گلاويژ نادرى
|
|
|
فيلمسازان مشتاق ورود به سينماى حرفه اى براى اولين بار در جشنواره بيست و يكم فجر فرصت پيدا كردند با ديگر همقطاران خود در بخش جداگانه اى با عنوان مسابقه فيلم هاى اول به رقابت بپردازند. در اين جشنواره كه سال ۱۳۸۱ برگزار شد، ۲۷ فيلم از فيلمسازان كه اولين فيلم بلند سينمايى خود را جلو دوربين برده بودند، به نمايش درآمد. قبل از اين دوره فيلم هاى اول فيلمسازانى كه اولين حضور خود را در سينماى حرفه اى تجربه مى كردند، در كنار بزرگان سينما و استخوان خردكرده هاى اين عرصه به رقابت گذاشته و طبعاً توانايى و استعداد جوانترها و تازه واردها كمتر ديده مى شد. كارگردانان كم تجربه نمى توانستند در كنار افرادى كه چندين سال از عمر خود را در سينماى حرفه اى گذرانده بودند، قد علم كنند. بسيارى از آثار قابل توجه فيلمسازان جوان و خلاق تا پيش از اضافه شدن اين بخش به مسابقه سينماى ايران ناديده انگاشته مى شد و آنان كمتر فرصت رقابت با ديگران را پيدا مى كردند، به همين دليل مسئولان امر تصميم گرفتند فضايى را براى جوانترها يا پيشكسوتانى كه پس از يك عمر فعاليت در عرصه فيلم هاى مستند و كوتاه، ساخت فيلم بلند سينمايى را هم تجربه كرده اند، به وجود بياورند تا آنان علاوه بر حضور در ديگر بخش هاى جشنواره با يكديگر و كارگردانان همسنگ خود رقابت كرده و توانايى خود را در ميدان مبارزه با حريفان مناسبترى محك بزنند.
* امسال در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر با حضور دبير جديد، مقررات حضور در بخش مسابقه فيلم هاى اول و دوم تغييرى نكرده است و همانند سال هاى گذشته گروهى از جوانان در كنار باتجربه ها اولين يا دومين فيلم بلند خود را علاوه بر بخش هاى ديگر جشنواره به اين بخش هم ارائه مى دهند. مصطفى رزاق كريمى (حس پنهان)، پريسا بخت آور (دايره رنگى)، محمدرضا رحمانى (ستايش)، على روئين تن (دلشكسته)، سامان استركى (صندلى خالى)، بهنام بهزادى (تنها دوبار زندگى مى كنيم)، مهرداد فريد (همخانه) و.// از جمله فيلمسازانى هستند كه فرم شركت در جشنواره فجر را پر كرده اند. آنها چشم به ميدان رقابت جشنواره دوخته اند تا ببينند سيمرغ در دستان چه كسى جا خوش مى كند. بدون شك حضور در جشنواره فجر براى افرادى كه به تازگى قدم به سينماى حرفه اى گذاشته اند، نسبت به پيشكسوتان جذابيت و اهميت بيشترى دارد و آنان خود را به آب و آتش مى زنند تا در اين عرصه حضور پيدا كنند. فيلم اولى ها حضور در اين فضا را بخشى از آمال و آرزوى خود در سينما مى دانند و به اين دليل كه فيلم هاى حاضر در جشنواره مورد توجه رسانه ها بخصوص مطبوعات قرار مى گيرد، آن را فرصت مغتنمى براى ديده شدن و معرفى اثر خود به فعالان و علاقه مندان سينما ارزيابى مى كنند.مصطفى رزاق كريمى امسال اولين فيلم بلند خود با نام «حس پنهان» را به جشنواره ارائه داده است. او فعاليت هنرى خود را در سال ۱۹۸۳ ميلادى در اتريش با ساخت فيلم مستند و داستانى آغاز كرده و پس از ۱۸ سال به ايران بازگشته است. رزاق كريمى اولين فيلم بلند داستانى خود را با عنوان «شاعر فرانسوى» سال ۱۹۸۴ در اتريش جلو دوربين برده و با فيلم هاى مستند «تاريخ گمرك»، «ناوگان هما» و «راه آهن ترانزيت» در جشنواره ياد و يادگار كه چند سال پيش در تهران برگزار مى شد، حضور داشت. او در سال هايى كه در اتريش ساكن بود، به سفارش وزارت فرهنگ و هنر اين كشور فيلم هاى داستانى نيمه بلند را جلو دوربين برده است.داستان «حس پنهان» درباره رابطه بين زن و شوهرى است كه مدت ها است به سردى گراييده است. تقابل سنت و مدرنيته محور اصلى داستان فيلم است. رزاق كريمى مى گويد: «فيلمنامه ويژگى هاى لازم براى يك فيلم بلند سينمايى را داشت و با روحيه من نزديك بود. دوستان هم اصرار داشتند كه با اين فيلمنامه اولين فيلم بلندم را در ايران بسازم.»او كه تجربه فيلمسازى در ايران و خارج از كشور را پشت سر گذاشته است، فيلمسازى در هر كشورى را تابع قوانين و امكانات آن كشور مى داند و معتقد است فيلمسازى در ايران به مراتب آسانتر از كشورهاى اروپايى است: «تحقيقى مفصل درباره مسائل اجرايى سينما در اتريش انجام دادم. در اروپا فيلمسازى سخت تر از ايران است. براى گرفتن يك نور آرك بايد چندين نور را توجيه كرد و براى كار خود دفاعيه داشت. در حالى كه در ايران براى اين كار دست فيلمبردار باز است. در ظاهر مشكلات فيلمسازان در ايران بيشتر است، اما در اروپا بايد مراحل سختى را پشت سر بگذاريد. هر كشور مشكلات خاص خود را دارد كه يك فيلمساز بايد خود را با آن وفق بدهد.»بهنام بهزادى فيلمسازى را از دهه ۶۰ با ساخت فيلم هاى سوپرهشت آغاز كرده و تا به حال هشت مستند بلند و ۲۰ مستند كوتاه را جلو دوربين برده است. «تنها دو بار زندگى مى كنيد» فيلم بلند اول او در جشنواره امسال است. طرح اوليه اين اثر مناسب فيلم بلند سينمايى بوده و به همين دليل بهزادى تصميم گرفت آن را در قالب فيلم بلند داستانى بسازد.
بدقولى تهيه كنندگانى كه تعهد كرده بودند سرمايه اين فيلم را تأمين كنند، باعث شد بهزادى اولين فيلم بلند خود را با سرمايه شخصى و حمايت مركز گسترش سينماى مستند و تجربى بسازد، اما او اين راه را به همكاران خود توصيه نمى كند و مى گويد: «با سرمايه شخصى كار كردن سخت و دشوار است. در شكل حرفه اى با حضور تهيه كننده مسئوليت ها تقسيم مى شود و هر كسى روى كار خود متمركز مى شود.»بهزادى طرح اوليه «تنها دو بار زندگى مى كنيم» سال ۱۳۸۲ نوشته و پس از هشت بار بازنويسى فيلمبردارى سال گذشته در تهران و سياهكل انجام شد. داستان فيلم درباره راننده مينى بوسى است كه تنها براى زندگى در دنيا چند روز فرصت دارد. با وجود اين كه فيلم با سرمايه محدود ساخته شده، اما كارگردان با عوامل فيلم مشكلى نداشته است و مراحل فيلمبردارى و فنى بخوبى پيش رفته است. بهزادى مى گويد: «خوشبختانه با افرادى كار كردم كه مسائل مالى براى آنان اهميت زيادى نداشت و همه صميمانه و با انرژ…………ى كار كردند تا پايان كار با هيچ يك از عوامل مشكل مالى نداشتم و تلاش كردم دستمزد هر يك را بموقع پرداخت كنم.»
«در سخت ترين شرايط به لحاظ امكانات و تجهيزات كار كرديم. قديمى ترين و كهنه ترين دوربين و وسايل در اختيار ما قرار داده شد و با حداقل ها كار كرديم. براى گرفتن تجهيزات بشدت با فارابى مشكل داشتيم. متأسفانه فيلم اولى ها خيلى مظلوم واقع مى شوند و تجهيزات بر مبناى ارتباطات در اختيار افراد قرار مى گيرد.»كارگردان «تنها دو بار زندگى مى كنيم» با اين كه با مشكلات و سختى فراوان اولين تجربه فيلم بلند خود را پشت سر گذاشته، اما به افرادى كه قصد دارند اولين فيلم بلند خود را بسازند، هيچ توصيه اى نمى كند و مى گويد: «توصيه مى كنم به فيلم اولى ها كه هيچ توصيه اى را از هيچ كس گوش نكنند. هر فردى مسير مخصوص به خود را در فيلمسازى دارد كه بايد فقط آن را پيش بگيرد.»منوچهر هادى چند فيلم تلويزيونى را قبل از ساخت «قرنطينه» جلو دوربين برده است. او مشكلات زيادى براى گرفتن پروانه ساخت و پيدا كردن سرمايه گذار را پشت سر گذاشته ا ست. حدود دو سال صدور پروانه ساخت فيلم به طول انجاميده و با وجود اين كه مركز گسترش سينماى مستند و تجربى وظيفه حمايت از فيلم هاى اول را بر عهده دارد، از اين فيلم هيچ گونه حمايتى نمى كند.
|
|
|
هادى مجبور مى شود به سختى با هزينه شخصى خود اين فيلم را بسازد. او با ابراز نارضايتى از برخورد مركز گسترش سينماى مستند و تجربى مى گويد: «براى ساخت قرنطينه روى وام فيلم هاى اول كه مركز گسترش سينماى مستند و تجربى پرداخت مى كند، حساب باز كرده بودم، اما در نهايت مجبور شدم تمام هزينه ساخت فيلم را قرض كنم، تنها آقاى اربابى (مديركل نظارت و ارزشيابى معاونت سينمايى) از اين فيلم حمايت كردند.»قرنطينه مضمونى اجتماعى دارد و داستان قديمى آشنايى دخترى فقير با پسر پولدار را با نگاهى به وضعيت بيماران سرطانى و روايتى تازه به تصوير مى كشد.
منوچهر هادى مى گويد: «فيلمنامه آنقدر قوى بود كه تمامى عوامل به خاطر كيفيت بالاى فيلمنامه در اين فيلم حضور پيدا كردند و همه انصافاً زحمت زيادى كشيدند. اميدوارم گروه نتيجه زحمات خود را در جشنواره ببيند.»بهروز افخمى تدوين «قرنطينه» را انجام داده است. هادى شاگرد او در كلاس فيلمنامه نويسى بوده و رابطه دوستانه اى با افخمى دارد. او پس از خواندن فيلمنامه، تدوين فيلم را پذيرفته است.على روئين تن پيش از اين در سمت مدير توليد، مجرى طرح، تهيه كننده و /// در سينما فعاليت داشته و تاكنون چند فيلم هشت و ۱۶ ميليمترى و چهار فيلم ويديويى را كارگردانى كرده است و «دلشكسته» اولين فيلم بلند اوست. روئين تن فيلمنامه اين فيلم را دو سال پيش نوشته. هفت بار بازنويسى كرده است. مؤسسه شهيد آوينى و مركز گسترش سينماى مستند و تجربى تهيه كنندگى اين فيلم را بر عهده دارند و آن طور كه كارگردان فيلم مى گويد، مشكل مالى چندانى در ساخت آن نداشته است: «كسى كه وارد عرصه فيلمسازى مى شود با مشكلات آن بخوبى آشنا است و بايد با آنها كنار بيايد. فيلمسازى كار سختى است و وقتى در اين مسير قرار مى گيرى، بايد بر مشكلات غلبه كنى. اگر كسى بخواهد در سينما كار فرهنگى انجام دهد، مشكلات عمده اى سر راه او قرار دارد كه بايد آنها را كنار بزند.»روئين تن سعى كرده از عوامل حرفه اى سينما در فيلم خود استفاده كند و از اين بابت راضى به نظر مى رسد. در انتخاب عوامل، تهيه كننده فيلم با او همراهى لازم را داشته و او از اولين تجربه بلند سينمايى خود راضى است.داستان «دلشكسته» درباره دو دانشجوى رشته جامعه شناسى است كه با وجود ديدگاه هاى متفاوت مجبور مى شوند پايان نامه اى مشترك درباره جامعه ايده آل بنويسند.
به نظر مى رسد روئين تن با تمامى مشكلات مربوط به ساخت فيلم اول بخوبى كنار آمده و يا آنها را به قول خودش به راحتى كنار زده است. او مى گويد: «سعى كردم فيلمى بسازم كه حفظ آبرو كرده باشم. مشكلات آنقدر نبود كه نتوانم كار را بخوبى پيش ببرم. من هميشه دوست داشتم فيلم بلند كارگردانى كنم، براى اين كار تمامى مشكلات را تحمل كردم و خوشحالم كه به آرزويم رسيدم. سينما راه پرخطرى دارد، اما تحمل آن براى من شيرين بود. در ره منزل ليلى كه خطرهاست به جان، شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى.»