شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۴ محرم ۱۴۲۹
Sat, Feb 2, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۱
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۲
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۴
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۵
ويژه سفراستانى دولت به بوشهر۶
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
گفت وگو با «گارت پورتر » روزنامه نگار برجسته آمريكا
گفت وگو با «گارت پورتر » روزنامه نگار برجسته آمريكا
تغيير سياست بوش استراتژى يا تاكتيك
345156.jpg
] گفت و گو از : مهردخت مهاجرانى ]

امروز كه نخستين ماه ميلادى را پشت سر گذاشته ايم بسيارى از دولت ها و سازمان ها راهبرد سياسى خويش را براى سال پيش رو اعلام كرده اند. وقتى با تأمل دراين راهبردها نظر مى افكنيد عمق نگرانى و دلواپسى نسبت به سال پيش رو را به روشنى حس مى كنيد. به تعبير ديگر مسئله اصلى انسان و جهان سال جديد همچنان امنيت و صلح خواهد بود. اما شايد آنچه دامنه اين نگرانى را دو چندان افزون ساخته است واقعيت هاى تلخ ترى از اين دست است كه انسان ها، جوامع و دولت ها در نگاه به اين افق تيره نظام بين المللى هيچ مرجع مؤثرى كه بتواند كورسوى اميدى در رسيدن به صلح بيافريند نمى بيند يا اين واقعيت ناگوارتر همه كسانى كه ابزارها و امكان هاى تأمين امنيت را در اختيار دارند از همه جانبه درميدان مناقشه و نزاع حضور دارند و مقوله صلح نزد آنان همان ورقه پاره هايى است كه هر ازگاهى با عنوان قطعنامه مجمع عمومى سازمان ملل منتشر مى شود. با اين حال درست است كه جهان امروز با تنى زخمى در سال جديد پا نهاده است و هنوز صداى جنگ از چهار گوشه بويژه خاورميانه به گوش مى رسد اما اميدها به صلح و ناكامى تفكر جنگ طلبان زنده است بويژه با شكست هاى سنگينى كه هسته مركزى و طراحان دو جنگ افغانستان و عراق متحمل شده اند اين اميدها تازه تر شده است. براين اساس ما بحث چشم انداز سياست بين الملل در سال پيش رو را دستمايه گفت و گو با گارت پورتر روزنامه نگار آمريكايى قرارداديم .

از زاويه صلح و امنيت فكر مى كنيد كه جهان ۲۰۰۸ با چه چالش هايى روبرو خواهد شد . آيا كانون هاى بحران همان عراق و افغانستان خواهد بود يا آن كه شاهد غائله هاى نويى هم باشيم
به نظر من، مهمترين چالش صلح و امنيت، مهار ايالات متحده اى است كه اعتقاد دارد نيروهاى نظامى اين كشور پاسخى به مشكلات تروريسم خواهدبود. آمريكايى ها مى توانند اين تفكر خود را اكنون پس از عراق و افغانستان در صحنه پاكستان به آزمون بگذارند. اين مسئله از حساسيت بسيار بالايى به ويژه در مواردى كه اين روزها آمريكايى ها مى خواهند به عنوان يورش به مناطق و استان هاى مرزى پاكستان شروع كنند ، برخوردار است.
آيا اين نظر را قبول داريد كه در سال جديد بحران عراق فروكش خواهد كرد و نقطه كانونى چالش جهان، افغانستان و پاكستان خواهد شد
بله. ولى با اين وجود ميزان اهميت بحران عراق كاهش نخواهد يافت .
فكر مى كنيد، مهمترين خطر براى موقعيت آمريكا در چه مناطقى و از سوى چه نيروهايى بروز خواهد كرد
مهمترين خطرى كه امنيت آمريكا با آن مواجه خواهدشد، ناشى از آن است كه اشغال عراق توسط نيروهاى آن كشور موجب رويگردانى ملت هاى اسلامى و خشم كشورهاى عربى مى شود و به عنوان بهانه يا دستمايه اصلى جذب نيروى گروه هاى راديكال مطرح مى گردد
فرآيند رقابت و كشمكش بازيگران و قدرت هاى بين المللى در سال جديد به چه صورتى در خواهد آمد و به طور خاص فكر مى كنيد در روابط قدرت هايى مانند روسيه و غر ب يا روابط چين و غرب چه تحولى رخ خواهد داد
گمان مى كنم با توجه به اين كه روسيه و چين افزايش تحريم اقتصادى آمريكا بر كشورهاى حريف واشنگتن مانند ايران يا حتى سوريه را نپذيرفته اند، انتظار مى رود روند روابط ايالات متحده و اين كشورها رو به وخامت باشد. ضمن آنكه پروژه هايى مانند سپر موشكى سرفصل هاى تازه اى از كشمكش در روابط روسيه و غرب براى سال ۲۰۰۸ گشوده اند.
درسال پيش رو چه تغييرى را در سياست ها و رفتارهاى آمريكا پيش بينى مى كنيد آيا
خط مشى اى كه اين كشور پس از ۱۱ سپتامبر با عنوان يكجانبه گرايى و بر محور انديشه تك قطبى بودن جهان پيش گرفت تغيير مى كند .
به نظر من تغييرات عمده در سياست دولت بوش به وجود نخواهد آمد، مگر تغييراتى تاكتيكى در خط مشى اى سياسى اين كشور مقابل بازيگران مختلف در عراق.
اگر قرار بر يك بازنگرى در سياست بازيگران در بحران هاى خاورميانه در سال جديد باشد اين تغيير چگونه ممكن است بروز كند
اگر به تجارب عملكرد ايالات متحده در مناطق ديگر مراجعه كنيم، انتظار دارم كه اين بازنگرى البته چنان كه تأكيد كردم به صورت تاكتيكى از اختلاف دو طيف نخبگان سياسى آمريكا شروع شود. برهه انتقال قدرت در آمريكا همواره زمان جابه جايى در سياست ها است يعنى با خانه تكانى كاخ سفيد و آمدن احتمالاً جناح تازه مى توان به انتظار يك چرخش تاكتيكى نشست
اروپا در سياست خارجى در سال ۲۰۰۷ تضادها و چندگانگى عميقى را تجربه كرد . در سال جديد فكر مى كنيد صداى غالب و سياست حاكم بر اروپا چه خواهد بود
اروپا هنوز صداى مؤثرى در صحنه سياست جهانى ندارد. نقش امروز اروپا بيش از هر زمان ديگر زير سايه آمريكا كمرنگ شده است . البته از ميان گروه دولت هاى اروپايى برخى مانند فرانسه در خاورميانه يا انگليس در بحران دارفور يا آلمان در افغانستان تلاش مى كنند تحركى نشان دهند اما اين حركت ها در حدى نيست كه به ايجاد يك وضعيت نوين منجر شود
در باره موقعيت سازمان ها و اتحاديه هاى مشهور منطقه اى مانند ناتو - آسه آن و يا پيمان شانگهاى در سال جديد چه دورنمايى را مى بينيد
اين مسئله پيچيده تر از آن است كه بتوان در چنين مصاحبه اى به آن پاسخ كافى داد. برخى از اين سازمان ها مانند ناتو در پى حفظ موقعيت خويش تلاش مى كنند حوزه هاى تازه اى را براى مأموريت خويش تعريف كنند برخى ديگر مانند شانگهاى از حوزه اقتصاد به سمت ايفاى نقش هاى امنيتى گام برمى دارند.
عملكرد سازمان ملل در سال ۲۰۰۷ با نقدهاى جديد روبرو شد و حتى برخى از حاشيه رفتن بيش از پيش اين سازمان سخن گفتند فكرمى كنيد اين روند در سال جديد هم ادامه يابد يا ما شاهد اتفاق هاى تازه اى در حوزه نقش اين نهاد خواهيم بود.
بايد بين اركان مختلف سازمان ملل ـ مانند شوراى امنيت و مجمع عمومى يا آژانس انرژى اتمى ـ تمايز قائل شد. به عقيده من آژانس بين المللى انرژى اتمى چندين بار نقش مؤثر خود را نشان داده است و بايد تمامى اعضا از آن حمايت كنند. اما من نقش اركان ديگر را كم رنگ تر مى بينم تا حدى كه در بحران هاى حاد امروز مانند قضيه فلسطين هيچ نقش اثر بخشى ازاين نهادها ديده نمى شود .
گواتمالا ، ايستگاه جديد جنبش چپ
345159.jpg
] محمد بخشنده ]

جنبش چپگراى آمريكاى لاتين با فتح انتخابات گواتمالا گام ديگرى به سوى تثبيت موقعيت خويش در اين منطقه برداشت. اكنون هوگو چاوز حلقه تازه اى به زنجيره متحدان سياسى خويش افزوده است. يار تازه نفس جبهه چپگرايان آمريكاى لاتين كسى نيست جز آلوارو كولوم كابايرو ۵۶ ساله. پرچمدار چپگرايان گواتمالا، با همان شعارها و نمادها رأى ميليون ها توده فقير اين كشور را از آن خود كرد كه چاوز و لولاو باچلت در ونزوئلا و برزيل و شيلى بهره جسته بودند. او از انتخابات گواتمالا به عنوان آغاز دوران خوش براى فقرا تعبير كرد، كه رمز خيزش توده تهيدستان اين خطه محسوب مى شود. در سرزمينى كه دو پديده فقر و نا امنى برآن سايه افكنده است، اين ليدر جديد چپگرايان راهبرد خويش را متوجه ايجاد اشتغال و برقرارى امنيت كرده است. كولوم در شرايطى قدرت را در اين نقطه از حيات خلوت آمريكا به دست گرفته كه جامعه گواتمالا خسته از خشونت هاى سياسى بيش از ۵۰ فعال سياسى و كانديداهاى انتخاباتى را در اين درگيرى ها از دست داده بود. گرچه محافل سياسى ايالات متحده كوشيده اند تا كولوم را چهره اى متمايز از ديگر رهبران ضد آمريكايى اين منطقه معرفى كنند حتى برخى مقام هاى واشنگتن مدعى شده اند كه او خارج از توافقنامه تجارت آزاد با آمريكا عمل نخواهد كرد اما همه اين گمانه زنى هاى خوشبينانه در روز تحليف كولوم رنگ باخت، حضور يكپارچه ليدرهاى چپ آمريكاى لاتين بويژه چاوز ونزوئلا آشكار ساخت كه گواتمالا گام در مسيرى نهاده كه سياستمداران كارآكاس و بوئنوس آيرس و سانتياگو گشوده اند.
سياست هاى اعلام شده كولوم هيچ تناسبى با انگاره ها و تفكرات سياسى جريان نئوليبراليسم در اين خطه ندارد. درست است كه او محور برنامه رياست جمهورى خود را توسعه اقتصادى و گسترش سرمايه گذارى اعلام كرده است اما تز او براى جذب سرمايه گذارى مفهومى غير از بازگشت كاروان اقتصادى آمريكا و غرب دارد. به باور تحليلگران آمريكاى لاتين، كولوم در رويكرد سياسى خويش بيش از همه متأثر از فردى است كه نيم قرن پيش بنيان نخستين دولت چپ را در اين سرزمين پايه نهاد. «ياكوبو آربنز» رئيس جمهور دهه ۵۰ گوآتمالا كه در نهايت همانند بسيارى از دولت هاى ملى و چپگراى آن روزگار با كودتاى سازمان سيا در ۱۹۵۴ ساقط شد. جالب است كه كودتاى سيا عليه رهبر محبوب چپ گواتمالا درست هنگامى كليد خورد كه كاخ سفيد براى ساقط كردن دولت مصدق در ايران خيز برداشته بود. به هر حال آلوارو كولوم در مانيفست اصلاحى خود نيز گرايش سياسى اش را به وضوح نمايان ساخته است. او بيش از هرچيز بر اصلاح سيستم قضايى و ساختارهاى اقتصاد كشور انگشت تأكيد نهاده است، يعنى دو ركن از امور كشور كه ميراث نابسامانى ليبرال ها به حساب مى آيد.
انتظار مى رود كه بيشترين تغييرات عصر رهبرى كولوم در سياست خارجى نمايان شود و در اين راستا دولت جديد گواتمالا ضمن تلاش براى تحكيم پيوند هاى دوستى با همتايان چپگراى خويش در آمريكاى لاتين روابطى تازه با كشورهاى مستقلى چون ايران آغاز كند. از همين روست كه رئيس جمهورى ايران جزو نخستين كسانى بود كه به قدرت رسيدن كولوم را خوشامد گفت و دستگاه ديپلماسى گواتمالا نيز با اعزام هيأتى بلند پايه، ايرانى ها را به حضور در جشن رياست جمهورى كولوم دعوت كرد. آن گونه كه منابع مطلع گفته اند، هيأت اعزامى كولوم به تهران حامل پيام تازه اى براى گشودن باب همكارى جديد بوده و در مذاكرات خويش تأكيد كرده است كه از پى تحولات سياسى اخير، دولت گواتمالا چشم انداز جديدى از همكارى با تهران را انتظار مى كشد كه در آن جمهورى اسلامى ايران با توجه به توانمندى هاى فنى، مهندسى و صنعتى به سرمايه گذارى مشترك در زمينه هاى مختلف بويژه انرژى، احداث سد و خطوط انتقال نيرو مبادرت كند. به باور كارشناسان، گواتمالا همانند بسيارى از كشورهاى اين خطه داراى پتانسيل ها و ظرفيت هاى چشمگير براى همكارى اقتصادى است. هرچند ممكن است اولويت نخست اين كشور در مناسبات اقتصادى، همسايگان آن باشد ليكن با توجه به گزينه منطقى ديپلماسى ايران در تقويت همكارى با كشورهاى آمريكاى لاتين، انتظار مى رود ديپلماسى جمهورى اسلامى ايران از فرصت رياست جمهورى كولوم بيشترين بهره را براى حضور در اين نقطه حساس آمريكاى لاتين ببرد و مانند ونزوئلا ساز و كارهاى لازم براى حضور صاحبان صنايع، تجارو فعالان توليدى و خدماتى كشور در اين بخش از بازار آمريكاى لاتين را فراهم آورد. تجربه نشان مى دهد كه اين دست فرصت هاى تاريخى نظير جنبش هاى مردمى آمريكاى لاتين خود به خود بسترهاى جديدى را براى همكارى اقتصادى مى آفرينند و چنان كه سازو كار استفاده از اين فرصت ها فراهم نشود، در گذر زمان از دست مى روند.
به باور كارشناسان آمريكاى لاتين، تهران اكنون در موقعيتى ايده آل از حيث علايق مشترك سياسى با دولت هاى آمريكاى لاتين قرار دارد و اراده سياسى تهران و پايتخت هاى اين منطقه در اين برهه تاريخى بر پايه گذارى فصل نوينى از همگرايى استوار شده است اما چنين انديشه بلندى در مرحله اجرا بايد با حركت و همت مجموعه اى از نيروها و نهادهاى اقتصادى، بازرگانى و... پشتيبانى شود. در همين راستا است كه كارشناسان مذكور بر بسترسازى براى حضور بخش خصوصى در بازارهاى منطقه از جمله گواتمالا تأكيد ورزيده اند. برآورده ساختن انتظارات دولت هايى مانند گواتمالا در عرصه هاى فنى، مهندسى و خدماتى، چيزى است كه فقط با حضور چشمگير بخش خصوصى امكان پذير است اما ترديد نبايد داشت كه لازمه حضور گسترده اين بخش در بازارهاى آمريكاى لاتين كه بازار ناشناخته و توأم با ريسك براى فعالان اقتصادى و سرمايه گذاران ايرانى است فقط در سايه حمايت حوزه ديپلماسى امكان پذير است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |