|
|
|
مشاوره بدون وقت اضافه
|
|
|
] فاطمه اميرى]
«فقط يك درصد از روانشناسان مى توانند بالاترين تعرفه مشاوره روانشناسى را -۲۲ هزار تومان در ازاى ۳۰ تا ۴۵ دقيقه- مشاوره خصوصى از مراجعه كننده خود دريافت كنند.» اين اظهارنظر از آن دكتر غلامعلى افروز رئيس سازمان نظام مشاوره و روانشناسى است كه متذكر مى شود اين ميزان حق ويزيت در موارد نادر است. يك ساعت پس از پايان مصاحبه ام با او، با شماره تلفن مطب يك روانشناس تماس مى گيرم. خانم منشى آن سوى خط دفترى را ورق مى زند. بالاخره يك جاى خالى براى هفته آينده پيدا مى كند. بايد ساعت و تاريخ روز و ماه مراجعه را يادداشت كنم و همچنين مبلغ ويزيت را كه خانم منشى وظيفه اش مى داند پيش از موافقت قطعى من با زمان تعيين شده، آن را اعلام كند. صداى نرم و لطيف او در گوشى مى پيچد: «۴۰ هزارتومان براى ۳۵ دقيقه!»
اينجا هم در اتاق هاى مشاوره و مطب هاى خصوصى روانشناسان، قيمت مشاوره هاى ساعتى مصوب و تدوين شده با آنچه در عمل از مراجعه كننده ها گرفته مى شود، تفاوت بسيار دارد و گويا از تعرفه قانونى مشخصى هم پيروى نمى كند. *قيمت تعيين شده، قيمت دريافت شده فضاى نيمه تاريك سالن كوچك و جمع و جور مطب مشاوره خانم روانشناس با پرده هاى آويخته را، فقط آباژور كم نورى روشن مى كند كه در گوشه انتهاى سالن روى ميز پايه بلندى قرار گرفته است. خانم روانشناس معتقد است: «اينجا همه براى خالى كردن خودشان و گفتن از زندگى شان مى آيند. با حالت هاى خستگى، عصبانيت، رنج و اندوه و يا هيجان زده، پس خوش ندارند كه آشنايى آنها را ببيند و كنجكاو شود يا غريبه اى رويشان تمركز كند. ما حتى ساعت هاى مراجعه را طورى تنظيم مى كنيم كه مراجعه كننده ها كمترين برخوردى با هم نداشته باشند تا با آرامش خيال از وقت تعيين شده براى مشاوره استفاده كنند.» اما اين ملاحظه كارى ها در پايان مشاوره، وقتى مراجعه كننده جلوى ميز منشى مى ايستد تا مبلغ مشاوره را بپردازد، تقريباً تمام مى شود. در حالى كه حداقل مبلغ دريافتى ۲۵ هزارتومان براى يك جلسه مشاوره ۳۰ دقيقه اى است، قيمت ها بالاتر از اين مبلغ هم مى رود. دكتر غلامعلى افروز، مرجع تعيين تعرفه هاى مشاوره روانشناسى را شوراهايى مى داند كه زيرنظر سازمان نظام مشاوره روانشناسى در ده منطقه كشور به امور مربوط به مشاوران روانشناس رسيدگى مى كند، او مى گويد: «تعرفه ها را شورا پيشنهاد مى دهد و مسئولان تصويب مى كنند. در دو سال گذشته تعرفه مشاوره روانشناسى حداقل هفت هزارتومان براى مشاوران با مدرك تحصيلى فوق ليسانس كه عضو هيأت علمى دانشگاه ها نيستند و حداكثر ۲۲ هزار تومان براى روانشناسان متخصص و با تجربه به ازاى ۳۰ تا ۴۵ دقيقه مشاوره تعيين شده بود. حق مشاوره اعضاى هيأت علمى در شهرهاى كوچك نه هزار تومان و در شهرهاى بزرگ نيز ده هزار تومان است. مشاوران فوق ليسانس كه عضو هيأت علمى دانشگاه هستند نيز مى توانند به ازاى يك جلسه مشاوره مبلغ هشت هزار تومان از مراجع دريافت كنند.» ۸۵ درصد مشاوران داراى پروانه فعاليت از سوى سازمان نظام مشاوره روانشناسى كه تحصيلات فوق ليسانس دارند، با تعرفه هايى بين ۷ تا ۱۰ هزارتومان مى توانند به مراجعان خود خدمات ارائه كنند. دكتر افروز مى افزايد: «فقط مشاوران با مدرك دكترا، آن هم در تهران مى توانند حق الزحمه اى بين ۱۶ تا ۲۲ هزارتومان دريافت كنند. اما به طور متوسط ميانگين دريافتى ده هزار تومان است.» در مطب مشاوره خانم روانشناس، او دريافت ويزيتى به مراتب بيشتر از تعرفه هاى تعيين شده را با توجه به تحصيلات، تخصص و تجربه اش زياد نمى داند و دكتر افروز همچنان تأكيد مى كند: «مردم موارد تخلف را گزارش بدهند، ما رسيدگى مى كنيم.» *هفت ميم تخلف هايى كه ممكن است در مراكز يا مطب هاى مشاوره روانشناسى رخ بدهد، فقط شامل نرخ تعرفه ها و حق ويزيت هاى دريافتى نيست. دكتر غلامعلى افروز دو مورد ديگر را هم نام مى برد: نه هيپنوتيزم، نه انرژى درمانى نبايد در مراكز مشاوره روانشناسى صورت بگيرد و ممنوع است. او مى گويد: «در سه سال گذشته ۱۰ پرونده تخلف را به طور جدى رسيدگى كرده ايم و ۳۰ مورد نيز تذكر شفاهى داده ايم. همچنين يك منشور اخلاقى هم تنظيم كرده ايم. در اين منشور فرد مشاور بايد تقيد اخلاقى داشته باشد و با مراجع خودش ارتباطى خصوصى برقرار نكند. در آمريكا اگر روانشناس يا مشاورى با مراجع كننده اش، خارج از دفترش قرار بگذارد، پروانه اش لغو شده و برابر با قانون كشور با او برخورد مى شود. ما هم درصدد ارتقاى سلامت روان و اخلاق مشاوران هستيم. چون ارزش هاى دينى مان پررنگ تر است بايد بيشتر هم مقيد باشيم. حتى در دادن پروانه به مشاوران كسانى را انتخاب مى كنيم كه آن قدر به خود تسلط داشته باشند كه بتوانند در شرايط مختلف بر اميال و نفسانيات خود غلبه كنند. خويشتندار باشند و نگاه شان به كار حرفه اى بوده و موجب جلب اعتماد مردم شوند. چرا كه مردم تا اعتماد نكنند، سراغ ما نمى آيند. كسى كه مى خواهد خدمات مشاوره را ارائه بدهد خودش هم بايد از سلامت روان برخوردار بوده و رگه هاى بيمارگونه روانى نداشته باشد.» مردمى كه سراغ مشاوران روانشناس مى روند، برخوردهاى متفاوتى حتى شايد خارج از چارچوب منشور حرفه اى، از آنها به خاطر دارند. نظير روانشناسى كه ساعتى روى ميزاش گذاشته بوده كه هر ۱۵ دقيقه يك بار، با صدايى كه به نظر مراجع خيلى دلهره آور مى آمده، گذشت زمان را اعلام مى كرده است. يا مشاور ديگرى كه شش يا هفت جلسه را فقط صرف گرفتن اطلاعات از مراجع كرده، بدون اين كه خود نيز وارد جريان مشاوره شود و مشاور روانشناس ديگرى كه در همان جلسه نخست چنان عجولانه، مراجعه كننده اش را راهنمايى كرده كه با عمل به توصيه هاى روانشناس وضع براى او به مراتب بدتر از گذشته شده است. اينجاست كه دكتر افروز قضيه هفت ميم را به ميان مى آورد و اين كه معتقد است همه مشاوران روانشناس بايد متخصص، متعهد، مؤمن، مجرب، مسلط، مطمئن و محرم راز باشند. *سه متولى در سه دوره سه متولى در سه دوره مختلف، مسئول اعطاى مجوز ايجاد دفتر مشاوره بودند. سابقه رشته تحصيلى روانشناسى و مشاوره در ايران به سال ها پيش حدود ۴۰ سال قبل برمى گردد. زمانى كه رشته هاى مشاوره و روانشناسى در سطح كارشناسى و كارشناسى ارشد براى تربيت مشاور در دانشگاه ها داير شد. آنها كه مدرك تحصيلى خود را مى گرفتند، مى توانستند در سمت مشاور و مدرسه مشغول به كار شوند. بتدريج كار مشاوره تخصصى تر شد و جدى تر گرفته شد. دكتر افروز مى گويد: «سازمان بهزيستى به برخى پروانه داد. اين پروانه ها براى مراكز نگهدارى، توانبخشى كودكان عقب مانده ذهنى، بچه هاى بى سرپرست و معتادان همين طور مهدهاى كودك و آمادگى ها بود. ولى تعدادى اين پروانه ها را مى گرفتند و خدمات مشاوره هم ارائه مى دادند. تا اين كه حدود ۱۴ سال پيش شوراى عالى جوانان تشكيل شد و آن شورا بخشى را داير كرد كه به افراد واجد شرايط، پروانه خدمات روان شناسى و مشاوره مى داد. مدتى هم اين كار سازمان ملى جوانان ادامه داد. اين كه بحث مشاوره در كشور و توجه به آن جدى تر شده و در ارديبهشت سال ۸۲ قانون سازمان نظام مشاوره و روانشناسى در ايران به تصويب شوراى نگهبان رسيد. اين قانون فصل تازه اى را در كار مشاوره روانشناسى گشود.» بعد از تصويب اين قانون تاكنون حدود ۹۰۰ پروانه براى مشاوران با مدارك تحصيلى دكترى و فوق ليسانس صادر شده است. دكتر افروز مى گويد: «اگر بخواهيم خدمات بهداشت روان و مشاوره را به مردم ارائه بدهيم به ۱۷ هزار روانشناس و مشاوره كه دست كم فوق ليسانس داشته باشند، نياز داريم. اگر جمعيت كشور را ۷۰ ميليون درنظر بگيريم به اين معنا است كه ۱۷ ميليون خانوار داريم و براى هر هزار خانوار يك روانشناس مشاور خانواده خواهيم داشت. در حال حاضر براى هر پنج هزار خانوار يك روانشناس داريم. اين درحالى است كه در دنيا هم روز به روز نقش و اهميت مشاوره روانشناسى در زندگى مردم بيشتر شناخته مى شود. در بسيارى از كشورها نه فقط در مدرسه ها مشاور است بلكه خانواده ها، كارمندها و كارگرها و كادر پليس و بسيارى حرفه هاى ديگر نيز از خدمات مشاوره روانشناسى استفاده مى كنند و ما هنوز در آغاز اين راه هستيم.» *** نمونه آمارى فرنوش صالحى، دانشجوى كارشناسى ارشد مشاوره، ۲۴۰ نفر زنان خانه دار ساكن در چهار منطقه تهران بودند. نتايج اين پژوهش كه حول محور نقش مشاوره در خانواده هاى ايرانى بود، نشان داد كه ۸۶ درصد از پرسش شوندگان معتقدند براى برطرف كردن مشكلات درسى و رفتارى نوجوانان مشاوره روانشناسى به ترتيب ۷۳/۹ درصد و ۸۶/۲ درصد نقش دارد. ۶۳ درصد هم مشاوره براى حل مسائل زندگى زناشويى را مؤثر مى دانند. ۲۹/۳ درصد سابقه دست كم يك بار مراجعه حضورى نزد مشاور و ۵۸/۶درصد نيز سابقه استفاده از مشاوره هاى تلفنى را داشته اند. در اين پژوهش، همچنين تفاوت معنى دار بين مراجعه حضورى و دريافت مشاوره به صورت تلفنى به علت هزينه هاى كمتر مشاوره تلفنى براى جامعه آمارى نمونه ذكر شده است. دكتر افروز مى گويد: درسال هاى اخير بويژه اقبال به روانشناسى و كمك گرفتن از مشاوره هاى تخصصى آن در زندگى مردم بيشتر شده است. تمام تلاش من و همكارانم اين است كه به گونه اى كار كنيم كه اين اقبال و اعتماد مردم از بين نرود. ما الان حدود صد هزار مدرسه در سطح كشور داريم. اگر هر مدرسه دست كم به يك روانشناس با مدرك فوق ليسانس به بالا نياز داشته باشد، به صدهزار روانشناس نيازمنديم و با تربيت همين نيروى مشاور متخصص قادر خواهيم بود از بزهكارى و آسيب هاى روانى و اخلاقى بسيارى در آينده پيشگيرى كنيم.» *** در قانون سازمان نظام مشاوره و روانشناسى نيز «ارتقاى بهداشت روانى در جامعه و خانواده، ارتقاى دانش تخصصى روانشناسى در كشور، حمايت از مراجعان و حقوق آنها و سرانجام حمايت از حقوق صنفى مشاوران» از اهداف اصلى ذكر شده اند. با اين همه تأكيد قانونگذار و اقبال مردم شايد بتوان با كمك سازمان هاى بيمه گر، راه حلى هم براى تعرفه هاى مشاوره و مبالغ دريافتى از مراجعه كننده پيدا كرد.
|
|
|
|
|