] آمن خادمى [
شايد براى آنان كه ايران و جاذبه هاى طبيعى ا ش را نديده اند، تصور شهر چهار فصل سخت باشد اما براى ما شهر چهار فصل هم ملموس است و هم عادى! به عنوان مثال در خوزستان كه گرما و خرماپزان آن در تابستان شهرت جهانى دارد، ما روستاى سردسير شيوند را داريم كه در زمستان ها برفگير است و تابستان ها خنك! همچنين اسم كرمان به عنوان شهرى كويرى و خشك به گوشمان آشناست اما در همان استان كويرى باغى، به نام شاهزاده (شازده) وجود دارد كه سرسبزى خاص و دلفريبى دارد و زمستان برفگير آن اهالى منطقه را به خود مى كشاند.
اگر اسم نياسر را تاكنون نشنيده ايم به يقين اسم كاشان را شنيده ايم.گرماى كاشان و كوير خشك، اما زيبايى اش شهرت جهانى دارد. جالب اين كه نياسر يكى از شهرهاى كوهستانى و خوش آب و هواى همين ديار با مردمان خونگرم است كه نيم ساعت با كاشان فاصله دارد و دل تشنه كويريان و رهگذران را به سوى خود مى كشاند. بله، براى امروز مى خواهيم از اين منطقه خوش آب و هواى ايران بنويسم.
نياسر در ۳۵ كيلومترى شمال غربى شهر كاشان و در منطقه اى كوهستانى در ارتفاعات كركس واقع شده است. بانى نياسر، اردشير اول است. اين شهر تاريخى به دليل آثار ارزشمند ش مانند آتشكده، چشمه اسكندر (از قديمى ترين چشمه هاى شناخته شده در ايران در ارتفاع يك هزار و ۶۸۰ مترمربع بالاى دريا)، باغ تالار (متعلق به دوره صفويه) و غار نياسر ( متعلق به دوره پارتيان) شهرت جهانى دارد. روستاييان به قسمت فوقانى روستا، «تا لار » و به قسمت پايينى «داراب» مى گويند.
* چارتاقى يا آتشكده نياسر
نياسر علاوه بر غار، آبشار و گلاب كه ممكن است در ديگر نقاط ايران نيز يافت شود، يك تقويم آفتابى ۲هزار ساله به نام چارتاقى دارد. چارتاقى، بنايى است مربع شكل با ۴ ستون اصلى و سقفى گنبدى شكل كه كاركردى نجومى داشته و با توجه به نوع معمارى خاص خود، آغاز فصول را با طلوع و غروب خورشيد نشان مى دهد. بناى چارتاقى نياسر امروزه يكى از ميعادگاه هاى علاقه مندان نجوم و ستاره شناسى در ايران است كه در اوايل هر فصل براى رصد خورشيد به نياسر مى آيند.
بازديد كنندگان چارتاقى ۲ دسته اند؛ دسته اول گردشگران علمى هستند كه براى رصد خورشيد در اوايل هر فصل به نياسر مى آيند و دسته دوم گردشگران تفريحى هستند كه براى بازديد از شهر نياسر و جاذبه هايش و آيين گلاب گيرى به اين شهر مى آيند و به دليل نزديكى چارتاقى به نياسر ساعت هايى را نيز به بازديد از اين بنا اختصاص مى دهند.
اين بناى تاريخى از نظر بررسى شيوه هاى معمارى در گذشته، شيوه بديع و مبتكرانه ساخت طاق بدون قالب پيش ساخته، روش جالب تبديل پلان مربع بنا به دايره گنبد آن، تناسب هاى هندسى متوازن و منحصربه فرد در طراحى آن و رعايت تناسب در اجزا، شگفت انگيز است. براى ساخت اين بنا از سنگ هاى آهكى، رسوبى و ملات گچ استفاده شده است. سبكى سنگ هاى متخلخل و انعطاف پذيرى ملات آن موجب تحمل زمين لرزه ها و پايدارى بنا در طول ۲ هزار سال شده است. ۴ سوى اين بنا به طوركامل باز بوده و هيچ گونه در و پنجره يا بازدارنده ديگرى براى ورود به آن وجود ندارد و تا مدت ها بر پايه روايت هاى داستان گونه كتاب قم نامه احتمال داده مى شد كه اين بنا آتشكده اى از زمان ساسانى باشد، اما تاكنون شواهد باستان شناختى آن را تأييد نكرده اند.
از اين بنا، نخستين بار گزارش مختصرى از سوى «هوتوم شيندلر» منتشر شد و سپس «آندره.پ.هاردى» باستان شناس فرانسوى، بررسى كوتاهى پيرامون آن انجام داد و گزارش آن در مجموعه «آثار ايران» از سوى «آندره گدار» منتشر شد.
آندره گدار، معمار و باستا ن شناس فرانسوى كه ساختمان موزه ملى ايران كار اوست، اين بنا را متعلق به دوره اردشير بابكان مى داند و كاركرد آتشگاهى آن را رد مى كند. در سال ۱۳۸۰ خورشيدى نيز كاربرد اين بنا و ديگر چارتاقى هاى ايران به عنوان يك تقويم آفتابى يا شاخص اندازه گيرى با استفاده از تغييرات ميل خورشيد از سوى رضا مرادى غياث آبادى شناسايى شد.
وى، ساختار تقويمى چارتاقى را به گونه اى مى داند كه در آغاز و ميانه هر يك از فصل هاى سال پرتوهاى خورشيد بامدادى به شكلى خاص از ميانه پايه هاى بنا ديده مى شود. وى، عقيده دارد دقت محاسبات تقويمى در چارتاقى نياسر در ميان تقويم هاى آفتابى دنيا بى نظير است. هم اكنون چارتاقى نياسر تنها نمونه سالم باقيمانده از ميان ده ها چارتاقى ايران است كه كماكان كاربرى رصدى خود را حفظ كرده است.
* آبشارى رؤيايى
چند متر پايين تر از چارتاقى نياسر، چشمه تميز و خنكى جريان مى يابد و به روستا مى رود. اين چشمه كه يك هزار و ۶۸۰ مترمربع بالاتر از سطح دريا قرار دارد، «اسكندريه» نام دارد. گويند اسكندربن فيلقوس به علم كشف الاسرار كه از دانيال پيغمبر به او رسيده بود چون عبورش به آن قريه رسيد دانست كه در دل سنگ آبى بزرگ، مستور و پنهان است. حجاران را طلبيد و در يك شبانه روز اين چشمه را ساخت و احيا كرد و آن موضع كه بالفعل باغ تالار است آن روز مضرب خيام و محل قيام اردوى كيوان پوى بود.
نظر به آن كه جايى بسيار رفيع و با روح و صفا و از اطراف و جوانب به قدر ۲۰۰ ذرع مشرف به جلگه و هموارى است و قاف تا قاف عالم در منظر نظر است، فرمان داد كه باغ و عمارت و تالارى بنا كنند و چنان بوده كه تمام آن آب به جدول هاى عريض از خيابان هاى آن باغ گردش كرده و به حوضخانه و از آنجا فرو رفته در پاى تالار ۷ ذرع كوه را به اندازه ۲۰ ذرع در ۱۵ ذرع تراشيده و پست و هموار كرده حوضى بزرگ در دل سنگ تراشيده در وسط آن فواره اى كه تمام آن ۴ سنگ آب به قدر يك ذرع جوشيده و از لب آن كوه از موضعى كه تقريباً ۱۰۰ ذرع مسقط الحجر آن است مانند عمودى از بلور به پايين مى ريزد و به نوعى آن آب صاف روشن از آن آبشار به نشيب ريزد كه از ۲ فرسخ راه نمايان و صداى آن مانند رعد پرده گوش را پاره مى كند.
از توصيفاتى كه از كتاب تاريخ كاشان عنوان شد مى توان حدس زد كه قدمت اين محل به دوره اسكندر بازمى گردد.
و در تاريخ قم به وصفى ديگر درباره تعداد آسياب ها در آن زمان و در مسير آب اين آبشار چنين مى نويسد: از جمله ۱۰ باب آسياب معظم كه يكى از آنها به واسطه وفور آب و عمق و ارتفاع تنوره و خوبى آلات و ادوات كه در اوايل ابداع و ساخت داشت شبانه روزى يك هزار من بوزن شاه گندم خرد مى كرد.
در كتاب آيين ميترا، نوشته مارتين ورمازرن نقل شده است كه، پورفير در كتابش از شخصى به نام اوبولوس روايت مى كند كه ستايش مهر در غارهاى طبيعى انجام مى گرفته است. نزديك غار بايد رودخانه اى جريان داشته باشد.
و در كتاب آيين مهر، نوشته شده كه، آب در آيين ميترا داراى اهميت فراوانى است، يكى از آداب مهرى دينان شست و شو و غسل بوده و براى شركت در آيين ستايش مهر، افراد ملزم بودند تا مدت چند شبانه روز، مطابق با آدابى خود را شست و شو دهند و متحمل ضربات تازيانه شوند. در مهرابه ها يا چاه آب وجود داشت يا چشمه هاى جوشان، به همين دليل كف مهرابه ها جوى حفر مى كردند.
آبشار نياسر مدرك ديگرى است بر اين نظريه كه به احتمال غار معبدى بوده متعلق به پيروان آيين ميترا.
هرساله در روز عيد قربان اهالى محله سركمر و برزه دون در قديم در كنار چشمه اسكندريه و هم در محوطه مسجد امام حسن (ع)، گاوى قربانى كرده خون آن را بر آب مى ريزند و همراه با آب از آبشار پايين ريخته و به باغ ها و مزارع مى روند، زيرا اهالى اعتقاد بر اين دارند كه اين خون موجب پربركت شدن آب شده و از كم شدن آب جلوگيرى مى كند.
آب اين چشمه بسيار زلال و همسان با آب چشمه سليمانيه فين است و پس از خروج از دل كوه و در مسيرى طولانى بعد از عبور از باغ تالار و باغ ها به صورت آبشار بسيار زيبايى به پايين و به سمت شهر حركت مى كند.
*غارى در دل كوه كركس
غار نياسر به طور كامل دست ساز بشر است (به جز يك يا ۲ حفره طبيعى نزديك ورودى ها) و به جذاب بودن نيا سر افزوده است. به احتمال قريب به يقين غار يك معبد ميترايى متعلق به دوره پارتيان (اشكانيان) بوده است. بيشتر معابد ميترايى در تاريكى مطلق ساخته شده اند. در تمام قسمت هاى داخلى غار، بقاياى كنده كارى ها روى ديوارها ديده مى شود.
اين غار از عجايب و نوادر آثار باستانى است و در حدود يك هز ار و ۸۰۰ تا ۲ هزار سال قبل در دل كوه كركس و برفراز تپه هاى آهكى مشرف به نياسر كاشان و احتمالاً با مقاصد آيينى و مذهبى به صورت تونل سنگى پرپيچ و خم با ابزارهاى ابتدايى كنده شده است.
اين غار كه به «غار ويس» شهرت دارد، قرن ها نامكشوف ماند و در هيچ يك از متون تاريخى و آثار تحقيقى قرون گذشته با وجود ذكر ساير بناهاى تاريخى منطقه نظير آتشكده نياسر (بنا شده از سوى اردشير بابكان مؤسس سلسله ساسانيان) مورد اشاره قرار نگرفته است.
از شگفتى هاى اين غار، انسان ساخت بودن آن است. كمبود هوا در هيچ نقطه اى از آن احساس نمى شود و حتى در عميق ترين نقاط آن عمل تهويه به طور طبيعى انجام مى شود. يكى از فرضيات درباره منشأ تاريخى اين غار بيانگر اين است كه در ساخت آتشكده نياسر از سنگ هاى تراشيده شده حاصل از كندن غار استفاده شده است. احتمالاً زمان حفر غار، پيش از ساخت آتشكده بوده است. غار از ۳ طبقه يعنى ۲ كانال، يك كانال حلقه اى شكل و يك كانال افقى تشكيل شده است. طول راهروها و اتاق هاى غار پيچيده نياسر، تقريباً ۶۵۰ متر با ۴۵ چاه با عمق ۱۱۸ متر است. غار از ۲۳ اتاق با اندازه هاى مختلف با مساحت كلى ۱۷۶ مترمربع تشكيل شده است. نكته جالب آن است كه هواى داخلى غار در هيچ نقطه اى تغيير عمده پيدا نمى كند و حتى در عميق ترين نقطه غار به دليل ورودى هاى متعدد، هواى تازه جريان دارد. تردد در داخل غار نياسر بسيار مشكل است و در بسيارى از مسيرها بايد به حالت خزيدن حركت كرد و بلند ترين نقطه غار يك متر و ۷ سانتيمتر است.
حمام تاريخى و آسياب آبى از ديگر آثار تاريخى اين شهر هستند كه نظر كارشناسان و تحقيقات به عمل آمده و نوع معمارى به كار رفته در اين بنا حكايت از آن دارد كه اين حمام و آسياب در دوره صفويه بنا نهاده شده و وجه تسميه آن نيز به همان دليل است.
*مركز مهم توليد گلاب
شهر نياسر يكى از ۳ مركز مهم توليد گل محمدى، گلاب و عرقيات گياهى شهرستان كاشان و كشور است. چنين ويژگى كم نظيرى به دليل قرارگيرى در دامنه شرقى كوه هاى كركس و وجود چشمه پرآب اسكندريه و قنات هاى زياد است كه محدوده اى به وسعت ۸۰۰ هكتار را به زير كشت برده و با گسترش روش هاى مدرن آبيارى و كشاورزى به ميزان زيادى قابل گسترش است. وجود اختلاف ارتفاعى به ميزان ۲۰۰ متر موجب ايجاد چشم اندازهاى بى نظير و بسيار زيبايى شده است. قطرات ريز آب با عطر گل و سبزه درمى آميزد و بر گونه ها مى نشيند و نوازشگر روح و جان مى شود و بدين سان آبشار زيباى نياسر رخ مى نماياند و تمام كوير را به سوى خويش مى خواند.
محلات مسكونى شهر نياسر در مساحتى بيش از ۸ هزار هكتار از باغ ها و گلستان هاى اراضى زراعى پراكنده شده است. غار تاريخى رئيس و لايه كهن زيرين آن، چارتاقى، بافت تاريخى با عناصر، فضاها، راسته ها و بناهاى عمومى و مسكونى متعدد و گوناگون، باغ هاى گسترده، گلستان هاى زيبا و قرارگيرى در دامنه كوه به همراه چشمه اسكندريه و آبشار معروف آن و باغ و كوشك تالار، اين شهر را به يكى از شهرهاى تاريخى و گردشگرى كشور تبديل كرده است.
*جذب كننده توريست
فاصله كم شهر نياسر با شهرهاى اصفهان، كاشان، قم و تهران، جاذب جمعيت بسيارى از اين شهرها شده، هرچند كه گردشگران خارجى بسيارى به همراه ساير ايرانى ها نيز از اين شهر و جاذبه هاى آن بازديد مى كنند به دليل اين كه شهر نياسر در حد وسيعى براى گردشگران و تورهاى گردشگرى داخلى و خارجى شناخته شده و همچنين به لحاظ ويژگى هاى متعددى كه داراست، بتدريج با هجوم سرمايه داران، متقاضيان ساخت ويلا و سرمايه گذاران داخلى و خارجى روبه رو مى شود.
از آنجا كه ادامه زندگى شهر بدون وجود باغ ها و گلستان ها و محيط طبيعى آن ممكن نيست، شهردارى نياسر با هماهنگى استاندارى و سازمان مسكن و شهرسازى استان اصفهان از ساخت و ساز غيرعرف محلى در بافت مسكونى و ساخت و سازهاى غيربومى در باغ ها، مزارع و گلستان ها جلوگيرى كرده اما كماكان روزانه با فشار زيادى براى تملك و تخريب آنها روبه رو است.
* ميراث معنوى نياسر
شهر نياسر يكى از مراكز سكونتى كهن سرزمين ايران است. آثار و بقاياى بسيار همچون چارتاقى و غارنشينى و لايه زيرين آن نشانگر وجود تمدن و انجام آيين و آيين هاى كهن است. با ورود اسلام به ايران و مسلمان شدن ساكنان منطقه، برخى از آيين هاى كهن تداوم يافته يا در قالب آيين اسلامى و مذهبى نمود يافته اند.
آيين منطقه نياسر آميخته با ميراث گرانبهاى باستان و اعتقادات مذهبى است. در سرزمين خداپرستانى كه پرستش خداوند را به پيامبرى زرتشت آغاز كرده و ايمان را با اسلام آوردن به كمال رسانده اند، آيين ها ريشه اى بس كهن دارد. در جاى جاى نياسر، در رفتار و آداب و رسوم مردم، در شادى هايشان، در جشن هايشان، در انديشيدن و ساختن و زيستن آنها و بر سر مزارهاى عزيزانشان، در همه جا مى توان ردپايى از آيين را ديد.
ميراث باستان نياسر از غار شگفت انگيز «وييس» گرفته تا چارتاقى نياسر با آيين مردمان آن عجين است. اعياد و جشن هاى ملى آنان همچون نوروز، شب يلدا، چهارشنبه سورى و سيزده بدر و اعياد مذهبى شان، مانند عيد مبعث و ۱۵ شعبان و عيد قربان و...
آيين سوگوارى سالار شهيدان، مراسم آيينى- مذهبى قاليشويان، آيين نخل گردانى در ۲۱ رمضان و بسيارى از مراسم ديگر ريشه و محتواى آيينى و اعتقادى دارد و اين شاخصه هويت ملى در سرزمين ايران، همواره در بستر زمان و در پهنه مكان مردمانى بوده اند كه خوب مى انديشيدند، خوب مى ساختند و خوب مى زيستند و آنگاه كه چشم فرو بسته و رخت از اين جهان برمى بستند، ميراثى ماندگار را از خويش به يادگار مى گذاشتند. آنچه امروز با عنوان ميراث فرهنگى نمود عينى و كالبدى يافته، تبلور آيين و فرهنگ مردمانى است كه تفكر و پژوهش آن انسان امروزى را مسحور مى كند. هر آنچه از پيشينيان مانده سراسر رمز و راز و شگفتى است. آنچه مانده كالبدى بى جان نيست و روح حاكم بر آن، اعتقادها، باورها، سنت ها و مراسم هر جامعه است كه دست ساخته هاى آدمى همچون بسيارى زمينه هاى ديگر محل تجلى آن است. بدين ترتيب حضور اين روح جانبخش را در صنايع دستى كهن مكان هاى چون نياسر نمى توان ناديده انگاشت، هرچند كه اين حضور امروزه بشدت رنگ باخته و در بسيارى موارد رو به نابودى مى رود.
در كوچه پس كوچه هاى نياسركه قدم مى زنيم، شايد نخستين چيزى كه نگاه را به سوى خود مى برد، در منازل است با ۲كوبه، يكى مردانه، ديگرى زنانه، براى رعايت سنت، حفظ حريم خانه، احترام به امنيت حضور زن! در كنار كوبه ها گل ميخ هاى آهنى
جا خوش كرده اند، گل ميخ هايى درآمده به صورت گل هاى ۸ پر، ۱۲ پر، ۱۶ پر، ۲۴ پر كه همگى نشانگر حضور آناهيتا (الهه آب ها) از گذشته هاى دور در زندگى آدمى هستند. اين گل ها روى سنگ مزارها نيز حاضرند و گاهى نيز به شكل ظرف كوچك آب تا پرندگان بنوشند، گرچه برخى عنوان مى كنند كه اين حفره هاى كوچك محل گذاشتن شمع است. شمسه نماد خورشيد، مظهر پرستش مهرپرستان، در ميان گل هاى قالى نشان داده مى شود. پنجره هاى چوبى مشبك نيز گاه به شكل شمسه درآمده اند و شيشه هاى شفافشان، نور خورشيد را به اهل خانه پيشكش مى كنند. گشت و گذار در دنياى صنايع دستى نياسر ما را به شگفتى وامى دارد كه چگونه مراسم ها و سنت ها از اين همه سال هاى دور، راه پيموده و به اينك رسيده اند چگونه نياكان ما به باورهايشان شكل بخشيده اند و آنچه كه مى ساختند با انديشه هاى دينى و اعتقادى شان پيوند داشته است. تاريخ معمارى نياسر با معمارى آيينى آغاز شده و با فراز و نشيب هايى تا به امروز ادامه يافته است.