] امين مصطفوى [
سفرهاى استانى دولت از منظرمقام معظم رهبرى
دولت نهم از آغاز فعاليت خود سفرهاى استانى را به مثابه راهبردى نو براى حل مشكلات مردم و توزيع عادلانه ثروت ها و منابع كشور بين همه اقشار مردم در دستور كار قرار داد و كاروان دولت به همه نقاط كشور رهسپار شد . دور اول اين سفرها به ۳۰ استان كشور پايان يافته و در هر سفر، دولت مجموعه اى از مصوبات را در جهت آبادانى و توسعه استان ها همراه داشته است. تحكيم روابط بين مردم و دولت، تحول در اوضاع اقتصادى و معيشتى و تحول در نظام اجرايى مديريت استانى كشور از جمله اهداف اين سفرهاست.
در كانون اين سياست ها رسيدگى به نقاط محروم كشور نيز قرار دارد . دور دوم اين سفرها اينك آغاز شده است.رهبر معظم انقلاب بارها از سفرهاى استانى دولت تجليل كرده اند. ايشان اين بار با تعابير جديدى در سفر به استان يزد ، ارزش هاى سفرهاى استانى دولت را توصيف مى كنند:
* اين حركت دولت - سفر به استان ها - بسيار حركت خوب و مباركى است. بنده قدردانى مى كنم از اين حركت مجموعه دولت كه به شهرها مى روند، به راه هاى دور مى روند، مشى مردمى اتخاذ مى كنند؛ اينها با ارزش است
* بعضى از شهرها هستند كه مردم آنها يك مدير كل را هم هرگز نمى توانسته اند ببينند، حالا رئيس جمهور را، وزير را، نزديك خودشان مى بينند، با آنها حرف مى زنند؛ اينها با ارزش است. ما بايد قدردان اين چيزها باشيم
* مصوباتى كه در استان ها تصويب مى شود، اگر فرض كنيم بعضى از اين مصوبات هم اجرا نشود، آنچه كه اجرا مى شود، براى استان ها مغتنم است و با ارزش است. بايد تلاش كنند
* دولت انصافاً دولت پركار و در بعضى از خصوصيات نمونه است. اين كه به همه شهرها مى روند، خيلى براى من مهم است؛ خيلى براى من جالب است. رئيس جمهور، وزير و مديران ارشد اجرايى كشور به شهرهاى مختلف مى روند. اين رفتن به شهرها خيلى تأثير دارد
سفر استانى رهبر معظم انقلاب به يزد حاوى پيام بديع براى فعالان سياسى بود، پيامى كه شايد به يكى از مناقشات طولانى و فرساينده جبهه مخالفان دولت پايان داد و آن مهر تأييدى است كه ايشان بر راهبرد سفرهاى استانى دولت نهادند. گرچه مقام معظم رهبرى در طول دو سال و اندى كه دولت سى و سومين منزلگاه سفر استانى را پيموده، مدافع اصلى اين حركت در برابر موج مخالفت طيف هاى گوناگون بوده است اما اين بار برهان و حجتى تازه براى پايدار ساختن اين سنت در صحنه سياست ايران ارائه كردند. عزيمت ۵ روزه مقام معظم رهبرى به استانى كه در نقطه اى دور از پايتخت واقع است اين معنا را در نگاه هر ناظرى مى نشاند كه مرجع عالى نظام قصد آن دارند كه سنت سفرهاى استانى به صورت يك فرهنگ عام فراگير شود. مشاركت مستقيم مقام معظم رهبرى در فرآيند سفرهاى استانى نوعى فصل الخطاب است بر اين كه اين راهبرد نه تنها تعطيل پذير نيست كه بايد همه طبقات و طوايف كارگزاران نظام زير چتر آن قرار گيرند. معظم له اكنون با سفر اخير خويش سياست سفرهاى استانى را به يك سيره عملى هم گره زده اند.
اكنون هر دو طيف از كسانى كه طى دو سال اخير در تحقق پذيرى راهبرد سفر استانى ترديد روا داشتند يا پرده تعصبات جناحى مانع درك ارزش هاى اين راهبرد مى شد با اين سيره عملى رهبرى به يك بازنگرى در ذهنياتشان فراخوانده مى شوند.
همه مخاطبان و منتقدان سفر استانى اكنون بايد به اين پرسش انديشه كنند كه چه اثرات و ثمراتى اين سفرها دارد كه مرجع عالى نظام اين چنين بر تداوم و تعميق آن همت گماشته اند و اين راهبرد چه گره ها و تنگناها را مى گشايد كه از منظر رهبرى هيچ راهبرد ديگرى قادر به رفع آنها نيست
واقعيت اين است كه در فهرست «سياست هاى كاركردى» دولت هاى پس از انقلاب كمتر نمونه اى يافت مى شود كه به اندازه راهبرد سفر استانى علاقه، حمايت و دلگرمى مرجع عالى نظام را جلب كرده باشد. توصيف ها و تعابيرى كه مقام رهبرى در تكريم اين راهبرد به كار برده اند از هر منظر بى بديل است. ايشان براى سفر استانى جايگاهى فراتر از يك نياز يا ضرورت قائل اند و از آن به عنوان يك فريضه و تكليف قداست آميز ياد مى كنند. لذا بر منوال سخنان دو سال اخيرشان، در جلسات استان يزد نيز از سفر استانى به عنوان خجسته ترين اتفاق دولت نهم ياد كردند.
در نگاه رهبر معظم انقلاب ، حضور مستقيم كاروان دولت در ميان طبقات و نواحى مختلف ايران، انجام يك تكليف بر زمين مانده است. دين بزرگ حكومتگران به مردم است كه ۲۸ سال اداى آن به تأخير افتاده است. برهمين اساس در يكى از صريح ترين اظهاراتشان تأكيد كرده اند كه دولت نهم يكى از آرزوهاى قلبى مرا جامعه عمل پوشانده اند. از اين رو چنان كه انتظار مى رفت در سفر يزد، بخش هاى مهمى از سخنان مقام معظم رهبرى به تشريح ارزش ها و فضايل سفر استانى اختصاص يافت. چنان كه در خبرها آمده، ايشان ضمن ابراز خرسندى از سفرهاى استانى دولت، مصوبات و تصميم هاى اين سفرها را ضرورى و با ارزش خواندند و فرمودند : «حل مشكلات ، كار آسانى نيست اما مسئولان براى رفع موانع، بى وقفه درتلاشند و اين سعى و تلاش امرى با ارزش است.» در جاى ديگرى ايشان اهتمام دولت نهم به سفرهاى استانى را مصداقى از جديت و پركارى دولت خوانده و خاطرنشان مى كنند: مطبوعات، رسانه ها و كسانى كه امكان سخن گفتن با مردم را دارند از هر كارى ايراد نگيرند و مردم را نااميد نكنند اين كار به مصلحت كشور نيست. به اين صورت، سفر استانى اخير مقام معظم رهبرى خود دريچه اى جديد از بحث در باب اين راهبرد دولت نهم را گشود و علاوه بر آن كه اصحاب سياسى را به تأمل و بازانديشى در ثمرات و فوايد اين راهبرد فرامى خواند، اصحاب رسانه و قلم را نيز به تحليل و تفسير واقع بينانه از اين سنت زمامدارى ترغيب مى سازد.
نسخه ترميم شكاف توده و حكومتاز نگاه مرجع عالى نظام، حضور مستقيم و بلاواسطه كارگزاران امور درميان مردم، بخشى از ميثاقى است كه نهضت اسلامى ايران با آحاد حاميانش بسته است. تعبيرهاى مقام معظم رهبرى مانند «تكليف بر زمين مانده» يا «وعده عمل نشده» بيانگر اين دغدغه عميق است كه رشته اى از آرمان هاى بنيادين اين نهضت نظير: پيوند مسئولان و مردم، رفع تبعيض و محروميت، توزيع همسان امكانات و برچيدن سد بوروكراسى هنوز جامه عمل نپوشيده است. درحالى كه اين اهداف و آرمان ها هركدام رشته هاى پيوندى هستند كه مردم مسلمان ايران را به سرچشمه انقلاب متصل مى كنند و پرواضح است كه فراموشى يا عدم پيگيرى اين آرمان هاى بلند، نهضت بزرگى همچون انقلاب اسلامى را با چه مخاطرات و ناملايماتى روبه رو مى كند در اين فهرست معضلات آنچه بيشترين تهديد را متوجه حيات انقلاب مى كند فاصله مردم با مسئولان است ، امرى كه معظم له بارها نسبت به آن هشدار داده و بر آن است كه اين نگرانى در پروسه سفرهاى استانى و حضور مستقيم دولتمردان درميان مردم برطرف شود.
فاصله و شكاف ميان بدنه جامعه و هرم حكومت، عارضه اى است كه به انحاى مختلف در مسير همه جنبش ها و انقلاب هاى مردمى بروز مى كند و گذشت زمان و خوگرفتن طيف دولتمردان به مواهب قدرت به طور طبيعى موجب غفلت آنها از رنج و مشكلات جامعه مى شود. ايشان درچند برهه به ويژه در بحث هاى مربوط به آفت هاى دوران توسعه نسبت به پيدايش اين قبيل خلق و خصلت ها در ميان زمامداران اظهار نگرانى كرده بودند.
اما تغيير ذائقه اهالى قدرت و بهره مندى شان از امكانات فقط يك لايه از مشكلاتى است كه ميان مردم محروم و دولتمردان بروز مى كند، شق ديگر آن در افكار و ذهنيات اصحاب قدرت بروز مى كند. از اين قبيل است روى آوردن طيفى از دولتمردان به تئورى ها و نظرياتى كه پديده فقر يا محروميت را امرى موجه و مقبول جلوه مى دهد. به نحوى كه گويى پديده فقر يا پديده دو قطب دارا و ندار - اغنيا و فقرا، ويژگى ذاتى يك جامعه است. نتيجه پذيرش اين تفكر آن است كه ديگر هيچ دستى از آستين همت هيچ دولتمردى براى مبارزه با بحران هاى اقتصادى و اجتماعى مردم بر نمى آيد.
اين اتفاق كه از آن به «فرآيند حساسيت زدايى» نيز تعبير مى شود پيش از اين در تجربه برخى ملت هاى در حال توسعه رخ نموده كه در سال هاى پس از جنگ فضاى اجتماعى ايران را نيز فرا گرفت. بسيارى از صاحب منصبانى كه حتى خاستگاه شان، طبقات فرودست جامعه بوده يا سال هاى مديد دلبسته شعارهاى مساوات و حاكميت محرومين بودند، يكباره مسير حركت خويش را تغيير دادند. واكنش مردم به اين اتفاق در سوم تير ۸۴ نمايان شد. ميليون ها شهروند ايرانى در اين انتخابات نام فردى را در برگ رأى خود نوشتند كه ايده اصلى او برچيدن فاصله دولت و مردم بود و شعار «دولتى از جنس مردم» را برگزيد. نخستين راهبردى هم كه اين دولت از بدو تأسيس خود پيش گرفت همانا رفتن به ميان مردم بود كه در سفرهاى استانى آن تجلى پيدا كرد. بدون ترديد اگر راهبرد سفرهاى استانى بتواند فاصله اى كه در ذهنيات قشرهاى محروم جامعه نسبت به دولت و دولتمردان
بروز كرده را برطرف كند گره بزرگى از معضلات فروبسته نظام و انقلاب را گشوده است.
شكستن انحصار و تمركزنظام برنامه ريزى و ساختار ادارى ايران با معضلات مزمنى دست به گريبان است كه حادترين آن تمركز امكانات در پايتخت و فراموشى نواحى و مناطق پيرامون است. با آن كه در سه دهه حيات جمهورى اسلامى و حتى دوران پيش از آن چندين برنامه اصلاحى براى شكستن اين چرخه معيوب طراحى و تجربه شده است اما هيچ كدام راه به جايى نبرده است.
دولت نهم بر اين مبنا ايده خروج از حصار پايتخت را سرلوحه برنامه هاى خويش قرار داد. گزارش ها و آمارها در زمينه توزيع بودجه و امكانات بسيار تكان دهنده بود. برحسب اين گزارش ها، پايتخت و مركز به شكل غول آسا، امكانات و منابع اقتصادى و مالى را به انحصار درآورده و توازن زندگى را به شكل خطرناكى به هم زده است. اين ناموزونى با آن كه عوارض سياسى خود را در سال هاى اخير به صورت هاى گوناگون در حوادث مناطق محروم آشكار ساخت اما منجر به هيچ تصميم راهگشا از سوى دولتمردان قبلى نشد.
از منظر دولت نهم، الگوى توزيع بودجه و امكانات در ايران، نامطلوبترين صورت بى عدالتى را به بار آورده است. گو اين كه كارشناسان اين دولت هر اندازه در ساختار برنامه ريزى و نظام مديريتى كشور غور كردند ابعاد عميق ترى از پديده تبعيض و نابرابرى را پيش رو ديدند. از واقعيات ناگوارى كه دولت از آن پرده برداشت اين بود كه ساختار غول آساى ادارى در
۱۸ سال اخير منويات خويش را بر كابينه ها ديكته كرده است، به سخن ديگر پديده تبعيض در شبكه برنامه ريزى كشور نهادينه شده است و اين راز اصلى ناكامى طرح هاى گوناگونى بوده كه با رنگ و لعاب «اصلاح سيستم ادارى» تاكنون به جريان افتاده است.
بر اين مبنا مديريت دولت نهم با ايده ايجاد انقلاب در اين ساختار معيوب وارد صحنه شد و همه توان خود را در اين راستا معطوف تغيير قانون توزيع امكانات از مركز به پيرامون كرد. مقوله سفرهاى استانى از اين منظر هم مولود انديشه انقلاب در نظام مديريتى است هم اين كه قرار است بار اصلى عملياتى كردن اين تفكر را بردوش كشد. نخستين گام ها اين بود كه احمدى نژاد خانواده دولت و كابينه را از اسكان و استقرار در پايتخت بازداشت. از جلسات دولت تا تصميم ها و فرصت هاى دولتمردان به طور همسان ميان شهرها و مناطق مختلف توزيع شد. در طرح بودجه سالانه، تهران از مركزيت خارج شد و اعتبارات و امكانات به طرح هاى عمرانى استان ها و شهرهاى غالباً محروم تخصيص يافت. رئيس جمهور به جاى آن كه در مركز، نسخه اصلاح براى نظام ادارى مغشوش كشور بنويسد، به مراكز ادارى شهرها و استان ها رفت و كوشيد با روش «تصميم گيرى استانى» و متكى بر «مديريت بومى» اين معضلات را حل و فصل كند. دولت نهم حتى براى شناسايى مشكلات اقتصادى و اجتماعى منتظر دريافت گزارش مأموران اعزامى مركز نماند، بلكه با روش سركشى پياپى كوشيد به طور مستقيم و از نزديك نابسامانى ها و معضلات را مشاهده و چاره جويى كند. بنابراين، راهبرد سفرهاى استانى، عصاره تز مديريتى دولت نهم به حساب مى آيد و حاوى همه ايده ها، روش ها و ابتكاراتى است كه اين دولت براى شكستن پوسته نظام ناكارآمد ادارى تعبيه كرده است.
تحولى در سلوك زمامدارىانقلاب ايران، جنبشى به نام محرومان بود. رهبران اين نهضت در سرلوحه انديشه سياسى خويش، تغيير در نظام طبقاتى قدرت را قرار دادند.
بزرگترين مميزه رهبران نهضت همرنگى آنها با طبقه ساده زيست جامعه بوده است. آنها در تحليل خويش از ساختار حكومت هاى پيشين به اين باور رسيدند كه منشأ فساد نسل گذشته دولتمردان، همانا شكل گيرى طبقه ممتاز و حاكميت حلقه هايى از اشرافيت بوده كه قدرت اقتصادى و نفوذ سياسى را توأمان در انحصار خويش نگه داشته بودند. براين اساس بود كه رهبران نهضت همه ترتيبات و تشريفات رايج در روابط ساكنان خانه قدرت و بدنه جامعه را كنار نهادند و درهاى اتاق مسئولان از مقام معظم رهبرى تا سطوح مديران ميانى به روى آحاد مردم گشوده شد.
|
|
|
گرچه حوادث تروريستى و كشمكش هاى مسلحانه سال هاى اول انقلاب وقفه اى در نظام ارتباط مستقيم رجال انقلاب و جامعه ايجاد كرد و مسئولان انقلابى ناگزير شدند به رغم عهدشان با مردم به سيستم هاى حفاظتى و امنيتى تن دهند اما «تفكر تعامل مستقيم با مردم » هيچ گاه كنار گذاشته نشد. شخص بنيانگذار انقلاب برنامه ديدارهاى عمومى خويش را تا زمان ارتحال ترك نكرد و پس از آن رهبر معظم انقلاب علاوه بر ديدارهاى مستقيم با قشرهاى مختلف جامعه و انجام پياپى سفرهاى استانى، آحاد مديران نظام را به حضور بى واسطه ميان جامعه ترغيب ساخت. در نگاه مسئولان نظام، حضور بى واسطه كارگزاران امور ميان مردم الگويى از «نظام پاسخگويى و پرسشگرى» بودكه طى آن مردم قادر مى شدند مطالبات، انتقادها و درددل هاى خويش را به صورت بى واسطه به حوزه حكومت منتقل كنند. از بركات اين حضور بى تكلف اين بود كه حكومتگران را از افتادن در دام عافيت گرايى و كبر سياسى مصون مى ساخت و مانع از آن مى شد كه زمامداران اخلاق پارسايى و ساده زيستى راترك كنند و از تبار و سنت انقلابى خويش فاصله بگيرند.
با اين حال، با گذشت زمان، ايده تعامل بى واسطه با مردم و هم سخنى مديران و مردم دچار خلل شد. عوامل گوناگون دست به دست هم داد كه اين سنت طراوت و ضرورت خود را در قاموس برخى دولتمردان از دست دهد. برخى مديران به واسطه غلبه قوانين نظام بوروكراسى روابط خويش با عامه مردم را به حالت رسمى درآوردند، برخى ديگر تحت تأثير آرا و افكار نظام هاى حزبى قرار گرفته و در اساس فايده مندى ارتباط مستقيم با مردم را تشكيك كردند و بالاخره خلقيات گروه ديگرى از دولتمردان را عافيت گرايى و عوارض چرب و شيرين قدرت تغيير داد. براين اساس دولت نهم از روز اول تحول در اخلاق زمامداران را سرلوحه برنامه هاى خويش قرار داد و بخش غالبى از آراى خويش را از كسانى گرفت كه نسبت به سلوك دولتمردان اعتراض داشتند. در اين راستا رئيس جمهور منتخب سوم تير احياى سنت تعامل مستقيم و همنشينى با مردم را بر هر امور ديگرى مقدم شمرد. همه روش هايى كه در خاطره جامعه ايرانى به عنوان خصايل نسل اول مديران انقلاب مطرح بود يكى پس از ديگرى بازسازى و احيا شدند. رئيس جمهور خود مشى ساده زيستى پيشه كرد و آحاد همكاران خود را به همرنگى و هم سطحى با طبقه فرودست جامعه فراخواند. او نخستين گام تغيير در شيوه زندگى همكارانش را از حذف امتيازات و تشريفات وزيران شروع كرد و در گام بعدى كاروان دولت را به ميان مردم و نشست و برخاست با آنها كشاند، تا دولت نهم تعريف «از جنس مردم بودن» را در عمل به نمايش گذارد. بدون ترديد سفرهاى استانى مهمترين نماد تغيير در سلوك زمامدارى دولت جديد است. سفرهايى كه طى آن بخش غالب فعاليت دولت به گفت و شنود با مردم و مديران محلى سپرى مى شود. رئيس جمهور همه موانع و تشريفات بوروكراسى كه دسترسى اقشار مردم به دولت را مشكل ساخته بود كنار زد. به نحوى كه در هر سفرى هزاران نفر ، خواسته ها و عريضه هاى خود از حكومت را بى واسطه به دست مديران دولت سپردند. رئيس جمهور حتى گامى فراتر نهاد، تصميم ها و برنامه هاى خويش در سياست داخلى و خارجى را بى واسطه با خيل مخاطبانش در ميان گذاشت.