] مترجم: شيلا ساسانى نيا]
تيم برتون با اقتباس سينمايى خود از نمايش «موزيكال سوينى تد» براى بزرگترين بخت آزمايى زندگى حرفه اى اش آماده شده است. اين فيلم برنده جايزه كه اخيراً در آمريكا روى پرده رفته است جانى دپ را نامزد كرده است ، اما نكته اى كه همه را شگفت زده كرده نه اين خبر خوش ، بلكه كشف استعداد نهفته جانى دپ در خوانندگى است. بى دليل نيست كه آهنگساز معروف «استفان سوندهيم» و خالق نمايش موزيكال «سوينى تد» از نتيجه كار اينچنين راضى است:
هيچ كس يك فيلم سراسر خون و خون ريزى را با يك كار موزيكال اشتباه نگرفته است. نه حداقل تا به امروز. تازه ترين ساخته سينمايى تيم برتون با بازى جانى دپ و هلنا بونهام كارتر حتى پيش از آنكه در آمريكا به اكران عمومى گذاشته شود با نامزدى در چند شاخه از جمله بهترين كارگردانى، بهترين فيلم و بهترين بازيگران زن و مرد در جوايز گلدن گلوب به هياهوى مطبوعات و رسانه اى بسيارى دامن زد كه حاصل آن خبرساز شدن مجدد نام تيم برتون، به عنوان يكى از كارگردانان توانا و خلاق هاليوود بود. تا به اينجاى كار براى يك فيلم درجه R (به اين معنا كه افراد زير ۱۷ سال تنها با همراهى يك بزرگسال اجازه تماشاى آن را در آمريكا دارند) كه اقتباسى از يك نمايش پرخون و كشتار در برادوى درباره يك قاتل زنجيره اى آدمخوار است، بد نيست و حتى براى تيم برتون افتخار آفرين است.
جانى دپ، هنرپيشه نقش اول اين فيلم در ششمين تجربه همكارى خود با كارگردان و دوست نزديكش «برتون» جذابيت هاى ظاهرى خود را كنار مى گذارد تا نقش يك آرايشگر قسى القلب در خيابان فليت را بازى كند: بنجامين باركر پس از پانزده سال حبس ناعادلانه به لندن ويكتوريايى باز مى گردد و اين بار با نام مستعار «سوينى تد» به انتقام از قاضى اى برمى آيد كه دخترش را ربوده و همسرش را مورد آزار و اذيت قرار داده بود. با اين حال وقتى رقيب متظاهرش «سينگور پيرلى» با بازى روان «ساچابارون كوهن» تهديد به لو دادن او مى كند سوينى سر او را با يكى از تيغ هاى اصلاحش مى برد و براى رهايى از شر جسدى كه روى دستش مانده است نقشه هولناكى مى كشد كه همانا پختن غذا با آن است. فيلم تازه برتون در سكانس هاى مختلف برش هايى از صحنه هاى خون و خونريزى است كه هفتاد درصد آن با آواز و ترانه اجرا مى شود اما از دنى الف من، آهنگساز هميشگى و مورد اعتماد برتون در هيچ جا خبرى نيست. هر خط ميزان موسيقى اين فيلم ۱۱۷ دقيقه اى ۵۵ ميليون دلارى از موزيكال
سه ساعته استفان سوند هيم در برادوى گرفته شده است كه اين آهنگساز / ترانه سراى مشهور براى اين شاهكار نمايشى خود در برادوى موفق به دريافت
۸ جايزه تونى شد. در شرايطى كه نمايش هاى موزيكال برادوى براى انتقال به پرده نقره اى از كمك آهنگسازان هاليوود بهره مى گيرد ساخته شدن «سوينى تد» بدون زحمت دادن به دنى الف من خود يك ريسك بزرگ بود. لوگان، فيلمنامه نويس نامزد اسكار گلادياتور و هوانورد كه در نوجوانى موزيكال «سوينى تد» را سه بار بر روى صحنه تئاتر ديده است معتقد است: «من تاكنون تلفيقى اين چنين زيبا از خون و خشونت با احساس و عواطف رقت انگيز بشرى نديده ام.» و همين حس زيبا بود كه بر ترس اوليه او از نوشتن فيلمنامه دشوار اين فيلم براى تيم برتون فائق آيد. او براى نوشتن اين فيلمنامه چهار سال با سوند هيم كار كرد. اين دو معتقدند هرگونه برداشتى از اين موزيكال باشكوه در همان سكانس آغازين كه اركسترى ۷۵ نفره يك موسيقى هول آور و پررعب و وحشت را بر فضاى فيلم حاكم مى سازد شكل مى گيرد و تا پايان با تماشاگر مى ماند و بى دليل نبود كه سوند هيم زمانى گفته بود: «مى خواستم نمايش موزيكالى بنويسم كه همچون يك فيلم هارور جلوه كند. واقعاً مى خواستم مردم از ترس ميخكوب شوند.» اين سكانس آغازين نه تنها آن فضاى تيره و پررعب و وحشت لندن ويكتوريايى را تداعى مى كند بلكه همچنين تماشاگر را با يك مقدمه چينى شنيدارى در رويارويى با وقايعى كه به مرور اتفاق مى افتند قرار مى دهد. درست پس از همين سكانس شنيدارى است كه سازندگان اين فيلم خود را براى يك بخت آزمايى بزرگ آماده مى كنند: فيلم يكراست به سراغ ديالوگ هاى آهنگين مى رود و موسيقى و ترانه در پى رنگ داستان مى نشيند. بنجامين باركر (با بازى جانى دپ) و همسفر جوان او آمتونى (با بازى هنرپيشه تازه كار جمى كمپبل باور) سوار بر عرشه كشتى به گفت وگو با يكديگر مى پردازند اما اين گفت وگو در حقيقت يك ديالوگ منظوم به شكل آواز است كه به هيچ وجه حوصله سربر نيست.
لوگان در مصاحبه اى اختصاصى پس از اكران خصوصى اين فيلم در لندن با اظهار خوشبينى نسبت به كليت كار و مسير دشوارى كه پيموده شده بود گفت: «بر روى صحنه مى توانيد فرياد بزنيد و آواز بخوانيد اما جلوى دوربين اين آوازخوانى دكلمه وار تصنعى به نظر مى رسد.
|
|
|
در فيلم از كلوز آپ استفاده مى شود در نتيجه بايد نجوا كنيد.» و اين رمز موفقيت سازندگان اين فيلم است. ديالوگ آوازگونه اين فيلم داستان را روايت مى كند اما وقتى قرار باشد اين آواز همچون نجوايى جلوه كند كه دائم به گوشتان مى خورد ديگر تصنعى و ساختگى به نظر نخواهد آمد. در اينجا موسيقى كاركرد متفاوتى دارد و صرفاً مسئله سرگرم كردن تماشاگران با ساز و آواز نيست. موسيقى در اين فيلم دريچه اى به افكار شخصيت ها و اعمال آنهاست و اين همان چيزى است كه در مورد شخصيت محورى اين فيلم يعنى سوينى تد با بازى جانى دپ كه بى شك تأثير گذارترين نقش آفرينى او از زمان ادوارد دست قيچى است صدق مى كند. در نسخه نمايشى اوريژينال، نقش سوينى تد را بازيگرى كه خوى خشن ترى را به نمايش مى گذارد بازى كرده است در حالى كه در مورد نسخه سينمايى تيم برتون «جانى دپ» را از همان لحظه اى كه تصميم گرفت اين فيلم را كارگردانى كند انتخاب كرد على رغم آنكه مى دانست «دپ» قبلاً هرگز آواز نخوانده است. با اين حال بازيگر فيلم هاى «دزدان درياى كارائيب» و «ادوارد دست قيچى» بخاطر چند سال تجربه كارى خود به عنوان گيتاريست چند گروه مختلف راك آنقدر با موسيقى و حال و هواى آثار موزيكال آشنايى داشت كه بتواند از عهده ايفاى چنين نقشى برآيد. او در گاراژ يكى از دوستانش بر روى يك دمو كار كرد تا حنجره خود را بيازمايد و نتيجه يافتن صدايى بود كه اعتماد به نفس لازم براى رو كردن آن را نداشت. حتى طرفداران متعصب و دو آتشه نسخه برادوى از شنيدن صدايى كه از چنين حنجره اى برخاسته است متعجب زده شدند و اين چيزى بود كه حتى خود دپ هم از دشمنان و طرفدارانش انتظار نداشت. با پيش رفتن فيلم و آشنايى هر چه بيشتر تماشاگر با نيات درونى سوينى تد و شعله انتقامى كه در وجودش زبانه كشيده است موسيقى به مثابه آينه اى شفاف بر روح متلاطم و زجر كشيده اين شخصيت زير و بم احساسات و عواطف درونى او را به نمايش مى گذارد. اين فيلم آكنده از سكانس هاى خاطره انگيزى است كه هيجان بخصوص از نوع شنيدارى به آن رنگ و بوى ديگر بخشيده است بخصوص صحنه همنوايى دپ با آلان ريكلمن در نقش قاضى پيش از آنكه جانى دپ بخواهد او را بكشد.
دپ از خواننده معروف راك آمريكايى «ايگى پاپ» در بازى براى اين فيلم الهام گرفته است بخصوص از آن شور و هياهوى افسار گسيخته او هنگام اجراى آهنگى بر روى سن. هلنا بونهام كارتر كه در حقيقت همسر تيم برتون است نيز صدايى مكمل صداى سرد و رعب آور دپ در اين فيلم دارد كه مجبور شد براى به دست آوردن اين نقش با شمارى از بازيگران درجه يك هاليوود همچون آنت بيننگ رقابت سختى داشته باشد. بونهام كارتر در اين فيلم نقش مالك پيرايشگاه سوينى تد «خانم لاوت» را بازى مى كند كه على رغم داشتن ظاهرى ترسناك با موهايى آشفته شوخ طبعى خاصى را به نمايش مى گذارد. يكپارچگى فيلم سوينى تد آن را از ورطه نابودى نجات داده است و اين چيزى است كه حتى در مورد نسخه سينمايى موفق ترين موزيكال هاى تاريخ همچون «شبح اپرا» و يا «اجاره» اتفاق نيفتاده است. در مورد فيلم «تهيه كنندگان» نيز همين طور بود نسخه سينمايى حتى نتوانست گوشه اى از جذابيت هاى نمايشى اين موزيكال موفق را به نمايش بگذارد و بار ديگر ثابت كرد كه اصولاً برخى موزيكال ها قابليت تبديل شدن به فيلم را ندارند. با اين حال در مورد «سوينى تد» هيچ كس نه حتى آهنگساز اين نمايش دوست نداشت نسخه سينمايى اقتباسى
تمام عيار از خود نمايش باشد از همين رو در فيلم تغييرات بسيارى در آوازها و نحوه اجراى آن و خيلى چيزهاى ديگر داده شده است. لوگان با اشاره به اين مطلب مى گويد: «استفان سوند هيم با ساخت نسخه سينمايى نسبتاً موافق بود چون واقعاً مى توانست دردسر آفرين باشد كه البته اين طور نشد. او از همان ابتدا گفت كه نمى خواهد فيلم سوينى تد نسخه بدل نمايش باشد. واقعاً نمى دانم او چقدر سينمايى فكر مى كند اما مطمئناً زبان سينما را مى داند و مى دانست كه ترجمه اى بايد صورت بگيرد.»
سوند هيم به من گفت على رغم آنكه از همان كودكى يكى از طرفداران پر و پا قرص فيلم بود هميشه يك ژانر بود كه در سينما دوست نداشت و آن موزيكال بود. البته استثناهايى هم بودند همچون «آواز خواندن زير باران» يا «امشب دوستم داشته باش» از روبن ماموليان اما در كل بيش از آنكه فيلم ها را دوست داشته باشد موسيقى آنها را دوست داشت. استدلال هايى كه او مى آورد به درك بهتر علت موفقيت سوينى كمك مى كند و آن اين است: «بر روى صحنه نمايش هاى موزيكال داستان عموماً توسط آهنگ و آواز هرازگاهى متوقف مى شود چون تماشاگران از خود آهنگ و خواننده لذت مى برند و اين همان چيزى است كه فيلمنامه نويس و نمايشنامه نويس معروف «برت شولوو» از آن به «حظ آنى» ياد مى كند. در مورد فيلم چنين چيزى ريسك بزرگى است اگر آهنگ ها و آوازها صرفاً كاركرد نمايشى داشته باشند و براى تصريح و سرگرمى تماشاگر عرضه شوند مشكلى نيست اما نبايد جاى ديالوگ را بگيرند چون در آن صورت از حوصله تماشاگر خارج خواهد بود . سينما در كل رسانه متفاوتى است. فرقى نمى كند كه چقدر شاعرانه فيلمى را جلوى دوربين ببريد چون پرده سينما رئال است و تماشاگر زنده را به رسميت نمى شناسد.» در مورد فيلم سوينى تد «جان موگان» به واسطه آشنايى و احاطه كامل به هر دو رسانه مراقب بود تا آواز و موسيقى با داستان فيلم تداخل نكند و به عبارتى ديگر ديالوگ ها را فلج نكند.
نكته جالب در مورد ساخت اين فيلم اين بود كه پيش از تيم برتون قرار بود سام مندس آن را كارگردانى كند و در حقيقت ساخت چنين فيلمى ايده اوليه مندس بود كه آن را در سال ۲۰۰۳ به سوند هيم پيشنهاد داد. با اين حال دشوارى كار باعث شد كه مندس نتواند آن را از پيش ببرد و در اينجا بود كه تيم برتون با توجه به علاقه قبلى خود به نمايش آن و اين كه بيش از يك دهه پيش از سوند هيم امتياز ساخت نسخه سينمايى آن را خواسته بود پا پيش گذاشت. سوند هيم در ابتدا معتقد بود اين فيلم ممكن است براى جوانان خيلى اپرايى به نظر برسد و براى سالخوردگان به خاطر تمام صحنه هاى خون و قساوت خارج از تحمل اما اين روزها كه پس از نمايش خصوصى اين فيلم براى جمعى از دانشجويان در كاليفرنيا از برخى ها شنيد كه آنها آنچنان مجذوب قصه فيلم شده بودند كه حتى فراموش كردند جانى دپ در حال آواز خواندن است نظرش بكلى درباره آن عوض شده است. سوند هيم مى گويد: «اين دقيقاً همان چيزى است كه مى خواستم. وقتى نمايش در برادوى بر روى صحنه رفت با رسيدن به پرده دوم از نگاه مردم متوجه مى شدم كه آنچنان غرق نمايش شده بودند كه واقعاً ديگر بى اختيار متوجه نبودند كه شخصيت ها در حال آواز خواندن هستند. منظورم اين است كه ديگر آن خط حائل بين يك ديالوگ و آواز از بين مى رفت . آنها فكر مى كردند در حال گوش دادن به ديالوگى آهنگين هستند و داستان آنها را در خود جذب كرده بود.»