يكشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۵ محرم ۱۴۲۹
Sun, Feb 3, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
ويژه جشنواره۱
ويژه جشنواره۲
ويژه جشنواره۳
ويژه جشنواره۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
دهه مبارك فجر در اردوگاه اسرا
345471.jpg
]مرتضى جوكار]

با نزديك شدن ايام دهه فجر شور و هيجان خاصى در ميان اسرا به چشم مى خورد. همه براى استقبال از اين روزها آماده مى شدند. گروه هنرى و فرهنگى تشكيل مى شد و تلاش چشمگيرى داشت. آماده ساختن تئاتر و سرود براى اجراى متناوب در آسايشگاه ها و آماده ساختن گروهى براى رژه رفتن در مقابل تمثال حضرت امام(ره)، نقاشى دو پرتره از حضرت امام(ره) آن هم بدون امكانات و دور از چشم نگهبانان عراقى، كارى بسيار خطرناك و دشوار بود؛ زيرا دشمن به خاطر سالگرد انقلاب مراقبت هاى خود را افزايش مى داد.
چند گروه، مشغول تمرين براى اجراى نمايش ورزشى جودو و... مى شدند. مسابقات فوتبال و واليبال و كشتى در بعضى سال ها به طور منظم برگزار مى شد و برنامه طورى تنظيم مى شد كه فينال در روز ۲۲ بهمن برگزار گردد.
شعرا و اهل ذوق نيز براى خود مجلسى داشتند كه بسيار مورد استقبال واقع مى شد.
و در كنار همه اين فعاليت ها، مسابقه حفظ و قرائت قرآن و نهج البلاغه گل سرسبد مراسم اين ايام بود. براى نفرات اول اين مسابقات جوايزى كه گاه از يك مهر و جانماز تجاوز نمى كرد تدارك ديده مى شد. آشپزخانه هم به طور مخفى با آرد و شكر شيرينى مى پخت و بين آسايشگاه ها توزيع مى كرد. همه اين فعاليت ها در دنياى باطنى اسارت جريان داشت و در دنياى ظاهرى آن؛ يعنى در ديد عراقى ها، اسرا آرام و خسته در گوشه اى خواب يا در حال مطالعه بودند.
در سال ۶۴ در اردوگاه موصل ۳ كه از بقيه كوچكتر بود چند نشريه نوشته شد و به طرز زيبايى نقاشى و تدوين گرديد. آن زمان آرزو داشتيم يكى از آنها را به عنوان سندى از فعاليت هاى فرهنگى آزادگان به ايران بياوريم؛ ولى متأسفانه يكى به دست عراقى ها افتاد و بقيه به ناچار آتش زده شدند.
همه اين تلاش ها كه براى حفظ روحيه مبارزه طلبى و دور كردن حس انزواطلبى و خمودگى از جامعه بسته اسارت صورت مى گرفت به بهاى شكنجه و آزار عده اى از جانب دشمن و از خودگذشتگى و ايثار دسته اى از عزيزان دربند انجام مى شد كه اوقات خويش را وقف خدمت به ديگران كرده بودند.
*برنامه هاى دهه فجر انقلاب اسلامى در اسارت
دهه مباركه فجر، با توجه به بازگشت رهبر عظيم الشأن انقلاب حضرت امام خمينى(ره) و پيروزى انقلاب اسلامى، بالاترين افتخار را براى امت اسلام در طول ۱۴۰۰ سال دربرداشته است و لذا دهه اى فراموش نشدنى براى ملت شريف ما و امت اسلام است. با توجه به اهميت اين موضوع، برادران هم بند اسير ما در دوران اسارت سعى شان بر اين بود كه براى تعظيم شعائر آن بزرگداشتى را كه در شأن اين ايام باشد، متناسب با وضعيت اسارت شان داشته باشند. هرچند كه از بغداد به اين اردوگاه ها يادآورى مى شد كه در اين ايام بيشتر مراقب باشند و آنها هم سخت تهديد مى كردند ولى در عين حال چهار ماه قبل از فرارسيدن دهه فجر فعاليت ها به گونه اى كه دشمن متوجه نشود، شروع مى شد. در درجه اول بچه ها سعى مى كردند به عنوان تقدير از ايثارگرى برادرانى كه در اسارت، پايدارى و پايمردى و استقامت خوبى نشان مى دادند، هدايايى مهيا كنند. چيزى كه داشتند لباس هايشان بود. اگر لباس هاى نويى را مى توانستند ذخيره كنند، براى اين ايام ذخيره مى كردند ولى چون لباس زياد نبود سعى مى كردند از لباس هاى كهنه جانماز بدوزند، قلب هايى از سنگ درست كنند، با هسته خرما و تراشى كه به آن مى دادند تسبيح درست كنند و يا با نخى كه از طريق شكافتن جوراب و زيرپيراهن و... مى تابيدند، گيوه بدوزند. به هر حال، همه اينها فراهم مى آمد و به صورت جايزه بين افراد فعال توزيع مى شد.
از برنامه هاى ديگر اين بود كه آنچه را در دوران انقلاب در روزهاى پيروزى انقلاب گذشته بود، به عنوان روزشمار از خاطره ها جمع آورى و خوانده مى شد، كه اثر خوبى داشت. برگزارى مسابقات كشتى، كاراته، كونگ فو و اجراى سرودهاى انقلابى نيز از ديگر برنامه ها بود. با اين كه آنجا شيرينى نبود. بچه ها خمير نان را درمى آوردند، خشك مى كردند و بعد از كوبيدن و رد كردن از تورى و مخلوط كردن با آب، از آن خمير شيرينى به دست مى آوردند. البته در ايام دهه فجر درست كردن شيرينى ممنوع بود و دشمن هم در اين روزها بيشتر به دنبال اين نوع شيرينى ها كه به آن «حلويات» مى گفتند، مى گشت.
يك شب عراقى ها به آسايشگاه ريختند و از بچه ها سراغ حلويات را گرفتند. يكى از برادران با اين كه مى فهميد حلويات يعنى چه، گفت: چه مى گوييد ما جز همين سطل هايى كه اينجاست حلبيات نداريم. دشمن كه خيلى عصبانى شده بود، حتى تمام پتوها را تكاند تا ببيند شيرينى ها كجاست، اما چيزى پيدا نكرد و رفتند. برادران ما شيرينى ها را داخل بالش ها مخفى كرده بودند و فرداى آن روز مقدارى از آن را براى يك دكتر عراقى هم بردند.
دكترهاى عراقى متفاوت بودند. بعضى از آنها خيلى بى وجدان، بى رحم و بى عاطفه و برخى ديگر متعهد و باعاطفه بودند. در آن روزها دكترى بود به نام دكتر فارس كه بسيار شخص شريفى بود. او شايد هفته اى ۵۰ دينار (هر دينار معادل ۳۰-۲۰ تومان) از داروهايى كه عراقى ها به اردوگاه نمى آوردند، از شهر مى خريد و به صورتى مخفيانه به اردوگاه مى آورد و به مريض هايى كه مى دانست به آنها احتياج دارند، مى داد. شيرينى ها را هم براى همين دكتر فارس فرستاديم. وقتى شيرينى ها را ديد، گفت اينها كجا بوده كه عراقى ها نتوانستند پيدا كنند در هر حال، آن دهه فجر با شور و حرارت و گرمى خاصى برگزار شد.
يكى ديگر از برنامه ها برگزارى نمايشگاه عكس از مجموعه عكس هايى بود كه براى بچه ها از ايران فرستاده بودند. علاوه بر اينها تصاويرى از امام خمينى(ره)، آيت الله خامنه اى و آقاى رفسنجانى كشيده مى شد. در اين رابطه هم چندين بار عراقى ها به آسايشگاه ريختند ولى عكس ها خيلى سريع جمع شده بود. آخرالامر در آن دهه فجر يك عكس امام(ره) را كه ۴۰در۵۰سانتى متر بود، به دست آوردند. اصلاً دشمن متحير مانده بود كه اين تصوير را كدام نقاش و از روى كدام عكس كشيده است، آن هم با عدم امكانات موجود!
تقريباً ۳۵۰ نفر به اين جهت بازداشت شدند و بالاخره هم نقاش آن تصوير پيدا نشد.
در روز ۲۲ بهمن معمولاً تصوير حضرت امام خمينى(ره) را روى پتو مى كشيدند و برادران مان از جلوى آن رژه مى رفتند. در يكى از اين مراسم ها رژه رفتن ها توأم با آتش بازى بود. بچه ها نفت را به دهان مى ريختند و به گرزى كه از آتش درست كرده بودند، فوت مى كردند. برنامه به قدرى جالب بود كه هركس وارد مى شد، فكر مى كرد مثلاً در يك پايگاه بسيج در ايران است.
در يكى از قسمت هاى مراسم ۲۲ بهمن يكى از آقايان روحانى حضرت حجت الاسلام حاج آقا سيداحمد رسولى در كنار تصوير مبارك حضرت امام(ره) ايستاده بود كه بچه ها رژه بروند. در همين حال بچه ها يك باره عكس قدى امام را رو مى كنند. همه بچه ها وقتى نگاه شان به عكس قدى امام مى افتد به عكس خيره مى شوند و شروع به گريه مى كنند، چون فكر نمى كردند كه عكس قدى امام هم كشيده بشود. در همين حال، نگهبان عراقى پشت پنجره مى آيد و وقتى خيره شدن و اشك ريختن اسرا را مى بيند، زبانش بند مى آيد و با صداى نامفهومى مى گويد: اين ديگه چيه
بچه ها پراكنده مى شوند وعكس ها را جمع مى كنند و بعدها هم كه سرباز عراقى پافشارى مى كند، به او مى گويند كه تو اشتباه مى كنى، چنين چيزى نبوده، تو نديدى و ما نداريم. اگر هم بخواهى پافشارى كنى، عكس را پيش فرمانده عراقى مى بريم و قبل از اين كه ما ها تنبيه شويم، تو تنبيه مى شوى، چون او خواهد گفت مگر شما مرده بوديد كه نتوانستيد آن را پيدا كنيد
آخرش هم سرباز عراقى بچه ها را قسم داد كه فقط يك بار عكس را نشانش بدهند كه به اين كار هم حاضر نشدند و مسأله خاتمه پيدا كرد.
سال ۶۵ بود. به همت والاى تنى چند از عزيزان موفق شديم ويژه نامه هايى در زمينه هاى مختلف با عكس و نقاشى و مقالاتى در زمينه هاى گوناگون تهيه كنيم و در اختيار آسايشگاه ها بگذاريم. مدتى كه گذشت مطلع شديم كه عراقى ها از فعاليت هاى ما باخبر شده اند و هر لحظه ممكن است براى تفتيش به آسايشگاه بريزند. ويژه نامه ها را برداشتيم و به كمر بستيم و به بيمارستان رفتيم. خدا حفظ كند برادر عيسى نظرى كه مسئوليت درمانگاه اردوگاه را عهده دار بود، راه هاى مختلفى را براى پنهان كردن آن ويژه نامه ها پيشنهاد كرد، ولى هر كدام به نوعى ممكن بود با مشكل مواجه شود. اگر در محل درمانگاه هم مخفى مى كرديم ممكن بود لو برود چون هنگام تفتيش همه جا را مى گشتند. بالاخره با صحبت هايى كه كرديم قرار شد وقتى كه مى خواهند آمار بگيرند، يك نفر با ويژه نامه هايى كه به كمر داشت، به بيمارستان مراجعه كند و به بهانه اين كه به بيمارى اسهال مبتلا شده است به دستشويى برود و با همكارى يكى از برادران كه وظيفه باغبانى اردوگاه را به عهده داشت، به نحوى اوراق را پنهان كنند، و همين هم شد.
وقتى كه سرهنگ ضيا فرمانده اردوگاه به داخل آسايشگاه آمد و احوالپرسى كرد، يكى از برادران در جواب گفت كه مريضم. او هم در پاسخ گفت: بله، در دهه فجر زياد كار كرديد، برنامه داشتيد و مريض شديد. در همين موقع آقاى نظرى به سرهنگ ضيا گفت كه حال ايشان خراب است، اگر اجازه بدهيد به دستشويى برود، او هم اجازه داد. زمان حساسى بود. آن برادر داخل دستشويى ويژه نامه ها را از كمر باز كرد و در پارچه اى كه قبلاً تهيه كرده بود، پيچيد و سپس آن را توى يك نايلون قرار داد و بالاى ستون دستشويى گذاشت و مطابق قرارى كه با يكى ديگر از برادران گذاشته شده بود در فرصتى مناسب در باغچه دفن شد و البته پس از حدود شش ماه دوباره مورد استفاده قرار گرفت.
ناگفته نماند همان موقع كه ويژه نامه ها در باغچه دفن مى شد، سربازان عراقى تمام جاهايى را كه فكر مى كردند ممكن است چيزى مخفى كرده باشيم، گشته و حتى به يك برگ كاغذ هم دست نيافته بودند و به اين شكل افسر توجيه سياسى كه خبرهايى در مورد فعاليت هاى ما داده بود، زير سؤال رفت و فرمانده يقين پيدا كرد كه اينها دسيسه است و هر آنچه گزارش شده دروغ بوده است. در حالى كه هرچه گفته بودند راست بود، اما اين عنايت خاص خداوند نسبت به ما بود كه حتى ذره اى كاغذ پيدا نكردند. چون در اين صورت براى تمام بچه ها تنبيهات و محدوديت هايى در نظر گرفته مى شد.
معرفى كتاب
حقوق بشر دوستانه
در جنگ ايران و عراق (مرور رفتار عراق)
345435.jpg
* نويسنده: نعمت الله پورمحمدى
* ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى
* ويراستار: مهدى انصارى
* طرح جلد: گروه دايره
* چاپ اول: ۱۳۸۵
* شمارگان: سه هزار نسخه
* ۲۴۷ صفحه
* قيمت: ۱۳۰۰ تومان

«... هرچند با سقوط رژيم صدام پرده از بسيارى از جنايات اين رژيم برداشته شد، ليكن امكان آگاهى از همه اقدامات جنايتكارانه اين رژيم و ابعاد مختلف آن، چه در جريان هجوم و تجاوز ارتش عراق به خاك ايران و چه جناياتى كه در كشور عراق بر مردم و اقشار و اقوام مختلف آن روا داشته شد، نيست.
مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اجراى وظايف خود براى تدوين تاريخ جنگ ايران و عراق، مى كوشد تا اين جنگ را در ابعاد مختلف بررسى و تجزيه و تحليل كند كه در اين زمينه تاكنون مجموعه هاى متعددى منتشر كرده و يا در دست تهيه دارد. جنبه حقوقى جنگ ايران و عراق و بررسى آن از ديدگاه حقوق بين الملل، موضوع گسترده اى است كه كمتر به آن پرداخته شده است و تلاش بيش از پيش مراكز پژوهشى كه در اين زمينه تخصص لازم را دارند، ضرورى است.»
امروزه، با سرنگونى حاكميت صدام ، مجموعه اى از اسناد و مدارك پنهان نگه داشته شده در خصوص جنايات و تجاوزات صدام و حكومت بعث به حقوق انسان ها انتشار يافته و جهانيان غالباً ترديدى در جنايتكار بودن ديكتاتور عراق ندارند، با اين همه نويسنده كتاب «حقوق بشر دوستانه در جنگ ايران و عراق» كوشيده است تا با بيان مصداق هايى از اين جنايات، گوشه هايى از رفتار جنايتكارانه صدام حسين و حاكميت وى را در مجموعه اى مدون فراهم آورد و با اتكا به شيوه اى علمى و تحقيقى، آن را با متن مقررات حقوق بشردوستانه بين الملل تطبيق دهد.
در پيشگفتار كوتاه اين كتاب كه از سوى ناشر ارائه شده آمده است. «نگارنده محترم كتاب كه خود مدت ها در صحنه هاى دفاع از سرزمين و حقوق ايران اسلامى در جبهه هاى جنگ حضور داشته و در حال نبرد با متجاوزان به اسارت نيروهاى عراقى درآمده و سال هاى متمادى با تمام وجود شاهد رفتارهاى عوامل اين رژيم با مدافعان و اسيران جمهورى اسلامى بوده است، و پس از آزادى به ادامه تحصيل در رشته حقوق بين الملل پرداخته، كوشيده است در اين كتاب به تبيين گوشه هايى از رفتارهاى اين رژيم با مدافعان و اسيران ايرانى و اهداف غيرنظامى در ايران بپردازد و ميزان پايبندى دولت عراق به مقررات حقوق بشردوستانه بين المللى را تا حدودى روشن كند.»
كتاب «حقوق بشردوستانه در جنگ ايران و عراق» در پنج فصل تدوين شده است: فصل اول: «مفهوم، تاريخچه و سير تكوين حقوق بين الملل بشردوستانه»، فصل دوم: «رفتار عراق با افراد و اهداف غيرنظامى»، فصل سوم: «رفتار عراق با نظاميان و اسيران جنگى»، فصل چهارم: «استفاده گسترده عراق از سلاح هاى شيميايى» و فصل پنجم: «به كارگيرى ساير روش هاى منع شده در جنگ». همچنين نويسنده، سه بخش ديگر را نيز شامل «نتيجه گيرى»، «فهرست منابع كتاب» و «فهرست راهنمايى موضوعى (اعلام) به انتهاى كتاب افزوده و در نهايت، محصول انديشه و تلاش خود را به صورت اثرى مفيد و خواندنى به مخاطبان عرضه كرده است.


يادنگاران
345429.jpg
*گفت و شنود با خاطره نويسان دفاع مقدس
*نويسنده: معزز پرنيان
*ويراستار: محمدقاسم فروغى جهرمى
*شمارگان: ۳ هزار نسخه
*قيمت: ۲۰ هزار ريال
*ناشر: صرير
كتاب «يادنگاران» مجموعه اى است از ۱۴ گفت و گو با خاطره نويسان دفاع مقدس كه به اهتمام خانم معزز پرنيان تدوين شده و از سوى نشر صرير به چاپ رسيده است. ناشر طى يادداشتى كوتاه در آغاز كتاب مى نويسد:
«نشر صرير به لحاظ اعتقاد به والايى جايگاه پژوهش و تحقيق و به منظور تبيين آرا و نظرات اهل قلم و فرهيختگان ادبيات دفاع مقدس تلاش خود را براى عرضه اين اثر ارزشمند ... مبذول داشت... شايد در كنار محسنات فراوان اين اثر، حسن غالب آن باشد كه انعكاس انديشه و آراى نويسندگان بدون دخل و تصرف مى تواند شرايطى مطلوب براى نقد و تحليل ديدگاه هاى آنان در كنار تشريح وضعيت و شرايط موجود يا مورد نياز ادبيات دفاع مقدس ايجاد كند؛ لذا به حكم امانتدارى و به دور از هرگونه حب و بغض در نقل مطالب - نه نويسنده، نه ناشر و نه تهيه كننده، هيچ كدام - نه چيزى كاسته و نه افزوده شد تا پژوهشگران فرزانه و عزيز ضمن اشراف و مداقه بر حيطه ادبيات دفاع مقدس و مقايسه آن با ادبيات جنگ ساير ملل از رهگذر صميميت و اخلاص در گفت و گوها، ميهمان خوان بى تكلف اين نسل دلسوخته و آبديده در ميدان هاى آتش و خون باشند...»
واقعيت اين است كه خاطره نويسان دفاع مقدس، هر يك در تلاش اند تا به ثبت گوشه اى از شگفتى ها و زيبايى هاى آن سال هاى شگرف بپردازند و از همين منظر است كه خاطره نويسى جنگ تحميلى، حتى در سال هاى پس از جنگ نيز همچنان ارزشى حياتى براى فرهنگ ما دارد. باشد تا آن شگفتى ها، آن عظمت ها و آن زيبايى ها به دست فراموشى سپرده نشود و تأثير خجسته آن كماكان در حيات امروز جامعه ايرانى پابرجا و راسخ بماند.
ارزش و اعتبار كار خاطره نويسان دفاع مقدس، به راستى كتمان كردنى نيست و به عنوان وظيفه اى خطير و دشوار بر عهده قدرتمندترين نويسندگان اين ديار نهاده شده است. نگارش خاطرات سال هاى جنگ تحميلى، وظيفه دشوار و خطيرى است، وظيفه اى كه يقيناً مى بايد شكل سامانمند و باكيفيتى داشته باشد و به عنوان وظيفه اى مهم بر عهده تواناترين قلم به دستان كشور نهاده شود.
كتاب «يادنگاران» حاوى گفت و گوهايى است كه خاطره نويسان دفاع مقدس با مطالعه آنها مى توانند اطلاعات بيشترى در باب مصالح و مبانى كار خاطره نويسى به دست آورند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |