دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۶ محرم ۱۴۲۹
Mon, Feb 4, 2008
ويژه جشنواره۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
ويژه جشنواره۱
ويژه جشنواره۲
ويژه جشنواره۳
ويژه جشنواره۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
بانو
به بهانه بزرگداشت رسول ملاقلى پور در جشنواره فيلم فجر
يمان شوقى
هنگامه قاضيانى و يك نقش كليدى
345747.jpg
هنگامه قاضيانى در نگاه اول شايد بازيگر تازه كارى به نظر برسد، اما در حقيقت «به همين سادگى» نهمين تجربه بازيگرى اش در سينما به شمار مى آيد.
قاضيانى كه متولد ۱۳۴۹ است، با فيلم «سايه روشن» (حسن هدايت - 1380) به سينما وارد شد. او سپس در آثارى مثل تاريكخانه، بازنده و به آهستگى بازى كرد.
قاضيانى سال گذشته دو فيلم «روايت هاى ناتمام» و «اقليما» را به عنوان بازيگر در جشنواره داشت. او امسال در سه فيلم «نيلوفر»، «زن دوم» و «به همين سادگى» بازى كرده كه از اين ميان تنها فيلم رضا ميركريمى به جشنواره آمده است. قاضيانى تحصيلكرده مقطع كارشناسى ارشد از دانشگاه سانفرانسيسكو در رشته فلسفه است و پيش از اين در تئاتر فعاليت هاى زيادى داشته، از جمله «خرس»، «مثل خون براى استيك»، «دفتر يادداشت»، «قضيه تراخيس»، «خرس و خواستگارى» و.‎/‎/
او در «به همين سادگى» نقش يك زن خانه دار شهرستانى را كه در مناسبات شهرى تهران فضاى امروز دچار ترديد در زندگى با همسرش شده، بازى مى كند.
به بهانه بزرگداشت رسول ملاقلى پور در جشنواره فيلم فجر
آرمان هاى يك كارگردان نوجو
يمان شوقى
345750.jpg
يك سال از ضايعه درگذشت «رسول ملاقلى پور» براى سينماى ايران مى گذرد. فقدان ملاقلى پور فارغ از جنبه عاطفى و انسانى كه براى نزديكان و همكاران و آشنايانش دارد، بدون ترديد براى سينماى ايران و خصوصاً سينماى برآمده از انقلاب اسلامى ضايعه اى بدون بازگشت است، چرا كه ملاقلى پور با هر متر و معيارى كه حساب كنيم، يكى از تأثيرگذارترين و مهم ترين فيلمسازان ايرانى هم نسل خود بود و درست در اوج پختگى حرفه اى و هنرى، مخاطبان و علاقه مندان خود را تنها گذاشت.شايد كمتر سينماگرى از افراد هم نسل او بيابيم كه تا اين حد و از جنبه هاى مختلف قابل بحث و در عين حال بدعت گذار و جست و جوگر راه هاى تازه و شيوه هاى بيانى و اجرايى جديد، آن هم در متن يك سينماى عافيت جو و عاقبت انديش باشد. بنابراين تصميم مديران مهم ترين حادثه فرهنگى سال يعنى جشنواره بين المللى فيلم فجر را در اختصاص بخش ويژه اى براى مرور و ارج گذارى بر آثار او ستايش مى كنيم و بهانه اى مى دانيم براى اشاره به گوشه هايى از دلايل اهميت و وزن حضور او و آثارش بر ربع قرن از سينماى ايران.

جسارت در انتخاب مضامين
ملاقلى پور جزو نسلى از جوانان هنردوست و جسورى بود كه بنا به دلايلى چون پيشينه فرهنگى و اقتصادى خانواده و علايق مذهبى، فعالانه در انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى شركت داشت و جزو بنيانگذاران حوزه انديشه و هنر اسلامى (حوزه هنرى سال هاى بعد) به عنوان يكى از مهمترين نهادهاى تربيت نيروى انسانى هنرمند و متعهد به شمار مى رفت. فارغ از ويژگى هاى شخصيتى و فعاليت هاى فردى، رسول ملاقلى پور سينما و تصوير را به سختى و از طريق ممارست هاى طولانى با دوستان همدل و در جدالى دائمى با عوامل انسانى يا زمانى - مكانى مخالف آموخت.
شكى نيست كه پس زمينه ملاقلى پور تا حد زيادى موجب باز بودن نسبى دستش در نوع نگاه به جامعه و سينماى اجتماعى بود، چرا كه به هر حال بر اهليت و صلاحيت او در پيشگاه مسئولان نظارت و هدايت سينما صحه مى گذاشت، ولى در عين حال خود او هم به شهادت آثارش مدام در حال جدال با دايره تنگ مضامين و نگاه هاى رايج در سينماى ايران بود و اى بسا كه پاره اى از فريادهاى در گلو مانده سال هاى واپسين عمرش بسامد فشارهايى بودند كه به واسطه اين شكل از طرح مسائل اجتماعى گريبانگيرشان بود. واكاوى لايه هاى درونى شخصيتى و هويتى نيروهاى معروف به «معاند» در «مجنون» و «پناهنده» و طرح جدى مسئله فقر به عنوان يكى از پارامترهاى اصلى زوال سرمايه هاى انسانى اجتماع (تا حد نزول شخصيتى شان به كاراكترهاى آنارشيست و تروريست) از جمله دستاوردهاى بى بديل سينماى ايران در سال هاى آغازين دهه هفتاد است كه افتخار آن قطعاً به نام ملاقلى پور ثبت خواهد ماند. پيگيرى شاخصه هاى مختلف «فقر» و بسط آن به عنوان مضمونى محورى كه قابل بازيافت بر وجوه مختلف نه فقط اقتصادى كه فرهنگى نيز هست، بعداً يكى از مؤلفه هاى تكرار شونده در آثار ملاقلى پور شد كه گاه محملى جامعه شناختى مى يافت (نسل سوخته)، گاه پاسخ آزمون شيوه هاى بيانى تازه بود (خسوف و كمكم كن) و گاهى نيز بهانه هاى سياسى چاشنى اش بود (قارچ سمى)‎/ قارچ سمى اصولاً صريح ترين بيانيه سياسى ملاقلى پور در واكنش به ابن ملجم هاى زمانه بود، آنجا كه ديالوگ هاى قهرمانش را صريحاً از خطبه هاى نهج البلاغه برداشت مى كرد و دغدغه اصلى او را گذر از تمنيات و وسوسه هاى دنيايى، به نيت اقتدا به امير مؤمنان(ع) نشان مى داد.شايد احساسات گرايى ذاتى ملاقلى پور تا حدى موجب افتادن به ورطه غلظت بخشى و اغراق و قصور از طرح مبانى جامعه شناختى «اقتصاد فقر و غنا» در آثار اجتماعى اش شده باشد، اما در آثار جنگى اش، آنجا كه با الهامى آشكار از عظيم ترين حماسه تراژيك فرهنگ شيعه يعنى واقعه كربلا همواره مرثيه خوان پيروزى ها و مشكلات، شهادت ها و فشار بر نيروهاى جوان و مستعد ايرانى در كوران جنگى تحميل شده است، چهره يك كارشناس تمام عيار را به خود مى گيرد و فيلم هايش، از «سفر به چزابه» گرفته تا «مزرعه پدرى» فارغ از ويژگى هاى تكنيكى و روايى شان، عملاً بستر تمام عيارى براى پى جويى ديدگاه ها و رهيافت هاى مختلف در باب مباحث گوناگون در آسيب شناسى تاريخى سال هاى دفاع مقدس هستند. صرفنظر از غناى بصرى و ظرافت هاى سينمايى آثارى مثل «چزابه»، «هيوا» و سكانس هاى جنگى «قارچ سمى» و «مزرعه پدرى» طرح سؤال هاى گوناگون در باب نيات و ظرفيت هاى آدم هاى درگير جنگ و آزمايش هاى سخت در مقاطع مختلف و حساس زندگى شان جزو دغدغه هاى دائمى فيلمساز بوده است. نگاه فراجناحى و ملى او به ظرفيت هاى گسترده اى كه ماهيت دفاع مقدس در بخش هاى مختلف و اقشار گوناگون اجتماع ايران بيدار كرد و حسرت او بر پرپر شدن مستعدترين جوانان كشور در مسير دفاع از آب و خاكشان - كه از جمله در مصاحبه مفصلش با اكبر نبوى بارها بر آن صحه گذاشت - موجب آن شده كه حتى در بطن پرشورترين حماسه سرايى ها (فى المثل در «پرواز در شب») و يا در ملودرام اوردوز شده اى مثل «ميم مثل مادر» قهرمانان درگير در جنگ را به شكل قربانيان دنيايى ايثارشان ببيند كه هرچند نزد پروردگارشان زنده اند و مرزوق، اما در اين جهان نصيبى جز رنج و صبر و سوختن در سكوت ندارند. در يك كلام مى توان گفت دستاوردهاى تكنيكى صرفنظر از يكى دو استثنا، عظيم ترين و مؤثرترين صحنه پردازى مربوط به بازآفرينى وقايع عظيم در سينماى دفاع مقدس را بايد در آثار ملاقلى پور جست. فيلمسازى كه هرچند سينما را غريزى شروع كرد، ولى به دليل بك گراند حرفه اى اش (عكاس - فيلمبردار) از همان آغاز نوجويى هاى تكنيكى را در ساخت و پرداخت صحنه هاى جنگى در دستور كار قرار داد. ميزانسن هاى بيانگر و پرشكوه او در سكانس هاى عمليات، عاملى است براى قرار دادن بيننده در متن حوادث فيلم و با توجه به حجم وحشتناك انرژى لازم براى سر و سامان دادن به هماهنگى نيروهاى پشت و مقابل دوربين، بايد تجربيات او را كارستانى در ميدان امكانات محدود و توليد محقر رايج در سينماى ايران دانست. استفاده دراماتيك از امكانات اسپشيال افكت در «پرواز در شب» (تلاقى انفجارهاى بك گراند آدم هاى با انفجارهاى درونى و حسى شان) به سرعت جاى خود را به تجربيات پرشمار آبى - خاكى در «افق» داد كه نه فقط از امكانات عظيم ميدانى كه از تلفيق فن گرايى و شعور براى واقع نمايى و پر كردن فاصله دكور و لوكيشن با تدوين و ريتم ناشى مى شدند. سكانس هاى جنگ هاى دريايى و غواصى به اضافه سكانس هاى حمله هواپيماهاى دشمن به كشتى و اردوگاه تداركاتى سپاه هنوز هم جزو قوى ترين و پذيرفتنى ترين سكانس هاى جنگى سينماى ايران، آن هم در مقياس جهانى هستند.
نوجويى هاى روايى
اگر فيلمسازان خودآموخته غالباً در عرصه سينماى كلاسيك گام مى زنند و اوج مى گيرند، ولى ملاقلى پور جزو آن گروه استثنايى است كه روايت صرف هيچ گاه راضى اش نكرده. بنابراين در دل خط داستانى محكم «افق» و «پناهنده» شاهد قوى ترين و تأثيرگذارترين كليپ هاى سينمايى - در تركيب با آواى محزون نوحه خوانان - مى شويم و بعدتر به تركيب غريب خيال و واقعيت در «چزابه» و «مزرعه پدرى» يا معجون آينده و گذشته و حال در سريال «نجات يافتگان» و فيلم «هيوا» مى رسيم.حتى نوع استفاده از ساختار اپيزوديك در «نسل سوخته» يا شكل روايت نامنظم خط مستقيم قصه در «قارچ سمى» هم بيانگر ذهن نا آرام و ملتهبى است كه چارچوب هاى موجود به هيچ قيمتى قانعش نمى كند و در پى انتخاب قالب اثر، به كشف و شهود حرفه اى در طى مدارج تكميل فيلم ادامه مى دهد.
جاى تأسف است كه اين ذهن خلاق، اغلب از تدوين يك ساختار داستانى كامل و جامع به عنوان اساس و بستر پرواز روايت غفلت مى كرد، چنانچه آثار او بيشترين آسيب ها را از تلون زاويه ديد و فقدان متريال قوى و كافى در فيلمنامه خورده اند.شايد بى دليل نباشد كه كامل ترين آثار او يعنى «سفر به چزابه» و گوهر يگانه آثارش اپيزود دوم «نسل سوخته» بيش از هر چيز مبتنى بر شهود شخصى فيلمساز و پاسخ به ندايى درونى به نظر مى رسند كه ريشه اش را بايد بيشتر در ماورا جست تا منطق دنيايى، اما جسارت تجربه گرى در فرم هاى بيانى و روايى در بطن يك سينماى مستقل و مبتنى بر برقرارى رابطه با مخاطب از ديگر امتيازات انكارناشدنى رسول ملاقلى پور است.
تكمله
رسول ملاقلى پور چه به دلايلى كه برشمرديم و چه به هزار و يك دليل ديگر، نقشى انكارنشدنى در تكوين هويت و شخصيت سينماى پس از انقلاب دارد. دست كم صاحب جايگاهى منحصر به فرد در اين سينماست و به شهادت گفته ها و مصاحبه هاى مختلف در كسب اين جايگاه وامدار حمايت و پر و بال مقامات اين دنيايى هم نيست.بزرگداشت و تجديد خاطره و مرور بر آثارش مى تواند بهانه اى مناسب براى واكاوى دلايل توفيق او و تبيين ميراثى باشد كه حاصل دستاوردهاى فنى و معنوى او در وصول به آن جايگاه است. تأملى در اين كه رسول ملاقلى پور در ۱۵ فيلم سينمايى و سه، چهار تجربه كوتاه و مستند دور و نزديكش كه بود، از كجا آمد و در نهايت اين راه پرافت و خيز، تا چه حد روسفيد مخاطب و تاريخ و مولايش شده است.
سينمــــــــــــاى اميد
گلاويژ نادرى
345762.jpg
فيلمسازان مشتاق ورود به سينماى حرفه اى براى اولين بار در جشنواره بيست و يكم فجر فرصت پيدا كردند با ديگر همقطاران خود در بخش جداگانه اى با عنوان مسابقه فيلم هاى اول به رقابت بپردازند. در اين جشنواره كه سال ۱۳۸۱ برگزار شد، ۲۷ فيلم از فيلمسازان كه اولين فيلم بلند سينمايى خود را جلو دوربين برده بودند، به نمايش درآمد. قبل از اين دوره فيلم هاى اول فيلمسازانى كه اولين حضور خود را در سينماى حرفه اى تجربه مى كردند، در كنار بزرگان سينما و استخوان خردكرده هاى اين عرصه به رقابت گذاشته و طبعاً توانايى و استعداد جوانترها و تازه واردها كمتر ديده مى شد. كارگردانان كم تجربه نمى توانستند در كنار افرادى كه چندين سال از عمر خود را در سينماى حرفه اى گذرانده بودند، قد علم كنند. بسيارى از آثار قابل توجه فيلمسازان جوان و خلاق تا پيش از اضافه شدن اين بخش به مسابقه سينماى ايران ناديده انگاشته مى شد و آنان كمتر فرصت رقابت با ديگران را پيدا مى كردند، به همين دليل مسئولان امر تصميم گرفتند فضايى را براى جوانترها يا پيشكسوتانى كه پس از يك عمر فعاليت در عرصه فيلم هاى مستند و كوتاه، ساخت فيلم بلند سينمايى را هم تجربه كرده اند، به وجود بياورند تا آنان علاوه بر حضور در ديگر بخش هاى جشنواره با يكديگر و كارگردانان همسنگ خود رقابت كرده و توانايى خود را در ميدان مبارزه با حريفان مناسبترى محك بزنند.
* امسال در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر با حضور دبير جديد، مقررات حضور در بخش مسابقه فيلم هاى اول و دوم تغييرى نكرده است و همانند سال هاى گذشته گروهى از جوانان در كنار باتجربه ها اولين يا دومين فيلم بلند خود را علاوه بر بخش هاى ديگر جشنواره به اين بخش هم ارائه مى دهند. مصطفى رزاق كريمى (حس پنهان)، پريسا بخت آور (دايره رنگى)، محمدرضا رحمانى (ستايش)، على روئين تن (دلشكسته)، سامان استركى (صندلى خالى)، بهنام بهزادى (تنها دوبار زندگى مى كنيم)، مهرداد فريد (همخانه) و.‎/‎/ از جمله فيلمسازانى هستند كه فرم شركت در جشنواره فجر را پر كرده اند. آنها چشم به ميدان رقابت جشنواره دوخته اند تا ببينند سيمرغ در دستان چه كسى جا خوش مى كند. بدون شك حضور در جشنواره فجر براى افرادى كه به تازگى قدم به سينماى حرفه اى گذاشته اند، نسبت به پيشكسوتان جذابيت و اهميت بيشترى دارد و آنان خود را به آب و آتش مى زنند تا در اين عرصه حضور پيدا كنند. فيلم اولى ها حضور در اين فضا را بخشى از آمال و آرزوى خود در سينما مى دانند و به اين دليل كه فيلم هاى حاضر در جشنواره مورد توجه رسانه ها بخصوص مطبوعات قرار مى گيرد، آن را فرصت مغتنمى براى ديده شدن و معرفى اثر خود به فعالان و علاقه مندان سينما ارزيابى مى كنند.مصطفى رزاق كريمى امسال اولين فيلم بلند خود با نام «حس پنهان» را به جشنواره ارائه داده است. او فعاليت هنرى خود را در سال ۱۹۸۳ ميلادى در اتريش با ساخت فيلم مستند و داستانى آغاز كرده و پس از ۱۸ سال به ايران بازگشته است. رزاق كريمى اولين فيلم بلند داستانى خود را با عنوان «شاعر فرانسوى» سال ۱۹۸۴ در اتريش جلو دوربين برده و با فيلم هاى مستند «تاريخ گمرك»، «ناوگان هما» و «راه آهن ترانزيت» در جشنواره ياد و يادگار كه چند سال پيش در تهران برگزار مى شد، حضور داشت. او در سال هايى كه در اتريش ساكن بود، به سفارش وزارت فرهنگ و هنر اين كشور فيلم هاى داستانى نيمه بلند را جلو دوربين برده است.داستان «حس پنهان» درباره رابطه بين زن و شوهرى است كه مدت ها است به سردى گراييده است. تقابل سنت و مدرنيته محور اصلى داستان فيلم است. رزاق كريمى مى گويد: «فيلمنامه ويژگى هاى لازم براى يك فيلم بلند سينمايى را داشت و با روحيه من نزديك بود. دوستان هم اصرار داشتند كه با اين فيلمنامه اولين فيلم بلندم را در ايران بسازم.»او كه تجربه فيلمسازى در ايران و خارج از كشور را پشت سر گذاشته است، فيلمسازى در هر كشورى را تابع قوانين و امكانات آن كشور مى داند و معتقد است فيلمسازى در ايران به مراتب آسانتر از كشورهاى اروپايى است: «تحقيقى مفصل درباره مسائل اجرايى سينما در اتريش انجام دادم. در اروپا فيلمسازى سخت تر از ايران است. براى گرفتن يك نور آرك بايد چندين نور را توجيه كرد و براى كار خود دفاعيه داشت. در حالى كه در ايران براى اين كار دست فيلمبردار باز است. در ظاهر مشكلات فيلمسازان در ايران بيشتر است، اما در اروپا بايد مراحل سختى را پشت سر بگذاريد. هر كشور مشكلات خاص خود را دارد كه يك فيلمساز بايد خود را با آن وفق بدهد.»بهنام بهزادى فيلمسازى را از دهه ۶۰ با ساخت فيلم هاى سوپرهشت آغاز كرده و تا به حال هشت مستند بلند و ۲۰ مستند كوتاه را جلو دوربين برده است. «تنها دو بار زندگى مى كنيد» فيلم بلند اول او در جشنواره امسال است. طرح اوليه اين اثر مناسب فيلم بلند سينمايى بوده و به همين دليل بهزادى تصميم گرفت آن را در قالب فيلم بلند داستانى بسازد.
بدقولى تهيه كنندگانى كه تعهد كرده بودند سرمايه اين فيلم را تأمين كنند، باعث شد بهزادى اولين فيلم بلند خود را با سرمايه شخصى و حمايت مركز گسترش سينماى مستند و تجربى بسازد، اما او اين راه را به همكاران خود توصيه نمى كند و مى گويد: «با سرمايه شخصى كار كردن سخت و دشوار است. در شكل حرفه اى با حضور تهيه كننده مسئوليت ها تقسيم مى شود و هر كسى روى كار خود متمركز مى شود.»بهزادى طرح اوليه «تنها دو بار زندگى مى كنيم» سال ۱۳۸۲ نوشته و پس از هشت بار بازنويسى فيلمبردارى سال گذشته در تهران و سياهكل انجام شد. داستان فيلم درباره راننده مينى بوسى است كه تنها براى زندگى در دنيا چند روز فرصت دارد. با وجود اين كه فيلم با سرمايه محدود ساخته شده، اما كارگردان با عوامل فيلم مشكلى نداشته است و مراحل فيلمبردارى و فنى بخوبى پيش رفته است. بهزادى مى گويد: «خوشبختانه با افرادى كار كردم كه مسائل مالى براى آنان اهميت زيادى نداشت و همه صميمانه و با انرژ…………ى كار كردند تا پايان كار با هيچ يك از عوامل مشكل مالى نداشتم و تلاش كردم دستمزد هر يك را بموقع پرداخت كنم.»
«در سخت ترين شرايط به لحاظ امكانات و تجهيزات كار كرديم. قديمى ترين و كهنه ترين دوربين و وسايل در اختيار ما قرار داده شد و با حداقل ها كار كرديم. براى گرفتن تجهيزات بشدت با فارابى مشكل داشتيم. متأسفانه فيلم اولى ها خيلى مظلوم واقع مى شوند و تجهيزات بر مبناى ارتباطات در اختيار افراد قرار مى گيرد.»كارگردان «تنها دو بار زندگى مى كنيم» با اين كه با مشكلات و سختى فراوان اولين تجربه فيلم بلند خود را پشت سر گذاشته، اما به افرادى كه قصد دارند اولين فيلم بلند خود را بسازند، هيچ توصيه اى نمى كند و مى گويد: «توصيه مى كنم به فيلم اولى ها كه هيچ توصيه اى را از هيچ كس گوش نكنند. هر فردى مسير مخصوص به خود را در فيلمسازى دارد كه بايد فقط آن را پيش بگيرد.»منوچهر هادى چند فيلم تلويزيونى را قبل از ساخت «قرنطينه» جلو دوربين برده است. او مشكلات زيادى براى گرفتن پروانه ساخت و پيدا كردن سرمايه گذار را پشت سر گذاشته ا ست. حدود دو سال صدور پروانه ساخت فيلم به طول انجاميده و با وجود اين كه مركز گسترش سينماى مستند و تجربى وظيفه حمايت از فيلم هاى اول را بر عهده دارد، از اين فيلم هيچ گونه حمايتى نمى كند.
345765.jpg
هادى مجبور مى شود به سختى با هزينه شخصى خود اين فيلم را بسازد. او با ابراز نارضايتى از برخورد مركز گسترش سينماى مستند و تجربى مى گويد: «براى ساخت قرنطينه روى وام فيلم هاى اول كه مركز گسترش سينماى مستند و تجربى پرداخت مى كند، حساب باز كرده بودم، اما در نهايت مجبور شدم تمام هزينه ساخت فيلم را قرض كنم، تنها آقاى اربابى (مديركل نظارت و ارزشيابى معاونت سينمايى) از اين فيلم حمايت كردند.»قرنطينه مضمونى اجتماعى دارد و داستان قديمى آشنايى دخترى فقير با پسر پولدار را با نگاهى به وضعيت بيماران سرطانى و روايتى تازه به تصوير مى كشد.
منوچهر هادى مى گويد: «فيلمنامه آنقدر قوى بود كه تمامى عوامل به خاطر كيفيت بالاى فيلمنامه در اين فيلم حضور پيدا كردند و همه انصافاً زحمت زيادى كشيدند. اميدوارم گروه نتيجه زحمات خود را در جشنواره ببيند.»بهروز افخمى تدوين «قرنطينه» را انجام داده است. هادى شاگرد او در كلاس فيلمنامه نويسى بوده و رابطه دوستانه اى با افخمى دارد. او پس از خواندن فيلمنامه، تدوين فيلم را پذيرفته است.على روئين تن پيش از اين در سمت مدير توليد، مجرى طرح، تهيه كننده و ‎/‎/‎/ در سينما فعاليت داشته و تاكنون چند فيلم هشت و ۱۶ ميليمترى و چهار فيلم ويديويى را كارگردانى كرده است و «دلشكسته» اولين فيلم بلند اوست. روئين تن فيلمنامه اين فيلم را دو سال پيش نوشته. هفت بار بازنويسى كرده است. مؤسسه شهيد آوينى و مركز گسترش سينماى مستند و تجربى تهيه كنندگى اين فيلم را بر عهده دارند و آن طور كه كارگردان فيلم مى گويد، مشكل مالى چندانى در ساخت آن نداشته است: «كسى كه وارد عرصه فيلمسازى مى شود با مشكلات آن بخوبى آشنا است و بايد با آنها كنار بيايد. فيلمسازى كار سختى است و وقتى در اين مسير قرار مى گيرى، بايد بر مشكلات غلبه كنى. اگر كسى بخواهد در سينما كار فرهنگى انجام دهد، مشكلات عمده اى سر راه او قرار دارد كه بايد آنها را كنار بزند.»روئين تن سعى كرده از عوامل حرفه اى سينما در فيلم خود استفاده كند و از اين بابت راضى به نظر مى رسد. در انتخاب عوامل، تهيه كننده فيلم با او همراهى لازم را داشته و او از اولين تجربه بلند سينمايى خود راضى است.داستان «دلشكسته» درباره دو دانشجوى رشته جامعه شناسى است كه با وجود ديدگاه هاى متفاوت مجبور مى شوند پايان نامه اى مشترك درباره جامعه ايده آل بنويسند.
به نظر مى رسد روئين تن با تمامى مشكلات مربوط به ساخت فيلم اول بخوبى كنار آمده و يا آنها را به قول خودش به راحتى كنار زده است. او مى گويد: «سعى كردم فيلمى بسازم كه حفظ آبرو كرده باشم. مشكلات آنقدر نبود كه نتوانم كار را بخوبى پيش ببرم. من هميشه دوست داشتم فيلم بلند كارگردانى كنم، براى اين كار تمامى مشكلات را تحمل كردم و خوشحالم كه به آرزويم رسيدم. سينما راه پرخطرى دارد، اما تحمل آن براى من شيرين بود. در ره منزل ليلى كه خطرهاست به جان، شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |