|
گفت وگوى «ايران» با اوليويه روا اسلام شناس فرانسوى و متخصص امور افغانستان و پاكستان
فرجام هم پيمانى با طالبان
|
|
|
گفت وگو از: حسين قنبرى گرمى/ بخش پايانى
امروزه چه روابط سازمانى و ايدئولوژيك ميان طالبان افغانستان و طالبان پاكستان وجود دارد روابط موجود بين اين دو جريان روابطى بسيار نزديك و تنگاتنگ است زيرا نه تنها هر دو طالبان افغانستان و پاكستان داراى ايدئولوژى هاى يكسانى هستند بلكه هر دو به يك گروه قومى يعنى پشتون تعلق دارند پس مى توان گفت كه تنها يك جبهه طالبان وجود دارد كه در دو طرف مرزهاى ميان پاكستان وافغانستان قرار گرفته اند. گفته مى شود امروزه مناطق شمال غربى پاكستان تحت تسلط چندين قبيله قرار گرفته است كه فرماندهى آنان را نسل جديدى از طرفداران طالبان برعهده دارند . نظر شما درباره نحوه قدرت يابى اين نيروها چيست به نظر من اين نيروها هنوز در سطح ملى به قدرت نرسيده اند بلكه برعكس، در مناطق قبيله اى، قدرت طالبان ، جايگزين قدرت قبايل سنتى بزرگ شده است. چه كشورها و جريان هايى پشت اين هسته هاى طالبان محلى پاكستان هستند و اساساً منابع مالى ، تسليحاتى و ايدئولوژيكى اين گروه هاى افراطى چگونه تأمين مى شود منابع مالى و بالطبع تسليحاتى اين جريان هاى افراطى بيشتر از انواع مختلف قاچاق بويژه قاچاق مواد مخدر تأمين مى شود . در رابطه با منابع ايدئولوژيكى آنها نيز مى توان گفت كه اينها بيشتر از تفكرات سلفى ها و وهابيون الهام مى گيرند. در اين بخش دوم است كه شبكه القاعده بيشترين نقش را ايفا مى كنند. يعنى آموزش هاى نظامى آنها و تعليمات عقيدتى آنها را اين شبكه بر عهده دارد. فكر مى كنيد چه بخشى از گسترش اين جنبش هاى افراطى به اشتباهات وضعف هاى دولت پرويز مشرف ، رئيس جمهورى پاكستان و چه بخشى به اقدامات بازيگران خارجى ازجمله آمريكا و كشورهاى عربى بازمى گردد در اين باره مى توان گفت حدود سى سال است كه همكارى بسيار تنگاتنگى ميان ارتش پاكستان و سعودى ها براى حمايت از جنبش هايى از نوع طالبان چه در افغانستان و چه در پاكستان وجود دارد. در سال هايى كه طالبان در كابل به قدرت رسيدند ارتش پاكستان از اين جريان هاى مذهبى نوعى استفاده ابزارى كرد. استقرار حكومتى به دست طالبان در كشور همسايه پاكستان كه يك سوى آن نيز به اعراب افغان متصل بود يك رابطه ارگانيك ميان سازمان هاى امنيتى اسلام آباد و اين گروه ها بوجود آورد. به اعتقاد شما آيا حادثه ترور بوتو استراتژى نهاد هاى امنيتى اين كشور بويژه ارتش را براى مقابله با نيروهاى افراطى قبايل تغيير خواهد داد به نظر من به دو دليل مقابله آن چنانى بين ارتش پاكستان و نيروهاى افراطى وجود نخواهد داشت . اولين دليل اين است كه ارتش پاكستان امروزه امكانات كافى براى مقابله مسلحانه با جريان هاى افراطى ايدئولوژيك را ندارد . دليل دوم هم اين است كه روابط موجود ميان ارتش پاكستان و اين جريان ها چنان است كه دو طرف اغلب سعى مى كنند از مقابله با هم پرهيز كنند پس با اين دلايل مى توان گفت تقابلى كه باعث هرج و مرج در پاكستان شود بين ارتش و طيف هاى افراطى روى نخواهد داد . به راه حل هاى مناسب براى عبور از اين بحران بپردازيم از ديدگاه شما يك استراتژى مناسب براى مقابله با جنبش هايى كه صحنه سياسى پاكستان را برهم مى زنند چه ويژگى ها و ابعادى بايد داشته باشد براى مقابله با جريان هاى اخلالگر، ارتش بايد طرح هاى سياسى خود را شفاف كند تا روابطش با اين شبكه ايدئولوژيك كاملاً مشخص شود. همچنين ارتش بايد از سياست تهاجمى خود در قبال مناطقى مانند افغانستان كه چاقوى تندروى را تيز مى كند، چشم پوشى كند. از سوى ديگر امضاى برخى موافقت نامه ها با افغانستان يا رسيدن به توافقى با هند درباره كشمير نيز در اين راستا مى تواند بسيار مفيد باشد. چون نيروهاى ايدئولوژيك پاكستان به شدت نسبت به اين دو منطقه علاقه مى ورزند و سياست مبهم دولت دراين مناطق فرصتى جدى براى ترويج تفكر معارضه با دولت براى اين نيروها فراهم مى كند. در ساختار دولتى كه قرار است در پاكستان شكل بگيرد چگونه مى توان پاكستان را در مقابل جريان هاى افراطى مصون نگه داشت براى رسيدن به اين هدف بايد دولتى باثبات و دموكراتيك در پاكستان بر سركار آيد كه از نگاه من در شرايط فعلى امرى بسيار مشكل است. به عنوان سؤال آخر فكر نمى كنيد بخش هايى از سياست آمريكا و روابط اين كشور با پاكستان كه موج شورش ها را دامن مى زند بايد مورد بازبينى و اصلاح قرار گيرد مشكل از آنجا آغاز شد كه آمريكا حمايت هاى بى قيد و شرطى را از دولت اسلام آباد شروع كرد كه اين امر اشتباه بود. از سوى ديگر آمريكايى ها فرمول مشرف به علاوه بوتو را مطرح كردند كه به نظر من در به قتل رسيدن بى نظير بوتو تأثيرگذار بود و امروزه با اين اوصاف آمريكا نيازمند سياستى منطقى و شفاف در قبال پاكستان است.
|