چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۴ محرم ۱۴۲۹
Wed, Jan 23, 2008
دانشگاه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
سلامت
تريبون آزاد
تريبون آزاد
تغيير ناگهانى
نارسايى محتوايى
343053.jpg
] محسن منصورى- دبيركل جامعه اسلامى دانشجويان [

تغيير و تحول شتابدار و فزاينده جامعه بويژه در محيط دانشگاه و در رأس آن جهش متفاوت مجموعه ها و تشكل هاى دانشجويى بسيارى از متفكران و نظريه پردازان جهان را در پشت ميز فكر خشكانده و انگشت تحير بر دهان تعجب نهاده كه چگونه مى توان محتواى مناسب و مقتضى تحولات جديد ارائه كرد .
وجود حجم عظيمى از محتواهاى متفرق و عدم تبديل و انطباق آن محتوا به فضاى فكرى دانشجويان موجب بروز شكاف نظرى و تئوريك در جامعه دانشگاهى ايران شده است. بومى سازى دانشجويى تئورى ها و نهادينه كردن نظريه هاى موجود در فضاى فكرى جديد دانشگاه ها از آن دست ، خدماتى است كه در دوره ، دلسوزان و متفكران كمتر به آن توجه شده است. با قضاوتى ظالمانه درباره توليد كنندگان بسته هاى فكرى و آبشخوران معنوى دانشگاه، مى توان گفت نسلى فعال بوده است كه تدابير لازم براى سازش با تغيير و تحولات ناگهانى دانشگاه را نينديشيده اند. بعد از انقلاب اسلامى، وقوع جنگ تحميلى، تكليف را به جبهه ها برد تا سكون و سكوت انديشمندان ايران درعدم توليد محتوا براى آينده دانشگاه تشديد شود. اين مطلب در دوران سازندگى به دغدغه اى فرو نشسته در غبار مرگ تبديل و جشن تدفين آن در دوره اصلاحات برگزار گرديد. نهايت چشم اندازى كه در اين سال ها براى فعاليت هاى دانشجويى ترسيم مى گرديد، نگاهى چند ده روزه و برگرفته از توليدات و ايده پردازى خود دانشجويان بود و نگاه عميق، بلند و آينده نگر از دانشگاه رخت بر بسته بود. تا چند سال پيش، تغييراتى كه در جامعه دانشگاه بوقوع مى پيوست آنقدر سريع نبود كه جريان توليد محتوا به گرد پاى تحولات هم نرسد و دانشگاه با «توليد درونى» محتواى مقتضى شرايط را تأمين مى كرد. لكن در چند سال گذشته به بعد سرعت تغيير در مجموعه هاى دانشگاهى بسيار بالاست. رفتارهاى دانشجويى به شدت سيال و پر تغيير است به صورتى كه اگر نسل جديد دانشجويان با نسل گذشته مقايسه شوند شباهت هاى زيادى در اين دو نسل نمى توان يافت.
به نظر مى رسد كوتاهى عقبه فكرى دانشگاه براى توليد محتوا و خوراك جديد دانشجويى گذشته ، دامن دانشگاه امروز را گرفته است. نسل اوليه انقلاب كه منشأ خدمات و بركات پايان ناپذيرى بودند و هستند، بسيار دير از صحنه خارج شدند ( به طورى كه برخى از بزرگان اين نسل هنوز در عرصه خدمت يكه تازى مى كنند) در نتيجه نسل دوم انقلاب دير به ثمر رسيد. ورود با تأخير اين قشر به عرصه اجرا و ايستايى پشت در هاى بسته رشد، موجب شد كه نسل دوم فضاى كارآمدى اجتماعى را كمتر تجربه كند و اين حلقه هاى واسط نسل اول و سوم نتوانند مقتضيات مناسب آينده را به خوبى پيش بينى و تأمين كنند.
اين تعامل كمرنگ عقبه فكرى با جوانان موجب بروز تفكر متفاوتى شد كه گذار از اين تغييرات ابزار و ملزومات ويژه خود را طلب مى كند. البته اين تحولات نبايد صرفاً از جنبه هاى منفى نگريسته شود. زواياى مختلف اين نگاه متفاوت بعضاً اميدوار كننده و قابل دفاع است. مديريت تحولات فكرى جديد براى جهت دهى به اين تغييرات مى تواند سازنده و اثر گذار باشد. بومى سازى فكرى و انطباق آن محتوا با چارچوب تفكر جديد دانشجويى امرى است كه بايد به آن ورود پيدا كرد.
مجموعه هاى دانشگاهى بايد در گام نخست با بهره مندى از پتانسيل هاى موجود شكاف و خلأ نظرى به وجود آمده را پر كنند و با بهره گيرى از محتواى خام موجود، نوعى محتواى كاربردى را تهيه كنند. كوتاهى كه در حق نسل اكنون شده را براى نسل بعد تكرار نكنند. تهيه برنامه اى منعطف و نسخه اى پيشنهادى براى نسل هاى بعد از ايجاد شكاف فكرى عميق تر جلوگيرى كرده و زمينه ارتباط تئوريك و مبناى نسل ها را فراهم خواهد ساخت.
نيمه خالى كلاس
343032.jpg
] هدى هاشمى[

بعضى وقت ها دانشجو به هر بهانه اى كلاس درس را تعطيل مى كند و براى حضور در كلاس بى ميل مى شود. بعضى وقت ها دانشجو هر چند دقيقه يك بار در اثناى درس استاد ترجيح مى دهد به بيرون از كلاس برود. براى خوردن يك نوشيدنى گرم يا سرد، براى دور شدن چند دقيقه اى از فضاى گرفته و خسته كننده كلاس ها و براى گپ زدن با ديگر دانشجويان در حياط. بعضى وقت ها هم دانشجويان دسته جمعى برخى كلاس ها را به تعطيلى مى كشانند و از اين وضعيت احساس خشنودى و رضايت مى كنند. برخى دانشجويان هم به خاطر يكسرى مسائل حاشيه اى همچون مسائل فرهنگى و سياسى حاضر نيستند كه در كلاس درس حاضر شوند. البته بايد گفت كه اين وضعيت در دو ترم اول دوران دانشجويى كمتر به چشم مى خورد. سال اولى ها جدى تر و عميق تر به درس و كلاس توجه دارند و حضور در كلاس و گذراندن واحدها را براى خودشان الزامى مى دانند. تازگى درس ها و تازگى فضاى دانشگاه و همچنين حضور استاد و دانشجو براى بسيارى از دانشجويان سال اولى دلچسب تر از دانشجويان ترم هاى بالاتر است، اما به مرور اين وضعيت با گذشت زمان كم رنگ تر مى شود و دانشجو درگير مسائل و دغدغه هاى ديگر مى شود. وضعيت دانشجو به مراتب نسبت به دوره قبل تغيير پيدا مى كند. اين وضعيت در حالى در بين دانشجويان به وجود آمده است كه كارشناسان عوامل مختلفى را براى ايجاد اين وضعيت برمى شمارند.
ازدحام در كلاس درس از جمله مهمترين اين عوامل است، به طورى كه استاد نمى تواند به صورت متمركز مشكلات تك تك دانشجويان را رفع كند. تعداد ساعات محدود درسى، نبود ارتباط مناسب بين استاد و دانشجو در كلاس درس براى جذب دانشجويان، شاغل بودن بسيارى از دانشجويان و كتب و جزوات قديمى استادان و علاقه بسيارى از دانشجويان به برنامه هاى فوق درسى موجب شده است كه دانشجويان علاقه كمترى به حضور در كلاس هاى درس داشته باشند.
دكتر «طهمورث شيرى» جامعه شناس، درباره بى انگيزگى دانشجويان در كلاس هاى درس مى گويد: « دانشگاه هاى كشور از دانشجويان، انتظار كارهاى عملى را ندارند و دانشجويان فكر مى كنند با گذراندن برخى دروس مى توانند مدرك تحصيلى خود را بگيرند. دانشجو به راحتى مدرك دانشگاهى را به دست مى آورد. اين مسئله موجب شده است تا دانشجويان به اصل رقابت توجه نداشته باشند. از سوى ديگر تب مدرك گرايى موجب شده است تا جوانان به فكر علم آموزى و كسب دانش نباشند. آنان براى ارتقاى شغلى، ازدواج يا به دست آوردن پايگاه اجتماعى بهتر وارد دانشگاه مى شوند در اين شرايط انگيزه اى براى ادامه تحصيل نخواهند داشت.» وى معتقد است: « دانشجو در فرآيند تحصيل مى فهمد كه انطباق بين رشته تحصيلى و نوع شغل اش در جامعه وجود ندارد و خود فرد هم در دوران دانشجويى به مشاغلى روى مى آورد كه هيچ انطباقى با نوع تحصيل اش ندارد. همين مورد اصلى ترين عامل كاهش انگيزه افراد در طول تحصيل است.»
اما احسان خاوند كار ، دانشجوى رشته مهندسى صنايع دانشگاه علم و صنعت و پژوهشگر برتر دانشجويى، بى انگيزگى دانشجويان در كلاس هاى درس را به ساختار آموزش عالى ربط مى دهد و مى گويد: «نبود خلاقيت و نوآورى يكى از مشكلات اساسى نظام آموزشى است. نظام آموزش و پرورش ما فرد را به روش مدرسه اى تحويل نظام آموزش عالى مى دهد. يعنى استاد موظف است يك سرى مطالب را روى تخته سياه بنويسد و يا آن را به جزوه و كتاب تبديل كند تا دانشجو مجبور باشد تمام آنها را حفظ كند و در آخر ترم امتحانى بدهد و نمره اى بگيرد و آن درس را پاس كند.
اين مسائل موجب مى شود كه دانشگاه فلسفه وجودى خودش را از دست بدهد و نه دانشجو چندان رغبتى به كلاس درس داشته باشد و نه استاد. اين موضوع يكى از مهم ترين مشكلات نظام آموزش عالى كشور است.» وى معتقد است: «هم اكنون فعل جستن در مصدر دانشجو كاملاً فراموش شده است . در دانشگاه ها رسم شده است كه يك رابطه ياددهنده - يادگيرنده هميشه بين استاد و دانشجو برقرار باشد.»
در كنار اين مسئله فعالان دانشجويى معتقدند از دلايلى كه موجب بى انگيزگى دانشجو در سر كلاس هاى درس شده است ضعف پژوهش در كلاس هاى درس است. خاوندكار دراين باره مى گويد: «تا زمانى كه امر پژوهش در دانشگاه ها و براى دانشجويان امرى فرعى به حساب مى آيد نه دانشجويان رغبتى براى انجام پژوهش خواهند داشت و نه امر پژوهش پيشرفتى خواهد كرد. اگر فقط به امر آموزش در دانشگاه ها توجه كنيم، دانشجويان هم خود را با اين الگو هماهنگ خواهند كرد. در نتيجه فاصله بسيارى ميان آموزش و پژوهش در دانشگاه ها حاكم مى شود كه حتى اگر دانشجويى علاقه مند به پژوهش باشد و زمينه پژوهشى و همه منابع موردنياز را نيز بتواند براى پژوهش خود آماده سازد، متأسفانه به علت اين كه مطالب آموزشى در دانشگاه ها عموماً از فضاى پژوهشى فاصله زيادى دارد و عملاً همبستگى خاصى ميان آنها وجود ندارد ، دانشجو درميان دوراهى اى قرار مى گيرد كه توجه به هريك از راه ها موجب دورشدن از راه ديگر مى گردد. يعنى اگر دانشجويى وقت خود را صرف پژوهش كند، بى ترديد امكان رسيدگى به مطالب آموزشى خود را از دست خواهد داد، كه اولين نتيجه اش موفق نبودن در دروس جارى او مى شود و بالطبع از آنجايى كه نظام آموزشى دانشگاه ها جايگاهى براى دانشجوى پژوهشگر نداردو ترجيح مى دهد دانشجوى «مدرسه اى» داشته باشد كه ميزان موفقيت او در مجموعه اى از علوم بدون تغيير مى ماند و دانشجو نيز ترجيح مى دهد كه تنها راه آموزشى را در پيش بگيرد.»
* بى انگيزگى به علت تعطيلات پى در پى تقويم آموزشى و ملى
برخى از كارشناسان تعطيلات پى در پى تقويم آموزشى و ملى كشور را از عمده دلايل بى انگيزگى دانشجويان در سر كلاس هاى درس مى دانند.
محمد خرم از فعالان صنفى دانشجويى نيز در اين باره معتقد است: « يكى از علت هاى اصلى كه دانشجو از كلاس هاى درس فرارى است برمى گردد به علومى كه به هيچ عنوان براى فرد كاربردى نيست و جذابيت لازم را براى دانشجو ندارد. دانشجو فقط احساس مى كند كه اين درس را بايد پاس كند. با توجه به غيركاربردى بودن برخى علوم دانشجويان انگيزه اى براى جدى گرفتن درس ها ندارند. در كنار اين مسائل تعطيلات پى در پى تقويم كشور را هم بايد به اين موضوع اضافه كنيم.
از ۳۶۵ روز در سال نظام آموزش عالى تعطيلات تابستان، زمستان، ميان ترم و مناسبات گوناگون را داريم. يعنى دانشجو فقط ۶ ماه از سال را درس مى خواند آن هم هفته اى ۲ يا ۳ روز در دانشگاه حضور دارد. بهره ورى چنين نظام آموزشى ۵۰ درصد است. تعطيلات بسيار موجب مى شود تا دانشجو ديرتر با فضاى آموزشى مأنوس شود و رغبتى براى حضور در كلاس هاى درس نداشته باشد. مسئولان آموزشى بايد تقويم آموزشى را طورى تنظيم كنند كه ترم ها كوتاهتر و كارآمدى كلاس ها بيشتر شود.»
* تعامل مناسب بين استاد و دانشجو نيست
از آنجا كه محتواى برنامه ها به سرعت در حال تغيير و تحول است و اين مكان براى دانشجويان فراهم شده است كه از برنامه هاى درسى بزرگ ترين و برترين دانشگاه جهان مطلع شوند و حتى در شرايطى كه تبادل نظر استادان دانشگاهى با ديگر همكاران خود در تمامى دانشگاه هاى بزرگ دنيا امكان پذير شده است بنابراين استادان دانشگاه ايران هم بايد برنامه درسى خود را به روز كنند. مهمترين مسئله دانشگاه هاى كشور نبود ارتباط مناسب استاد و دانشجو در سر كلاس درس است و حتى برخى مواقع استادان موجب بى انگيزگى دانشجويان مى شوند. دكتر غلامرضا عليزاده جامعه شناس در اين باره معتقد است: « برخى وقت ها مدرسين دانشگاه ها نسبت به برخى رشته ها رفتار مناسبى ندارند و دانشجو احساس مى كند كه در اين رشته موفق نخواهدشد. به ويژه دانشجويان پسر نوعى احساس سرخوردگى مى كنند و ديگر رغبتى به آمدن در كلاس هاى درس را ندارند. استادان متأسفانه جزوات و كتاب هاى قديمى خود را به دانشجويان مى دهند و دانشجو به علت دسترسى به منابع بهتر و با كيفيت تر از طريق اينترنت ديگر لزومى به آمدن سركلاس نمى بيند. برخى مواقع هم استادان درحضور و غياب دانشجويان سختگيرى لازم را نمى كنند به گونه اى كه برخى دانشجويان يا در كلاس حاضر نمى شوند و يا بعد از حاضرى زدن كلاس را ترك مى كنند و به كارهاى عقب افتاده خود مى رسند. مسئولان امر آموزش بايد درباره ورود جوانان به دانشگاه فرهنگ سازى كنند. جوانان بايد بدانند كه تحصيل براى ارتقاى دانايى، فرهنگ و رفتار با همنوعان است.»
با شما تا دانشگاه
دانشجويان جهان به مبارزه علمى فرا خوانده شدند

دانشجويانى از سراسر جهان ايده هاى خود را براى ساخت ماه نورد آتى ناسا به رقابت مى گذارند. ناسا قصد دارد به منظور عملى ساختن برنامه بلند مدت خود در اعزام فضانورد به ماه، ماه نورد مدرنى طراحى كند. از اين رو قرار است در روزهاى چهارم و پنجم آوريل سال جارى ميلادى رقابت جهانى براى انتخاب بهترين طرح ماه نورد برگزار شود. بر اين اساس تيم هاى دانشجويى بايد طرح هاى خود را ارائه كنند و پس از ساخت آن، طرح عملى را در رقابت با ساير سيستم هاى حركتى آماده كنند. همچنين ماه نوردهاى ساخته شده بايد دو نفره باشند و بتوانند بر روى سطحى مشابه ماه حركت كنند.

سفر رؤساى دانشگاه هاى برتر آمريكا به ايران

دانشگاه صنعتى شريف به پيشنهاد وزارت علوم تعدادى از رؤساى دانشگاه هاى درجه اول آمريكا را از طرف آكادمى علوم آمريكا براى بازديد از دانشگاه هاى ايران دعوت كرده است. علاوه بر رؤساى دانشگاه هاى درجه اول آمريكا به زودى رؤساى پلى تكنيك ايتاليا و رويال رز كانادا كه بارها خواستار بازديد صنعتى شريف شده اند، به ايران خواهندآمد.

تشكيل كميته كشورى خوابگاه ها، تغذيه و رفاه

تشكيل كميته هاى كشورى خوابگاه ها، تغذيه و رفاه دانشجويى در نشست سراسرى اسفندماه شوراى صنفى دانشجويان بررسى خواهد شد. هيأت نظارت مركزى شوراهاى صنفى تصويب كرد سه كميته امور خوابگاه ها، تغذيه و رفاه دانشجويى از سوى اعضاى شوراهاى صنفى دانشگاه ها تشكيل شود و از دانشگاه ها خواسته شد كه شوراى صنفى هر دانشگاه در دو كميته تخصصى ثبت نام كنند. اين اعضا در نشست اسفندماه كميته هاى خوابگاه ها، تغذيه و رفاه را تشكيل مى دهند تا بتوانند با اختيارات تمام به مسائل صنفى دانشجويان توجه كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |