پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۲ محرم ۱۴۲۹
Thu, Jan 31, 2008
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
كارشناسان درباره مشكلات ايمنى پمپ بنزين ها و جايگاه هاى سوخت رسانى هشدار مى دهند
معماى پليسى
پاسخ معماى پليسى
كارشناسان درباره مشكلات ايمنى پمپ بنزين ها و جايگاه هاى سوخت رسانى هشدار مى دهند
كانون هاى آتش درشهر
نتايج تحقيق از ۸۴ پمپ بنزين در سطح تهران نشان مى دهد حدود ۵۳ درصد از اين جايگاهها همجوار خانه ها و حدود ۲۴ درصدشان در مجاورت اماكن عمومى، تجارى و ادارى قرار گرفته اند.از اين رو كارشناسان با هشدار جدى تأكيد مى كنند پمپ هاى بنزين به دليل مجاورت با خانه هاى مسكونى، خطرى جدى براى شهروندان محسوب مى شوند كه تاكنون هيچ سازمانى براى بهبود وضعيت ايمنى اين جايگاهها اقدامى نكرده است.از سوى ديگر در حالى كه كارشناسان آتش نشانى درباره احتمال وقوع يك فاجعه عظيم در تهران به خصوص هنگام زلزله هشدار مى دهند، رئيس هيأت مديره جايگاه داران سوخت كشور اعتقاد دارد جايگاه هاى سوخت در تهران از لحاظ ايمنى در وضعيت مطلوبى هستند.
* مشكلات ايمنى پمپ بنزين ها
مهندس داود براتى معاون حفاظت و پيشگيرى سازمان آتش نشانى و خدمات ايمنى تهران در اين باره به خبرنگار «ايران» مى گويد: درحال حاضر كمتر از پنج درصد جايگاههاى سوخت تهران تأييديه ايمنى از سازمان آتش نشانى دارند.
حال آن كه در ساير كشورها جايگاه هاى سوخت رسانى در محل هايى ساخته مى شوند كه اطراف شان فضاى باز كافى وجود دارد. در تهران نيز تا چند سال قبل پمپ هاى بنزين در حاشيه شهر قرار داشتند و تنها تعداد كمى از جايگاهها در مركز شهر بودند. اما همزمان با توسعه پايتخت در اطراف جايگاه ها نيز خانه سازى شد كه به ترتيب جايگاههاى حاشيه شهر در ميان مجتمع هاى مسكونى محصور شدند.
در حال حاضر اغلب پمپ بنزين ها در مجاورت خانه ها قرار دارند به همين دليل هم از دو طرف مسدود هستند. از اين رو با اعلام خطر جدى تأكيد مى شود در صورت وقوع آتش سوزى در پمپ بنزين ها بلافاصله شعله هاى آتش به خانه ها و مجتمع هاى تجارى سرايت كرده و فاجعه اى بزرگ را رقم خواهد زد.
وى ادامه داد: در چنين شرايطى حريم و اطراف جايگاه ها بايد با دقت ايمن سازى شود. هرچند درگذشته تعامل خوبى در اين رابطه با آتش نشانى وجود نداشت. اما هم اكنون براى ساخت جايگاه ها از آتش نشانى نيز استعلام مى شود تا حريم ايمنى رعايت شده باشد.اين كارشناس در ادامه به معضل سرريز شدن بنزين در جايگاه ها اشاره كرده و مى افزايد: چندى قبل حوالى ميدان خراسان تهران شاهد بوديم كه سرريز شدن بنزين از مخزن و جارى شدن آن در جوى آب آتش سوزى مهيبى به دنبال داشت كه در اثر آن دهها خودرو در ميان شعله هاى آتش سوختند.بنابراين همواره بر اين نكته تأكيد شده است كه در پمپ بنزين ها بايد سيستم تخليه اضطرارى و كانال هاى مخصوص جمع آورى بنزين هاى سرريز شده وجود داشته باشد.وى اعتقاد دارد، بايد در معمارى جايگاهها نيز توجه كافى صورت گيرد. پمپ ها در فاصله اى مناسب قرار گيرند و راههاى ورودى و خروجى نيز به ميزان كافى عريض باشد تا در صورت بروز حادثه، رانندگان بتوانند به راحتى و در كمترين زمان ممكن محل را تخليه كنند.
حال آن كه براساس استانداردها، سوخت گيرى بايد از سوى متصدى پمپ بنزين ها صورت گيرد. راننده نيز زمان سوخت گيرى بايد داخل خودرو نشسته باشد اما در ايران بدون رعايت اين نكته مهم، رانندگان به جاى متصدى ها اقدام به سوخت گيرى مى كنند.براتى سپس به وضعيت آموزش متصديان پمپ هاى بنزين اشاره كرده و مى گويد: متصديان بايد دوره هاى آموزشى لازم را براى اطفاى حريق طى كرده و از سلامت جسمانى هم برخوردار باشند. از سوى ديگر در حالى كه بر اين نكته تأكيد شده كه متصديان جايگاه ها بايد جوان باشند در تهران شاهد فعاليت افراد مسن در پمپ بنزين ها هستيم.
* تصويب طرح بهينه سازى جايگاه هاى سوخت
مجلس شوراى اسلامى نيز اوايل مرداد سال ۸۲ طرح بهينه سازى جايگاه هاى عرضه بنزين و ساير فرآورده هاى نفتى را تصويب كرد.
براساس اين مصوبه براى جبران هزينه هاى سرمايه گذارى مربوط به احداث و نگهدارى جايگاه هاى عرضه بنزين و ساير فرآورده هاى نفتى، به جايگاه داران اجازه داده مى شود معادل ۱۰ درصد از محوطه هرجايگاه را با هماهنگى شهردارى و بدون پرداخت عوارض، تغيير كاربرى داده و به فضاى تجارى تبديل كنند. حال آن كه تعيين نوع فعاليت تجارى با توجه به مقررات ايمنى منوط به هماهنگى قبلى با شركت ملى پخش فرآورده هاى نفتى ايران خواهد بود.
* فاجعه بزرگ
يكى از مخالفان اين طرح هم مى گويد: در حال حاضر براى جايگاه هاى فروش بنزين يك محوطه ۱۰۰ مترى درنظر گرفته شده كه ساخت فضاى تجارى در جايگاه ها امنيت مردم را به خطر مى اندازد.دكتر ناصر رئيسى فر، رئيس هيأت مديره اتحاديه جايگاه داران كشور نيز مى گويد: در حال حاضر پمپ بنزين هاى كشور از ضريب امنيتى بالايى برخوردارند چرا كه تمام جايگاهها از ابتداى ساخت، استانداردهاى لازم را رعايت كرده و براساس اصول مهندسى ساخته مى شوند.از سوى ديگر پمپ بنزين ها به طور منظم از سوى بازرسان بازبينى شده و رتبه ايمنى دريافت مى كنند. در تمام پمپ بنزين ها سيستم هاى اطفاى حريق و كپسول هاى آتش نشانى هم وجود دارد.وى همچنين احداث كانال جمع آورى سرريز بنزين در جايگاه ها را خطرناك دانسته و اظهار مى كند: «از چندى قبل در جايگاهها دستگاههاى پيشرفته اى نصب شده كه ميزان فرآورده هاى نفتى را در مخزن نشان مى دهد. بدين ترتيب در صورت پرشدن مخزن، از ورود بنزين يا گازوئيل اضافه به آن جلوگيرى مى شود.اين مقام مسئول ادامه داد: پمپ هاى بنزين زيرنظر شركت ملى پخش فرآورده هاى نفتى ايران قراردارند. بنابراين در شركت يك واحد ايمنى و آتش نشانى فعاليت دارد كه پمپ هاى بنزين براساس استانداردهاى آن واحد عمل مى كنند.معضل ديگر در كلان شهر تهران، وجود مخازن سوخت در اطراف تهران است. به گفته يك مقام آگاه در آتش نشانى، مخازن سوخت در منطقه« شهران» تهران، به نوعى يك بمب خفته است كه در صورت بروز زلزله، اين مخازن دچار شكاف شده و سيلى از مواد سوختى در شهر جارى مى شود كه از سوى «شهران» وارد خيابان هاى شهر مى شود. در چنين شرايطى يك فاجعه بزرگ، شهر را تهديد مى كند. بنابراين بايد در اين باره نيز چاره اى جدى اتخاذ گردد.
معماى پليسى
حس مادرى
344883.jpg
] محمد غمخوار[

برف سنگين همه جا را سپيد پوش كرده بود. سرگرد قاسمى پشت ميزش نشسته در حال خواندن گزارش درباره يك حادثه گاز گرفتگى بود. وقوع قتل سه زن به يك شيوه در يكى از شهر ها مهم ترين خبر روزنامه ها بود. جسد سه زن در حالى كه خفه شده بودند در سه منطقه مختلف شهر پيدا شده بود.
قاسمى در حال بررسى خبرها بود تا شايد بتواند سرنخى به دست آورد كه صداى زنگ تلفن رشته افكارش را به هم ريخت. رئيس اداره، او را خواسته بود.
رئيس پليس آگاهى پرونده اى را به او داد و گفت: سال گذشته در جريان يك آتش سوزى سرپرست يك كارگاه خياطى در ميان شعله هاى آتش سوخت. شواهد حكايت از آن دارد كه آتش سوزى كاملاً اتفاقى رخ داده اما خانواده مرد جوان مدعى هستند او به قتل رسيده است.
هم اكنون پرونده در دادگاه است و قاضى نيز در نامه اى خواسته پرونده يك بار ديگر از سوى كارآگاهان پليس آگاهى بررسى شود.
بنابراين تصميم گرفتم مسئوليت اين پرونده را به شما واگذار كنم تا ابهامى باقى نماند.
پرونده را گرفت و به سوى اداره ويژه قتل بازگشت در هواى سرد قدمهايش را سريعتر برداشت. وقتى پشت ميز نشست پرونده را ورق زد. در ميان ورقه ها عكس هاى صحنه حادثه را ديد. جسد سوخته، به صورت طاق باز روى زمين افتاده بود. آتش سوزى به قدرى مهيب بود كه تمام وسايل داخل كارگاه را خاكستر كرده بود.
يكى از عكس ها بخارى نفتى واژگون روى زمين را نشان مى داد كه عامل آتش سوزى اعلام شده بود.
سرگرد پس از مشاهده عكس ها پرونده را داخل كشو گذاشت و سرگرم تكميل گزارش قتل يك جوان شد. صبح فردا به خاطر برف سنگين كارآگاه با يك ساعت تأخير به محل كارش رسيد.
طبق معمول نگاهى به روزنامه ها انداخت. بعد هم سراغ پرونده آتش سوزى در خياطى رفت.
براساس پرونده، ساعت ۸ صبح يك روز سرد زمستانى، وقوع آتش سوزى در كارگاه خياطى به مأموران آتش نشانى جنوب تهران اطلاع داده شد. آتش نشانان پس از حضور در محل حادثه و خاموش كردن آتش با جسد مردى روبه رو شدند مأموران تشخيص هويت پليس هم مورد مشكوكى را در صحنه نديدند. شواهد نشان مى داد صاحب كارگاه در ميان شعله هاى آتش گرفتار شده و سرانجام هم جان سپرده است. تكه هاى پارچه روى جسد باعث سوختگى شديد او شده بود. پس از نخستين تحقيقات با دستور بازپرس جنايى جسد به پزشكى قانونى منتقل شد. پزشك جنايى پس از كالبد شكافى اعلام كرد روى جسد سوخته هيچ نشانى از بريدگى يا اصابت ضربه مشاهده نشده و دودى نيز داخل ريه قربانى وجود نداشته است. بنابراين مرد جوان به علت سوختگى جان باخته است.
بررسى اوراق پرونده حكايت از آن داشت كه كريم- ۲۱ساله- چندى قبل از سوى صاحب كارگاه به عنوان سرپرست تعيين شده بود. بعد از اين حادثه هم خانواده كريم در شكايتى اعلام كرده بودند، پسرشان نمى توانسته به خاطر سهل انگارى مرده باشد. آنها در عين حال به يكى از كاركنان كارگاه به نام بابك مشكوك بوده و او را عامل قتل پسرشان مى دانستند براساس اين شكايت از آنجا كه سابقه كار بابك از كريم بيشتر بوده بنابراين انتظار داشته وى مسئول كارگاه شود. به همين خاطر پس از انتخاب كريم با او درگير شده بود.
با طرح اين شكايت مأموران به تحقيق از كارگران كارگاه پرداخته و آنها نيز اين موضوع را تأييد كرده بودند. اما در عين حال با صراحت اعلام كردند: بابك پس از يك هفته با اين قضيه كنار آمده بود او و كريم روابط خوب و دوستانه اى داشتند.
كارآگاه پس از بررسى دقيق پرونده برگه بازجويى بابك را پيدا كرد. مأموران در سر صحنه از تنها مظنون ماجرا بازجويى كرده بودند كه او نيز با صراحت منكر قتل دوستش شده بود.
بابك درباره روز حادثه گفته بود؛ ساعت هشت صبح به كارگاه آمدم. پس از ورود به محوطه متوجه آتش سوزى شدم. از در ورودى تا ساختمان حدود ۲۰ متر فاصله بود. بنا براين سريع خود را به كارگاه رساندم. شعله هاى آتش اجازه نمى داد وارد شوم. ناگهان كريم را ديدم كه روى زمين دست و پا مى زد.
خيلى ترسيده بودم. بلافاصله با آتش نشانى و اورژانس تماس گرفتم. پس از خاموش كردن آتش، مأموران اورژانس اعلام كردند او مرده است.
وى در ادامه بازجويى ها اظهار كرده بود. «بعد از انتخاب كريم به عنوان سرپرست كارگاه خيلى ناراحت شدم. چرا كه من ۱۷ سال سابقه دارم اما او دو سال بود به كارگاه آمده بود. بر سر اين موضوع يك بار هم در كارگاه با هم درگير شديم. اما بعد از چند روز رفتارهاى او باعث شد از كارهايم پيشمان شوم و با هم آشتى كنيم. تلخ ترين خاطره زندگى ام هم مرگ اوست. دوستم مقابل چشمانم در حال جان دادن بود اما هيچ كارى نمى توانستم براى نجاتش انجام دهم.
پس از پايان مطالعه اوراق پرونده كارآگاه قاسمى با خانه كريم تماس گرفت. زن سالمند- ما در كريم- تلفن را جواب داد. او وقتى متوجه شد پرونده دوباره به جريان افتاده در حالى كه از گريه بريده بريده صحبت مى كرد از سرگرد خواست قاتل پسرش را دستگير كند.
كارآگاه قاسمى از مادر كريم خواست روز بعد براى تحقيقات به اداره آگاهى بيايد.
مادر كريم در بازجويى ها همچنان اعتقاد داشت پسرش به قتل رسيده است.
* دليل شما براى اين ادعا چيست
من مادرم. حس يك مادر هيچ وقت به او دروغ نمى گويد. من مطمئنم پسرم كريم، به قتل رسيده است. او پسر مهر بانى بود و خونش سرانجام دامن قاتل را مى گيرد.
حرف هاى زن بيچاره كه يك سال در مرگ تنها فرزندش داغدار بود سرگرد را بشدت تحت تأثير قرار داد. دفترچه اش را بيرون آورد و به بررسى يادداشت هايش پرداخت.
نكات مبهمى در پرونده وجودداشت. ساعتى بعد راهى كارگاه خياطى شد. بابك بعد از مرگ كريم سرپرست آنجا شده بود. كارگاه هم بلافاصله تعمير شده و هيچ اثرى از حادثه سال گذشته در آنجا به چشم نمى خورد.
بابك عكس كريم - در حالى كه نوار سياه كنارش چسبيده بود- را بالاى سرش زده بود. حرفهاى كارگران و بابك با برگه هاى بازجويى پرونده تفاوتى نداشت.
سرگرد به اداره بازگشت براى سومين بار پرونده را بررسى كرد. حس مادر كريم درست بود. پسرش از سوى بابك به قتل رسيده بود. شبانه مظنون به قتل دستگير و به اداره آگاهى منتقل شد.
او كه به خاطر دستگيرى اش حيرت زده بود تهديد مى كرد از پليس به خاطر بازداشتش شكايت مى كند. كارآگاه برگه بازجويى را برداشت و به سؤال و جواب از بابك پرداخت.
* شما متهم به قتل عمد كريم هستيد. اتهام خود را قبول داريد
- شما اشتباه مى كنيد مرگ كريم بر اثر يك حادثه اتفاق افتاده است. اين موضوع هيچ ارتباطى به من ندارد.
سرگرد سپس به سه دليل خود براى متهم كردن بابك اشاره كرد. قاتل ديگر هيچ راهى براى فرار از بيان حقيقت نداشت. بنابراين مجبور بود به قتل اعتراف كند.
«پس از اين كه كريم مسئول كارگاه شد تصميم به انتقام گرفتم. براى اين كه كسى به من شك نكند رابطه ام را با او خوب كردم. روز حادثه وقتى به كارگاه آمدم، كريم در حال بررسى كارهاى شب گذشته بود. وارد كه شدم در يك لحظه خفه اش كردم بعد هم براى صحنه سازى آنجا را به آتش كشيدم.»
با اعتراف بابك پرونده او براى محاكمه به دادگاه فرستاده شد تا او به اتهام قتل محاكمه شود.
پاسخ معماى پليسى
ازدواج شوم
تورج و جواد به دلايل زير متهم به قتل بهناز هستند.
۱ـ مرتضايى، صاحب كارگاه در بازجويى خود به سروان اشترى گفته بود، جواد ساعت چهار و ۲۰ دقيقه روز حادثه به كارگاه طلاسازى تلفن زد و با تورج كار داشت در حالى كه جواد در اظهارات خود به سروان گفته بود، ساعت چهار و ۲۰ دقيقه تورج به او زنگ زده است.
۲ـ تورج به سروان گفته بود، حدود ساعت ۵ بعدازظهر قبل از اين كه به سفر بروم با بهناز تماس گرفتم. در جايى ديگر گفت براى صحبت با جواد در پارك شهر قرار گذاشتم، وقتى ساعت ۵ بعدازظهر به پارك رسيدم جواد تماس گرفت و گفت نمى تواند به پارك بيايد. چگونه يك فرد مى تواند يك ساعت در دو جا باشد.
۳ـ صاحب آموزشگاه خياطى به سروان گفت: تورج ساعت چهار و ۵۰ دقيقه به آموزشگاه تلفن كرد و چند دقيقه با بهناز صحبت كرد، اما در جايى ديگر تورج مى گويد كه ساعت پنج عصر با جواد در پارك شهر قرار داشتم.
۴ـ تورج به مادرش گفته بود امشب يك ميهمان دارم و او چون فردى خجالتى است، ممكن است به خاطر حضور شما به خانه نيايد در نتيجه از او مى خواهد امشب در خانه نباشد. اما وى در بازجويى به سروان گفت: عصر روز حادثه به جواد گفتم، قرار است امشب محمود براى خواستگارى بهناز به خانه ما بيايد.
۵ ـ بهناز قبل از ترك آموزشگاه خياطى مبلغ ۲۵ هزارتومان از صندوق دريافت كرده بود. اين همان مبلغى است كه جواد از تورج درخواست كرده بود.
* اسامى خوانندگان معماى پليسى
مارتيا فانى از تهران، داوود عباسيان از ابهر، مسعود برزين از شهركرد (چهارمحال بختيارى)، حميدرضا حسين نژادى از آستارا، شهلا رهنما آذر از تهران، ايمان زندى از تنكابن، محمدرضا ملكى از تهران، ناصر كرباسى فر از بابل، عليرضا جابتى از تهران، پوران اعتمادى از بندر انزلى، بنفشه سياحى از تهران، حسن بيشه اى از كاشان، افشارى از تهران، پيمانه پورميرزايى از كرج، صديقه پرنياكان از تهران، فائزه ملكى از تهران، فرشاد ملكى از تهران، زينت غلامى از قزوين، رسول ميهمانى از شيراز، سوسن عيسى پور بشمنى از بندرانزلى، امير داوودى از تهران، خسرو هوشنگى از اسلامشهر، شاهين اخوى از سبزوار، كريم رازى از شهررى، فاطمه نقره پور از كرمان، غلامحسين رحيمى از كيانشهر، عبدالله قيصررخ از قم، سعيد فرمهر از تهران، سيدمحمد مريخى از همدان، سيده فاطمه موسوى از تهران، مهناز بابايى صالح از تهران، بابك مهام از كرج، پوران رخشانى از مشهد، ليلاتاج از تهران، سياوش عسگرى از فومن، فخرى ماهرى از قم، پريسا آفريننده از كيش، پويا آفريننده از كيش، مهرداد برحق از تهران، شاهدخت داداشى از تهران، رضا پورمند زاده از تهران، مهرى محمدى از ساوه، سيمين آسيايى از سمنان، عبدالرضا صديق از چالوس، مجيد راغب از شاهرود، عبدالمجيد پورمولايى از رشت، رمضان على زاده رشت، فرهنگ رضازاده از تهران، اقدس شربتى از اردبيل، همايون رشدى از مشهد، عباس مهرى از قم، تقى سامرى از بابلسر، محمدعلى اميرى از چالوس، مختار حميدى از كرمان، فرهاد مباشر از شهررى، محسن آزاد از تجريش، تقى آزاد از تجريش، جميله محبوبى از تهران، حسين ايرجى از تفرش، حليمه اكبرزاده از كرج (جاده ملارد)، مهدى عسگرپور از ملاير و محمدعلى پويان از تهران.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |