پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۲ محرم ۱۴۲۹
Thu, Jan 31, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
نجات معجزه آساى مرد۷۰ساله هنگام سقوط
345027.jpg
گروه حوادث ـ مرد ۷۰ ساله در جريان سقوط از پشت بام يك ساختمان چهارطبقه به طور معجزه آسايى نجات يافت.به گزارش خبرنگار ما، اين مرد صبح سه شنبه - ۹ بهمن - هنگامى كه سرگرم تنظيم آنتن تلويزيون بود تعادلش را از دست داد و به پائين سقوط كرد. اما در بين راه يكى از پاهايش بين نرده هاى حفاظ طبقه سوم گير كرد و او بين زمين و آسمان معلق ماند. شاهدان اين حادثه كه به شدت شوكه شده بودند بلافاصله موضوع را به سازمان آتش نشانى اطلاع داده و كمك خواستند.ساعت ۱۰ و ۴۵ دقيقه مأموران ايستگاه ۳۱۷ آتش نشانى در محل حادثه - خيابان شريعتى - حاضر شدند. محمدرضا وكيلى، فرمانده نيروهاى آتش نشانى در اين باره گفت: با توجه به اينكه ساكنان طبقه سوم در خانه حضور نداشتند، با استفاده از نردبام هشت مترى و چند رشته طناب خطر سقوط برطرف شد سپس وى به پائين ساختمان انتقال يافت.«نصرالله» باوجود حادثه رخ داده و آويزان شدن از نرده فلزى آسيب جدى نديده است.
۸۲ سال انتظار براى دريافت مهريه ۵ كيلو طلا
گروه حوادث ـ ايران واشقانى فراهانى: يك زن كه با مهريه ۵ كيلوگرم طلا به عقد همسر سابقش درآمده بود براى دريافت آخرين قسط مهريه اش بايد ۸۲ سال منتظر بماند.
به گزارش خبرنگار ما، زن ۳۰ ساله با مراجعه به دادگاه خانواده تهران ضمن تقاضاى دريافت مهريه و محكوميت شوهرش به پرداخت ۵ كيلوگرم طلاى خالص ۱۸ عيار گفت: چند سال قبل پسر يكى از آشنايان به خواستگارى ام آمد و خيلى زود مقدمات ازدواج مان فراهم شد. اما به خاطر اختلاف هاى شديد و نداشتن تفاهم اخلاقى تصميم به جدايى گرفتيم. به همين خاطر مهريه ام كه ۸۰ شاخه گل سرخ و ۸۰ سكه بهار آزادى بود را بخشيدم. بدين ترتيب به خانه پدرى برگشتم اما به خاطر مدت كوتاه زندگى مشترك مان و عجله در جدايى دائم از سوى پدر و مادر و اعضاى خانواده ام مورد سرزنش قرار گرفتم تا اين كه مدتى بعد ، زمزمه ازدواج مجدد با شوهر سابقم در خانه مطرح شد. سرانجام اصرار او و تعهداتى كه نسبت به جبران اشتباهاتش داد، باعث شد تا بار ديگر به زندگى با او فكر كنم. به همين خاطر اين بار با مهريه ۵ كيلوگرم طلاى خالص به عقد مجدد شوهرم درآمدم. وقتى به خانه او بازگشتم، متوجه شدم در طول اين چند ماه با مشاركت يكى از دوستانش فروشگاهى راه اندازى كرده و درآمد بالايى دارند. در اين دوران هر چند مشكلات اقتصادى گذشته زندگى مان حل شده بود، اما شوهرم بى توجه به تعهدات قبلى اش، بدرفتارى هايش را از سر گرفت و با رفتار و حركاتش دائم آزارم مى داد. در حالى كه به فكر جدايى بودم، متوجه شدم به زودى مادر خواهم شد و بنابراين به خاطر آينده فرزندم و به اميد بهبود زندگى مان ناملايمات را تحمل كردم. اما شوهرم همچنان مرا رنج مى داد تا اين كه تصميم گرفتم براى اعتراض به رفتارهايش مهريه ام را به اجرا بگذارم.
قاضى دادگاه با شنيدن اظهارات اين زن، شوهر او را به دادگاه احضار كرد. مرد جوان هم به قاضى محكمه گفت: من كارگر فروشگاه هستم و طبق فهرست بيمه ماهيانه ۲۵۰ هزارتومان درآمد دارم كه بخش عمده اى از آن صرف اجاره خانه ام مى شود. هر ماه طبق مدارك موجود بايستى با رأى دادگاه مبلغ ۴۰ هزارتومان هم به عنوان نفقه فرزندم بپردازم. به همين خاطر توانايى پرداخت مهريه را ندارم و حاضرم ماهيانه مقدارى از آن را به صورت قسطى بپردازم.در حالى كه قاضى دادگاه مرد را محكوم به پرداخت مهريه همسرش كرده بود، وى با معرفى چند شاهد و ارائه استشهاديه محلى به دادگاه ادعا كرد كه به خاطر تنگدستى قادر به پرداخت يكجاى مهريه نيست و تنها يك خط تلفن همراه دارد كه از سوى همسرش توقيف شده است.از سوى ديگر زن جوان ادعاى شوهرش را بى اساس خواند و گفت: شوهرم اموال زيادى دارد. شاهدان او هم دوستان و شركايش هستند كه به هواخواهى از او درآمد واقعى اش را پنهان كرده اند. حال آن كه او با انتقال تمام موجودى حساب هاى بانكى اش به حساب مادرش، قصد دارد از پرداخت مهريه فرار كند. من كل مهريه ام را يك جا مى خواهم.بدين ترتيب قاضى دادگاه با توجه به اين كه زن جوان نتوانست مدركى مبنى بر توانايى مالى شوهرش به دادگاه ارائه كند و از طرفى اسناد و مدارك موجود در پرونده درستى ادعاهاى مرد را تأييد مى كرد، دستور داد تا همسر اين زن ۲۰۰ گرم طلاى خالص ۱۸ عيار به عنوان پيش قسط و ماهيانه ۱۰ گرم طلا به عنوان مهريه همسرش به او بدهد.با صدور اين حكم، زوج جوان به تصميم دادگاه اعتراض كردند و پرونده براى رسيدگى نهايى به شعبه ۲۶ دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد.از آن جا كه شوهر وى به خاطر ناتوانى در پرداخت مهريه در زندان به سر مى برد و دليلى بر تمكن مالى وى در پرونده و تحقيقات قضايى وجود نداشت، قضات دادگاه عالى ميزان پيش قسط و اقساط ماهيانه را كاهش دادند. بنابراين مرد محكوم شد تا پس از پرداخت ۱۰۰ گرم طلاى خالص، هر ماه ۵ گرم طلا به همسرش بپردازد.بدين ترتيب زن ۳۰ ساله با گذشت ۸۱ سال و ۸ ماه ديگر مى تواند آخرين قسط مهريه اش را دريافت كند.اگر شوهرش نيز به عهد خود وفا كند و تمام اقساط مهريه را به صورت مرتب بپردازد، اين زن در ۱۱۰ سالگى با امضاى آخرين برگ پرونده اش آن را در اجراى احكام مدنى دادگسترى مختومه خواهد كرد!
قاچاقچى سابقه دار مفسد فى الارض شناخته شد
گروه حوادث ـ دادگاه انقلاب اسلامى كرج پس از رسيدگى به پرونده يك قاچاقچى كه بيش از ۲۶ فقره سابقه حمل موادمخدر و سرقت دارد وى را مفسد فى الارض شناخت.به گزارش خبرنگار ما، ۳۰ تير امسال مأموران زندان رجايى شهر هنگام انتقال ساعد ـ قاچاقچى حرفه اى ـ از دادگاه انقلاب كرج به زندان، به رفتارهاى او مشكوك شدند. آنها در بازرسى بدنى از وى، ۵۱ گرم و ۵ سانت هروئين كه به شكل ماهرانه اى در لباس هايش جاسازى شده بود را كشف كردند.ساعد ـ متهم قاچاقچى ـ در جلسه محاكمه در دفاع از اتهام هايش حمل و نگهدارى موادمخدر و انتقال مواد به داخل زندان، به موسى آصف حسينى، رئيس شعبه اول دادگاه انقلاب كرج گفت: روز ۳۰ تير وقتى براى محاكمه درباره اتهام حمل موادمخدر در سالن دادگاه نشسته بودم، خانواده هاى ديگر زندانيان نيز آنجا بودند. از يكى از آنها مقدارى موادمخدر خواستم كه او مرا با دو زن آشنا كرد. آنها نيز مقدارى هروئين به من دادند. بعد هم قرار شد پول آن را به يكى از زندانيان در زندان رجايى شهر پرداخت كنم. اما موفق نشدم موادمخدر را به داخل زندان ببرم.قاضى دادگاه پس از شنيدن اظهارات متهم به دليل اين كه او نتوانست ادعاى خود را ثابت كند وى را به اتهام حمل و نگهدارى و انتقال هروئين به داخل زندان و داشتن ۲۹ فقره سابقه كيفرى موادمخدر و سرقت، به عنوان مفسد فى الارض به اعدام محكوم كرد.
عامل گروگانگيرى دانشگاه تهران محاكمه شد
345045.jpg
گروه حوادث ـ جوان مسلحى كه ۵۶۰ تن را در تالار «ابن سينا»ى دانشگاه تهران گروگان گرفته بود، در شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامى تهران محاكمه شد.به گزارش خبرنگار ما، محمود - متهم ۲۵ ساله - ۳۰ مرداد درحالى كه اسلحه كلاشينكف در دست داشت، وارد تالار «ابن سينا» شد و بدون اين كه گلوله اى شليك كند، از دانشجويان خواست كه به حرف هاى او گوش دهند، اما حاضران در آن جلسه وحشت زده تالار را ترك كردند و مأموران انتظامى هم پس از گفت و گو با متهم، او را وادار به تسليم كردند. پرونده متهم براى رسيدگى به شعبه امنيت دادسرا ارجاع شد. بازپرس پرونده هم متهم را براى انجام معاينات روحى ـ روانى به پزشكى قانونى معرفى كرد. متخصصان نيز پس از معاينه و انجام آزمايش هاى گوناگون طى نظريه اى اعلام كردند وى دچار بيمارى روحى و روانى است، اما با اين حال اراده و اختيار نيز دارد. بازپرس پس از تحقيق و بازجويى از متهم و نظريه كارشناسان اسلحه شناسى - كه اعلام كردند هيچ گلوله اى از سلاح شليك نشده است - و همچنين نظريه كارشناسان پزشكى قانونى، او را از اتهام گروگانگيرى و آدم ربايى بى گناه شناخته و قرار منع تعقيب صادر كرد، اما پرونده وى را با اتهام حمل و نگهدارى و خريد سلاح جنگى با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به دادگاه ارجاع داد.متهم در جلسه رسيدگى پس از تفهيم اتهام از سوى قاضى شعبه ۱۳ دادگاه در دفاع از خود گفت: من آدم ربا و گروگانگير نيستم، بلكه در دوران خدمت خود دچار بحران توهمات شدم كه هر از گاهى آن خاطرات تلخ آزارم مى دهد. من يك بيمار خطرناك نيستم و قصد آزار كسى را هم ندارم. فقط روز حادثه مى خواستم دانشجويان درد دل هايم را بشنوند كه موفق به اين كار نشدم.وى در ادامه گفت: مى دانم اشتباه كرده ام، اما از مردمى كه آن روز دچار وحشت شده اند، عذرخواهى مى كنم و اميدوارم دادگاه نيز كارم را به حساب بيمارى ام بگذارد، بنابراين درخواست عفو دارم.پريسا دشتى پور و محمد مصطفايى دو تن از وكلاى مدافع متهم نيز او را يك بيمار روحى دانسته و اظهار كردند: موكل ما بيمار است و به كسى آسيبى وارد نمى كند، بلكه بايد در بيمارستان بسترى شود تا سلامتى اش را به دست آورد.قرار است قاضى پرونده رأى دادگاه را در فرصت قانونى صادر كند.
كلاهبردار فرارى را شناسايى كنيد
345024.jpg
گروه حوادث ـ مرد ميانسال كه به بهانه دريافت رواديد - ويزا - و اقامت كشورهاى خارجى از مردم كلاهبردارى مى كرد، از سوى كارآگاهان پليس آگاهى تحت تعقيب قرار گرفت.به گزارش خبرنگار ما، متهم فرارى كه همايون - ۴۰ ساله - نام دارد، از يك سال قبل با همدستى پدر ۷۵ ساله اش فعاليت مجرمانه خود را آغاز كرد. وى با فريب مردم بخصوص جوان ها به آنها وعده اقامت تحصيلى، كار و زندگى در كشورهاى كانادا، يونان، امارات و تركيه مى داد. بعد هم مبالغى بين ۱۰ تا ۱۰۰ ميليون تومان از آنها دريافت مى كرد. پس از ارائه شكايت هاى متعدد افرادى كه از سوى پدر و پسر تبهكار فريب خورده بودند، پرونده اى در شعبه ۹ بازپرسى دادسراى ناحيه دو تهران تشكيل شد و كارآگاهان اداره ۱۴ پليس آگاهى تهران تحقيقات خود براى شناسايى و دستگيرى متهمان را آغاز كردند.بدين ترتيب عباس - متهم ۷۵ ساله - ۳۰ دى در خانه اش در شمال تهران دستگير شد، اما از مخفيگاه پسرش اظهار بى اطلاعى كرد.بازپرس شعبه ۹ دادسراى ناحيه دو تهران نيز با درخواست چاپ عكس متهم فرارى در روزنامه، از مردم تقاضا كرد در صورتى كه از مخفيگاه وى اطلاع دارند با شماره تلفن ۵۱۰۵۵۵۱۴ اداره (۱۴) آگاهى، دادسراى ناحيه دو سعادت آباد يا پليس ۱۱۰ تماس بگيرند.
مرگ تلخ دو كودك اسكى باز در سانحه رانندگى
344991.jpg
گروه حوادث ـ محمد غمخوار : دو كودك تهرانى كه همراه پدر و مادرشان براى اسكى راهى «در بند سر» شده بودند، قبل از رسيدن به كوهستان گرفتار حادثه مرگبارى شدند.
نيما ۷ ساله و گوهر ۱۲ ساله در جريان برخورد خودرو پدرشان با «الگانس» پليس از ماشين به بيرون پرت شده و جان باختند.پنجشنبه شب دو كودك لباس ها و وسايل جديد اسكى خود را بالاى سر شان گذاشته و بى صبرانه منتظر طلوع خورشيد ماندند تا براى اسكى راهى «دربند سر» شوند.ساعت شش صبح خواهر و برادر زودتراز پدر و مادر شان از خواب بيدار شده و لباس هاى اسكى خود را پوشيدند. عقربه هاى ساعت ۷ و ۳۰ دقيقه را نشان مى داد كه خانواده چهار نفرى از خيابان فرجام راهى دربندسر شدند. دو كودك روى صندلى عقب نشسته بودند. هنوز دقايقى از حركت شان نگذشته بود كه «نيما» از پدرش خواست زودتر به خانه برگردند تا براى امتحان رياضى آماده شوند.اما چهار راه تكاوران آخرين ايستگاه زندگى خواهر و برادر خردسال بود.خودروى «رو آ» در حال عبور از چهار راه بود كه ناگهان با فرياد زن جوان همه شوكه شدند. خودروى بنز پليس با سرعت در حركت بود. حادثه خيلى سريع اتفاق افتاد. پدر دو كودك راه فرارى نداشت. لحظاتى بعد هم خودروى پليس با گلگير عقب خودرو سوارى برخوردكرد بر اثر شدت حادثه كنترل خودرو «روآ» در حال حركت از دست راننده خارج شد.سرانجام خودرو پس از دو بار چرخش در خيابان متوقف شد. همان موقع نگاه نگران مادر به صندلى عقب خيره ماند. يكى از در هاى عقب خودرو باز بود. اما هيچ اثرى از گوهر و نيما نبود. دو كودك در دو سوى بلوار بى حركت روى زمين افتاده بودند.
دختر و پسر مجروح و نيمه جان سريع به بيمارستان الغدير منتقل شدند و عمليات ويژه نجات آغاز شد. يكى از مسئولان بخش اورژانس بيمارستان در اين باره به خبرنگار ما گفت: حدود ساعت هشت صبح دو كودك به بيمارستان منتقل شدند. باورود آنها به اورژانس با اعلام كد بيماران بد حال بلافاصله متخصصان بخش هاى مختلف در اورژانس حاضر شدند. سطح هوشيارى نيما و گوهر در حد سه بود. گوهر كه دچار ورم مغزى شده بود خيلى سريع در بخش مراقبت هاى ويژه بسترى شد. هر لحظه ورم مغز بيشتر مى شد. نتايج«سى تى اسكن» نيما نيز نشان مى داد او هم دچار خونريزى داخلى جمجمه شده است. بنابراين در كمتر از ۲۰ دقيقه تيم جراحى آماده و پسر بچه به اتاق عمل منتقل شد. عمل جراحى ۱۰۵ دقيقه طول كشيد. اما وضعيت او همچنان وخيم بود. ساعت ۱۳ و ۳۰ دقيقه دختر بچه نيز دچار ايست قلبى شد كه متأسفانه تمامى تلاش ها براى نجات جان وى مؤثر واقع نشد. يك ساعت بعد هم او فوت كرد.از سوى ديگر به خاطر شدت تصادف و صدمه هاى وارد شده تلاش پزشكان و امدادگران بيمارستان براى نجات جان نيما نيز مؤثر واقع نشد واو نيز صبح روز يكشنبه جان سپرد.
* اعلام نظر كارشناسى
پس از اين حادثه كارشناس راهنمايى و رانندگى در محل حادثه حضور يافت و پس از ترسيم كروكى، رضا- پدر دو كودك- مقصر شناخته شد.
احمد درخشنده، رئيس مركز اطلاع رسانى پليس تهران بزرگ هم در اين باره گفت: براساس گزارش كارشناس راهنمايى و رانندگى، در اين حادثه يك دستگاه خودروى بنز پليس راهنمايى و رانندگى تهران در چهار راه تكاوران با يك دستگاه پژو روآ كه چهار سر نشين داشت برخورد كرد كه بى احتياطى راننده «روآ» به علت رعايت نكردن حق تقدم علت حادثه اعلام شد.
اين در حالى است كه رضا- پدر دو كودك- اعتقاد دارد: سرعت زياد خودروى بنز نيز در وقوع اين حادثه نقش مهمى داشته است. پدر دو كودك فوت شده به خبرنگار ما گفت: گوهر از پنج سالگى و نيما از سال گذشته به دليل علاقه زياد ورزش اسكى را آغاز كرده بودند. دخترم عضو تيم اسكى نونهالان «دربندسر» بود او هميشه آرزو داشت يك روز عضو تيم ملى شود. من و همسرم نيز با پس انداز يك ساله و تحمل مشكلات زياد براى بچه ها لباس اسكى نو خريديم. صبح روز حادثه آنها لباس هاى خود را پوشيده و راهى دربندسر شديم كه پس از تصادف متوجه باز شدن در عقب و پرت شدن دو فرزندمان به خيابان شديم. پسرم نيما در يك سو و گوهر در گوشه ديگر بلوار افتاده بودند. هنگامى كه به سوى نيما رفتم با ديدن چهره اش ماتم برد.
تاب و توان بلند كردن او را نداشتم. پس از دقايقى مرد آهنگرى كه در آن محل مغازه داشت دو فرزندم را همراه مادرشان به بيمارستان منتقل كرد. بينى همسرم نيز در اين حادثه شكسته بود.
وقتى به بيمارستان رسيدم گوهر در بخش مراقبت هاى ويژه و پسرم در اتاق عمل بود. وارد بخش مراقبت هاى ويژه شدم اما دخترم را نديدم. از پرستار سراغش را گرفتم او به دخترى اشاره كرد كه هيچ شباهتى به گوهر نداشت. سر و صورت دخترم بشدت ورم كرده بود. از روى شكل ابرو،او را شناسايى كردم. چند ساعت بعد نيز او فوت كرد.بعد از عمل جراحى نيما ، پزشك او اعلام كرد، پسرم نيز وضعيت خوبى ندارد و اگر زنده بماند امكان دارد چند ماهى در حالت كما بماند. اما او هم پس از دو روز دست و پنجه نرم كردن با مرگ روى تخت بيمارستان جان داد.وى ادامه داد: احتمال دارد من به خاطر رعايت نكردن حق تقدم مقصر شناخته شده باشم اما سرعت بالاى خودروى بنز هم نقش مهمى در اين حادثه داشت. به همين خاطر به گزارش كارشناس اعتراض دارم.
مسئول اطلاع رسانى پليس تهران نيز در اين باره اظهار داشت: پدر دو كودك مى تواند به نظريه كارشناس اعتراض كند كه در اين صورت تيم سه نفره كارشناسان راهنمايى و رانندگى با بازسازى صحنه تصادف آن را دوباره بررسى مى كنند. نيما و گوهر به خاطر علاقه اى كه به «دربندسر» داشتند در آنجا به خاك سپرده شدند.
دستگيرى عاملان جنايت در شهرك غرب
345048.jpg
گروه حوادث- نوجوان ۱۶ ساله كه با همدستى سه تن از دوستانش در يك نزاع جمعى پسر جوانى را به قتل رسانده و متوارى شده بود با تلاش كارآگاهان پليس آگاهى تهران دستگير شد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، شامگاه ۱۶ آذر مأموران كلانترى ۱۳۴ شهرك قدس - غرب- از وقوع يك نزاع جمعى مقابل يك مجتمع تجارى قرار گرفتند.

مأموران پس از حضور در محل حادثه با پيكر نيمه جان پسرى به نام حسين روبه رو شدند. بلافاصله مجروح ۲۰ ساله به بيمارستان منتقل شد اما او ساعتى بعد به علت شدت جراحات وارده جان باخت.پس از اعلام خبر به اصغرزاده - بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراى جنايى تهران - او با حضور در محل قتل بلافاصله دستور هاى لازم براى شناسايى متهمان فرارى را صادر كرد. در نخستين گام كارآگاهان پليس فيلم ضبط شده دوربين مدار بسته در مجتمع تجارى را مورد بازبينى قرار دادند. بررسى دقيق مشخص كرد كه درگيرى بين شش پسر جوان و نوجوان رخ داده است كه يكى از پسرها با كارد ضربه اى به حسين وارد كرده و بعد هم از آنجا گريخته اند، آنها هنگام فرار كارد را به سطل زباله انداختند.كارآگاهان پس از مراجعه به محل حادثه كارد خون آلود را كشف كردند. سرانجام پس از تلاش هاى شبانه روزى پليس و بازپرس جنايى و پس از گذشت دو ماه همه متهمان شناسايى و دستگير شدند.در جريان بازجويى از چهار متهم دستگير شده امير- ۱۶ ساله - اعتراف كرد با كارد ضربه اى زده است.او در ادامه گفت: روز حادثه برادرم براى تفريح به مجتمع تجارى رفته بود اما جلوى در به خاطر موضوعى پيش پا افتاده با حسين درگير شد. بلافاصله به من تلفن كرد و از من خواست تا به كمكش بروم. من هم با دو تن از دوستانم به آنجا رفتيم كه درگيرى بالا گرفت. من با كارد يك ضربه به حسين زدم. وقتى متوجه شدم حالش بد شده كارد را در سطل زباله انداختم همگى فرار كرديم. متهمان پس از بازجويى با صدور قرار قانونى بازداشت شده و براى ادامه تحقيقات به اداره دهم پليس آگاهى تهران منتقل شدند.
۵ محكوم بالاى دار
345030.jpg
گروه حوادث ـ هشت محكوم به مرگ سحرگاه چهارشنبه در محوطه زندان اوين پاى چوبه دار رفتند كه سه تن از آنها لحظاتى قبل از اجراى حكم ضمن درخواست بخشش با تلاش هاى قاضى فخرالدين جعفرزاده- سرپرست دادسراى جنايى تهران- از اولياى دم مهلت گرفتند.
سعيد يكى از اين محكومان در سال ۲۰۰۰ميلادى با همدستى زنى به نام فائزه، يك مرد ثروتمند ايرانى را در تركيه به قتل رسانده و اموالش را دزديده بود.محسن- ۲۴ ساله- نيز سال ۸۴ هنگام سرقت از يك كارگاه طلافروشى در ميدان شوش،مرد جوانى به نام فرزاد را با ضربه هاى كارد به قتل رسانده بود.سومين محكومى كه موفق به دريافت مهلت شد، عباس نام دارد كه برادر همسرش را در بومهن به قتل رسانده است.
* فراز اعدام شد
نخستين اعدامى ديروز پسرى به نام فراز بود كه به اتهام قتل دختر ۱۶ ساله اى به نام «آنديا» به قصاص محكوم شد.فراز - ۲۴ ساله- بهمن ۸۲ در جريان يك درگيرى ساده، «آنديا» را به قتل رساند. سپس جسدش را سوزاند و آن را در چاهى اطراف كرج مخفى كرد.پس از افشاى راز جنايت وى دستگير و در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص - اعدام- محكوم شد.
* دومين اعدامى
رمضان، دومين محكومى بود كه صبح ديروز به دار آويخته شد. وى به اتهام قتل عمد ليلا- همسر برادرش - در سال ۷۳ دستگير شد و پس از محاكمه در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص محكوم شد. محمد-۳۷ ساله- سومين اعدامى ديروز بود. وى در جريان يك درگيرى در سال ،۷۷ مرد ۳۸ ساله اى به نام حسن را در محله يافت آباد تهران به قتل رسانده بود. او پس از محاكمه در شعبه ۱۶۰۳ دادگاه جنايى به قصاص محكوم شد. چهارمين اعدامى هم كه از سوى مأموران اجراى حكم به دار آويخته شد، محسن - ۳۲ ساله- نام داشت كه به اتهام قتل على ـ ۲۵ ساله ـ در سال ۸۴ دستگير شد. محسن در جريان برگزارى جلسات دادگاه درباره انگيزه قتل پدر دوستش گفت: من و دوستم رابطه بسيار نزديك و صميمانه اى داشتيم. اما پدر او مخالف ادامه دوستى ما بود. به همين خاطر يك روز در جريان درگيرى و مشاجره ناخواسته او را به قتل رساندم. محمد پنجمين اعدامى ديروز نيز به اتهام قتل مردى به نام پيروز در سال ۸۱ دستگير و در شعبه ۱۱۵۶ دادگاه جنايى تهران محاكمه و به قصاص محكوم شد.
حادثه ها
۱۱ سال زندگى با جسد مادر
دو خواهر انگليسى جسد كفن پوش مادرشان را حدود ۱۱ سال در يك سردخانه نگهدارى كردند تا بتوانند آخر هر هفته او را ببينند. «ژوزفين»-۵۹ ساله- و «والمايى» -۵۲ساله- بعد از اين كه مادرشان در سال ۱۹۹۷ مرد، دلشان نيامد او را به خاك بسپارند، بنابراين با پرداخت ۱۳ هزار پوند مأموران كفن و دفن را راضى كردند تا جسد را در اختيار آنها بگذارند. بدين ترتيب آنها به طور نوبتى از جنازه مادرشان ديدن مى كنند. اين دو خواهر همچنين براى نگهدارى جسد در يك سردخانه هفته اى ۲۰ پوند مى پردازند. راز اين دو خواهر را يك نامه رسان فاش كرد. مسئول كفن و دفن شهر لندن هم در اين باره گفت:«قانونى مبنى بر ممنوعيت نگهدارى اجساد مردگان وجود ندارد و هر كسى مجاز است پس از ثبت مرگ، جنازه متوفاى خويشاوند خود را به هر جا دلش خواست ببرد؛ با اين حال، معمولاً هيچ كس بيش از دو هفته جنازه را نزد خود نگهدارى نمى كند. »
فرار ناكام دزدان مسلح با آمبولانس
۳۰ تن از كارمندان و مشترى هاى يك بانك در ونزوئلا كه به شيوه فيلمهاى جنايى به اسارت دزدان مسلح درآمده بودند پس از دوشبانه روز آزاد شدند. براساس اين گزارش پليس ونزوئلا و خبرنگاران، سه شنبه پى بردند چند نقابدار هفت تيركش به يكى از بانك هاى بزرگ حمله كرده و پس از برداشتن پول ها بيش از ۳۰ كارمند و مشترى- از جمله يك زن باردار و چند كودك- را گروگان گرفته اند. بدين ترتيب يك آمبولانس در اختيار دزدان قرار گرفت و آنها با پنج نفر از گروگانهاى فداكار كه داوطلب همراهى شده بودند شهر را ترك كردند. فرماندار ايالت « اورتيكو» اعلام كرد: سرانجام پليس در يك عمليات ضربتى با متوقف كردن آمبولانس، دزدان مسلح را بازداشت و گروگان ها را آزاد كرد. هم اكنون تحقيق از متهمان ادامه دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |