پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۵ محرم ۱۴۲۹
Thu, Jan 24, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
فرهنگى
پنجشنبه بازار كتاب
گذرى بر آثار سرآمدان شعر انقلاب اسلامى (۳): دكتر قيصر امين پور
پنجشنبه بازار كتاب
مخاطبان اين روزها
343281.jpg
] ساير محمدى]

گروه فرهنگ و هنر- هفته اى كه گذشت، به لحاظ تنوع مضامين و عناوين كتاب ها در حوزه هاى گوناگون، مى توان هفته اى پر رونق در صنعت نشر كشور ارزيابى كرد.اما از چند سال گذشته تا امروز بازار كتاب ها در حوزه روانشناسى عمومى و روانشناسى خانواده رونق روز افزونى داشته و دارد.
اغلب ناشران كشور، حتى ناشران معتبر در عرصه فرهنگ و فلسفه، ادبيات و هنر هم جذب اين بازار پرسود شده اند.انواع و اقسام كتاب ها در قطع هاى مختلف از قطع جيبى گرفته تا قطع هاى تزئينى و فانتزى، از وزيرى تا خشتى.اين كه چه آثارى معتبر و علمى اند و چه آثارى سطحى و عامه پسند و بى بنياد، تاكنون هيچ جريانى به ارزيابى و بحث و بررسى نپرداخته است.ما در گزارش اين هفته به معرفى آثارى در اين حوزه مى پردازيم.اين آثار يا به اعتبار ناشر يا به اعتبار نام نويسنده و مترجم در اين گزارش گنجانده شده اند.
*شعر
«مقتل گل سرخ» به قلم عبدالرضا رضايى نيا منظومه اى در نينواست كه شركت چاپ و نشر بين الملل چاپ دوم آن را به تازگى منتشر كرده است.رضايى نيا اين منظومه را كه در قالب مثنوى و در ۳۰ بند سروده، به ياد عاشورا و سالار شهيدان امام حسين(ع) است.در مؤخره كتاب هم، شاعر با گريز به دوران كودكى و ايام محرم و دسته هاى سينه زنى و عاشورا در شهرستان را انگيزه اوليه خلق اين شعر عاشورايى مى داند.«بادكنك به شرط چاقو» مجموعه شعرى سپيد براى كودكان است كه على اصغر سيد آبادى شاعر آن است و هدا حدادى تصويرگر كتاب است و نشر افق آن را چاپ و منتشر كرده است.«از پشت ديوارهاى خاطره» شامل پنجاه سال خاطره در زمينه شعر و موسيقى به قلم بيژن ترقى است كه چاپ دوم آن را هفته گذشته انتشارات بدرقه جاويدان به بازار فرستاد.اين كتاب در شش بخش تنظيم و تدوين شده كه از خاطرات دوران نوجوانى شاعر تا دوران اخير و شرح مسافرت ها و ديدار با هنرمندان و اهالى موسيقى را در برمى گيرد.
* داستان، رمان
«فال خون» رمانى به قلم داوود غفارزادگان است كه از سوى انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر شده است.فال خون خاطرات يك سرباز و مافوق اوست كه براى شناسايى اجساد به منطقه هور اعزام مى شود.سرباز كه در هراس دائمى از مرگ به سر مى برد، بيش از هر چيز از مرگ و نابودى حرف مى زند.اين رمان به صورت مستقيم به جنگ نمى پردازد بلكه موقعيت هاى تراژيك انسان را در جنگ در موقعيت هاى متفاوت به تصوير مى كشد.روابط عمومى سوره مهر خبر از ترجمه اين رمان به زبان انگليسى توسط محمدرضا قانون پرور استاد زبان و ادبيات فارسى در دانشگاه تگزاس مى دهد.«تقديم به چند داستان كوتاه» مجموعه چهار داستان كوتاه به قلم محمدحسن شهسوارى است كه با رويكرد پست مدرنيستى به تأليف اين آثار پرداخته است.شهسوارى به دليل عشق و علاقه به چند داستان كوتاه از نويسندگان مختلف، عناصرى از هر داستان را انتخاب كرده و آنها را در اين چهار داستان خود تنيده تا رابطه اى بينامتنى ايجاد كند.ناشر اين كتاب نشر افق است. «بچه هاى قالى باف خانه» مجموعه دو داستان به قلم هوشنگ مرادى كرمانى است كه در سال ۵۴ نوشته شده اما در سال ۸۲ از سوى انتشارات معين چاپ و منتشر شده است و هفته گذشته چاپ هشتم آن به بازار آمد كه با يك برآورد ساده معلوم مى شود كه سالى دو بار تجديد چاپ شده است.اين كتاب علاوه بر اين كه كتاب برگزيده شوراى كتاب شده، دوجايزه معتبر بين المللى را هم در سال ۱۹۸۰ و ۲۰۰۰ نصيب نويسنده كرد.«خانه قديمى» نوشته هانس كريستين اندرسون با برگردان محمدعلى اخوان و تصويرگرى مينا اخوان از سوى انتشارات اخوان خراسانى چاپ و منتشر شده است.«مشكين نامه» يا طومار نقالى مجموعه اى سه جلدى و متعلق به مرحوم حاجى باباى مشكين از نقالان نام آور شهر تهران است.از بين طومار هاى موجود، اين طومار از منسجم ترين و به لحاظ توالى قصص و شيوه بيان يكى از دقيق ترين هاست كه از سوى انتشارات نمايش به بازار آمد.
«مشكين نامه» كه در آن شعر، نثر، افسانه و رويدادهاى شاهنامه برحسب قواعدى ويژه به هم آميخته اند به اهتمام داود فتحعلى بيگى فراهم آمده و به دست چاپ سپرده شد.رمان معروف «بينوايان» اثر ويكتور هوگو توسط محسن سليمانى در دو جلد ترجمه شده كه جلد اول آن «ژان والژان» و جلد دوم «ماريوس» نامگذارى شد.اين رمان كه براى نوجوانان ترجمه شده در قطع وزيرى از سوى نشر افق به بازار آمد.«قصه گرگ گرسنه» مجموعه چهار نمايشنامه ويژه كودك و نوجوان به قلم محمدحسين ناصربخت است كه از سوى انتشارات نمايش چاپ و منتشر شده است.اين مجموعه به مناسبت چهاردهمين جشنواره سراسرى تئاتر كودك و نوجوان كه آبان امسال در اصفهان برگزار شد، فراهم آمد.«مثل رود كه جارى است» اثرى از پائولو كوئيلو با ترجمه دكتر محمد مجلسى است كه از سوى نشر دنياى نو به بازار آمد.مترجم در مقدمه كتاب، اين مجموعه را دهمين كتاب نويسنده مى داند كه شامل داستان هاى كوتاه اوست كه يادداشت ها و شرح لحظاتى از عمر نويسنده است، برخى هم رواياتى است كه ديگران از ذهن و ضمير خود و افسانه هايى كه مى دانستند براى نويسنده تعريف كرده اند.«آخرين پدرخوانده» رمانى به قلم ماريو پوزو نويسنده آمريكايى سيسيلى تبار است كه در آن حمايت آميزش سنت و مدرنيته را به تصوير مى كشد.نويسنده در اين رمان جامعه آمريكا را به نقد مى كشد و از همه چيز مى گويد: از عشق، سياست و اقتصاد گرفته تا طنز و جنايت و روانشناسى و سينما، اين رمان را حبيب الله شهبازى به فارسى ترجمه كرده و نشر افق ناشر آن است.«قرن من» اثر معروف گونترگراس برنده جايزه نوبل در سال ۹۹ ميلادى كه توسط كامران جمالى ترجمه و از سوى انتشارات كاروان در سال ۸۲ منتشرشده بود، به چاپ دوم رسيد.مطالعه داستان هاى اين كتاب علاوه بر لذت هنرى، مخاطب را با تاريخ سرزمينى آشنا مى كند، كه با اهميت ترين كشور (آلمان) در قاره اروپا محسوب مى شود.«سرگذشت لودينگراى سومرى» به قلم معزز علميه چيع سومر شناسى اهل تركيه است كه سوزان حبيب آن را به فارسى ترجمه كرده است.نويسنده در اين اثر بازگشتى علمى- تخيلى به دنياى سومريان دارد و به بازسازى الواح نخستين زندگينامه نويس تاريخ مى پردازد.انتشارات كاروان چاپ اول اين كتاب را در سال ۸۲ و چاپ دوم آن را چندى پيش به بازار فرستاد.«ميراث» نام رمانى از هاينريش بل با ترجمه سيامك گلشيرى است كه از سوى انتشارات مرواريد به بازار آمد.بل نويسنده سرشناس آلمانى كه نوبل ادبيات را هم گرفته، به دليل خلق آثارش در زمينه جنگ شهرتى بين المللى پيدا كرد و آثارش مى تواند آموزش هاى فراوانى براى نويسندگان نسل امروز داشته باشد. «صدسال تنهايى» نخستين رمان به سبك رئاليسم جادويى كه درهاى شهرت جهانى را به روى ماركز گشود، با ترجمه تازه اى به بازار آمد.بيتا حكمى «صد سال تنهايى» را به فارسى برگردانده و به همراه آلبوم تصاوير ماركز از دوران مختلف زندگى اش در كتاب توسط انتشارات كتاب پارسه منتشر كرده است.از بيتا حكمى ترجمه كتابى را به خاطر نداريم اما در ترجمه صد سال تنهايى از يك نثر و زبان زيبا و بسيار موجز بهره گرفته است كه نشان از خلاقيت او مى دهد.مطمئناً ترجمه حكمى يكى از بهترين ترجمه هاى اين رمان شاخص قرن بيستم در جامعه ايران شناخته خواهد شد.شايد لازم باشد يك بررسى تطبيقى از ترجمه هاى موجود اين رمان صورت بگيرد.مؤسسه خانه كتاب مجموعه مقالات گروهى از نويسندگان راتحت عنوان «كتاب نقد و نقدكتاب» منتشر كرده كه از استاد زرين كوب و غلامحسين يوسفى و ناتل خانلرى تا جورج سارتون و ريموند والترز و مورى مارك لند در آن حضور دارند.اين كتاب در سه فصل آئين نقد كتاب، ضرورت نقد كتاب، نمونه هاى نقد كتاب تنظيم و تدوين شده است.
*دين و فلسفه، سياست و تاريخ و...
«باور به خدا» كتابى به قلم جورج آى.مورودس استاد ممتاز دانشگاه ميشيگان مطالعه اى درباب معرفت شناسى دين است كه مسعود خيرخواه آن را به فارسى ترجمه و نشر علم اقدام به چاپ و انتشار آن كرده است. اين كتاب پس از مقدمه بسيار مفصل و خواندنى آقاى خيرخواه، در پنج فصل تأليف شده كه فلسفه وجود خدا، دلايل باور به او در فصل اول، اهميت ذاتى استدلال ورزى در متون دينى مطالب فصل دوم را تشكيل مى دهد.پاسخ به پرسش هاى معرفت شناختى براساس تجربه و وحى، ابعاد معرفت شناختى مسئله شر در فصل هاى سوم و چهارم آمده و فصل پنجم مطالب اصلى كتاب و مهم ترين دستاوردهاى آن را بيان مى كند.«سند اهداف، راهبردها و برنامه ها...» كه با عنوان فرعى «دانشگاه تمدن ساز: تمدن نوين اسلام- ايرانى» كه از سوى معاونت فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى فراهم آمده، برنامه پنج ساله (از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰) وزارت علوم را در راه تحقق اسلامى شدن دانشگاه ها و دگرگونى در اين حوزه در اين كتاب عرضه كرده است.اين كتاب كه به اهتمام مصطفى عباسى مقدم و با مقدمه محمدباقر خرمشاد معاون فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم فراهم آمده توسط نشر جميل منتشر شده است.اين كتاب در چهار بخش تدوين شده كه درآمدى بر نظريه دانشگاه تمدن ساز مبانى اهداف، راهبردها و برنامه هاى فرهنگى دانشگاه تمدن ساز، هدف نمايى و چشم انداز معاونت فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى، نظام اهداف، راهبردها و برنامه هاى پنج ساله معاونت فرهنگ وزارت علوم، عناوين اين بخش هاست.
«نرگس عاشقان» كتابى به قلم هانرى كربن است كه محمدعلى اخوان آن را به فارسى برگردانده و انتشارات اخوان خراسانى چاپ و منتشر كرده است.اين كتاب در دو فصل تدوين شده، فصل اول شرح حال روز بهان بقلى شيرازى و فصل دوم آثار مكتوب روزبهان مورد ارزيابى قرار مى گيرد.محمدعلى اخوان در مقدمه يادآور شده «نرگس عاشقان» مقدمه كتاب عبدالعاشقين است كه هانرى كربن در باره روزبهان و آثارش به زبان فرانسوى نوشته بود.
«زبان، فرهنگ، اسطوره» به قلم ژاله آموزگار مجموعه مقالاتى است كه در شش بخش تدوين شده، زبان، خط، ادبيات- تاريخ و فرهنگ- اسطوره ها- ترجمه سنگ نبشته ها و متون فلسفى و كلامى- بزرگداشت بزرگان- نقد كتاب ها.در پايان گفت وگويى مفصل با آموزگار ضميمه كتاب فوق است.انتشارات معين اين كتاب را در ۶۲۰ صفحه قطع وزيرى منتشر كرده است.«كارتوگرافى تاريخى خليج فارس» عنوان كتابى است به قلم محمود طالقانى و ژان لويى بكه گرامو و دجانيرو سيلواكوتو كه توسط انتشارات معين و انجمن ايران شناسى فرانسه در ايران، دانشگاه تهران، مركز اسناد و تاريخ ديپلماسى و مدرسه كاربردى مطالعات عالى چاپ و منتشر شده است.اين كتاب مجموعه اسناد، مدارك و نقشه هاى جغرافيايى خليج فارس را از دوران گذشته تا امروز در بر مى گيرد.اين كتاب كه به زبان فرانسوى تأليف شده براى كسانى كه كم ترين ترديدى در نام خليج فارس، سابقه تاريخى آن و محدوده جغرافيايى آن دارند، بهترين و ارزشمند ترين اسناد را كه از قرون گذشته به يادگار مانده ارائه مى دهد.«تاريخ جهان در يك كلام» كتابى از برتراند راسل فيلسوف فرانسوى است كه با ترجمه رضى هيرمندى از سوى نشر افق به بازار آمد.اين كتاب به زبان تصوير و محدودى واژه هاى طنز به روايت تاريخ جهان مى پردازد تا كودكان ضمن شناخت مختصر، الفباى زبان خود را نيز بياموزند، روش ابتكارى كه در اين اثر به كار گرفته شده قابل استفاده براى همه كودكان جهان و در تمامى مدارس است.
«ايرانيان فرزندان خود را چه مى نامند» كتابى به قلم سودابه مبشرى است.اين كتاب فرهنگ جامع نام هاى ايرانى است، همراه با آخرين مصوبات قانون ثبت احوال كشور.چاپ دوم كتاب فوق را مؤسسه نشر كتاب پارسه اخيراً به بازار فرستاد.
* روانشناسى
«روانشناسى فراموشى» به قلم زيگموند فرويد كه به آسيب شناسى روانى در زندگى روزمره مى پردازد، با برگردان مهوش قويمى توسط نشر علم منتشر شده است.«رقص خشم» نوشته هريت ليرنر كتاب ديگرى از نشر علم است كه فرناز حائرى آن را به فارسى برگردانده است.انتشارات سخن مجموعه اى تحت عنوان كلى «آموزش و درمان هاى روانشناختى» تدارك ديده و چند جلد كتاب از اين مجموعه منتشر شده است.جلد ششم اين مجموعه به نام «انتخاب شغل مناسب» نوشته سعيد كاوه كارشناس ارشد روانشناسى و مشاور خانواده است.هفتمين جلد به نام «بهداشت روانى طلاق» را نيز همين نويسنده تأليف كرده است كه شناخت و بررسى عوامل مؤثر در طلاق و آشنايى با راهكارهايى در به حداقل رساندن عواقب آسيب زا و مشكل آفرين طلاق را تشريح مى كند.انتشارات نقش و نگار كتاب «اعتماد به نفس در نوجوانان» اثر گيل ليندن فيلد با ترجمه توراندخت تمدن (مالكى) را منتشر كرده كه روى جلد پرورش نوجوانانى شاد، متكى به نفس و مثبت انديشى را نويد مى دهد.همين انتشارات كتاب «زن و رهايى از وابستگى» نوشته سوپتن نوئل را با ترجمه انسى شيرازى منتشر كرده است كه راهنماى گرانقدرى است كه شيوه قطعى بازپس گرفتن آزادى احساس را به افراد مى آموزد.ضمن اين كه دستيابى به فضيلت هاى خويش، عبور از ترس، شهامت خود بودن، اشكال مختلف وابستگى عاطفى از ديگر مواردى است كه در اين كتاب توضيح داده مى شود.«تشخيص و درمان اختلالات جنسى از نظر روانشناختى» عنوان كتابى است كه اعضاى هيأت علمى دانشگاه شاهد مانند دكتر محمدرضا شعيرى، رسول روشن، محمد على اصغرى مقدم، محمدرضا نائينيان آن را تأليف كرده اند و نشر البرز چاپ و منتشر كرده است.نشر البرز كتاب ديگرى از همين مجموعه تحت عنوان «تربيت جنسى» به قلم دكتر محسن فرمهينى فراهانى منتشر كرده كه در يازده فصل تدوين شده است.تربيت و اخلاق جنسى در اسلام، اصول و روش هاى تربيت جنسى با تأكيد بر ديدگاه اسلام، اخلاق جنسى از ديدگاه برخى آئين ها و مكتب ها در اعصار گذشته، شيوه هاى كنترل و تعديل غريزه با تأكيد بر ديدگاه اسلام عناوين برخى از بخش هاى چندگانه اين كتاب است.«قلب روح» يا راهى نو در خودشناسى عنوان كتابى از گرى زوكاو و ليندا فرانسيس است كه با ترجمه آرش مرادى بوسارى از سوى انتشارات مرواريد به بازار آمد.همين ناشر كتاب «راز طولانى زيستن از تولد تاپيرى» را منتشركرده كه دكتر مصطفى رفيعى نوشته است.اين كتاب راهنماى عملى براى سلامت زيستن است و عمر طولانى را بيش از آن كه شانس بداند، يك انتخاب مى داند و چگونه زيستن را در اين فرآيند مؤثر مى داند.
روى دكه مطبوعات هنرى
343302.jpg
*راه
پيش شماره نشريه «راه» ماهنامه فرهنگى انقلاب اسلامى منتشر شد.اين نشريه كه دى ماه به بازار مطبوعات وارد شده، با مدير مسئولى «حسن نعمتى شمس آباد» و سردبيرى «وحيد جليلى» و توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگى انقلاب اسلامى منتشر مى شود.
در شماره صفر اين ماهنامه مطالبى تحت عنوان «ويژه نامه قيصر امين پور» به زيور طبع آراسته شده است.
در بخشى از عناوين اين شماره اين مطالب را مى خوانيم: در پرده سوگ، جرقه هاى حقيقت، حرف آخر نامت حرف اول راه است، قيصر از نگاه نزديك ترين دوست، هرجا سخن هست جامعه هست در گفت وگو با غلامحسين ابراهيمى دينانى، قيصر و حافظ دولتى يا غير دولتى، آواز هاى نى، شعر آفاق و تعهد و...
در اين شماره مطالب ديگرى با عناوين قيصر به روايت قيصر، دستور زبان عشق، گفت وگو با مصطفى رحماندوست، نگاهى به نقش زبان در شعر قيصر، نگاهى به مفهوم شعر آئينى در آثار قيصر، انقلاب در هستى شناسى شعر، بررسى اجمالى تصنيف هاى قيصر و ...ارائه شده است.
*فيلم
شماره ۳۷۳ ماهنامه تخصصى «فيلم» منتشر شد.
در شماره جديد اين مجله كه ويژه بهمن ماه به چاپ رسيده مطالبى همچون گفت وگو با آتيلا پسيانى، درباره بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر، تماشاگران در محمدرضا گلزار چه مى جويند گفت وگوى اختصاصى باديويد رابينسن منتقد و مورخ نامدار انگليسى، فلسفه سينماى علمى خيالى و... به چاپ رسيده است.
از ديگر مطالب اين ماه مى توان به عناوينى همچون با شهرام جعفرى نژاد به مناسبت پخش مجدد برنامه صداهاى ماندگار، تأملى بر پديده كارگاه هاى عباس كيارستمى، مباحث تئوريك؛ رنج هاى آفرينش حكايت هاى تكوين، نقد فيلم هاى روز سينماى ايران و جهان و... مى توان اشاره كرد.
*سينما تئاتر
شماره ۹۹ ماهنامه «سينما تئاتر» هم به چاپ رسيد. در اين شماره كه ويژه دى ماه است مطالبى همچون نگاهى به زندگى و آثار ۲۰ بازيگر مطرح سينماى جهان، گفت وگو با على لهراسبى و جليل، مونا و مارال فرجاد، قاب نزديك، نگاهى به نمايشنامه «افرا» اثر بهرام بيضايى، نقد نمايش اتاق شماره ۶ و... آمده است.
همچنين شماره ۱۰۰ مجله سينما تئاتر هم روى دكه آمده است. اين مجله به مناسبت رسيدن به عدد ۱۰۰ مطالب متنوعى را تدارك ديده است. بخشى از اين مطالب عبارتند از سرمقاله به قلم حسين فرخى همراه با گفت وگو با فرخى، يادداشت همكاران سينما تئاتر، يادداشت يك عكاس از ناصر عرفانيان، پرنده اى كه پرواز كرد به ياد اكبر رادى، با برگزيدگان صدمين شماره بيضايى، عزت الله انتظامى، اكبر رادى، هديه تهرانى، فرهاد توحيدى، حميد سمندريان، رؤيا تيموريان، محمدرضا هنرمند، بهرام ابراهيمى، شهرام ناظرى و... ۱۰۰ از نگاه عكاسان سينما، مرورى بر گذشته با مسعود كيميايى، جمشيد مشايخى، فاطمه گودرزى، آزيتا حاجيان و...
* فيلم و سينما
مجله «فيلم و سينما» هم به شماره ۲۰۰ رسيد. در شماره ۲۰۰ اين ماهنامه كه ويژه نيمه دوم دى ماه منتشر شده مطالبى به مناسبت آغاز سده سوم آمده است. اين مطالب با عناوينى همچون داستان «فيلم و سينما» از ابتدا تا امروز، يادداشت ۲۳ هنرمند براى شماره ،۲۰۰ اقليما به روايت عسگرپور، گفت وگو با عبدالرضا اكبرى، در راه جشنواره بيست و ششم، گفت وگو با فريبا كوثرى، گفت وگو با محمد صالح علا، گزارشى از برنامه دو قدم مانده به صبح، همه چيز درباره جنجال هاى ساعت شنى و... آمده است.
از ديگر مطالب اين شماره مى توان به مطالبى همچون ۱۰ فيلم برتر سال ،۲۰۰۷ راهنماى فيلم، اخبار هاليوود، دروغ به من بگو از نيكلاس رى، ياغى با هدف، شاعر سرخوردگى آمريكايى، برگ برنده هاليوود، عاصى مثل كوئين ها و... اشاره كرد.
* نقد سينما
شماره ۱۷ ماهنامه «نقد سينما» روى پيشخوان دكه ها قرار گرفت. در اين شماره كه ويژه آذر ماه به چاپ رسيده، مطالبى را با عناوين هنر، هنرمند و هنر سفارشى، نظام آفرينش آموزش انيميشن، بحران هاى سينمايى در بوته نقد، گفت وگو با عبدالله عليمراد و محمد زرين دست، براى كودك يا درباره كودك، نگاهى به زندگى و آثار هوشنگ مرادى كرمانى، مرورى بر تاريخ سينماى كودك در ايران، راز ماندگارى والت ديزنى، گفت وگو با عوامل سازنده شرك۳ و... مى خوانيم.
ديگر مطالب اين شماره عبارتند از: چهره هاى سينماى جهان، ميزگرد سينماى ايران، عناصر فيلمنامه نويسى روايى، گفت وگوبا مجيد قناد و فريبا شاهين مقدم مدير دوبلاژ، گزارشى از هفته سينماى مستند ۶+،۲۵ به بهانه آغاز دوباره و...
*ققنوس
«ققنوس» نشريه انجمن سينماى انقلاب و دفاع مقدس ويژه آذر ماه به چاپ رسيد. در شماره ۲۳ اين مجله مطالبى همچون بسيجى و هنرمند از يك جنس هستند. خاطره هايى از جبهه هاى جنگ، ايستادگى كنار خرمشهر، گفت وگو با ناصر شفق، تنگ نظرى هاى افت سينماى دفاع مقدس ، گزارشى از نشست رسانه اى جشنواره جم، حاج كاظم ۱۰ ساله شد، گفت وگو با اصغر تقى زاده، استفاده سلاح هاى شيميايى عليه ايران از دريچه اسناد، سايه هاى هجوم و... آمده است. از ديگر مطالب اين نشريه به گزارش تصويرى ريچارد كالم از جنگ ويتنام، گفت وگو با رضا رئيسى درباره ادبيات دفاع مقدس و... مى توان اشاره كرد.
*سينما و ادبيات
فصلنامه «سينما و ادبيات» ويژه زمستان ۸۶ منتشر شد. در شماره ۱۵ اين فصلنامه نيم ويژه نامه اى براى تئو آنجلو پولوس فيلمساز يونانى به چاپ رسيده است. در اين ويژه نامه مطالبى همچون تاريخ سينماى يونان، گفت وگو با تئو آنجلوپولوس، نگاهى به آثار تئو آنجلوپولوس، چشم اندازى در مه، نگاه خيره اوليس، دشت گريان، يك اديسه زمينى، گام معلق لك لك، اسكندر كبير و ابديت و يك روز... را مى خوانيم.
از ديگر مطالب اين شماره مى توان به زندگى و آثار گوستاو گاوراس، نگاهى به مقوله تأثيرپذيرى و تقليد سينماى ايران از جهان، برداشت هنرمندانه يا رونوشت برابر اصل، كيارستمى‎/ برسون: يك بازى، اقتباس از ژانر وحشت در ايران، گفت وگو با رضا سيدحسينى، گفت وگو با عبدالله كوثرى، يعنى وظيفه ترجمه اين است و... اشاره كرد.
*نمايش
شماره ۹۹ و ۱۰۰ ماهنامه «نمايش» ويژه آذر و دى ماه به چاپ رسيد.
در شماره جديد اين مجله مطالبى تحت عنوان «نگاهى ويژه: نقد و تحليل» آمده است؛ در اين بخش به عناوينى همچون گفت وگو با فرشيد ابراهيميان و ژان پير سارازاك، نقد ساختارى و تحليلى، روش نقد نمايشنامه و اجرا، رويكردهاى تكوينى و تفسيرى در نقد و زايش معنا، نقد تكوينى بر نمايشنامه هانرى چهارم، نقد دراماتيك در مواجهه با ميزانسن، نظر از منتقدان درباره نقد و... را مى خوانيم.
از ديگر مطالب اين شماره مى توان به مطالبى از جمله نقد نمايشنامه افرا، اتاق شماره،۶ آهو به وقت انفجار و هملت، بازى قصه، نمايش سازى نوين از قصه هاى ديرين، گزارش چهارمين جشنواره تئاتر كودك و نوجوان و... اشاره كرد.
گذرى بر آثار سرآمدان شعر انقلاب اسلامى (۳): دكتر قيصر امين پور
هواى ناحيه ما هميشه بارانى است
343287.jpg
] يزدان سلحشور ]

* يك
«فرزندم!
رؤياى روشنت را
ديگر براى هيچ كس بازگو مكن!
-حتى برادران عزيزت-
مى ترسم
شايد دوباره دست بيندازند
خواب تو را
در چاه
شايد دوباره گرگ...
مى دانم
تو يازده ستاره و خورشيد و ماه
در خواب ديده اى
حالا باش!
تا خواب يك ستاره ديگر
تعبير خواب هاى تو را
روشن كند
اى كاش...!»
متولد ۲ ارديبهشت ۱۳۳۸ در روستاى گتوند خوزستان؛ متوفا در ۸ آبان ۱۳۸۶. شاعر، محقق، سردبير ماهنامه سروش نوجوان، استاد دانشگاه. نام: دكتر قيصر امين پور، از پايه گذاران حوزه هنرى (حوزه انديشه و هنر اسلامى).
در آغاز شكل گيرى حوزه انديشه و هنر اسلامى يا همان حوزه هنرى امروز، سه شاعر به عنوان چهره هاى شاخص شعر اين مركز فرهنگى مطرح بودند كه همان زمان گفته مى شد كه از سرآمدان شعر ايران مى شوند و تحولى ايجاد مى كنند در شعر پس از انقلاب. سيدحسن حسينى، قيصر امين پور و سلمان هراتى اصحاب ثلاثه آن دوره بودند كه «سلمان» خيلى زود در همان نيمه نخست دهه ۶۰ رفت و آنچه از وى به جا ماند، شاعرى را به ما مى شناسند كه عميقاً «درگير شعر» و «رويكردهاى خلاقه» در آن است. «هراتى» آينده اى درخشان در انتظار داشت كه چرخ تقدير به گونه اى ديگر چرخيد و كار ديگر شد. سيدحسن حسينى اين فرصت را يافت كه بهترين آثارش را در حوزه شعر سپيد آئينى خلق كند و پيش اهل نظر مقبوليت تام بيابد وبه آينده اى تابناك تر بينديشد اما زود راهى شود. امين پور در آن كاروان، تنها ماند و اميدها برانگيخت آن «كه» در «غزل نو» پيشنهادهاى بسيار دارد و در «شعر نيمايى» از پرمخاطب ترين شاعران پس از انقلاب است، سال ها بزيد، نزيست! شعر او نه تنها مورد اقبال «عام» قرار گرفت كه از تأييد چهره هاى شاخصى همچون دكتر شفيعى كدكنى -شاعر، منتقد، پژوهشگر و استاد دانشگاه- نيز برخوردار بود كه علاوه بر تأييد ات مكرر شعر او، بر كتاب «سنت و نوآورى در شعر معاصر» وى نيز مهر تأييد زد. [كتابى كه در واقع رساله دكتراى امين پور بود كه دوره دكتراى زبان و ادبيات فارسى را با دكتر كدكنى گذراند.]
دكتر تقى پور نامداريان -منتقد، پژوهشگر و استاد دانشگاه - [كه خود از شاگردان نامدار دكتر شفيعى كدكنى است] درباره امين پور مى گويد: «آنچه كه من از آثار وى مى دانم، همين مجموعه شعرهاى ايشان است كه نمونه هاى بسيار خوبى از شعرهاى موفق و متعالى معاصر دارد. كتابى هم كه از او مى شناسم، كتاب «سنت و نوآورى در شعر معاصر» است كه فكر مى كنم تحقيق و پژوهشى ارزنده در حوزه ادبيات معاصر باشد. در زمينه شعر هم امين پور يكى از بزرگترين شاعران دوران جمهورى اسلامى از آغاز تا امروز است. زبان ساده، برداشت هاى بديع و تصويرهاى بسيار زيباى اشعارش باعث شده كه در بين دوستداران شعر تبديل به شاعرى محبوب شود. امين پور از سال هاى بسيار دور شعر مى گفت و من او را از سال هاى اوليه انقلاب و از دوران دانشجويى مى شناختم و گويا درسى را هم با من گذراند. از همان موقع شعر مى گفت. منتها مثل هر شاعرى كه در ابتداى راه شعر مى گويد و اشعارش يك سير تكاملى دارد، در يك جا مى ايستد و تكرار مى شود اما امين پور شعرش خيلى زود به تكامل و تعالى رسيد. اگرچه بعضى وقت ها سبك كارش در برخى از آثار فرق مى كرد اما اين سبك ها به نظر من رو به كمال داشت و مى توانست باز هم صورت هاى جديد و بديع ديگرى در شعر خلق كند. كتاب هاى آخرش را اگر با كتاب هاى اولش مقايسه كنيد، متوجه مى شويد چقدر فرق داشت. جهش در آثار اين سال هايش مشهود است كه هم در معناآفرينى هم در شكل و فرم نسبت به گذشته خيلى پيشرفته است.»
«مرا
به جشن تولد
فراخوانده بودند
چرا
سر از مجلس ختم
درآورده ام »
كاميار عابدى- منتقد- مى گويد: «پس از انقلاب به تدريج، شعر در وزن هاى نيمايى در حاشيه قرار گرفت و شاعران به شكل هاى شعرى حاصل از اين وزن ها، چه در حالت شكسته و تركيبى و چه در حالت غيرشكسته و غيرتركيبى، اقبال چندانى نشان ندادند. امين پور از جمله معدود شاعرانى بود كه در شعر به وزن هاى نيمايى از آغاز تا پايان عمر پابرجا بود. البته در اين راه كمتر از نيما و بيشتر از سهراب سپهرى و دكتر شفيعى كدكنى كه در آثار مهمشان و نه همه شعرهايشان، به سبك عراقى در شعر آزاد توجه داشتند، تأثير پذيرفت. امين پور حدود يك ربع قرن شعر گفت و اندك اندك خوانندگان درخور توجهى را به آثارش جلب كرده بود. برخى از اين خوانندگان به دلايل ادبى و برخى ديگر به دلايل اجتماعى- فرهنگى به سروده هاى او علاقه داشتند. يعنى به آن جلوه هايى از آثار وى كه در دوره نخست شعرگويى وى، متوجه فضاى جنگ و آرمان هاى دينى و انقلابى شد.»
«امين پور» سال هاى جنگ را با «شعرى براى جنگ» مى شناسيم، مشهورترين شعرى كه براى جنگ هشت ساله ايران و رژيم بعثى عراق سروده شده و ترجمه هم شده است. اين شعر، شرح وضعيت است نه روايت غريوها.... شايد به همين دليل است كه هنوز -به رغم گذشت ربع قرن از سرودنش- غبار زمان بر آن ننشسته است. «امين پور» آن سال ها را مى توان در رباعيات و دوبيتى هاى شاخص اش شناخت، حوزه اى كه با سيدحسن حسينى بنيان اش نهادند و در واقع رباعيات آن دوره، تنها قالب را از رباعيات كهن به وام گرفته اند و كار «ديگر» كرده اند و سنگى ديگر بر بناى شعر فارسى افزوده اند:
«من همسفر شراب از زرد به سرخ
من همره اضطراب از زرد به سرخ
يك روز به شوق هجرتى خواهم كرد
چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ»
يا
«موسيقى شهر بانگ «رودارود» است
خنياگرى آتش و رقص دود است
برخاك خرابه ها بخوان قصه جنگ
از چشم عروسكى كه خون آلود است»
رباعيات امين پور در آن روزگار، وجه احساسى اش بيشتر بود نسبت به رباعيات حسينى كه روحيه حماسى داشت و البته تجسم اين روحيه حماسى باز متفاوت بود با شعرهاى اغلب شتابزده آن دوران؛ روحيه حماسى حسينى را مى توان در آثارى چنين بازشناخت:
«گامى به تولا زده بودم اى كاش
جامى ز مى لا زده بودم اى كاش
آن شب كه قراولان توفان رفتند
چون موج به دريا زده بودم اى كاش»
دكتر تقى پور نامداريان مى گويد: «تعهد امين پور -تعهد اجتماعى اش- در مجموعه هاى اوليه اش بيشتر تعهدى بود كه نسبت به انقلاب اسلامى و بخصوص نسبت به كسانى كه به جبهه ها مى رفتند و مى جنگيدند خيلى محسوس تر و پررنگ تر بود. در مقطع پس از جنگ، او در پى كشف فضاهاى تازه در شعر و در پى كشف برخى حقيقت ها بود كه فقط در شعر مى تواند مطرح و بيان شود. آن جرقه هايى كه حاصل برخورد دو قطب عقل و جنون است، در آثار اين سال هاى او ديده مى شد و امين پور داشت به اين سمت مى رفت و من خيلى دلم مى خواست كه مجموعه هاى بعدى اش را ببينم و اين خصيصه را كه جستن نوعى حقيقت است، حقيقتى كه با عقل ومنطق و فلسفه قابل بيان نيست و فقط از طريق شعر و شهود قابل است، در اشعار آينده اش بخوانم. حيف كه نماند تا بشود اين تصويرهاى جديد را در شعرش ببينيم.»
«بفرماييد فروردين شود اسفندهاى ما
نه بر لب، بلكه در دل گل كند لبخندهاى ما
بفرماييد هر چيزى همان باشد كه مى خواهد
همان، يعنى نه مانند من و مانندهاى ما
بفرماييد تا اين بى چراتر كار عالم؛ عشق
رها باشد از اين چون و چرا و چندهاى ما
سر مويى اگر با عاشقان دارى سر يارى
بيفشان زلف و مشكن حلقه پيوندهاى ما
به بالايت قسم، سرو و صنوبر با تو مى بالند
بيا تا راست باشد عاقبت سوگندهاى ما
شب و روز از تو مى گوييم ومى گويند، كارى كن
كه «مى بينم» بگيرد جاى «مى گويند»هاى ما
نمى دانم كجايى يا كه اى، آنقدر مى دانم
كه مى آيى كه بگشايى گره از بندهاى ما
بفرماييد فردا زودتر فردا شود، امروز
همين حالا بيايد وعده آينده هاى ما»
دكتر على موسوى گرمارودى - شاعر، منتقد، پژوهشگر، مترجم و استاد دانشگاه ـ مى گويد: «در هندسه بيرونى و قالب و زبان و بيان و به طور كلى در فرم و صورت و ساختار، قيصر با اعتماد به نفس كامل، بى آن كه دچار تزلزل در انتخاب فرم و صورت و ساختار شعر خود شود و يا حتى گوشه چشمى به مكتب هاى نوظهور و آوانگارد و پست مدرن داشته باشد، دوشادوش قريحه سرشار خود، گام برمى دارد يعنى بيرون شعر او را، درون شهر او و زبان او را، ذهن او انتخاب مى كند. ويژگى ديگر شعر او اين است كه در عين باريك انديشى تعقيد روشنفكرانه ندارد و زيبايى هاى آن، محصول قريحه شگرف او و مضمون هاى متعالى و ايجاز و شناخت او از اعجاز و جادوگرى هاى زبان بويژه تسلط و استادى او در زبان فارسى است به همين روى، شعر او، هم براى خواص دلچسب است و هم براى مخاطبان ديگر و همگان هيچ گاه در برخورد با شعر او، از «لذت كشف» محروم نمى مانند. از همين سمت و سوست كه به حافظ نزديك مى شود بى آنكه غزل هايش رنگ و بوى قرن هشت و حتى سايه اى از تقليد را داشته باشد.»
دكتر صابر امامى -شاعر، نويسنده، منتقد و پژوهشگر- مى گويد: «قيصر كارى كرده كه شاعرى مانند او يا شاعرانى مانند او هيچ وقت نمى توانند بكنند. اين كار را در واقع قيصر نكرده است، اين كار را انقلاب اسلامى كرده است. انقلاب اسلامى نسل جديدى از شاعران وهنرمندان را وارد عرصه كرد كه در عين معاصر بودن در جهان شيطان زده معاصر- شيطان زده به معناى انسان زده بريده از آسمان معاصر- به آن دل سى پاره قرآنى رسيده بودند. افرادى مانند قيصر براى اولين بار توانستند شعرى بگويند كه ما در اين شعرها صور خيال و موفقيت هاى شاعران آوانگارد معاصر را شاهد باشيم و از طرف ديگر، آن ارتباط قطع شده با آسمان دوباره متصل شود يعنى همان ارتباطى كه در شعر كهن ما موجود بود و آن آثار را جهانى كرد.
اكنون جهانيان دنبال آثار كلاسيك ما هستند چون در اين آثار چيزى را مى يابند كه در آثار خودشان «يافت مى نشود!» آنها تمايلى به شنيدن انعكاس صداى خودشان ندارند دنبال صداى تازه اى هستند كه حرف تازه اى باشد كشف تازه اى باشد.»
امين پور خود مى گويد: «شايد شعر، اصلاً نقطه شروع نداشته باشد، بلكه خط شروع داشته باشد. و آدم موقعى بفهمد دارد شعر مى گويد كه روى خط شروع افتاده باشد. و شايد آن موقع هم نفهمد، و فقط در نقطه پايان بفهمد كه دسته گلى را كه به آب داده و يا سنگى را كه در چاه انداخته است، شعر مى گويند. و شايد هم شعر، نه نقطه و نه خط، بلكه حجم شروع داشته باشد. اصلاً وقتى كه نقطه، هيچ باشد خط هم مجموعه اى از حاصل جمع هيچ هاست، يعنى هيچ است. و شايد هم شعر خطى بى آغاز و انجام باشد. چون هيچ وقت نديده ايم كه شعر براى آمدن به سراغ شاعر از منشى او وقت قبلى بگيرد. شايد براى اين كه شاعران اصلاً منشى ندارند. خودشان منشى هستند. منشى خودشان، يا منشى كسى ديگر، منشى دلشان! شعر، نه ناگهان، بلكه آنچنان آرام در را باز مى كند و آنچنان شاعر را غافلگير مى كند كه تازه بعد از رفتنش مى فهمد كه او با كفش روى فرش آمده بود و فقط جاى پاى او پيداست. اگر در شب امتحان جبر هم بيايد، شاعر بى اختيار تسليم او مى شود. نمى تواند با او ادارى برخورد كند و بگويد فردا بياييد. چون اگر رفت، معلوم نيست كه دوباره كى برگردد. اگر شاعران مى دانستند كه اولين شعرشان را در چه حالى و در زمانى سروده اند، هر ساله در همان حال و روز سالگرد تولد خود را جشن مى گرفتند. شاعران شايد پايان شعرهايشان را بيشتر به ياد داشته باشند تا آغازشان را. مخصوصاً آغاز اولين شعرشان را. و يا شايد براى من اين گونه باشد. چون آغاز شعر، هميشه در مه اى غليظ فرو رفته است. آغاز هر شعر مثل آغاز بشريت پر از ابهام و ايهام است. شعر قطارى روشن است كه از عمق يك تونل تاريك و طولانى بيرون مى خزد. قسمتى از اين قطار، هميشه در تاريكى و دود و مه، پنهان است. شعر شگفتى و شكفتگى است. آيا مى توان از يك شاخه گل محمدى خواست كه منحنى سير صعودى رايحه را در آوندها و مويرگ هايش، از غنچگى و نهفتگى تا شكفتگى رسم كند
اگر اين راز را از يك غنچه بپرسيم به جز لبخند چه جوابى دارد »
*دو
«مى خواستم
شعرى براى جنگ بگويم
ديدم نمى شود
ديگر قلم زبان دلم نيست
گفتم:
بايد زمين گذاشت قلم ها را
ديگر سلاح سرد سخن كارساز نيست
بايد سلاح تيزترى برداشت
بايد براى جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
- با واژه فشنگ-
مى خواستم
شعرى براى جنگ بگويم
شعرى براى شهر خودم- دزفول-
ديدم كه لفظ ناخوش موشك را
بايد به كار برد
اما
موشك
زيبايى كلام مرا مى كاست
گفتم كه بيت ناقص شعرم
از خانه هاى شهر كه بهتر نيست
بگذار شعر من هم
چون خانه هاى خاكى مردم
خرد و خراب باشد و خون آلود
بايد كه شعر خاكى و خونين گفت
بايد كه شعر خشم بگويم
شعر فصيح فرياد
- هر چند ناتمام-
گفتم:
در شهر ما
ديوارها دوباره پر از عكس لاله هاست
اينجا
وضعيت خطر گذرا نيست
آژير قرمز است كه مى نالد
تنها ميان ساكت شب ها
برخواب ناتمام جسدها
خفاش هاى وحشى دشمن
حتى زنور روزنه بيزارند
بايد تمام پنجره ها را
با پرده هاى كور بپوشانم
اينجا
ديوار هم
ديگر پناه پشت كسى نيست
كاين گور ديگرى ست كه استاده است
در انتظار شب...»
اهميت «شعرى براى جنگ» نه فقط در منحصر به فرد بودنش در حوزه ادبيات جنگ، كه در وجه «توصيفى» آن است در روزگارى كه تصويرگرايى به معناى «شعر محض» بود و اگر شعر به توصيف مى گراييد لاجرم از دايره شمول شعر - به زعم بسيارى- بيرون مى شد. هنوز بسيارى بر اين باور بودند - و هستند- كه فردوسى ناظم بزرگى بود و نه شاعرى غول و بسيارى از آنان نه تعريف دكتر شفيعى كدكنى از صور خيال و انواع آن را خوانده بودند - و خوانده اند! - نه به شعور شعرى خود اعتمادى داشتند كه مد روزگار چنين بود! «شعرى براى جنگ» در شعر نيمايى ايران يك تحول بود به دليل پيشنهادهايى كه به اين حوزه وارد كرد و اكنون، آنقدر آن پيشنهادها در شعر موصوف به «دهه هفتاد» به كار گرفته شده اند و اسراف در مصرف يافته اند كه ديگر كسى از مبدأ يادى نمى كند. يادآر ز شمع مرده يادآر! گر چه اين شعر زنده تر از بسيارى از آثار سه دهه اخير نفس مى كشد و با ما در سخن است تأثير گذار است هم در وجه عاطفى اش هم در وجه گزارشى اش هم در وجه شاعرانه اش هم در رويكرد معنا محورانه اش. شعر، گزارشى كامل از يك دوره تاريخى ست با همه بازتاب هايش:
«... اما
اين شانه هاى گرد گرفته
چه ساده و صبور
وقت وقوع فاجعه مى لرزند
اينان
هر چند
بشكسته زانوان و كمرهاشان
استاده اند فاتح و نستوه
- بى هيچ خان و مان-
در گوششان كلام امام است
- فتواى استقامت و ايثار-
بر دوششان درفش قيام است ...»
همچنين گزارشى انسانى از وضعيتى غيرقابل توصيف پيش چشمان شاعر:
«.... اينجا
گاهى سر بريده مردى را
تنها
بايد زبام دور بياريم
تا در ميان گور بخوابانيم
ياسنگ و خاك و آهن خونين را
وقتى به چنگ و ناخن خود مى كنيم
در زير خاك گل شده مى بينيم:
زن روى چرخ كوچك خياطى
خاموش مانده است
اينجا سپور هر صبح
خاكستر عزيز كسى را
همراه مى برد ...»
شعر، ساده است. راحت است، روايت اش ممتنع است. حكايت اش ما را نمى رماند. «زبان» در سهل بودنش قدرت نمايى مى كند نه در پيچش و جهش هاى ناگهانى و آشنايى زدايى هاى مكرر از «معمارى خود». اين روش را امين پور، از همان نخست سرمشق قرار مى دهد. مى گويند در دورانى كه وى در كلاس درس دكتر شفيعى كدكنى حاضر مى شد، استاد پس از شنيدن شعرى از وى، گفته بود همين است راه همين است رهايش مكن! رهايش نكرد. اقبال عامه از آثارش به همين دليل است و البته بى غبارى شعرهايش از پس اين همه سال؛ چون با مد هاى متداول پيش نيامد تا با از مد افتادن فلان «روش»، شعرش نيز از سكه بيفتد؛ البته محافظه كارى پيشه كرد و خطر نكرد نه در گزارش زمانه، نه در توليد معنا، نه در آزمودن راه هاى نو در «زبان». مى گويند در برخوردهاى شخصى نيز، تصويرى كامل از اعتدالى شرقى بود.

* سه
غزل امين پور، غزلى خاص اوست نه فقط به دليل نوگرايى در خور تحسين اش [كه پيش از او بسيارى در اين حوزه كوشيدند و او نيز از اين كوشش ها بسيار بهره گرفت] بلكه به دليل استفاده از لحن روزمره و نزديكى به نثر - در چارچوب وزن عروضى- و مجوز صادر كردن براى ورود كلماتى به غزل كه پيش از او، مگر در آثارى معدود و با مخاطبانى محدود، مجوز ورود نداشتند:
«خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى
لحظه هاى كاغذى را، روز و شب تكرار كردن
خاطرات بايگانى، زندگى هاى ادارى
آفتاب زرد و غمگين، پله هاى رو به پائين
سقف هاى سرد و سنگين، آسمان هاى اجارى....»
و همين امر باعث شده كه برخى منتقدان جوان به اين باور برسند كه امين پور بزرگترين غزلسراى ايران از مشروطه به اين سوست كه البته افراط و تفريط در ستودن درگذشتگان، هميشه مرگ زودرس ادبى را براى اين گونه منتقدان در پى داشته و دارد؛ اما با رويكردى منصفانه مى توان دريافت كه كشف بزرگ امين پور در حوزه غزل، رسيدن به «فرم هاى روايى» در ابيات است؛ گرچه استفاده از فرم هاى روايى در شعر كلاسيك ما - خصوصاً شعر حافظ و بعدها در آثار بزرگان سبك هندى - مسبوق به سابقه بوده اما استفاده امين پور از آن، شكلى امروزى گرفته است و مصادف بوده با مطرح شدن اين گونه فرم ها در شعر پست مدرن غرب؛ در حالى كه در آن روزگار - اوايل دهه شصت - نه ترجمه اى از آن آثار موجود بود و نه آثار نظرى پست مدرن - با اشارت مستقيم به فرم هايى روايى- در ايران ترجمه شده بود؛ بنابراين مى توان اين «رويكرد» را واقعاً «كشف» ناميد؛ كشفى كه بعدها توسط شاعران حركت «غزل فرم» در دهه هفتاد مورد استقبال قرار گرفت و به وجه اصلى آثارشان بدل شد.
«دلم قلمرو جغرافياى ويرانى ست
هواى ناحيه ما هميشه بارانى ست 
دلم ميان دو درياى سرخ مانده سياه
هميشه برزخ دل تنگه پريشانى ست
مهار عقده آتشفشان خاموشم
گدازه هاى دلم دردهاى پنهانى ست
صفات بغض مرا فرصت بروز دهيد
درون سينه من انفجار زندانى ست
تو فيض يك اقيانوس آب آرامى
سخاوتى، كه دلم خواهش بيابانى ست!»
رضا عبداللهى - غزلسرا و پژوهشگر- مى گويد: «خيلى از شعرا هستند كه از دانش آكادميك بى بهره اند و متكى اند به صرف شعر گفتن شان، به صرف استعدادشان؛ امين پور غير از مقام آكادميك اش، به تاريخ ادبيات خوب آگاه بود، شعر را خوب مى شناخت و صنايع ادبى را هم خوب مى شناخت عروض را هم خوب مى شناخت و دنبال مضمون هم نمى گشت با وجود اين كه بسيارى از شاعران مى گويند كه بعد از حافظ مضمون به پايان رسيده است.»
محمد رضا سهرابى نژاد - شاعر- مى گويد: «دوشنبه ۸۶‎/۸‎/۷ در دانشگاه ديدمش. تكيد ه تر و خسته تر از هميشه، به سختى نفس مى كشيد و گاهى هم به ديوار تكيه مى داد. سمت راست سينه اش درد مى كرد و به شوخى مى گفت مگر قلب سمت راست است ! گفتم: شايد رگ هايش گرفته است. گفت: چكاب كرده ام! گفت - با لبخند گفت- گفته اند چيزى نيست. شايد هم تشخيص نداده اند!» مى گويند حوالى ساعت ۲‎/۳۰ بامداد سه شنبه، شاعر از جهان گذرا رفته بود؛ البته بعضى ها او را در مراسم تشييع اش هم ديده اند كه آن دور و برها گشتى زد و بعد آرام، در مهى كه خيابان را دربرگرفته بود، ناپيدا شد.
پايانى قابل انتظار براى شاعرى محبوب.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |