سه شنبه ۹ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۰ محرم ۱۴۲۹
Tue, Jan 29, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
زنگ اول
نگاه تازه بنياد شهيد به تئاتر
جشنواره تئاتر ايثار
نگاه تازه بنياد شهيد به تئاتر
344319.jpg
]رحمت امينى]

الف ـ مقدمه
«جنگ» و «مقاومت» از جمله كهن ترين مضامين كاربردى در هنر و بويژه هنرهاى نمايشى است كه از ديرباز مورد توجه آفرينشگران عرصه تئاتر بوده است. در ميان نخستين آثارى كه از درام جهان به دست ما رسيده است نيز تراژدى «ايرانيان» نوشته اشيل، يكى از بزرگ ترين درام نويسان جهان است كه حدود دوهزار و ۵۰۰ سال پيش به رشته تحرير درآمده و اجرا شده است كه درباره جنگ ايران و يونان است. زيرا كه جنگ فى نفسه در خود درامى مؤثر و چالش هايى عميق و انسانى دارد و سرشار از موقعيت هايى است كه طى آن انسان ها حقيقت وجود خود را بروز داده و سجاياى اخلاقى و يا معايب رفتارى خود را فاش مى سازند. از دل موقعيت هاى ايجاد شده در وقايع درون و يا پشت جبهه هاى جنگ است كه مقاومت، ايثار و... در عينى ترين شكل خود به نمايش درمى آيد و درام نويسان با كمى دقت در رويدادهاى گوناگون جنگ مى توانند انواع موقعيت هاى دراماتيك را خلق كنند.
با توجه به اينكه عموم كشورهاى دنيا در مقطع يا مقاطعى از تاريخ خود درگير جنگ شده اند، هنرمندان و از جمله درام نويسان درباره جنگ بسيار نوشته اند و آثارى ماندنى در اين گستره خلق شده است؛ از شكسپير تا دوره معاصر مى توان به نام هاى برجسته اى در اين زمينه اشاره كرد همچون «برتولت برشت»، «شون اوكيسى»، «فرناندو آرابال» و... كه مستقيماً به جنگ و تحولات آن اشاره داشته اند و ديگرانى كه تبعات جنگ در آثارشان جلوه گر مى شود. همچون «آلبركامو» و «ژان پل سارتر» و...
در كشورمان، تا پيش از وقوع جنگ تحميلى و هشت سال مقاومت حماسى ملت مان در برابر تهاجم همه جانبه دشمن، نمايشنامه يا نمايشى درباره جنگ و يا مقاومت محل بروز نداشت، اما هنگامى كه ناخواسته در برابر هجوم دشمن و يارى دهندگانش قرار گرفتيم، هنرمندان نيز مانند ديگر اقشار جامعه، خود را روياروى اين رويداد پراهميت ديدند، برخى راهى جبهه هاى نبرد شدند و برخى نيز دست به آفرينش آثار هنرى زدند تا اين واقعه ثبت و ضبط شود.
طبيعى بود كه طى سال هاى درگيرى در اين رويداد، رويكرد هنرمندان تئاتر، از نوع تهييجى و روحيه دهنده باشد و وقايعى كه در آثار نمايشى مطرح مى شود، مقاومت و سلحشورى را تقويت كرده و زنده نگه دارد.
به اين ترتيب، آثارى كه طى هشت سال دفاع مقدس خلق شد، رنگ و بويى حماسى داشت، به گونه اى كه برخى از آثار نمايشى، در جبهه ها به نمايش درمى آمد. آثار اجرا شده در آن سال ها در انواع شكل هاى اجرايى، حتى كميك (خنده دار) بود و در قالب هايى همچون تخت حوضى (سياه بازى) هم به نمايش درمى آمد. مثل كمدى «صدام در دام».
پس از پايان جنگ تحميلى، هنرمندان رويكردى متفاوت اتخاذ و تلاش كردند تا حماسه مقاومت و دليرى رزمندگان را به شيوه اى هنرمندانه ثبت و ضبط كنند. تا فرزندان اين مرز و بوم همواره آگاه باشند كه پدران و مادرانشان چگونه در برابر دشمن تا بن دندان مسلح، مقاومت كردند واجازه ندادند، وجبى از خاك پاك وطن اسلامى مان، به دست دشمن متجاوز بيفتد. در اين مسير، البته نمايشنامه نويسان، در برخى آثار، آسيب ها و تبعات ناشى از جنگ را نيز مطرح كردند و در مجموع طيف متنوعى از نمايشنامه هاى دفاع مقدس اجرا و منتشر شد و بسيارى از آنها در صحنه ها نيز به نمايش درآمد. رويكرد اكثر نمايشنامه نويسان در اين نمونه آثار اين بود كه تماشاگران با تماشاى آنها، متوجه آسيب هايى بشوند كه فى المثل جانبازان، آزادگان و خانواده هاى آنها را تحت تأثير خود قرار مى دهد و از اين مسير، مى توان راه هاى برخورد و تعامل را نمايش داد.
ب ـ حاميان
براى حمايت از تئاتر «دفاع مقدس» بايد مراكز و نهادهايى دست به كار مى شدند تا اين جريان تازه در تئاتر را استمرار بخشند. از جمله مهم ترين اين نهادها «بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس» بود كه هنرمندان تئاتر را فراخواند تا نخستين يادواره تئاتر دفاع مقدس را به شكلى آبرومندانه و در شأن عنوان دفاع مقدس برگزار كنند و اين اتفاق رخ داد.
نخستين يادواره تئاتر دفاع مقدس از نظر برنامه ريزى و سازمان دهى، به بهترين شكل خود برگزار شد. در آن دوره، جمعى از بهترين هنرمندان تئاتر دفاع مقدس كه در حيطه دانشگاه نيز فعال بودند و نيز خود در جريان جنگ تحميلى يا مستقيماً حضور جبهه اى داشتند و يا در مناطق جنگى و شهرهايى تحت هجوم دشمن زندگى مى كردند، دلسوزانه و متعهدانه دست به كار شدند و يادواره اى به يادماندنى برپا كردند.
از آن ميان مى توان به محمد جمالپور، سعيد كشن فلاح، فرهاد مهندس پور، هوشنگ هيهاوند، حسين مسافرآستانه و... اشاره كرد. در اين ميان نبايد حمايت هاى «مهندس چمران» را نيز از ياد برد.
اين يادواره (بعدها به نام جشنواره برگزار شد) سال هاى بعد نيز ادامه يافت اما متأسفانه با تغييرات مديريتى پى درپى، رفته رفته شكلى روزمره به خود گرفت و حتى چندسالى با تعطيلى روبه رو شد و... على رغم اين كه طى سال جارى باز هم احيا و برگزار شد، نتوانست يادآور دوره هاى پرشكوه خود باشد.
ج ـ بنياد شهيد و نگاهى تازه
از جمله نهادهايى كه طى ساليان گذشته به هنر و از جمله تئاتر پرداخته است، «بنياد شهيد انقلاب اسلامى» است.
هرچند كارشناسان تئاتر بنياد شهيد در همان سال هايى كه ديگر مراكز و نهادها به تئاتر مى پرداختند، برگزاركننده جشنواره هايى بود كه بويژه طيف دانش آموزان را تحت پوشش قرار مى داد و از اين جهت قابل توجه بود، اما بويژه طى دو سال اخير، نگاه تازه بنياد به تئاتر، توانسته است نظر هنرمندان و كارشناسان را به خود معطوف كند.
در ايامى كه به نظر مى رسيد «تئاتر دفاع مقدس» آن ارج و قرب و اهليت سابق را ندارد و متوليان امور، صرفاً همايش ها و جشنواره هايى را برگزار مى كنند تا «تكليف» خود را انجام داده باشند، بنياد شهيد با برنامه ريزى مناسب، در دو حيطه «نمايشنامه نويسى» و «اجرا» گام هاى تازه اى را برداشته است كه نخستين حاصل آن در جشنواره منطقه اى ايثار (منطقه يك) در بجنورد، در معرض ديد مخاطبان قرار گرفت.
د ـ گام نخست؛ بجنورد
نخستين جشنواره تئاتر منطقه اى ايثار از نهم تا چهاردهم دى ماه در بجنورد برگزار شد. در اين جشنواره ۱۱ نمايش از استان هاى گلستان، تهران، خراسان شمالى، رضوى و جنوبى و نيز استان مركزى به اجرا درآمد. در كنار اجراى نمايش ها، كارگاه كارگردانى با هدايت دكتر قطب الدين صادقى برگزار شد كه اتفاقاً اين بخش از جشنواره بسيار مورد توجه شركت كنندگان قرار گرفت. بخش ديگر نيز جلسات نقد و بررسى نمايش ها بود كه مسئوليت آن را «رضا آشفته» از منتقدان جوان و آگاه تئاتر به عهده داشت.
از جمله نكات قابل توجه در گروه هاى شركت كننده، حضور افراد پيشكسوت تئاتر شهرستان در كنار جوانان بود، هنرمندانى از استان گلستان كه برخى داراى سابقه بيش از ۳۰ سال حضور در صحنه داشتند مثل محمدرضا صميمى و حسين پرستار (از تهران) در كنار جوانانى كه نخستين حضور خود را در صحنه تجربه كرده و مورد توجه داوران قرار گرفتند.
سطح كيفى آثار اجرا شده نيز در مجموع قابل قبول بود و تنوع در ساختار و مضامين ديده مى شد.
نظم در برگزارى و استقبال تماشاگران از نمايش ها در هواى بسيار سرد بجنورد از جمله نكات قابل توجه اين دوره بود.
به اين ترتيب مسئولان بنياد شهيد نشان دادند كه نگاه تازه شان به تئاتر نگاهى عميق و از سر ضرورت است و نه بارى به هر جهت، به گونه اى كه اگر اين نگاه همچنان استمرار و تقويت شود، مى توان انتظار داشت كه «بنياد شهيد» سردمدار فعاليت هاى ريشه اى در تئاتر مقاومت و ايثار باشد و به بهترين و درست ترين شكل، از تئاتر براى انتقال مفاهيم ارزشمندى همچون مقاومت، ايثار، شهادت و... بهره ببرد.
تو نيستى قيصر!
344340.jpg
]عبدالحسين رحمتى ]

تو نيستى و انگار بال هاى كبوتر خواب رفته اند و درختان بى شاخه هايشان بيدار شده اند ديگر گل، گل نيست و پندارى يكى دو پيرهن بيشتر از غنچه پاره نكرده است و از اين پس غنچه بى اشارت هيچ شعرى باز نخواهد شد.
راستى! اگر «ق» پايان عشق بماند و تو نباشى، كه آغازش كند
قلم
من مى گويم كه قلم ‎/ قلم مى تواند ‎/ قيصر را تا هميشه ادامه دهد ‎/ قلم مى تواند ‎/ قله شود ‎/ قلم مى تواند ‎/ قيامت كند ‎/ قلم مى تواند ‎/ از «قيصر» قصرهاى قصه بسازد ‎/ اما قلم ‎/ بى قيصر چيزى كم دارد
شهدا با لاله هايى در دست به استقبال شعر آمده اند، صداى بال ملائك را گوش كن كه چگونه از حوالى غزل به گوش مى رسد. ببين! قيصر چگونه بر اريكه ادب تكيه داده است. آنچه براى باد گفته است، آنچه براى رود، همه به احترام به پابوس آمده اند تا سليمان واژه ها را اطاعت كنند. اينك: آن همه اخلاص و خوبى با تنفس صبحى غم انگيز، عاشقانش را بدرود مى گويد تا با دستانى سرشار از آئينه و آب و چشمانى آكنده از بينش آسمان ها در بزم مستى شهيد، حضور يابد و نغز ترين سروده هاى تعهد را به زمزمه بنشيند.
قيصر فرزند امين شعر است و تا مدام خواهد بود.
به راستى كه قلم مى تواند قيامت كند اين را از دستان جاودانه قيصر فهميدم، اين را از معصوميت آن چشم هاى باستانى و لحظه هاى آسمانى اش دريافتم:
نشانى
لحظه ها سرشار عشق آسمانى تو بود ‎/ قسمت ما چشم هاى باستانى تو بود ‎/ با خيالت طى نمودم هفت شهر عشق را ‎/ كوچه كوچه صحبت از دامن كشانى تو بود‎/ اى طلوع اولين شعر اهورايى من! ‎/ عشق اعجاز نگاه جاودانى تو بود ‎/ صبح وقتى زين حوالى مى گذشتى اى عزيز! ‎/ شاعرى محو عبور ناگهانى تو بود ‎/ فصلى از «ارژنگ» در تصوير هاى شعر من ‎/ با سرانگشتان سحر آميز «مانى» تو بود‎/ من به دنبال تو مى گشتم به روز حادثه ‎/ آن نگاه مشرقى تنها نشانى تو بود ‎/ اى هميشه ماندنى در كوچه باغ باورم‎/ اين غزل آئينه دار مهربانى تو بود
* برنده جايزه ادبى دكتر قيصر امين پور در سال ۸۴


|   شناسنامه   |   آرشيو   |