|
عزادارى از ديدگاه متون دينى
اشكى كه مقدس مى شود
|
|
|
] محمد كاويانى]
بايد در فرهنگ لغات، به دنبال كاربردهاى عزادارى گشت. عزا به معناى صبر و شكيبايى در ماتم و به معناى سوگ و مصيبت آمده است.(۱) عزّى از باب تفعيل است و تعزيه الرجل به مفهوم تسلّى دادن و توصيه به صبر كردن است. عزّى بعضهم بعضاً، يعنى يكديگر را توصيه به صبر كردند و احسن الله عزاك، يعنى خداوند به تو صبر و نيكى عطاكند.(۲)
همانگونه كه از لغت به دست مى آيد، عزادارى، در اصل براى تسلّى دادن به داغديده است. براى آرامش بخشيدن به داغديده از عوامل متعددى مى توان سود جست، از جمله: ۱)بيان هنجارهاى اجتماعى و اظهارهمدردى. ۲) همسان سازى با بزرگان دينى و تاريخى مورد علاقه مردم. ۳) تفكر منطقى و ذكر اين نكته كه بايد به زندگى عادى بازگرديم و نمى توان آن را تعطيل كرد. ۴) گريه كردن و برون ريزى غم و اندوه. ۵) بيان غم و غصه ها با ديگران. ۶) خواندن اشعار غمناك و معنى دار. ۷) يادآورى معاد. نكته جالب توجه اين كه همه عوامل هفتگانه، در ضمن مراسم عزادارى و با كمك ديگران، براى فرد داغديده، حاصل مى شود. به بيان ديگر، ديد و بازديدها، اظهار همدردى ها، شركت در مراسم و اداى احترام به متوفّى و بازماندگان، مدح بزرگان دينى و ذكر مصايب آنان، خواندن آيات مناسب و تسلى بخش، و نيز اجراى سخنرانى هاى مناسب با موقعيت و شرايط، اينها همه در ضمن مراسم عزادارى حاصل مى شود. ضمن اين كه بسيارى از موارد ياد شده، اختصاص به مراسم جمعى دارد و در تنهايى و نشست هاى خانوادگى حاصل نمى شود. * پيشينه عزادارى در جوامع مختلف، شيوه هاى نسبتاً مشابهى براى اين مراسم وجود داشته و دارد. مراسم عزادارى و ختم در سه روز اول، هفتم، چهلم و گاه سالگرد (در جامعه ما)، به سازگارى داغديده با شرايط جديد كمك مى كند. بابرگزارى مراسم سالگرد، به بازماندگان كمك مى شود كه ضمن گراميداشت ياد متوفى، آن را به خاطراتى عزيز و تكرار نشدنى تبديل كنند. به طور كلى دو عامل «فراموشى» و «گذشت زمان» از جمله عوامل سازگارى است. در ساير اديان نيز چنين هنجارها و مراسمى وجود دارد. مثل مراسم يادآورى از مصلوب شدن حضرت عيسى(ع) در دين مسيحيت. در فرهنگ ايرانيِ قبل از اسلام نيز «خون سياوش» و «مرگ سهراب»، اگر چه به نوعى افسانه مى ماند، ولى در كاهش غم و غصه هاى داغداران ايفاى نقش مى كرده است. تيشه بر سر زدن فرهاد، بيابانگردى مجنون، ناكامى زليخا، و صبر يعقوب(ع) در غم فرزندش يوسف(ع)، همه و همه، عناصرى نمادين از غم و اندوه براى درك اين معنى و سازگارى با غم است. * حكم عزادارى در قرآن به نظر مى رسد در قرآن، آياتى كه به طور صريح و مستقيم، بيانگر حكم عزادارى باشد، وجود ندارد؛ اما آنچه اكنون تحت عنوان مراسم عزادارى انجام مى شود، دست تأييد چند گروه از آيات را بالاى سر خود دارد: الف) آياتى كه به فرياد كشيدن بر ضد ظلم، امر مى كنند يا مجوز مى دهند.(۳) ب) آياتى كه تحكيم ولايت راهدف خود قرار داده اند.(۴) ج) آياتى كه موّدت اهل بيت(ع) را تأكيد كرده اند.(۵) د) آياتى كه دلالت بر سوگوارى بعضى از انبيا يا ديگر اولياى الهى داشته اند، مثل سوگوارى حضرت يعقوب(ع) در فراق حضرت يوسف(ع).(۶) و آياتى كه بزرگداشت شعائر الهى را تأكيد مى كنند.(۷) آيات بسيارى از قرآن نيز وجود دارد كه در پرتو روايات معصومين(ع)، به نوعى، با امام حسين(ع) مرتبط شده اند؛ اما از آنجا كه مرتبط با بحث عزادارى نيستند، به طور اجمال به آنها مى پردازيم، از جمله: آيه مباهله،(۸)كه آن حضرت يكى از مصاديق آن هستند، يا آيه نفس مطمئنه(۹) كه به امام حسين(ع) تفسير مى شود؛ يا آيه اى كه خداوند از بندگانش، راجع به خونريزى پيمان مى گيرد،(۱۰) در تفسير برهان ذيل اين آيه آمده است كه به هنگام نزول آيه، پيامبر(ص) فرمود: «يهود، عهد خدا را نقض و رسولان او را تكذيب كردند و اولياى الهى را كشتند، آيابه شما خبر بدهم به مشابه آنها از يهود اين امت گفتند: بله يا رسول الله! حضرت رسول(ص) فرمود: قومى از امت من كه خود را از اهل ملت من مى دانند، افاضل ذريه مرا مى كشند، شريعت و سنت مرا عوض مى كنند، فرزندانم حسن و حسين را مى كشند، همانطور كه يهود، زكريا و يحيى را كشتند.»(۱۱) * عزادارى در روايات روايات زيادى نيز در اين باره وجود دارد كه دلالت بر جواز گريه و عزادارى مى كنند؛ امام صادق(ع) مى فرمايد: «بانوان در مصيبت ها، نياز به نوحه سرايى و شيون و زارى دارند و بايد اشكهايشان جارى شود، اما نبايد سخنان باطل و بيهوده بگويند... .» (۱۲) آن حضرت در جاى ديگر مى فرمايند: «گريه كنندگان پنج نفر بودند: آدم(ع)، يعقوب (ع)، يوسف(ع)، فاطمه بنت محمد(ع) و على بن الحسين(ع) گريه آدم به خاطر اخراج از بهشت،يعقوب(ع) در فراق يوسف(ع)، يوسف(ع) به جهت دورى پدر، حضرت زهرا(ع) براى پدرش و امام سجاد(ع) نيز براى شهادت پدر خويش گريه مى كردند.»(۱۳) همچنين روايت است كه امام صادق(ع) به فرزندش سفارش مى كند كه برايش مجالس عزادارى برگزار نمايد.(۱۴) رواياتى از اين نوع، بسيار فراوان است و مهم ترين اهدافش مبارزه با ظلم وستم بنى اميه و بنى عباس بوده است.(۱۵) البته بعضى از احاديث اهل سنت با عزادارى مخالفت كرده اند و برخى ديگر، آن را تأييد و به آن سفارش نموده اند. در پاسخ به اين تناقض مى توان گفت كه اين روايات قابل جمع هستند و وجه جمع آنها به اين است كه روايات مخالف، براى نفى بعضى از كارهاى ناصحيح كه در عزادارى انجام مى شود، آمده است، مثل داد وفرياد كردن، گريبان دريدن و سخن باطل گفتن، اما احاديث موافق، نظر به اصل عزادارى دارند.(۱۶) * عزادارى در سيره معصومين(ع) در سيره معصومين(ع) و سيره مسلمانان نيز عزادارى، داراى سابقه بوده است. مسلمانان در جنگ احد۷۰ شهيد دادند. در مدينه، هر كسى براى بستگان شهيد خود گريه مى كرد. از اين رو، چشمان مبارك پيامبر(ص) باديدن اين صحنه پر از اشك شد و فرمودند: «... اما عمويم حمزه گريه كننده ندارد.»(۱۷) ابن مسعود مى گويد: پيامبر(ص) در سوگ حمزه بسيار گريه كرد، جنازه حمزه را رو به قبله نهاد و ايستاد و با صداى بلند گريه كرد و صفات خوب حمزه را برشمرد.(۱۸) اسماء، همسر جعفر ابن ابيطالب كه از زن هاى با ايمان و فداكار صدر اسلام بوده است، مى گويد: جعفر در جنگ موته به شهادت رسيد. بر رسول خدا(ص) وارد شدم، ايشان فرمودند: اى اسماء، فرزندان جعفر كجا هستند آنان را پيش آن حضرت آوردم، آنها را در آغوش كشيد و گريه كرد و گفت جعفر امروز به شهادت رسيد.(۱۹) پيامبر(ص) در موارد بسيارى به سوگ ياران خود نشستند و گريه كردند، از جمله: در عيادت آخر و بيمارى احتضار سعد بن عباده، رئيس قبيله خزرج، در كنار مزار دختر خود در مدينه، در سوگ فرزندش ابراهيم با بيان اينكه «قلبم از شدت اندوه مى سوزد، اما سخنى بر خلاف رضاى حق نمى گويم.» در سوگ عثمان بن مظعون در مدينه، در كنار مزار مادرشان در ابواء پس از گذشت ساليان دراز و مبعوث شدن آن حضرت به نبوت، به هنگام يادآورى شهادت امام على(ع) و امام حسين(ع) حتى در هنگام ولادت امام حسين(ع) و در مكانهاى مختلف مثل منزلهاى عايشه، ام سلمه، زينب در خانه امام على(ع) پس ازپيامبر(ص) نيز، صحابه عزادارى مى كردند و علاوه بر گريه مستمر حضرت زهرا(س) كسان ديگرى مثل بلال، قيس، ام ايمن نيز در سوگ پيامبر گريه كردند.(۲۰) زنان بنى هاشم در شهادت امام حسن(ع) و امام حسين(ع) عزادارى و گريه نمودند. ام سلمه كه در عالم رؤيا از شهادت امام حسين(ع) با خبر مى شود و پس از بيدارى به عزادارى مى پردازد و زنان هاشمى را نيز به عزادارى بر حسين دعوت مى كند. جابر بن عبدالله انصارى پس از غسل در فرات و پوشيدن لباس تميز پابرهنه و اندوهگين به سوى مزار امام حسين(ع) مى رود و گريه فراوان مى كند. انس ابن مالك و زيد ابن ارقم از ياران پيامبر(ص) در سوگ امام حسين(ع) گريه نمودند. مختار ثقفى در عزاى امام حسين(ع) گريه كرد و قسم خورد كه انتقام آن را بگيرد.توابين با شعار خونخواهى امام حسين (ع)، به رهبرى سليمان بن صرد خزاعى، براى انتقام جمع مى شوند و بر مزار امام حسين(ع) رفته و گريه و ناله مى كنند. مردم كوفه و شام و مدينه، پس از شهادت امام حسين(ع) عزادارى مى كنند و شعرا و سرايندگان عرب، اشعار فراوانى در سوگوارى سروده اند. گفتنى است بعضى از مواردى كه از سيره معصومين(ع) و مسلمانان ذكر شد، ناظر به مراسم عزادارى نيست، بلكه بيانگر سوگ و داغديدگى واقعى بوده و موارد متعددى هم بوده است كه نشانگر سوگ واقعى نبوده است، بلكه مراسم عزادارى بوده و با هدف تبليغى و سياسى انجام مى شده است. تمامى امامان پس از امام حسين(ع)براى آن حضرت عزادارى كرده اند و مصيبت آن حضرت را تازه نگه داشته اند، به ويژه امام صادق(ع) كه مجلس مى گرفت و افراد جمع مى شدند و ذكر مصيبت مى شد و گريه مى كردند.(۲۱) * عزادارى در گذر تاريخ پس از زمان ائمه(ع) نيز عزادارى امام حسين(ع) توسط شيعيان انجام مى شد، اما تا پيش از قرن چهارم به صورت پنهان بود؛ همانطور كه جشن و سرور در روز عيد غدير (۱۸ ذيحجه) نيز پنهان بود و از آن پس آشكارشد. معزّالدوله ديلمى يكى از سلاطين بزرگ و مقتدر آل بويه بود در آشكار ساختن شعائر شيعه، نقش اساسى داشت و مردم بغداد را به عزادارى امام حسين(ع) تشويق مى كرد. در سالهاى بين ۳۵۲ تا اواسط قرن پنجم، مراسم عاشورا، مهم تلقى و اجرا مى شد. در همين سال ها، فاطميه و اسماعيليه، مصر را به تصرف در آوردند و شهرقاهره را بنا نهادند و مراسم عاشورا در مصر نيز برگزار مى شد. مراسم عزادارى، به ساير كشورهاى اسلامى، شمال آفريقا، ايران و برخى كشورهاى عربى رسوخ كرد و در ايران از قرن اول و دوم كه در آن تعزيه خوانى امرى رايج بود، گسترش بيشترى يافت. اكنون نيز نه تنها شيعيان، بلكه حتى بسيارى از غير شيعيان و غير مسلمانان نيز، امام حسين(ع) و مراسم عزادارى حسينى را به خوبى مى شناسند و براى آن احترام قائل اند. امروزه به بركت جمهورى اسلامى ايران، مراسم عزادارى، به همان شيوه هاى مرسوم در ايران (سخنرانى، روضه خوانى، مداحى، سينه زنى و تشكيل دادن دسته هاى عزادارى) به زبانهاى مختلف ديگرى مثل انگليسى، آلمانى، چينى، اردو، هندى و ژاپنى نيز رواج يافته است. ملت هاى ديگر، حضور و اثرگذارى اين مراسم را در پديده هاى اجتماعى و سياسى شيعيان مشاهده كرده اند.هر كسى اندك تأملى كرده باشد، نقش حسين(ع) و عزادارى حسينى را در دفاع مقدس، به خوبى مى شناسد. اگرنگاه خود را گسترش دهيم، اذعان خواهيم كرد كه حسين(ع) در انحصار شيعيان نيست؛ چنانكه رهبر فقيد هند، گاندى، از حسين(ع) بهره گرفته و نهضت هايى چون: بوسنى و هرزگوين، لبنان و فلسطين از مكتب حسين(ع) بهره مند شده اند. كسانى مى توانند به خوبى، مراسم عزادارى را درك كنند كه اولاً شناخت لازم راجع به آن را داشته باشند وثانياً در آن شركت كرده و آثار عاطفى آن را تجربه نموده باشند؛ چرا كه براى شناخت اين پديده، علم حصولى وتحليل عقلى، لازم اما ناكافى است. * آسيب شناسى مراسم عزادارى با توجه به اهميت مراسم عزادارى، بايسته است كه از آن همانند يك گوهر گرانبها محافظت به عمل آيد.فريادهاى بعضى از علماى دينى، مثل شهيد مطهرى كه در كتاب «حماسه حسينى و تحريف هاى عاشورا» گردآمده است، ناظر به همين محافظت است. براى آسيب شناسى اين مراسم، لازم است مطالعاتى مستقل و مفصل با شيوه هاى مختلف پژوهشى، انجام شود و ما در اين مختصر فقط بعضى از نكات آسيب شناسى آن را ذكر مى كنيم و اميدواريم كه اين آسيب ها، در مراسم عزادارى حسين(ع)، به حداقل ممكن برسد؛ به گونهاى كه چندان قابل ذكر و قابل مشاهده نباشد: الف) رقابتهاى شديدى كه گاهى بين گروهها و هيأتهاى مذهبى ايجاد مى شود. ب) تداخل مراسم عزادارى با خرافات و امور ناصحيحى از فرهنگ عمومى مردم. ج) اصالت پيدا كردن بعضى از فوايد جانبى و فرعى كه از طريق هر گروه اجتماعى ممكن است حاصل شود، مثل ديد و بازديد . د) فراهم آوردن آزار و اذيت براى ديگران، به طور مثال صداى بلندگو و يا بسته شدن خيابان كه اگر زياد تكرار شود، ممكن است افرادى را از مراسم عزادارى منزجر كند. ه) استفاده از برخى اشعار و موسيقى هايى كه در شأن عزادارى حسينى نيست و گاهى ممكن است خلاف شرع باشد. و) غلبه كردن بعد عاطفى، و غفلت از بعد شناخت دينى در اين مراسم. اين آسيب بسيار جدى است و دردراز مدت مى تواند تخريب گر باشد و مردم را از معرفت دينى كه اصل و حقيقت دين است محروم سازد. ز) ايجاد رابطه هاى مريد و مرادى بين افراد معمولى؛ گاهى ممكن است افرادى در لفافه و ناآشكار، به جاى دعوت به دين، ديگران را به خود دعوت كنند. ح) تكرارى بودن محتوا و شيوه هاى جارى در مراسم عزادارى مانند برخى از سخنرانى ها و اشعار. ط) ساختن يا استفاده كردن از روضه و مطالبى كه مستند نيست، اما تأثر عاطفى ايجاد مى كند. ى) آسيب رساندن به بدن، مثل قمه زنى كه مبناى دينى ندارد. ك) قرار داشتن مجالس عزادارى در اختيار افراد كم سواد. ل) خواندن بعضى از اشعار غلوآميز كه خلاف اعتقادات دينى است.
منابع: ۱) فرهنگ عميد، واژه عزا. ۲) مصباح المنير، فيومى، ص ۵۰۴. ۳) مثل «لا يحب اللّه الجهر بالسوءِ من القول الّا من ظلم» (نساء/ ۱۴۸) و آيات ديگر مانند: شعراء/ ۲۲۷؛ هود/ ۱۱۳؛ حج/ ۳۹. ۴) مثل «إِنّما وليكم اللّه و رسوله و الذين...» (مائده. ۵۵) و آيات ديگر مانند: نساء/ ،۵۹ بقره/ ۲۵۴. ۵) قل لا اسئلكم عليه اجر الا الموده فى القربى... (شورى/ ۲۳) و آيات ديگر. ۶) مثل «و قال يأسفى على يوسف و ابيضَّت عيناه من الحزن فهو كظيم» (يوسف/ ۸۵ - ۸۴) و آيات ديگر. ۷) مثل «و من يعظم شعائر الله فإِنَّها من تقوى القلوب» (حج/ ۳۲) و آيات ديگر. ۸) فقل تعالوا ندع أَبناءَنا و أَبناءَكم و نساءَنا و نساءَكم و أنفسنا و أَنفسكم (آلعمران/ ۶۱). ۹) ياأيَّتُها النَّفس المطمئنه ارجعى الى ربّك راضيه مرضيَّه فادخلى فى عبدى و ادخلى جنَّتى (فجر/ ۳۰ - ۲۷) ۱۰) و إذ اخذنا ميثقكم لاتسفكون دماءَكم و لاتخرجون أنفسكم من ديركم... (بقره/ ۸۴). ۱۱) براى مطالعه بيشتر در باب اين گونه آيات كه بسيار زياد هستند، مراجعه شود به كتاب «الحسين(ع)، من خلال القرآن الكريم»، تأليف «الدكتورعبدالرسول الغفار». ۱۲) انّما تحتاج المرأه فى الماتم الى النوح لتيل دمعتها و لاينبغى اَن تقول هجراً... (وسائل الشيعه، ج ،۱۲ ص ،۹۰ باب جواز الكسب النائمه الحقلابالباطل) ۱۳) وسائل الشيعه، ج ،۲ ص ۹۲۲. ۱۴) بحار الانوار، ج ،۴۴ ص ،۲۸۹ باب ثواب البكاء على مصيبه الحسين(ع). ۱۵) رجبى حسين، پاسخ به شبهات عزادارى، ص ۸۷. ۱۶) همان، صص ۱۰۱ - ۹۰. ۱۷) سيره الحلبيه، ج ،۲ ص ۲۰۶. ۱۸) همان، ص ۶۰. ۱۹) طبقات، ابن سعد، ج ،۸ ص ۲۸۲. ۲۰) رجبى، حسين، پاسخ به شبهات عزادارى، ص ۶۱ - ۵۰. ۲۱) همان، صص ۱۲۰ - ۱۱۱.
|