|
|
|
|
|
|
|
|
استفاده از اينترنت بدون اجازه، ممنوع!
|
|
|
] زهرا رضايى[
الآن مى آيم. تا يك دقيقه ديگه پائين هستم. مادر از پله ها بالا رفت و بدون اين كه در اتاق فريبرز را بزند، داخل شد. ـ شام سرد شد. يك ساعته دارم صدات مى زنم. فريبرز كه چشم هايش را روى مانيتور كامپيوتر دوخته بود، گفت: ـ فقط يك دقيقه. فرياد مادر بلند شد: ـ همين حالا پاشو وگرنه كامپيوترتو از پنجره مى ندازم وسط خيابون. فريبرز به مادرش نگاه كرد. او عصبانى بود و فريبرز مى دانست كه اگر فقط يك دقيقه ديگر او را معطل نگه دارد، تهديدش را عملى خواهد كرد. بلند شد و پشت سر او از اتاق بيرون رفت. وقتى به نزديك آشپزخانه رسيدند، رو به مادرش كرد و گفت: ـ يك چيزى تو اتاق جا گذاشتم. تا شما غذا رو بكشين، من برمى گردم. يك ربع گذشت. مادر دوباره پائين پله ها ايستاده بود و فريبرز را صدا مى كرد. ••• نفوذ رسانه ها روى نوجوان ها، تاكنون هرگز به اندازه دوره ما نبوده است. نوجوان هاى امروز، علاوه بر ساعت هاى طولانى كه روبه روى تلويزيون مى نشينند، ساعت هايى را نيز به تماشاى فيلم هاى ويديويى، گوش دادن به نوارهاى موسيقى و استفاده از اينترنت اختصاص مى دهند. برخلاف يك دهه قبل كه اخبار فقط از طريق چند روزنامه يا يكى دو شبكه تلويزيونى پخش مى شد، نوجوان، امروز علاوه بر صدها كانال ماهواره اى، از اينترنت نيز براى شنيدن اخبار سود مى برد. اينترنت در اين ميان براى نوجوان ها از جذابيت ويژه اى برخوردار است. راهيابى به مكانى كه با هر كليك، تو را به هزار تويى راهنمايى مى كند، شگفت انگيز است. اما بايد توجه داشت كه استفاده از اينترنت و مراجعه به آنچه به «چت روم» (اتاق گفت وگو) شهرت يافته است، براى بسيارى از نوجوانان جز آسيب ثمرى ندارد و والدين بايد بسيار مراقب باشند. امروزه با شكل گيرى اينترنت، بسيارى از ارتباط هاى قديمى منسوخ شده است. نوجوان امروز حوصله نامه نگارى و حتى بعضى از اوقات، حوصله تلفن را هم ندارد و به جاى آن ترجيح مى دهد به اينترنت روى آورد و تبادل اطلاعات كند. يكى از اشكالات نوجوان ها اين است كه خيلى سريع تحت تأثير تبليغات قرار مى گيرند؛ از اين رو اين امكان فراهم مى شود كه اينترنت با بعضى از اطلاعات جهت دار خود، روى نوجوان شما تأثير سوء بگذارد. اعتياد به اينترنت راحتى استفاده از اينترنت و استفاده هاى متعددى كه مى توان از آن كرد، موجب شده است كه ما با پديده اى به نام اعتياد به اينترنت روبه رو شويم. نوجوان امروز، ساعت ها وقتش را جلوى صفحه رايانه مى گذراند و آن را بر هر تفريح ديگرى ترجيح مى دهد. فاصله گرفتن از فعاليت هاى اجتماعى، در خود فرو رفتن و يا توجه به يك جنبه خاص از اينترنت، تنها بخشى از زيانى است كه فرزند شما را تهديد مى كند. مسأله مهم ديگر در مورد اعتياد به اينترنت اين است كه نوجوان از بسيارى از ساير جنبه هاى زندگى نيز مى گذرد. معتادان به اينترنت اگر اجازه استفاده از اينترنت را پيدا نكنند، دچار افسردگى مى شوند. توجه داشته باشيد كه علاقه بيش از اندازه فرزند نوجوان شما به اينترنت مى تواند راهى براى فرار از مشكلات زندگى باشد. چه بايد كرد به بچه ها مى گوييم با غريبه ها صحبت نكنيد و يا آنها را به خانه راه ندهيد. از آنها مى خواهيم كليد خانه را به كسى ندهند و يا از مقدار پولى كه در خانه است به كسى چيزى نگويند. در مورد استفاده نوجوان از اينترنت هم همين قاعده بايد حاكم باشد. ملاقات با شخص غريبه موقعى كه شما در جريان نيستيد، نبايد اتفاق بيفتد. چت روم بدون اطلاع شما ممنوع. اگر قرار است ملاقاتى صورت بگيرد، بايد در جمع خانوادگى باشد.شما به عنوان پدر يا مادر، بايد زمان مراجعه نوجوانتان را به اينترنت محدود كنيد. مراجعه به اينترنت موجب مى شود تا نوجوان شما از بسيارى از فعاليت هاى روزمره خود فاصله بگيرد. براى استفاده از رايانه مقررات خاص خانواده خود را وضع كنيد؛ بايد مشخص كنيد تا نوجوانتان چه مدتى و در چه زمان هايى مى تواند با اينترنت كار كند.درباره ويروس هاى رايانه اى به فرزندانتان هشدار دهيد؛ به خصوص به آنها بگوييد پيام هاى ناشناس را باز نكنند. از نوجوان خود بخواهيد هر موضوعى را كه موجب ناراحتى او مى شود، با شما در ميان بگذارد. درباره سوء استفاده از اينترنت، اطلاعات لازم و كافى به او بدهيد. رفت و آمدهاى او را كنترل كنيد و مطمئن شويد بدون اجازه شما وقتش را در كافى نت ها نمى گذراند.
|
|
|
|
|
آموختم كه هرگز به پدرم دروغ نگويم
|
|
|
] جيسون بوكارو/ تهمينه مهربانى]
من در جنوب اسپانيا در منطقه كوچكى به نام استپونا بزرگ شده ام. ۱۶ سال بيشتر نداشتم كه يك روز صبح پدرم به من گفت مى توانم پشت ماشين بنشينم و او را به دهكده «ميجاس» در ۱۸ مايلى دهكده خودمان ببرم، به شرط آن كه بعد از اين كار، ماشين را به تعميرگاهى در آن نزديكى ببرم. من كه تازه رانندگى ياد گرفته بودم و خيلى كم پيش مى آمد كه از ماشين استفاده كنم بلافاصله قبول كردم. پدر را به ميجاس بردم و قول دادم ساعت چهار بعدازظهر دنبالش بروم. بعد هم به تعميرگاه رفتم و ماشين را آنجا گذاشتم. چند ساعتى وقت داشتم. تصميم گرفتم بروم و چند فيلم را كه در سينماى نزديك تعميرگاه نمايش مى دادند، تماشا كنم. چنان غرق ديدن فيلم ها شده بودم كه متوجه گذشت زمان نشدم. آخرين فيلم كه تمام شد به ساعتم نگاه كردم و ديدم شش بعدازظهر است. دو ساعت دير كرده بودم.مى دانستم اگر پدر بفهمد مشغول ديدن فيلم بوده ام، عصبانى خواهد شد و ديگر هرگز به من اجازه رانندگى نخواهد داد. تصميم گرفتم به او بگويم كه لازم بود بعضى از قطعات ماشين عوض شود و اين كار بيش از آنچه كه انتظار داشتم طول كشيده است. به محل قرار ملاقات رفتم و ديدم پدرم كنار خيابان صبورانه منتظر است. به خاطر اين كه دير كرده بودم معذرت خواستم و گفتم تا جايى كه مى توانستم سريع خود را رساندم، ولى ماشين يك سرى تعميرات اساسى لازم داشت.هيچ وقت نگاه پدرم را فراموش نخواهم كرد. او گفت: «اسباب تأسف من است كه احساس مى كنى بايد به من دروغ بگويى.»گفتم: «منظورتان چيست. دارم راستش را مى گويم.»پدر دوباره نگاهم كرد و گفت: «وقتى خبرى از تو نشد، به تعميرگاه تلفن زدم و پرسيدم چيزى شده يا نه و آنها گفتند كه هنوز نرفتى ماشين را تحويل بگيرى، پس مى بينى كه مى دانم ماشين مسأله اى نداشته است.»وقتى با ناتوانى اعتراف كردم به تماشاى فيلم رفته بودم و دليل واقعى تأخيرم را بيان كردم، احساس گناه همه وجودم را فرا گرفت. موجى از اندوه بر چهره پدرم نشسته بود و با دقت به حرف هايم گوش مى كرد. او گفت: «عصبانى هستم. ولى نه از دست تو، بلكه از دست خودم. مى دانى متوجه شدم كه اگر بعد از اين همه سال هنوز هم مجبورى به من دروغ بگويى، به عنوان يك پدر، حسابى شكست خورده ام، چون پسرى بزرگ كرده ام كه حتى نمى تواند به پدر خودش راست بگويد. حالا هم پياده به خانه برمى گردم. مى خواهم فكر كنم اين همه سال كجا اشتباه كرده ام.»«ولى پدر تا خانه ۱۸ مايل راه است و هوا هم تاريك شده، نمى توانى پياده بيايى.»اعتراض، عذرخواهى و بقيه حرف هايم به كلى بى فايده بود. من پدرم را مأيوس و دل شكسته كرده بودم و داشتم يكى از بزرگترين درس هاى زندگى ام را ياد مى گرفتم. پدر راه پيمايى اش را در جاده خاكى شروع كرد. من سريع داخل ماشين پريدم و دنبالش راه افتادم. اميدوار بودم كوتاه بيايد. در تمام طول راه به او التماس كردم و گفتم كه چقدر متأسفم، ولى او ابداً اعتنا نكرد و ساكت و متفكر و دردمند به راهش ادامه داد. ۱۸ مايل پشت سرش رانندگى كردم.ديدن پدرم كه چنان درد جسمى و روحى عجيبى را تحمل مى كرد، دردناك ترين تجربه عمرم و در عين حال موفق ترين آن نيز بود. از آن پس آموختم كه ديگر هرگز به او دروغ نگويم.
|
|
|
|
|
اخلاق، ميراث والدين براى فرزندان
|
|
|
] شيما جمالى[
آيا تا به حال مادر يا پدرى را در حال فرياد زدن بر سر كودك خود و يا احياناً تنبيه بدنى او ديده ايد آيا تا به حال كودك و يا نوجوانى را در حال دعوا با ديگران، مشاجره لفظى با خانواده و يا بد خلقى با همكلاسى هاى خود ديده ايد * حلقه گمشده فرزندان آئينه تمام نماى رفتار پدر و مادر خود هستند. وقتى ما با همسر خود با صداى بلند صحبت مى كنيم، وقتى تنها به خواسته هاى خود فكر مى كنيم، وقتى دروغ مى گوييم، خستگى فعاليت هاى روزانه را بر سر اعضاى خانواده خالى مى كنيم و به نظم و انضباط بى توجه هستيم، چه انتظارى از فرزندان خود داريم كه طبق موازين اخلاقى عمل كنند در دنياى امروز، بخصوص، «اخلاق» حلقه گمشده جوامع بشرى است. در قرن ۲۱ شايد بشر به پيشرفت هاى علمى اعجاب انگيزى دست پيدا كرده باشد اما مسئله اى كه مهجور مانده و يا مهجور نگه داشته شده، اخلاق است. مسئله اى كه پيامبر اكرم(ص) آن را علت بعثت و برانگيخته شدن خود به نبوت اعلام مى كند. اما آيا صادقانه با خود فكر كرده ايم چقدر به اين موضوع ولزوم جود اخلاق در زندگى توجه داريم آيا تا به حال فكر كرده ايم كه زندگى ما چقدر برمبناى اخلاق استوار است و موازين اخلاقى در خانواده رعايت مى شود يا نه * سؤال بيجا! بعضى از پدر و مادرها تصور مى كنند اگر فرزند از نظر خوراك و پوشاك تأمين و از نظر تحصيلى نيز به سطح قابل قبولى رسيده باشد براى آنها كافى است. اين دسته از والدين اعتقادى به سازندگى اخلاقى فرزندان ندارند. آنان نه خود اصول اخلاقى را رعايت مى كنند و نه تلاش مى كنند كه فرزندانى متخلق به اخلاق حسنه داشته باشند. اما زمانى كه نوجوان، پرخاشگر، بى ادب و بى انضباط مى شود، از خود مى پرسند: «چرا ما كه تمام تلاشمان را براى زندگى آنها كرده ايم.» توجه نكردن به مسائل اخلاقى در سنين خردسالى و كودكى، پيامدهاى ناگوارى در سنين نوجوانى و جوانى در پى خواهد داشت. اگر زمانى كه ذهن و قلب فرزند ما آماده پذيرش تربيت صحيح است مورد بى توجهى قرار گيرد، در سنين بالاتر، خيلى سخت تر مى توان او را از عادات ناپسند دور كرد. * تكليف الهى از جمله وظايفى كه خداوند بر عهده پدر و مادر در قبال فرزندان گذاشته، تربيت صحيح دينى است و اين، يكى از حقوق فرزندان محسوب مى شود كه در بيشتر خانواده ها مورد غفلت واقع شده است. حضرت على(ع) در اين زمينه مى فرمايند: «ميراثى مانند ادب نيست.» معمولاً اگر فرزند ما نمره درسى اش كم شود و دست به كارهاى خطرناك بزند، به درس و مدرسه توجه نشان ندهد يا به حرف هاى ما بى توجه باشد، ناراحت شده و واكنش نشان مى دهيم. اما اگر براى نماز صبح بيدار نشود، دروغ بگويد و كاهلى در امور دينى داشته باشد آن را به عنوان ناهنجارى تلقى نمى كنيم و به راحتى از آن مى گذريم. اگر كودك ما با چنين تربيتى رشد كند، در آينده نبايد انتظار داشت كه فردى پايبند به اصول مذهبى و اخلاقى باشد. همانطور كه خداوند در آخرت از نوع تربيت فرزندان، از والدين بازخواست خواهد كرد، مردم نيز مؤدب بودن يا نبودن فرزند را به پاى پدر و مادر خواهند گذاشت. چه عملى سنگين تر و پر اجر تر از تربيت يك نسل پاك، متعهد و خداشناس وجود دارد. حضرت سجاد(ع) در رساله حقوق خود مى فرمايند: «و اما حق فرزندت آن است كه بدانى او از توست و خير و شر او در همين دنيا به تو نسبت داده مى شود و تو نسبت به تربيت شايسته او و راهنمايى اش به سمت و سوى خدا و كمك به خدا پرستى اش، مسئولى و در اين مورد پاداش و كيفر خواهى شد. پس در كار تربيت فرزند، چنان رفتار كن كه اگر در دنيا آثار خوب داشت مايه آراستگى تو باشد و نزد پروردگار حجت داشته باشى». زمانى ما مسلمان واقعى محسوب مى شويم كه اعمالمان گوياى مذهب ما باشد. زمانى كه با فرزند خود تندى مى كنيم، او را دعوت به گفتن دروغ به اصطلاح مصلحتى مى كنيم و در برابر بى توجهى آنان به مسائل مذهبى واكنش نشان نمى دهيم، انتظارى هم نبايد داشته باشيم كه آنان در آينده فردى پرهيز كار و خداترس شوند. در مقابل هم فشار بيش از حد بر فرزند براى انجام فرايض دينى، سختگيرى، پرخاشگرى در مقابل انجام ندادن اعمال نيز اثر سوئى بر فرزند خواهد گذاشت و چه بسا او را از دايره ديندارى خارج مى سازد.
|
|
|
|