يكشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۵ محرم ۱۴۲۹
Sun, Feb 3, 2008
ويژه جشنواره۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
ويژه جشنواره۱
ويژه جشنواره۲
ويژه جشنواره۳
ويژه جشنواره۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
گفت و گو با عزت الله انتظامى بازيگر «آتش سبز» و «شب»
گفت و گو با عزت الله انتظامى بازيگر «آتش سبز» و «شب»
از بازى در اين فيلم ها راضى ام
345546.jpg
درباره عزت الله انتظامى چه مى توان گفت، جز آن كه او استاد سينماى ايران است، چه در بازيگرى و چه در انسانيت.
«آقاى بازيگر» سينماى ايران تا سال گذشته در ۵۰ فيلم به ايفاى نقش پرداخته بود، آثارى كه بسيارى از آنها در جشنواره هاى داخلى و خارجى مورد توجه قرار گرفته و برخى از آنها جوايزى را براى اين بازيگر پيشكسوت سينماى ايران به ارمغان آورده است.
انتظامى در جشنواره بيست و ششم با دو فيلم «آتش سبز» ساخته محمدرضا اصلانى و «شب» به كارگردانى رسول صدرعاملى حضور دارد كه هر دو اثر در بخش مسابقه سينماى ايران به نمايش در مى آيند.
درباره ويژگى هاى اين دو فيلم، نقش هاى او و موضوع جشنواره با عزت الله انتظامى گفت و گو كرده ايم.

آقاى انتظامى، به خوبى مى دانم كه هر فيلمنامه اى را نمى پذيريد و در هر فيلمى بازى نمى كنيد، اما مى خواهم بفرماييد كه چطور شد بازى در فيلم «آتش سبز» را پذيرفتيد، بويژه اين كه محمدرضا اصلانى تنها يك فيلم در سال هاى دور ساخته است. آيا از ايشان شناخت كافى داشتيد
من «شطرنج باد» را ديده بودم و كارهاى ديگرش را هم دنبال كرده بودم. از طرف ديگر شخصيت خود او براى من اهميت داشت، چون بسيار آدم متشخصى است و در كار خودش استاد است. در مستندسازى خيلى ورزيده و تواناست، در عين حال انسان قابل احترامى هم هست. ايشان از من دعوت به كار كرد و من هم پذيرفتم. از طرف ديگر قاسم قلى پور تهيه كننده فيلم را مى شناختم.
اين فيلمنامه چه ويژگى هايى داشت كه شما را علاقه مند به بازى در آن مى كرد
من ملاك هايى براى انتخاب نقش هايم دارم كه در هر كارى مد نظر قرار مى دهم. البته اين كار، فيلمنامه به آن معناى مصطلح و مشخص نداشت، بلكه داستان تكه تكه اى داشت و من در هر يك از اين بخش ها نقش خاصى را بازى مى كنم. مثلاً يك جا كاوه آهنگرم، يك جا شاهد ناظر يك سرى ماجرا هستم، يك بار قاضى هستم و.‎/‎/ در واقع اين فيلم كولاژى از چند قصه است كه در كنار هم داستان فيلم را تشكيل مى دهد.
به نظر مى رسد در ميان ۵۲ فيلمى كه بازى كرده ايد، اين نقش بسيار متفاوت است، چرا كه در هيچ فيلمى شما در چند نقش ظاهر نشده بوديد، گرچه در فيلم «ناصرالدين شاه آكتور سينما» در دو نقش بازى مى كرديد
بله، همين طور است. البته اين نقش ها بلند و طولانى نيستند، بلكه هر كدام كوتاه و گذرا هستند، اما من از اين كار راضى ام.
كار «شب» رسول صدر عاملى چگونه بود آيا از بازى در فيلم اين كارگردان كه باز هم براى اولين بار اتفاق مى افتاد، راضى هستيد
اين كار در زمستان سال گذشته فيلمبردارى شد و كار سختى بود، چون در سرماى وحشتناك ۱۵ درجه زير صفر اتفاق مى افتاد. به هر تقدير، از بازى در اين نقش هم راضى ام، وقتى صدرعاملى فيلمنامه را به من داد، آن را خواندم و از آن خيلى خوشم آمد. از نظرات او هم خيلى استفاده كردم. اميدوارم كار خوبى از آب درآمده باشد.
در اينجا فكر مى كنم نقش يك زندانى را بازى مى كنيد. درست است
قصه را كه نمى شود بگوييم.
نه، درباره اين نقش بفرماييد.
يك زندانى پير است كه گروهبانى قرار است او را به زندان منتقل كند، در مسير رسيدن به زندان به مشهد مى رسند و زندانى اصرار مى كند كه به زيارت بروند و مشكلاتى به وجود مى آيد.‎/‎/
پس اين هم نقش متفاوتى براى شما به شمار مى آيد، چون از ابتدا تا انتهاى فيلم دست شما به دستبند گروهبان گره خورده و اين مانعى براى مانور دادن شماست
بله.
خب، اين كار شما را سخت تر نمى كرد
راستش اوايل كار قدرى وحشت كردم و گفتم شايد نتوانم از عهده اش بربيايم، البته موقعى كه فيلمنامه را مى خواندم، تصور ديگرى از كار خودم داشتم، اما در آن شرايط وضع كمى فرق كرده بود. به هر حال با كمك صدرعاملى خيلى زود عادت كردم و جلو آمدم. البته نقش كارگردان در همين جاها مشخص مى شود، اكثر كارگردان هايى كه با آنها كار كرده ام، همين طور بوده اند.
آيا همه داستان در شب اتفاق مى افتد
بله، در يك شب داستان آغاز مى شود و به پايان مى رسد. فيلمبردارى اين فيلم از اول اسفند ماه آغاز شد و تا يك روز قبل از نوروز ادامه داشت، وقتى من رسيدم به تهران، درست وقت سال تحويل بود.
خب، اين كه تمام صحنه ها در شب فيلمبردارى مى شد، كار شما را با دشوارى همراه نمى كرد به هر حال براى بازيگرى به سن و سال شما قدرى ناراحت كننده بايد باشد
بله، روزها استراحت مى كرديم و شب ها كار مى كرديم. البته در هتل هم كه بودم، تماشاگران سينما كه به ما لطف دارند، دائم به سراغم مى آمدند و خيلى فرصت استراحت هم نداشتم، اما خب خيلى خوشحالم كه كار خوبى شده است. البته فيلم را خودم هنوز نديده ام، اما آنطور كه رسول صدر عاملى مى گفت، كار خوبى شده، من هم خوشحالم كه توانسته ام كار خوبى داشته باشم. به نظر من كار قابل تأملى است. حالا اين كه مضمونش چه هست و در كدام بخش قرار مى گيرد، بحث من نيست. فقط مى خواهم بگويم كارى شده كه قابل اعتناست. البته در كارهاى على حاتمى هم پيش آمده بود كه شب ها كار مى كرديم. اميدوارم كار «شب» فيلمى شده باشد كه تماشاگر را راضى كند.
آيا شما عادت به ديدن راش ها قبل از تدوين فيلم داريد
نه، من اصلاً اين كار را دوست ندارم، براى اين كه دوست دارم كارم را تا آخر بازى كنم و پس از آماده شدن فيلم، ببينم. تنها يك بار اين كار را كردم و آن هم فيلم «گاو» داريوش مهرجويى بود كه در روستايى در قزوين كار مى كرديم و مهرجويى ما را برد تا كارمان را روى ميز مونتاژ ببينيم. بعد از آن ديگر اين كار را نكردم.
جدا از دو فيلم «آتش سبز» و «شب» آيا نقش جديدى براى بازى نپذيرفته ايد
نه فعلاً، فقط قرار است در فيلم «زادبوم» از ابوالحسن داوودى بازى كنم كه در آلمان اتفاق مى افتد. از سال گذشته همين دو كار را داشتم كه هم با محمدرضا اصلانى و هم صدرعاملى تجربه خوبى بود و از همكارى با اين دو بزرگوار استفاده كردم.
آخرين كارى كه از شما روى پرده ديده ايم، «ميناى شهر خاموش» است كه سال گذشته در جشنواره حضور داشت و بازى شما هم مورد توجه قرار گرفت.
اين فيلم هنوز به نمايش درنيامده است.
بله، اما آخرين كار سينمايى شما پيش از «آتش سبز» و «شب» همين كار بوده، درست است
بله، آن هم كار سختى بود، اما حيف كه مهجور واقع شده است. گرچه در جشنواره چند جايزه گرفت، اما مهم اين است كه مردم يك فيلم را ببينند.
شما جوايز زيادى در داخل و خارج از كشور گرفته ايد كه آخرين جايزه تان هم سيمرغ جشنواره فيلم فجر سال گذشته بود. به نظر مى رسد گرفتن جايزه ديگر شوقى در شما بر نمى انگيزد، اما دوست دارم بفرماييد چه چيزى شما را خوشحال مى كند
واقعيت اين است كه بهترين جايزه براى من، نظر تماشاگران است. اين را بدون تظاهر مى گويم. اين كه مردم به خاطر بازى در فيلمى مرا در خيابان مى بينند و به سويم مى آيند و ابراز لطف مى كنند، اين برايم بهترين جايزه است و حالا هرچه تعداد بيشترى از تماشاگران به خاطر كارم تحت تأثير قرار بگيرند و رضايت آنها جلب شود، جايزه ايم بزرگتر مى شود. به هر حال ارزش كار يك بازيگر را تماشاگر مشخص مى كند. وقتى در مشهد كار مى كرديم و ميان مردم بوديم، بخوبى حس مى كردم كه هنرمندان چقدر براى مردم قابل احترامند.
شايد پاسخ به اين سؤال از بازى در يك فيلم براى شما سخت تر باشد، اما اگر امكان دارد بفرماييد بين اين ۵۲ فيلمى كه بازى كرده ايد، كدام يك را بيشتر دوست داريد
راستش من هميشه سعى كرده ام براى كار كردن فيلم هايى را انتخاب كنم كه خداى نكرده طورى نباشد كه نتوانم درباره اش پاسخگو باشم. البته من در ميان كارهايم دو، سه تا فيلم دارم كه هرگز آنها را نديده ام، در واقع خجالت مى كشم كه در آنها بازى كرده ام، چون آن چيزى كه مى خواستم، نشده است. به هر حال فيلم يك سند است و مى توان به گذشته بازگشت و دوباره مرورش كرد، بنابراين سعى كرده ام خوب انتخاب كنم. يكى از شانس هاى من همين بوده، يعنى خدا كمك كرده كه خوب انتخاب كنم و گزيده كار كنم. در تئاتر هم همين طور بود.
مرور بخش هاى مختلف جشنواره سينماى روز جهان
345537.jpg
در مجموع پانزده فيلم خارجى در بخش نمايش هاى ويژه «آثار داستانى روز» اين دوره از جشنواره بين المللى فيلم فجر به نمايش در مى آيند كه غالب اين فيلم ها همچون «جاده گوانتانامو»، «كوكب سياه» يا «فرزندان بشر» از فيلمسازان برجسته بين المللى و جزو آثار شاخص سينماى روز دنيا در سال هاى ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ بودند. اين فيلم ها همچنين واجد ارزش هاى خاصى هستند كه گاه انعكاس بخش رسالت اخلاقى و حرفه اى برخى فيلمسازان در به تصوير كشيدن مسائل و بحران هاى كنونى دنيا نظير جنگ عراق، شيوه هاى پرخشونت بازجويى در زندان گوانتانامو و يا حتى دشوارى كار خبرنگاران براى تهيه گزارش و خبر در مناطق نا امن و مرزى است. البته در ميان آنها آثار معدودى در ژانر وسترن، علمى - تخيلى و يا حتى يك فيلم سراسر ورزشى به نام مارادونا درباره زندگى اين ستاره جنجالى فوتبال نيز هستند كه بى شك مخاطبان و تماشاگران خود را خواهند داشت. در مرور فيلم هاى اين بخش يكى از مهم ترين و جنجالى ترين فيلم هاى به نمايش درآمده در آمريكا و اروپا در سال ۲۰۰۶ «جاده گوانتانامو» از مايكل وينتر باتم و مت وايت كراس بود. اين فيلم نيمه درام - مستند كه براى كارگردانان خود جايزه خرس نقره اى جشنواره فيلم برلين در سال ۲۰۰۶ را به ارمغان آورد، داستان سه مسلمان انگليسى است كه براى دو سال در زندان گوانتانامو اسير بودند تا آن كه بدون هيچ گونه جرمى در نهايت آزاد شدند. اين فيلم كه خشونت با زندانيان در اين زندان و شيوه هاى بازجويى و شكنجه آنان براى اقرار به تروريست بودن را به تصوير مى كشد، به هنگام اكران به جنجال فراوانى حتى در محافل سياسى دامن زد و جزو آثارى بود كه جزو نامزدهاى نهايى جوايز فيلم اروپا بود. همچنين چاپ پوستر اين فيلم از سوى انجمن فيلم آمريكا به خاطر نشان دادن تصوير شكنجه زندانيان از سوى مأموران آمريكايى ممنوع شد و طراحان پوستر مجبور به اعمال تغييراتى در پوستر نهايى شدند كه در آن به عكس دست هايى كه بر آنها دستبند زده شده بود، اكتفا شد.
ديگر فيلم مطرح اين بخش اثرى از كارگردان مشهور مكزيكى «آلفونسو كوارن» است كه او را براى كارگردانى دو فيلم هرى پاتر مى شناسند. آلفونسو در اين فيلم علمى - تخيلى نسل بشر و بقاى آن را سوژه قرار مى دهد تا به بحرانى كه با انقراض انسان به وجود خواهد آمد، بپردازد. داستان فيلم نيز در سال ۲۰۲۷ اتفاق مى افتد، در دنيايى پرهرج و مرج كه انسان ها نمى توانند توليد مثل كنند و در نتيجه آينده نسل بشر به خطر مى افتد. اين فيلم ۱۰۵ دقيقه اى جزو آثار شاخص ۲۰۰۶ بود كه در سه شاخه نامزد اسكار شد و جايزه ادگار آلن پو در شاخه بهترين فيلمنامه نويسى را براى كوارن به ارمغان آورد.
ورزشى ترين فيلم اين بخش اثرى سينمايى به نام مارادونا محصول سال ۲۰۰۷ ايتاليا و آرژانتين و درباره اين فوتباليست معروف است. اين فيلم كه بر اساس زندگى ديه گو آرماندو مارادوناست، مى كوشد اين ستاره فوتبال آرژانتينى را براى تماشاگرى كه حتى ممكن است عاشق فوتبال هم نباشد، بشناساند و براى اين منظور از روايت كارگردانى به نام ماركو ريسى بهره مى گيرد.از جيمز مانگولد، كارگردانى كه فيلم نامزد اسكار «Walk the line»درباره خواننده معروف كانترى «جانى كش» را به بازار داده بود، فيلم وسترنى به نام «قطار ۳ و ۱۰ دقيقه به يوما» به نمايش گذاشته خواهد شد كه كارى برجسته و قابل رقابت با وسترن هاى كلاسيك ايستوود است. داستان اين فيلم با بازى راسل كرو در نقش يك ياغى خلافكار درباره دامپرورى است كه براى نجات مزرعه دامپرورى اش و از دست ندادن آن به نقل و انتقال يك ياغى دستگير شده به يك شهر با قطار كمك مى كند تا ياغى با بازى كرو در آنجا مجازات و به پاى ميز محاكمه كشيده شود. اين فيلم كه محصول سال ۲۰۰۷ است، بازسازى يك نسخه قديمى تر و خوداقتباسى از يك داستان كوتاه وسترن است كه به عنوان نخستين فيلم وسترن كارنامه حرفه اى مانگولد با استقبال خوبى مواجه شد.
ديگر فيلم شاخص در بخش «آثار داستانى روز» اثرى مستقل و كم بودجه از كارگردانى به نام «گرگورى ناوا» درباره دشوارى ها و خطرات كار خبرنگاران در مناطق نا امن و مرزى است. اين فيلم با بازى جنيفر لوپز درباره خبرنگارى است كه درباره مجموعه اى از قتل ها در يك منطقه مرزى در نزديكى مكزيك تحقيق مى كند، اما زندگى خودش به خطر مى افتد. «شهر مرزى» با بازى دو هنرپيشه معروف ديگر يعنى مارتين شين و آنتونيو باندراس در سال ۲۰۰۶ به اكران درآمده و جزو آثارى بود كه از دل جشنواره ساندنس به مخاطبان عام تر معرفى شد و مورد استقبال و تحسين قرار گرفت. اين فيلم همچنين جزو آثار رقابت كننده براى دريافت خرس طلا در جشنواره برلين ۲۰۰۷ بود.
از سينماى ايتاليا فيلم «بر لبه بام» از كارگردانى تازه كار به نام كيم راسى استوارت در اين بخش جشنواره حضور دارد. اين فيلم درباره چهار شخصيت از اعضاى يك خانواده كه در نزاع با عشق، دوستى، بلوغ و زندگى قرار مى گيرند، اولين تجربه فيلمسازى كيم راسى استوارت است كه پيشتر براى بازى در فيلم هاى تلويزيونى و همچنين در تئاتر معروف بوده.
«قلب هاى تنها» محصول مشترك آلمان و آمريكا داستان واقعى جست و جوى دو كارآگاه براى دستگيرى دو آدمكش مشهور به زوج «قاتلين قلب هاى تنها» است كه قربانيانشان را با توسل به جاذبه هاى شخصى به دام مى افكندند. اين فيلم كه توسط تاد رابينسون ساخته شده در سال ۲۰۰۶ با بازى جان تراولتا، جيمز گاندولفين، جار دلتو و سلما هايك بر روى پرده رفته بود.
يك فيلم جنجالى ديگر در اين بخش «قطب نماى طلايى» با بازى نيكول كيدمن است كه در دسامبر ۲۰۰۷ در آمريكا به نمايش گذاشته شده بود و نامزد دو جايزه اسكار شده است. اين فيلم ساخته كريس وايتز اگرچه فروش هنگفتى در گيشه ها نداشت، اما به خاطر آن كه از سوى واتيكان يك فيلم ضد مسيحى شمرده شد به جنجال فراوانى دامن زد. در خلاصه اين فيلم كه اقتباسى از يكى از رمان هاى نويسنده معروف فيليپ پالمن است، آمده: زندگى ميان محققان در راهروهاى خالى كالج جردن و سرگردان شدن در خيابان هاى مختلف آكسفورد در جست و جوى ماجراجويى براى دخترى جوان راحت و معمولى نيست، ولى بزرگ ترين ماجراجويى ليرا در نزديكى خانه اش رخ مى دهد، روزى كه شايعاتى در مورد ذراتى خارق العاده مى شنود. گفته مى شود اين ذرات غبارگون جادويى و ميكروسكوپى اين قدرت را دارد كه كل كائنات را وحدت بخشد، اما كسانى هم هستند كه از اين ذره مى ترسند، مى خواهند نابودش كنند. ليرا كه به قلب ماجراهايى هولناك كشيده شده، مجبور مى شود از اوباش و كولى ها كمك بگيرد و درحالى كه به اين ورطه خطرناك غير قابل باور سفر مى كند، هيچ تصويرى ندارد از اين كه آيا در اين نبرد پيروز مى شود يا شكست مى خورد.
ديگر فيلم علمى - تخيلى اين بخش «نبرد اژدها» محصول سال ۲۰۰۷ و از كارگردانى به نام هيونگ رائه شيم است. اين فيلم كه اقتباسى از يك افسانه كره اى است، موجوداتى ناشناخته را نشان مى دهد كه به كره زمين باز مى گردند و آن را نابود مى سازند، اما در اين بين دو نفر سعى در نجات زمين از چنگال آنها را دارند. ماجراجويى هاى لافايت اسكادريل، آمريكايى هاى جوانى كه پيش از درگير شدن آمريكا در جنگ جهانى اول داوطلبانه در ارتش فرانسه خدمت كردند و به اولين رزمندگان اين كشور تبديل شدند، موضوع فيلم ديگر اين بخش به نام «پسران پرواز» است. اين فيلم ساخته تونى بيل در سال ۲۰۰۶ بر روى پرده رفت و از آكادمى فيلم هاى علمى - تخيلى و هارور آمريكا به عنوان بهترين فيلم ماجراجويانه جايزه گرفت. تونى بيل كارگردان اين اثر يكى از معروف ترين فيلمسازان هاليوود است كه در سال ۱۹۷۳ با فيلم «نيش» اسكار گرفت.
ديگر فيلم حاضر در اين بخش جشنواره كه روحيه مقاومت و ميهن طلبى را نشان مى دهد «آخرين هنگ» از كارگردانى به نام دوگ لفلر است كه داستان آن درباره سقوط امپراتورى روم و شخصيتى به نام رمولوس آگوستوس است كه شهر را ترك مى كند و راهى بريتانيا مى شود تا در آنجا لشكرى از حاميانش را گردهم آورد. روايتى جذاب و تكان دهنده از جنگ ويتنام با فيلم «كهنه سرباز» ساخته سيدنى. جى. فيورى يكى ديگر از فيلم هاى اين بخش است. در اين اثر يك سرباز قديمى جنگ ويتنام پس از بازگشت به سايگون با دوستى مواجه مى شود كه وى را وادار مى كند تا با عملكرد خونبارش در گذشته مواجه شود. اين فيلم تلويزيونى كه ۸۲ دقيقه است، محصول سال ۲۰۰۶ آمريكا است.
دو فيلم ديگر باقى مانده «كوه نشين: سرچشمه» از كارگردانى به نام برت لئونارد و خانم پاتر از كريس نونان و محصول مشترك انگلستان، آمريكا و استراليا هستند. در خلاصه داستان «كوه نشين: سرچشمه» آمده است.
جهان در آستانه آشوب و هرج و مرج است. در حالى كه دانكن مك لئود كوه نشين در شهرى رو به ويرانى سرگردان است، زمانه سرخوشانه اى را به ياد مى آورد كه عشقش هنوز ترك اش نكرده بود.‎/‎/ او كه تنها و نا اميد است گروهى از رفقاى جاودانه اش از جمله متوس رازآميز و جوداوسون فانى را مى يابد. اين گروه كوچك راهى جست و جوى اولين ناميرا و منشأ جاودانگى شان مى شوند.
فيلم خانم پاتر نيز داستان واقعى زندگى بئاتريكس پاتر، نويسنده يكى از محبوب ترين و پرفروش ترين رمان هاى كودكان به نام «داستان بيتر خرگوشه» و تلاش براى نيل به سعادت و موفقيت در زندگى واقعى است. در اين فيلم دو بازيگر مشهور به نام هاى رنه زلوگر در نقش خود خانم پاتر و اوان مك گرگور در نقش نورمن وارن به ايفاى نقش مى پردازند. فيلم خانم پاتر نامزد جايزه گلدن گلوب در سال ۲۰۰۷ در شاخه بهترين بازيگر زن براى رنه زلوگر شده بود.
هاشم پور متفاوت
345543.jpg
جمشيد هاشم پور كه بعد از دهه ۷۰ به بازيگرى متفاوت از آنچه مى شناسيم، تبديل شده، در سال هاى اخير به بازى در نقش هاى خاص علاقه نشان داده است.
هاشم پور سال گذشته با دو فيلم «سنگ كاغذ قيچى» و «قاعده بازى» در جشنواره فيلم فجر حضور داشت كه نقش «اقدس مرده» در «قاعده بازى» تجربه بسيار متفاوتى براى وى بود. اين بازيگر ۶۴ ساله، امسال در پنج فيلم جديد كار كرده است، اما دو فيلم از آن ميان در جشنواره حضور دارد. «آن مرد آمد» ساخته حميد بهمنى و «احضار شدگان» به كارگردانى عليرضا امينى آثار جديد جمشيد هاشم پور هستند كه البته هر دو فيلم در بخش مسابقه سينماى ايران قرار دارند. فيلم «استشهادى براى خدا» در بخش آسيا نيز به رقابت با آثار خارجى مى پردازد. بازى هاشم پور در «استشهادى براى خدا» كه در شرايط خاص آب و هوايى منطقه فيروزكوه فيلمبردارى شده، از جمله ويژگى هاى فيلم امينى است.
اين بازيگر در فيلم «ترديد» ساخته واروژ كريم مسيحى هم بازى مى كند كه فعلاً در مرحله فيلمبردارى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |