پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۵ محرم ۱۴۲۹
Thu, Jan 24, 2008
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
فرهنگى
رمز نوشتن در كلاس اول
343236.jpg
] فرشته بابايى‎/ كارشناس آموزش ابتدايى و آموزگار پايه اول[

پدر و مادر نخستين آموزگاران كودك خود هستند و حتى تا سال هاى اوليه آموزشى رسمى مدرسه نيز، شايد مهمترين معلمان فرزندان شان باشند.
آنها مى توانند دانش پايه و مهارت هاى لازم براى تجربه كردن و انديشيدن را به كودك بياموزند. كودك، خواندن و نوشتن را از طريق ديدن، گوش دادن، گفتن و عمل كردن ياد مى گيرد. اين مهارت ها ابزارهاى اصلى دريافت و درك ايده ها و نگرش ها، افكار و مبانى تعليم و تربيت اند. پايه و اساس همه يادگيرى ها زبان و كسب مهارت هاى كلامى است. به كارگيرى يك زبان و تسلط در آنچه از راه گفتن و شنيدن و چه از راه خواندن و نوشتن، چيزى جز به كار بردن و كشف رمزها و نشانه هاى زبان نيست. در حقيقت كودك با تمرين و پرورش اين مهارت ها، چه در خانه و چه در مدرسه سعى مى كند نيازهاى خود را متناسب با اهداف و مقاصد آينده زندگى خويش برآورده كند. در زبان سمعى (گفتن و شنيدن) كودك اين نشانه ها را به صورت صداها و آواهاى گوناگون به كار مى برد كه اگر آنها را بارها نشنود و تكرار نكند، يادگيرى حروف برايش دشوار خواهد بود. در زبان بصرى (خواندن و نوشتن) كودك همين نشانه ها را به صورت الفبا كه جانشين نشانه هاى صوتى اند به كار مى برد. كودك پيش از آن كه حرف زدن را آغاز كند، بارها كلمات و واژگان گوناگون را از طريق گوش دادن، شنيده است.
به عبارت ديگر، كودك تا كلمات را نشنود و به معنى و مفهوم آنها پى نبرد، هرگز نمى تواند آنها را براى بيان مقصود و خواست هاى خود در جملاتش به كار برد. او بايد زبان سمعى را خوب آموخته باشد تا بتواند بعدها رمزها و نشانه هاى بصرى را به آسانى شناسايى كند. در موارد بسيارى مشاهده مى شود كودكانى كه در محيط خانه و خانواده موفق نشده اند، زبان سمعى را خوب ياد بگيرند، هنگام ورود به مدرسه با مشكلات زيادى در زمينه يادگيرى زبان بصرى روبه رو مى شوند. در حقيقت چنين دانش آموزانى نه صحبت هاى آموزگاران شان را مى توانند بفهمند و نه آمادگى آموختن خواندن و نوشتن را دارند و همين امر موجب دورى و بيزارى آنان از مدرسه مى شود. در حالى كه اگر به نقش آموزش هاى والدين و آموزگاران در دوره ابتدايى در امر يادگيرى اين مهارت ها توجه و دقت كافى شود، كودكان از همان ابتدا قادر خواهند بود در زبان آموزى كه پايه اى براى مطالعات سال هاى متوسطه و پيشرفته است، موفق شوند.
* پرورش مهارت گوش دادن
اغلب كودكان نوآموز اطلاعات و دانسته هاى خود را از طريق گوش دادن به سخنان و گفته هاى آموزگاران شان يا بلندخوانى كتاب از سوى والدين تا مربيان به دست مى آورند. هرچند كلاس اولى ها تازه خواندن را شروع كرده اند اما شنوندگان فعال و دقيقى اند. زمانى كه دانش آموز گوش به كتاب علمى، تاريخى يا داستانى مى سپارد، به خوبى مطالب و موضوعات آن را در خاطر نگه مى دارد و اگر بعدها آن كتاب را دوباره برايش بخوانند، بيشتر مطلب را به ياد مى آورد. اين امر بدان علت است كه كودك در ابتدا توجه خاصى به نحوه نگارش واژگان ندارد و فقط موضوع را دنبال مى كند.
بسيارى از كلاس اولى ها از شنيدن داستان ها و ماجراهاى طولانى لذت مى برند. از اين رو مى توانيد علاوه بر كتاب هاى مصور داستانى، قصه ها و داستان هايى براى آنان بخوانيد كه شامل چند فصل باشد تا او بتواند ماجرايى نسبتاً طولانى را دنبال كند.
كلاس اولى ها بيشتر معانى لغات را از طريق شنيدن داستان ها يا توضيحاتى كه والدين و مربيان شان هنگام خواندن كتاب به آنها مى دهند، ياد مى گيرند. بچه هاى بزرگ تر يا بزرگسالان، لغات تازه را از طريق خواندن كتاب هاى جديد مى آموزند، اما اين موضوع درباره كلاس اولى ها كه هنوز مهارت خواندن را ياد نگرفته اند صدق نمى كند. نوآموز كلاس اولى فقط مى تواند كتاب هاى آسانى را كه لغات ساده و كمى دارد و در عين حال بيشتر آنها را هم مى داند، بخواند. اين كودكان به كتاب هايى احتياج دارند كه گنجينه لغات آنها را گسترش دهد و اين موضوع از طريق بلندخوانى كتاب براى آنها، «گوش دادن» و گفت وگوهاى روزانه اى كه با والدين، معلمان و نزديكان خود دارند، ميسر مى شود.
كلاس اولى ها ضمن گوش دادن به داستان ها ياد مى گيرند كه شنونده هاى خوبى سر كلاس باشند.دانستن قوانين مربوط به مكالمات مثل رعايت نوبت، جمله سازى و بيان صحيح ساختار عبارت، از مهارت هايى است كه از طريق خواندن به دست مى آيد. كودكانى كه اين نكات را حين صحبت كردن رعايت مى كنند، بهتر مى دانند با ديگران ارتباط برقرار و مقصودشان را در قالب كلمات بيان كنند.
* به آنچه بچه ها مى خوانند، خوب گوش كنيد
كودكان را تشويق كنيد تا اشتباهاتى را كه ضمن خواندن مطلبى مرتكب مى شوند تصحيح كنند. وقتى كودك كلمه اى را اشتباه تلفظ مى كند مى توان از او پرسيد آيا صداى حروف را درست خواندى سپس او را راهنمايى كرد تا آن كلمه يا جمله را دوباره بخواند. البته اگر كودك نتوانست شكل درست كلمه يا جمله را بگويد يا با آن كلمه آشنا نيست، يا آن را فراموش كرده است. بنابراين خودتان شكل صحيح و معنى كلمه يا جمله را بگوييد. اگر كودك معنى عبارت يا كلمه را به بيان ديگرى برايتان تعريف كرد، نشان مى دهد كه او مفهوم موضوع را درك كرده است و نيازى به موشكافى بيشتر نيست. دوباره خوانى كتاب ها موجب تقويت مهارت خواندن در كودكان مى شود. كلاس اولى ها از اين كه يك كتاب را چندين بار بخوانند، خيلى لذت مى برند. اگر روزى فرزندتان كتابى را براى شما بخواند و شما از نحوه خواندن او تعريف كنيد، مطمئن باشيد كه مشتاقانه آن كتاب را براى تمام اعضاى خانواده خواهدخواند. هرچند كه خواندن كتاب هاى جديد براى گسترش گنجينه لغات كودك مفيد است، اما آنچه دوباره خوانى كتاب ها به او مى دهد، روان خوانى، بيان با احساس جملات و توجه به شيوه نگارش و كلمات متن است.
* پرورش مهارت صحبت كردن
بچه هاى هفت- هشت ساله دوست دارند آنچه را در طول روز ديده و شنيده اند، براى ديگران تعريف كنند. آنها ضمن صحبت كردن بايد نكات بسيارى را رعايت كنند.
گفت و گو درباره همكلاسى ها، اتفاقات و موقعيت هاى گوناگون روزانه، افرادى كه با آنها در ارتباط هستند و آنچه فكر و تصور مى كنند ازجمله مواردى است كه كلاس اولى ها تمايل دارند درباره شان حرف بزنند و آنها را با تمام جزئيات شرح دهند. اين امر در حالى است كه هنوز قادر نيستند مطالب خود را خلاصه كنند.
كلاس اولى ها معناى هزاران واژه را مى دانند و واژه هاى تازه را هم از راه هاى ديگر، ازجمله صحبت كردن با اطرافيان، گوش دادن به كتاب هايى كه برايشان بلند خوانده مى شود و صحبت هايى كه در خانه و مدرسه مى شنوند، ياد مى گيرند.
كلاس اولى ها شيفته تعريف كردن موضوع هاى كتاب هايى هستند كه خودشان خوانده اند يا شنيده اند. صحبت كردن صحيح با كودكان كلاس اولى به آنها كمك مى كند تا تلفظ، معانى و مفاهيمى را كه خودشان مى خوانند يا برايشان خوانده مى شود، بهتر بفهمند. آنها مى توانند درباره موضوع هاى مختلف، ماجراهاى داستان ها يا برداشت هاى خودشان از وقايع گوناگون صحبت كنند. آنها به راحتى مى توانند موضوع داستان را به زندگى شان ارتباط و تعميم دهند و نيز ديدى انتقادى به آنچه مى شنوند، داشته باشند. از سويى گفت و گوهاى بچه هاى كلاس اولى بسيار غنى تر و پيچيده تر از نوشته هايشان است. آنها در نوشته هاى خود فقط از كلمات ساده، روان و محدودى كه مى توانند بنويسند، استفاده مى كنند، در حالى كه آنچه تعريف مى كنند از كلمات و عبارات بيشتر و مشكل ترى تشكيل شده است. اين ويژگى در تمامى نوآموزان كلاس اول عموميت دارد و براى مثال، وقتى از آنها مى خواهيد درباره حيوانى مثل گربه صحبت كنند شايد بتوانند دهها جمله درباره گربه بگويند. ولى وقتى مى خواهند همان موضوع را بنويسند، نوشته شان به چند جمله كوتاه و ساده منحصر مى شود.
* به صحبت هاى بچه ها «خوب» گوش كنيد
براى تقويت مهارت هاى كلامى كودكان، مانند افزايش گنجينه لغات جمله بندى صحيح و تمرين صداآموزى، بازى هايى با كودك انجام دهيد كه او از زبان و فكرش استفاده كند. يكى از بازى هايى كه كودكان از انجام آن لذت مى برند، اسم بازى است. در اين بازى نفر اول اسمى را مى گويد و نفر بعد بايد با حرف پايانى آن، اسم ديگرى بگويد وبازى همين طور ادامه پيدا كند. «اسم بازى» مى تواند علاوه بر اسم افراد، اسم اشيا، شهرها، خوراكى ها و حيوانات را هم شامل شود.
كودك را تشويق كنيد تا درباره معانى و نوع تركيب كلمات گوناگون از شما پرس و جو كند. اغلب والدين و مربيان مرتباً در حال پاسخگويى به سؤالات بى شمار بچه ها هستند. حال اگر آنها را تشويق كنيم تا اين عادت پسنديده خود را به كلمات، عبارت و معانى آنها هم تعميم دهند، گام باارزشى براى گسترش فهم ادبى كودك برداشته ايم. از آنها بخواهيد زمانى كه كلمه يا عبارتى را مى شنوند كه معنى آن را نمى دانند، آن را از شما بپرسند، يا حتى خودتان اگر با لغتى ناآشنا روبه رو مى شويد، آن را با صداى بلند تكرار كنيد و با كمك كودك، درصدد يافتن معنى آن در فرهنگ لغات برآييد. كنجكاوى شما درباره درك معانى لغات جديد، انگيزه كودك را براى آشنا شدن با كلمات ديگر تقويت مى كند.
* پرورش مهارت خواندن
كلاس اولى ها به تدريج باسواد مى شوند و ياد مى گيرند كه نوشته ها را «رمزگشايى» كنند. آنها تازه با صداها و نشانه هاى آنها (ارتباط بين شكل وصداى حروف) آشنا مى شوند. مزيتى كه خواندن حروف الفبا براى كودكان دارد، آن است كه توجهشان را به جزئيات كلمات و صداها جلب مى كند و از آن پس سعى مى كنند گفته هاى خود را تصحيح كنند. براى مثال، كودكى كه تا چندى پيش به آلبالو «آب لالو» مى گفت، بعد از يادگرفتن نوشتن آن، بيان خود را هم تصحيح خواهدكرد.
كلاس اولى ها قبل از آن كه نوشتن بسيارى از كلمات را ياد بگيرند، آنها را از روى ظاهرشان مى شناسند (مثل اسم خودشان) معمولاً كلاس اولى ها در پايان سال اول تحصيل خود حدود ۱۵۰ لغت را به آسانى مى شناسند و مى خوانند. مشق هاى شبانه مدرسه و نوشتن مكرر كلمات، موجب شناخت آنها در جملات و عبارات مختلف مى شود. در حقيقت، هرچه بيشتر مى نويسند، در خواندن روان تر مى شوند و هرچه با كلمات بيشتر آشنا مى شوند، بهتر مى توانند آنها را به كلماتى كه از آنها مشتق مى شوند، تعميم دهند. براى مثال، وقتى كلمه «سبز» را ياد مى گيرند مى توانند با استفاده از آن كلمه «سبزه» يا سبزى را شناسايى كنند. كلاس اولى ها مى توانند كتاب هاى ساده و آسان را به راحتى بخوانند، اما خواندن آنها معمولاً كلمه به كلمه است. دانش آموزان كلاس اول در پايان سال تحصيلى مى توانند كتاب هاى ساده از مجموعه كتاب هاى مخصوص گروه سنى الف و ب را به راحتى بخوانند و كلمات آنها را به راحتى بشناسند. اغلب اين بچه ها، هنوز متن داستان را نمى توانند جمله به جمله بخوانند و به همين علت خواندن آنها براى بار اول خيلى آهسته خواهد بود. اما اگر از آنان بخواهيد كه همان كتاب را چند بار بخوانند، مهارت خواندن آنها بهتر مى شود و مى توانند سريعتر و بى غلط تر بخوانند. بعضى از كلاس اولى ها ترجيح مى دهند كه داستان را با صداى آهسته و به اصطلاح توى دلشان بخوانند. اين كار براى آنها آسان تر از بلندخوانى است ، ولى توجه داشته باشيد زمانى كه آنها سعى مى كنند داستانى را با صداى بلند بخوانند صداى خودشان را مى شنوند و مى توانند اشتباهاتشان را اصلاح كنند.
* تأثير بلند خوانى در بهتر خواندن
قبل از خواندن، حين خواندن و بعد از خواندن كتاب، درباره موضوع آن توضيحاتى به كودك بدهيد، زيرا تذكر اين نكات موجب درك بهتر كودك از مطالب خواهد شد. قبل از شروع مطالعه ، درباره عنوان كتاب براى او صحبت كنيد. از او بپرسيد : «آياحدس مى زنى، موضوع كتاب درباره چيست »
ضمن خواندن كتاب، از كودك بپرسيد: آيا مى توانى پيش بينى كنى كه بعدچه مى شود او را تشويق كنيد تا درباره آن چه از كلمات، متن و موضوع داستان نمى فهمد بپرسد. گاهى مى توانيد با «بلند فكر كردن» خود به كودك جهت دهيد. براى مثال در حالى كه فكر مى كنيد، با صداى بلند از خودتان بپرسيد: «نمى دانم چه بلايى بر سر پسربچه داستان خواهد آمد »
وقتى افكار خود را به زبان مى آوريد، در حقيقت به كودك كمك كرده ايد تا درباره موضوع هاى مختلف ماجرا فكر كند. براى مثال از او بپرسيد از كدام قسمت داستان بيشتر خوشش آمده است، چه احساسى درباره آن داستان دارد و ...
هدف از اين كار آن است كه كودك را به صحبت كردن تشويق كنيد.
كتاب هايى را كه خواندن آن براى كودك دشوار است، خودتان بخوانيد. وقتى شماكتابى را چند بار باصداى بلند براى او مى خوانيد، در حقيقت به او ياد مى دهيد كه به لغات ، عبارات و ايده ها خوب فكر كند. سعى كنيد كتاب هاى متنوع براى كودك بخوانيد. خواندن كتاب هاى گوناگون با صداى بلند به كودك كمك مى كند تا با طيف وسيع و متنوعى از واژگان و حروف آشنا شود. علاوه برآن ، كودك با روش مختلف نگارش و دانسته هاى بسيارى كه مى تواند از طريق خواندن و مطالعه كسب كند آشنامى شود. هم چنان كه كودك مهارت هاى نوشتن را مى آموزد، اين كار به او كمك مى كند تا در نوشتن خود نيز از سبك هاى گوناگون استفاده كند. خواندن چندكتاب از يك نويسنده اين امكان را به كودك مى دهد تا بتواند موضوع ها و نوشته هاى او را با هم مقايسه كند.
بعد از آن كه چند كتاب از يك نويسنده براى كودك خوانديد، با او درباره شباهت ها، تفاوت ها و ويژگى هاى مختلف نوشته هاى نويسنده صحبت كنيد. از او بپرسيد كدام كتاب نويسنده را بيشتر دوست دارد خواندن مجموعه داستان هايى كه درباره يك شخصيت داستانى نوشته مى شود، مى تواند نگرش و برداشت جديدى از زندگى در ذهن كودك ايجادكند. مانند ماجراهاى كليله و دمنه، افسانه هاى قديمى و داستان هايى كه درباره يك شخصيت نوشته شده است مانند داستان هاى وروجك و نجار.
* مهارت نوشتن
كودك كلاس اولى مى تواند نوشته هاى خود را تصحيح كند. او مى تواند باكاركردن مستمر بر روى نوشته هاى خود بااصلاح و تجديدنظر، آنها را دوباره نويسى كند. كودك از طريق مشاهده دقيق نوشته هاى خود مى تواند اشتباهات آن را اصلاح كند و آن را دوباره بنويسد. كلاس اولى ها مى توانند با چسباندن لغات به يكديگر كلمات تازه اى بسازند و هجى آنها را تصحيح كنند.
كلمات ساخته بچه ها يا نوشتن كلمات از طريق شنيدن آنها راهى براى شناخت حروف و تشخيص صداى آن هاست. براى مثال ، كلمه «صندلى» را با صداى «سندلى» شبيه سازى مى كند و سپس درست نويسى را ياد مى گيرد. كلاس اولى ها در طول روز به علت هاى مختلف مى نويسند. آنها خاطره نويسى مى كنند، احساسات خود را مى نويسند يا فهرستى از برنامه هاى خود تهيه مى كنند. آنها هم چنين براى يادگيرى رياضى از كلمات يا اشكالى كه فهم عدد را برايشان آسان مى كند، استفاده مى كنند. يكى ديگر از علايق كلاس اولى ها به كار بردن هنر نوشتن در بازى هايشان است. براى مثال، پيغام هاى درون بازى را يادداشت مى كنند،كارت درست مى كنند ياحتى داستان هاى كوتاهى از خودشان مى نويسند. كلاس اولى ها از علائم نقطه گذارى محدودى استفاده مى كنند. هر چند آنها علائم نقطه گذارى در متن را مى شناسند، اما معمولاً خودشان در نوشته هايشان كمتر از آن استفاده مى كنند. آنها شايد سعى كنند از علائمى مثل نقطه ، ويرگول و علامت سؤال استفاده كنند. اما اغلب آنها را در جاهاى اشتباه جمله قرار مى دهند. علاوه بر آن گروهى از آنان هنوز به درستى نمى دانند كه جملاتشان كجا تمام يا شروع مى شود.
كلاس اولى ها معمولاً داستان را از زبان خودشان مى نويسند. آنها شايد از عباراتى مثل «يكى بود، يكى نبود» يا «در گذشته هاى دور» استفاده كنند اما داستان هايشان را آن طور كه تعريف مى كنند، مى نويسند. آنها اغلب از شخصيت هاى محبوب داستان هايى كه خوانده اند براى داستان هايشان استفاده مى كنند و درباره آنها قصه مى سازند.
* تشويق به نوشتن
سعى كنيد رويه و شيوه اى براى نگارش روزانه كودك ابداع كنيد. براى مثال از كودك بخواهيد درباره ماجراهاى گوناگون تعطيلات، روز تولد ، مسافرت هاى كوتاه و گردش هاى هفتگى خود بنويسد.
داستان هاى او مى تواند برگرفته از ماجراهاى واقعى يا ذهنى (خيالى) باشد. فعاليت ديگرى كه كودكان نوآموز مى توانند انجام دهند نوشتن كارت هاى تبريك، عيد، تولد، تشكر و... است. زمانى كه بچه ها نوشتن را به صورت عادتى روزانه درمى آورند، شما نيز به آنها كمك كنيد تا اشتباهاتشان را تصحيح كنندو بهتر بنويسند .
كودكان راتشويق كنيد تا د استان بنويسند و تمركزتان بيشتر بر نوشتن مطالب باشد تا ديكته صحيح كلمات نقطه گذارى و پرداختن به جزئيات. تأكيد والدين و آموزگاران بيشتر بايد بر اين موضوع باشد كه كودكان چگونه مى توانند با استفاده از هنر نوشتن احساسات، افكار و ايده هايشان را بر روى كاغذ بياورند.
همواره به آنها تأكيد كنيد كه حتى اگر ديكته درست واژه اى را نمى دانند آن را در نوشته شان به كار برند. منظور آن است كه به علت ندانستن ديكته لغت، افكار خود را محدود به واژگانى كه بلدند نكنند، بلكه اجازه دهند فكرشان بسط و گسترش پيدا كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |