[على رضايى]
|
|
|
پروسه انتخاب سرمربى خارجى تيم ملى فوتبال تا همين روزها در جريان بوده است. از روزى كه بحث انتخاب يك مربى بزرگ براى تيم ايران در كميته انتقالى مطرح شد بيش از ۳ ماه مى گذرد. در اين مدت پرونده هاى زيادى مورد بررسى قرار گرفت. با گزينه هاى زيادى هم صحبت شد. كفاشيان هر روز وعده تازه اى مى داد، تاج و محمدى نايب رئيسان فدراسيون هم به طور مداوم تاريخ تازه اى را براى اعلام نام سرمربى جديد تيم ملى اعلام مى كردند. در اين بين فرصت ها به سرعت از دست رفتند. نگاهى دوباره به روزشمار شروع بازى هاى تيم ملى ايران در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى تنها بر نگرانى ها مى افزايد. كمتر از دو هفته تا شروع اين مسابقه ها باقى مانده است. خاوير كلمنته اسپانيايى آخرين گزينه اى بود كه گفته شد سكان هدايت تيم ملى را در اختيار مى گيرد اما اين انتخاب اگر به يقين تبديل شود به باور اهل فن خيلى دير صورت گرفته است. كسى به طور دقيق علت طولانى شدن اين انتخاب را اعلام نمى كند. در كميته انضباطى اختلاف نظر بين نمايندگان سازمان و فيفا بر اين جريان بى تأثير نبود. مسائل حاشيه اى كه برخى از رسانه ها به آن دامن زدند هم مشكلاتى را به وجود آورده بود. كار به جايى رسيد كه هيأت رئيسه جديد فدراسيون فوتبال با دعوت از سرمربيان سابق تيم ملى و مربيان كنونى تيم هاى ليگ برترى احتمال انتخاب يك مربى داخلى را قوت بخشيدند.
به خصوص وقتى كه اكثر مربيان حاضر در نشست رودررو با هيأت رئيسه انتخاب مربى داخلى را تأكيد ورزيدند، اين مهم قوت گرفت اما كفاشيان و همكارانش رأى به گزينش يك مربى خارجى دادند.
پافشارى بر انتخاب يك مربى خارجى در ماه هاى اخير همه اخبار ورزش را تحت تأثير قرار داده بود. حساسيت هاى غيرقابل وصفى كه در جامعه پيرامون اين رشته ورزشى وجود دارد بحث انتخاب سرمربى خارجى را درصدر اخبار قرار داده بود. در صفحه اول روزنامه هاى تخصصى هر روز يك نام و تصويرى تازه از مربى اروپايى به چشم مى آمد. آيا تأثيرگذارى مربيان خارجى تا اين حد است كه همه مسائل ورزشى را تحت الشعاع خود قرار بدهد آيا مربيان بيگانه با وضعيت، امكانات و برنامه ريزى فوتبال ما تا اين اندازه اثرات ماندگار دارند كه مسئولان فدراسيون حتى پيشنهاد جمعى كارشناسان داخلى مبنى بر انتخاب يك مربى واجد شرايط وطنى را ناديده بگيرند فوتبال ما از مربيان خارجى چه مى خواهد آنها چه دستاوردهايى را براى ايران داشته اند و خواهند داشت پرسش هايى از اين دست كم نيستند و هر روز به كرات با آن مواجه مى شويم. در ماه هاى گذشته و هنگام برگزارى رقابت هاى ليگ برتر فوتبال نيز اين نكته بارها مطرح شده بود. برخى ها البته قصد داشتند با قرار دادن عملكرد مربيان خارجى شاغل در فوتبال ايران و نيز مربيان داخلى روى كفه هاى ترازو، آنها را با يكديگر مقايسه كنند كه البته به نظر مى رسد چندان منطقى نيست. كسى نمى تواند به طور يقين از ناكار آمدى مربيان خارجى در همه زمينه ها سخنى به ميان آورد. همين طور بى تأثيرى مربيان داخلى.
* فوتبال بدون مرز
امير حاج رضايى در اين باره به نكته جالبى اشاره مى كند و مى گويد: «امروزه علوم به فوتبال كمك مى كنند و براى اين رشته مرز جغرافيايى وجود ندارد. همين عامل باعث شده است در دنياى حرفه اى حساسيتى نسبت به اين موضوع كه مربى داخلى يا خارجى باشد به وجود نيايد.» كارشناس خوب فوتبال ايران با اين مقدمه بحث قابل تأملى را شروع مى كند و ادامه مى دهد: «مربيان خوب حامل فرهنگ هاى متفاوتى اند كه براى فوتبال ما مفيد واقع شده اند. البته در شرايط كنونى معدودى مربيان خارجى خوب در فوتبال ايران ديده ايم. همان طور كه ليگ برتر ما جوان است در انتخاب هم جوان و ناپخته عمل كرده ايم. شايد نمونه نادر يك مربى خوب در فوتبال ايران توميسلاو ايويچ بوده كه هنوز هم مشخص نيست چرا در بازى دوستانه مقابل رم قربانى شد تا از داشتن يك مربى طراز اول جهان محروم شويم. فراموش نكنيم در كنار مربيانى مثل ايويچ مربيان جوان داخلى پرورش مى يابند و بعدها نيز تجربيات شان را به تيم هاى ديگر انتقال مى دهند. من براى فوتبال مرز جغرافيايى نمى شناسم و به مربى خوب احترام مى گذارم. اگر ايرانى و هموطنم باشد چه بهتر و اگر خارجى بود كه تأكيد مى كنم از نوع خوب آن باشد.»
حاج رضايى در ادامه حرف هايش يادآور مى شود مربيان به جز استثناها سقفى دارند و نمى توان همواره از يك مربى استفاده كرد. وى براى اثبات ادعاهايش نمونه هايى را مورد خطاب قرار مى دهد: «لوكا بوناچيچ را همه به عنوان يك مربى خوب مى شناختند اما من معتقدم اگر حوادث بازى با پرسپوليس هم براى سپاهان رخ نمى داد و مسائل انضباطى به اين تيم لطمه نمى زد سپاهان در پروسه بعدى خود براى قهرمانى در آسيا حتماً بايد لوكا را عوض مى كرد. بوناچيچ تا اينجاى كار خيلى خوب بود اما از اين پس تيم سپاهان به تفكرات بهترى احتياج دارد. اين موضوع مثل دانش آموز دبيرستانى است كه به دانشگاه مى رود. آيا مى توان دبير دبيرستان را براى تدريس در دانشگاه انتخاب كرد شايد گاهى يك مربى معمولى در فوتبال ايران جلوه كند اما در اروپا چه جايگاهى دارد مسئله ديگر استراتژى باشگاه ها است. باشگاه ها اهداف كلانى مثل اقتصاد دارند. كاپلو سال گذشته رئال مادريد را پس از چند سال ناكامى قهرمان كرد اما سران باشگاه كه فوتبال دفاعى و بردهاى خفيف اين مربى را نمى پسنديدند اين مربى بزرگ را هنگام قهرمانى عوض كردند. در اروپا نظريه جالبى وجود دارد. آنها مى گويند: «مدافعين نمى گذارند تيم گل بخورد اما مردم بليت مى خرند تا گل هاى مهاجمان را تماشا كنند.»
حاج رضايى از رنه سيموئز هم به عنوان يك مربى كاربلد ياد كرد اما اين مربى مثل جراحى كه در اتاق عمل ابزار لازم را نداشته باشد در بى برنامگى فوتبال ايران غرق شد و نتوانست دوام بياورد. اين كارشناس با رويكردى به گذشته هاى نه چندان دور مى گويد: «قبل از انقلاب رايكوف مربى فقيد يوگسلاوها به استقلال (تاج سابق) آمد. او همدوره مربيان سرشناسى مثل ميلنيوويچ بود كه با رئال مادريد اروپا را شگفت زده كرد. دستاوردهايى كه حضور رايكوف داشت بسيار مؤثر بودند. او بازيكن هاى بزرگى مثل حجازى و جبارى را معرفى كرد و در همان مقطع به فوتبال ايران آموخت كه چطور مى توان با هزينه هاى اندك هم بازيكن كشف كرد.»
اين كه مربيان خارجى در تيم ملى كارايى بيشترى دارند يا داخلى، به عقيده حاج رضايى پرسشى كليشه اى است. وى توضيح مى دهد: «در ايران هم مثل همه جاى دنيا مربيان خوب و بد داريم. من مى گويم مربى شايسته بايد روى نيمكت تيم ملى بنشيند و اين شايستگى تعاريف بسيارى دارد. خودم ابتدا به شخصيت مربيان توجه مى كنم و بعد توان فنى آنها. ما كروات هاى زيادى داشتيم كه براى حفظ جايگاه خود نه نمى گفتند. اما آيا اين مربيان حتى اگر بارفنى بالايى هم داشته باشند به درد تيم هاى ما مى خورند »
* مربيان بازنشسته
جلال چراغپور اما در ادامه اين بحث مدعى است بسيارى از مربيانى كه دوران بازنشستگى خود را مى گذرانند يا اين كه در فوتبال روز دنيا فكر آنها ديگر خلاقيت لازم را ندارد با پيشنهاد ايرانى ها مواجه مى شوند كه اين موضوع چندان خوشايند نيست. چراغپور با اشاره به اين نكته كه هر مربى كه از خارج بيايد خارجى است و خيلى ها فكر مى كنند چون كه مربى از فرهنگ ديگرى آمده مى تواند تحول ايجاد كند، اختيارات تيم ها را دراختيار آنها قرار مى دهند. حرفهايش را ادامه مى دهد: «مربى خارجى تعريف مى خواهد نه اين كه به باور عمومى فقط ايرانى نباشد. او بايد فعال باشد، تيم داشته باشد يا دست كم هواخواهانى هم داشته باشد. مثلاً فيليپ تروسيه همزمان كه با پيشنهاد ايران مواجه شد از تيم هاى ژاپن، چين و ... هم درخواست هايى دريافت كرد. در چنين شرايطى اگر مربى پيشنهاد ايران را برگزيند جاى خوشحالى است. نه اين كه دنبال مهره هاى سوخته باشيم.» اين مربى با بيان كردن تأثيرگذارى يك يا دو مربى روى نيمكت فوتبال ايران و نيز ضعف هاى ديگر مربيان خارجى مى افزايد: «بوناچيچ يك مربى جالب براى ليگ فوتبال ايران بود. تأثيرات او در تيم هاى استقلال اهواز و سپاهان به گونه اى بود كه مى شود از او به عنوان يك مربى خارجى موفق ياد كرد. حتى به عقيده من تيم ملى در بازى تداركاتى مقابل هانزاروستوك هم با تفكرات بوناچيچ به ميدان رفت. اما مربيانى هم داريم كه يك هفته مى مانند و بعد مى روند بدون آن كه كار مثبتى انجام بدهند. من خاطرم هست لوپ دروال مربى آلمانى وقتى به تركيه رفت تا فوتبال آنجا را متحول كند، گفت قبل از هر چيز آشپز مخصوص گرفت تا رژيم غذايى تيم را آنطور كه خودش مى خواست آماده كند. اين كار دروال نشان مى دهد مربيان بزرگ براى ساختن يك تيم چه كارهايى را انجام مى دهند. مصطفى دنيزلى كه مى گويند روابط خوبى با مطبوعات داشت، مى گفت: اينجا مثل باتلاق است اما همين باتلاق خيلى ها را احيا كرده است.
بگوويچ نمونه بارز اين ادعا است. كسى نفهميد چرا تيم اميد را به وى دادند. تيم حذف شد، آب هم از آب تكان نخورد. اين مربى پگاه را هم خراب كرد حالا دلالان، پاس همدان را به او سپرده اند. كدام تيم مطرح خارجى حاضر شده اين مربى را به خدمت بگيرد. در نقطه مقابل ايويچ مربى بود كه براى نخستين بار ساختار تيم ملى را درست كرد يا حتى استانكو به عقيده من خيلى خوب كار كرده بود. او خداداد را پشت سر على دايى كه مهاجم نوك بود قرار مى داد. اين تفكر روز دنيا بود. بنابراين مربيان خوب را هم مى توان وارد فوتبال كشور كرد.» كارشناس خوب فوتبال ايران ادامه مى دهد: «اين اواخر بوناچيچ وقتى فهميد اكثر مدافعان ايرانى فيزيك بزرگى دارند و در چرخش ها ضعيف عمل مى كنند كريمى سرعتى و ريزنقش را بهترين فرد براى عبور از مدافعان تشخيص داد و از اين حربه نتيجه گرفت ولى ديگر مربيان خارجى ليگ برترى چه كردند اگر ما نستا و كاناوارو را يك زوج موفق و بزرگ در بين مدافعان جهان بدانيم كدام يك از باشگاه هاى ما حتى به نسبت خودمان چنين زوجى تشكيل داده اند چرا مربيان خارجى كه آمده اند در اين كار پيش قدم نشده يا حتى اقدام نكرده اند
* يك نكته جالب
در نقطه مقابل اين كارشناس، فريدون معينى معتقد است كه مربيان خارجى بر فوتبال ايران تأثيرات به سزايى داشته اند و نظم گيرى فوتبال ايران در دو دهه اخير هم بى تأثير از حضور اين مربيان نبوده است. اين كارشناس از توميسلاوايويچ به عنوان يك مربى اثرگذار در فوتبال ايران ياد مى كند كه تيم ملى ايران را به خوبى براى جام جهانى ۹۸ فرانسه آماده كرد و از آن بازى ها بود كه نگاه دنياى فوتبال به ايران تغيير پيدا كرد. به باور معينى برانكوايوانكوويچ هم آثار مثبتى بر فوتبال ايران برجاى گذاشت چرا كه پس از رفتن برانكو تيم ملى خود را پيدا نكرد. فريدون معينى با نگاهى به گذشته ها از فرانك اوفارل و رايكوف به عنوان دو مربى برجسته و تأثيرگذار ياد مى كند كه دركنار آنها مربيان داخلى هم رشد كرده اند. معينى در توضيح اين موضوع كه مربيان خارجى در تيم هاى ملى بهتر عمل مى كنند يا باشگاهى، مى گويد: «من معتقدم تا كنون مربيان خارجى در تيم ملى ايران بهتر كار كرده اند. اگر به اين قضيه به طور عميق نگاه كنيد متوجه مى شويد تمام مربيان داخلى كه براى تيم ملى انتخاب شدند كادر خود را درحد كسانى انتخاب كردند كه در قواره تيم ملى نبوده اند. درواقع اين كادر نه تنها به سرمربى كمك نكرده اند كه طى مدتى طولانى نيمكت تيم كشورمان را هم اشغال كرده اند. اين مربيان به عقيده من بازدارنده هستند نه كمك كننده! اين در حالى است كه در همه تيم هاى دنيا دستياران جزو كسانى هستند كه به سرمربيان كمك مى كنند و حتى پس از مدتى خود سرمربى تيم ملى مى شوند كه اين موضوع خود بيانگر شايستگى هايشان است. اما در اينجا سرمربيان داخلى كسانى را براى همكارى مى آورند كه هيچ خطرى بر ايشان نداشته باشد. شايد اين كادر در يك مقطع زمانى نتيجه بگيرد ولى در درازمدت كارگشا نيست. مسئله ديگر شخصيت مربيان است. تيم ملى به افرادى احتياج دارد كه اثر گذار باشند. الآن در همه جاى دنيا مربيانى كه اثر مثبت نداشته باشند خود مى روند ولى آيا مربيان داخلى ما چنين عمل كرده اند در سطح باشگاهى هم مربيان خارجى تأثيرات زيادى نداشته اند. نمى دانم چه اتفاقى در باشگاه ها رخ مى دهد كه آنها حتى در صورت خوب بودن هم اثرگذارى لازم را ندارند. مديران هم انتخاب هاى خوبى نداشته اند و مى توان گفت ما در سطح مربيگرى رشد لازم را نداشته ايم. يك سرى از مربيان اين اواخر آمدند و پول گرفتند و رفتند. اين كه چرا بدون مطالعه اقدام به انتخاب چنين مربيانى مى كنيم جاى تعجب دارد.»
* مربيان آرژانتينى
مجيد جهانپور سرمربى سابق تيم پگاه گيلان در ادامه اين بحث خاطرنشان مى كند كه جايگاه مربيگرى چه ايرانى و چه خارجى بسيار مهم است و اين پست تأثيرات به سزايى دارد اما نسبت اين تأثيرات بين مربيان داخلى با خارجى فرق دارد. اين كارشناس مدعى است كه تأثيرگذارترين مربى در ايران رايكوف بوده و پس از وى چند مربى اثرات مثبت كمى بر جاى گذاردند اما بقيه تنها صندلى اشغال كرده اند. جهانپور در عين حال مى گويد: «منكر اين نيستم كه تكنولوژى و علم وارد فوتبال كشور مى شود و از اين حيث اروپايى ها وضعيت بهترى نسبت به ما دارند. در مجموع درصد دانش آنها نسبت به ما بيشتر است تنها مشكل اينجاست كه مربيان روز اروپا به ايران نيامده اند و به نوعى كسانى آمده اند كه با مربيان داخلى چندان تفاوتى ندارند. ضمن اين كه حمايت هايى كه باشگاه هاى ما از آنها انجام مى دهند يا امكاناتى كه در اختيارشان قرار مى دهند نسبت به داخلى ها قابل قياس نيست. بعد از انقلاب بوناچيچ و شايد هم كمى برانكو خوب كار كردند. ايوويچ هم كه دوام نداشت. خود لوكا هم مثل يك جرقه خاص بود كه رفت. به هر حال من فكر مى كنم بسيارى از مربيان خارجى همان راهى را رفتند كه در آن مقطع مربى ايرانى مى توانست برود.» جهانپور همچنين مى افزايد كه براساس بررسى ها، آرژانتينى ها بهترين مربيان براى فوتبال ايران هستند چرا كه غير از مسائل روحى از لحاظ تكنيك، فيزيك و سرعت فوتباليست هاى ايرانى و آرژانتينى شبيه به هم هستند. با اين حال تاكنون از مربيان آرژانتينى در تيم هاى ايرانى استفاده اى نشده است. جهانپور حضور مربى خارجى روى نيمكت تيم ملى را مثمرثمر تر از داخلى دانسته است.
|
|
|
با وجود اين كه برخى از كارشناسان و مربيان داخلى نسبت به حضور و عملكرد مربيان خارجى در فوتبال ايران نگاه مثبتى ندارند و معتقدند كه اكثر اين مربيان شاغل در تيم هاى كشورمان بدون اثرگذارى به فعاليت پرداخته اند نمى توان به طور كامل كار آنها را نفى كرد. به نظر مى رسد آنها كه خود را با محيط وفق دادند خدمات بهترى ارائه مى كردند اما ديگران كه نتوانستند با شرايط خو بگيرند يا عده اى مانع از فعاليت كامل آنها شدند،موفق عمل نكرده اند. بررسى ها نشان مى دهد گروهى از مربيان خوب كار كردند و يكسرى مثل اشميت در پرسپوليس نه مربى برجسته اى بود و نه خوب نتيجه گرفت. در همان تيم پرسپوليس مصطفى دنيزلى روى سبك بازى اين تيم تأثيرگذارى خوبى داشت اما چون نتيجه نگرفت ناموفق خوانده شد. در سال هاى قبل از انقلاب هم رايكوف و آلن راجرز مثبت عمل كردند. راجرز سبك فوتبال بريتانيايى ها را بسط داد. از جكيچ هم كه جاى رايكوف را به مدت يك سال و نيم گرفت به نيكى ياد مى شود.
او با استقلال فوتبال تكضرب را به معرض گذاشت كه همه آن را تحسين مى كردند. ليادين در ذوب آهن هم خوب عمل كرد. در سال هاى ابتدايى پس از انقلاب ورود مربيان خارجى بسيار اندك بود و بعدها كه اين جريان شدت گرفت حتى شاهد حضور مربيانى نظير برادر برانكو در تيم برق شيراز بوديم كه احساس مى شود تنها با نفوذ برادرش به اين مهم رسيده بود. در همين حال مربيانى نظير يشيج كه حضور در ستاره سرخ بلگراد و زسكاصوفيه را در كارنامه دارد هم وارد اين فوتبال شد كه نتوانست موفق عمل كند.