محسن ميرزايى
چگونه عثمانيان، كه نخست قومى صحرا گرد بودند، توانستند در مدتى نسبتاً كوتاه امپراتورى بزرگى را بنيان نهند و بر بخش بزرگى از آسيا، اروپا و آفريقا تسلط يابند
پاسخ اين پرسش چنين است؛ عثمانيان ارتشى را پديد آوردند كه نفرات آن نه تنها از جسارت و شجاعت كم نظيرى برخوردار بودند، بلكه خيلى زود و هوشيارانه با فنون جنگى زمان خود، و بويژه آموزش هاى نظامى خاص آشنا شدند. يكى از اركان مهم ارتش عثمانيان گروه ويژه اى بود به نام «ينى چرى» كه نقش عمده اى در فتوحات برق آساى عثمانيان داشت، و به همين دليل شايسته است كه به تاريخچه كوتاه آن و شيوه هاى آموزش ويژه اش اشاره اى بكنيم.
در لغتنامه هاى تركى و تركى به فارسى مى خوانيم كه واژه «ينى» (yeni) يعنى: نو و جديد. واژه «چرى» (ceri) هم در تركى قديم، معنى سرباز و عسكر را دارد. پس «ينى چرى» يعنى: «قشون جديد». فرهنگ تركى به فارسى (از انتشارات بنياد فرهنگ ايران) اصطلاح «ينى چرى» را بدين گونه شرح داده است: «ينى چرى يعنى سرباز يا صنف پياده نظام دوره عثمانى كه در سال ۱۳۲۶ ميلادى (حدود ۷۲۴ قمرى) به دست «اورخان» غازى تأسيس يافت، در سال ۱۸۲۶ ميلادى (حدود ۱۲۴۴ قمرى) به دست «سلطان محمود دوم عثمانى» منحل شد، يعنى در واقع به مدت ۵۰۰ سال از اركان عمده سپاه عثمانى بود.»
در برخى از كتاب هاى تاريخى ترجمه شده به فارسى، گروه «ينى چرى» را گاهى هم «دوشرمه» خوانده اند. املا و تلفظ درست اين واژه چنين است: دو شيرمه:devsirme و معناى آن عبارت است از: چيدن و جمع آورى (مثلاً ميوه) - در تركى قديم هم اين اصطلاح به معناى جمع آورى سربازان« ينى چرى» يا در واقع سربازگيرى به كار رفته است. گاهى هم افراد گروه ويژه« ينى چرى» را «دو شيرمه» مى خوانده اند.
اما «ينى چرى» يا «قشون جديد» چگونه قشونى بود كه در تاريخ اين همه شهرت يافته است
دايرة المعارف فارسى مصاحب مى نويسد: «ينى چرى- كه در عربى به آن «انكشاريه» مى گويند، و در تركى به معنى قشون جديد است- در ارتش قديم عثمانى به افراد قشونى اطلاق مى شد كه از فرزندان اهالى ممالك مفتوحه تشكيل شده بود، و افراد اين قشون تحت تعليمات سخت قرار مى گرفتند. ينى چرى ها بعد ها قدرت فراوان پيدا كردند و حتى در عزل و نصب سلاطين عثمانى هم مؤثر واقع شدند. در آغاز« ينى چرى» ها بيشتر از ميان فرزندان افراد مسيحى انتخاب مى شدند، اما در قرن هفدهم عضويت در اين قشون بيشتر موروثى بود... سرانجام سلطان محمود دوم آنان را برانداخت...»
درباره چگونگى تأسيس قشون جديد عثمانى (ينى چرى) هم مثل بسيارى از مسائل تاريخى ديگر، نظريات گوناگونى ابراز شده است. بعضى آنان را «خراج كودكان» يا «ماليات بچه ها» ناميده اند كه البته نوعى ساده كردن مسأله است. با ديد مورخان اروپايى. «برنارد لوئيس» در كتاب «خاورميانه» مى نويسد: «از چيز هايى كه عثمانيان را بسى نيرو بخشيد، «دو شيرمه» بود براى خدمت در ارتش و در ديوان. مورخ عثمانى به نام «خواجه افندى» اين رويه را به خوبى توصيف كرده است: «سلطان نامدار... با وزراى دولت خود مشاوره كرد. نتيجه آن بود كه مدتى بايد به گزينش پرداخت از ميان جوانان متهور و ساعى ميان كودكان غير مسلمان شايسته خدمت، تا اصالت و شرافت يابند، و بدين وسيله غنى شوند، و اين در عين حال راهى است براى تسخير پايگاه هاى دشمنان. چند نفرى از طرف سلطان مأمور اجراى اين امر شدند. فرمودند كه در شمارى از ممالك مفتوحه حدود هزار نفر از نوجوانان اروپايى را جمع آورى كنند و به روال سربازان مزدور خارجى انضباط و تعليم دهند... بدين سان با دل بستن به چيزى ارزشمند، و با اميدوارى به مدارج ارتقاء، وظايف و خدمات خود را با صداقت انجام خواهند داد. قرار شد حقوق آنها در ابتدا، روزى يك «آقچه» [= سكه، زر يا سيم مسكوك] باشد و بر حسب توانايى و لياقت شان افزايش يابد. و اينان را عموماً «ينى چرى» يعنى: «قشون نو» مى خواندند. اين مردان دلاور در عمليات جنگى و در رزم آورى چنان مهارتى به خرج داده اند كه سلاطين نامدار، از مساعدت آنان بسى شهرت يافته اند. آنها نيز با خدمات ارزنده شان به پيشرفت هاى بسيار مهم نائل آمده اند، و ديگران، با توجه به اين احوال با دل و جان خواستار شده اند و عريضه نوشته اند كه فرزندانشان به خدمت « ينى چرى» پذيرفته شوند، و بدين طريق در ظرف مدتى كوتاه هزاران تن عضو شدند و به سرفرازى رسيدند...»
عثمانيان علاوه بر ايجاد يك ارتش نيرومند و كم نظير به قضات منزلت و اقتدار و قدرتى دادند كه پيش از آن بى سابقه بودو هرگز به خود نديده بودند. با چنين سازمانى بود كه «ينى چرى» ها تنها هفت هفته پس از آغاز محاصره «قسطنطنيه»، با يك حمله نهايى بر برج و باروى شهرى كه تسخيرناپذير مى نمود، دست يافتند. در اين نبرد قسطنطين آخر - پادشاه امپراتورى روم شرقى - به قتل رسيد و «هلال» به جاى صليب بر فراز گنبد «اياصوفيه» افراشته شد و «سلطان محمد فاتح» در شهر شكوهمندى كه بيش از هزار سال پايتخت امپراتورى روم بود مستقر گرديد و اين شهر پايتخت امپراتورى عثمانى شد.
پيروزى حاصل آموزش هاى سختگيرانه
همه اروپايى هايى كه جنگ هاى عثمانيان با دشمنان شان را ديده اند، انضباط ارتش عثمانى - بويژه ينى چرى ها - را ستوده اند.در اين ارتش شرب خمر، قمار و كارهاى ناپسند ديگر وجود نداشت، در صورتى كه هيچ لشكر اروپايى عارى از اين معايب نبود.«ينى چرى ها» پيروزى هاى خود را مرهون آموزش و تربيت سختگيرانه و ايمان دينى شان بودند. آنان به تدريج به چنان مقامات عالى در ارتش و ديوان ودستگاه ادارى و حكومتى عثمانى رسيدند كه مورد حسادت هم نژادان خود واقع شدند تا آنجا كه اتباع مسلمان عثمانى سعى مى كردند كه فرزندان خود را به طور قاچاق در جرگه ينى چرى ها درآورند تا از امتيازات آنان برخوردار شوند!
فرمانده هر دسته ينى چرى «آغا» خوانده مى شد. آنان در زمان صلح مسئوليت حفظ آرامش شهرها و جان سلطان و پاسدارى از دروازه هاى دژهاى شهرها را بر عهده داشتند و به هنگام جنگ پياده نظام ارتش عثمانى را تشكيل مى دادند. «ينى چرى»ها به هنگام جنگ از جان سلطان - كه معمولاً شخصاً در جنگ ها شركت داشت - مراقبت مى كردند. «ينى چرى» ها كه پياده نظام ارتش امپراتورى را تشكيل مى دادند نقش اساسى را در ميدان كارزار بر عهده داشتند. درباره شيوه انتخاب «ينى چرى» ها، يك سفير اروپايى در دربار عثمانى بوده مى نويسد: «... در ميان آنان كسى نبود كه مقام و منصب خويش را مديون چيزى جز توانايى و شايستگى خود باشد. مردم عثمانى به اصل و نسب اهميت نمى دهند در آن كشور احترام هر كس متناسب است با ميزان خدمت او به مردم. در ميان عثمانى ها كسى براى آن كه بر ديگرى پيشى بجويد با او در نمى افتد. سلطان هر گاه كه مى خواهد كسى را به مقامى برساند به دارايى و شأن و موقع اجتماعى او توجه نمى كند. او ارزش هر كسى را با شايستگى او مى سنجد و اطرافيانش را با توجه به شايستگى و توانايى آنان ارتقا مى دهد. از اين رو، در امپراتورى عثمانى مقام و عزت هر كسى پاداش توانايى و شايستگى و ارزش خدمات اوست...»
|
|
|
ينى چرى ها در آغاز تابع مقررات سختى بودند، از جمله: فرمانبردارى بى چون و چرا، هماهنگى و سازگارى كامل با ديگر سپاهيان، پرهيز از هر گونه تجمل و اجتناب از زناشويى و همه علايق خانوادگى از اين گذشته، ينى چرى ها حق دادوستد نداشتند. در لباس پوشيدن و نظافت تابع مقررات خاصى بودند، سربازخانه را ترك نمى گفتند، در زمان صلح مزد و حقوق نمى گرفتند و تنها در زمان جنگ مجاز بودند كه سلاح به دست بگيرند. جيره غذايى آنها بسيار ناچيز بود تا قناعت و تحمل گرسنگى را بياموزند. سلاح ينى چرى ها عبارت بود از خنجر خميده، دشنه، تبر كوچكى كه از كمر آنان آويزان بود و تفنگ شمخال بلندى كه ينى چرى ها در به كار بردن آن ورزيده بودند. [شمخال: سلاح آتشى سَرپُر]
«ينى چرى ها» براى آن كه هراس انگيز بنمايند سبيل هايشان را بلند مى كردند. جامه آنان نيم تنه اى به رنگ آبى تيره بود، و ينى چرى هاى سالخورده تر كلاهى آراسته به پر «مرغ فردوس» بر سر مى نهادند و رنگ كفش هاى آنان - سرخ، زرد و سياه- درجه نظامى آنان را مشخص مى ساخت. شنيدنى است كه افسران «ينى چرى» با اصطلاحات آشپزى، ناميده مى شدند. «آغا» يا فرمانده آنان «جورباچى باشى» (جورپا يعنى شوربا- باش يعنى سر، بدين ترتيب سركرده، رئيس) « ينى چرى ها» (آبگوشت پز) نام داشت. افسران زيردست فرمانده به ترتيب «آشچى باشى» (سرآشپز) و «سقاباشى» خوانده مى شدند. نشان و علامت خاص «ينى چرى ها هم ديگ بزرگى بود كه بر پرچم آنها نقش بسته بود.
دانسته نيست كه از چه زمانى «ديگ » ها يك چنين مقام ارجمندى نزد «ينى چرى ها» پيدا كرده اند. در ارتش ينى چرى ديگها با درجاتشان علائم افتخارات نظامى بودند. «ينى چرى ها» به هنگام راهپيمايى هم ديگ هايى با خود حمل مى كردند و از دست دادن آنها در جنگ ننگ ابدى به شمار مى رفت. ينى چرى هاى سالخورده ديگ مسى بزرگى به همراه داشتند و از دست دادن آن چنان ننگ آور بود كه تنها پيروزى هاى بسيار درخشان بردشمنان مى توانست لكه آن را از دامان آنان بزدايد. به هنگام توزيع غذا، هرگاه «ديگداران» بموقع ديگ هاى خود را از پلو پر مى كردند اوضاع بر وفق مراد بود اما اگر در صف مى ماندند و ديگ هاى خود را وارونه و رو به پائين نگه مى داشتند، معلوم مى شد كه ناخشنودند و احتمالاً به وضع زندگى خود اعتراض دارند با مشاهده چنين علايمى سلطان به هراس مى افتاد و به شكايت آنان رسيدگى مى كرد.
پس از سده هفدهم نيروى ينى چرى ها و قدرت آنان چنان فزونى يافت كه دست كم شش تن از سلاطين عثمانى به دست آنان كشته يا معزول شدند. تا روزى كه آموزش سختگيرانه ادامه داشت و سلاطين عثمانى خودشان هم مردانى سلحشور بودند و سپاهيان خود را شخصاً در ميدان كارزار هدايت مى كردند. ينى چرى ها هم روحيه نيرومندى داشتند و بهترين سربازان دنيا بودند اما پس از آن كه سلاطين عثمانى حرمسرا را جايگزين ميدان كارزار كردند انضباط و روحيه جنگاورى «ينى چرى ها» هم متزلزل شد. آنان به تدريج حق ازدواج از سلطان گرفتند و بارها شورش كردند و شورش ها و كجروى هاى اين سربازان ممتاز امپراتورى عثمانى كم كم بلاى بزرگى شد.
اين سربازان ديگر سلطان را به ديده پدر نمى نگريستند. دوران طولانى صلح، آنان را كاهل و تن پرور ساخته بود، لذات مادى جاى پشتكار را گرفته بود و هر گاه كه حقوق يا خوراكشان كاهش مى يافت، آتشى برمى افروختند و دست به تاراج مى زدند. گفته مى شود كه در زمان سلطان احمد سوم، دست كم ۱۴۰ آتش سوزى به دست ينى چرى ها روى داد.
ينى چرى هايى كه ازدواج كرده بودند، مجاز بودند كه در بيرون از سربازخانه زندگى كنند و بزودى نه تنها فرزندان بلكه دوستان و خويشان خود را نيز در گروه هاى ينى چرى جا دادند. كم كم شمار اين مردان بيكاره در ارتش عثمانى فزونى يافت و مايه دردسرهاى فراوان شد.
فرصت پيشرفت براى غلام زادگان
درباره «ينى چرى»ها و شجاعت و تهور آنان در جنگ ها چگونه مى بايد داورى كرد عده اى از مورخان اروپايى ايراد گرفته اند كه چرا امپراتورى عثمانى از فرزندان اهالى ممالك مفتوحه، اسيران و غلامان و غلام زادگان براى تشكيل گروه هاى نظامى- نظير ينى چرى- استفاده مى كرده است.
همه شواهد و قراين نشان مى دهد امپراتورى اوليه عثمانى از جهت اجتماعى فوق العاده مساوات طلب بوده است، به طورى كه نه تنها مسلمانان، بلكه حتى مسيحيان و يهوديان نيز اگر لياقت و شايستگى از خود نشان مى دادند، مى توانستند به بالاترين مدارج و مقام هاى دولتى نايل گردند. ابراهيم، وزير اعظم بلند آوازه سلطان سليمان عثمانى، مسيحى يونانى بود. حتى «دوشيرمه» هم جنبه هاى مهمى داشت: با ورود به گروه ينى چرى، بى بضاعت ترين روستايى هم مى توانست به بالاترين مناصب دولتى برسد. چنانكه جمع زيادى به اين مقام ها رسيدند و مقام خانواده خود را نيز بالا بردند. اين نظام به گونه اى «تحرك اجتماعى» بود كه نظير آن در جوامع اشرافى آن زمان جهان مسيحى امكان پذير نبود. مسافران اروپايى، شهادت داده اند كه در قرن نوزدهم ، توده دهقانى كشورهاى بالكان (تحت تصرف عثمانى) آسايش و رضامندى بيشترى داشتند. در قرن پانزدهم و شانزدهم ميلادى كه شورش هاى بزرگ دهقانان ستمديده در كشورهاى اروپايى مسيحى آغاز شد، وضع روستائيان بالكان (تحت تصرف عثمانى) به مراتب بهتر از كشورهاى مسيحى اروپا بود. انديشه تشكيل ارتشى از نوجوانان مسيحى - كه هسته اصلى نيروهاى نظامى عثمانى را فراهم مى آوردند- انديشه اى بديع بود كه به طور قطع در هيچ يك از نيروهاى نظامى مسيحى غربى نظير نداشت. «ينى چرى ها» نه تنها در جنگ با دشمنان خارجى سلطان نيروى جنگى بسيار كارآمد و توانا بودند، بلكه در حفظ امنيت داخلى سرتاسر امپراتورى عثمانى نيز نقش اصلى را برعهده داشتند.
ادامه دارد...