرات آمريكا مهم ترين خبر اميدواركننده اقتصادى آمريكا در طول ۲ سال گذشته بوده است. برخى صنايع آمريكايى از قبيل صنايع توليد تجهيزات پزشكى و حتى صنايع مربوط به امور تفريحى بيشتر درآمد خود را بر عكس گذشته از فروش به خارج به دست مى آورند و نه از بازار داخلى آمريكا.
سومين سرنخ سياست تجارى آينده آمريكا را بايد در مبارزات انتخاباتى اين كشور در ميان هر دو حزب جمهوريخواه و دموكرات جست وجو كرد. توافقنامه پرو موجب نگرانى برخى نامزدهاى دموكرات رياست جمهورى آمريكا گرديده است.
معروف ترين نامزدهاى دموكرات يعنى هيلارى كلينتون و باراك اوباما به سياست تجارى آمريكا را با ديده ترديد نگاه مى كنند و اظهاراتى ناخوشايند در مورد توافقنامه تجارت آزاد آمريكاى شمالى ـ نفتا ـ ابراز نموده اند. نامزدهاى ديگر حزب دموكرات موضع تندترى نسبت به سياست تجارى آمريكا دارند. سناتور كريس داد كه زمانى به قهرمان توسعه اقتصادى در آمريكاى لاتين معروف بود، هشدار داده توافقنامه پرو موجب بيكار شدن آمريكايى ها و انتقال فرصت هاى شغلى به ديگر كشورها مى شود. جان ادواردز هم از دموكرات هاى حاضر در كنگره به خاطر حمايت دموكرات ها از توافقنامه مذكور انتقاد كرده زيرا به اعتقاد وى اين توافقنامه به نفع شركت هاى بزرگ چند مليتى است.
برعكس دموكرات ها، نامزدهاى جمهوريخواه تاكنون تجارت را مسئله اى كم اهميت تلقى كرده اند و اولويت را به مهاجرت داده اند. حتى نامزدهاى جمهوريخواهى كه ايالت هاى آنان پر از دانشمندان و كارآفرينان مهاجر است مثل ميت رامنى از ماساچوست و رودى جوليانى از نيويورك در مقابل مهاجرت به آمريكا موضع گرفته اند. دليل آنها هم اين است كه مهاجرت موجب از ميان رفتن امنيت شغلى مى شود. موضع گيرى هاى تبليغاتى نامزدهاى رياست جمهورى آمريكا در حالى صورت مى گيرد كه اقتصاد اين كشور در حال تغيير سريع مى باشد. رقابت جهانى، فناورى اطلاعات و اينترنت، مهاجرت گسترده، همگرايى اقتصادى در آسيا و ديگر عوامل همگى دليل تغيير سريع اقتصاد آمريكا هستند. البته اين تغييرات همگى منفى نيستند. براى مثال صنايع توليدى آمريكا كه اغلب دچار مشكل بوده از سال ۲۰۰۱ درآمد آن ازهزار ميليارد دلار به ۱‎/۶ هزار ميليارد دلار رسيده است. اين امر در نتيجه گسترش تخصص اين صنايع در فناورى پزشكى، توليدات زيست محيطى، نانو تكنولوژى و ديگر صنايع قرن ۲۱ است. اقتصاددانان افزايش ظرفيت توليدى آمريكا را به فال نيك مى گيرند غافل از اين كه اين افزايش قابليت توليد به دليل ماشينى شدن توليد كالاها و اخراج كارگران از كارخانه ها است. كارخانه هاى آمريكايى به دليل لزوم رقابت با نيروى كار ارزان موجود در آسيا، در طول يك دهه اخير رايانه ها و روبات ها را جايگزين
۳ ميليون كارگر آمريكايى نموده اند. بنابراين در حالى كه ماهواره ها، كابل هاى فيبر نورى و فناورى باند وسيع موجب عملى شدن صنعت خدمات رسانى جهانى مى شود، اعتراضات مردمى گسترده ترى هم در آينده مى توانند رخ دهند. كارفرمايان آمريكايى چندى است نقش خود به عنوان تأمين كننده خدمات درمانى و مستمرى ها را كاهش داده اند. كارگران آمريكايى هم مشاغل پرتحرك تر و نامطمئن ترى را انتخاب مى كنند و به جاى اين كه از نردبان پيشرفت در شركت هاى بزرگ بالا روند به فعاليت جانبى ميان شركت هاى كوچك تر اكتفا مى كنند. اين امر موجب بى اثر شدن تضمين هاى سابق درمورد حمايت اجتماعى در موقع بيمارى و پيرى مى شود و خطرات فراروى كارگران طبقه متوسط را افزايش مى دهد. ولى هيچ كدام از دولت هاى آمريكا و اتحاديه هاى شغلى اين كشور درصدد پركردن اين شكاف ها برنيامده اند.
با وجود ۵ سال رشد مداوم و نرخ بيكارى نسبتاً كم آمريكايى ها، نگرانى آمريكايى ها و انتظار بيش از اين از آنها كارى اشتباه نيست. چالش فراروى دموكرات ها باقى ماندن بر عقايد رهبران خود در كنگره است. عقايدى كه مبتنى بر همكارى بين المللى و سازگارى با جهانى كردن است و در عين حال آنها بر عدم فراموش كردن طرفداران خود در ميان كارگران و افراد فقير و شعارهاى انتخاباتى خود تأكيد مى ورزند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |