شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۷ محرم ۱۴۲۹
Sat, Jan 26, 2008
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه سفررهبرى به يزد۱
ويژه سفررهبرى به يزد۲
ويژه سفررهبرى به يزد۳
ويژه سفررهبرى به يزد۴
ويژه سفررهبرى به يزد۵
ويژه سفررهبرى به يزد۶
ويژه سفررهبرى به يزد۷
ويژه سفررهبرى به يزد۸
ويژه سفررهبرى به يزد۹
ويژه سفررهبرى به يزد۱۰
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
عادت هاى بد غذايى در نوجوانان
عادت هاى بد غذايى در نوجوانان
نمى خورم تالاغر بشم!
343563.jpg
] زهرا رضايى [

- من اين غذا رو نمى خورم. شما دوباره توى اين غذا روغن ريختيد.
نيلوفر و مادرش هميشه سر خوردن غذا با هم بحث دارند.
- من مى خوام خودمو لاغر كنم، ولى با اين برنامه غذايى شما هر روز دارم چاق تر مى شم.
- شدى پوست و استخوون. ديگه چيزى ازت نمونده.
نيلوفر از سر ميز غذا بلند مى شود تا به اتاقش برود.
- تو از صبح تا حالا چيزى نخوردى. بالاخره مريض مى شى.
•••
در دنياى متمدن و مدرن ما همه دختران نوجوان دوست دارند لاغر شوند. چرا خوب اين مد است. دختران امروزى فقط كارشان شمردن كالرى غذاها، محاسبه ميزان چربى در غذا، جمع آورى اطلاعات درباره داروها و مواد لاغر كننده و ورزش است. وقتى پاى درد دل آنها مى نشينيد براى شما هزاران علت مى آورند تا لاغر و لاغر تر شوند. «اين مده»، «همه همكلاسى هاى من لاغر هستند» انگار هيچ دختر نوجوانى نمى خواهد از اين قافله عقب بماند. مشكل در وزن ايده آل نيست. مشكل در لاغرى بيش از حدى است كه امروزه گريبان اغلب دختران نوجوان را گرفته است. لاغريى كه به نوعى اختلال به نام « بى اشتهايى» عصبى منجر مى شود. دخترانى كه به اين اختلال دچار مى شوند، بشدت از اين كه چاق شوند هراس دارند. اين هراس اغلب جنبه روانى به خود مى گيرد و در نتيجه، او در برابر غذا خوردن از خود مقاومت نشان مى دهد و حتى وقتى والدين با اصرار و زور او را وادار به خوردن غذا مى كنند، يواشكى به دستشويى رفته و خود را وادار به استفراغ مى كند تا به اين ترتيب هر آنچه را كه بلعيده بود بالا بياورد! در مواقعى نيز از داروهاى ملين و مسهل استفاده مى كند. بعضى اوقات نيز به طور وسواس گونه اى ورزش مى كند.
نوجوانى كه با بى اشتهايى عصبى روبه رو است، خود را چاق مى داند و هرچه ديگران به او مى گويند كه او چاق نيست و رفتارش غير طبيعى است، گوش نمى دهد.
تابوى دخترهاى امروزى چاق بودن و چاق شدن است. اكثر دخترهاى نوجوان نگران تغييراتى هستند كه در بدنشان رخ مى دهد. آنها مى خواهند هنوز كودك باقى بمانند. آنها با محدود كردن غذاى مصرفى شان مى خواهند جلوى رشد و نموشان را بگيرند تا هنوز كودك باقى بمانند. بسيارى از اين دختران آمادگى روانى و عاطفى لازم را براى طى كردن دوران بلوغ ندارند و در ضمن برايشان دشوار است كه مسائل و نگرانى هايشان را با ديگران در ميان بگذارند.
پس بهتر است شما به عنوان يك والد با دختر نوجوان تان حرف بزنيد و او را تشويق كنيد تا با شما درد دل كند. مراقب باشيد از حرف هاى او ابداً خشمگين و ناراحت نشويد. اگر به نگرانى هاى او درباره غذايى كه مى خورد گوش دهيد، مى توانيد به نگرانى هاى عميق تر او نيز پى ببريد. او اگر احساس كند كه آزادانه تر مى تواند حرف هايش را بزند، نگرانى اش درباره غذايى كه مى خورد كمتر مى شود.
اولين حقيقت درباره بى اشتهايى عصبى اين است كه خيلى زود شما مى توانيد از شرش خلاص شويد. نگران اين نباشيد كه اين ناراحتى در فرزند نوجوان شما ادامه دار خواهد شد. با اين وجود بايد متوجه نشانه هاى هشدار دهنده اى كه از بين نمى رود و باقى مى ماند باشيد. برخى از اين نشانه ها عبارت است از:
* كاهش وزن به حدى كه وزن نوجوان شما از ۸۵ درصد وزن عادى كمتر باشد
* وسواس فكرى درباره غذا، طرز درست كردن و خوردن غذا همراه با فوبياى چاق شدن
* زمانى كه نوجوان شما با وجود وزن طبيعى، خود را چاق تصور مى كند
* وزن كشى بى علت و پيوسته
ترس از غذا خوردن درميهمانى ها و رعايت رژيم
* نشانه هاى فيزيكى همچون يبوست، خستگى و تحمل نكردن سرما
* افسردگى
* درآمدن موهاى زائد
به ياد داشته باشيد از هر ۵۰ نوجوان، يكى با اين مشكل روبه رو ست. اغلب دختران پس از ۱۷ سالگى از اين اختلال رهايى مى يابند ولى بعضى از آنها تمام عمر گرفتار آن هستند و حتى كار به بسترى شدن در بيمارستان هم مى كشد.
تربيت، هم مسيركودكى است
343539.jpg
] شيما جمالى [

آيا فردى كه شخصيتى ناهنجار دارد يا دچار مشكلات روحى و روانى است و قادر نيست زندگى فردى و اجتماعى متعارف و سالمى داشته باشد، از ابتدا داراى اين مشكلات و مسائل بوده است آيا انسانها به همراه مشكلات روحى و روانى به دنيا مى آيند يا وجودعواملى موجب ايجادچنين ويژگى ها و تنگناهاى رفتارى در آنها مى شود اگر چنين است آيا مى توان از تأثيرگذارى اين عوامل، يا شكل گيرى خصوصيات منفى در فرد جلوگيرى كرد
* تربيت را از كودكى آغاز كنيم
دوران كودكى ، دوران حساس و مهمى است؛ زيرا اساس و پايه شخصيت انسان در همين دوره شكل مى گيرد، به طورى كه توجه يا بى توجهى به آن، تأثيرات عميق و انكارناپذيرى در سال هاى بعدى زندگى فرد برجاى خواهد گذاشت.
در گذشته به تربيت كودكان توجه نمى شد و اگر هم توجهى در كار بود، در قالب تنبيه ها و خشونت هاى رفتارى بروز مى يافت كه آثار روحى و جسمى زيانبارى به دنبال داشت. امروزه روانشناسان و عالمان علوم تربيتى طى تحقيقات گسترده دريافته اند كه بسيارى از معضلات روانى و اخلاقى افراد، ريشه در تربيت نادرست دوران كودكى آنها دارد. اينجاست كه نقش مهم و سرنوشت ساز خانواده درمورد به كارگيرى اصول و روش هاى صحيح تربيتى ، خود را نمايان مى كند. به عنوان مثال كودكى كه در خانواده به شيوه هاى گوناگونى تحقير مى شود در آينده از اعتمادبه نفس كافى در انجام فعاليت هاى اجتماعى برخوردار نخواهد بود يا پدر و مادرى كه به خواسته هاى نابجاى كودك خود پاسخ مثبت مى دهند او را فردى پرتوقع بار خواهند آورد. در واقع به طور جدى مى توان گفت كه رفتار پدر و مادر و نوع تربيت آنها ، زندگى و آينده كودك را رقم مى زند.
جالب اين كه اسلام از قرنها پيش تأكيد و توجه زيادى بر لزوم تربيت فرد در دوران كودكى داشته است؛ آنقدر كه پيشوايان دين توصيه كرده اندكه در انتخاب همسر دقت كنيدچرا كه همسرتان، پدر يا مادر فرزندتان خواهد شد. پس توجه كنيد چه كسى را براى تربيت و پرورش فرزند خود انتخاب مى كنيد. توجه به انتخاب همسر، خودسازى و تزكيه نفس، سلامت و مشروعيت مالى خانواده ، عاطفى بودن محيط خانه و توجه به سلامت جسم و روح مادر در دوران باردارى از جمله صدها نكته اى است كه اسلام در بخش تربيت و اخلاق كودك آنها را مدنظر قرار داده است.
* بيست سال قبل از تولد!
كارشناسان و متخصصان علوم تربيتى نيز به اهميت تربيت در دوران كودكى بسيار تأكيد كرده اند. دكتر «سيلوانوس استال» (روانشناس آمريكايى) در يكى از كتاب هاى خود مى گويد: «از حكيمى پرسيدند از چه زمانى تربيت را بايد آغاز كرد حكيم در پاسخ گفت از بيست سال قبل از تولد و اگر به نتيجه لازم نرسيديد، معلوم مى شود كه بايد زودتر شروع مى كرديد!»
اين نكته حساس و ظريف نشان دهنده شدت و عمق تأثيرگذارى نوع تربيت و خصوصيات روحى و اخلاقى پدر و مادر بر فرزند است. بنابراين ، كودكى كه به دنيا مى آيد و مراحل رشد را به تدريج طى مى كند، در واقع، چكيده اى از ويژگى هاى پدر و مادر و محيط تربيتى خود را آشكار مى سازد.
پس از توجه به انتخاب همسر، نوبت به دوره حساس باردارى مى رسد. دراين دوره ، كوچك ترين حالات و احساسات مادر بر روح و جسم فرزندش مؤثر خواهد بود. غم و شادى ، كسالت و نشاط، ميزان توجه مادر به مقوله هاى دينى و معنوى، ترس، اضطراب و رابطه عاطفى او باهمسر از جمله مواردى است كه بر كودك هنوز متولد نشده تأثير خواهدگذاشت. دراين دوران نقش پدر نيز بسيار حساس است، همسويى و هماهنگى شوهر با وضع جديد روحى و جسمى زن، برآوردن نيازها وخواسته هاى او و حمايت روحى وى بر سلامت كودك مؤثر خواهد بود.
* دقيق تر به مسئله تربيت نگاه كنيم
تا صحبت از تربيت فرزندان مى شود بسيارى از والدين خود را صاحب نظر دراين زمينه مى دانند و تصور مى كنند كه دانسته هايشان براى تربيت فرزندكافى است ! اما واقعيت اين نيست. حساسيت و پيچيدگى هاى اين مسئله آنقدر زياد است كه نمى توان به راحتى از كنار آن عبور كرد. به همين علت خوب است همواره از نكات مفيد تربيتى استفاده كنيم تا پدر و مادر موفق ترى براى فرزندان خود باشيم. نيازهاى تربيتى فرزندان، بيش از نيازهاى جسمى و عاطفى آنان است. والدين در قبال تربيت كودكان مسئول هستند و كوتاهى از اين مسئوليت موجب عقوبت از سوى خدا و سرزنش از سوى مردم مى شود. در روايات «حسن الادب» از وظايف والدين نسبت به فرزندان به شمار آمده است. حضرت على(ع) در اين زمينه مى فرمايند: «هيچ پدرى به فرزند خود عطا و بخششى برتر از ادب نيكو ، نبخشيده است.»
اما در بسيارى موارد، توجه به ارزش هاى دينى و اخلاقى و تربيتى ناديده انگاشته مى شود. گاهى مادر وقتى مى بيند كه فرزندش آداب اجتماعى را رعايت نمى كند و به آنها بى توجه است ناراحت مى شود و آنها را «ناهنجارى هاى رفتارى» تلقى مى كند اما اگر همين فرزند دروغ بگويد، به امور اخلاقى و معنوى بى اعتنا باشد ، كاهل نماز شود و ... عكس العملى نشان نمى دهد و آن را ناهنجارى نمى داند.
حساسيت پدر ومادر به ناهنجارى هاى اخلاقى و معنوى و واكنش نشان دادن به آنها نشانه «درك صحيح » آنان از مسائل و خوبى ها و بدى هاى زندگى است.
برداشت محدود ما از تربيت
تربيت تنها محدود به «آداب اجتماعى» نيست بلكه «باورهاى دينى و اخلاقيات» را هم شامل مى شود. «تربيت دينى » فرزندان جزو وظايف سنگين والدين است كه در پرتو چنين تربيتى مى توان نسلى متعهد ،خداشناس ، مؤمن و مؤدب تحويل جامعه داد.
اصول و روش هاى چنين تربيتى بايد از فرهنگ اسلام و باورهاى دينى گرفته شود تا اين حق به شايستگى ادا شود. افزون براين، دامنه تربيت فرزندان و اداى حقوق آنها به سال هاى كودكى منحصر نمى شود بلكه وقتى به سن بلوغ نيز رسيدند و نياز به همسرگزينى داشتند بايد بسترى مناسب براى تأمين اين نياز فراهم سازند.
* محبت بهتر از خشونت
پيامبر اسلام (ص) فرمودند: «خداوند رحمت كند كسى را كه فرزندش را در مسير نيكى يارى مى رساند» پرسيدند : چگونه در نيكى يارى اش كند فرمودند: «كارهاى آسان و شدنى را از او بپذيرد و از كارهاى سخت و دشوار او درگذرد و با او به تندى و خشونت رفتار نكند، چرا كه ميان فرزندان و واردشدنشان به قلمروى كفر، چيزى جز اين فاصله نيست كه عاق شوند يا دچار قطع رحم و شفقت گردند.»
* مشغله اى به نام فرزند!
پدر و مادرى كه به علت گرفتارى هاى كارى، ادارى و امور خانه نمى توانند به طور كامل وقت خود را صرف تربيت فرزند خود ، رسيدگى به امور درسى، اخلاقى و دينى و نظارت بر معاشرت آنها كنند ، نبايد انتظار داشتن فرزندانى متخلق به اخلاق حسنه داشته باشند. پرداختن به مسائل تربيتى فرزندان در قالب هدايت آنها و نظارت بر افكار و رفتارشان، جزو تكاليف والدين نسبت به فرزندان است. بايد توجه داشت كه اين تنها وظيفه معلمان و مربيان نيست كه نوجوان و كودك پاك و متعهد بار آورند بلكه والدين نقشى اساسى در ايجاد روحيه خودباورى، خداباورى و تقوا در كودكان دارند. بنابراين بايدتعاملى بين مربيان و والدين وجود داشته باشد تا تلاش هاى هركدام بى ثمر و نتيجه نشود.
* زمان را از دست ندهيم
تا نگاه مى كنى كودك سه يا چهار ساله جوانى شده است با نيازهاى جديد و تفكرات جوانى . جوانى زمان برداشت محصول تربيت والدين در كودكى و نوجوانى است و آن زمان اگر احساس كنيم كه فرزند ما به طور صحيح تربيت نيافته است راهى براى بازگشت وجود ندارد.
از جمله زمان هايى كه مى شود توجه بيشترى به فرزندان داشت اوقاتى چون تعطيلات تابستان، نوروز و آخر هفته است. مى توان با برنامه ريزى صحيح اين فرصت ها را به سرمايه اى براى رفع نيازهاى روحى، عاطفى و اخلاقى تبديل كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |