|
خانواده و اقامه نماز با تأكيد بر نقش زن
زن محور اقامه نماز در خانواده
|
|
|
] دكتر على قائمى]
خانواده مجموعه اى است متشكل از مرد و زن كه وجود فرزندان آن را تكميل مى كند و در واقع زن و مرد در سايه نكاح به تأسيس آن مى پردازند. حيات فردى و اجتماعى كودك از خانواده آغاز مى شود و شكل مى گيرد و خانواده مركز پذيرش، انس و تعلق است، مركز تشكيل پندار و اخلاق و پيدايش فلسفه حيات و سازماندهى زندگى است و بالاخره نخستين مدرسه ، مكتب و محل درس آموزى هاى زندگى محسوب مى شود. خانواده محيطى است كه كودك را دربرمى گيرد و در او نفوذ مى كند. بسيارى از خوى ها، رفتارها، كردارها و گفتارهاى كودك از اين محيط نشأت مى گيرد. همچنين خانواده مركز رفع نياز كودك است. مركز رفع نياز در شكل گيرى خوى و رفتار فرد و گروه مؤثر است و وابستگى ها، شكل پذيرى ها، تبعيت ها، توافق ها در سايه آن محقق مى شود. الگو بودن خانواده نيز در كودك اثرگذار است. زيرا طفل در آن محيط چشم به دنيا مى گشايد، شرايط گذران خانواده و امور آن را مى بيند و براساس آن راه عمل را مى آموزد. ضمن آنكه خانواده مركز مهر و انضباط است و از نظر علمى به هنگامى كه مهر و انضباط در هم آميزند در آن صورت معجزه تربيت و تنفيذها در آن اتفاق مى افتد. شكى نيست كه هر يك از زن و مرد براساس تقسيم وظايف و مسئوليت ها كار و برنامه خود را انجام مى دهند و هر كدام به نسبتى تأثير خود را بر جاى مى گذارد. ولى در امر هدايت و اثرگذارى در نسل، نقش زن به مراتب بيشتر از نقش مرد است زيرا زن به مناسبت دائمى بودن روابطش با فرزندان، مهرورزى و محبت بيشتر به آنان، رفع نياز آنها، دفاع از آنان در برابر جنبه هاى فشار پدر يا ديگران، حتى از خودگذشتن و به آنها رسيدن و بالاخره از نظر آثار خلق و خوى و وراثتى بيشتر از پدر مى تواند در فرزندان مؤثر باشد. * زن چگونه است انسانى چون ديگر انسان ها كه در عين داشتن وجوه اشتراك با مردان، تفاوت هايى با آنان دارد. (در بعد زيستى، در جنبه عاطفى و در جنبه شغلى و طبيعى) درباره او نظرات فلاسفه و دانشمندان واحد نيست اما در اسلام: رسول خدا (ص) زن را به ريحانه يا گل تشبيه كرده اند. حضرت على (ع) نيز فرموده است: «زن گل است نه يك قهرمان كه با او پنجه درافكنى.» زن شاهكار خلقت از نظر رمز و رازهاست. عامل سكون و آرامش است. خانه اى كه زن در آن نباشد مكانى سرد و خاموش است. او مى تواند روح دين و معنويت را در فرزندان و حتى مردان لاابالى بپروراند. آتشى از محبت خداوند را در دل ها برافروزد، روح مناجات و عبادت را در دل ها بيدار كند. درس ذكر، خضوع، خشوع و مناجات با خدا را به فرزندان بياموزد. بى پرواترين شوهران، آزاردهنده ترين مردان، دل در گرو همسر دارند. مغرورترين فرزندان، بى بند و بارترين نوجوانان و جوانان در برابر عواطف مادر يا همسر زانو مى زنند. مادران نخستين جرقه نور را در ذهن فرزند مى زنند، نخستين چراغ آگاهى را پيش پاى فرزندان قرار مى دهند و اين اثربخشى ها به ندرت از ميان رفتنى هستند. حضرت امام حسين (ع) در برابر تبعيت خواهى دشمن فرمود دامنى كه در آن تربيت شده به او اجازه قبول ذلت نمى دهد. پدران در خانه نقشى همچون مبلغان و هاديان و مادران نقش مجريان را دارند. مادر اكثر اوقات در محيط خانه است و همه حالات عملكردها و اتخاذ مواضع او براى فرزندان درس تلقى مى شود. مادر جلوه هاى ارتباط با خدا، را به كودك نشان مى دهد. مادر براى او مرجع، منبع و معلم دائم الحضور و مهربان است. زن در امر تربيت فرزند براى نمازگزارى و تجسم و حضور آن در خانواده نقش اساسى دارد. طفل اغلب در كنار مادر است- وابسته به او و همراه اوست- مادر در برابر ديدگان متعجب كودك به نماز مى ايستد، كودك قيام و قعود، ركوع و سجود، قنوت و دست برافراشتن به سوى آسمان مادر را مى بيند، ذكرهاى او را مى شنود و بدان آگاه مى شود. حتى در مواردى اداى آن حالات را درمى آورد. اسلام در تربيت دينى فرزندان دستور مى دهد طفل را از حدود سه سالگى دعوت كنيد كه با شما در نماز همراه شود و اداى شما را درآورد. ممكن است كودك در حين نماز از شما دور شده و ترك نماز كند و او را در چنين حالتى مورد بازخواست نبايد قرار داد. بار ديگر وقت نماز از او بخواهيد با شما همراه شود تا به تدريج بدان عادت كند. * راز اثرگذارى بيشتر مردان نيز در بعد الگويى براى فرزندان نقش اساسى دارند، ولى نقش مادر در اين امر بيشتر است و اين موضوع به خاطر موارد زير مى باشد: رابطه خونى و وراثتى بيشتر مادر با فرزند بويژه كه پايه هاى رابطه خونى، از طريق حمل شيردهى بيش از ۲/۵ سال است. رابطه انس و محبت مادر كه مادرى هميشه به معنى مهرورزى و عاطفه دارى است. ۲- رابطه كلامى كه نخستين كلمات از زبان مادر وارد ذهن كودك مى شود. رابطه تفهيم و تفاهم با سخن، با كنايات و اشارات كه بيشتر از سوى مادران است. رابطه نيازمندانه كه مادر برآورنده نيازهاى اساسى فرزندان و در واقع بنده پرور است. رابطه پذيرش و تكريم و ابراز محبت در قالب بوسيدن، نوازش كلامى و نوازش بدنى. رابطه محرميت در رازگويى و رازدارى كه كودك با مادر بيشتر مأنوس است. ۳- رابطه سنخيت در همزبانى، همدلى و همبازى بودن طفل با مادر. رابطه كثرت حضور و مداومت در حضور كه پيشتر از آن بحث شد. رابطه خيرخواهى، صدق و صفا و انس كه موجد باور و يقين بيشتر است. در سر جمع، اين عوامل سبب مى شوند كه نقش مادر در اقامه نماز بسيار و بسيار شود. زنان مى توانند به هدايت نسل نوجوان و جوان بپردازند و حتى جوان خود را كه سال و سنى بر او نگذشته است، تحت تأثير و نفوذ خود قرار دهند. * نفوذ در همسران زنان مى توانند در همسران مختلف و غيرعابد خود نيز مؤثر باشند و او را به راه دين و خدا و اعتقاد به معاد بكشانند. مردان گريزپايى در جامعه وجود دارند كه همسرشان آنان را رام كرده و به سوى بندگى خدا سوق داده اند. بسيارى از مردان داراى شرارت و گريزپايى، دل در گرو همسر دارند و مهر و عاطفه آنان را به نرمش و رامش مى كشاند و زن اگر پايبند به دين و مكتب باشد، مى تواند شوهر را به سوى خود بكشاند و او را به عبادت ملتزم سازد. رمز موفقيت آنان در به راه آوردن شوهران به كارگيرى زبان لين، درخواست از همسر در مواقع انس و خلوت، صداقت و پاكى زن، جنبه الگويى او در عبادت، استمداد از خداوند در تنفيذ سخن او، تداوم و تكرار نوبه اى زن در اين درخواست، ستودن شخصيت شوهر، اعلام اين نكته كه اگر در نماز نيز با او همگام شود، موجب افتخار بيشتر او خواهد شد، است. * ضرورت امروزى احياى نماز نماز امرى واجب و به فرموده قرآن براى مؤمنان امرى قطعى و مسلم است. براى آن مرز زمانى و مكانى مطرح نيست، ولى اگر بخواهيم آن را از نظر اثربخشى و زدودن آثار منفى جرم و گناه مورد ارزيابى و دقت قرار دهيم، بايد بگوييم كه اين ضرورت در عصر ما بيشتر مطرح است، چرا كه توسعه علم و گسترش ابداعات و اختراعات با همه فوايدى كه دارد، خطرات بسيارى را براى بشر آفريده و تهديدات جدى براى آدميان به وجود آورده است، به طورى كه اگر عامل كنترل كننده اى از درون آدمى را كنترل كند، خطر او فراگيرتر و زيانبارتر خواهد بود. بنابراين اگر بنا باشد برنامه نماز را بخواهيم در خانه و بويژه در كودكان اعمال كنيم، بايد از سنين خردسالى آن را آغاز كنيم. سنى كه تربيت پذيرى در كودك بيشتر و احساس تعلق در او قوى تر است. اصولاً بايد به اين نكته توجه داشت كه رابطه اى معكوس بين سن و تربيت پذيرى برقرار است. هرچه سن افراد كمتر باشد، تربيت پذيرى بيشتر است و اين انديشه علاوه بر نظر روانشناسان تربيت، در اسلام هم سابقه دارد. در اسلام كودك را به نهالى نورس و سبز شبيه كرده اند كه به هرگونه اى كه بخواهند، مى توانند آن را بپيچانند و شكل دهند و چون بزرگ شد و تنه پيدا كرد، امكان دگرگونى و ايجاد تغيير در آن نخواهد بود. رسول خدا (ص) هم فرمودند: آموخته هاى دوران كودكى چون نقش بر سنگ است. كودك وجودى مقلد است و چشم به رفتار پدر و بويژه مادر دارد و مى كوشد رفتارشان را تقليد و خود را با آنها همانند كند و اين نقطه مثبتى براى خانواده در امر تربيت براى نماز است. اگر اين امر به صورت عادى درآيد، در او ماندگار خواهد شد. مشكل اساسى ما در مورد نوجوانان و جوانان است كه از سويى بروز عوامل مختلف، چون بلوغ، ظهور اضطراب و آشفتگى ها، بروز هوس هاى جديد ايجاب مى كند كه عامل آرامش بخش و كنترل كننده اى برايشان باشد، ولى از سوى ديگر عامل غرور، عصيان و ناسازگارى ها، مانع تن دادن آنها به امر و نهى والدين و مربيان است. براى رفع اين مشكل، تنها راه اين است كه با زبان انس و رفاقت با آنان كنار بياييم و گداختگى و شعله سركشى شان را با آب محبت و صفا خاموش كنيم. آنگاه كه آنان خشمگين و پرخاشگرند، ما خاموش باشيم و وقتى خاموش و آرامند، ما به آنها نزديك تر شويم و از سر مهر سخن بگوييم. * ستودن زن در خانواده در خانواده بايد به شئون زن توجه كرد و با استفاده از آن به فعاليت هاى او در امر اقامه و احياى نماز پرداخت. زن شئون فراوانى همچون شأن تعليم يا آموختن دارد كه در آن سعى بر اين است ذهن كودكان را از تعاليم الهى پربار كند، شأن تزكيه به معناى پاك سازى و پيراستن ذهن از امور ناصواب و آراستن به پاكى ها، فضايل، رابطه دارى و انس با خدا.
|