شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۷ محرم ۱۴۲۹
Sat, Jan 26, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه سفررهبرى به يزد۱
ويژه سفررهبرى به يزد۲
ويژه سفررهبرى به يزد۳
ويژه سفررهبرى به يزد۴
ويژه سفررهبرى به يزد۵
ويژه سفررهبرى به يزد۶
ويژه سفررهبرى به يزد۷
ويژه سفررهبرى به يزد۸
ويژه سفررهبرى به يزد۹
ويژه سفررهبرى به يزد۱۰
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
در اين ماجراى مرگبار ناپدرى و خواهر زن نيز مجروح شدند
۳۰ تولد در برف و كولاك
گروه حوادث ـ ۳۰ نوزاد در مناطق روستايى تايباد، بين راه و قبل از رسيدن مادران شان به بيمارستان به دنيا آمدند.
دكتر سيدمحمد موسوى رئيس شبكه بهداشت و درمان تايباد با اعلام اين خبر گفت: اغلب اين مادران روستايى كه سوار بر تراكتورهاى سنگين در حال حمل به تايباد بودند به دليل بارش سنگين برف و مسدود شدن راه ها با حضور تيم هاى مجهز بيمارستانى پس از وضع حمل در راه به مناطق امن انتقال داده شدند.از ۳۰ زايمان بين راهى هفته گذشته ، متأسفانه يك زن بر اثر سرما جان سپرد. اما فرزند وى نجات يافت.شهرستان تايباد در فاصله ۲۲۵ كيلومترى جنوب شرقى مشهد مقدس قرار دارد.
شيوه قديمى براى كلاهبردارى ۹۰۰ ميليون تومانى
343806.jpg
گروه حوادث ـ دو مرد كه با چك هاى جعلى ۹۰۰ ميليون تومان كلاهبردارى كرده بودند، دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار ما، مهر امسال دو مرد ميانسال با مراجعه به مأموران اداره آگاهى اعلام كردند، سه كلاهبردار با پرداخت چك هاى جعلى به مبلغ ۵۰۰ ميليون تومان از آنها برنج خريده و متوارى شده اند. با طرح اين شكايت مأموران به تحقيق در اين باره پرداختند. اين در حالى بود كه همزمان ۴ شكايت مشابه ديگر نيز با حدود ۴۰۰ ميليون تومان كلاهبردارى به اداره آگاهى رسيد.سرانجام ۲۶ دى امسال مردى پس از مراجعه به اداره آگاهى مدعى شد سه كلاهبردار با راه اندازى شركتى در تهران قصد كلاهبردارى از يك تاجر فرش را دارند.مأموران بلافاصله در محل موردنظر حضور يافته و ۲ تن از كلاهبرداران را دستگير كردند.سرگرد نظرى رئيس مركز اطلاع رسانى اداره آگاهى تهران نيز درباره شگرد اين افراد گفت: كلاهبرداران در رستوران هاى شمال شهر با افراد پولدار و متمول آشنا شده و با آنها طرح دوستى مى ريختند. آنها پس از چند بار خريد و فروش و پرداخت نقدى مبالغ، به خريدهاى سنگين چكى مى پرداختند. بدين ترتيب پس از جلب اعتماد قربانيان از آنها ميليون ها تومان كلاهبردارى كرده و متوارى مى شدند.وى خاطرنشان كرد: هم اكنون تحقيقات براى شناسايى ديگر مالباختگان و همچنين محل اختفاى متهم فرارى ادامه دارد.
رباينده ۱۷ كودك در برابر جوخه مرگ
343749.jpg
گروه حوادث ـ فلاح، اصفهان: مرد شيطان صفت كه به اتهام ربودن و آزار و اذيت ۱۷ پسر بچه به اعدام محكوم شده است، سحرگاه امروز اعدام مى شود .

به گزارش خبرنگار ما، ۱۲ شهريور سال ۸۴ پسربچه هشت ساله اى مضطرب و نگران همراه مادرش به اداره آگاهى شهرستان نجف آباد اصفهان رفت و پرده از اقدام هاى شيطانى مرد تبهكار برداشت.
پسر دانش آموز به مأموران گفت: ظهر ديروز پس از تعطيل شدن مدرسه مردى سد راه من شد. او كه خود را از دوستان پدرم معرفى مى كرد مرا سوار موتوسيكلت كرد تا به خانه مان برساند. من كه به حرف هايش اعتماد كرده بودم سوار شدم اما او مرا به باغ هاى اطراف شهر برد و در آنجا مورد آزار و اذيتم قرار داد. بعد هم تهديدم كرد اگر موضوع را به خانواده ام بگويم خفه ام مى كند.وقتى به خانه آمدم مادرم متوجه اوضاع به هم ريخته روحى و روانى ام شد. بنابراين پس از تعريف ماجرا همراه مادرم براى شكايت به اداره آگاهى آمديم.با طرح اين شكايت مأموران تحقيقات براى دستگيرى مرد تبهكار را آغاز كردند. در حالى كه هيچ ردى از متهم نبود شكايت هاى مشابه ديگرى نيز در دادسراى نجف آباد مطرح شد.بررسى ها نشان مى داد، وى با پرسه زدن مقابل مدارس ابتدايى پسرانه طعمه هاى خود را از ميان دانش آموزان شناسايى مى كند. او سپس به بهانه هاى مختلف آنها را سوار موتوسيكلت خود كرده و به باغ هاى اطراف شهر مى كشاند و با زور و تهديد قربانيانش را مورد آزار و اذيت قرار مى داد.
مرد شيطان صفت سپس كودكان را در خيابان هاى شهر رها مى كرد. با افزايش شكايت ها يك گروه از كارآگاهان پليس آگاهى اصفهان تحقيقات گسترده اى براى دستگيرى مجرم فرارى آغاز كردند. سرانجام پس از گذشت دو ماه كارآگاهان به پسر جوانى كه با موتوسيكلت در اطراف مدرسه اى پرسه مى زد مشكوك شده و او را دستگير كردند.
تنها مظنون كودك ربايى هاى سريالى پس از انتقال به اداره آگاهى منكر ارتكاب هرگونه جرمى شد. اما پس از رو به رو شدن با قربانيانش و شناسايى از سوى آنها لب به اعتراف گشود و جزئيات اقدام هاى تبهكارانه اش را فاش كرد.رضا ۲۱ ساله، در اعتراف هايش گفت: زمانى كه كودك بودم از سوى مردى مورد آزار و اذيت قرار گرفته و هيچ وقت اين خاطره تلخ را فراموش نكردم. به همين خاطر از چند سال قبل آزار و اذيت پسر بچه ها را آغاز كردم. يك بار نيز به اين خاطر دستگير و زندانى شدم اما پس از آزادى دوباره اين كار را دنبال كردم. با اين كه مى دانستم اگر دستگير شوم به اعدام محكوم خواهم شد اما نمى توانستم در برابر خواسته هاى نفسانى ام مقاومت كنم. وى در ادامه اعتراف هايش گفت: طعمه هاى خود را كه بيشتر كودكان هفت تا ۱۰ ساله بودند به بهانه هاى مختلف فريب داده و با موتوسيكلت به مناطق دورافتاده و باغ هاى اطراف شهر مى بردم و با تهديد و زور آنها را مورد آزار و اذيت قرار مى دادم.در پى تكميل تحقيقات اوليه پرونده مرد شيطان صفت براى رسيدگى در اختيار قضات شعبه ۱۷ كيفرى و تجديدنظر اصفهان قرار گرفت.در پى اعتراف هاى پسر ۲۱ ساله، قضات دادگاه با توجه به شكايت هاى خانواده كودكان، جرم وى را محرز و قطعى دانسته و با استناد به مواد ۱۰۸ ، ۱۱۰ ، ۱۱۲ ، ۱۱۴ و ۱۱۶ قانون مجازات اسلامى او را به مرگ محكوم كردند.با اعتراض متهم به حكم مجازات، پرونده او به شعبه ۲۷ ديوان عالى كشور و ۱۵ تشخيص ارسال شد كه اين حكم از سوى قضات به تأييد نهايى رسيد. پس از تأييد نهايى حكم از سوى قوه قضائيه پرونده براى اجرا به شعبه اجراى احكام فرستاده شد. قرار است سحرگاه امروز مرد شيطان صفت در اردوگاه اسدآباد اصفهان پاى جوخه مرگ برود.گفته مى شود قرار است طبق حكم دادگاه پسر شيطان صفت تيرباران شود.
تهديد به بمب گذارى در هواپيماى ايرانى
گروه حوادث ـ هواپيماى مشهد- شيراز كه به دروغ به بمب گذارى تهديد شده بود، در فرودگاه بين المللى شهيد دستغيب شيراز به زمين نشست.
به گزارش خبرنگار ما، عصر پنجشنبه هواپيماى «توپولف ۱۵۴» فرودگاه مشهد را به مقصد شيراز ترك كرد. دقايقى پس از برخاستن هواپيما، فرد ناشناسى با فرودگاه مشهد تماس گرفت و تهديد كرد درون هواپيما بمبى قرار داده است. مسئولان فرودگاه مشهد بلافاصله پس از دريافت اين پيام موضوع را به مسئولان فرودگاه شيراز اطلاع دادند. بدين ترتيب ابتدا قرار شد با هماهنگى خلبان هواپيما در فرودگاه يزد فرود اضطرارى نمايد اما سرانجام با بررسى هاى صورت گرفته، هواپيما به سلامت در فرودگاه شيراز به زمين نشست.
پس از فرود هواپيما و بررسى ماجرا مشخص شد موضوع بمب گذارى دروغ بوده است.
شيوه كارمند قلابى بانك براى دزدى از مشترى ها
گروه حوادث ـ دزدى كه تحت عنوان كارمند بانك از افراد سالخورده و بازنشسته كف زنى مى كرد با حكم قاضى شعبه ۱۰۲ دادگاه جزايى عمومى شهررى به زندان، شلاق و جريمه محكوم شد.
تبهكار ۵۰ ساله كه طى فعاليت يك ساله اش ميليون ها تومان پول به جيب زده با شگرد زاغ زنى، نقشه سرقت از مشتريان بانك ها را اجرا مى كرد.به گزارش خبرنگار ما، تحقيق براى شناسايى و دستگيرى دزد تك رو از سال گذشته در پى اعلام شكايت چند تن از مالباختگان در دستور كار مأموران پليس آگاهى تهران قرار گرفت.در نخستين اقدام، چهره رايانه اى متهم كه از سوى شاكى هاى پرونده ترسيم شده بود، در اختيار تمام واحدهاى گشت پليس قرار گرفت. در حالى كه جست وجو هاى پليس در اين باره ادامه داشت، گروهى از مأموران گشت در جنوب تهران به مرد ميانسالى كه مقابل بانكى ايستاده و در حال صحبت با يك فردسالخورده بود، مظنون شدند. مأموران با احتمال اين كه مرد ميانسال همان دزد مورد نظر است او را تحت نظر قرار دادند تا اين كه او را هنگام سرقت پول هاى پير مرد شناسايى و بازداشت كردند. متهم در بازجويى ها پس از اعتراف درباره شگرد سرقت هايش گفت: اغلب روزها با كمين در اطراف بانك هاى تهران و شهررى، افراد سالخورده و بازنشسته كه براى دريافت پول يا وصول چك به بانك مراجعه مى كردند را شكار مى كردم. وقتى كه آنها از بانك خارج مى شدند، بلافاصله به سراغشان رفته و بامعرفى خود به عنوان كارمند بانك به آنها مى گفتم كه متصدى بانك در پرداخت پول اشتباه كرده است. بنابراين پول هايشان را گرفته و به شمارش مى پرداختم. در همين هنگام با سوءاستفاده از غفلت مردم مقدارى از پولها را مى دزديدم.در برخى موارد نيز با بيان اين كه چك هاى مسافرتى كه از بانك گرفته اند، داراى جايزه ويژه است، چك ها را به بهانه بازبينى گرفته و در فرصتى مناسب تعدادى از آنها را سرقت مى كردم. سپس پول هاى مشترى ها را داخل كيسه مشكى قرار مى دادم و تأكيد مى كردم كه مراقب پولهايشان باشند تا گرفتار دزدان نشوند.متهم در ادامه بازجويى ها به بيش از ۵۰ فقره سرقت اعتراف كرد. اين در حالى است كه شاكى ها نيز در مواجهه حضورى، متهم را شناسايى كردند.با اعتراف هاى وى پرونده او با صدور كيفرخواست به شعبه ۱۰۲ جزايى عمومى دادگسترى شهررى ارجاع شد. سرانجام قاضى «صيفورى» پس از دريافت آخرين دفاعيات متهم وى را به ۵ سال زندان ، شلاق و رد اموال مالباختگان محكوم كرد.
در اين ماجراى مرگبار ناپدرى و خواهر زن نيز مجروح شدند
داماد جوان، مادرزنش را كشت
گروه حوادث ، سارى ، جونيان ، خبرنگار «ايران»: داماد ۲۱ ساله به بهانه دخالت هاى اعضاى خانواده همسرش در زندگى مشترك آنها با ضربه هاى كارد مادرزنش را از پا درآورد و ناپدرى و خواهرزن خود را نيز به شدت مجروح كرد.
به گزارش خبرنگار ما، متهم پس از ارتكاب جنايت از محل حادثه گريخت اما با تلاش كارآگاهان جنايى شهرستان بابلسر شناسايى و دستگير شد.مهدى- متهم به قتل- در بازجويى هاى پليسى با اعتراف به قتل زهرا -مادرزن ۶۵ ساله اش- درباره انگيزه اين جنايت گفت: چند سال پيش من و همسرم با عشق و علاقه ازدواج كرديم اما پس از مدتى متوجه شدم مادرزنم در زندگى مشترك ما دخالت مى كند. به همين خاطر چند بار در اين باره با او و ناپدرى همسرم صحبت كردم. بعد هم از آنها خواستم از زندگى ما كنار بروند. اما متأسفانه دخالت هاى نابجاى آنها همچنان ادامه داشت تا اين كه همسرم به دليل بروز برخى اختلاف ها مرا ترك كرد و به خانه مادرش رفت. بعد هم تقاضاى طلاق كرد.ابتدا از دوستان و آشنايان خواستم به خانه مادرزنم بروند و همسرم را راضى كنند تا به خانه بازگردد. اما خانواده همسرم به آنها اجازه صحبت هم ندادند بنابراين پس از مدتى حدود ساعت ۹ شب، براى آشتى با همسرم به خانه آنها رفتم اما مادرزنم با ديدن من به ناسزاگويى پرداخت و اجازه نداد حتى با همسرم ملاقاتى داشته باشم. در نتيجه عصبانى شدم و با قمه و كارد چند ضربه به او زدم. همين موقع ناپدرى و خواهرزن ۲۵ ساله ام به سوى من حمله ور شدند با كاردى كه در دست داشتم چند ضربه هم به آنها زده و سپس از محل جنايت فرار كردم.براساس اين گزارش، متهم به قتل با حضور در صحنه جنايت چگونگى قتل مادرزن و مجروح كردن دو تن از اعضاى خانواده همسرش را نيز بازسازى كرد. بدين ترتيب بار ديگر اتهام هاى خود را هنگام بازسازى صحنه قتل پذيرفت. سپس پرونده داماد جنايتكار براى رسيدگى و صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به دادسرا ارجاع شد.تحقيقات درباره اين جنايت از سوى بازپرس جنايى دادسراى شهرستان بابلسر ادامه دارد.
پليس فداكار
گروه حوادث ـ بارش شديد برف و كولاك رانندگان و سرنشينان ده ها خودرو را مجبور به توقف در جاده كرد. بيش از ۴۰۰ مسافر در جاده بوئين زهرا به ساوه برفگير شده بودند. راه بسته بود. سوخت خودروها ته كشيده و تحمل سرما تقريباً غيرممكن شده بود. اميد به نجات در ميان مردم در راه مانده رنگ مى باخت.
در اين ميان صداى زوزه حيوانات وحشى و درنده نيز بر وحشت گرفتاران و درماندگان افزوده بود. به دليل شرايط بد جوى تقريباً اميد چندانى براى رسيدن نيروهاى امدادى وجود نداشت.زن ها و كودكان، پيرها و جوان ها داخل خودروها حبس شده بودند و سكوت مرگبارى بر جاده پر از برف حكمفرما شده بود. ناگهان صداى مسلح شدن اسلحه اى سكوت را شكست. مسافران در راه مانده از دور پليسى را ديدند كه اسلحه اش را براى شليك به سوى حيوانات وحشى مسلح مى كرد.
پس از فرار حيوانات وحشى، گروهبان يكم «مجتبى جعفرنيا» در ميان برف و كولاك به نجات مردم شتافت. مأمور وظيفه شناس پليس راه كه به وضعيت جغرافيايى منطقه آشنايى كامل داشت در برابر چشمان حيرت زده مردم نااميد، مسافران سالمند و كودكان را به كول كشيد و در بوران شديد چند تن از آنها را به اتاقك هاى امدادى هلال احمر منتقل كرد.
اين اقدام فداكارانه مأمور پليس به قدرى مسافران را تحت تأثير قرار داد كه تعدادى از جوانان نيز با گروهبان جوان همراه شده و درتلاش وصف ناپذير ساير مردم را نيز به محل هاى امن انتقال دادند.
تلاش هاى گروهبان جعفرنيا به همين جا ختم نشد. او با تماس هاى مكرر تلفنى و بى سيم بارها از نيروهاى امدادى تقاضاى كمك كرد. سرانجام با
تلاش هاى گسترده پليس جوان يك هلى كوپتر حامل آذوقه به محل اسكان موقت مسافران در راه مانده اعزام شد.
پس از ۴۸ ساعت محور بوئين زهرا- ساوه در حالى باز شد كه بسيارى از در راه ماندگان خاطره از خود گذشتگى مأمور وظيفه شناس پليس را از ياد نبرده و ۱۷۰ تن از آنها طى نامه اى به فرمانده پليس راه استان از زحمات گروهبان يكم جعفر نيا قدردانى كردند.
در ميان نجات يافتگان، امضاى دو مسافر فرانسوى كه خاطره اى فراموش نشدنى از ايثار و تلاش پليس ايرانى را در حافظه شان ثبت كرده بودند نيز به چشم مى خورد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |