سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۳ محرم ۱۴۲۹
Tue, Jan 22, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
نگاه
نگاه
كشته هاى جنگ عراق و انتخابات آمريكا
]ترجمه : نرگس بنى اسدى ]

سال گذشته كه رائول براوو، تفنگدار نيروى دريايى ايالات متحده در عراق كشته شد، خانواده او به هزاران خانواده آمريكايى پيوستند كه از تراژدى جنگ آسيب ديده بودند و مى ديدند كه يك عزيز ديگرى را در جنگ از دست مى دهند. پدر ، مادر و سه خواهر رائول كه در نواداى ايالت لاس وگاس زندگى مى كنند اكنون نسبت به درس هاى مرگ رائول توافق ندارند زيرا نگاه آنها به انتخابات مقدماتى رياست جمهورى آمريكا فرق مى كند. پدر رائول ۶۸ ساله، در سال ۱۹۶۶ به طور غير قانونى از دهكده كوچكى در مكزيك وارد ايالات متحده شد، دو بار از آمريكا اخراج شد و پس از آنكه با يك آمريكايى ازدواج كرد توانست اقامت قانونى بگيرد. او به سختى كار كرد و خانواده خود در نوادا را سر و سامان داد. تنها پسر آنها ، رائول، زمانى كه در دبيرستان بود و دو سفر هم به عراق كرد تصميم گرفت به نيروى دريايى ملحق شود . او درباره وطن پرستى و ميهن دوستى در اينترنت زياد مى نوشت و پست مى گذاشت. او در سال ۲۰۰۵ در يكى از پست هاى اينترنتى اش خطاب به انتقادگران جنگ نوشت: «اگر آنجا نبوده اى حرف نزن.» پدر رائول پسرش را در پيوستن به نيروى دريايى تشويق نكرد اما از تصميم او حمايت كرد و زمانى كه در عراق بود يك يا دو مرتبه هم با او حرف زد. پسر ماهانه ۲۵۰ دلار براى كمك به پدرش كه بازنشسته يك شركت تجهيزات آبى بود مى فرستاد و قول داده بود زمانى كه برگردد از وى مراقبت كند. خانواده اش مى گويند وقتى كه رائول را آوردند قيافه اش كاملا به هم ريخته بود زيرا انفجار بمب بخشى از صورتش را از بين برده بود.
همه اين كارها به خاطر چى
پدر رائول در حالى كه پشت ميز ناهار خورى نشسته به ياد پسرش كه در سوم ماه مارس و در سن ۲۱ سالگى در الانبار عراق كشته شد مى افتد، مى زند زير گريه. نوادا مانند هر شهر ديگرى در آمريكا شاهد انتخابات نامزدان رياست جمهورى آمريكا است. پدر رائول مى گويد مسئله عراق به رأى او خط مى دهد . او مى گويد: «من نمى خواهم خانواده ديگرى از رنجى كه ما مى بريم رنج ببرد، براى چى » براوو با اشاره به اين كه به هيلارى كلينتون يكى از نامزدهاى دموكرات رأى مى دهد مى افزايد «آنچه كه من مى گويم اين است ، پيش از آنكه افراد بيشترى آسيب ببينند، از عراق خارج شوند.» ايزابل خواهر رائول كه دستيار يك پزشك است و به طور مستقل ثبت نام كرده از مرگ برادرش درس متفاوتى گرفته و به جمهوريخواهان رأى مى دهد هر چند كه او با شعارهاى ضد مهاجرت آنها مخالف است . او مى گويد كه پدرش نمونه اى از مهاجرت هاى غيرقانونى است كه سرنوشتش به ايالات متحده گره خورده است. او در حالى كه اشك مى ريزد، مى افزايد: «پدرم دو مرتبه از كشور اخراج شد و پس از آن اين پسر را بزرگ كرد كه براى اين كشور جنگ كرد و براى آن هم كشته شد.» جوى مارسيكو، ۵۲ ساله و مادر رائول كه از شوهرش طلاق گرفته مى گويد كه پايان دادن به جنگ بدون آنكه مأموريت ايالات متحده پايان پذيرد بى حرمتى به قربانى شدن پسرش است. او مى گويد: « به همان اندازه كه براى پسرم اشك ريختم به همان مقدار هم براى مردم عراق فكر كردم.» مارسيكو كه كارگر يك شركت تجهيزات پزشكى است بحث جنگ را درانتخابات رياست جمهورى اساسى نمى داند. او در نظر دارد به نامزد جمهوريخواه يعنى رودى جوليانى رأى دهد. خواهر ديگر رائول، راشل ۲۶ ساله است. او ۸ سال قبل به عنوان دموكرات ثبت نام كرد و در دو دوره انتخابات رياست جمهورى قبلى به ال گور و جان كرى، نامزدان دموكرات رأى داد. اما اين بار او مى خواهد براى اولين بار به جمهوريخواهان رأى دهد. او مى گويد: « پيش از فوت برادرم فكر مى كردم كه لازم است از عراق بيرون بياييم. اما مرگش به من درس هاى زيادى داد.» او اضافه كرد: «اما زمانى كه بلاگش را خواندم نظرم عوض شد . مرگ برادرم چشمان مرا كاملاً به چيزى كه خام بودم باز كرد. ما بايد مأموريت خودمان را به پايان برسانيم.» پدر رائول هفته اى يك يا دو بار بر سر قبر پسرش مى رود. اين انعكاس جنگ براى او است. او گاهى اوقات فكر مى كند: «آيا همه سربازان به خاطر هيچ و پوچ مثل جنگ ويتنام ، كشته مى شوند »
دستان بسته سازمان ملل
342690.jpg
]نوشته : تاليف دين ‎/ ترجمه: پوراندخت مجلسى ]

در حالى كه بان كى مون سال دوم دبير كلى خود را شروع مى كند، سازمان ملل متحد ، نه موفقيت ملموسى را در سال گذشته داشته و نه راهكار مشخصى براى پرداختن به چالش هاى اقتصادى و سياسى سال ۲۰۰۸دارد . تاكنون عملكرد بان كى مون و آنچه به نظر مى رسد رويكرد آينده او باشد، حتى به استقلال رأى و و فادارى به تساوى حقوق دولت ها و ملت ها نزديك هم نبوده است. به نظر خانم فيليس بينس، چنين خصوصياتى است كه اگر سازمان ملل فرصت و شانس بازسازى اعتبار از هم پاشيده و ظرفيت بالقوه خود را داشته باشد مورد نياز است.او كه مدير پروژه هاى همكارى جهانى در انستيتوى مطالعات سياسى در واشنگتن است، مى گويد وقتى دبير كل در باره اولويت هاى سازمان ملل صحبت مى كرد نتوانست طرحى واقعى و برنامه ريزى شده براى هدف هاى اساسى ارائه دهد و سخنان او به عنوان پايان سال اول كارى او نمونه اى از كار او به ما ارائه مى دهد:
بان كى مون در نخستين كنفرانس مطبوعاتى خود در سال ۲۰۰۸ به چالش هاى عظيم اشاره كرد و در ضمن او به اين امر اشاره داشت كه در سال گذشته تنها در دوموضوع، «پيشرفت هاى مطمئنى داشته است، يكى
در باره مقابله با تغييرات جوى در جهان و ديگرى در باره حفظ صلح در دارفور». ولى بايد گفت كه مأموريت صلح در دارفور حتى پيش از اين كه موفقيت به دست آورد به دليل كمبود نيرو و هليكوپتر، دچار مشكل شده است. بان در توضيحات خود در كنفرانس مطبوعاتى، خود را مجبور مى ديد بپذيرد كه تنها ۹ هزار سرباز از ۲۶ هزار سرباز مورد نياز را در اختيار دارد و اذعان كرد: «به همين دليل است كه نگران وخيم تر شدن شرايط در دارفور هستم» و با اين گفته خوش بينى زودگذر خود را در مورد صلح در سودان تعديل كرد. انورال كريم چودرى، معاون سابق دبير كل سازمان ملل و نماينده عالى كشور هاى كم تر توسعه يافته (LDCS) مى گويد: برگرداندن اعتبار سازمان ملل به حالت نخست و مؤثر بودن دوباره آن اصلى ترين چالشى است كه اين سازمان با آن رو به رو است، به ويژه در اين زمان كه دبير كل، دومين سال تصدى خود را آغاز مى كند. چودرى در مصاحبه اى در اواخر دسامبر اظهار داشت: سازمان ملل احترام خود و حمايت وسيعى را كه از آن برخوردار بوده از دست داده است. او در اين باره چندين نمونه را مطرح كرد، از جمله: تظاهرات و راهپيمايى هايى كه در اعتراض به سازمان ملل برگزار مى شود؛ ممانعت از ديدار بالا ترين مقام هاى سازمان ملل از دفتر سازمان در محل رويدادهايى كه حضور نمايندگان سازمان لازم است؛ اخراج مقامات سازمان به وسيله دولت هاى ميزبان مجرى برنامه هاى سازمان؛ اجبار صلح بانان سازمان ملل به كناره گيرى، ايراد اتهامات مختلف عليه مأموران سازمان ازجمله مزاحمت هاى جنسى و... اين فهرست مى تواند همين طور ادامه يابد. چودرى سياستمدارى است كه از اواخر دهه ۱۹۷۰ با جامعه جهانى همكارى داشته است مى گويد : احترام سازمان ملل هرگز تا اين حد در سراسر جهان پائين نبوده است. اين امر بايد در اولويت توجه دبير كل سازمان و گروه مديريت ارشد اين سازمان قرار گيرد.
انورادها ميتال، پايه گذار و مدير سياسى انستيتوى پژوهشگران اوكلند واقع در سانفرانسيسكو مى گويد: اگر بگذارند سازمان ملل استقلال خود را حفظ كند و از منابع مالى لازم برخوردار باشد، مى تواند بدون نظر و بدون تعصب در مسائل و فوريت هاى زمان ما از جمله فقر، كشمكش ها، بيمارى هايى نظير ايدز و تغييرات جوى، تأثيرى واقعى داشته باشد. خانم بينس در اين مورد اظهار داشت: متأسفانه سازمان ملل متحد و نمايندگى هاى آن به دليل اين كه به وسيله سرمايه طرف هاى غربى كنترل مى شوند، ناتوان شده است. اين مراكز سرمايه اى با دادن كمك هاى مالى به اين سازمان، آن را به گروگان گرفته اند. اولويت براى سازمان ملل و نمايندگى هاى آن در سال ۲۰۰۸ اين است كه اختيارات قانونى خود را كه يارى رساندن به همه كشور هاى جهان براى فعاليت هاى صلح آميز و پيشرفت بر اساس اصول عدالت، شرف و اعتبار انسانى، رفاه و سلامت مردم است، احيا كنند. در ضمن از سازمان ملل انتظار مى رود مشكلات سياسى قديمى و جديد را جدى بگيرد و در سال ۲۰۰۸ براى آنها راه حلى بيايد. اين مشكلات بين ده ها مشكل شامل بحران خاورميانه، دارفور، ميانمار، عراق، لبنان، افغانستان و جمهورى كنگو است.
در كنفرانس مطبوعاتى، بان كى مون دبير كل سازمان قول داد كه جهان را به كوششى دوباره در زمينه كاهش فقر برانگيزد - همان طور كه در باره تغييرات جوى در مجمع عمومى در ماه سپتامبر انجام داد. او گفت كه انتظارها از سازمان ملل هر سال بيشتر مى شود و سالى كه در پيش داريم حتى سخت تر از سال پيش خواهد بود. سال ما با بحران در كنيا و تجديد خشونت در سريلانكا آغاز شده است.ما بايد فرايند شكننده صلح در خاورميانه را به ثمر برسانيم.بايد كاربيشترى براى كمك به مردم عراق انجام دهيم تا از برخوردها خلاصى يابند و زندگى از هم پاشيده خود را دوباره بسازند. ما بايد تلاش خود را در افغانستان ادامه دهيم تا دوباره به هرج و مرج و بى قانونى گرفتار نشود.
ولى آيا او از عهده همه اين قول ها و يا دست كم بيشتر آنها در سال ۲۰۰۸ بر مى آيد خانم بينس مى گويد نشانه اى اميدوار كننده در اين مورد وجود ندارد.
يكى ازملموس ترين و مخرب ترين تأثيرات سياست خارجى ۷ سال اخير دولت پرزيدنت بوش، نمايش پيروزمندانه يك طرفه نظامى گرايى به بهاى ناديده گرفتن و يا تضعيف اعتبار سازمان ملل است. اين حركت به روشى ساده تر يعنى، تخلف از منشور سازمان ملل و قوانين بين المللى و قطعنامه هاى سازمان ملل، كه بيشتر هم بدون نتيجه مانده است، انجام پذيرفته است. خانم بينس به IPS گفت كه يكى از قربانيان اصلى در اين ميان عراق بوده كه در واقع قربانى به اصطلاح «جنگ عليه تروريسم» شده است.
پرسش در باره آينده غير مطمئن اين است كه آيا آمريكا دست سنگين تسلط خود را از جامعه جهانى برخواهد داشت و به سازمان ملل اجازه خواهد داد ذره اى شانس اين را داشته باشد كه نقش خود را در برقرارى منشور خود ايفا كند: بلاى جنگ را پايان دهد، از حقوق بشر در مورد همه مردم و مليت ها پاسدارى كند و براى از بين بردن فقر و نابرابرى در جهان تلاش كند. تاكنون امكان انجام اين اقدام ها فراهم نبوده است، زيرا سلطه آمريكا بر سازمان ملل در آمريكا مورد توافق هر دو حزب ( جمهورى خواه و دموكرات) است و سرانجام اين مادلين آلبرايت وزير خارجه در كابينه به ظاهر تكثرگراى دولت كلينتون بود كه در سال ۱۹۹۵ گفت: «سازمان ملل ابزارى است براى سياست خارجى آمريكا». به يقين ساير كشور ها هم در سال هاى اخير نقش هاى مخربى در مسير پيشرفت سرنوشت ساز سازمان ملل بازى كرده اند. ولى سلطه ايالات متحده به عنوان مانع و بزرگ ترين سد براى واقعيت بخشيدن به قدرت بالقوه اين سازمان، باقى مى ماند. تقويت سازمان ملل و قدرت يابى آن بخشى از يك راهكار بين المللى براى مقابله با جنگ و احقاق حقوق بشر و حفظ سياره مان و «تهيه داربستى براى حكومت قانون در جهان» است؛ نشانه اى است از بروز تحول مثبت در افق سياست بين المللى.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |