|
|
|
|
|
|
|
|
|
جنايت مقابل ساختمان دادگاه خانواده
|
|
|
|
|
قاتل فرارى دوست بى گناهش را از اعدام نجات داد
|
|
|
گروه حوادث ـ فرناز قلعه دار: پسرى كه چهار سال قبل در جريان يك حادثه مرگبار همسايه خود را به قتل رسانده و متوارى شده بود هنگامى كه دريافت قرار است يكى از دوستانش به جاى او اعدام شود خود را به مأموران پليس آگاهى تهران معرفى كرد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، غروب پنجشنبه پسر جوانى با مراجعه به اداره آگاهى به كارآگاهان گفت:«من چهار سال قبل در يكى از محله هاى همدان پسر همسايه مان را با بمب دست ساز به قتل رسانده ام.»مأموران پس از شنيدن اظهارات سجاد - ۲۲ ساله - تحقيقات خود را براى اطمينان از صحت ادعاى وى آغاز كردند. ساعتى بعد با استعلام از پليس آگاهى همدان مشخص شد اعترافات متهم، واقعى بوده و در سال ۸۲ پسر ۲۰ ساله اى به نام مهدى بر اثر انفجار بمب دست ساز به قتل رسيده است.بدين ترتيب سجاد دستگير شد و صبح ديروز محمد شهريارى ـ بازپرس كشيك ويژه قتل ـ متهم را براى بازجويى به دادسرا احضار كرد.سجاد در بيان جزئيات حادثه گفت: سال ۸۲ با يكى از دوستانم به نام محمد تصميم گرفتيم مهدى را كه از همسايه هاى ما بود به قتل برسانيم. چون تصور مى كرديم وى خلافكار است. ولى الان مى فهمم كه اشتباه كرده بودم. آن موقع سنم كم بود و درك درستى از واقعيت ها نداشتم. به همين خاطر در يك تصميم عجولانه و احساسى نقشه قتل مهدى را طراحى كرديم. محمد كه جوان باهوش و مبتكرى بود يك بمب دست ساز ۱۰ كيلويى ساخت او به من گفت اين بمب اگر دو بار از روى زمين بلند شود منفجر خواهد شد. بنابراين بمب را داخل يك كيسه سياه گذاشته و آن را با احتياط جلوى در پاركينگ خانه مهدى منتقل كردم. مى دانستم او هر شب ساعت ۱۱ به خانه مى آيد و خودرواش را داخل پاركينگ مى برد. شب حادثه از دور مراقب اوضاع بودم كه مهدى سروقت آمد و از خودرو پياده شد و با ديدن كيسه سياه جلوى در پاركينگ، آن را از زمين برداشت همان موقع بمب منفجر شد. مردم او را كه به سختى مجروح شده بود به بيمارستان منتقل كردند سه روز آنجا بسترى بود اما به خاطر شدت جراحات فوت كرد. از آنجا كه مهدى و دوستم محمد از قبل اختلاف شديد داشتند مهدى در طول سه روز بسترى بودن در بيمارستان به مأموران گفته بود عامل اين حادثه محمد است به همين خاطر مأموران سراغ محمد رفته و او را دستگير كردند. سجاد در ادامه اظهار داشت: وقتى محمد را دستگير كردند او به ساخت بمب اعتراف كرد و به مأموران گفت كه خودش بمب را جلوى خانه مهدى قرار داده است و هيچ حرفى از من به زبان نياورد.محمد بعد از اعتراف به قتل محاكمه و به قصاص محكوم شد. در طول اين سال ها او به تنهايى بار گناه مرا به دوش كشيد. حدود يك ماه قبل من از همدان به تهران آمدم تا كاركنم. يكى از برادرانم در تهران زندگى مى كند من هم در يك خياطى مشغول به كار شدم اما هميشه با دوستانم تماس مى گرفتم و از حال محمد مى پرسيدم. تا اين كه چند روز قبل فهميدم قرار بوده محمد را اعدام كنند اما او توانسته از خانواده مقتول مهلت ۱۵ روزه اى بگيرد شايد آنها رضايت بدهند.با شنيدن اين حرف دچار عذاب وجدان شدم دوستم قرار بود به جاى من اعدام شود. خيلى با خودم فكر كردم حاضر نبودم يك نفر ديگر هم به خاطر اشتباه من بميرد.بدين ترتيب بازپرس محمد شهريارى پس از تحقيق و بازجويى از متهم وى را با صدور قرار قانونى ، بازداشت و دستور انتقال متهم به همدان را صادر كرد.
|
|
|
|
|
مجازات مرد تاجر به خاطر ازدواج اجبارى دخترش
گروه حوادث ـ مرد بازرگان به اتهام شكنجه دختر ۱۷ ساله اش براى ازدواج اجبارى، از سوى هيأت قضايى دادگاه تجديد نظر استان تهران مجرم شناخته شد. به گزارش خبرنگار ما، اوايل دى سال گذشته، زن ۴۳ ساله اى به نام مينا به همراه دختر نوجوانش با مراجعه به دادسراى شميران با تسليم شكايتى به بازپرس پرونده گفت: ۲۱ سال پيش با همسرم - سعيد- كه يك تاجر سرشناس است در يكى از شهرهاى جنوب كشور آشنا شدم پس از مدتى به عقد او در آمدم. حاصل زندگى مان يك دختر ۱۷ ساله و پسرى ۱۲ ساله به نام هاى فاطمه و محمد است. وى در ادامه گفت: پس از چند سال زندگى مشترك براى ادامه زندگى به تهران آمديم و در يك خانه ويلايى در منطقه نياوران ساكن شديم. حدود يك سال قبل متوجه شدم، شوهرم دلباخته يك زن خارجى شده است و مى خواهد با او ازدواج كند. پس از تحقيق در اين باره پى بردم اين زن قبل از ازدواج من ، همسر رسمى شوهرم بوده كه به دلايلى از هم جدا شده بودند. اما او پس از چند سال دوباره به ايران برگشته و با همسرم ارتباط دارد. در نتيجه همراه بچه هايم با اين تصميم شوهرم مخالفت كرديم. من نيز به او اخطار كردم در صورت ازدواج با همسر سابقش از او جدا خواهم شد و بچه ها را هم با خود مى برم. پس از افشاى راز زندگى گذشته، او براى انتقام تصميم گرفت دختر ۱۷ ساله ام را به عقد يكى از دوستانش كه مردى خوشگذران بود و حدود ۲۰ سال هم از دخترم بزرگتر بود درآورد. اما دخترم نپذيرفت. بنابراين همسرم او را در اتاقى حبس كرد و بعد هم در برابر چشمانم با كمر بند به جانش افتاد و او را تا حد مرگ كتك زد. شوهرم وقتى همچنان با مخالفت هاى دخترم روبه رو شد او را داغ مى كرد و بدن دخترم را مى سوزاند. وى مى خواست با اين رفتارش دخترم را وادار به ازدواج تحميلى كند كه فاطمه تن به اين ازدواج اجبارى نداد. البته آثار سوختگى و كبودى روى بدنش باقى مانده است.زن با چشمان اشكبار ادامه داد: به خاطر رفتار خشونت آميز همسرم به دادگاه خانواده رفته و دادخواست طلاق دادم. ديگر حاضر نيستم حتى يك لحظه با او زندگى كنم. اما اكنون از شما مى خواهم دخترم را از دست پدرش كه شايستگى سرپرستى فرزندانم را ندارد، نجات دهيد.فاطمه، دختر جوان نيز در پى اظهارات مادرش به باز پرس پرونده، گفت: من هم از پدرم شكايت دارم. او به خاطر خود خواهى خود خانواده ما را از هم پاشيد. بازپرس پرونده سپس فاطمه را به پزشكى قانونى معرفى كرد. متخصصان پس از معاينه دقيق وجود آثار ضرب و شتم و سوختگى روى بدن او را تأييد كردند.با اعلام نظريه پزشكى قانونى به دادسرا، بازپرس پرونده سعيد- پدر دختر- را براى بازجويى و تحقيق احضار كرد. او در دفاع از اتهام هايش گفت: من دخترم را شكنجه نكرده ام. بلكه وقتى مطلع شدم او با دوستان ناباب معاشرت مى كند تصميم گرفتم براى سر و سامان دادن به زندگى و نجات آينده اش او را به عقد يك جوان با شخصيت كه از تجار سرشناس است درآورم. اما دخترم با تحريك مادرش پيشنهادم را نپذيرفت. من هم عصبانى شدم و او را تنبيه كردم.وى در ادامه گفت: قبل از ازدواج با همسرم مينا، با يك زن سوئدى ازدواج كرده بودم. اما پس از چند سال به خاطر مشكلاتى از هم جدا شديم. اما او يك سال قبل به ايران باز گشت و چند بار همديگر را ملاقات كرديم. ولى من قصد ازدواج با او را ندارم. اما همسرم - مينا- پس از اطلاع از اين قضيه با من درگير شد و بچه ها را هم عليه من تحريك كرد.بازپرس پرونده پس از تحقيق از «سعيد» او را براى آزمايش هاى روحى، روانى به پزشكى قانونى معرفى كرد.متخصصان پس از بررسى هاى دقيق اعلام كردند: وى دچار بيمارى روانپريشى و افسردگى خفيف است اما در انجام كارهايش اراده كامل دارد.بازپرس پرونده با توجه به نظريه پزشكى قانونى و شواهد موجود در پرونده پدر را به اتهام كتك زدن شديد دختر نوجوانش مجرم شناخت و پرونده او را با صدور كيفرخواست براى رسيدگى به دادگاه جزايى ارجاع داد.قاضى دادگاه پس از محاكمه، پدر خشمگين را به استناد دلايل و مستندات پرونده به شش ماه حبس و پرداخت ۱۷ ميليون ريال جزاى نقدى به عنوان ديه محكوم كرد.همچنين صلاحيت نگهدارى فرزندان اين مرد نيز از او سلب شد.پرونده متهم با اعتراض وى به دادگاه تجديد نظر استان تهران ارجاع شد. هيأت قضايى نيز پس از بررسى پرونده و شنيدن اظهارات متهم و شاكى رأى دادگاه را تأييد كرد.
|
|
|
|
|
جزئيات افزايش حقوق سربازان
گروه حوادث ـ مدير مشمولان ستاد كل نيروهاى مسلح از افزايش حقوق سربازان خبر داد. به گزارش خبرنگار ما سردار سرتيپ موسى كمالى با اعلام اين خبر گفت: هر سال، با توجه به افزايش ضريب حقوقى، مبلغى به حقوق كاركنان وظيفه اضافه مى شود. از آن جا كه سال ۱۳۸۵ ضريب فوق، افزايش قابل ملاحظه اى پيدا كرد، براساس هماهنگى هاى به عمل آمده با دولت و تأمين اعتبار مورد نياز، ضرايب حقوقى مورد نظر از اول اسفند امسال لازم الاجرا بوده و حقوق كاركنان وظيفه براساس درصدهاى جديد پرداخت خواهد شد. وى پيرامون ميزان افزايش حقوق، گفت: بنابراين حقوق كاركنان وظيفه از ۲۶ تا ۱۲۶ درصد افزايش خواهد كرد. براى نمونه حقوق سرباز از ۱۳۰ هزار و ۷۵۲ ريال به ۲۹۶ هزار و ۳۷۱ ريال، سرباز دوم از ۱۳۹ هزار و ۴۶۸ ريال به ۲۹۸ هزار و ۵۵۰ ريال، حقوق سرجوخه از ۱۵۹ هزار و ۸۱ به ۳۱۱ هزار و ۶۲۵ ريال، گروهبان يكم از ۲۱۷ هزار و ۹۲۰ به ۳۵۰ هزار و ۸۵۱ ريال و حقوق ستوان دوم از ۳۴۲ هزار و ۱۳۴ به ۴۴۸ هزار و ۹۱۵ ريال افزايش داشته است. وى در پايان تأكيد كرد: به دستور رئيس ستاد كل نيروهاى مسلح، اعتبارات حقوقى، خوراك و پوشاك كاركنان وظيفه در هيچ جاى ديگر نبايد هزينه شده و فقط بايد در همان موارد و براى كاركنان وظيفه هزينه شود.
|
|
|
|
|
نامادرى بخشيده شد
گروه حوادث ـ نامادرى اى كه پسر همسرش را به طرز فجيعى به قتل رسانده بود، با گذشت اولياى دم با حكم هيأت قضايى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به پنج سال زندان محكوم شد. به گزارش خبرنگار ما، در آخرين جلسه محاكمه كه به رياست قاضى نورالله عزيز محمدى برگزار شد، ابتدا «دلدارى» - نماينده دادستان - با قرائت كيفرخواست گفت: ۳۰ خرداد ۸۳ مأموران كلانترى اسلامشهر در جريان وقوع قتلى قرار گرفتند. آنها پس از حضور در محل جنايت با جسد مجتبى - ۱۲ ساله - مواجه شدند كه به طرز فجيعى به قتل رسيده بود. در ادامه تحقيقات نيز فاطمه - نامادرى ۳۷ ساله - به اتهام قتل از سوى مأموران شناسايى و دستگير شد. او در تمام مراحل بازجويى به قتل اعتراف كرد. بدين ترتيب پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد. متهم نيز در دفاع از خود گفت: ازدواج اولم ناموفق بود. شوهرم مرد معتادى بود كه دائم مرا مورد ضرب و شتم قرار مى داد، به همين علت از او جدا شدم. شوهر دومم را خيلى دوست داشتم، همه محبت او را فقط براى خودم مى خواستم، اما همسرم به پسرش بيش از اندازه محبت مى كرد. حسادت چشمانم را كور كرده بود، به همين خاطر از شدت خشم و عصبانيت مرتكب قتل شدم، اما باور كنيد پشيمانم و در طول اين مدت به شدت عذاب وجدان داشته ام. سرانجام پس از پايان جلسه محاكمه، قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران با توجه به اعلام رضايت پدر پسربچه، متهم را به پنج سال زندان محكوم كردند.
|
|
|
|
|
جنايت مقابل ساختمان دادگاه خانواده
زن جوان قربانى دادخواست طلاق
|
|
|
گروه حوادث ـ ايران واشقانى فراهانى : شوهر خشمگين وقتى دريافت همسرش براى جدايى دادخواست طلاق داده است، مقابل ساختمان مجتمع دادگاه خانواده در حضور مردم او را از پا درآورد. به گزارش خبرنگار ما، اين حادثه مرگبار ساعت ۱۲ و ۳۰ دقيقه چهارشنبه ۱۰ بهمن در بلوار نبوت كرج رخ داد مرد جوان پس از قتل همسرش به پدر زن خود حمله كرد و با شش ضربه كارد او را بشدت مجروح كرد.متهم به قتل كه سهراب نام دارد، دقايقى بعد از سوى مأموران انتظامى و مردمى كه شاهد حادثه بودند دستگير شد.مأموران بلافاصله پيكر نيمه جان سميه- ۲۷ ساله - و ناصر - پدرش - را با آمبولانس به بيمارستان شهيد مدنى كرج انتقال دادند. اما تلاش پزشكان براى نجات سميه مؤثر واقع نشد و او در بيمارستان جان سپرد. اما پزشكان موفق شدند پدر او را از مرگ نجات دهند. براساس همين گزارش، سهراب - متهم به قتل - در بازجويى هاى فنى و پليسى به كارآگاهان جنايى پليس آگاهى كرج گفت: پنج سال پيش در شهر ميانه با سميه ازدواج كردم و حاصل آن يك فرزند چهار ساله است. اما در زندگى مشترك خود يك روز خوش هم نداشتيم. هميشه به خاطر مسائل خانوادگى با هم درگير مى شديم. يك روز پس از جر و بحث با يكديگر او را بشدت كتك زدم و او با گرفتن طول درمان از پزشكى قانونى از من شكايت كرد. اما با وساطت آشنايان و اقوام با هم آشتى كرديم. پس از اين ماجرا از شهرستان ميانه به كرج مهاجرت كرديم. فكر مى كردم همسرم ماجراهاى گذشته را فراموش كرده و به زندگى و خانواده اش پايبند خواهد بود. اما بار ديگر اختلاف هاى ما شروع شد تا اين كه يك روز متوجه شدم او با حالت قهر خانه را ترك كرده و به خانه پدرش رفته است. اما پس از مدتى احضاريه اى از دادگاه خانواده به دستم رسيد. او براى طلاق از من دادخواست داده بود. از همان موقع تصميم گرفتم او را به قتل برسانم. روز برگزارى نخستين جلسه رسيدگى به دادخواست طلاق ما، قبل از اين كه او به دادگاه مراجعه كند به آنجا رفتم و گوشه اى به كمين نشستم. حدود ساعت ۱۲ و ۳۰ دقيقه بود كه سميه و پدرش به دادگاه آمدند. قبل از اين كه آنها وارد ساختمان مجتمع خانواده شوند با كارد به او حمله كردم و ۱۵ ضربه به سميه زدم كه او نقش زمين شد. سپس با كارد به پدرش حمله كردم و شش ضربه نيز به او زدم. وقتى مطمئن شدم سميه كشته شده است، قصد داشتم فرار كنم كه توسط مأموران و مردم حاضر در صحنه جنايت دستگير شدم.محمد حسينى رازليقى، بازپرس شعبه اول دادسراى امور جنايى كرج پس از تحقيق و بازجويى از متهم به قتل، با صدور قرار بازداشت موقت او را براى تحقيقات تكميلى و بازسازى صحنه قتل در اختيار كارآگاهان جنايى كرج گذاشت.
|
|
|
|