|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خانه را مدرسه نكنيم
|
|
|
[مريم اديب ]
محمد برو توى اتاقت. پروين صداى تلويزيون را كم كن. اين هفته جايى ميهمانى نمى رويم. مگر به تو نگفتم برو توى اتاقت ايام امتحانات بچه هاست و در خانه ها شرايط فوق العاده برقرار است. بعضى پدر و مادرها اينقدر بى تفاوت و بى خبر از اوضاع بچه ها هستند كه نمى دانند در مدرسه فرزندشان چه مى گذرد و بعضى ديگر اينقدر قضيه را سخت گرفته اند انگار كه نمره هركدام از امتحانات قرار است در اضافه حقوق اين ماه از درآمد خانواده لحاظ شود! *ارزش نمره نخستين چيزى كه بايد باور كنيم اين است كه امتحان و نمره تنها ابزارى است براى تقويت انگيزه مطالعه كه براى كوچك و بزرگ و دبستانى و دانشگاهى ثمربخش بوده است. اما هميشه نمره رياضى و ادبيات و شيمى و علوم معرف واقعى اطلاعات علمى و سطح هوشى ما نيستند و به مراتب نشان دهنده ميزان ارزشمندى شخصيتى و توانايى ها و استعدادهاى گوناگون ما نخواهند بود. *بى توجهى مخرب است رها كردن فرزندان و بى توجهى به موفقيت ها و تلاش آنان مى تواند انگيزه شان را تضعيف كند. همان طور كه همراه بودن با برنامه هاى مدرسه و توجه و تقدير از نمرات خوب و سپس پرسيدن از علت ضعف در بعضى نمرات ديگر مى تواند در ايجاد روند بهتر مؤثر باشد. *فشار و حساسيت مخرب تر است گاه بسيار تلاش مى كنيم اما دريغا كه تلاش ما نتيجه عكس مى دهد. فرزندان اگر احساس كنند كه تحت فشار هستند در برابر يادگيرى مقاومت مى كنند. تأكيد براى بيرون نيامدن از اتاق، ايجاد فشار و لجبازى مى كند. اصرار براى نمره ۲۰ و حساسيت نشان دادن روى نمره ها هم فشار ديگرى است كه فقط او را حساس، عصبانى و يا مضطرب مى سازد. از همه بدتر تكرار كلماتى مثل بخوان، بخوان فرد را در حالت بيزارى و مقاومت قرار مى دهد. *توانايى را تحسين كنيم انسان ها مادامى كه احساس توانمندى و تأييد مى كنند براى رساندن خود به نتايج بهتر تلاش مى كنند و هيچ چيزى جاى اين انگيزه قدرتمند درونى را نمى گيرد. پس فقط كافى است كه جلوى حركت اين انگيزه قوى را نگيريم و با توصيه هاى نابجا خود تنظيمى فرد را كه بسيار به حالش سودمند است به ديگر تنظيمى و تلاش به خاطر اين و آن ـ كه فرد را به سستى مى كشاند ـ تبديل نكنيم. حد تلاش فردى در يك درس نمره ۱۷ و حد ديگرى ۱۵ است، مهم تلاشى است كه فرد براى موفقيت خود انجام مى دهد. اگر مى خواهيم كمكى كرده باشيم گاهى ـ بدون تكرار مكرر ـ توانايى و تلاش فرزند را تحسين كنيم و به او بگوييم كه ارزش و شأن انسانى و روح الهى او با هيچ نمره اى محدود نمى شود و محبتى كه ما به او داريم ـ در هر حالتى ـ وصف ناشدنى است. اين نوع نگاه به موضوع از ايجاد هرگونه اضطراب و مقاومت ناصحيح پيشگيرى مى كند. * كمك در برنامه ريزى صحيح آنها به احساس موفقيت و توانايى احتياج دارند اما ممكن است راه موفق شدن را ندانند. براى استفاده بهينه از وقت بهتر است كه در ايام امتحانات استفاده از تلويزيون را با هماهنگى و موافقت خود بچه ها به حداقل برسانيم و محيط آرام تر و ساكت ترى را برايشان فراهم كنيم. رفت وآمدهاى خانوادگى را در اين مدت تا حد امكان كم كنيم و از ايجاد جو تشنج روانى و نزاع و درگيرى به هر نحوى جلوگيرى كنيم. به او ياد بدهيم كه براى آرام سازى ذهنى از پرداختن به افكار نگران كننده و غرق شدن در افكار مزاحم بر داشتن تمركز تمرين كند و اگر كارى هست كه انجام آن ذهنش را درگير كرده ابتدا به انجام آن اقدام كند و يا روى برگه اى تمام مشغله هاى ذهنى را نوشته و سپس با خيال راحت به مطالعه عميق بپردازيد. * ساعتى مطالعه فعال يك ساعت مطالعه فعال و عميق بهتر از ساعت ها نشستن و درجا زدن است. براى داشتن مطالعه فعال بايد ابتدا صفحاتى از درس را بخوانيم و سپس از خود سؤال كنيم كه اين قسمت حاوى چه نكاتى بود. يعنى ما از خودمان امتحان مى گيريم و به خودمان تمرين مى دهيم. بعضى مطالب را با صداى بلندتر تكرار مى كنيم، بعضى را مى نويسيم و براى بعضى شعر و عبارتى را طراحى مى كنيم كه ربطى را بين آنها برقرار كند. مسئله هاى حل شده را دوباره حل مى كنيم و با جواب قبلى مقايسه مى كنيم و براى طراحى مسئله هاى مشابه اعداد و شرايط را عوض مى كنيم. * فرصتى براى استراحت و عمق بخشى هر وقت احساس خستگى و پر شدن ذهنى داشتيم وقت آن است كه با پرداختن به كارى ديگر به عمق بخشيدن به حافظه و ايجاد فضاى جديد كمك كنيم. استفاده از طبيعت، انس ورزى با افراد خانواده، چند قدم راه رفتن، بستن چشم ها و نفس كشيدن هاى عميق و آرام، خوردن ميوه، عسل، مويز و خوراكى هاى كم كالرى و مقوى حافظه، انجام برنامه هاى لازم شخصى، كمك در كارهاى خانه و خانواده و پرداختن به نيايش و عبادت مى توانند از بهترين انواع آمادگى ذهنى باشند. پس از يك مقدار جابه جا شدن بدنى و آماده شدن دوباره به ادامه مطالعه در همان حوزه درسى يا دروس ديگر مى پردازيم.
|
|
|
|
|
عشق لازم است اما كافى نيست
|
|
|
[زهرا رضايى ]
دستش را روى زنگ خانه گذاشت و تا باز شدن در از روى آن برنداشت. به سرعت وارد خانه شد. مقنعه اش را همان جا، جلوى در آشپزخانه انداخت و مانتويش را روى مبل ها و بعد داخل آشپزخانه شد. مادرش او را بغل كرد و بوسيد و گفت: - قربون دختر گلم برم. به غذاى روى ميز نگاه كرد و بعد سگرمه هايش را درهم كشيد و گفت: - شما كه مى دونين من قورمه سبزى دوست ندارم. مادر گونه هايش را بوسيد و گفت: - غر نزن عزيزم، زنگ زدم پيتزا برات بيارن. ••• معلم كارنامه را به دست مادر داد. مادر نگاهى به نمره ها انداخت و بعد با تعجب رو به معلم كرد و گفت: - چرا من كه اين قدر دارم زحمت مى كشم. اون دست به سياه و سفيد نمى زنه. معلم سرى تكان داد و گفت: - خيلى لوسش كردين. باورش نمى شد. او سعى كرده بود دخترش راحت و شاد باشد تا بتواند با خيالى آسوده درسش را بخواند. چشم هايش را بست. صداى شوهرش در گوشش پيچيد: - دارى اين دخترو بد بار ميارى. دارى لوسش مى كنى! ••• آيا بچه هاى امروز نسبت به بچه هاى نسل قبل لوس تر شده اند اين نكته اى است كه خيلى زياد درباره آن حرف مى زنند. والدين اغلب متهم مى شوند كه سختگيرى هاى لازم را ندارند و اجازه مى دهند كه فرزندانشان پى در پى اشتباه كنند و نمى گذارند آنها به اشتباهات خود پى ببرند. زيرا مى ترسند دچار افسردگى شوند! امروزه مى شنويم كه پدر و مادرها به بى ادبى هاى فرزندانشان اهميت نمى دهند و به جاى اين كه پيامد كارهاى خلاف و نسنجيده آنها را گوشزد كنند، سعى مى كنند جلوى مجازات شدن آنها را بگيرند. پدر و مادرهاى دوران ما اغلب به خاطر اشتباهات فرزندانشان سرزنش مى شوند و بستگان و نزديكان به جاى ارائه راه حلى منطقى، فقط در فكر سرزنش آنها هستند. پدر و مادرهاى امروزى كه هنوز از سخت گيرى هاى پدر و مادرانشان آزرده هستند، سعى مى كنند به فرزندانشان عشقى را بدهند كه فكر مى كنند پدر و مادرشان از آنها دريغ كرده اند؛ اما نمى دانند اين عشق بى منطق چه مصائبى را به دنبال خواهدداشت. به نظر مى رسد تربيت فرزندان تنها وظيفه اى است كه والدين فكر مى كنند قادر به انجامش هستند؛ اما وقتى با فريادهاى خشمگينانه فرزندشان روبه رو مى شوند، مى فهمند چيز زيادى از تربيت فرزند نمى دانند. شايد علت اين اشتباه آن است كه والدين فكر مى كنند اگر گفتارشان را دائم تكرار كنند، فرزندانشان سرانجام پنبه ها را از گوششان بيرون مى آورند و رفتارشان را تغيير مى دهند. گاهى اوقات پدر و مادر به انتظار فردا مى نشينند، فردايى كه سر فرزندشان به سنگ بخورد و متوجه اشتباهش بشود كه البته اين سر به سنگ خوردن كمى دير اتفاق مى افتد و جز افسوس و ندامت و پشيمانى براى والدين ارمغان ديگرى ندارد. والدين امروزى بايد بياموزند كه اگر به تمام خواسته هاى فرزندانشان تن بدهند، در حق آنها لطفى كه نكرده اند، ظلم هم كرده اند. خواسته هاى بچه ها هيچ وقت تمامى ندارد. از آنجا كه بچه ها نمى توانند ميان خواسته ها و نيازهاى واقعى شان تفاوتى قائل شوند، اين وظيفه هر پدر و مادرى است كه به جاى آنها اين تفاوت ها را تشخيص دهند. اكثر والدين با وظيفه بزرگ كردن و تربيت فرزندان با عشق و خوش بينى برخورد مى كنند و عشق را عامل مهمى مى دانند؛ ولى اگر اين عشق كافى نبود، چه بايد كرد مسئوليت شما به عنوان يك والد اين است كه محدوديت هاى مناسبى را درنظر بگيريد، فرزندتان را سالم و ايمن نگه داريد و درخانه خود نظم برقرار كنيد. بايد بياموزيد كه عشق لازم است؛ اما كافى نيست. بايد به معجون عشق، سخت گيرى را اضافه كنيد تا كامل شود. بايد بياموزيد كه ميان سخت گيرى و انعطاف پذيرى تعادل برقرار كنيد.
|
|
|
|
|
بهتر خوابيدن، چطور
خواب خوب و راحت براى تعدادى از مردم به صورت امرى دست نايافتنى تبديل شده است. شايد براى بسيارى كه فكر مى كنند خواب خوب و راحتى دارند درواقع چنين نباشد و احساس خستگى و كسالتى كه در طول روز با ما همراه است دليلى بر اين امر باشد و ما در نقاطى ديگر به دنبال دلايل اين كسالت هستيم. خواب طبيعى و آرام بخش داراى پنج مرحله است كه چهار مرحله اول به تدريج عميق تر شده و سپس بدن از عميق ترين مرحله خواب به مرور خارج شده و به مرحله پنجم كه اصطلاحاً مرحله REM ( Movement Rapid Eje) ناميده مى شود وارد مى شود اين مراحل در هنگام خواب به صورت متوالى و پشت سر هم درحال تكرار شدن هستند زمانى كه شما به خوابى عميق فرو رفته ايد مغز شما بيشترين فاصله را از حالت هوشيارى دارد كه اين بخش از خواب براى احساس رفع خستگى وتمديد نيرو بهترين مرحله است. خواب ناكافى مى تواند نتايج منفى و مخربى برسيستم بدن داشته باشد كه از آن جمله مى توان به فقدان انرژى ، ايجاد مشكل در تمركز و تندمزاجى اشاره كرد. اين خستگى مى تواند شخص را براى سوانح رانندگى و بروز خطاهاى شغلى آماده تر كند و به علاوه بر خلق و خوى فرد نيز تأثير منفى بگذارد. در زير شش روش براى بهتر خوابيدن پيشنهاد شده است كه شما مى توانيد با پيروى كردن از اين پيشنهادات به خواب راحت ترى دست يابيد: ۱- داشتن برنامه منظم براى خواب هر روز بيدار شدن در يك زمان ثابت - حتى در روزهاى تعطيل - مهمترين گام جهت تنظيم الگوى خواب خوب و راحت است. زيرا در معرض نور قرار گرفتن بدن به صورت منظم ساعت مغز را تنظيم مى كند. ۲- محدود كردن فعاليت ها هنگام خوابيدن سعى كنيد كه فقط بخوابيد و از انجام ساير فعاليت ها مانند خواندن كتاب ، تماشاى تلويزيون، برنامه ريزى كارى و غيره پرهيز كنيد. ۳- تفكيك خواب و بيدارى هنگامى كه كاملاً احساس خواب آلودگى مى كنيد به رختخواب برويد و پس از بيدار شدن نيز از غلت زدن هاى طولانى مدت در رختخواب پرهيز كنيد و سعى كنيد كه هرچه سريع تر از رختخواب جدا شويد و به فعاليت هاى روزمره خود بپردازيد. ۴- مواظب گرماى بدن تان باشيد نوسانات كوچك در گرماى بدن نقش اساسى در چرخه حيات دارند و خواب نيز از درجه حرارت بدن پيروى مى كند لذا سعى كنيد كه در هنگام خواب درجه حرارت مناسب را در اتاق خواب برقرار كنيد. ۵- از مصرف كافئين قبل از خواب بپرهيزيد از هشت ساعت قبل از خواب تا موقع خواب از مصرف كافئين بپرهيزيد زيرا مصرف كافئين سبب خواهد شد كه در استراحت شما اختلالاتى به وجود آيد، موادى كه داراى كافئين هستند عبارتند از قهوه، چاى، شكلات و غيره. ۶- در محيطى آرام استراحت كنيد سعى كنيد در محيطى كه آرام است استراحت كنيد و از خوابيدن در مكان هايى كه با صداهايى بلند و ناگهانى روبرو خواهيد شد بپرهيزيد. تحقيقات دانشمندان نشان مى دهد كه صداهاى بلند و ناگهانى به نسبت صداهاى كوتاه و ممتد سبب برخاستن از خواب بيشتر مى شود، لذا سعى كنيد در صورت برخورد با صداهاى بلند و ناگهانى شدت آنها را با توليد صداهاى كوتاه و ممتد كاهش دهيد و يا در محيط خواب از وسايلى مانند فرش و پرده استفاده كنيد.
|
|
|
|
|
شكوه ناپدرى
|
|
|
[تونى لونا / فاطمه امامى ]
اولين بار كه او را ديدم، چهار سال بيشتر نداشت. موهاى طلايى بسيار زيبايى داشت و شال صورتى رنگى را روى شانه هايش انداخته بود. آن موقع، ۲۹ سال بيشتر نداشتم و سخت سرما خورده بودم. او با پياله اى پر از سوپ نزد من آمد، آن را به دستم داد و لبخند زد. من و مادرش مدت ها بود كه تصميم داشتيم با هم ازدواج كنيم، ولى تصور اين كه اين فرشته كوچك نتواند مرا به جاى پدر حقيقى خود بپذيرد و زندگى اش در هم بريزد، هر دوى ما را به ترديد مى انداخت. سرانجام به رغم ترسى كه از برچسب «ناپدرى» داشتم، با مادر او ازدواج كردم و سه نفرى، زندگى مشتركمان را آغاز كرديم. هميشه شنيده بودم كه بچه ها از نامادرى و ناپدرى خود متنفرند و آنها را مانعى بر سر راه ارتباطشان با پدر و مادر اصلى خود مى دانند. مى دانستم كه به رغم ترسى كه از عنوان ناپدرى دارم، بايد هر چه زودتر وظايفى را كه بر عهده ام قرار گرفته بود، انجام بدهم. من واقعاً نمى خواستم بين او و پدرش مانعى باشم، ولى خواست من در اين قضيه، اهميتى نداشت. تنها نكته مهم اين بود كه او بپذيرد مى خواهم در زندگى اش آدم مهمى بشوم. به مرور زمان، علاقه من به او بيشتر و بيشتر شد. راستگويى، صراحت و صميميت بى نظيرى داشت و خيلى بيشتر از سن و سالش مى فهميد.در درون اين كودك، بزرگسالى فهيم، مهربان و بخشنده زندگى مى كرد، با اين همه باز هم اين ترديد و ترس در دل من وجود داشت كه اگر بخواهم نظم و انضباطى را بر او تحميل كنم، ناگهان اعتراض كند و بگويد: «تو كه پدر واقعى من نيستى» و اگر من پدر واقعى او نبودم، چه علتى داشت كه به حرفم گوش بدهد بايد حسابى مراقب رفتارم مى بودم. در تمام مدتى كه سعى مى كردم طورى رفتار كنم كه او مرا دوست داشته باشد، زير بار فشار عصبى وحشتناكى قرار داشتم. احساس مى كردم رفتارم تصنعى و بى معنى است و او به من اعتماد ندارد. در طول سال هاى بلوغ او، احساس مى كردم از نظر عاطفى از هم دور شده ايم. دائم احساس مى كردم نمى توانم بر خود مسلط باشم، اما اين تصور، به برداشت غلط من از «ناپدرى» مربوط مى شد. او به دنبال كسب هويت بود و من هم حالى بهتر از او نداشتم. كم كم احساس كردم ارتباط با او دشوارتر و دشوارتر مى شود و يك جور حس بى كفايتى و اندوه، دلم را به درد آورد. ديگر آن احساس يگانگى سال هاى كودكى او را از دست داده بودم. سرانجام او به دانشگاه رفت و از ما جدا شد و فقط تعطيلات آخر هفته پيش ما مى آمد. مدت ها بود كه دست از آزار خود برداشته بودم و سعى مى كردم مهربان و در عين حال بسيار جدى باشم. حس مى كردم وظيفه يك پدر همين است كه اجراى كامل و صحيح انضباط را از فرزندش بخواهد و در عين حال صميميت و مهربانى را از دست ندهد. بالاخره روز فارغ التحصيلى او فرا رسيد. از من و مادرش هم دعوت شده بود كه در اين مراسم شركت كنيم. بچه ها مراسم مختلفى چون تئاتر و سرود دسته جمعى را اجرا كردند و سپس نوبت به اهداى مدارك فارغ التحصيلى رسيد. هر يك از بچه ها كه تمايل داشتند، پشت ميكروفون قرار مى گرفتند و چند كلمه اى حرف مى زدند. اغلب آنها مى گفتند كه دلشان براى همشاگردى هايشان تنگ مى شود و يا از پدر و مادر خود تشكر مى كردند. سرانجام نوبت به دخترخوانده من رسيد و او بسيار مسلط و آرام به طرف ميكروفون رفت. همه هراسم از اين بود كه مرا به كلى ناديده بگيرد. سرانجام صداى او را شنيدم كه گفت: «در طول اين سال ها، كسى بوده كه امكان و محيط مناسبى را براى تحصيل و پيشرفت من فراهم كرده و به خاطر من از همه خواسته ها و آرزوهاى خودش گذشته است. من موفقيت امروزم را بيش از هر كسى مديون او هستم. خيلى دوستتان دارم پدر.» نگاهى به اطراف انداختم و ديدم همه متوجه من هستند. دخترم مستقيماً به من نگاه مى كرد. ناگهان همه شروع كردند به كف زدن. مى دانستم كه چقدر براى يك دختر جوان دشوار است كه جلوى ديگران به پدرش بگويد كه دوستش دارد. اين كار، شجاعت زيادى مى خواست. اگر بشود در دنيا بالاتر از سعادت و خوشبختى، حالتى را تصور كرد، من آن حالت را داشتم! آن دختر كوچولوى نازنينى كه هنگام بيمارى براى من يك پياله سوپ آورد، امروز هم كه صاحب دو فرزند شده است، به همان اندازه مهربان و نازنين است و وقتى «پدر» صدايم مى زند، مى دانم از صميم دل، دوستم دارد.
|
|
|
|
|
چگونه بر اضطراب شب هاى امتحان غلبه كنيم
|
|
|
[مريم بيامنش]
دلم شور مى زنه، هيچى نخوندم، هيچى بلد نيستم ، فكر نمى كنم برسم همه كتاب رو بخونم و ... اين ها حرف هايى است كه اين روزها زياد مى شنويم. روانشناسان معتقدند اضطراب نوعى احساس ناخوشايند، همراه با نگرانى ، دلواپسى و تشويش خاطر به علتى نامشخص در فرد است . علائم اضطراب تپش قلب، تنگى نفس، سرگيجه، نفس نفس زدن ، عرق كردن، سردشدن و لرزش دست و پا و در نهايت تهوع و سردرد است. البته بايد گفت ، اضطراب در اندازه طبيعى لازم است چون بى تفاوتى هم در جاى خود مى تواند مخرب و خطرآفرين باشد. به طور كلى عوامل درونى و عوامل خارجى ، دو عاملى است كه موجب اضطراب شب هاى امتحان مى شود. مطالعه بدون برنامه ريزى ، پائين بودن اعتماد به نفس و خودباورى و بالاخره ضعيف بودن پايه درسى فرد و روش هاى نادرست مطالعه از عوامل درونى و وضع خانواده، معلمان مدرسه، برخى شيوه هاى آموزشى مدارس و دوستان و همكلاسى ها كه نقش بسيار مهمى در اضطراب شب هاى امتحان دارد، از عوامل خارجى است. * نقش والدين، معلم ها و همكلاسى ها در ايجاد اضطراب والدين نقشى كليدى در اضطراب شب هاى امتحان فرزندان خود دارند. انتظارات بيش از حد، مقايسه با دانش آموزان ديگر ، تهديد براى دريافت نمره موردنظر ، تأثير زيادى بر بروز اضطراب در دانش آموز دارد. سختگيرى و حساسيت هاى بيش از حد معلمان براى بالابردن حدنصاب نمره قبولى كلاس درس و ترساندن دانش آموزان از امكان طرح سؤال هاى عجيب و غريب در امتحان هم مى تواند به افزايش استرس شب امتحان كمك مى كند. تماس هاى تلفنى برخى از همكلاسى ها با يكديگر در شب امتحان و رد و بدل كردن صحبت هايى از اين دست كه «چقدر خواندى»، «من يك دور دوره كردم»، يا بالعكس «حالا وقت داريم»، يا «من هنوز شروع نكرده ام به خواندن» هر دو مى تواند مخرب و استرس زا باشد. * راه هاى كاهش اضطراب به هرحال آنچه از سوى روانشناسان و محققان اجتماعى و پزشكان تأكيد مى شود اين است كه «اضطراب» يادگيرى و قواى ذهنى دانش آموز را به حداقل مى رساند. دراين زمينه توصيه هايى شده كه به كاهش استرس دانش آموزان دراين شب ها بسيار كمك مى كند. * از به كار بردن جملات منفى در شب امتحان جداً خوددارى كنيد. * يادگيرى تمام مطالب درسى و امتحانى را به شب امتحان موكول نكنيد چون فشرده خوانى موجب سپردن مطالب به حافظه كوتاه مدت مى شود. اين باعث مى شود كه مطالب به سرعت از ياد برود. * تنظيم وقت باتوجه به مطالبى كه بايد خوانده شود به كاهش استرس كمك مى كند. بهتر است دانش آموزان، هنگام مطالعه كتاب درسى، دائم به پايان كتاب رجوع نكنند تا ببينند چقدر از كتاب را خوانده اند و چقدر آن هنوز باقى است. * تغذيه مناسب درشب هاى امتحان ، استراحت و خواب كافى بسيار مؤثر است و به داشتن يك روحيه خوب، سر جلسه امتحان كمك مى كند. همچنين تنفس عميق كه باعث رسيدن اكسيژن به مغز مى شود كمك زيادى به پايين آمدن استرس و دلشوره مى كند. * صبح امتحان بهتر است دانش آموزان يك ساعت قبل از شروع امتحان كتاب را ببندند و از همديگر سؤال نپرسند تا بتوانند به خوبى روزها و شب هاى امتحان را پشت سر بگذارند.
|
|
|
|