پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۲ محرم ۱۴۲۹
Thu, Jan 31, 2008
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
تكنيك هاى خلاقيت
كارآفرينان مثبت انديش اند
] حسين شهريارى [

فكر و انديشه جزو سرمايه و دارايى است. انديشه و فكر براى هر فرد و جامعه اى در زمره سرمايه و دارايى بوده و جزو قدرتمند ترينشان است. بايد اين نظر گاه با هدف قاطع و روشن، به انضمام پشتكار و سماجت تلفيق و تركيب شوند تا بتوانيد به خواست هاى خود جامعه عمل بپوشانيد. چنانچه شخصى و يا حتى ملتى به دنبال چيزى و ياهدفى باشد براى كسب و دسترسى آن از هيچ كوششى فروگذار نكرده و همه موجوديت خود را روى آن مى گذارد و نهايتاً به آن نائل خواهد شد. فردى كه مى خواهد كارآفرين باشد بايد هدف و خواسته قلبى اش به صورت عطش سوزان و سوق دهنده باشد.
يكى از دلايل بارز شكست، ترك كردن و دست شستن نا بهنگام از هدف است. به محض مواجه شدن با شكست موقتى از آن دست مى شوييم و سرخورده مى شويم. يكى از عوامل موفقيت در رسيدن به هدف سماجت و چسبندگى به كار است. پس مى توان آرزوى سوزان را تبديل به طلا كرد. همه اين صحبت ها و نوشته ها در جهت آفرينش و خلق راه هاى منطقى كسب ثروت مشروع است. در جريان انجام كار و تلاش در راه هدف هر آن و هر لحظه ممكن است فكر ديگرى به ذهن پر و يا كنجكاوتان خطور كند و پايه اصلى حركت به سمت كاميابى باشد. يكى از آن افكار صحيح و معقول آن است كه انسان همواره راه كامياب شدن را مورد بررسى قرار دهد و ذهن خويش را به آن مشغول دارد. سعى كنيد هميشه مثبت انديش باشيد.
قاطبه اشخاصى كه راه به جايى نمى برند، درگروه اشخاص منفى باف مى گنجند و از موانع و مشكلات رفع شدنى ترس و واهمه دارند. موفقيت و كاميابى در بدو امر يك حالت ذهنى است. بايد افكار و هوش و حواستان را متوجه موفقيت كنيد و از اشكال تراشى و منفى بافى دست برداريد. تعيين هدف، قصد و نيت، معيار اصلى موفقيت است، خواه بزرگ باشد، خواه كوچك.
در موفقيت علاوه بر كوشش و تلاش مستمر، آنچه خيلى مؤثر است اين است كه انتظار نداشته باشيم كه خيلى زود به موفقيت هاى بزرگ نائل گرديم.
تمام كسانى كه داراى امكانات زياد و ثروت و ... شدند يك شبه به اين موفقيت ها دسترسى پيدا نكردند بلكه سال ها طول كشيده تا به آن مرحله رسيده اند. پس در ابتداى كار از كم و كوچك شروع كنيد و در همان اول لقمه بزرگ را برنداريد. چون اگر شما در همان اول به كار بزرگ دست بزنيد و اگر با عدم موفقيت برخورد كنيد براى هميشه به عقب نشينى خواهيد پرداخت.
مسئله ديگرى كه غالباً عواقب وخيم به بار مى آورد، از اين شاخه به آن شاخه پريدن و دائم كار خود را عوض كردن است. اين عمل باعث مى شود در انجام هيچ كارى ورزيده نشويد و انرژى خود را تلف كنيد.
اگر چه ممكن است به علت حكمفرما بودن شرايط خاص نتوانيم دائم سر گرم تعقيب يك هدف باشيم ولى بايد بكوشيم هميشه يك هدف را دنبال كنيم و از مسيرى كه در پيش گرفته ايم عدول نكنيم.
اغلب افراد تصور مى كنند كسانى كه در زندگى موفق شده اند همه افراد باهوش و بدون نقص بوده اند. در صورتى كه غالباً برعكس است. چه بسا وجود عيب و نقص در شخص است كه او را بر مى انگيزد به سعى و تلاش خيلى زياد بپردازد و سرانجام به موفقيت هاى بزرگ و حيرت انگيز نائل گردد. در جهان بيشتر از ۹۰ درصد كارآفرينان از افراد طبقه پائين اجتماعى بودند كه تلاش كردند خود را به سطح بالاى جامعه برسانند. در بين كارآفرينان از افراد مرفه و طبقه بالاى اجتماعى كمتر كسى به چشم مى خورد.
سؤال اين است كه كارآفرينان چه گرايشى دارند
گرايشهايى را كه افراد كارآفرين از خود بروز مى دهند عبارتند از:
۱- هميشه به دنبال استقلال است.
۲- به دنبال ثروت مى روند.
۳- هميشه به دنبال فرصت است و حتى الامكان خود فرصت ها را ايجاد مى كند و هيچ گاه منتظر پيدايش فرصت نمى ماند.
۴- از نيروى ابتكار مدد جسته و از اين نيرو در زمينه هاى گوناگون استفاده مى كند.
۵- هميشه به دنبال پيدايش بازار معامله است.
۶- خطرات ناشى از ابتكار و خلاقيت و تخريب خلاق و ريسك را مى پذيرد، يعنى به دنبال قبول مخاطرات و تحمل ابهام است و در فعاليت هاى مخاطره آميز سرمايه گذارى مى كند.
۷- داراى درك مستقيم يا درك آنى است.
*اما افراد غير كارآفرين چگونه رفتارى از خود بروز مى دهند
۱- افراد غير كار آفرين به دنبال وابستگى هستند، هميشه به ديگران تكيه مى كنند.
۲- به جاى اين كه به دنبال ثروت باشند، به دنبال امرار معاش هستند.
۳- به جاى اين كه فرصت را در يابند به دنبال شانس مى روند و معتقد به شانس و بخت هستند.
۴- افراد غير مبتكر و كاهل مى باشند.
۵- مخالف معامله كردن هستند و هيچ گاه نمى خواهند در عوض چيزى كه به دست مى آورند، بهاى آن را بپردازند.
۶- از ريسك كردن پرهيز مى كنند و مخالف مخاطره هستند و هميشه مى خواهند در كنج سلامت بخزند.
۷- هميشه به دنبال تحليل هستند.
اتحاد استراتژيك براى ايجاد سازمان پيشرو و كارآفرين
344868.jpg
] محمد رضا عطاردى [

حركت به سمت بازارهاى جهانى با لوازم و ساختارهاى سنتى ميسّر نيست و بايد تغييرات بنيادينى در سازمان داده شود. يكى از راهكارهاى مورد تأكيد دانشمندان مديريت براى ايجاد تغييرات بنيادين در سازمان استفاده از فناورى اطلاعات(IT) و بكارگيرى متدلوژى مهندسى مجدد كسب و كار(BPR) است. مى توان گفت IT اثربخش ترين تكنولوژى براى تقويت BPR است. در اين گزارش به تأثير نقش IT در كارآفرينى پرداخته مى شود.

چند سالى از آغاز هزاره سوم ميلادى نگذشته كه شاهد تغييرات سريع و شگرفى در حوزه كسب و كار سازمان هستيم. ورشكستگى شركت هاى عظيم چند مليتى، ادغام غول هاى اقتصادى دنيا، آشفتگى بيش از پيش در عرصه سياسى و اجتماعى و ... همگى نشان دهنده تحولاتى فراگير و گسترده است.
صنعت كشور ما نيز در طى چند سال گذشته تغييراتى را شاهد بوده است. از مهمترين اين تغييرات، تغيير در نحوه نگرش برخى از سازمان هاى كشور به فرآيند تغيير و تحول مى باشد. آنهايى كه عزم خود را براى ورود به بازار بشدت رقابتى جهانى جزم كرده اند بايد راهبردهايى را اتخاذ كنند كه مسير آنها را براى رسيدن به اهداف شان هموار سازد. همانطور كه مى دانيم «حركت به سمت بازارهاى جهانى با لوازم و ساختارهاى سنتى ميسّر نيست» و بايد تغييرات بنيادينى در سازمان داده شود. در اين مقاله كوشيده شده است تا به يكى از راهكارهاى مورد تأكيد دانشمندان مديريت كه همانا استفاده از فناورى اطلاعات و بكارگيرى متدلوژى مهندسى مجدد كسب و كار(BPR) مى باشد پرداخته شود. نخست نگاهى به هر يك از اين مفاهيم مى اندازيم و سپس با تلفيق اين دو روش، نگاهى راهبردى در بكار گيرى توأمان آنها خواهيم داشت.
*فناورى اطلاعات (IT):
فناورى اطلاعات به عنوان مجموعه اى از قابليتها تعريف مى گردد كه بوسيله كامپيوترها، نرم افزارهاى كاربرى و تجهيزات مخابراتى و ارتباطات از راه دور براى سازمان فراهم مى گردد و داده، اطلاعات و دانش مورد نياز را در اختيار افراد و فرايندها قرار مى دهد.
هر سيستم اطلاعاتى مبتنى بر رايانه (IT) براى توليد اطلاعات، پنج عنصر «افراد»، «رويه ها»، «داده ها»، «نرم افزار» و «سخت افزار» را از طريق دستيابى و پردازش داده ها در هم تلفيق مى كند.
عناصر اصلى تشكيل دهنده IT عبارتند از:
- افراد در It‎/IS نقش هاى گوناگونى را ايفا مى كنند كه مى توان آنها را در سه دسته طراحان، راهبران و كاربران طبقه بندى كرد.
- رويه ها: دستورالعملهايى هنجاريافته و مشروحى هستند كه افراد بايد به طور منظم دنبال كنند همچنين نحوه تبديل داده به اطلاعات را به افراد ديكته ميكنند.
- نرم افزار: نرم افزار نحوه تبديل داده به اطلاعات را به سخت افزار ديكته مى كند. به تناسب نياز هر سازمانى يك سرى نرم افزارهاى عام و خاص تهيه و بكار گرفته مى شود.
- سخت افزار: انواع متنوع و گسترده اى از سخت افزار وجود دارد كه شكل فيزيكى فناورى اطلاعات و سيستم هاى اطلاعاتى را تشكيل مى دهند.
- داده عنصر مركزى سيستم اطلاعاتى و IT مى باشد كه مورد پردازش، ذخيره سازى، انتقال و بازيابى قرار مى گيرد.
*مهندسى مجدد فرايند كسب و كار (BPR)
- مهندسى مجدد فرايند كسب و كار يك تجديدنظر بنيادى و طراحى مجدد ريشه اى در فرايندهاى كسب و كار به منظور دستيابى به بهبودهاى چشمگير در معيارهاى حياتى ارزيابى عملكرد همچون هزينه، كيفيت، خدمات و سرعت مى باشد.
فناورى اطلاعات و مهندسى مجدد فرايند كسب و كار، دو شريك در سودآورى سازمان هستند كه هنوز روابط آنها به خوبى تبيين نشده است. سازمانهايى كه از IT جهت طراحى مجدد فرايندهاى خود استفاده كرده اند به سود هنگفتى نايل شده اند.
اصطلاح «مهندسى مجدد» نخستين بار در زمينه فناورى اطلاعات مطرح شد و سپس به فرايندهاى تغيير گسترده ترى توسعه يافت. هدف از اين رويكرد بهبود جهتى، دستيابى به عملكرد بهتر و سريع با طراحى مجدد فرايندهاى اساسى كسب و كار است.
به طور كلى IT به چهار نوع تغيير ساختارى در سازمانها كمك مى كند.
تغييرات سازمانى كه به كمك IT رخ مى دهد عبارتند از:
۱) اتوماسيون: در مرحله نخست، كامپيوترى كردن و نرم افزارهاى IT به كاركنان كمك مى كند تا كارهاى خود را به طور كارآ و اثربخش و با سرعت بيشترى انجام دهند.
۲) عقلانى كردن رويه ها: در مرحله بعدى، با حذف گلوگاهها و برطرف كردن موانع، كارايى رويه هاى عملياتى بالا مى رود.
۳) مهندسى مجدد فرايند كسب و كار: سازمانها با استفاده از IT مى توانند در فرايندهاى خود تجديدنظر كنند و كارايى آنها را جهت بهبود سرعت، خدمت و كيفيت بالا ببرد.
BPR نوع قدرتمندترى از تغيير سازمانى است كه مستلزم داشتن يك بينش جديد نسبت به چگونگى سازماندهى فرايند است.
۴) تغيير پارادايمى: رويه هاى عقلانى و طراحى مجدد فرايندهاى كسب و كار به بخشهاى خاصى از يك كسب و كار محدود مى شوند ولى سيستمهاى اطلاعاتى و فناوريهاى جديد قادرند با تغيير چگونگى انجام كسب و كار و حتى تغيير ماهيت كسب و كار، بر طراحى كل سازمان تأثير گذارند و يك تغيير بنيادين و پارادايمى ايجاد نمايند.
از آنجايى كه ميزان بازدهى تغييرات BPR همانند ميزان ريسك آن بالاست، سازمانها در صورت موفقيت به سود قابل ملاحظه اى دست خواهند يافت.
BPR در حال گذار از موج دوم خود است و با توسعه روابط بين سازمانى، ائتلافها و ديگر روشهاى همكارى بين شركتها از اهميت خاصى برخوردار شده است. اينگونه روابط مستلزم مهندسى مجدد جهت تسهيل فرايندهاى بين سازمان هاست.
يكى ديگر از دلايل شهرت BPR بر تأكيد روزافزون بر ادغام وب سايتهاى كسب و كار با سيستمهاى شركتها و پايگاههاى اطلاعاتى آنان مربوط مى شود. چنين ادغامى نيازمند مهندسى مجدد اساسى است.
هم توانمندسازهاى IT و هم توانمندسازهاى سازمانى بر استقرار BPR تأثير مى گذارند. برخى از مسائل سازمانى از قبيل فرهنگ، مديريت منابع، مديريت تغيير و مديريت مقاومت نيز به استقرار موفقيت آميز مهندسى مجدد كمك مى كنند.
استقرار مهندسى مجدد كار راحتى نيست بلكه بايد گامهاى خاصى و با يك ترتيب معينى برداشته شود تا اقدامات مهندسى مجدد موفقيتآميز گردد. IT تنها يك ابزار مفيد در BPR نيست بلكه آن را ممكن مى سازد. نقش IT در BPR را مى توان به سه مرحله تفكيك كرد: قبل از طراحى فرايند، حين طراحى فرايند و بعد از طراحى فرايند.
مرحله اول: قبل از طراحى فرايند (IT به عنوان يك توانمندساز)
مهندسى مجدد يك اقدام استراتژيك است و مستلزم شناخت روشنى از مشتريان، بازار، صنعت و وضعيت رقابت است. فعاليتهاى اين مرحله عبارتند از:
تدوين بينش استراتژيك: شناسايى و تعريف اهداف مشترى، تدوين اهداف خرد و كلان، ارزيابى توان براى مهندسى مجدد، تعريف حد و مرز فرايندهاى مناسب، كسب تعهد مديريت قابليتهاى IT مى تواند بينش خوبى از وضع موجود ارائه نمايد.
مرحله دوم: حين طراحى فرايند (IT به عنوان تسهيل كننده)
در اين مرحله اقدامات BPR از طراحى مفهومى به طراحى تفصيلى تبديل مى شوند و دو دسته فعاليت اصلى انجام مى گيرد: طراحى فنى، طراحى اجتماعى.
در اين مرحله پس از تعريف اهداف، فرايندهاى موجود ترسيم، اندازهگيرى و تحليل مى شوند و سپس با الگوبردارى ادغام شده و يك فرايند جديد كسب و كار طراحى مى شود. در اين مرحله توسعه نيروى انسانى، فرايندها و فناورى با هم تلفيق مى شود. از قابليتهاى آن مى توان فقط جهت انسجام و هماهنگى راه حلهاى مهندسى مجدد با بينش سازمانى، محدوديت هاى مالى و سودهاى پيشبينى شده استفاده نمود.
مرحله سوم: بعد از طراحى فرايند (IT به عنوان مجرى)
بخش عمدهاى از اقدامات مهندسى مجدد در اين مرحله صورت مى گيرد كه عبارتند از:
برنامه ريزى و مديريت كاركنان، فرايندها و فناورى و هدايت استقرار فرايندها در جهت بينش كسب و كار.
اهداف اين مرحله عبارتند از:
تست آزمايشى رويكرد جديد در فرايندها، بازرسى مستمر نتايج و ارائه آموزشهاى گسترده به كاركنان حمايت مديريت عالى در اين مرحله حياتى است. هر چه اقدامات مهندسى مجدد به جلو مى رود، تعريف و بازبينى در اهداف خرد و كلان، عملكرد، تعهد قوى نسبت به بينش، حذف موانع بين بخش ها و انعطاف پذيرى همراه با تغييرات محيط كسب و كار از اهميت خاصى برخوردار مى گردند.
بطور كلى در BPR همه مفروضات مربوط به چگونگى انجام كسب و كار با توجه به تغييرات در محيط رقابتى و تغييرات در قابليت هاى IT موجود، زير سؤال مى رود. BPR به صورت يك چرخه تكرارى است كه دو سؤال مكرراً تكرار مى گردد.
بطور خلاصه مى توان گفت كه IT اثربخشترين تكنولوژى براى تقويت BPR است و از سه طريق به كسب اهداف آن كمك مى كند:
۱) با ارائه اطلاعات در بين سطوح وظيفه اى و برقرارى روابط آسان.
۲) با بهبود عملكرد فرايند.
۳) با مدلسازى، بهينه سازى و ارزيابى نتايج حاصل از اقدامات مهندسى مجدد
IT وقتى مى تواند نقش مهمى در موفقيت BPR ايفا نمايد كه نگرش سازمان نسبت به بخش IT عوض شود و به آن به عنوان تأمين كننده كارشناسان مديريت اطلاعات نگريسته شود و مديريت عالى از آن حمايت نمايد. همچنين IT نبايد به دليل مشكلات و دشوارى هاى اصلاح و تعديل سيستم هاى موجود، مانع يا مزاحم مهندسى مجدد گردد چرا كه تغيير بنيادين مستلزم طراحى مجدد IS نيز است.
تكنيك هاى خلاقيت
كلاهى كه بايد بر سر تفكر گذاشت
344841.jpg
] ناهيد محمدى [

ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق در كتاب «شش كلاه تفكر» يك روش خلاقانه ارائه مى كند و از طريق آن مى كوشد نشست افراد به دور يكديگر را به اقدامى ثمر بخش و كارا تبديل كند.
«دوبونو» سعى مى كند به كسانى كه به دور هم جمع مى شوند، بياموزد كه به تفكر خود نظم دهند و آن گاه در اين ميان، به راه هاى خلاقانه بينديشند و با يك هماهنگى مدبرانه نتايج را طبقه بندى و اولويت بندى كرده و در تصميم گيرى ها از آن استفاده كنند.
تصور كنيد به يك جلسه قدم گذاشته ايد و شما مسئول نظم دهى، هدايت و نتيجه گيرى از آن جلسه هستيد. در اينجا كلاه آبى را بر سر شما خواهند گذاشت، زيرا هنگامى كه كسى كلاه آبى را بر سر مى گذارد بايد به موارد زير دقت كند:
۱- رنگ آبى نماد آسمان آبى رنگ است كه چتر آن بر همه جا گسترده شده است و كسى كه كلاه آبى بر سر خود مى گذارد بايد بتواند افكار جارى در محيط جلسه را در ذهن خود به جريان درآورد و نظم و تمركز دهد.
۲- كلاه آبى همچون يك نرم افزار است كه تلاش مى كند به تفكر كردن جمع، جهت دهد و با برنامه اى مشخص آن را به سرانجام برساند و گويى همچون يك كارگردان تفكر ما را هدايت مى كند.
۳- با كلاه آبى اولويت و محدوديت ها تعيين مى شود. اكنون بر روى صندلى خود بنشينيد و موضوع و يا مشكل مورد بحث را بر روى تخته سياه بنويسيد. در نخستين اقدام و با هدايت شما همه اعضا بايد كلاه سفيد را بر سر بگذارند و در مورد موضوع بيان شده بينديشند.
هنگامى كه كلاه سفيد را بر سر مى گذاريد، نبايد به چيزهايى كه شامل الهامات، قضاوت هاى متكى به تجارب گذشته، عواطف، احساسات و عقايد است توجه كنيد و تنها بايد همچون يك رايانه، فقط اطلاعات ارائه كنيد. حال شما بايد اطلاعات به دست آمده از حاضران در جلسه را كه به واسطه تفكر با كلاه سفيد ارائه شده است جمع بندى و اعضاى جلسه را وارد مرحله بعد كنيد تا با گذاشتن كلاه قرمز بر سر، شروع به تفكر كنند.
هنگامى كه حاضران مى خواهند با كلاه قرمز در مورد موضوع مورد نظر تفكر كنند، بايد به نكات زير توجه كنيد:
۱- اجازه دهيد احساسات و عواطف بر وجود شما حاكم شده و به زبان درآيند و هركسى مى تواند از الهامات و دريافت هاى ناگهانى خويش سخن گويد و ديگر نيازى به استدلال نيست.
۲- پس از اين كه تمام نظرات اعضاى جلسه ارائه شد، شما اقدام به جمع بندى تراوشات فكرى حاضران كرده و آن گاه به مرحله بعد قدم بگذاريد و اجازه دهيد حاضران كلاه سياه را بر سر بگذارند. با گذاشتن اين كلاه بر سر نبايد احساسات منفى بدون منطق بيان شوند، بلكه فرد بايد ديدگاه هاى منفى خود را در خصوص مشكل يا موضوع مورد بحث به صورت منطقى بيان كند. بدون شك اگر از اين كلاه بخوبى استفاده شود، مى تواند ما را از مخاطراتى كه در آينده از چشمان ما دور مى ماند آگاه كند. نتايج بحث هاى ارائه شده توسط شما جمع بندى شده و در نهايت ثبت شود و آن گاه بار ديگر اجازه دهيد حاضران كلاه زرد را بر سر خود بگذارند و شروع به تفكر كنند. زرد نماد آفتاب است و آفتاب شروعى براى سازندگى، شادابى و خوش بينى است. گويى هر جا سراغ از خورشيد گرفته مى شود گرمى زندگى و زايشى ديگر در ميان است و تفكر مثبت بايد به همراه كنجكاوى و شادمانى و سرور و تلاش براى درست شدن كارها باشد. فرد با گذاشتن كلاه زرد تلاش مى كند به نكات ارزشمند و مثبت موضوع بنگرد.
اكنون بار ديگر به جمع بندى نظرات به دست آمده بر اثر كلاه زرد بپردازيد. اكنون حاضران بايد كلاه سبز را بر سر بگذارند. كلاه سبز، كلاه خلاقيت است. هنگامى كه افراد كلاه سبز را بر سر مى گذارند، بايد به راه هاى نو بينديشند كه مى تواند در آن موضوع مورد نظر اثر گذار بوده و به تصميم گيرى هاى خلاقانه منجر شود. هنگامى كه حاضران كلاه سبز را بر سر مى گذارند، فرصتى مى يابند كه جمع را به جست وجوى چيزهاى كشف نشده هدايت كنند. حال فرصتى به حاضران دهيد تا ايده هاى نو ارائه كنند و آنگاه به ثبت اين ايده ها پرداخته و به جمع بندى نظرات بپردازيد. اكنون شما بايد تلاش كنيد با كلاه آبى كه بر سر گذاشته ايد به ارزيابى نتايج پرداخته و به يك جمع بندى مناسب برسيد و در نهايت در جهت حل مشكل يا پيگيرى مورد نظر تصميم نهايى را بگيريد. بدون شك هر يك از اعضا مى توانند كلاه آبى را به امانت گرفته و با آن به تفكر بپردازند و در اتخاذ تصميمات به شما كمك كنند. در پايان شما در مى يابيد هنگامى كه جلسه را اين گونه مديريت مى كنيد، ديگر تنها شاهد آن نخواهيد بود كه يك فرد تنها با كلاه سياه به جلسه قدم بگذارد و يا فرد ديگرى تنها با كلاه قرمز تفكر كند، بلكه همه مجبورند با شش كلاه مذكور تفكر كرده و انديشه هاى ذهن خود را ارائه كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |