چهارشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۱ محرم ۱۴۲۹
Wed, Jan 30, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
نماز
دانشگاه
ماجرا
گفت و گوى ايران
با رولان دلكور تحليلگر اروپا
دوران افول نظريه « جنگ پيشدستانه»
344682.jpg
]گفت وگو: حسين محمودى ]

عصر نوين روابط بين الملل با ۱۱ سپتامبر و تفكرى كه تيم زمامداران كاخ سفيد با عنوان جنگ پيشدستانه ارائه كردند آغاز شد . هفت سال پس از اين واقعه را مى توان دوره آزمون و خطاى اين انديشه به حساب آورد. اين انديشه البته هنگامى كه در جنگ ها و بحران هاى بويژه خاورميانه محك زده مى شد عناوين ديگرى مانند جنگ ترور يا جنگ براى صلح نيز به خود گرفت. به هر حال هدف نهايى طراحان و معماران اين سياست اين بود كه از نيروى نظامى آمريكا براى پيشبرد اهداف سياسى نسل جديد رهبران اين كشور بهره بگيرند با اين حال اكنون از ميان آن گروه طراحان نامبردار كه شالوده اين استراتژى را در اتاق فكر كاخ سفيد ريخته بودند جز انگشت شمارى نمانده است . غائله عراق ـ كه آزمايشگاه اصلى اين استراتژى بود ـ با زمين گير ساختن ماشين جنگى ارتش ۱۶۰ هزار نفرى ايالات متحده موجب شد كه هسته طراحان جنگ پيشدستانه يكى پس ازديگرى از صحنه خارج شوند. پيش از همه دونالد رامسفلد سرگروه كارگردانان جنگ عراق و افغانستان رفت و از پى اوشمار ديگرى نظير جان بولتون ، كارل روو ، اسكوتر ليبى و.... تحت شديدترين موج اعتراض افكارعمومى آمريكا از اريكه قدرت پائين آمدند. اما اكنون كه وقت رفتن بوش و آخرين بازمانده هاى نسلى كه آمده بود تا قرن ۲۱را بر محور تفكر جهان تك قطبى تئوريزه كند، فرارسيده است. پرسش هاى بسيارى درباره چشم انداز سياست خارجى آمريكا در سال پايانى بوش مطرح مى شود كه بخشى از اين پرسش ها را در گفت وگويى با رولان دلكورمحقق و تحليلگر اروپا و عضو موسسه روابط بين الملل فرانسه به بحث گذاشته ايم.


*هيأت حاكمه كاخ سفيد دوره پس از ۱۱ سپتامبر، با اين تفكر وارد مجموعه اى از مناقشات بين المللى شد كه امنيت و ثبات فقط با قواى نظامى و بهره گيرى از نيروى ارتش امكانپذير است و در همين راستا پايه جنگ ترور نهاده شد و بوش فرمان دو جنگ بزرگ در خاورميانه را امضا كرد. اكنون كه در پايان دوره زمامدارى اين جناح از حاكمان آمريكا قرار داريم فكر مى كنيد كه آيا اين تفكر در كاخ سفيد تغيير مى كند و به راستى جمهوريخواهان تحت رهبرى بوش، كاخ سفيد را با تجديد نظر در سياست ميليتاريستى شان ترك مى كنند
من نسبت به همه فرضيه هايى كه با عنوان تجديد نظر در سياست جهانى آمريكا مطرح شده خوشبين نيستم . دلايل زيادى مى توان بر تغيير ناپذيرى رفتار و سياست بوش و جناح حاكم آمريكا ارائه كرد كه مهم ترين آن عملكرد هشت ساله او است . رئيس جمهورى آمريكا فرصت هاى زيادى براى تغيير و تجديد نظر در سياست خويش داشت كه همه آنها را از دست داد. از طرفى او بارها در اجراى خط مشى ميليتاريستى خويش با موانع بزرگ روبه رو شد اما هيچ گاه حاضر به اصلاح دراين سياست هاى خسارت بار نشد.
* ولى برخى از محققان اصرار دارند كه سال پايانى زمامداران كاخ سفيد سال تجديد نظر در سياست ها و رفتارهاى جهانى آمريكا است. آنها از طرفى تأكيد دارند كه خط مشى آمريكا پس از ۱۱ سپتامبر با عنوان يكجانبه گرايى مولود انديشه تيم نومحافظه كاران است نتيجه مى گيرند كه وقتى فرصتى براى اجراى اين سياست نيست خود به خود آن سياست كنار مى رود. آيا اين استدلال را نيز قبول نداريد
من همچنان معتقدم تغييرات عمده در سياست دولت بوش به وجود نخواهد آمد. آنها تا نوامبر ۲۰۰۸ كه زنگ انتخابات به صدا در مى آيد همچنان واژه ها و مفاهيم هميشگى خود را در زمينه برتر بودن آمريكا يا رسالت ايالات متحده در نظم نوين جهانى تكرار خواهند كرد. ضمن اين كه نبايد از نظر دور بداريد كه اين تفكر ميليتاريستى هنوز حاميانى در ميان شمارى از سياستمداران آمريكا دارد و گروهى كه اين انديشه را در هشت سال دوره بوش عملياتى كردند همچنان در صحنه حاضر خواهند بود.
*اگر اوضاع عراق ـ به عنوان آزمايشگاه ايده جنگى نومحافظه كاران ـ به اين صورت پيش برود چه در اين صورت نيز احتمال نمى دهيد كه كارگزاران كاخ سفيد به تغيير در مبانى سياست جنگى خويش اقدام كنند
تصور نمى كنم اوضاع عراق آنگونه كه خواست و آرزوى بوش و همكارانش است پيش برود . آنگونه كه از حوادث اين كشور برمى آيد در سال جديد شايد دامنه تنش ها و كشمكش ها در اين منطقه قدرى فروكش كند ولى با اين وجود پرونده اين بحران به كام آغازگران جنگ عراق رقم نخواهد خورد.
*فكر مى كنيد كه چالش عمده آمريكا در سال جديد براى فيصله دادن اين غائله مهم چه خواهد بود و كدام مانع دست بوش را براى بهره گيرى از فضاى بحرانى عراق خواهد بست
خطرات عميق فرا روى بوش فقط در داخل عراق نيست. مسئله اصلى اين است كه پديده اشغال عراق و ديگر سرزمين هاى اسلامى توسط آمريكا به شكل گيرى مجموعه اى از فرايند هاى ضد آمريكايى در ديگر نقاط بويژه خاورميانه منجرشده است. افكار عمومى آمريكا نيز اين واقعيت را دريافته است كه تهاجم بوش براى خاموش كردن كانون هاى مخالف آمريكا دراين نقطه به شعله ورشدن كانون هاى بس بزرگترى در نقاط ديگر انجاميده است.
*اين كانون هاى تازه ضد آمريكايى كه مطرح مى كنيد به كجا بر مى گردد و چه نيروهايى را در برمى گيرد
مى توانيد به پاكستان نگاه كنيد كه انعكاس واقعى عملكرد نسنجيده دولت بوش در دو جنگ افغانستان و عراق است. حوادث جارى پاكستان آهنگ شديد آمريكا ستيزى و حتى ضديت با غرب دارد. بسيارى در غرب اكنون به اين باور رسيده اند كه بن بست سياسى دولت بوش بيش از عراق اكنون در امتداد مرزهاى پاكستان و افغانستان نمايان شده است يعنى همان نقطه اى كه اكنون همه نهادهاى اطلاعاتى و امنيتى آمريكا را بيمناك ساخته است.
*در اين صورت فكر نمى كنيد كه دولتمردان كاخ سفيد توصيه هاى مشاوران مؤثرى مانند بيكر- هميلتون را روى ميز آورند و مثلاً به مشاركت دولت هاى منطقه مانند ايران و سوريه يا قدرت هاى ديگر مانند روسيه چراغ سبز نشان دهند
جو سرد و بدبينى حاكم بر مناسبات آمريكا با امثال روسيه و چين اجازه نمى دهد كه آمريكا به مدل همكارى مشترك با اين قدرت ها در بحران هاى خاورميانه بينديشد. اين مسئله در مورد همكارى آمريكا با ايران و سوريه نيز دلالت مى كند. از طرفى نبايد از نظر دور بداريد كه پذيرش اين پيشنهادها از سوى دولت بوش به معنى اعتراف و پذيرش شكست است كه آنها حاضر به اين كار نيستند.
*درباره حضور اروپا در اين بحران ها چه فكر مى كنيد يعنى ممكن نيست كه آمريكا كمبود هاى نقش خاورميانه اى خود را با مشاركت نسل جديد رهبران اروپا جبران كند
شايد تحركات ديپلماتيك برخى از رهبران اروپا اين تلقى را در ذهن ها ايجاد كند كه آنها براى سهيم شدن در عمليات هاى نظامى ـ سياسى آمريكا آماده مى شوند اما نه اروپاى امروز آمادگى چنين مأموريت هايى را دارد نه اين كه در صحنه عمل حركت اثر بخشى از سمت اروپا در خاورميانه به چشم مى خورد. تنها احتمال مى دهم با نزديك شدن به پايان دوران حكومت بوش، فرانسه ساركوزى به منظور ترويج ديدگاه خود در مذاكرات تلاش هاى بيشترى را در دستور كار قراردهد.
*آخرين روزهاى سال ۲۰۰۷ رسانه هاى آمريكايى خبر از تحرك تازه سازمان ملل در عراق دادند. اين خبرها حتى با استقبال برخى مقام هاى سياسى واشنگتن روبرو شد. آيا ممكن است كه بوش براى خروج كم هزينه از بحران عراق از ابزار سازمان ملل بهره بگيرد
مختصات بحران عراق به گونه اى است كه فقط تركيبى از نيروى نظامى و سياسى مى تواند در آنجا ايفاى نقش كند يعنى تلفيقى از اراده دولت ها و ارتش ها. علاوه بر اين فاكتور كه نشان دهنده آن است كه كار چندانى در اين بحران هاى بزرگ از سازمان ملل ساخته نيست ، واقعيت بعدى وضعيت امروز سازمان ملل است كه به گفته حتى خود مقام هاى سياسى آمريكا در ضعيف ترين حالت قراردارد.
*فكر مى كنيد كه اگر قرار بر يك بازنگرى عميق درسياست هاى ميليتاريستى بوش بويژه در خاورميانه باشد اين بازنگرى از كجا بايد شروع شود و چه نيروهايى درآن بايد ايفاى نقش كنند
اغلب ناظران در اين زمينه بر نقش دولت ها تأكيد مى كنند به اين صورت كه معتقدند كه فقط با تشكيل جبهه نيرومندى از دولت هاى مخالف است كه يك موازنه در سياست بين الملل برقرار مى شود و آرام آرام زمينه تغييرخط مشى نظامى گرانه آن ابرقدرت فراهم مى شود. اين ديدگاه البته جزوى از نظريه هاى جاافتاده در روابط بين الملل است. من بى آن كه در درستى اين ديدگاه تشكيك كنم اعتقاد دارم كه در برهه كنونى افكار عمومى يكى از موتور هاى محرك در تغيير سياست هاى قدرت هاى بين المللى است و از آنجا در شكل گيرى افكارعمومى نخبگان نقش مؤثرى ايفا مى كنند لذا در اين مرحله انتظار از طيف نخبگان براى جهت دهى به سياست هاى جهانى بسيار بالا است. آنها مى توانند با ابزار رسانه ها سياست هاى رايج را با چالش هاى جدى روبرو سازند. هم اكنون زمينه هاى اين بازنگرى عميق در سياست اعمال شده كاخ سفيد مهيا است و نبايد ترديد كنيد كه طيف نخبگان در بحران مشروعيتى كه اكنون دامن گير سياست هاى دولت بوش شده نقش بسزايى ايفا نكرده اند. در همين راستا اعتقاد دارم از مجموعه تفكراتى كه جناح نومحافظه كاران دراين سال ها رواج دادند بيش از همه بايد آن بخش از سياست ها به چالش كشيده شود كه مدعى بود امنيت و صلح با بازوى ارتش تأمين مى شود. اين انديشه اى خطرناك و البته باز توليد تفكر جنبش هاى نظامى گراى كلاسيك است كه مى گفتند صلح از لوله تفنگ به دست مى آيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |