سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۳ محرم ۱۴۲۹
Tue, Jan 22, 2008
كودك بادبادك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
كاردستى
شهروند خوب
شش راه براى اين كه مثل آب خوردن از پس درس هاى تان برآييد
كاردستى
شيشه آب نبات رنگارنگ
342747.jpg
ابزار لازم: شيشه بطرى بزرگ ، رنگ اكريليك سياه، سفيد و رنگى ، قلم موهاى كوچك و بزرگ، لاك الكل ، كش و روبان ، مداد، پارچه
سطح شيشه را دوبار با رنگ سفيد بپوشانيد اما به اندازه يك مربع بزرگ از آن را رنگ نزنيد تا بتوانيد محتويات داخل شيشه را ببينيد.
با مداد روى شيشه، مربع هايى به اندازه مساوى بكشيد.
دور تا دور لبه شيشه را با قلم مو به رنگ روشن درآوريد. وقتى رنگ شيشه خشك شد، مربع ها را با رنگ هاى مختلف به دلخواه خودتان رنگ بزنيد و صبر كنيد تا رنگ ها خشك بشود.
هر مربع را به سليقه خودتان رنگ آميزى كنيد. دقت كنيد نقش ها متفاوت باشد.
با رنگ سياه، اطراف مربع ها را خطوط كوك مانندى بكشيد و صبر كنيد تا رنگ ها خشك شود. سپس سطح شيشه را با قلم موى بزرگ لاك الكل بزنيد.
شيشه را با آب نبات پر كنيد. يك تكه پارچه به اندازه دوبرابر در شيشه و شكل دايره بكشيد.
با كمك يك كش ، پارچه را روى در شيشه ببنديد. سپس روبان را روى در شيشه گره بزنيد.
لطفا به دماغ آدم برفى دست نزنيد
342762.jpg
]باران طلايى]

* چگونه يك آدم برفى بسازيم
آدم برفى هرچند رفيق نيمه راه است و آفتاب كه شود، آب مى شود اما دوست خوبى است. حتى اگر همه شش ميليارد و خرده اى انسان روى كره زمين آدم برفى بسازند، هيچ يك از آدم برفى ها شبيه هم نخواهد شد و تازه هركدام از آنها، همانى خواهد بود كه سازنده اش دلش مى خواسته. با همان جنس چشم هايى كه انتخاب كرده، همان دماغ از هويج يا نارنگى يا هر چيز ديگرى كه او مى خواسته و به همان چاقى و بزرگى يا كوچكى و لاغرى كه او دوست داشته است و البته با لبخند.
* مواد لازم براى ساختن آدم برفى :
يك عالمه برف، چند دوست، يك عدد هويج، دو تا دگمه بزرگ همرنگ (مشكى، قهوه اى، آبى يا سبز) و چند دگمه ديگر، پوست نارنگى يا گچ قرمزرنگ، دو تكه چوب كه سرش چندشاخه باشد (به جاى دست) يا دو تا جاروى كهنه، شال گردن و كلاه با اجازه بزرگترها .
* طرز ساخت :
۱) قبل از هرچيز دعا كنيد يك عالمه برف ببارد. آنقدر كه مدرسه ها تعطيل شوند. اگر اداره پدرتان هم تعطيل شود خيلى خوب مى شود چون مى تواند در ساختن آدم برفى به شما كمك كند!
۲) وقتى برف به اندازه كافى باريد (آنقدر كه مدرسه ها تعطيل شد) به اجازه بزرگترها نياز داريد.
۳) وقتى اجازه بزرگترها را براى رفتن به بيرون از خانه و ساختن آدم برفى گرفتيد، دوستان شفيق تان را خبر كنيد.
۴) اول يك گلوله برفى به اندازه توپ بسكتبال بسازيد. بعد آن را روى برف ها قل دهيد تا به اندازه اى برسد كه دوست داريد. اين بدن آدم برفى است. حالا به همين ترتيب سر آدم برفى را بسازيد. حالا دو تكه چوب يا دو جاروى كهنه را به جاى دست روى تنه آدم برفى بگذاريد. بعد يك هويج جاى دماغش و دو تا دگمه همرنگ، جاى چشم هايش بگذاريد. يك لبخند با گچ قرمزرنگ روى صورتش بكشيد. مى توانيد از پوست نارنگى يا پرتقال هم به جاى دهان، البته به شكل لبخند استفاده كنيد.
از مقواى قرمز هم مى توانيد يك لبخند بزرگ ببريد و روى صورت آدم برفى بگذاريد. به هر حال سعى كنيد آدم برفى خيلى خوشحال باشد و اين به دهان او بستگى دارد. حالا دگمه اى ديگر را روى لباسش بگذاريد. مثلاً پالتو پوشيده است. شال را دور گردنش بپيچيد و كلاه را روى سرش بگذاريد.
۵) آدم برفى حاضر است. اما لطفاً از او نخواهيد كه همراه شما بدود و بازى كند و احياناً آدم برفى بسازد چون آدم برفى ها اصلاً دوست ندارند حركت كنند. آخر اگر برف هايشان بريزد، از همه وجودشان چه چيزى باقى مى ماند اصلاً آدم برفى پادار ديده ايد
۶) لطفاً تحت هيچ شرايطى به دماغ آدم برفى دست نزنيد و فكر خوردن آن را از سرتان بيرون كنيد. آدم برفى بدون دماغى از هويج، هويت ندارد!
شهروند خوب
كيسه خريد مادر بزرگ
]اشرف پورمند]
342705.jpg
مادربزرگ اصلاً از پلاستيك خوشش نمى آيد و اگر فروشنده بخواهد وسايل را توى پاكت پلاستيكى بريزد، كيسه اى پارچه اى را كه هميشه همراه دارد به او مى دهد تا وسايل را داخلش بريزد. آن روز هم كه با مادربزرگ براى خريد رفته بودم، كيسه اش را همراه آورده بود. پيش خودم فكر كردم مادربزرگ هم چه حوصله اى دارد چه فرقى مى كند وسايل توى كيسه پارچه اى باشد يا كيسه پلاستيك.
سر راه رفتيم نانوايى نوبت به ما كه رسيد، مادربزرگ پارچه اى سفيد و تميز را روى ميز نانوا پهن كرد و نان ها را داخل آن پيچيد. به نظر او اگر نان داغ را توى پلاستيك بگذاريد، عرق مى كند و نان ها به هم مى چسبند ولى وقتى توى پارچه باشد، تا برسى خانه، هم خنك مى شود و هم تازه مى ماند و زحمت مان هدر نمى رود.
پلاستيك دشمن طبيعت
342729.jpg
رسيديم خانه. بعد از شستن دست ها، تلويزيون را روشن كردم. برنامه اى در باره محيط زيست پخش مى شد. برايم جالب بود. برنامه در باره پلاستيك ها بود. اين طور كه فهميدم پلاستيك دشمن اصلى طبيعت است و برخلاف ساير مواد طبيعى ، مثل چوب ، برگ درختان ، ميوه ها و گل ها جذب خاك نمى شود. مواد پلاستيكى به مدت طولانى در طبيعت سرگردان مى مانند و موجب آلودگى محيط زيست مى شوند مثلاً يك بطرى يك بار مصرف بايد مدت ۳۰ تا ۶۰ سال صبر كند تا شايد بخشى از آن تجزيه و جذب خاك شود. مصرف كمتر اين مواد موجب مى شود تقاضاى كمترى براى اين محصولات باشد. در نتيجه توليد آن كاهش مى يابد و محيط زندگى ما كمتر آلوده مى شود.
آن روز فهميدم كه مادربزرگ من ، يكى از طرفداران پروپا قرص محيط زيست است.
درس خواندن مثل دوچرخه سوارى
شش راه براى اين كه مثل آب خوردن از پس درس هاى تان برآييد
342723.jpg
]غزاله مرعشى ]

يادتان مى آيد كه چطور ياد گرفتيد دوچرخه سوارى كنيد حتماً يكى از بزرگترهايتان راه و روش دوچرخه سوارى كردن را به شما ياد داد. شما هم مدتى تمرين كرديد تا خوب ياد بگيريد. درس خواندن هم مثل دوچرخه سوارى يك مهارت است. يعنى اين كه مى شود بهترين روش درس خواندن را ياد گرفت، تمرين كرد و بعد نتايج عالى گرفت. مهارت درس خواندن به شما كمك مى كند كه مطالب درسى را سريع تر ياد بگيريد و در كلاس، دانش آموز فعالى باشيد، بچه هايى كه در دوره راهنمايى و دبيرستان درس مى خوانند با به كارگيرى اين اصول راحت تر از پس درس ها برمى آيند. حالا اين شما و اين هم شش گام براى مطالعه مؤثر دروس.
۱. حواس پرتى سر كلاس ممنوع
آيا مى دانيد قبل از اين كه شما در خانه شروع به درس خواندن كنيد فرآيند يادگيرى شروع مى شود زمانى كه سر كلاس نشسته ايد و به حرف هاى معلم تان گوش مى دهيد، مانند زمانى كه در خانه درس مى خوانيد مفيد است. در كلاس ، خوب گوش دادن و نكات مهم را يادداشت كردن، نقطه آغاز يادگيرى است.
سعى كنيد جايى بنشينيد تا تخته را خوب ببينيد، صداى معلم را خوب بشنويد و از همه مهمتر، بغل دستى پرحرفى نداشته باشيد.
۲. نكات مهم را يادداشت كنيد
وقتى معلم، سر كلاس درس را توضيح مى دهد، نكات مهم و كليدى را در دفترتان يادداشت كنيد. مخصوصاً مطالبى را كه معلم روى تخته مى نويسد. سعى كنيد طورى بنويسيد كه بعداً بتوانيد خط خودتان را بخوانيد! بهتر است براى هر درس پوشه اى تهيه كنيد و خلاصه بردارى ها، پلى كپى هاى تمرين و سؤالات امتحانات را برحسب فصل هاى كتاب در آن طبقه بندى كنيد.
۳. از قبل برنامه ريزى كنيد
درس خواندن براى امتحان شنبه را از كى شروع مى كنيد جمعه شب اين طورى هم دچار اضطراب زيادى مى شويد و هم به احتمال زياد نمره خوبى نمى گيريد. براى اين كه درس خواندن را مرتب پشت گوش نيندازيد و به اصطلاح دانش آموز شب امتحانى نباشيد، بهتر است يك تقويم كوچك براى خودتان تهيه كنيد. تاريخ تمام امتحان ها يا تاريخ تحويل پروژه ها به معلم تان را در آن يادداشت كنيد. حالا سعى كنيد يك برنامه ريزى زمانى مناسب انجام دهيد و مشخص كنيد براى هر امتحان از چند روز قبل بايد شروع به درس خواندن كنيد. اگر نمى توانيد اين كار را به تنهايى انجام دهيد از پدر و مادرتان كمك بگيريد.
۴. تقسيم بندى كنيد
وقتى از بخش زيادى از كتاب امتحان داريد و بايد مطالب زيادى را ياد بگيريد، بهتر است به جاى وحشت كردن از حجم مطالب، آنها را به قسمت هاى كوچكتر تقسيم كنيد. مثلاً اگر براى درس زبان بايد معنى ۲۰ لغت را حفظ كنيد، آنها را به گروه هاى چهار تايى تقسيم كنيد و هر شب يك گروه (۴ لغت) حفظ كنيد. بعد از پنج روز، همه ۲۰ لغت را حفظ خواهيد كرد.
هميشه وقت براى دوره كردن كنار بگذاريد. هرچه بيشتر مطالب را مرور كنيد، بهتر و مدت بيشترى در ذهن تان باقى مى ماند. گاهى اوقات هم استفاده از چند كلك كوچك براى حفظ كردن مطالب كارساز است. مثلاً اگر بايد چند اسم را به ترتيب حفظ كنيد (مثل نام سياره ها) مى توانيد حرف اول هر كدام را به هم بچسبانيد و يك كلمه جديد درست كنيد. حالا با يادآورى آن كلمه جديد مى توانيد آن گروه اسم ها را به راحتى به خاطر بياوريد. حتماً شنيده ايد كه مى گويند كار امروز را به فردا مينداز. شما هم درس خواندن را فقط به شب امتحان موكول نكنيد. هر شب چند درس را مرور كنيد. اگر درس ها حفظى هستند خلاصه بردارى ها را مرور كنيد و اگر مثل رياضى، مسأله اى هستند، هر شب يكى دو تا تمرين براى يادآورى حل كنيد. وقتى ذهن تان خسته مى شود، نمى توانيد به خوبى تمركز كنيد. پس هر ۴۵ دقيقه يك بار استراحت كوچكى داشته باشيد. اما سعى كنيد درمدت استراحت سراغ تلويزيون نرويد چون ممكن است ديگر نتوانيد به اين زودى ها سر درس تان برگرديد!
۵. رفع اشكال
وقتى مطلبى را به خوبى ياد نگرفته ايد، نمى توانيد آن را براى امتحان، خوب حفظ كنيد. سعى كنيد درس ها را به جاى اين كه طوطى وار بخوانيد، خوب درك كنيد. اين طورى حفظ كردن آنها يا حل كردن مسائل خيلى راحت تر مى شود. پس اگر احساس مى كنيد چيزى را خوب متوجه نشديد حتماً درباره آن از معلم تان سؤال كنيد.
۶. خوب بخوابيد
شب امتحان است، شما هم همه مطالب را خوانده ايد ولى احساس مى كنيد هيچى يادتان نمى آيد. حتى نمى دانيد دو دو تا چند تا مى شود! نترسيد مغز شما براى آن كه تمام اطلاعاتى را كه در طول روز دريافت كرده تحليل كند احتياج به زمان دارد. پس شب امتحان كمى زودتر به رختخواب برويد و خوب استراحت كنيد. فردا صبح خواهيد ديد كه همه چيز را به خوبى به خاطر مى آوريد.
يادم باشد كه دلم هيچ وقت به من دروغ نمى گويد
342750.jpg
]ليزا كامينگ ‎/ تهمينه مهربانى ]

هيچوقت تصورش را هم نمى كردم كه دلم براى جوراب هاى بدبو و صداى بلند ضبط برادرم، تنگ شود، ولى حالا برادرم از خانه رفته است تا در كالج درس بخواند و من دلم برايش تنگ شده است. علاقه ما به هم، با علاقه همه خواهر و برادرها فرق مى كند. چون برادر من آدم بى نظيرى است. او بسيار باهوش و مهربان است و دوستانم مى گويند كه خيلى هم خوش تيپ است. برخورد او با مسائل، رفتارش با دوستان و خانواده و اهميت دادن او به مردم و افكار آنها، باعث مى شود كه از ته دل به او افتخار كنم. خيلى دلم مى خواهد مثل او باشم و حالا برايتان مى گويم كه منظورم چيست.
او از ۱۴ كالج درخواست پذيرش كرد و در همه آنها پذيرفته شد، به غير از يكى كه دلش همان را مى خواست، يعنى دانشگاه براون، برادرم در فهرست اولويت ها، دومى را انتخاب كرد و به آنجا رفت تا سالى خوب و در عين حال يكنواخت را شروع كند. براى تابستان كه به خانه برگشت، گفت به هر قيمتى به دانشگاه براون خواهدرفت و از ما پرسيد كه آيا حمايتش مى كنيم نقشه اش اين بود كه به رود آيلند در نزديكى دانشگاه براون نقل مكان كند. بعد دنبال كارى بگردد و خود را در آن منطقه به همه بشناساند. گفت از جانش مايه مى گذارد تا در همه رشته ها و فعاليت ها، بهترين باشد و مطمئن بود كه بالاخره كسى متوجه تلاش هاى او خواهد شد.
قبول اين نقشه براى پدر و مادرم خيلى سخت بود، چون در اين صورت، برادرم بايد يك سال ترك تحصيل مى كرد و اين از نظر آنها بسيار وحشتناك بود، ولى به او اعتماد كردند و تشويقش كردند براى رسيدن به آرزوهايش هركارى را كه لازم مى داند، انجام بدهد. خيلى طول نكشيد كه برادرم را براى نوشتن نمايشنامه استخدام كردند. حدس بزنيد كجا بله، در دانشگاه براون! حالا او فرصت پيدا كرده بود كه خوش بدرخشد و درخشيد. هيچ كارى به نظر او خيلى بزرگ يا خيلى كوچك نبود. او از ذره ذره وجودش در كارش مايه گذاشت. با معلم ها و مديران درباره آرزوهايش حرف زد و هيچ وقت درباره آنچه كه به دنبالش بود، درنگ نكرد.
هنوز سال به انتها نرسيده بود كه از دانشگاه براون درخواست پذيرش كرد و او را پذيرفتند. ما همه خوشحال بوديم، اما خوشحالى من با همه فرق داشت چون درس مهمى ياد گرفته بودم، درسى كه هيچ كس نمى توانست با حرف يادم بدهد. درسى كه بايد با چشم هاى خودم مى ديدم و ياد مى گرفتم و آن اين بود كه: اگر براى آنچه كه مى خواهم سخت تلاش كنم و اگر بعد از هر سرخوردگى باز هم به تلاش خود ادامه بدهم آرزوهايم به حقيقت خواهند پيوست. اين هديه اى است كه هنوز هم در قلبم نگاه داشته ام و به خاطر برادرم، به زندگى اعتماد دارم.
همين چند وقت پيش، براى ديدن برادرم، به رود آيلند رفتم و يك هفته بدون پدر و مادرم، با برادرم زندگى كردم. برادرم نگاهى عميق به من انداخت و گفت هيچ وقت فراموش نكنم كارى را كه دوست ندارم انجام ندهم، مهم نيست چه كارى، فقط بدانم كه دلم هيچ وقت به من دروغ نمى گويد.
در تمام طول راه بازگشت به خانه گريه مى كردم. فهميده بودم كه من و برادرم هميشه به هم نزديك خواهيم بود و خيلى خوش شانس هستم كه چنين برادرى دارم. چيزى در درونم فرق كرده بود. ديگر احساس يك دختربچه را نداشتم و بخشى از وجودم در اين سفر رشد كرده و بزرگ شده بود. براى نخستين بار در خانه، كار مهمى انتظارم را مى كشيد. راستش من يك خواهر كوچولو دارم و آن روز فهميدم كار مهم من چيست. آخر معلم خارق العاده اى داشتم.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |