سه شنبه ۹ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۰ محرم ۱۴۲۹
Tue, Jan 29, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
زنگ اول
كانون هاى جدايى طلبى در اروپا
344289.jpg
] ترجمه : حسين قنبرى گرمى‎/ منبع : armees.com ]

اروپا در حال حاضر شاهد فرايندهاى تازه ادغام و جدايى است. طبق ارزيابى هاى كارشناسان بيش از ۱۰ دولت جديد احتمال دارد در قاره پير، اروپا، در قرن بيست و يكم بوجود آيند.
مسئله كوزوو كه يكى از مناقشه انگيز ترين فرايندهاى جدايى طلبى در اروپاست در حال حاضر روى ميز شوراى امنيت سازمان ملل قرار دارد و وزارت امور خارجه روسيه نيز پيشنهاد داده است تا دوباره اين امكان براى بلگراد و پريشتينا داده شود تا به توافقى دوطرفه برسند.
ايالت باسك در اسپانيا مثالى است كه ديگر به سنتى ترين مسئله جدايى طلبى در اروپا تبديل شده است. در اسپانيا حدود دو ميليون باسكى وجود دارد كه در سه استان منطقه اى موسوم به ايالت باسك ساكن هستند. اين منطقه از حقوق و قوانينى متفاوت نسبت به ساير مناطق اسپانيا برخوردار است و سطح زندگى مردم آن از متوسط زندگى در اسپانيا بالاتر است. همچنين زبان مورد استفاده در اين منطقه زبانى رسمى و متعلق به ايالت باسك است.
با اين حال طرفداران جدايى باسك از اسپانيا و پيوستن اين منطقه به ايالت باسك فرانسه مطالباتى مهمتر از اين ها را نيز مطرح مى كنند.
سياست به كار گرفته شده توسط فرانسيسكو فرانكو، نگارش كتاب ، روزنامه و آموزش به زبان «اوسكارا»، زبان باسك و همچنين نامگذارى كودكان با نام هاى باسكى و برافراشتن پرچم باسك ها را ممنوع كرده بود.
سازمان « اتا» ETA كه مخفف عبارت(Euskadi Ta Askatasuna) است مبارزه با فرانكيسم را از ابتدا به عنوان هدف خود برگزيده است. از زمان مرگ فرانكو، ايالت باسك تبديل به ايالتى خودمختار شده است اما اين خودمختارى براى آرام كردن مبارزان و جدايى طلبان باسك ها كافى نبوده است و در جريان مبارزات جدايى طلبانه اين ايالت، بيش از ۹۰۰ نفر كشته شده اند.
كاتالان نيز كه ايالتى خودمختار در شمال شرقى اسپانياست و زبان (كاتالان) و فرهنگ خاص خود را دارد مشكلات ديگرى را براى مادريد پديد آورده است. كاتالان ها همواره بر تفاوت خود نسبت به ساير مناطق اسپانيا تأكيد داشته اند. اين استان داراى خودمختارى وسيعى از دولت مركزى اسپانياست و قانون اساسى خود را دارد. روابط اين ايالت با دولت مادريد نيز تابع منشور ويژه اى است. در سال ۲۰۰۵ در نسخه جديد اين منشور قيد شد كه كاتالان ها ملتى جدا نسبت به مردم اسپانيا به شمار مى روند. با اين حال ده ها حزب و سازمان اجتماعى اين منطقه كه اكثراً از چپ گرايان هستند خواستار برگزارى رفراندومى براى استقلال كاتالان در سال ۲۰۱۴ هستند.
در ژوئيه سال ۲۰۰۷ نيز استان ديگرى از اسپانيا به نام Valence اعلام خودمختارى كرده است.
فرانسه نيز كشورى است كه تجارب فراوانى در مبارزه با جدايى طلبى و افراط گرايى دارد كه نمونه آن جزيره كرس در درياى مديترانه است. گروه هاى ناسيوناليست كرس در اواسط سال هاى ۱۹۷۰ عليه واحدهاى ارتش فرانسه مبارزاتى را شروع كردند. با نفوذترين اين گروه ها ائتلافى از ملى گرايان كرس و جنبشى است كه با شعار در اختيار گرفتن سرنوشت خود مبارزه مى كنند و هر يك نيز شاخه هاى مبارز خاص خود را دارند.
در بيست وپنج سال اخير وضع اين جزيره دوبار شاهد تغيير و تحول بوده است. در سال ۱۹۸۲ اين منطقه شاهد وضعيتى ويژه و تأسيس نخستين مجلس بود و در سال ۱۹۹۱ توافقى براى اعطاى قدرت بيشترى به مقامات محلى در زمينه هاى اقتصادى و بخش هاى انرژى، حمل و نقل، آموزش و فرهنگ بدست آمد. چند سال پيش نيز، پارلمان فرانسه وجود ملت كرس را به رسميت شناخت اما در حقيقت اين تصميم در ادامه ملغى شد زيرا با قانون اساسى فرانسه در تعارض بود.
ارتش انقلابى «برتون» از سال ۱۹۷۰ در شبه جزيره «بروتاين» در شمال غربى فرانسه فعاليت مى كند. اين جمعيت كه از اعقاب «سلت» ها هستند در گذشته از جزاير انگليس خارج شدند و هم اكنون خود را يا كاملاً فرانسوى نمى دانند يا اين كه خود را «فرانسوى از نوع ديگر» قلمداد مى كنند. ارتش انقلابى برتون متعلق به جناح افراطى جنبش ملى گراى Emgann است كه بر ضد به اصطلاح «ستمگرى فرانسه» مبارزه مى كند.
در ايتاليا گرايش هاى جدايى طلبانه در مناطق صنعتى شده شمال اين كشور شدت بيشترى دارد. در حال حاضر «اتحاديه شمال» از جدا شدن صرف نظر كرده است و تنها بر تبديل شدن ايتاليا به كشورى فدراتيو اصرار مى ورزد. طرفداران اتحاد مجدد با اتريش در مناطق تيرول جنوبى كه پس از جنگ جهانى اول به ايتاليا ملحق شد نيز مطالبات خاص خود را دارند.
اين احتمال وجود دارد كه بلژيك به فلاندر شمالى (كه ساكنان آن به زبان هلندى صحبت مى كنند و خواستار الحاق به هلند هستند) و والونياى جنوبى ( كه به زبان فرانسه صحبت مى كنند) تقسيم شود. براى جستجوى علت تقابل اين دو جامعه زبانى بلژيك يعنى والونيا فرانسه زبان و فلاندر هلندى زبان بايد تاريخ بلژيك مستقل را مطالعه نمود يعنى زمانى كه اين دو جامعه براى رويارويى با هلند با هم متحد شدند. اين دو جامعه پس از متحد شدن براى آزادى، نزديك به دو قرن است كه براى جدا شدن تلاش مى كنند. منطقه فلاندر كه از نظر اقتصادى توسعه يافته تر است همواره از كمك به منطقه والون خوددارى كرده است. براساس نظرسنجى ها ۶۰درصد فلاندرها و ۴۰درصد والونيايى ها خواستار تجزيه بلژيك هستند.
در انگلستان، كانون گرايشات جدايى طلبى به اولستر در اسكاتلند رسيده است. در انتخابات پارلمانى اخير در اسكاتلند طرفداران ايجاد دولت جديد و مستقل كه متعلق به حزب ملى اسكاتلند هستند به پيروزى رسيدند. آلكس سالموند، نخست وزير اسكاتلند تأييد كرده است كه اسكاتلند ظرف ۱۰ سال مى تواند به استقلال برسد. از سوى ديگر در حال حاضر تنها ۲۳درصد اسكاتلندى ها از ايده استقلال كشورشان حمايت مى كنند در حالى كه اين رقم در سال گذشته ۳۰درصد بود.
گوردون براون زمانى كه هنوز به نخست وزيرى نرسيده بود و وزارت دارايى انگليس را بر عهده داشت در مطبوعات هشدار داده بود كه انگلستان در صورت تضعيف اتحاد بين انگليس و اسكاتلند با پديده «بالكانيزاسيون» تهديد مى شود اتحادى كه ۳۰۰ سال پيش با امضاى قراردادى به انجام رسيده بود.
جزاير فاروئه ( Feroe ) در دانمارك سرزمينى نيمه خودمختار است كه سالانه مبلغى معادل ۱۷۰ ميليون دلار كمك مالى از سوى دولت دانمارك دريافت مى كند. اين امر جدايى طلبان را كه از پنج سال پيش به دنبال برگزارى رفراندومى براى استقلال بودند قانع كرده است. در سوئيس نيز جدايى طلبان چندى مشاهده مى شود. جبهه آزادى ژورا (FLJ ) از سى سال پيش خواستار استقلال ايالت «كانتون» از كنفدراسيون سوئيس است.
ژورا كه در گذشته داراى جمعيت كاتوليك فرانسه زبان بود تسليم كانتون برن شد كه اكثريت جمعيت آن را پروتستان هاى آلمانى زبان تشكيل مى دهند. رهبران اين جبهه اذعان دارند كه شانس پيروزى شان بسيار اندك است.
انجمن مجارهاى ويودين (Voivodine) استان خودمختار صربستان كه در ۳۵ كيلومترى بلگراد قرار دارد و نمايندگان آن نزديك به ۷۰درصد آن منطقه را اداره مى كنند خواستار اجراى قوانين جمهوريت در ويودين و در ادامه برگزارى رفراندومى براى جدايى از صربستان و تأسيس كنفدراسيونى با مجارستان هستند. در اواخر مارس ۲۰۰۷ اين انجمن از اتحاديه اروپا خواست تا هيأتى را براى بررسى شرايط به اين منطقه اعزام كند. در حاضر حاضر مجار ها بيش از ۴۰درصد جمعيت ويودين را تشكيل مى دهند.
سناريوى مشابهى در ترانسيلوانياى رومانى در حال اجراست كه بيش از ۴۵ درصد جمعيت آن را مجار ها تشكيل مى دهند. اتحاديه اروپا در اواخر مارس ۲۰۰۷ رفراندوم هايى را در سه منطقه ترانسيلوانيا در رابطه با خودمختارى اين منطقه انجام داد كه مجارى هاى ساكن اين منطقه خواستار خودمختارى حداكثرى از رومانى و داشتن روابطى مستقل با بوداپست شدند.
تحركات ضد استعمارى در «ساردنى» ايتاليا و مناطق فدرال اتريش (Styrie) و بويژه كارينتى (Carinthie) كه اكثر ساكنان آن را كروات ها و اسلونيايى ها تشكيل مى دهند نيز بسيار افزايش يافته است. يونانى هاى جنوب آلبانى و ساكنان Acores در پرتغال نيز با شد تى بيش از گذشته خواستار خودمختارى هستند.
در رأس همه كانو ن هاى فعال ونيمه فعال جدايى طلبى اروپا، نيروهاى گريز از مركز بالكان نشسته است، كوزوو كه اكنون خود را درآستانه يك استقلال تاريخى مى بيند با دورخيزى به سوى جدايى خون تازه اى در كالبد جريان هاى استقلال طلب اين منطقه جارى ساخته است و عجيب تر اين است كه همانند دهه خونين ۹۰ اين بار جامعه بين المللى اراده و آمادگى قاطع براى مواجهه با اين مناقشات نشان نمى دهد.
قواعد زندگى در مناطق تحت نفوذ القاعده
344301.jpg
] احسان تقدسى ]

دياله يكى از مهمترين استان هاى عراق است كه على رغم شكست القاعده در اكثر مناطق عراق، همچنان تحت نفوذ تروريست ها است. مركز اين استان بعقوبه و ۱۷۶۸۵ كيلومتر مربع نيز مساحت آن است.
دياله حدود يك ميليون و ۲۰ هزار نفر جمعيت دارد كه از اين ميزان ۹۰ درصد اهل سنت، ۷ درصد كرد و ۳ درصد نيز شيعه هستند.
حضوراكثريت سنى نشين دراين منطقه سبب شده تا سلفى ها اين منطقه را محل امن عملياتى خود قرار دهند. هدى عبدالحميد خبرنگار شبكه تلويزيونى الجزيره چندى پيش با سفر به الانبار از وقايع درون اين محل امن القاعده گزارشى را تهيه كرد. متن كامل اين گزارش از نظر گرامى تان مى گذرد:
بازگشت به بغداد آن هم از قلب استانى چون دياله كه گذرگاه امن القاعده عراق محسوب مى شود، همچون مائده اى آسمانى براى ماست. ما به همراه دو گردان مسلح از ارتش آمريكا براى بازديد از شهر Himbis و روستاهاى تهيا و ابوموسى در شمال بغداد روانه اين منطقه شديم. منطقه مذكور همانند اكثر نقاط عراق با نخل هاى سر به فلك كشيده پرشده است. يكى از همراهان ما اگرچه خود از اهالى دياله بود او نيز نام روستاهايى را كه عازم آن شده بوديم نشنيده بود. اين موضوع البته از اهميت چندانى برخوردار نيست چه آن كه دياله قلب استراتژيك عملياتى تروريست ها درعراق محسوب مى شود.
در يك روز سرد اما آفتابى و توسط هلى كوپتر ما به پايگاه عملياتى ارتش ايالات متحده در دياله رسيديم. سربازان آمريكايى حاضر در اين پايگاه مدعى اند كه وظيفه دارند تا چند روستاى اين منطقه را از نفوذ القاعده پاكسازى كنند. يكى از افسران آمريكايى با تاييد بر حضور القاعده در اين مناطق تأكيد مى كند كه تعداد نيروى انسانى آنها در اين مناطق بسيار كمتر از گذشته است و اكثر نيروهاى اين گروه تروريستى ترجيح داده اند شمال عراق و به خصوص منطقه موصل را پايگاه عملياتى خود كنند. گويى تازه به پنج سال پيش بازگشته ايم؛ تروريست ها همانند عشاير مدام جغرافياى سكونت خود را تغيير مى دهند.
* تروريست هاى تحصيلكرده
برخى از سربازان آمريكايى كه با آنها سخن مى گفتم به صراحت از ناآشنايى خود با دشمنى كه با او بايد بجنگند و در يك كلام «پيچيدگى» دشمن سخن مى گفتند. يكى از آنها مى گفت كه به چشم خود ديدم يكى از تروريست هايى كه بازداشت كرده بوديم، فارغ التحصيل دانشگاه ماساچوست بوده و اينك در دياله پناه گرفته و با باورهاى ايدئولوژيك خود ما را هدف قرار مى دهد. تروريست دستگير شده به واسطه تخصصى كه از آمريكايى ها ياد گرفته بود مأموريت داشت تا در سيستم بى سيم نيروهاى آمريكايى حاضر در اين منطقه اختلال ايجاد كرده و حتى آنها را از كار بيندازد.
* شهر متروك
ما به منطقه Himbis رسيديم. اين شهر به واسطه پرتقال هاى خود شهره عام و خاص است اما آنچه ما را به خود مشغول كرده بود صداى زوزه گلوله هايى بود كه از هر طرف شليك مى شد. يكى از كشاورزان منطقه مى گفت كه مى ترسد به مزرعه خود سر بزند. او در حالى كه كودك ۳ ساله خود را بر دوش گرفته مى گويد كه مردان نقاب دار مسلح به راحتى در سطح شهر تردد مى كنند و كنترل همه مناطق را در چنگ دارند. بنابر قانونى كه تروريست ها بر اين منطقه حكمفرما كرده اند تردد تنها از ۷ صبح تا ۵ عصر مجاز است.
زندگى در اين شهر با انفجار اتومبيل هاى بمب گذارى شده و ترور قرين شده است. آنها همه نوع امكانات ترور و آدمكشى در اختيار دارند.
* شهر فراموش شده
ورود ما به روستاى ابوموسى همزمان شد با سوخت رسانى ارتش عراق به اين منطقه و من فريادهاى شادى ساكنان را از اين بابت شنيدم. اين روزها هوا بشدت سرد است و مردم منطقه ابوموسى نيز براى گرم كردن خود به واسطه نداشتن برق، وسيله اى جز نفت ندارند. چند ليتر سوخت دريافتى آنها اگرچه بسيار كم است اما نويدبخش لااقل ساعتى گرما است.
ابوموسى روستاى نسبتاً كوچكى است كه به نظر مى رسد «روستاى فراموش شده» اشغالگران عراق باشد. با اين حال دولت عراق در ماه هاى اخير كوشيده است تا با تأمين وسايل معيشت مردم و نيز امنيت، زندگى نسبتاً آرامى را براى مردم اين منطقه به ارمغان آورد. رضايت از اين موضوع تا حدى در چشمان ساكنان اين منطقه ملموس است. براى مردم ابوموسى تفاوت چندانى ندارد كه چه طيفى براى آنان امنيت، شغل، غذا و آسايش مى آورد. هر كس اين ها (امنيت و معيشت) را به آنها هديه دهد، دوست آنهاست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |