شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۴ محرم ۱۴۲۹
Sat, Feb 2, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۱
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۲
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۴
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۵
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۶
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
معرفى كتاب
محرم در اسارت
345141.jpg
]مرتضى جوكار]

سال ،۱۳۶۲ نخستين سالى بود كه محرم را در اسارت مى گذراندم. روزهاى سختى را انتظار مى كشيدم. به يادم مى آمد كه سال هاى گذشته، در ايام محرم ايران سرتاسر سياه پوش مى شد. با رؤيت هلال ماه محرم، لباس سياه مى پوشيديم و همراه با بچه هاى محل، شروع مى كرديم به سياه پوش كردن تكايا و مساجد زنجير هاى مان را آماده مى كرديم، پرچم هاى عزا را بر مى افراشتيم و سپس به همراه دسته سينه زنى محل به خيابان ها مى آمديم. از هر سو صداى بلندگوها و نداى «حسين، حسين» به گوش مى رسيد. در روزها و شب هاى عاشورا، غذاى نذرى بين مردم توزيع مى كرديم و خلاصه شور و حال غريبى داشتيم.
آن سال نسبت به سال هاى گذشته، به كربلا نزديك تر بوديم، ولى از پوشيدن لباس سياه خبرى نبود. نمى توانستيم عزادارى كنيم. اجازه سينه زنى و زنجير زنى نداشتيم. از حسين، حسين گفتن و توزيع غذاى نذرى محروم بوديم .حالت مان درست همچون انسانى بود كه از شدت عطش، در حال هلاكت است؛ انسان تشنه اى كه در كنارش آب زلالى جريان دارد، ولى نمى گذارند از آن آب كام خود را سيراب كند. اين لحظات براى عاشقان اباعبدالله الحسين (ع) كه به راستى همه رزمندگان و اسراى ما را شامل مى شد، يكى از سخت ترين روزها و ماه هاى اسارت بود.
شب اول محرم پس از نماز مغرب و عشا، اسرا در داخل آسايشگاه اقدام به عزادارى كردند. عراقى ها كه ظاهراً آماده چنين لحظه اى بودند با چوب و كابل، مست و عريان به داخل محوطه اردوگاه هجوم آوردند و خودشان را شتابان به آسايشگاه ما (آسايشگاه پنج موصل يك) رساندند. آن گاه، ضمن فراخواندن ارشد آسايشگاه، دستور دادند تا همه به ستون پنج، در داخل آسايشگاه جمع شويم. آنها پس از باز كردن قفل در آهنى، به داخل آسايشگاه هجوم آوردند و اسراى مظلوم و عزادار اباعبدالله (ع) را آنچنان زير مشت و لگد و كابل گرفتند كه اگر عنايت خود حضرت نبود، قطعاً ما تلفات خيلى زيادى مى داديم. سپس تهديد كردند كه اگر يك بار ديگر عزادارى كنيد، جيره آب و غذا را قطع مى كنيم. به ناگاه به ياد اصحاب امام حسين(ع) افتاديم، كه به دست پدران همين ها با لب تشنه در صحراى كربلا به شهادت رسيدند.
روز بعد، اسرا با يكديگر گفت وگو كردند؛ گويى نمى خواستيم باور كنيم كه نبايد براى سيد و سالار شهيدان عزادارى كنيم. آن گاه بدون برنامه از قبل طراحى شده، همه اردوگاه تصميم گرفتند تا براى شب دوم، تمامى آسايشگاه ها بعد از نماز مغرب و عشا عزادارى كنند، تا هم عراقى ها نتواند به يك آسايشگاه فشار بياورند و هم درغم شهادت اصحاب امام حسين(ع) عزادارى كرده باشيم. بعد از نماز، آسايشگاه ها يكى پس از ديگرى، با ناله و زارى و مظلوميت هر چه تمام تر، پسر فاطمه را فرياد كردند و اين حركت همه جانبه باعث وحشت سربازان شد.
فرمانده اردوگاه به همراه همه سربازانش وارد محوطه شدند و با سوت و فرياد، اسرا را به سكوت دعوت كردند، اما آنها موفق نشدند و مثل شب گذشته، به دو تا از آسايشگاه ها حمله كردند. با اين همه اين كار هم نه تنها تأثير مثبتى در بر نداشت، بلكه باعث تحريك ساير اسرا نيز شد. سرانجام بعد از نيم ساعت گريه و روضه خوانى، مراسم به پايان رسيد.
صبح روز بعد، مسئولان اردوگاه، ارشدهاى آسايشگاه را جمع كردند. فرمانده عراقى از آنها پرسيده بود: «اصلاً چرا شما براى حسين گريه مى كنيد به شما چه ربطى دارد حسين عرب بو، ما هم عرب هستيم. خودمان او را كشته ايم، حالا هم اگر بخواهيم براى او گريه مى كنيم، اگر هم نخواهيم گريه نمى كنيم! در نهايت بعداز صحبت ها و توضيحات مسئولان آسايشگاه ها، عراقى ها پذيرفتند كه هر شب فقط به مدت يك ربع ساعت، آن هم بسيار آهسته و بدون سينه زنى عزادارى كنيم. اين خود براى ما يك قدم موفقيت آميز بود. اين وضعيت تا روز عاشورا ادامه داشت.
صبح، اردوگاه چهره ديگرى به خود گرفته بود، هيچ كس مثل روزهاى گذشته به خوردن صبحانه علاقه نشان نمى داد. چشم ها پر از اشك بود به راستى همين مظلوميت عاشقان امام حسين(ع) نيز خود روضه اى بود. بلندگوهاى اردوگاه، بر خلاف روز هاى گذشته، شروع به پخش مقتل كرد. بچه ها، بى اختيار به سمت بلندگوهاى اردوگاه كشيده شدند. بيشتر اسرا عربى بلد نبودند، ولى سوز مقتل اشك ها را روان مى كرد. عراقى ها ترسيده بودند. براى همين، بلندگو را خاموش كردند و اسرا براى عزادارى به سمت داخل آسايشگاه به راه افتادند. همه سربازان به حالت آماده باش به داخل اردوگاه آمدند. دركنار هر آسايشگاه، يك سرباز ايستاده بود. اسرا كه ديدند نمى توانند عزادارى جمعى كنند، در دو گوشه آسايشگاه به صورت گروه هاى ۱۰ تا ۲۰ نفره جمع شدند. وقتى سربازى از سمت راست آسايشگاه به سمت چپ حركت مى كرد، گروه سمت راست، به آهستگى سينه مى زدند و «حسين، حسين» مى گفتند، وقتى هم از سمت چپ، به سمت راست مى آمد، گروه دوم همين حركت را تكرار مى كردند. تا اين كه در نهايت سرباز متوجه شد و به داخل آسايشگاه آمد.
او در گوشه اى نشست و جايى براى عزادارى باقى نگذاشت. اسرا با پاى پياده به وسط اردوگاه آمدند. آن وقت ناله «حسين، حسين» كم كم بالا گرفت و تبديل به عزادارى در وسط اردوگاه شد.
فرمانده عراقى سراسيمه ارشد آسايشگاه را صدا زد و از او خواست تا جلو اين حركت را بگيرد. ارشد اردوگاه اعلام عجز و ناتوانى كرد و به فرمانده عراقى ها گفت :همه مسئوليت اين كار به عهده خودشماست! اگر تا لحظه اى ديگر اجازه عزادارى در داخل آسايشگاه را به اين ها ندهيد، در وسط اردوگاه شروع به سينه زنى مى كنند و آن وقت ديگر جلوگيرى از اين كار از توان من خارج خواهد شد!»
فرمانده عراقى ها چون چاره اى ديگر نداشت، و از طرفى، اين حركت خود جوش بچه ها، واقعاً او را ترسانيده بود، دستور داد سوت آمار به صدا درآيد و بعد از هدايت اسرا به داخل آسايشگاه، اجازه داد تا به مدت نيم ساعت و به صورت آرام، مراسم عزادارى فرزند زهرا در داخل آسايشگاه برگزار شود.
تهيه و تنظيم: مؤسسه فرهنگى پيام آزادگان
معرفى كتاب
بررسى اجمالى جنگ هاى خليج فارس (۲۰۰۳-۱۹۸۰ ميلادى)
345153.jpg
* نويسنده: رضا شيرازى
* ناشر: نشر صرير
* طرح جلد: قاسم فرودى
* چاپ اول: ۱۳۸۶
* شمارگان: ۳ هزار نسخه۱۳۴‎/ صفحه
* قيمت: ۱۴ هزار ريال

«ربع آخر قرن بيستم، سال هاى پر حادثه اى را براى منطقه خليج فارس رقم زد، به گونه اى كه در رسانه هاى دنيا از اين منطقه با عنوان بحرانى ترين منطقه جهان نام برده شد. گويا سه جنگ خانمان سوز، سهم مردم اين منطقه از زياده خواهى هاى صدام حسين، ديكتاتور عراق و منفعت طلبى ايالات متحده آمريكا، ابر قدرت مداخله گر در منطقه بود. كتاب حاضر بر آن است تا نگاهى اجمالى به اين جنگ ها كه در سال هاى ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ رخ دادند، بيفكند و نقش كارگزاران اصلى آن را بررسى نمايد.»كتاب «بررسى اجمالى جنگ هاى خليج فارس» كه به مرور جنگ هايى به وقوع پيوسته در اين منطقه طى سال هاى ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ ميلادى مى پردازد، شامل يك مقدمه و چهار بخش اصلى است و همچنين در پايان آن نيز جمع بندى و نتيجه گيرى، منابع و مآخذ و فهرست اعلام و اشخاص گنجانده شده است. بخش هاى چهارگانه كتاب اين موضوعات را در بر مى گيرد. ۱- جنگ اول: جنگ تحميلى عراق عليه ايران (۸۸-۱۹۸۰)، ۲- جنگ دوم: جنگ عراق عليه كويت (۹۱-۱۹۹۰)، ۳- جنگ سوم: جنگ آمريكا عليه عراق(۲۰۰۳) و ۴- سياست خارجى آمريكا در جنگ هاى خليج فارس.در مقدمه كتاب، نويسنده در خصوص سه جنگ ياد شده، توضيحات مقدماتى مختصرى داده است كه در همين حد، مى تواند مفيد فايده باشد و ذهن مخاطبان را براى مطالعه بحث هاى مفصل تر در متن كتاب آماده كند: «اولين جنگ در سال ۱۹۸۰ بين عراق و ايران در گرفت. اين جنگ توسط عراق شروع شد و هشت سال به طول انجاميد و بدون آن كه رهبران عراق به اهداف خود از تحميل جنگ به ايران دست يابند، در سال ۱۹۸۸ به پايان رسيد.دومين جنگ در سال ۱۹۹۱ بين عراق و آمريكا درگرفت. اين جنگ به دنبال اشغال كويت توسط عراق و ادعاى غرامت از اين كشور و نيز ادعاى مالكيت بر سرزمين آن، آغاز شد و با حمله آمريكا و متحدينش به عراق و آزادسازى كويت و نهايتاً شكست، عراق، پايان يافت.
سومين جنگ در سال ۲۰۰۳ بين آمريكا و عراق در گرفت. اين جنگ به بهانه تلاش عراق براى دستيابى به سلاح هاى كشتار جمعى و ممانعت رهبران اين كشور در انجام بازرسى هاى بين المللى، با حمله آمريكا و متحدينش به اين كشور آغاز شد و روند جنگ به سرعت به نفع مهاجمان پيش رفت و نهايتاً با سقوط رژيم بعضى صدام حسين و متوارى شدن مقامات آن كشور به پايان رسيد.»همچنين در بخش ديگرى از مقدمه ياد شده، در خصوص اهداف نگارنده از تأليف اين كتاب آمده است:«پژوهش حاضر برآن است كه تحولات سه دهه اخير منطقه خليج فارس تحت تأثير سياست ها و راهبردهاى آمريكا در اين منطقه بوده و زمينه هاى جنگ افروزى در قالب سه جنگ عراق عليه ايران، عراق عليه كويت، و آمريكا عليه عراق، در همين راهبردها قابل رؤيت است. بنابراين عامل بى ثباتى، بروز جنگ، خشونت، ويرانى و آوارگى در منطقه خليج فارس اولاً صدام حسين ديكتاتور عراق و ثانياً آمريكا به عنوان ابر قدرت مداخله گر در منطقه، بوده اند. از اين رو طبيعتاً يكى از اهداف اين تحقيق، بررسى سياست ها و راهبردهاى آمريكا در منطقه خليج فارس طى سا ل هاى مورد نظر (۲۰۰۳-۱۹۸۰) است.» علاوه بر اين، نويسنده در تشريح فشارهاى فزاينده دولت آمريكا بر جمهورى اسلامى ايران در واپسين روزهاى جنگ تحميلى نوشته است: «در سال ۱۹۸۷ دولت آمريكا كوشيد رويكرد كم شدت خود نسبت به ايران را در موقعيت تهاجمى قرار دهد. »حمله به پايگاه هاى نفتى سيرى و رستم، درگيرى مستقيم نيروهاى آمريكا با نظاميان ايران در ارتباط با كشتى ايران اجر، توسعه حوزه عملكرد و مأموريت كشتى هاى آمريكا در جهت كمك به كشتى هاى غير جنگى و سرانجام حمله به هواپيماى مسافربرى ايران و اما اين اقدامات تنها بيانگر يك بعد از رويكرد كم شدت آمريكا نسبت به ايران مى باشد...» ص۱۰۳گذشته از برخى كم دقتى هاى نويسنده در انشاى بخش هاى مختلف اثر، كتاب «بررسى اجمالى جنگ هاى خليج فارس» را در مجموع مى توان كتابى قابل توجه و مفيد فايده به حساب آورد. اثرى تحقيقى و در عين حال خواندنى كه اطلاعات مفيد بسيارى را در خصوص بحث مورد نظر در اختيار خوانندگان قرار مى دهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |