يكشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۵ محرم ۱۴۲۹
Sun, Feb 3, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
ويژه جشنواره۱
ويژه جشنواره۲
ويژه جشنواره۳
ويژه جشنواره۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
پرتاب جسدى به حياط خانه ويلايى
گروه حوادث ـ پرتاب جسد مرد ناشناسى به حياط يك خانه ويلايى در شمال تهران اعضاى خانواده اى را در شوك فرو برد.به گزارش خبرنگار جنايى ما، نيمه شب جمعه يكى از ساكنان منطقه قيطريه، هراسان با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و گفت: دقايقى قبل صداى مهيبى شنيديم وقتى به حياط رفتيم در كمال ناباورى با پيكر خون آلود و بى جان مرد جوانى روبه رو شديم.نخستين تحقيقات بازپرس شهريارى و مأموران كلانترى ۱۲۴ قلهك نيز نشان مى داد وى در جريان يك درگيرى به قتل رسيده است بعد هم جسدش از سوى افراد ناشناس به خانه اى زير پل پرتاب شده است. مأموران در حاشيه بزرگراه نيز لنگه كفش و موتوسيكلت مقتول را كشف كردند.بازپرس شهريارى در اين باره گفت: با پيدا شدن تلفن همراه مقتول اسماعيل- ۳۸ ساله- خانواده وى نيز شناسايى شدند.شواهد نشان مى داد اسماعيل معتاد بوده و اغلب براى خريد مواد مخدر به اين منطقه رفت و آمد داشته است. در حال حاضر تحقيق درباره اين فرضيه كه مقتول هنگام خريد مواد مخدر به قتل رسيده باشد ادامه دارد.
كاغذ مچاله، سرنخ كارآگاهان براى افشاى جنايت
345588.jpg
گروه حوادث ـ سارى ـ محمد جونيان ـ خبرنگار «ايران»: كشف تكه كاغذ مچاله در جيب مرد جوان، تنها سرنخ كارآگاهان براى افشاى راز جنايت خانوادگى بود. در اين ماجراى هولناك مردى در پى برقرارى رابطه شيطانى ، شوهر يك زن را در خانه اش به قتل رساند.

به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل مأموران انتظامى شهرستان آمل از ماجراى كشف جسد مرد جوانى كنار يك پاركينگ در منطقه «آبشار» جاده آمل باخبر شدند. بدين ترتيب گروهى از كارآگاهان جنايى آمل با دستور قضايى بازپرس جنايى منطقه لاريجان به محل موردنظر رفتند. آنها پس از بررسى جسد، پى بردند مقتول با ۹ ضربه كارد به قتل رسيده است. در نخستين گام هنگام جست وجو ى لباس هاى مقتول يك تكه كاغذ مچاله كشف كردند كه شماره تلفنى روى آن نوشته بود. در ادامه بررسى ها نيز مشخص شد، شماره مربوط به يك كارخانه در تهران است.كارآگاهان سپس با دستور قضايى براى شناسايى هويت مقتول و كشف راز جنايت راهى تهران شدند؛ آنها در تجسس هاى ويژه پليسى دريافتند مقتول كارمند همان كارخانه است. برادر وى نيز در نخستين بازجويى ها از اختلاف هاى شديد «ليلا» ـ همسر مقتول ـ با برادرش سخن به ميان آورد. كارآگاهان جنايى كه احتمال مى دادند مرد جوان قربانى توطئه شوم همسرش شده است، او را به صورت نامحسوس تحت نظر قرار دادند تا اينكه راز رابطه پنهانى زن جوان با مرد ۲۸ ساله اى به نام حميد ـ كه از دوستان خانوادگى شان بود ـ فاش شد.
كارآگاهان در گام بعدى حميد را دستگير كردند. او ابتدا منكر اطلاع از قتل جهانبخش ـ ۳۴ ساله ـ شد؛ اما در بازجويى هاى فنى، پليسى وقتى با مدارك و مستندات پليسى روبه رو شد چاره اى جز بيان حقيقت و اعتراف نديد.بنابراين به تشريح جزئيات قتل دوست خانوادگى اش پرداخت. وى گفت: حدود يك سال قبل در جشن عروسى خواهر ليلا ـ همسر مقتول ـ شركت كردم. همانجا با ليلا آشنا شدم و از آن ايام به طور پنهانى با يكديگر ملاقات مى كرديم. زن جوان همواره از مشكلات زندگى با شوهرش و طلاق حرف مى زد و مى گفت شوهرش به خاطر دخترشان حاضر نيست او را طلاق دهد. حتى چند بار هم پيشنهاد قتل او را طرح كرد كه من نپذيرفتم. سرانجام شامگاه يازدهم دى، ليلا تلفنى با من تماس گرفت و گفت شوهرش براى انجام مأموريت ادارى به شهرستان سفر كرده و چند روز ديگر بازمى گردد. بعد هم از من خواست براى صحبت درباره موضوع مهمى به خانه شان بروم. آن شب در حال گفت وگو با ليلا بودم كه ناگهان صداى زنگ خانه را شنيدم. ليلا كه به شدت ترسيده و شوكه شده بود از من خواست در اتاقى پنهان شوم. دقايقى بعد هم صداى جر و بحث ليلا و جهانبخش را شنيدم. سپس ليلا همراه دختر كوچولويش خانه را ترك كرد. در آن لحظه نمى دانستم چه كنم. ناگهان جهانبخش وارد اتاق شد. من هم با كاردى كه داشتم به او حمله كردم. سپس تلفنى از ليلا خواستم به خانه بازگردد. او هم خودش را رساند بعد با كمك ليلا جسد شوهرش را لابه لاى قاليچه اى پيچيديم. همان شب خودروى دوستم را امانت گرفتم، سحرگاه روز بعد جسد را در صندوق عقب خودرو گذاشتيم و به سوى جاده آمل حركت كرديم. در فاصله چند كيلومترى امامزاده هاشم در منطقه كوهستانى «آبشار» كنار يك پاركينگ خودرو، توقف كرديم. سپس با كمك ليلا، جسد جهانبخش را همانجا رها كرده و به تهران بازگشتيم.«ليلا» نيز پس از دستگيرى در بازجويى ها به كارآگاهان گفت: حميد به عنوان دوست همسرم به خانه ما رفت وآمد مى كرد. تا اين كه شوهرم نسبت به رفتارهايش مشكوك شد. بنابراين از او خواست ديگر به خانه ما نيايد. به من هم گفت حق ندارم با حميد تماس داشته باشم. ما هم گاهى اوقات به خاطر همين مسائل با هم درگير مى شديم تا اين كه سرانجام آن اتفاق شوم رخ داد.متهمان پس از اعتراف به قتل، صحنه جنايت را بازسازى كرده و همه اتهام هاى خود را پذيرفتند.بازپرس دادسراى جنايى لاريجان ـ آمل ـ نيز دستور داد متهمان براى محاكمه در اختيار دادسراى جنايى تهران قرار گيرند.
اعتراف به قتل پس از ۹ ماه
345585.jpg
گروه حوادث ـ راز مرگ مرموز زن جوان پس از چند ماه با اعتراف هاى پدر پيرش فاش شد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، صبح چهارم ارديبهشت پيرمردى تلفنى با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و از مرگ مرموز دختر ۳۲ ساله اش خبر داد. وى گفت: صبح امروز كه به خانه دخترم آمدم او در خواب بود. اول فكر كردم خوابيده است اما پس از اين كه چندين بار صدايش كردم و جوابى نداد متوجه شدم جان باخته است. دقايقى بعد با حضور مأموران كلانترى ۱۳۳ شهر زيبا در محل حادثه تحقيقات در اين باره آغاز شد. نخستين بررسى ها روى جسد نشان مى داد اعظم، بر اثر خفگى ناشى از فشار بر رگ هاى گردنش جان باخته است. بنابراين بلافاصله موضوع به اصغرزاده - بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراى جنايى تهران - اطلاع داده شد. همزمان با حضور وى در محل جنايت و انجام نخستين تحقيقات جسد به پزشكى قانونى منتقل و بازجويى و تحقيق از خانواده مقتول انجام شد. اما همگى خود را از جريان قتل بى اطلاع دانسته و اعلام كردند به كسى هم مظنون نيستند. پس از گذشت چند روز بازپرس جنايى خانواده مقتول را براى انجام تحقيقات بيشتر به دادسراى جنايى تهران احضار كرد. اما مأموران در ادامه بررسى ها پى بردند آنها به جاى نامعلومى نقل مكان كرده اند. بدين ترتيب ظن پليس و بازپرس پرونده به اين خانواده قوت گرفت و تلاش براى پيدا كردن آنها آغاز شد. بازپرس اصغرزاده در اين باره به خبرنگار ما گفت: در تحقيقات قضايى دريافتيم اعظم - مقتول- چند سال قبل در يك سانحه رانندگى همسرش را از دست داده بود كه پس از آن در آپارتمانى - در غرب تهران - زندگى مى كرد. از سوى ديگر با توجه به اظهارات همسايه ها مبنى بر رابطه پنهانى وى دستور شناسايى و تحقيق از چند نفر صادر شد. اما پس از گذشت ماه ها مشخص شد هيچ يك از اين افراد در قتل اعظم دخالت نداشته اند. بدين ترتيب احتمال اين كه وى از سوى اعضاى خانواده اش به قتل رسيده باشد قوت گرفت. تا اين كه پس از گذشت ۹ ماه پليس موفق به كشف محل زندگى خانواده اعظم در كرج شد. هنگامى كه كارآگاهان به سراغ آنها رفتند پدر مقتول در نخستين تحقيقات به قتل دخترش اعتراف كرد. وى در حالى كه ابراز پشيمانى نمى كرد به بازپرس اصغرزاده گفت: دخترم را به خاطر رفتار و حركاتش كشتم و به هيچ عنوان پشيمان نيستم! هم اكنون با توجه به اعتراف هاى متهم تلاش براى رفع برخى ابهام ها در اين باره ادامه دارد.
مدارك جعلى متهم فرارى در زير زمين مجتمع تجارى
345591.jpg
گروه حوادث ـ جاعل حرفه اى و ۵ پسر تبهكار به اتهام جعل اسناد و مدارك دولتى با صدور كيفرخواست و قرار مجرميت روانه زندان شدند.
متهمان پس از شناسايى افرادى كه نمى توانستند به صورت قانونى از كشور خارج شوند با بيان اين كه توانايى تهيه كارت پايان خدمت و ساير مدارك را دارند با دريافت مبالغ قابل توجه، به متقاضيان، مدارك جعلى تحويل مى دادند.به گزارش خبرنگار ما، راز فعاليت هاى شش تبهكار حرفه اى خرداد امسال همزمان با كشف يك فقره كارت پايان خدمت جعلى از پسر جوانى به نام شاهين فاش شد.وى كه با مدارك جعلى براى دريافت گذرنامه به يكى از دفاتر پليس ۱۰+ مراجعه كرده بود از سوى مأموران شناسايى و دستگير شد.او در حالى كه از جعلى بودن كارت پايان خدمت خود اظهار بى اطلاعى مى كرد، به مأموران گفت: از مدت ها قبل علاقه مند به زندگى در خارج از كشور بودم. اما به خاطر اين كه سربازى نرفته بودم، نمى توانستم به آرزويم برسم. تا اين كه چندى قبل دو برادر به نام هاى شهرام و شهريار كه از دوستان هم محلى مان هستند، وقتى از علاقه مندى ام براى سفر به خارج باخبر شدند، يك روز به من مراجعه كرده و مدعى شدند، يكى از دوستانشان مى تواند برايم كارت پايان خدمت اصلى صادر كند.من كه فريب حرف هاى اين دو برادر را خورده بودم، با پرداخت ۱۵۰ هزارتومان پول، يك كارت پايان خدمت تحويل گرفتم. بنابراين براى اطمينان از واقعى بودن آن، تقاضاى گذرنامه كردم.مأموران با شنيدن اظهارات پسر جوان و راهنمايى او، بلافاصله شهرام و شهريار را شناسايى كردند. آنها در تحقيقات بعدى دريافتند دو برادر از جاعلان حرفه اى و سابقه دار هستند.بدين ترتيب با دستور محمدنژاد ـ داديار شعبه اول دادسراى بعثت ـ هر دو متهم دستگير شدند. در بازرسى خانه آنها نيز مقدارى اسناد و مدارك جعلى به دست آمد.از سوى ديگر متهمان در حالى كه منكر ارتكاب جرمى شده بودند، اظهار داشتند: مدارك را يكى از دوستانشان به نام نادر در اختيارشان قرار داده است. بدين ترتيب پس از دستگيرى نادر مشخص شد وى با فردى به نام فرهاد همكارى دارد.مأموران پس از دستگيرى فرهاد در بازرسى از خانه وى چند جلد شناسنامه سفيد و مدارك جعلى كشف كردند. متهم در بازجويى ها مدعى شد، شناسنامه ها را با پرداخت ۵۰ هزار ريال ـ براى هر جلد ـ از فردى در جنوب تهران خريده است. سپس مدارك را به مبلغ ۱۵۰ هزارتومان فروخته است. وى همچنين اعتراف كرد با پسرى به نام مهرداد كه از جاعلان حرفه اى و سابقه دار است، همكارى مى كند.مأموران با شناسايى مهرداد ـ سردسته اصلى ـ شبكه به سراغ او رفتند. اما وى پس از اطلاع از دستگيرى همدستانش از محل سكونتش گريخته بود.اين در حالى بود كه مأموران در بازرسى خانه مهرداد، بيش از ۶۰ فقره مدارك و اسناد دولتى و وسايل مربوط به جعل نيز كشف كردند.بدين ترتيب تحقيقات براى شناسايى مخفيگاه مهرداد و دستگيرى او ادامه يافت.سرانجام مأموران كلانترى مسعوديه در پى دريافت گزارش هاى مردمى مبنى بر فعاليت اعضاى يك شبكه جعل در زيرزمين يك مجتمع تجارى، موفق به دستگيرى مهرداد و دو تن از همدستان ديگرش، سامان و ناصر شدند.مهرداد در نخستين بازجويى ها مدعى شد مدارك را به تنهايى جعل كرده و سامان و ناصر با او همكارى نداشته اند.بنابراين متهم با دستور داديار دادسراى شهيد محلاتى با قرار وثيقه يك ميلياردتومانى بازداشت شد. داديار محمدنژاد نيز به محض اطلاع از دستگيرى متهم، پس از هماهنگى هاى قضايى متهم را براى تحقيقات بيشتر احضار كرد.مهرداد و همدستانش در حضور وى به ده ها فقره جعل اسناد و مدارك دولتى اعتراف كردند و سرانجام، مهرداد به عنوان سردسته اصلى شبكه و شهرام، شهريار، فرهاد و ناصر به اتهام معاونت در جعل اسناد دولتى باصدور قرار مجرميت و كيفرخواست روانه زندان شدند.برهمين اساس شاهين، سهراب و پويا نيز به اتهام استفاده از اسناد و مدارك جعلى با صدور قرار وثيقه تا زمان محاكمه آزاد شدند.
مجازات سنگين مادر و پسر
گروه حوادث ـ پسر جوان و مادرش كه با همدستى هم ماجراى قتل پدر را اجرا كرده بودند از سوى قضات دادگاه كيفرى به قصاص - اعدام- محكوم شدند.
به گزارش خبرنگار ما، براساس اوراق پرونده ، فروردين ،۸۳ مأموران انتظامى شهرستان رشت در جريان كشف تكه هاى جسد مردى در يكى از محله هاى اين شهر قرار گرفتند. مأموران پس از تحقيق در اين باره و كشف بقاياى جسد، پس از مدتى پى به هويت مقتول بردند و او را شناسايى كردند. آنها در تجسس هاى ويژه پليسى، همسر و پسر مقتول را مورد بازجويى قرار دادند و متوجه تناقض گويى آنها شدند. تا اين كه مهيار - ۱۷ ساله- به قتل پدرش اعتراف كرد. بدين ترتيب پس از بازداشت مادر وى، پرونده متهمان با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست براى رسيدگى به شعبه ۱۰۲ كيفرى شهرستان رشت ارجاع شد و با گذشت سه سال از جنايت، متهمان تيرماه امسال محاكمه شدند. در ابتداى جلسه مادر ۴۰ ساله مهيار- متهم رديف دوم- در دفاع از اتهام مشاركت در قتل عمد همسر ۴۵ ساله اش گفت: من و شوهرم با هم بشدت اختلاف داشتيم اختلاف هايمان زمانى بيشتر شد كه شوهرم به اتهام اعتياد به مواد مخدر و الكل زندانى شد. من آن موقع براى سومين بار دادخواست جدايى داده بودم اما به علت ناراضى بودن شوهرم دادگاه حكم طلاق را صادر نمى كرد و به نفع همسرم رأى مى داد.
سرانجام همسرم پس از دو سال از زندان آزاد شد و به خانه آمد البته او دو كارد همراه داشت. دقايقى پس از بازگشت بين ما جرو بحث درگرفت اما با دخالت همسايه ها اين قضيه خاتمه يافت. همسرم به دليل اعتياد شديد بيشتر مواقع حالت طبيعى نداشت. پسرم- مهيار- كه در آن ايام ۱۷ سال سن داشت، از رفتارهاى خشونت آميز پدرش با من بسيار ناراحت بود حال آن كه شوهرم در حق پسرش - مهيار- هم پدرى نكرده بود. روز حادثه مهيار در اتاقش بود كه پدرش مرا به باد كتك گرفت. مهيار ابتدا سعى كرد مثل هميشه بين ما صلح و آرامش برقرار كند. اما پدرش دست بردار نبود. همان موقع مهيار در حالى كه بشدت عصبانى و ناراحت بود با دست دهان پدرش را گرفت كه فحش و ناسزا به من نگويد و با كارد ضربه اى به گردنش زد.سپس جسد را به حمام برد حتى اجازه نداد كه من وارد حمام شوم.وى در ادامه با ابراز تأسف عميق در اين باره گفت: اى كاش همان موقع يك نفر به ما كمك مى كرد تا اين حادثه تلخ رخ نمى داد.
مهيار نيز در دفاع از اتهام قتل عمد پدرش به هيأت قضايى دادگاه گفت: مادرم در قتل پدرم هيچ نقشى نداشت و من به تنهايى اين كار را انجام دادم. او - مادر- فقط در پنهان كردن جسد به من كمك كرد.وى ادامه داد: زمان قتل نمى دانستم چه كارى انجام مى دهم. وقتى آن صحنه هاى دردناك را به ياد مى آوردم كه پدرم چگونه مادرم را كتك مى زد و او را اذيت مى كرد اختيارم را از دست دادم و مشاهده كتك خوردن مادرم، باعث شد بدون اراده به پدرم حمله كردم و متأسفانه مرتكب اشتباه جبران ناپذيرى شدم.
در ادامه جلسه، محاكمه محمد مصطفايى، وكيل مدافع مهيار از دادگاه خواست موكلش را براى انجام تست جنون به پزشكى قانونى معرفى كنند، تا متخصصان و كارشناسان پس از انجام آزمايش هاى روحى و روانى درباره او اظهارنظر كنند. وى در ادامه گفت: مهيار علاقه خاصى به پدرش داشت اما خصوصيات اخلاقى پدر عقده اى را در دل او ايجاد و در نهايت روحيات او را متزلزل و روانش را بشدت آسيب پذير كرده بود كه همين شرايط باعث شد اراده از او سلب و مرتكب عملى ناخواسته شود. دادگاه پس از شنيدن آخرين دفاعيات متهمان به استناد دلايل و مستندات پرونده و درخواست اولياى دم، مهيار و مادرش را مجرم شناخت و آن دو را به اتهام مشاركت در قتل عمد به قصاص - اعدام - محكوم كرد.
حادثه ها
قتل پدرخوانده در هتل
پليس ونزوئلا از كشته شدن يك قاچاقچى بين المللى اهل كلمبيا در اين كشور خبر داد.جسد وى و يكى از محافظانش در يك هتل كشف شد.رئيس پليس كلمبيا گفت: طى سال هاى اخير «وارلا» مهم ترين قاچاقچى مواد مخدر اين كشور بود كه مرگ وى تأثير مهمى بين سازمان هاى غيرقانونى كلمبيايى خواهد داشت.وارلا ابتدا مأمور پليس كلمبيا بود كه بعدها به قاتل اجير شده تبديل و سپس پدرخوانده قاچاق موادمخدر شد كه نامش كنار نام بن لادن در فهرست افراد تحت تعقيب اف بى آى قرار داشت.
سرماى افغانستان ۵۰۰ قربانى گرفت
شمار قربانيان موج سرماى افغانستان از مرز ۵۰۰ نفر گذشت. اين درحالى است كه با پايان آذوقه مردم هم اكنون ده ها هزار نفر با خطر گرسنگى و مرگ روبه رو هستند.
دستگيرى زندانى فرارى پس از ۳۳ سال
زندانى فرارى پس از ۳۳ سال از سوى مأموران پليس آمريكا همراه با ۳ زندانى فرارى ديگر دستگير شد.«چارلز دى فرى» ۶۱ ساله حدود ۳۳ سال قبل به جرم سرقت مسلحانه به زندان محكوم شد. اما مدتى بعد موفق به فرار شد. وى پس از فرار با تغيير نام و مشخصات خود به لاس وگاس رفت و پس از ازدواج صاحب فرزند شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |