]اشرف پورمند]
مادربزرگ اصلاً از پلاستيك خوشش نمى آيد و اگر فروشنده بخواهد وسايل را توى پاكت پلاستيكى بريزد، كيسه اى پارچه اى را كه هميشه همراه دارد به او مى دهد تا وسايل را داخلش بريزد. آن روز هم كه با مادربزرگ براى خريد رفته بودم، كيسه اش را همراه آورده بود. پيش خودم فكر كردم مادربزرگ هم چه حوصله اى دارد چه فرقى مى كند وسايل توى كيسه پارچه اى باشد يا كيسه پلاستيك.
سر راه رفتيم نانوايى نوبت به ما كه رسيد، مادربزرگ پارچه اى سفيد و تميز را روى ميز نانوا پهن كرد و نان ها را داخل آن پيچيد. به نظر او اگر نان داغ را توى پلاستيك بگذاريد، عرق مى كند و نان ها به هم مى چسبند ولى وقتى توى پارچه باشد، تا برسى خانه، هم خنك مى شود و هم تازه مى ماند و زحمت مان هدر نمى رود.
پلاستيك دشمن طبيعت
رسيديم خانه. بعد از شستن دست ها، تلويزيون را روشن كردم. برنامه اى در باره محيط زيست پخش مى شد. برايم جالب بود. برنامه در باره پلاستيك ها بود. اين طور كه فهميدم پلاستيك دشمن اصلى طبيعت است و برخلاف ساير مواد طبيعى ، مثل چوب ، برگ درختان ، ميوه ها و گل ها جذب خاك نمى شود. مواد پلاستيكى به مدت طولانى در طبيعت سرگردان مى مانند و موجب آلودگى محيط زيست مى شوند مثلاً يك بطرى يك بار مصرف بايد مدت ۳۰ تا ۶۰ سال صبر كند تا شايد بخشى از آن تجزيه و جذب خاك شود. مصرف كمتر اين مواد موجب مى شود تقاضاى كمترى براى اين محصولات باشد. در نتيجه توليد آن كاهش مى يابد و محيط زندگى ما كمتر آلوده مى شود.
آن روز فهميدم كه مادربزرگ من ، يكى از طرفداران پروپا قرص محيط زيست است.